بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

بر دوش بردن دانش آموزان برای حق آموزش!

در روستای قارخون آذربایجان‌شرقی مادران این روستا، دانش‌آموزان را بر دوش خود گرفته و از رودخانه عبور داده و به مدرسه می‌رساند تا آن‌ها از دسترسی به آموزش محروم نشوند . خانم معلم معصومه حمیدی از این محرومیت می گوید و خود اینجور مدرسه می رود!

 

به تعبیر شهید بهشتی “منطق فطرت” اینجا چه می گوید؟

 

عمل فطری معلمان زیادی می گوید: آموزش حق است نه کالا!

هیچ کس با صاحب کارش چنین نمی کند.

فقط محق را چنین به حقش می رسانند.

 

سواد ابتدایی، حامل فرهنگ است و جامعه پذیری و ایرانی-اسلامی زیستن و نیازهای ضروری بچه ها را تامین می کند؛ پس حق است.

 

کالا، بازارپذیر و در عرضه و تقاضا و تجارت می افتد.

اما حق، اعطاء می شود؛ در نابازار است.

فطرت و ارتکاز شرعی و تمدنی مان بر این شاهد است: ببین از “اعطاءِ” خون و “اهداء” عضو و… برای حق حیات می گوییم!

 

محسن قنبریان

خدای نهج البلاغه، مدافع برخی شهرهاست!

خدای نهج البلاغه، لشکر دارد: “عَزِیزَ الجُند”(لشکر نفوذ ناپذیر)، “الغَالِب جُندُه”(سپاه پیروز). [خطبه ۱۹۰و۱۹۱]

خدای نهج البلاغه پشت برخی شهرها در می آید و اجازه اجرای نقشه به متجاوزان نمی دهد. علی(ع) روزی درباره یکی از آن شهرها(کوفه) این راز را بیان کرد:

کَأَنِّی بِکِ یَا کُوفَهُ تُمَدِّینَ مَدَّ الْأَدِیمِ الْعُکَاظِیِّ، تُعْرَکِینَ بِالنَّوَازِلِ وَ تُرْکَبِینَ بِالزَّلَازِلِ، وَ إِنِّی لَأَعْلَمُ أَنَّهُ مَا أَرَادَ بِکِ جَبَّارٌ سُوءاً إِلَّا ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِشَاغِلٍ [أَوْ] وَ رَمَاهُ بِقَاتِلٍ.

اى کوفه، گویا تو را مى نگرم که همانند چرم عکاظى [۱]زیر پاى حوادث کشیده مى شوى، پایمال پیشامدها مى گردى، و اضطرابها بر تو سوار مى شود. و مى دانم هیچ ستمکارى بر تو بدى نخواست مگر اینکه خداوند او را به برنامه مشغول کننده اى مبتلا ساخت، یا هدف تیر کشنده اى نمود.(خطبه۴۷)

غزه امروز آن چرم عکاظیِ کشیده شده زیر پای حوادث و پایمال پیشامدهاست؛ که خداوند پشتش در آمد، جبّار صهیونی را به مشکلات خود مشغول و ان شاء الله به تیر قاتل هم دچار خواهد کرد.

عاقبتِ پیشنهاد ترامپ را هم خواهیم دید!

خدای علی(ع) زیباست در اوج آسمان عرفان، به شدت سیاسی و اجتماعی است؛ “یَرفَعُ المُستَضعَفیِن و یَضَعُ المُستَکبِریِن ” هم هست!

محسن قنبریان

مرتبط: خداشناسی در نهج البلاغه

[۱] عکاظ از بازارهای دوره جاهلیت و از ماده «عکظ» به معنى کوبیدن، پایمال کردن است. چرم عکاظی کنایه از لگدکوب حوادث شدن است.

راهبردی که معاونت راهبردی لحاظش نکرد!

بسیاری به نقش راهبردیِ زن در تغییرات اساسی جامعه بی توجه اند.

