بایگانی دسته: پیام‌ها و تحلیل‌ها

تحقق پیشگوئی فرشته و ابلیس

پیشگوئی فرشته:

انسان، زمین را فاسد کرد. به شکل اعجاب انگیزی موجودات مفید را منقرض و موجودات مضرّ را افزایش می دهد!

در حالی که هرثانیه اندازه یک زمین فوتبال از جنگلها (ریه ی زمین) نابود می‌کند؛ سالی ۱/۲میلیارد کیلوگرم سموم مصنوعی به زمین می ریزد!

در حالیکه گونه های زیستی هزار برابر بیشتر از حالت طبیعی در حال انقراض اند؛ گونه های ویروسی در حال افزایش اعجاب آورند(۱۹۵۰۰۰گونه شناسائی شده)!

جاناتان آرگودمن در مقاله “به امپراطوری ویروس ها خوش آمدید[۱]” می نویسد:”هر روز ۸۰۰میلیون ویروس متصل به ذرات گرد و غبار روی هر متر مربع ازسطح زمین سقوط می‌کنند”! “جمعیت ویروس ها روی زمین ۱۰به توان۳۱ یا یک میلیون برابر بیشتر از تعداد ستارگان تخمین زده میشود”!

امی ویتور و گابریل زورلولاپورتا  قانعتان می‌کنند که چگونه جنگل زدائی انسانها موجب انتقال ویروس های مضرّ به بدن انسان شده اند! درباره تب زرد، مالاریا، التهاب مغزی ونزوئلایی، ابولا و کرونا این مساله روشن شده است[۲].

پس حتی اگر ویروس کرونا، محصول آزمایشگاهی هم نباشد، باز اعمال فسادگر انسان در زمین، بستره اثر آن بر انسان را فراهم کرده است.

فرشتگان پیشگوئی کرده بودند:”اَتَجعَلُ فِیهَا مَن یُفسِدُ فِیهَا: خدایا در زمین کسانی را می‌گماری که در آن فساد می‌کنند”؟!(۳۰بقره)

پیشگوئی ابلیس:

آن فاسد کردن زمین، همراه با “فاسد شدن انسان” است. فراموشیِ یاد خدا و ناسپاسی از نعمت ها با بروز گناهانی غریب و بدیع، انسان را فاسد کرده است.

کارل زیمر در کتاب اخیرش بنام “سیاره ویروس ها” درباره آینده ویروسی جهان می نویسد. “یک روز که از خواب آشفته ای بیدار شدیم می بینیم در جهانی به سر می بریم که آنرا نمی‌شناسیم. سیاره ای که ظاهرا دیگر از آن ما نیست و اسمش سیاره ویروس هاست”!

قرآن از این فساد خبر داده بود: “ظَهَرَ الفَسَادُ فِی البَرِّ وَ البَحرِ بِمَاکَسَبَت اَیدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُم یَرجِعُونَ: براثر شرک ورزیدن مردم و گناهانی که مرتکب می‌شوند، فساد و تباهی، خشکی و دریا را فراگرفت. تا خداوند وزر و وبال برخی از رفتارها و باورهای نادرست مردم را به آنان بچشاند، باشد که از شرک و گناه بازگردند و به توحید و فرمانبرداری از او گردن نهند”(۴۱روم).

این فساد شامل بیماریهای مسری هم می‌شود[۳]. تازه این فساد، جزای پاره ای از اعمال است نه پاره ای از جزای اعمال[۴]

همین فساد زمین است که “مصیبت انسان” می‌شود: “وَ مَا اَصَابَکُم مِن مُصِیبَه فَبِمَا کَسَبَت اَیدِیکُم وَ یَعفُو عَن کَثِیر: و هربلا و مصیبتی به شما برسد به سبب گناهانی است که مرتکب شده اید، و خدا از بسیاری از گناهانتان در می‌گذرد و شما را به سبب آنها گرفتار نمی سازد”(۳۰شوری)

ابلیس پیشگوئی کرده بود:”لا تَجِدُ اَکثَرَهُم شَاکِرین: خدایا بیشتر انسانها را شکرگزارت نخواهی یافت”!(۱۷اعراف)

قرآن بر پیشگوئی او صحه می‌گذارد:”وَلَقَد صَدَّقَ عَلَیهِم اِبلِیسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ اِلاّ فَرِیقَا مِنَ المُومِنِین: به یقین ابلیس گمانه خود را درباره آدمیان (گمراه ساختن آنها) به ثبوت رسانید، از اینرو همگان جز گروهی که ایمان دارند، از او پیروی کردند”!(۲۰سبا)

بازگشت به خدا

“آیا وقت آن نشده آنان که ایمان دارند دلهایشان به ذکر خدا و معارف حق، نرم شود؟”(۱۶حدید)

ضرّاء و بدحالی ها و بیماری ها را خداوند به امید تضرّع، اجازه سرایت می دهد(۴۲انعام و ۹۴اعراف). چشاندن اثر فساد انسان در فاسد کردن زمین را هم به امید مراجعت به خدا، تقدیر می‌کند(۴۱روم).

جای تدبیر عمومی برای این رجوع به خداوند و تضرع به او، در پروتکل های کرونا کجاست؟!

نباید رسانه ملی با متخصصان و برنامه هایی، از مثل مقاله و کتابهایی که اشاره شد، رونمایی کند؟! تا برای عموم عیان شود، فساد زمین به دست و عمل انسان بوده است؟!

نباید مصائب عمومی بشر با توجیهات علمی و حِکَمی عیان شود که چهره دیگر فساد زمین و محصول عمل مستقیم و غیر مستقیم بشر است؟!

اینها و مثل اینها پیوست های لازم فرهنگی بر پروتکل های بهداشتی است که جایش خالی است.

محسن قنبریان ۹۹/۹/۶

[۱] https://www.magiran.com/article/4034364

[۲] https://yun.ir/7gwyl7

[۳] ترجمه المیزان ج١۶ص٢٩٣و٢٩۴

[۴] همان

سرمایه‌داری، انقلاب و ولایت

اپیزود اول:

با پیروزی انقلاب و استقرار ولایت فقیه جای سلطنت، سرمایه‌داری از قدرت سیاسی برچیده و فقط بازار برایش ماند.

