بایگانی ماهیانه: خرداد 1405

اگر جای سردار قالیباف بودم…!

دانلود سخنرانی «اگر جای سردار قالیباف بودم…!» | “دانلود از پیوند کمکی”

محسن قنبریان

ایشان لابد با عنایت و دقت در تعابیر،«حضور منسجم و فعال،هوشمندانه و حماسی»مردم در این دوماه را «حقیقت مسلّم» و «زیرساخت اجتماعی_ سیاسی» خنثی سازی توطئه ها معرفی و توطئه جدید را ضربه به انسجام با اختلاف افکنی می شمارد.

«زیرساختِ اجتماعی سیاسی یک حضور منسجم و فعال و هوشمندانه» اگر با همین۴ قید بماند، بهترین حافظ انسجام است!

 

  1. زیرساخت بماند!
    اوّل اینکه به راه اندازی جلسات مجلسِ نمایندگان مردم و عمل به قانون اساسی هم فکر کنید!
    دوّم، به هر دلیل مجلس نبود،«مجلس آنجاست که ملت آنجاست»!
    حضور میدانی مردم،«زیر ساخت تصمیمات» است؛ نه کمتر از آن!
  2. سیاسی بماند!
    به اسم تخصص، از امور، سیاست زدایی نشود!
    مصدق،ریاست هیئت خلع ید را به بازرگان پیشنهاد کرد. وقتی او گفت تخصصی در نفت ندارد، مصدق گفت به همین خاطر او را انتخاب کرده! تا به طرف انگلیسی بفهماند الان قصد اداره نفت را ندارد؛ بلکه دنبال «رسمیت دادن به حاکمیت ملی بر آن» است!
    بزرگترین نماد حاکمیت ملی، امروز خیابان است و شما برای:
    اِعمال آن بر تنگه هرمز
    نگهداری اصل و بُرد موشکها
    نگهداری ۴۰۰کیلو اورانیوم و اصل صنعت هسته ای
    بدان نیازمندید.
    شعار خیابان را به دشمن توئیت کنید.
  3. فعال و هوشمندانه بماند!
    حین فاز نظامی،سید مجید خوب از این هوشمندی و فعال بودن خیابان بهره می برد. نه فقط بی خبر نمی گذاشت، تقسیم کار با خیابان می کرد.
    زیاده خواهیِ طرف مذاکرات، بدون این پشتوانه فعال و هوشمند مهار نمیشود، بیشتر بازی اش بگیرید!
  4. (اینجور،خیابان) انسجام خواهد آفرید!

نامه جمعی از فعالین اجتماعی به دکتر پزشکیان در رابطه با ضرورت‌های اجتماعی اقتصادی شرایط جنگی


جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم

با احترام، عدالت اجتماعی و امنیت اجتماعی برآمده از آن رکن بی‌بدیل امنیت ملی، به‌ویژه در شرایط جنگی است. رویکرد اجتماعی و اقتصادیِ بخش مهمی از سیاست‌گذاری‌های  دولت‌ها در سال‌های اخیر، به این مهم بی‌توجهی نشان داده و به تعبیر رهبر شهیدمان وضعیت کنونیِ «عقب‌ماندگی در عدالت» را پدید آورده است.

نگران‌کننده آن‌که به‌رغم تأکید سیاسی بر اهمیت عدالت در عالی‌ترین سطوح دولت و حکمرانی، رویکرد پیشین با تأکید بر کاهش هزینه‌های عمومی، به سیاست‌های کنونی دولت نیز راه یافته است. این نگران‌کننده است که در موقعیت کنونی، با وجود همه اهمیت جنگ و امنیت عمومی، باز هم دولت می‌کوشد بار تأمین امنیت اجتماعی را از دوش خود بردارد و هزینهٔ آن را پرداخت نکند. این رویه می‌تواند در ادامه نگران‌کننده و تکرار کنندهٔ چرخه‌ای باشد که به فجایع دی‌ماه گذشته و که یکی از زمینه‌های جنگ رمضان بوده است. بر این اساس لازم می‌دانیم نکاتی را خدمت جناب‌عالی یادآور شویم. این نکات، در قالب هشدارهایی برای جلوگیری از تضعیف تاب‌آوری اجتماعی در میانهٔ شرایط جنگی بیان می‌شود…

بخش ارائه قسمت چهارم برنامه تلویزیونی «علامت»

احوال یک نهضت

نهضتی که به رضایت دشمن رسید!

نهضت امام رضا(ع)

 

گفتگو با حجت الاسلام قنبریان

 

جمعه ۲۴ شهریور | شبکه دو سیما

 

فیلم کامل برنامه را اینجا ببینید

صوت کامل برنامه را اینجا بشنوید

معجزه ای به نام خیابان!!