از نگاه راهبردی، نسبت های متفاوتی بین وجه زنانه(پوشش) با تغییر سرنوشت اجتماعی در تاریخ معاصر ما رخ داده است:

  1. کشف حجاب در نظام خودکامه و وابسته پهلوی:
    این شخصی سازی و آزادی فرهنگی، در واقع مخدّری برای عدم توجه به سرنوشت سیاسی اجتماعی جامعه و بالتبع ادامه خودکامگی و وابستگی رژیم بود.
    امام خمینی در این باره فرمود:
    “از خیانتهای بزرگی که به ملت ما شد این بود که نیروی انسانی ما را از دست گرفتند؛ نیروی بانوان ما را به عقب راندند، بانوان ما را منحط کردند؛ خیانت کردند بر ملت ما. بانوان ما را ملعبه کردند؛ بانوان ما را مثل عروسکها کردند. بانوان ما جنگجو بودند، اینها خواستند ننگجو باشند!”
  2. مداخله دادن زنان در سرنوشت سیاسی اجتماعی و مقدرات اساسی(انقلاب اسلامی):
    امام خمینی این مداخله را یک اصل اساسی و برتر از یک راهبرد می دید اما در مقابل فرهنگ ابتذال هم از آن استفاده راهبردی کرد.
    ورود زنان به نهضت اسلامی -برای تغییر سرنوشت- نسبت مستقیمی با انتخاب پوشش اسلامی داشت.
    حجاب توسط متفکران انقلاب اسلامی ابزاری برای پوشاندن زنانگی و تامین حضور انسانی او در اجتماع تعریف شد.
    امام خمینی در اینباره فرمود: “زنها گمان نکنند که این مقام زن است که باید بزک کرده بیرون برود، با سرِ باز و لخت! این مقام زن نیست این عروسک بازی است نه زن. زن باید شجاع باید زن باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت بکند”.
  3. کشف حجاب و جنگ روسری در حکومت اسلامی (جنبش ززآ):
    بطور خاص از دهه ۹۰ مهندسیِ دقیقی برای جمع بُرداری بین وجه زنانه و وجه مشترک انسانیِ زن برای تغییر سیاسی طراحی شد که در جنبش زن زندگی آزادی بروز نهایی یافت.

کشف حجاب اینجا نه صرفا شخصی سازی پوشش فردی بلکه نوعی کمپین سازی علیه اسلام سیاسی بود.

پوشش، قدر مشترک زنان است که اسلام درباره آن فرامینی دارد.

وجه اصلی اسلام سیاسی هم قائل به حکومت بودن و دخالت آن در تحقق ارزشها و احکام اسلامی است؛ پس کشف حجاب در این موقعیت دیگر یک انتخاب سلیقگی و شخصی نیست، بلکه جزیی از تقابل با اسلام سیاسی قلمداد می شود.

قرار دادن درصدی از زنان در این موقعیت، حس پیشرانیِ تغییر به آنها می دهد. دیگر زنان با کشف حجاب خود را ملعبه مردان هرزه -چنانچه در حکومت پهلوی بود- نمی بینند؛ بلکه آنرا کنشی موثر در تغییر سرنوشت اجتماعی و جزیی از مبارزه مدنی سیاسی می بینند!

از همین جاست که رهبر جمهوری اسلامی آنرا حرام سیاسی خواند!

اگر یک جوان متشرع این مهندسی راهبردی را در حد نقض حکم شرعی یا دختر کم حجابی آن را انتخابی شخصی و سلیقگی ببیند جای تعجب نیست؛ اما کسی در کرسی معاونت راهبردی رئیس جمهور نباید آنرا فروکاهد.

چگونه میشود تحقق راهبرد معارضه با اسلام سیاسی را “مسیر درست” خواند و همزمان آنرا وجه جلب منافع ملیِ همان نظام سیاسی(رفع تحریم) قرار داد؟!