امام خمینی از نوفل لوشاتو نامه زد و از جمله شرائط اعضای شورای انقلاب را اعلام کرد: “از سرمایه‌داران و معروف به سرمایه‌داری نباشد”(صحیفه امام ج۵ص۱۵۱)

“سرمایه‌داری زالو صفت” از بازار شروع کرد! امام تلاش آنها برای هلاکت مستضعفان را چنین تصویر کرد: “از طرفی اشخاص غرضمند سلطنت‌طلب سرمایه‌دار هنگفت که با رباخواری و سودجوئی و با اخراج ارز و گرانفروشی به حد سرسام آور و قاچاق و احتکار، مستمندان و محرومان جامعه را تا حد هلاکت در فشار قرار داده و جامعه را به فشار می‌کشند”(ج۲۱ص۴۴۷)

چاره “اسلامی شدن بازار” بود (ج۷ص۵۳۳)

اما…!

اپیزود دوم:

بازار، اسلامی نشد هیچ؛ “کانون ثروت” برای رسیدن به قدرت سیاسی هم شد!

ولی فقیه در پایان دهه ۸۰ چندین بار از این پیشروی هشدار داد:

“این خیلی خطر بزرگی است که کسی بخاطر تامین نمایندگی در یک دوره نزدیک بشود به صاحبان ثروت” (۸خرداد۹۰)

“مردم باید کسانی را انتخاب کنند که به کانون‌های ثروت و قدرت متصل نباشند” (۲مهر۹۰).

“اگر چنانچه نامزدها به مراکز ثروت و قدرت متصل شوند کار خراب می‌شود” (۱۹دی۹۰)

و شد! “مصوبه۳۰خرداد۸۹” که اجازه وقف اموال دانشگاه آزاد و ملغای مصوبه شورای انقلاب فرهنگی را می‌داد و “مصوبه کاهش تعرفه واردات خودرو لوکس” و ده‌ها موارد دیگر، مظان این اتصال است.

رد اعتبارنامه نوادری از نمایندگان نشان داد: اتصال به کانون ثروت و قدرت از فیلتر شورای نگهبان هم گذشته است[۱]!

اپیزود سوم:

پیشروی سرمایه‌داری تا نهادهای ولایت و حتی تصرف در ولایت فقیه آتی ادامه دارد!

اعتراض بسیج دانشجوئی به حقوق و ساختمان‌های بنیاد مستضعفان و عدالتخواهان به بنگاه اقتصادی شدن ستاد اجرائی، نشان داد نهادهای انتصابی هم از تفکر سرمایه‌داری مصون نمانده‌اند[۲]!

متهمین اقتصادی برخی از این کانون‌ها علیرغم حکم بدوی دادگاه با وثیقه‌های بزرگ آزادند. در سفر استانی با رئیس جمهورند. بدون خلع ید از عنوان حقوقی(رئیس گروه مالی) با نهادی انقلابی مثل قرارگاه خاتم سپاه توافقنامه امضاء می‌کنند!

تفکری که دنبال “ایجاد چتم هاوس ایرانی” است، خبرگان رهبری را هم نشان می‌گیرد!

لیست مورد حمایت انگلیس در خبرگان (ر.ک:رهبری۲۸بهمن۹۴) نشان داد پیشروی تا انتخاب رهبر آینده ادامه دارد!

رهبر انقلاب: “مجلس خبرگان باید انقلابی بماند…در انتخاب رهبرآینده ملاحظه خدا را بکند. احتمال اینکه این دوره‌ای که تازه شروع خواهد شد مبتلا بشود به این آزمایش احتمال کمی نیست. آن وقتی که بناست رهبر انتخاب بشود، ملاحظات و رودربایستی‌ها را کنار بگذارند خدا را در نظر بگیرند… اگر چنانچه در این مرحله و در این وظیفه بزرگ کوتاهی انجام بگیرد در اساس کار مشکل به وجود خواهد آمد” (۲۰اسفند۹۴)

دبیر یک حزب یقه سفید صراحتا گفته بود: “این پتانسیل در قوانین موجود است که حزب(…) به تنهایی یا در ائتلاف با مجموعه‌ای از احزاب می‌تواند ترکیب مجلس خبرگان را به شکلی تعیین کند که اعضای آن خبرگان، به این دلیل که سیاست‌های رهبری در آن مقطع را مناسب با زمان و شرایط کشور نمی‌دانند، اقدام به تغییر رهبری کنند لذا بر همین اساس رهبر تغییر می‌کند! اینچنین است که احزابی که ترکیب خبرگان را چیده‌اند می‌توانند اهداف و سیاست‌های مدنظر را از طریق رهبری جدید اعمال کنند[۳]“.

اما کماکان بدگویی از سرمایه‌داری را در جامعه قبیح کرده؛ نشانه چپ‌روی و رادیکالیسم جا میزنند!

محسن قنبریان ۹۹/۹/۲

[۱] ر.ک: یادداشت شورای نگهبان تراز انقلاب۲

[۲] رک: یادداشت خسارت کسبه و نهادهای مالی زیر نظر رهبری

و یادداشت روی دیگر ولایت ۱

و یادداشت روی دیگر ولایت ۲

[۳] ر.ک: ماهنامه ذکر ش۱۸ص۲۰تا۲۴

ملت قرآن به تضرع در ضرّاء سزاوارتر است!

“ضرّاء” بدحالی‌های روحی و جسمی است و شامل امراض هم میشود. پس کرونا از مصادیق ضرّاءِ عمومی است! قرآن در این وقت، رسیدن به آستانه تضرعِ عمومی را خواسته است(۴۲انعام). ساختگی یا طبیعی بودن ویروس از ضراء بودن بیرونش نمی‌برد!

️قرآن سه مواجهه فرهنگی امت‌ها با “ضراء” را تصویر می‌کند که از قضا در فرهنگ مواجهه با “کرونا” در دنیای معاصر به عیان آن سه را می‌بینیم:

  1. حذرالموت: مرگ‌هراسی(۲۴۳بقره) .

جشن روز مردگان مکزیکی‌ها و خانه‌گزینی‌شان در ابتلاء به کرونا را، استعاره‌ای برای درک این مواجهه میگیرم (در مثال مناقشه نیست). پزشکان ترس بنیادین مردم را علت زیادی تلفات مکزیک خواندند!

شهر فراری از طاعون، که از قضا همه مُردند؛ مصداقی دیگر(روائی) برای آیه است.

  1. فرح فخور: خود بنیادی(۱۰هود).