قدرتی که باید در همه عرصه ها استفاده بشه…

«ملت مبعوث»، رهبران را «مَقُود» نمی کند!

«ملت مبعوث»، رهبران را «مَقُود» نمی کند!

«رهبری مردم»، «وَزَعه» شدنشان نیست!

رهبران را از «قائد» به «سائق» می رساند!

 

ابتدا حکمت ۲۶۱ نهج البلاغه را بخوانید!

این حکمت بیش از فراز خطبه ۲۱۶برای غلبه رعیت بر والی ،«تعبیر سازی» می کند:

 

«هنگامى که به او خبر رسید که یاران معاویه بر شهر انبار تاخته اند، خود پیاده از کوفه بیرون آمد تا به نخیله رسید. در آنجا مردم بدو پیوستند و گفتند: یا امیر المؤمنین، ما تو را در نبرد با آنان کفایت مى کنیم. على (ع) گفت: به خدا سوگند، شما مرا از زیان خود نگاه ندارید. چگونه مى توانید از آسیب آنها نگه دارید؟ اگر زین پیش، رعیت از جور حاکمان مى نالید، من امروز از جور رعیتم مى نالم.»

سپس فرمود: کَأَنَّنِی الْمَقُودُ وَ هُمُ الْقَادَهُ، أَوِ الْمَوْزُوعُ وَ هُمُ الْوَزَعَهُ: گویى ایشان پیشوا هستند و من پیرو ایشانم یا من فرمانبرم و ایشان فرمانده».

در اینجا حضرت پس از سه جنگ می خواهد مردم را علیه غارات و گروه های تروریستی معاویه، بسیج( بخوان: مبعوث) کند اما کُندی و «عدم انبعاث» آنها موجب گلایه اش می شود که چنین بفرماید.

 

الْقَادَه: جمع «قائد» یعنی رهبر، پیشوا/ و الْمَقُود: پیرو.

الوَزَعَه جمع «وازِع» یعنی فرمانده[۱]/ المَوزُوع: فرمان بر

چنانچه در تصریح حضرت است این در «وضعیت حیف و جور مردم» نسبت به حاکم الهی رخ می دهد!

 

اما در حالت وفاداری مردم نسبت به حاکم الهی و در عهد امامت_ امت اصلا چنین چیزی شکل نمی گیرد.

چه شباهتی بین مردم کنونی ایران با کوفه دوره غارات است؟!!

 

سائق شدن رهبر؛ رهبر شدن مردم!

 در عهد امت _ امامت، نه فقط مبعوث شدن مردم، رهبران را مَقُود نمی کند که رهبر هم از «قائد» به «سائق» بار می یابد!

 

حضرت امیر(ع)  دو جا چنین تعبیری درباره پیامبر(ص)  و جامعه نبوی دارد:

– فَسٰاقَ الناسَ حتّی بوَّأَهُم مَحَلَّتَهُم: مردم را به منزلت شایسته شان سوق داد. (خ۳۳)

– یَسُوقُهُم الی مَنجٰاتِهِم: مردم را به نجاتگاهشان سوق داد. (خ۱۰۴)

 

قائد، از جلو می کشاند، مثل اسبی که گاری را؛ اما سائق، با قوا و انگیزش های درونی شان حرکت می دهد، مثل راننده برای ماشین!

 

در «بعثت»، پیام به فطرت رسیده و «إثاره»، شکوفایی و خیزش درونی شکل گرفته؛ برای ملت مبعوث، رهبر الهی «باعث» و «سائق» است، نه صرفاً قائد.

مردم جای او قائد نشده، برایش تعیین تکلیف نمی کنند؛ تکالیف روشن را «محقق» می کنند. اهداف را «می پیمایند» و…

 

رهبری کردن مردم ایران در ۱۰روز اول جنگ[۲]، در آینه پیدا بود!

«شورای رهبری» به آنها «دستور تجمعات» نداد؛ اما چنین ابتکار بالنده و ضروری ای هم تعیین تکلیف کردن برای آنها نبود!

«مردم مبعوث» نه جای «مجلس خبرگان» نشستند و برای رهبر کردن کسی، گروه فشار شدند! و نه آرام ماندند تا هرچه تعیین شد را صرفاً تکبیر بگویند!

روال انتخاب رهبر را بر اساس مُر قانون اساسی مقابل پیشنهادهای دیگر( مثل تعویق انتخاب به بعد جنگ) مطالبه کردند!

اعلام نظر نهایی و جلوگیری از «آفت تاخیر» را فریاد کردند! 