 آن بخش گفتگو:

«فرید زکریا: بگذارید در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران از شما بپرسم. من در سال گذشته چندین بار در عربستان سعودی بودم. زنان سعودی به من آمدند و گفتند که بسیار افتخار می‌کنند که حالا در عربستان سعودی، زنان حقوق بیشتری نسبت به ایران دارند. رئیس‌جمهور جدید گفته که قرار است امکان اینرا فراهم کند که زنان هر چیزی که می‌خواهند بپوشند. اینکه دیگر نیازی به پوشیدن روسری نباشد و از آنچه که من آن را آزار زنان توسط گشت ارشاد می‌دانم جلوگیری شود. این هنوز به نظر نمی‌رسد که اتفاق افتاده باشد. آیا این اتفاق خواهد افتاد؟

ظریف: خوب،ببینید. من به این که در شکل‌گیری کابینه ایران نقشی داشته‌ام افتخار می‌کنم. در کابینه‌مان چهار زن داریم. در سطح وزارتی.

فرید زکریا: آیا این زنان می‌توانند بدون پوشش مو در جلسات کابینه حضور پیدا کنند؟

ظریف: خوب، آنها انتخاب کرده‌اند که این کار را نکنند چون به قوانین کشور احترام می‌گذارند. حالا، اگر به خیابان‌های تهران بروید، خواهید دید که بسیاری از زنان موهای خود را نمی‌پوشانند. این خلاف قانون است، اما دولت تصمیم گرفته است که زنان را تحت فشار قرار ندهد. این وعده‌ای بود که رئیس‌جمهور پزشکیان داد و این وعده در حال اجراست. او اجرای قانون رابا موافقت ارکان نظام به تعلیق درآورد. منظور من رهبری کشور نیست. منظور ارکان کشور است، مانند رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه و دیگران، مانند شورای امنیت ملی.

پس ما در مسیر درست حرکت می‌کنیم.

…این[حقوق اقلیت ها و مساله پوشش زنان] کافی نیست فرید. این یک گام در مسیر درست است!»

کاستن از اسلام سیاسی، حرکت در مسیر درست نیست؛ حرکت در مسیری است که از اول آمریکایی ها خواسته اند. آنها بارها گفته اند دنبال سرنگونی نظام سیاسی نیستند، دنبال تغییرند و منظورشان دقیقا تغییر اسلام سیاسی به یک اسلام اجتماعی یا فردی است!

محسن قنبریان

پیوند ولایتی بین مسلمانان، راهکار عملی تحقق امت‌سازی است

  • حجت‌الاسلام قنبریان گفت: امت‌سازی عملیاتی باید با پیوند ولایتی بین مسلمانان شکل بگیرد و این پیوند نه تنها در داخل کشور اسلامی، بلکه بین کشورهای اسلامی و آحاد مسلمانان باید تقویت شود. دیپلماسی عمومی و ولایت طرفینی از راهکارهای عملی برای تحقق امت‌سازی است.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین محسن قنبریان استاد حوزه و دانشگاه در سلسله نشست های جهاد تبیین که به همت معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم که در سالن همایش های غدیر برگزار شد، مطالبی را در خصوص «طرح کلی مقاومت، در اندیشه امامین انقلاب» بیان کرد.

حجت‌الاسلام قنبریان در ابتدای مطالب خود به تشریح فرمایشات رهبر معظم انقلاب درباره مقاومت پرداخت و با تأکید بر صحبت‌های یک سال اخیر ایشان، دسته‌بندی جامعی از این فرمایشات ارائه داد و اظهار داشت: این دسته‌بندی می‌تواند روشنی‌بخش راهبردهای آینده باشد. تحلیل زمین مقاومت و جایگاه موضوعات نظامی، موشکی و وعده‌های صادق در این راهبردها مشخص می‌کند که چقدر و چگونه باید انجام شوند و سایر وظایفی که ممکن است مورد توجه قرار نگیرند را نیز روشن می‌کند.