میندوی ژاپنی [۱]و خود کافی و برتر‌بینی که تاروآسو (معاون نخست وزیر) مقابل رهبران دنیا به رخ کشید را استعاره برای مواجهه دوم میگیرم. ژاپن این سالها۲۰٪ میانسالش دین دارند؛ ۶۰سال پیش ۷۰٪ بود. (باز مثال است برای یک تصویر، در مثال مناقشه نکنید).

  1. تضرّع: فروتنی و مناجات با خدا (۹۴اعراف).

مواجهه توبه گرای برزیلی‌ها را استعاره برای آن میگیرم. درباره سیاست‌های بهداشتی رئیس جمهور به اعتراض کنار صلیب‌ها در ساحل، بادکنک‌های قرمز هوا کردند؛ اما تقاضای معنوی او برای روزه و نیایش را، ویژه استقبال کردند(یک نمونه در ویدئو).

کرونا برای ۲۶درصد خداباوران آمریکا، موجب تقویت ایمان شده و فقط در یک درصد موجب تضعیف ایمان شده است.۳۱درصدشان معنا گرایانه، کرونا را حاوی پیامی از سوی خداوند دیده‌اند.

جامعه ما جزء کدام دسته است؟! چقدر به تضرع اجتماعی رسیده است؟

تضرّع یک مناسک و عمل فردی یا جمعی نیست؛ یک حالت قلبی است ولو خود را در اعمالی مثل دست به آسمان بالا کردن نشان دهد.بدون درک نیاز به آن در این ایام، دعاهای فرج و هفتم صحیفه در تلویزیون، کلیشه‌های بی اثر است؛ مثل اذان در خیابان شلوغی که کسی مساله‌اش نماز اول وقت نیست!

تضرّع، غایت معنوی گذر از کروناست، بدیل و رقیب سلامت نیست و پروتکل‌های آنرا نقض نمی‌کند. جامعه بعد از کرونا، هم باید تلفات کمتر داده باشد؛ هم معنویت بیشتر اندوخته باشد.

اینکه چگونه “مرگ اندیشی” (شاخص سلامت روان و عامل تضرع) به “مرگ هراسی” نکشد، “خود مراقبتی” به “خودبنیادی” و خود را مالک نفع و ضرر و مرگ و حیات پنداشتن(مانع تضرع)، نکشد؛ تدبیر و پیوست معنوی بر پروتکل ها می خواهد. چگونه “دید آیت بین” در مردم تقویت شود و چنانچه زلزله و خورشید گرفتگی را آیت قیامت (فردا) می دانند؛ ضراء و کرونا را آئینه افعال امروز بشر بدانند و برایش تضرع کنند؛ پیوست معنوی بر پروتکل های بهداشتی می خواهد…

سیمای ستاد کرونا این “غایت معنوی” را بالای سر “تضمین سلامت” نشان نمی دهد. ستاد کرونای آمریکا با انتشار عکس دعایشان رسانه ای شد؛ اما ستاد ایرانی گرچه منظورش از بستن اماکن مذهبی، منع تجمعات بود اما از اول دوگانه مذهب-سلامت را القاء کرد!

گذر جهان غرب از مدرنیته، مومنان باقی مانده را متکی به علم و دستاورد بشری نگذاشته؛ اما غربزدگی جهان در حال توسعه، علم غربی را جدی تر از آسمان گرفته، لذا تضرع اینجا -بخلاف آنجا- تیتر یک روزنامه ها نشد! حتی در بسته های تبلیغی رسانه ملی ادراکات لازم برای ایجاد تضرع عمومی در حد نیاز تبیین و یادآوری نشد! رئیس جمهور از صدا وسیما خواست تا مردم را سرگرم و مشغول کند! چون فقط بیرون نیامدن و حفظ سلامت مساله شان بود!

در بسته‌های فیلم و سریال و برنامه های گفتگو محور و… نیز ظرفیت بالایی برای القاء ظرائف و لطائف تضرع ساز وجود دارد که چون تضرع عمومی مقصود نبوده، تدارک نشده است.

* تفصیل بحث و برخی پیوست‌های معنوی پیشنهادی را در فایل صوتی و پاورپوینت نشست ملاحظه کنید.

[۱] میندو در لغت یعنی سطح مردم اما ریشه در فرهنگ امپراطوری ژاپن دارد و معنای برتری نژادی و فرهنگی ژاپنی را القاء می کند آسو در پاسخ برخی روسای جمهور که علت کمی تلفات ژاپنی ها در کرونا را پرسیده بودند گفته بود: میندوی مردم ما با شما فرق دارد!

رسواگریِ مفسد اقتصادی از فقه تا قانون تشهیر!

رسواگری یکی از شعبه‌‌های افشاگری است؛ که پس از حکم قضائی برای برخی مجرمان خاص خواسته شده است. در فقه اسلامی به “تشهیر” معروف است. برخی از مجرمان که به رسوا کردن آنها تصریح شده است:

  1. شاهد دروغین در دادگاه[۱]
  2. قوّاد: مردی که دلّال جنسی شود[۲].
  3. قاذف: کسی که به بی‌گناهی تهمت فحشاء بزند[۳]
  4. محتال: کسی که با مکر و خدعه و سندسازی مال مردم یا بیت‌المال را ببرد[۴]

درباره چنین مفسد اقتصادی‌ای فقهاء شیعه تصریح کرده‌اند: سزاوار است با عقوبت، تشهیر شود طوری که دیگران از تکرار کار او بازداشته شوند[۵].

معنا و مراد از تشهیر؟

تشهیر در لغت آشکار کردن چیزی در ننگ و عار است طوری که مردم او را بدان بشناسند.

فقهاء در تعیین مصادیق تشهیر و چگونگی آن در ضمن برخی جرم‌های گذشته سخن گفته‌اند. “اینکه ندا دهنده در قبیله و مسجد و بازار و مانند آن صدا بزند: این آدم، شاهد دروغین [مثلا] است او را بشناسید[۶]” یا گفته‌اند:”او را در محافل و مجامع مردم از سر خواری و مجازات بچرخانند تا مردم از رفت و آمد با او برحذر شوند[۷]“.

پس تشهیر و رسوا کردن، صرف اطلاع‌رسانی و محاکمه علنی و… نیست. باید تشهیر، مجازاتی و خوار‌کننده (شهّره السلطان بالنکال/یشهره بالعقوبه/خزیّاً و نکالاً) باشد؛ و هم بشکل بازدارنده(لیحذرمنه الناس/لکی یرتدع غیره) باشد.