واضح است اینها یک «پیروی صرف» نیست؛ «تعیین تکلیف» برای حاکمان هم نیست!

نحوی راهبری کردن قوای حاکمه درون تکلیف قانونی شان است.

 

اساساً حکمرانی در دوره مدرن، فقط تعیین تکلیف نیست؛ راهبری کردن «بُردارهای قدرت» به سمت اهداف،«درون یک نظم و تکلیف قانونی» است! 

هم «قوای رسمی» هم «نهادهای علمی و مدنی» از بُردارهای قدرت اند و از جمله برترین اینها «قدرت توده مردم» است؛ چیزی که در این دو ماه در خیابان تجلی دارد.

 

مردم مبعوث در «این نحو رهبری» کردنشان، بدون قائد شدن یا تعیین تکلیفِ استینافی، می توانند بر «نتیجه مذاکرات» هم با «مشت» و «فریاد» شان موثر باشند[۳]!

«تابو کردنِ» خط قرمزهای قانونی، با «هنجارهای اجتماعی» ساخته میشود که کار مردم است نه دستگاه های تقنینی و اجرایی!

این هنجارسازی، مذاکرات را «راهبری» می کند؛ بدون اینکه جای قوه تقنین نشسته یا تعیین تکلیف مصطلح کرده باشد!

 

دوگانه های ساده «قائد/مقود» در غیر عهد امامت و امت و دوگانه های بسیط «تعیین تکلیف/ پیروی» در رابطه های سنتی حاکم و محکوم، برای توضیح راهبری کردن مردم در حکمرانی های پیشرفته و در عهد امامت و امت کافی نیست!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۲/۷



[۱] در اصل به معناى علاقه شدید به چیزى است که انسان را از امور دیگر باز مى دارد. سپس به معناى «بازداشتن» استعمال شده است. این تعبیر هرگاه درمورد لشکر یا صفوف دیگر به کار رود مفهومش این است که آنها را نگاه دارند تا آخرین نفرات به آنها ملحق شوند و از پراکندگى آنها جلوگیرى نمایند. از آنجا که این کار به وسیله شخص حاکم و فرمانده انجام مى گیرد، واژه «وازع» به معناى حاکم و فرمانده استعمال شده است.

 وظیفه امروز ما در قبال پرچم ایران چیست؟ 🇮🇷

دعوت به پویش مردمی «کوچه‌های ایران» توسط حجت الاسلام و المسلمین قنبریان در سردر دانشگاه تهران

اتحاد ملّی؛ سهم مردم، سهم مسئولین!

رهبر شهید:

« اتّحاد ملّی را حفظ کنید. کشور ما احتیاج به اتّحاد دارد؛ اتّحاد ملّت ایران. ملّت ایران در خیلی از امور صدای‌شان صدای واحد است، خواست‌شان خواست واحد است، [امّا] مسئولان می‌توانند این را از بین ببرند. هنر مسئولان ما این‌است که این اتّحاد را، این هم‌صدایی را تکّه‌تکّه کنند، ملّت را تکّه‌تکّه کنند، این‌ها را از بین ببرند! مسئولین کشور مراقب باشند که این اتّحاد را زیاد کنند. سه قوّه با همدیگر کار کنند و هم‌افزایی کنند؛ مخصوصاً رؤسای سه قوّه. اگر چنانچه این هم‌افزایی، این اتّحاد، این همکاری انجام بگیرد، مطمئنّاً این اتّحاد ملّی روز‌به‌روز قوی‌تر خواهد شد. خب، مذاکره؛ اختلافاتی وجود دارد، یا ممکن است وجود داشته باشد؛ با مذاکره این اختلافات را حل کنید. مگر شما نمی‌گویید با دنیا مذاکره کنیم؛ خیلی‌خب، چطور با دنیا می‌شود مذاکره کرد، با عنصر داخلی نمی‌شود مذاکره کرد؟ خب بروید مذاکره کنید، حل کنید. بعضی از حرف‌هایی که آدم این‌روزها می‌شنود، حرفهای اختلاف‌افکنی است، حرف‌های وحدت‌آفرین نیست».(۱۳۹۹/۰۹/۲۶)

[بیانات در دیدار دست‌اندرکاران مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی]

پ. ن:

آخرین نظر سنجی ها  از مردم ایران نشان می دهد:

٪۶۴ مخالف مذاکره با آمریکا!

٪۷۳ مخالف آزادی تردد در تنگه هرمز به عنوان پیش شرط برای پایان جنگ یا توافق!

٪۸۲ مخالف پیش شرطی خروج اورانیوم از کشور برای پایان جنگ یا توافق!