وی در ادامه به اهمیت مسئله فلسطین در امت‌سازی اسلامی با توجه به بیانات رهبر انقلاب اشاره کرد و گفت: توجه به فلسطین کلید رمزآلودی است که درهای فرج و گشایش برای امور مسلمین را می‌گشاید. فلسطین برای جمهوری اسلامی ایران هم ارزش نفسی و هم ارزش غیری دارد. راه حل اساسی جمهوری اسلامی برای فلسطین، برگزاری انتخابات عمومی با مشارکت تمامی فلسطینیان اعم از مسلمان، یهودی و مسیحی است. این ایده ساده، معقول و اخلاقی است و در چارچوب نظام بین‌المللی قرار دارد.

این استاد حوزه و دانشگاه به اهمیت طرح‌های مقاومت و وظایف هسته‌های مقاومت پرداخت و بیان کرد: طرح رفراندوم برای فلسطین یک ایده معقول و اخلاقی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را زیر سوال ببرد. با این حال، این طرح در حال حاضر مورد قبول جهانی نیست و وظیفه هسته‌های مقاومت تحمیل این طرح به رژیم صهیونیستی است. هسته‌های مقاومت نباید به دنبال کشتن هر یهودی یا صهیونیست باشند، بلکه باید رژیم صهیونیستی را وادار به پذیرش رفراندوم کنند. ایده انقلاب اسلامی برای فلسطین از جنس بیرون کردن محمدرضا پهلوی است و نه از جنس داعش که به دنبال کشتار باشد.

حجت‌الاسلام قنبریان با استناد به فرمایشات رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۶۷، افزود: فلسطین مانند کشورهای بالکان و قفقاز که پس از سال‌ها بی‌هویتی، هویت اصلی خود را باز یافتند، می‌تواند هویت اسلامی و عربی خود را باز یابد. راه‌حل مردم‌سالار برای فلسطین، برگزاری رفراندوم با مشارکت تمامی فلسطینیان است. حجت‌الاسلام قنبریان افزود که هسته‌های مقاومت باید این طرح معقول و اخلاقی را به رژیم صهیونیستی تحمیل کنند و هر عملیات نظامی باید به سمت تحقق این هدف حرکت کند.

وی به ساختارهای معیوب سازمان ملل و تأثیرات منفی آن بر کشورهای اسلامی اشاره کرد و اظهار داشت: سازمان ملل، که پس از جنگ‌های جهانی اول و دوم شکل گرفت، نمی‌تواند راه‌حلی برای مسئله فلسطین ارائه دهد، زیرا خود مولود جنگ‌ها و تجزیه کشورهای اسلامی است. تنها راه نجات فلسطین، مقاومت است و این مقاومت باید مردم‌پایه باشد.

این استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: امت‌سازی عملیاتی باید با پیوند ولایتی بین مسلمانان شکل بگیرد و این پیوند نه تنها در داخل کشور اسلامی، بلکه بین کشورهای اسلامی و آحاد مسلمانان باید تقویت شود. دیپلماسی عمومی و ولایت طرفینی از راهکارهای عملی برای تحقق امت‌سازی است.

حجت‌الاسلام قنبریان در ادامه به موانع و مشکلات موجود در راه تحقق اتحاد اسلامی پرداخت و تصریح کرد: پیوند ولایتی و اتحاد اسلامی دو نکته مهم هستند که باید به آن‌ها توجه شود. این پیوند ولایتی باید به گونه‌ای تقویت شود که اتحاد اسلامی به دست آید.

وی به چهار مرتبه از اتحاد اسلامی اشاره کرد و گفت: اولین مرحله عدم تعرض و معارضه نکردن با یکدیگر است. یعنی کشورها نباید علیه همدیگر اقدام کنند و نباید با اسرائیل علیه یک کشور مسلمان هم‌پیمان شوند. دومین مرحله دفاع از یکدیگر است. اگر کشوری تحت تحریم قرار گرفت، باید از آن حمایت کنیم. مرحله سوم هم‌افزایی است که به معنای ائتلاف‌های علمی، امنیتی و سیاسی بین کشورهای اسلامی است و در نهایت و مرتبه چهارم رسیدن به تمدن اسلامی است. علمای اسلامی باید با یکدیگر همکاری کنند و ارزش‌های اسلامی را به‌عنوان ارزش‌های غالب معرفی کنند. کشورهای اسلامی به دلیل غرب‌زدگی هویت خود را از دست داده‌اند و نیاز به تقویت هویت اسلامی دارند.