ظاهرا مجازاتی که امیرالمومنین(ع) برای ابن هرمه -کارگزار او در بازار اهواز- قرار داد از همین قسم است؛ که دستور داد: “… دربرابر دیدگان مردم او را بازداشت و زندانی کن. جارچی ماجرای او را بازگوید… چون جمعه شود او را از زندان بیرون کش و ۳۵ تازیانه بزن و او را در بازارها بگردان (طُف به فی الاسواق)…[۸]

خیر اجتماعی مقدم بر خیرِ خانواده مجرم!

این خیرخواهی که با رسوا کردن مجرم اقتصادی (و سایر موارد مُجاز تشهیر) آبروی خانواده او آسیب می‌بیند را شریعت اسلام لحاظ نکرده است. فقهاء شیعه هم در ادوار مختلف علیرغم آن به تشهیر آن مجرمان فتوا داده‌اند.

اگر لحاظ چنین رأفتی برای خانواده مجرم لازم بود، خداوند در اجرای برخی حدود اصرار بر مشاهده گروهی از مومنان نمی‌کرد! (و لیَشهَد عذابهما طائفه من المومنین) و ما را از لحاظ چنین رأفت‌هایی منع نمی‌کرد(لاتاخذکم بهمارافه فی دین الله).

با وجودی که هم اجرای حد در خلوت متصور است؛ و هم اینکه اجرای حد در انظار عمومی [که خود نوعی تشهیر است] عادتا موجب آسیب به خانواده و فامیل او می‌شود! از اینجا معلوم است شریعت، خیر اجتماعی را بر خیر فردی و خانوادگی ترجیح داده است.

قانون تشهیر در ج.ا.ا

در قالب تصحیح ماده۱۸۸ آیین دادرسی کیفری در ۲۳خرداد۸۵ تصویب و ابلاغ شد که براساس تبصره ۳ این ماده در موارد محکومیت قطعی به جرم اختلاس، ارتشاء، مداخله یا تبانی، اخذ پورسانت در معاملات دولتی، اخلال در نظام اقتصادی، سوءاستفاده از اختیارات  به منظور جلب منفعت برای خود و دیگری، جرائم مالیاتی، قاچاق کالا و ارز و بطور کلی جرم علیه حقوق مالی دولت به دستور دادگاه صادرکننده رای قطعی، خلاصه متن حکم شامل مختصات فرد، سمت یا عنوان، جرائم ارتکابی و نوع میزان مجازات محکوم علیه با هزینه خود مجرم در یکی از روزنامه‌های کثیر الانتشار منتشر و در اختیار رسانه‌های عمومی گذاشته میشود!!!

واضح است این تشهیر، تنزّل به اطلاع‌رسانی است. نه مجازاتی است و نه خوار‌کننده و با تشهیر در استعمال و اصطلاح فقهای شیعه فاصله معنادار دارد. تصحیح این قانون در سال۹۲ برخی اشکالات را از بین برد اما این اشکال را نه[۹]!

اینکه رسانه‌های نوین بتواند جای “چرخاندن در محافل و مجامع” و “ندادهنده” را بگیرد؛ بحث شده است و قابل قبول است اما صرف خواندن خلاصه حکم و پخش تصویر او در رسانه‌ها، تشهیرِ مجازاتی و خوارکننده و بازدارنده نیست. آن تشهیر، این سالها فقط درباره اراذل و اوباش اعمال شده است[۱۰]؛ اما محتال و مفسد اقتصادی از آن برکنار بوده؛ درحالیکه در شریعت برای او به تصریح خواسته شده است!

محسن قنبریان ۹۹/۸/۲۲

[۱] ر.ک: مستندالشیعه ج۲۲ص۲۱۲/تحرالوسیله ج۲ص۴۰۹مساله ۱۵

[۲] ر.ک: شرایع ج۴ص۱۶۲

[۳] ر.ک: امهذب البارع ج۵ص۶۳

[۴] ر.ک: جواهرج۴۱ص۵۹۸/المقنعه ص۸۰۵/النهایه ص۸۰۵/السرائر ج۳ص۵۱۲/التحریر الاحکام ج۲ص۲۳۴ و…

[۵] السرائر ج۳ص۵۱۲/المقنعه ص۸۰۵ و…

[۶] الخلاف ج۲ص۶۰۱مساله۳۹

[۷] المهذب البارع ج۵ص۶۴

[۸] مستدرک الوسائل ج۱۷ص۴۰۳و۴۰۴

[۹] ر.ک https://b2n.ir/685512

[۱۰] در مرتبه اخیر رئیس قوه قضاییه با این کار مخالفت کرد

جمهوری اسلامی ایران مساوی رهبران انقلاب نیست!

جمهوری اسلامی ایران یک نظام بروکراسی و تصمیم‌سازی است که حتی رهبر انقلاب از خدا می‌خواهد که روزی جمهوری اسلامی ایران از انقلاب اسلامی جدا نشود.[۱] پس الزاما هم روند و نتیجه‌اش نظر شخصی رهبران انقلاب نبوده است ولو قانوناً از آن حمایت کنند.

و الا:

  • معنی نداشت؛ امام بفرماید با نخست وزیری بازرگان و ریاست جمهوری بنی‌صدر و قائم مقامی منتظری مخالف بودم.
  • معنا ندارد رهبری درباره نظارت‌ها بر مسئولین و نهادها بگوید: «در کشور ما متأسفانه هنوز تخصّصی، علمی و کارآمد نیست. در مواردی، بی‌طرفانه هم نیست؛ این را بایستی اعتراف کنیم[۲].» یا برخی قوانین مصوب را خلاف نظر شخصی خود بخواند.

البته دستی در کار است تا این دو را مساوی هم جا بزند تا:

  • یا نقد و اصلاح نظام بروکراتیک و تصمیم‌سازی را با اتهام مقابله با ولایت شکست دهد و ساختار ناقص و مدیر معیوب را ذیل آن بپوشاند.
  • یا در مقابل، همه عیوب آن را بر رهبران بریزد و قدرت راهبری به سمت وضع مطلوب را بگیرد.

آدم‌های بسیط و شعاری در یکی از این دو چاله می‌افتند!

محسن قنبریان

[۱][۱] مضمون از صحبت‌های رهبری به تاریخ ۱۹ تیرماه ۱۳۶۸

[۲] ۷۹۱۲۰۹

برای دریافت تصویر در اندازه اصلی روی عکس کلیک کنید.