نقش آفرینی زنان در جنگ رمضان

کانون اصلی مقاومت خانم‌ها هستند.

برنامه آفتاب شرقی؛ کارشناس: حجت‌الاسلام قنبریان

علاج در «مردم» است!

باید به ترانه چاووشی که «مردم! علاج در وطن است»؛ یک سخن نغز دیگر برای جناح ها یا هر عنصر تفرقه افکن افزود: «علاج در مردم [  با وطن] است»!

چگونه خیابانِ مردم، علاج اختلافات داخلی و تفرقه افکنی های خارجی است؟!

امروز حماسه خیابانِ مردمِ ایران واجد دو ویژگی در نهج البلاغه است:

  1. محل گردهمایی مردم (جُمّاٰعُ المسلمین[۱])
  2. پناهگاه مردم از تفرقه و تشتت( جِماٰعُ المسلمین[۲])

جِماع آن چیزی است که بدان پناه می برند[۳].  پناهگاه مردم  _طبق این فرمایش_ «جمهور مردمند» (الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّه).

گفتن ندارد که این «عمومِ مردمِ گردهم آمده»، در عهد «اسلام» و «انقلاب» و «ایران» و در بیعت «نبی» و «امام» و «ولیّ» اند.

اما اینان هستند که «توصیه ها» را «تجسم» می بخشند و «خطوط قرمز» را «سدّ مقاوم» می کنند. بدون آنها، هم دین زدایی و دین بازی ممکن است و هم وانهادن یا دور زدن امام و ولیّ!

لذا فرمود: «عمود دین هم جمهور مردمند[۴]»

از این رو:

  1. «اختلافِ» نظری و فکری، طبیعیِ جامعه انسانی است. اما وقتی به صف کشی و جدایی از هم («تفرقه») کشید، خطرناک می شود[۵].
    آن «جمهورِ گردهم آمده»، علاج این صف کشی های کاذب است و حتی اجازه خشونت زبانی به هم نمی دهد.
  2. جمعیت های کوچک و پراکنده در محله و دوْر میادین وقتی جویبار همان گردهمایی های بزرگ شهرند، خوب و نافع اند. اما اگر گروهی حرف توئیتری و سرمقاله ایِ خود را در این شرایط خواستند «تجمع» کنند، «تفرقه» می شود!
    پس همه باید در گردهمایی بزرگ حاضر و آن مقدار حرف که عمومِ حاضرِ بیدار، تحمّل می کنند بزنند و بیشتر و تیزتر را تفرقه نکنند!
  3. آن گردهمایی عمومی، گِرد و بی خاصیت نشود! مطالبات اساسی مصرّح در بیان رهبر و بیانیه شعام را با «مشت»، هر شب «فریاد» کنند؛ تا دچار «سایش» و خدای نکرده «سازش» نشود.
    اینجور همان گردهمایی بزرگ، مأوا و پناهگاه نگران ترها می شود.

 هم مانع جدایی و تفرقه دلواپسان و هم مانع سایشِ مطلوب سازشگران می شود.

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۲/۴

[۱] نامه ۶۹:«و اسْکُن الأَمصارَ العِظامَ فَإِنَّها جُمّاعُ المُسلمین…: در شهرهای بزرگ سکونت کن که آنجا محل گردهمایی مسلمانان است…».

[۲] نامه ۵۳:« إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ، الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّهِ: جز این نیست که عمود دین و پناهگاه مسلمین و تجهیزات جهاد مقابل دشمنان،  عموم از امتند».

[۳] «فلان جِماعُ القوم: أی یأوُونَ الیه»/المحیط فی اللغه

[۴] نامه ۵۳:« إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ، الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّهِ: جز این نیست که عمود دین و پناهگاه مسلمین و تجهیزات جهاد مقابل دشمنان،  عموم از امتند».

[۵] برای تفصیل به چکیده های سه جلسه بحث «اختلاف آری، تفرقه نه!» رجوع کنید
۱٫
۲٫
۳٫

خــبـــــردار!

چند ماهی است به علل متفاوت و برخی گرفتاری ها، تصمیم به تعطیل یا اقلا کاهش این فعالیت مجازی در ذهن خلجان می کرد.
شروع جنگ و ضرورت کاری( ولو اندک) در اینباره، تصمیم را به تعویق انداخت .
هنوز البته سایه جنگ و ضرورت های پیرامونی اش باقیست؛ اما ممکن است با پایان آن این سطح از حضور مجازی تعطیل یا به اقل بسنده شود.
همراهی مخاطبان عزیز حقی بر ما ثابت می کرد که عزیزان را بی خبر نگذاریم!