این استاد حوزه و دانشگاه به موضوع واژگونی ارزش‌ها توسط دشمنان اشاره کرد و گفت: دشمنان با استفاده از نیروهای مسلمان، ارزش‌های اسلامی را واژگون کرده و «عملیات‌های تروریستی ضد مردمی به جای شهادت‌طلبی»، «تعصب و تحجر به جای اسلام‌گرایی و جهاد»، «قومیت‌گرایی به جای اسلام‌خواهی و امت‌گرایی»، «غرب‌زدگی و وابستگی اقتصادی و فرهنگی به جای استقلال»، «سکولاریسم به جای علم‌گرایی»، «سازش‌کاری به جای عقلانیت»، «فساد و هرج و مرج اخلاقی به جای آزادی»، «دیکتاتوری به نام نظم و امنیت»، «مصرف‌زدگی و دنیاگرایی به نام توسعه و ترقی» و «فقر و عقب‌ماندگی به نام معنویت‌گرایی» را قالب می‌کنند. علما باید دیپلماسی عمومی برقرار کنند و ارزش‌های واقعی اسلامی را تبیین کنند.

حجت‌الاسلام قنبریان به مثال‌هایی از تجزیه سوریه و تلاش‌های رژیم صهیونیستی برای تجزیه مناطق مختلف اشاره کرد و اظهار داشت: دشمنان به دنبال تجزیه کشورهای اسلامی هستند تا بتوانند کنترل بیشتری بر منطقه داشته باشند. و اقدامات رژیم در تجزیه کشورهای اهداف خود؛ نقشه‌های استعماری برای از بین بردن کشورهای اسلامی می باشد.

وی افزود: مسئله فلسطین باید در صدر اخبار و افکار عمومی دنیا باقی بماند و رسانه‌ها، نخبگان و علما باید تلاش کنند تا این موضوع از اولویت خارج نشود.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین قنبریان به موضوع قانون اقدام متقابل علیه آمریکا و راهبرد اخراج آمریکا از منطقه پرداخت و افزود: این قانون هشت ماه قبل از شهادت سردار سلیمانی تصویب شد و وظایفی برای شورای امنیت ملی، وزارت خارجه و دیگر نهادها تعیین کرد. هدف این قانون نهادینه کردن اخراج آمریکا از منطقه بود و مقرر شد که هر چهار ماه گزارشی به کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی ارائه شود.

وی ادامه داد: مقاومت باید پیوست اجتماعی داشته باشد و همه مردم ایران باید در این مقاومت شرکت کنند. مقاومت اجتماعی به معنای مشارکت همه مردم در مقاومت است و نباید تنها به حاکمیت سیاسی محدود شود.دوگانه اقتصاد و مقاومت نباید وجود داشته باشد و باید ثابت کنیم که زندگی با مقاومت ممکن است.

این استاد حوزه و دانشگاه به سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی اشاره کرد و بیان کرد: مشارکت عمومی مردم در اقتصاد و برقراری نسبت عادلانه بین کارآفرین و کارگر از جمله مواردی است که باید رعایت شود. مقاومت باید عقلانی و زندگی‌بخش بوده و هدف آن تأمین زندگی بهتر برای همه مردم باشد.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین قنبریان در بخش پایانی سخنان خود اظهار داشت: مقاومت نباید صرفاً به کار تبیینی و توضیحی محدود شود، بلکه باید بعد نظامی نیز داشته باشد تا بتواند در مقابل ددمنشی‌های رژیم صهیونیستی ایستادگی کند. این بعد نظامی باید در طرح کلی مقاومت معنا پیدا کند و یکی از مطالبات ما باشد.

تولید و عدالت!

 

اول چند دقیقه وقت بگذارید سیاستهای کلی اصل۴۴ را بخوانید!