مطلب مرتبط: برای مشاهده مطلب روی اینجا کلیک کنید.

 

اماما! ملت با غرب‌زده‌های تولید شده پس از انقلاب اسلامی و از بین یاران شما چه کند؟!

غرب‌زده‌هایی که بعضا حتی همان کلمات غرب‌زده های پهلوی را هم تکرار می‌کنند!

اماما! اگر ج.ا.ا اینها را رها نکرد و چند دهه از پُستی به پُست بالاتر جابجا کرد ، ملت چه کند؟!

اگر از همه دستگاه‌های نظارتی ج.ا تایید گرفتند و ملت هم به آنها رأی ای داد، ملت غرب‌زده شده است یا ج.ا؟!

اماما! اگر ملت اجازه اعتراض در خیابان یا استیضاح در مجلس برای کنار نهادن این غرب‌زده‌ها را نیافت؛ چه کار کند؟!

اگر در بین اصحاب و تابعین آن امام مهربان غرب‌زده شدن محال است، پس عذر خواهم؛ ملت غربزده‌ها را کنار نهاده است!

چشم به شفاعت شما و یاران شهیدت!

سوره برائت روح الله!

حضرت آقا در دیدار اخیر در مقابل شیفتگی برخی ترسوهای داخلی در مقابل پیشنهاد مذاکره توسط آمریکا به این نکته توجه دادند که آمریکا همیشه پیشنهاد مذاکره داشته و امام و ایشان رد کرده اند. بعد به نمونه فرستاده ریگان(مک فارلین) اشاره کردند که با او مذاکره نشد.

نمونه دیگری هم در زمان کارتر(قبل از ریگان) بود که پس از اشغال سفارت، کارتر چند نماینده فرستاد و حضرت روح الله با پیامی بدون بسم الله آنها را در راه دست خالی برگرداند. سیداحمدآقا این را تنها بیانیه بدون بسم الله امام و بمثابه سوره برائت می خواند. رضوان خدا بر آن مرد الهی.

بعد از آن نوبت به سوره فیل و تأویل “ترمیهم بحجاره من سجیل” رسید. کاش ترسوها باور کنند: خدا باماست!
آن پیام در جلد ۱۰صحیفه امام چنین است:

از قرار اطلاع نمایندگان ویژه کارتر در راه ایران هستند و تصمیم دارند به قم آمده و با این جانب ملاقات نمایند.[۱] لهذا لازم می‌دانم متذکر شوم دولت امریکا که با نگهداری شاه، اعلام مخالفت آشکار با ایران را نموده است و از طرفی دیگر آن طور که گفته شده است سفارت امریکا در ایران محل جاسوسی دشمنان ما علیه نهضت مقدس اسلامی است، لذا ملاقات با من به هیچ وجه برای نمایندگان ویژه ممکن نیست و علاوه بر این:
۱- اعضای شورای انقلاب اسلامی به هیچ وجه نباید با آنان ملاقات نمایند.
۲- هیچ یک از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند.
۳- اگر چنانچه امریکا، شاه مخلوع- این دشمن شماره یک ملت عزیز ما- را به ایران تحویل دهد و دست از جاسوسی بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاکره در موضوع بعضی از روابطی که به نفع ملت است باز می‌باشد.
روح الله الموسوی الخمینی‌

امام خمینی (ره)؛ ۱۶ آبان ۱۳۵۸

[۱] پس از تسخیر لانه جاسوسی امریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، جیمی کارتر رئیس جمهوری امریکا( احتمالًا با هماهنگی عوامل داخلی و بخصوص چند عضو کابینه دولت موقت« رمزی کلارک» و« ویلیام میلر» را برای ملاقات با امام خمینی به ایران اعزام داشت. نمایندگان اعزامی در حالی که به ترکیه رسیده بودند و خود را برای سفر به ایران آماده می‏کردند، پیام فوق الذکر حضرت امام صادر شد و آنان بدون اخذ نتیجه به امریکا بازگشتند. پیام کوتاه و مختصر حضرت امام بلافاصله در جهان و رسانه‏های گروهی بین المللی انعکاس گسترده و کم نظیری یافت. یادگار حضرت امام آقای سید احمد خمینی در این باره تصریح می‏کنند:« حضرت امام به محض اطلاع اعلامیه‏ای صادر فرمودند و در آن اطلاعیه هیات امریکایی را نپذیرفتند و به همه اعضای شورای انقلاب، هیات دولت موقت و سایر مسئولین تذکر دادند که هیچ کس حق ملاقات با این هیات امریکایی را ندارد. نکته قابل توجه در این اعلامیه آن است که این تنها اعلامیه حضرت امام است که بدون« بسم اللَّه الرحمن الرحیم» است همانند سوره برائت در قرآن کریم». مجموعه آثار یادگار امام، ج ۲، ص ۴۱

محسن قنبریان ۲۶مرداد۹۷

الهی نامه عدالتخواران

الهی نامه عدالتخواران[۱]

الهی! وقتی فرشتگان مقربت را از زبان ولیّ‌ات به: تسبیح‌خوار و تهلیل (لااله الاالله) خوار ستوده‌ای[۲]؛ این بندگان اسیرِ عالمِ تزاحم و زایشگاه ظلم و تبعیض را هم “عدالت‌خوار” قرار بده؛ تا جز قسط و عدالت چیزی نخورند و نیاشامند! قسط‌ای که میوه و خوردنیِ(اُکُلِ) شجره‌ی طیبه دین‌ات هست و آنرا چنین ستودی:”تُؤتِی اُکُلَها کُلَّ حِین بِاذنِ رَبَّها[۳]

الهی! اما آنان را “کوه‌خوار” و “زمین‌خوار”، “جنگل‌خوار” و “مرتع‌خوار”، “وقف‌خوار” و “خیریه‌خوار”، “بودجه‌خوار” و “رانت‌خوار”، “وام‌خوار” و”نام‌خوار”، قرار مده که خود در مائده آسمانی‌ات فرمودی:”کُلوُا مِن طَیِّباتِ واعمَلوُا صالِحا[۴]“: از طیّباتی (چون قسط و عدل) بخورید و[تا] عمل صالح انجام دهید!

الهی! آنان که مطالبه‌ی هدف ارسال رسل و انزال کتب[۵] را رزقشان کردی؛ از “شُهرت‌خواری”، “لایک‌خواری” و “رأی‌خواری”، “تبرّج مجازی” و “تلوّن سیاسی” هم مصونشان دار. رهاورد انبیاء را “متاعِ” سمت‌ها و سمن‌ها یا “مایه دین‌بازی” و “برخورد‌های گزینشی” نکنند!

“عدالت‌خوار”، نگهشان‌دار تا به عِرض محترمی تعدی نکنند! در عدالتخواهی تبعیض نورزند! و جز بر ظالم نشورند!

الهی! ما را “عدالت‌خوار” قرار ده نه “نان‌خورِ عدالت” یا “نانِ دین‌خور[۶]“! که بین ایندو فرق بسیار است. فهم مصادیق عدالت را بنمایان و تحملش را بر ما آسان کن و الا به ناسزایت سزاوار می‌شویم که:”ثُمَّ لَم یَحمِلوُها کَمَثَلِ الحِمارِ یَحمِلُ اَسفارا[۷]“!

[۱] “عدالتخوار” در سالهای اخیر فحش سیاسی ای شده که بجا و نابجا برچسب افشاگران، مطالبه گران، عدالتخواهان و… می شود. این روزها این کمترین هم این سردوشی را گرفت. در محضر الهی دیدم بجای کدورت از برادرانم بهتر است “حقیقت عدالت خواری” را از خدایم بخواهم؛ شد این الهی نامه!

[۲] “طعامهم التسبیح و شرابهم التهلیل”/بحارالانوار ج۵۷ص۲۴۹

[۳] ابراهیم/۲۵: درختی که همیشه ایام خوردنی می‌دهد!

[۴] مومنون/۵۱

[۵] حدید/۲۵

[۶] “المستاکل بدینه”/ تحف العقول ص۲۲۳

[۷] جمعه/۵

یک نقد بر یادداشت “درس خارج امام جمعه اهواز؛ دلگرمی و دلواپسی” و پاسخ آن

نقد

بسم الله الرحمن الرحیم

پیرو یادداشت اخیر جناب حجت الاسلام حاج اقا قنبریان

استاد بزرگوار علم حیات بخش است. فضلای حوزوی در همه اعصار و امصار به غرض عرضه فهم نو یا دقیقتر و یا طرح ابواب کمتر پرداخته شده در یک شهر درس خارجهایی برگزار میکردند و میکنند. اولین انحراف از کلام حضرتعالی شروع میشود که مفروض گرفته اید که یک کرسی خارج فقه اگر برای ماندن یا نماندن طلاب در اهواز یا با نگاه به استاد کردن شاگردان در مدارس استان تاسیس شود مبارک و دلگرم کننده است. خیر بزرگوار درس خارج یک سلوک علمی معنوی است و در آن فقط و فقط حد وسط های گزاره های علمی‌فقه و اصول و فلسفه و … به تیغ نقد و بررسی بی پروا و بدون غرض ثانوی کشیده میشوند و عوارض و لواحق درس خارج هم مثل عوارض و خوارج عدالت طلبی کسانی که از عدالت خواهی علمی و مستدل شما (لااقل در خیلی از موارد) فقط افراطهایش را یاد گرفته اند نیست.!

هر چه گفتید و خواندیم محمولات بالضمیمه ای بود که بر یک درس خارج توسط یک نماینده معزز ولی فقیه در یک استان بار کردید لکن السنخیه عله الانضمام و وقتی جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج اقا موسوی فرد به شهادت پابرهنگان و مستضعفین و دردکشیدگان سنخیتی با صفات مورد اشاره شما ندارند انضمام و محمولاتش به طریق اولی منتفیست.

با شناختی که از حضرتعالی هست بعید میدانیم از سیره ایشان اطلاعاتی غیر از آنچه گفته شد داشته باشید و سیاق نوشته تان زید بر علت است که خواننده به مخاطب خاص داشتن این نوشته از باب به در گفتن و دیوار را به چالش چند باره کشاندن پی ببرد.

اما استاد عزیز حوزوی و فاضل مکرم این عین بی عدالتی و عدالتخواری است که مجموع نقدهایی که سالیان سال بر مجموعه های متعددی در خوزستان داشتید و داشتند را با ابزار کردن درس خارج فقه سید بزرگوار که به حق هدیه رهبر معظم انقلاب به مردم دردکشیده خوزستان است و به صورت مبهم بدون ذکر صریح بیان بفرمایید.

هم بی عدالتی در حق ایشان و هم ناعدالتی در گرفتن فرصت دفاع از مخاطبان اصلی شماست. اتفاقا طرح نویی که بنا بود راه اندازی کنند در این درس خارج همین باز کردن درهای گفتگوی صریح با موضوعات علمی حوزوی و آموزش تحمل نقد و بررسی بود که با مانیفستی که برای درس خارج پیچیدید قطعا سرعت این کار در مرحله اول قدری گرفته شد.

در یکی از درسهای اخلاق رهبر معظم انقلاب از جمله گناهان زبان جسارتا حرف بی جا شمره میشود. نقد شما شاید فی نفسه حرف بی جا نباشد لکن با توجه به هژمونی رسانه ای و چالشهای چندوجهی و هیبریدی امروز انقلاب قطعا هیچ سودی برای هیچ کدام از اطراف مورد بحثتان جز دلسرد کردن و یادآوری مسیرهای بی ثمر و بن بست قبلی در رفع مشکلات استان محروم خوزستان ندارد. مطالب شما را چندین سال است دنبال میکنم و درس هایی گرفته ام و ممنونم لکن اینکه خطاب بفرمایید “جناب آقای موسوی فرد” بنده جز عدم رعایت ادب و ضعف عرفیات برداشت دیگری نذارم. یک جمله هم در تناقضات فرمایش حضرتعالی اینکه از طرفی تمحض و تضلع در درس خارج و مایتعلق به را منجر به تعطیلی کارهای جهای و بازدیدهای شبانه از مناطق محروم میدانید و از طرفی پیشنهاد میدهید باب العداله را که هنوز مراجع عظام تقلید و ستونهای حوزه های علمیه به طور مستوفی به آن نپرداخته اند را در اهواز راه اندازی کنند! این هم ناشی از مشاهده ضعیف صحنه استان و بالتبع تحلیل افراطی در اولویت دادن به عدالت ولو در اصول دین هست. همین مقدار نقد هم برای جنابتان در خصوصی میفرستم ان شاالله