 

چه رشد اقتصادی و پیشرفتی موجب عدالت می شود؟!

 

گفته شد پیشرفت خود به خود به عدالت نمی انجامد! عدالت توزیعیِ بعد از رشد اقتصادی هم چاره اساسی فاصله طبقاتی نیست بلکه اصلا تا کیک اقتصاد بزرگ نشود، توزیع سهم بیشتر هم میسر نیست!

 

از اینجاست که “عدالت پیش از تولید” مطرح می شود. “تقسیم عادلانه منابع تولید ثروت” یک اصل اساسی است (بند۲ اصل۴۳ قانون اساسی). پس کلمه اساسی در سیاستهای اصل۴۴: “گسترش مالکیت عمومی در جهت تحقق عدالت اجتماعی” می شود.

بدون گسترش مالکیت عموم، سود منابع برای طبقه یقه سفیدها و سرمایه دارها و  کاهش ارزش اسکناس برای حقوق بگیران(کارمند و کارگر) خواهد بود. فقیران فقیرتر و اغنیاء پولدارتر می شوند!

 

سیاستهای اصل۴۴ برای این گسترش مالکیت عمومی، “تعاونی های فراگیر بیکاران و سه دهک پایین” را پیشنهاد داد که تا پایان برنامه پنجم به ۲۵٪ در اقتصاد کشور برسد. ۳۰٪درآمدهای حاصل از واگذاری ها به بخش خصوصی و حاکمیتی هم به آن تعاونی ها جهت فقر زدایی و سهیم شدن در مالکیت عمومی کشور اختصاص یابد!

 

قانون اجرایی آن هم سال۸۷ تصویب و فصل سوم به آن تعاونی ها اختصاص یافت!

براساس آن باید بودجه سالانه هم برمبنای توسعه آن تعاونی ها بسته شود!

حتی مدل تعاونی توسعه و عمران شهرستانی و دهیاری هم در سال۸۹ طراحی شد!

 

لکن با گذشت ۲۰سال آن طبقات در مالکیت و سهم بری -نه به شکل تعاونی و نه کارگاه های کوچک(ایده دیگر رهبری)- مشارکتی نیافتند! هم مشارکت در رونق رشد اقتصادی کم شد، هم عدالت عقب ماند!

 

محسن قنبریان

توحید و عدالت و آزادی/ معیارهای سه گانه اسلام

علامه طباطبائی(ره) در المیزان:

” انبیاء بشر را -چه نوعش و چه فردش- دعوت مى‌کنند به اینکه تک تک و مجموعشان بر طبق دعوت فطریشان -یعنى بر اساس کلمه توحید- سیر کنند و اعتقاد به توحید حکم مى‌کند به وجوب تطبیق اعمال فردى و اجتماعى بر معیار اسلام‌ براى خدا؛ یعنى معیارهاى زیر:

  1. تسلیم خدا شدن.
  2. بسط عدالت، یعنى گسترش تساوى در حقوق حیات.
  3. حریت در اراده صالحه و عمل صالح.

و این تحقق نمى‌یابد مگر وقتى که ریشه‌هاى اختلاف یعنى:

  1. بغى به غیر حق.
  2. استخدام و تحکم زورمندان از زیر دستان.
  3. اینکه ضعیف برده شدن براى قوى را بپذیرد، از بیخ کنده شود.

 پس هیچ اله بجز اللَّه نیست و هیچ ربى جز او نیست و هیچ حکمى جز براى خدا نیست.” (ترجمه المیزان ج۳ ص۳۹۱و۳۹۲)

نتایج:

  1. “فطرت” دعوت به توحید و “توحید” دعوت به تطبیق اعمال فردی و اجتماعی بر “معیار اسلام” می کند.
  2. “معیارهای اساسی اسلام” سه تاست:
    – تسلیم خدا شدن.
    – بسط عدالت.
    – آزادی در اراده صالحه.
  3. بسط عدالت را به “گسترش تساوی در حقوق حیات” معنا می کند.
    جای دیگر توضیح داده “حقیقت نوع انسان” بطور مساوی در افراد تقسیم شده، پس اقتضاء می کند “حق حیات” هم در بین افراد آن مساوی باشد و همه در بهره مندی از آن “در یک سطح” باشند! (ر.ک: ص۳۹۴)پس هرچه از شعب حق حیات شد، همه افراد در آن مساوی اند.
  4. هریک از این سه معیار، ضدی دارد که “ریشه اختلاف” در جامعه میشود:
    – بغی به غیر حق؛ در مقابل تسلیم خدا شدن (اختلاف دینی)
    – استخدام یکطرفه زیردستان و ناتوانان توسط زورمندان و توانگران؛ مقابل بسط عدالت و تساوی در حقوق حیات (اختلاف طبقاتی در کالا شدن حق های اساسی)
    – پذیرش بردگی اقویا؛ مقابل آزادی در اراده صالحه (اختلاف طبقاتی در رتبه بندی اراده ها)
  5. اسلام “دین توحید” و همزمان “دینِ عدالت و آزادی” است. این دو نه از احکام فرعی که معیارهای اسلامِ اصیل و فروعات مهم توحیدند.
    اسلام منهای عدالت و حریت، اسلامِ شرک و تقلبی است.

محسن قنبریان

نهج البلاغه جوانان

نهج البلاغه قطعا یکی از خاستگاه های انقلاب اسلامی بوده است. انقلاب اسلامی در ادامه مسیر هم نیازمند این قطب نمای درست و دقیق است.

رهبر انقلاب اسلامی به این مطلب به کرات اصرار دارند: “امروز از همیشه به نهج البلاغه محتاج تریم”، “اگر بخواهیم انقلاب اسلامی را ادامه بدهیم بایستی اسلام را همه جانبه مراعات کنیم و نمودارش نهج البلاغه است؛ برگردیم به نهج البلاغه و ارزیابی کنیم”.

 

البته نهج البلاغه سیمای انسان کامل و تراز هم در کنار حکومت و جامعه تراز هست؛ بهترین تبیین در دنیا شناسی و آخرت گرایی هم هست و مجموعه معارف لازمی که برای یک زندگی همه جانبه لازم است.

 

بنده همان قدر که از مهجوری نهج البلاغه رنج می برم از گِرد و بی خاصیت کردن آن و خط کش و سنجه را به قدر خود کردن (جای اینکه خود را با آن ارزیابی کردن) هم رنج می برم!

لکن تلاش ها برای خوانده شدن و جرقه های شروع را پاس می دارم.

 

کتاب “نهج البلاغه جوانان” اثر فاضلی جوان (آقای محمد حسین دانشوند) تلاشی برای نزدیک کردن فاصله جوانان با این کتاب است.

تقسیم خطبه ها، نامه ها، حکمتها را به هم ریخته و جلد اول را به تاریخ اسلام در نهج البلاغه اختصاص داده؛ سخنان را جمع کرده و ترجمه روان برگزیده تا مخاطب را با کتابی تاریخی از آن دوره مواجه کند.

با سپاس از ایشان، ان شاء الله خواندن این کتاب جرقه اشتیاق به نهج البلاغه را در نسل نو پدید آورد.

 

محسن قنبریان

چرا دیگر ۱۹ دی ” آفریده” نمی‌شود؟

۱۷دی۵۶ وقتی مقاله روزنامه اطلاعات در سالگرد کشف حجاب، روحانیت را کنار کمونیستها، مخالف توسعه ایران قرار داد و به امام خمینی توهین کرد، خیزشی از سر غیرت دینی نسبت به مرجعیت رخ داد که سلسله جنبانِ تکانه های بعد شد و به ۲۲بهمن رسید!

در سال جاری در کنار حوادث جانکاه غزه و لبنان، ترور سران مقاومت از جمله سید حسن نصرالله، اسرائیل رسما دو تن از مراجع شیعه (آیت الله خامنه ای و سیستانی) را تهدید به ترور کرد؛ اما اتفاقی از جنس ۱۹دی۵۶ رقم نخورد؛ نه در حوزه، نه در قم، نه بالتبع در کشور!