پاسخ به نقد رسیده

سپاس از نقد و خیرخواهی ایشان

بین نکات متعدد طرح فرموده، دوتا اوْلی به پاسخ اند:

  1. یادداشت را با عنوان “آیت الله موسوی فرد” نوشتم بعد از ملاحظات سلسله مراتب درعرفیات آنجا -که درش زندگی کرده ام- و دیدن عنوان کانال خودشان، به “حجه الاسلام و المسلمین” تنزّل دادم.
    اگر بخاطر محدودیت کلمات در یک ستون ایتا، یکبار بکار بردن “جناب آقای” بجای “حجه الاسلام والمسلمین” بی ادبی است؛ از ایشان و آن عزیزان عذرخواهم.
    عرفیات آنجا را می‌شناسم که با عرف دستبوسی و آقا، آقا کردن(برای اعاظمی اما نه منحصر)، “جناب آقای” خلاف عرف میشود. فقط در محدودیتِ کلمات، بهتر از “حجه الاسلام” دیدم.
    عزیزان! توجه دارید همین اشکال و جواب مان، مؤید لازمه اول شمارش شده در یادداشت است؟!
    پس موارد از باب قضیهٍ فی واقعهٍ و اَعراض مُفارق و نادر نیست!
  2. اینکه همه گفته ها را “بار شده بر یک درس خارج، توسط یک نماینده معزز ولی فقیه، در یک استان” دیده اند؛ و”از باب به در گفتن و دیوار را به چالش چندباره کشاندن” خوانده اند؛ ریشه و خاستگاه نقدشان شده است.
    حکم “بی عدالتی” و “ناعدالتی” و “عدالتخواری” و… در آن درک و دریافت البته منطقی می‌شود.

اما از یادداشت بنده اگر هم کسی به فرد اکملی در این آسیب ها نظر گرفته، از باب “مابه یُنظر” و نگاه آلی بوده است نه “مافیه یُنظر” و نگاه استقلالی.

این لوازم و لواحقِ خارج از “سلوک علمی معنوی” محض، در کشور دارد “رویه” می‌شود!

اشاره به برخی حوزه های علمیه مشاهیر (در پست های سابق حکومتی) در دادگاه های مفاسد اقتصادی، شنیده می‌شود و نماینده دادستان وعده شکایت به دادگاه ویژه می دهد!

بنظر مخاطب منصف اگر تصرف بنام حوزه علمیه در اراضی عمومی، برخی معادن، جنگلها و… پدیده شاذ و نادر و کالمعدوم بود، رهبر انقلاب اسلامی درباره اش هشدار می دادند؟ آنهم در “هژمونی رسانه ای و چالشهای چند وجهی و هیبریدی امروز انقلاب”!

«اجازه ندهید به این جنگلها دست درازی بشود(…)با بهانه های مختلف از شهربازی درست کردن و جذب گردشگر و هتل داری و مانند اینها بگیرید تا مدرسه علمیه و حوزه علمیه، همه اینها بهانه هایی می‌شوند “و شده تا کنون”؛ که جنگلهای ما دست بخورد. به آنها تعرض بشود. به جنگلها تعدی بشود…» (۹۳/۱۲/۱۷)

با این حساب می بینید محمول مِن صمیمه درس خارج فقه، در حال رویه شدن به برخی یا همه آن ضمائم شمارش شده است(بنده فقط برای خوزستانِ فاقد جنگل، خوانش استان نفتی کردم).

اگر خبر از یک رویه جدید است، آنوقت تذکرات از باب به در گفتن نیست. از باب النصیحه للائمه المسلمین است که پیامبرمان فرمود: هیچ مومنی نباید در آن خیانت کند.

  • در آن یادداشت از حضرت حجه الاسلام والمسلمین موسوی فرد با عناوین:”زاهد”، “مردمی”، “انقلابی”، “با اخلاص”، “عالم جهادی”، “مطالبه گر”، “بی تکلف”، “خاک نشین” ؛ خواسته شده است همانطور که در امامت جمعه سبک نویی گذاشتند، در درس خارج هم سبک نویی بدون این لواحق بگذارند .
    آیا این جسارت به ایشان است؟! این “ذم” ایشان است یا “مدح”؟! عمل دیگران بر ایشان بار شده، یا الگوی دیگران شدن، طلب شده است؟! ماییم و آن یادداشت و فهم عمومی مخاطبان!
  • از همین جا معلوم میشود تناقضی هم در یادداشت نیست. “مایتعلق به” درس خارج(که شمارش شده)، با کار جهادی و…نمی سازد؛ نه هویت لیسیده ی درس خارج که سلوکی علمی و معنوی است. لذا جسارت شده ناظر به روحیه و صفات کمالی آن عزیز، پیشنهاد موضوع درس هم شده است.
  • در آخر بسیار متاسف شدم اگر این پیشنهاد و بیان آن مواضع عبرت و طلب سبکی نو از انسانی وارسته، سرعت طرح موضوعِ تحمل نقد را گرفته باشد!!!
    اگر چنین باشد، چقدر بیشتر روشن می‌کند ما از تعالیم امامین انقلاب دوریم. رهبرانقلاب در جواب درخواست کرسی های آزاد اندیشی در حوزه بود که فرمود: «آزادی بیان، مقید به منطق و اخلاق و حقوق معنوی و مادی دیگران “ونه هیچ چیز دیگری”، تبدیل به فرهنگ اجتماعی و حکومتی گردد» (۸۱/۱۱/۱۶)
    و در جای دیگر: «نباید…نقد و انتقاد را به “کالای قاچاق” یا “امر تشریفاتی” تبدیل کرد» (۹۶/۱۰/۶)
    بنده نظارت مردمی و “خیرخواهی پیشینی” و نقد و “انتقاد پسینی” را عامل اصلی مصونیت از آن آسیب ها دیده ام که اینگونه یادداشتها را می نویسم.
    برنتابیدن “خیرخواهی پیشینی” برای بزرگان، ضربه اش همانجا می خورد که برخورد با “نقد و انتقاد پسینی”!(دقت کنید)
  • باور کنیم سجایای عالی امام جمعه وزین اهواز، تنها عامل مصون ماندن ایشان در همه دهه های آینده نیست؛ چشمان ناظر و خیرخواه مردم و فضلا هم نقش بی بدیل دارد. از اینروست که سزاوار است سود و زیان این خیرخواهی های پیشینی و مراقبتهای ضمنی را پس از مدید شدن دوره زعامتها ببینیم؛ و در اعلان سود نداشتنش عجله نکنیم.