شاید عده ای به افول جایگاه روحانیت و مانند آن ربطش دهند!

اما اقلا در مقیاسِ مقابله با اسرائیل و در درون خود حوزه چنین تحلیلی بیشتر خلاف واقع است!

پس کمبود کجاست؟!

“نداشتن پیوست اجتماعی مقاومت”!

همانطور که دیگر واقعه گوهرشاد تکرار نمی شود و متشرعان، مقابله با کشف حجاب را “فقط” از حاکمیت طلب می کنند؛ ۱۹ دی هم در آن خاستگاه، “تجدید” نمی شود و فقط سالگرد همان۵۶، “یادبود” می شود!

با بزرگان حوزه هم که حرف بزنی این حرف ها را می شنوی: “رهبری هرچه صلاح بداند!”  “درباره نوع و اندازه مواجهه با اسرائیل، نظام حکمرانی تصمیم می گیرد!”…

لذا به بیانیه یا حداکثر مطالبه وعده صادق پس از نماز جمعه بسنده می شود!

هیچ یک از اینها “جنبش اجتماعی” ۱۹دی۵۶ نیست، “مراسم” و “کلیشه” است!

تا مقاومت، “پیوست اجتماعی” و “عرصه خلّاق” نیابد؛ تا “نهاد اجتماعی” در کنار “سازمان حکومتی” جای درست خود -غیر از تکبیرگویی- نیابد؛ مثل آن ۱۹دی تولید نمی شود!

محسن قنبریان

حاج سید رضا محبوبی

درگذشت جانسوز حاج سید رضا محبوبی عزیز و خطیب ارجمند اهلبیت(ع) و مبلغ مخلص جهاد تبیین را به خانواده ارجمند و دوستان محترم تسلیت عرض می کنم. برای آن عزیز سفر کرده مغفرت و شفاعت جده اش زهرا سلام الله علیها و برای بازماندگان صبر و اجر از خداوند طلب می کنم.

یادش را با بیانی شیرین و یادداشتی فاخر در تبیین چگونه در فرهنگ شیعی، سنّی به فیض شهادت می رسد؟! و چگونه مجاهدان علیه رژیم غاصب به نظر شیعه، شهید راه خدایند؟! گرامی می دارم:
https://eitaa.com/seyed_reza_mahboubi/2725

محسن قنبریان

مقاومت اجتماعی، خودِ زندگی است!

مقاومتِ اجتماعی یعنی در مقیاس فرد فرد، مقاومت؛ لذا هر نفر، منحصر به فرد است و ماجرای خود را دارد.

 

همه مثل هم، کمپین و تک سایز نیست؛ هیچ کس سیاهی لشکر و بی قصه نیست.

پیرمرد، “طور” خود و بچه و نوه، “جور” خود و زن و دختر “نحوه” خود را دارند؛ حتی دوتایش مثل هم نیست؛ به اندازه آدمهایش قصه دارد.

لذا پر روایت است؛ اینقدر که امپراطوری های رسانه ای نمی توانند همه اش را سانسور کنند!

 

شعار زده و کلیشه ای یا برساختی نیست، هرکس در موقف مقاومت، اقدام خاص آن موقعیت را می کند؛ گاه شُکر گاه شکایت، گاه رَجَز گاه زَجر و…

از اینرو واقعا زیبا و غیر تصنعی است؛ مثل یک بوستان با عطر و رنگهای متعدد و فراوان!

 

پهنایش همه جامعه است، نه صنف و جناح و طیفی خاص؛ حجاب، انتخاب موقف مقاومت شده، اما مثل “عهد تمیمی” هم بینشان پیدا میشود، باز در قامت مقاومت مقابل اسرائیل نه هنجار شکن علیه جامعه!

 

قصه این پیرمرد و دخترکش هم زیبا بود…

محسن قنبریان

 

مطلب مرتبط : غزه از دید تعلّم نه ترحم