از خداوند تمنا دارم از قصور و تقصیراتم در گذرد.محتاج راهنمایی و نصیحت همه خوبان هستم.

محسن قنبریان۹۹/۸/۱۰

درس خارج امام جمعه اهواز؛ دلگرمی و دلواپسی!

کانال ایتای حجت الاسلام والمسلمین موسوی فرد اعلام کرد: از ۴شنبه ۱۸ربیع الاول درس خارج فقه ایشان در اهواز شروع می‌شود.

علم، حیات است. تحقیق و ترویج علوم دینی از افضل فعالیتهای علمی است. اگر جهت تامین استاد برای ماندن فضلاء در استان و خدمت رسانی شان به مردم باشد، کار راجحی هم هست.

پس از این حیث، درس خارج ایشان جای دلگرمی و شکرگزاری است.

نگرانی و دلواپسی از چیز دیگری است: از تعیّن های این کرسی های درسی در ظرف فرهنگی ماست! کرسی درس خارج فقه، به حمل شایع(مصداقا) در شهرستانها بخصوص از سوی دارندگان سمت های حکومتی، معمولا عوارض و لواحقی یافته که دلواپسی دارد:

  1. آرام آرام “آیت الله”،”آیت الله” کردن ها، فاصله ساز شود! “معلم فقه” بودن، مصحّحِ دست بوسی و به مرور فرهنگ شود! تا جایی که نزد مریدانِ حلقه اول، دست آقا نبوسیدن، کفایت در رانده شدن شود!
    این تعیّن و تشخصِ آیت اللهی جای دلواپسی است که بی تکلّفی و خاک نشینی ایشان را خدای نکرده کم کند.
  2. تدریس، شهریه دادن هم طلب می‌کند! از اینجا مصرف وجوهات برای شاگردان تا استفاده از ظرفیت های مالی دیگر(خیّرین و خیریه های خصولتی و…) لازم می‌آید!
    به مرور مردمی بودن و نیمه شب سراغ مناطق محروم رفتن، وقت خود را به آدمهای خاص و تقلای متقابل برای درخواست آنها دهد!
  3. به مرور نیاز به مَدرَسِ مجزا و سپس مدرسه علمیه مستقل، لازم می‌آورند؛ به این بهانه که شاگردان، دوره سطح را هم طبق نظر آیت الله بخوانند!و…
    این مخارج اضافی، از سوی مقامات، معمولا از طریق ادارات دولتی(شرکت نفت و استانداری و…) تدارک می‌شود!
    از اینجا دیگر رودربایستی با مسئولین، غلبه می‌کند! دیگر نمی‌شود برای متخلّف یا کم کار آنها، مهلت معین کرد! در صف مردم محروم ایستاد و حقوق ضایع شده شان را از دستگاه ها طلب کرد!
  4. نه جهنم سیر می‌شود؛ نه طمّاع ثروت و نه طالب علم! هرسه “هَل مِن مَزید؟” دارند! اگر کار، گرفت و امام جمعه گی از دهه گذشت؛ پیشنهادهای دیگری از تاسیس موسسات آموزش عالی، حوزه های علمیه زنجیره ای و… هم از سوی مشاوران، نیاز و ضرورت می‌شود!

هریک از اینها لوازم خاص خود را دارد که یک امام جمعه “انقلابی” و “جهادی” و “مردمی” را ، “محافظه کار” (بخوانید: قاتل انقلاب!) ، “بروکرات” و “دولتی” می‌کند!

مشکلات مردمی‌آی که دهه قبل، بازدیدش رفته، حالا چندبرابر شده؛ اما پیگیری ها باید برای توافقنامه ها با وزیر آموزش عالی و ارتباطات و جذب بودجه ریاست جمهوری و…باشد؛ تا این دیوانِ بزرگ را سرپا نگه دارد!

تازه اگر چشم باز نکند ببیند: آفتابه و لگن، هفت دست؛ شام و نهار خبری نیست! همان مردم محرومِ رها شده، حالا از فقر و تبعیض(نه شبهات علمی) دارند از تشیع و انقلاب کوچ می‌کنند!

جناب آقای موسوی فرد لابد در آئینه، موارد فوق را درباره برخی همکاران خود در این چهل سال دیده است، و دلواپسی ها را بدبینی و فرضِ فارض نمی داند.

با آن خلوص و زهد و روحیه مردمی حتما برای این “مواضع عبرت” چاره دارد.

باشد که مثل امام جمعه گی، در اینباره هم سبکی نو از کرسی درس خارج ابداع کند؛ که هیچیک از آفات یادشده و بیشترش (که ناگفته ماند) را نداشته باشد.

یک پیشنهاد : خوب است آن عالم جهادی و مطالبه گر در آن شهر و استان با حاشیه نشینی مفرط و محرومیت بسیار، درخواست حضرت آقا از حوزه علمیه درباره عدالت را محقق کند: درس خارج کتاب العداله[۱]!

کتاب العداله، کتابی فرضی در فقه ماست که از مسائل جدی عدالت اجتماعی بحث می‌کند. مساله هایش را “از عینیت جامعه” یافته و در کتابهای فقهی الاجاره، الدین، المتاجر، الحجر، الضمان، المضاربه و… “جانمایی” کرده و حل می‌کند. مثلا وضعیت کارگر هفت تپه و… ، ایشان را به فروعات اجاره ببرد که: اگر کارگر، مضطر شد کار خود را به کمتر از قیمت بفروشد، آیا عقد اجاره صحیح است؟!

اگر می‌خواهد مکررات را بحث نکند و رویی به مسائل مستحدث دارد؛ بقول متفکر شهید، مطهری توجه کند که فرمود:”فقهای عصر از مسائل بانک و بیمه و چک و سفته به عنوان مسائل مستحدث کم و بیش بحثهایی کرده و می‌کنند ولی توجه ندارند که راس و رئیس مسائل مستحدث خود سرمایه داری است[۲]…”

قدردان همه علمای مردمی و خدوم آن دیار عزیز هستیم.

محسن قنبریان ۹۹/۸/۹

[۱] ر.ک: دومین نشست اندیشه های راهبردی۹۰/۲/۲۷

[۲] مجموعه آثار ج۲۰ص۴۷۹