بایگانی دسته: پیام‌ها و تحلیل‌ها

پس مردمی که سالها به گاری بسته‌اید چه؟!

خدا را شکر مسئولین حفاظت قانونی دارند و به استناد ماده ۶۰۹مجازات اسلامی برای توهین کننده‌شان ۳تا ۶ ماه حبس یا ۷۴ضربه شلاق یا جریمه مالی بریده‌اند! خودش هم لازم نیست شکایت کند مدعی العموم زحمت می‌کشد تا او مقدس بماند!

پس نگرانی و سخن سر تعبیر آقای پناهیان درباره یک استاندار نیست قانون قبلا برای مسئول تدارک شده است!

سخن سر موج حمایت شخصیت‌ها از استاندار است از خود استانداری تا آقای جزایری و این و آن.

بنظر می‌رسد این سطح حمایت افتخاری و سفارشی -که اتفاقی بنظر نمی‌رسد- چیزی بیشتر از اعاده حیثیت یک مسلمان را نتیجه می‌دهد: عمیق‌تر کردن شکاف دوگانه مردم – مسئول!

سلمنا حق استاندار نبود درباره‌اش “کنایه” بزنند که باید گاری به او بسته تا آب ببرد!

اما مقابل این کنایه چندین سال “به گاری بستن واقعی” مردم هم هست!

مگر به گاری بستن شاخ و دم دارد وقتی هر روز باید دلو آب روی شانه و یا با گاری ببری؟!!

این سطح از دفاع از استاندار -با وجود ماده قانونی برای شکایت از گوینده- در مقابل زخم سی ساله به گاری بستن صدها خانواده آیا شکاف‌ساز نیست؟!

مثل این می‌ماند که سال دیگر مُبلغی دیگر را که گفته اگر مسئول بودم مسئولین امنیتی و انتظامی را بخاطر روستای ابالفضل به ساچمه می‌بستم! را بخاطر سوء تعبیر مورد حمله قرار دهیم که این ترویج خشونت است! شوراندن علیه دستگاه‌های قانونی است! و…

جالب است واقعا هم درست می‌گوییم لکن اما توجه نداریم که به ساچمه بستن چندباره مردم واقعیت اصلی است نه این”تعابیر ادعایی و کنایی”!

قرار بود چنین دوگانه‌ای شکل نگیرد و در تعارض موقعیت مسئول و حق مردم جانب حق مردم را بگیریم!

قرار بود “ابن هرمه” های بازار اهواز را هفتگی با خواری و خفت، دو پا دربند مثل سگ برانیم[۱]! و هر هفته ۳۵ تازیانه بزنیم و در شهر دور دهیم[۲] آیا کردیم؟! یا او العیاذ بالله مال دولت پر اختلاس علی(!) -چنانچه برخی می‌گویند!- بود و چنین وابستگانی در بازار و اقتصاد اهواز دیگر وجود ندارند؟!! جایش البته در دوره قبل مانع حضور کارگران محروم و معترض فولاد به نماز جمعه اهواز شدیم! و این سال‌ها کارگران هفت تپه را جای مسببان زندان میبریم!

قرار بود “منذر” های اشرافی در حکومت اسلامی را “از شتر قبیله پست‌تر” خطاب کنیم[۳] که ظاهرا دیگر مثل آنها در این حوالی پیدا نمیشوند!!!

خلاصه احترام مسئول واجب و سوء تعبیر ممنوع اما همان تعابیر را درباره مردم نواحی محقق نکنیم و درباره‌اش ساکت نباشیم.

محسن قنبریان ۹۹/۶/۱۱

[۱] تعبیر حضرت امیر(ع) درباره‌اش: “مر به السجن مهانا مقبوحا منبوحا واحزم رجلیه بحزام”
منبوح: یعنی کسی که مثل سگ او را بزنند و برانند!

[۲] جامع احادیث الشیعه ج۳۰ ص۴۷۸

[۳] تعبیر نامه ۷۱ نهج البلاغه:” لجمل اهلک…خیر منک”!

به محرم، جفا بس نیست؟!

‌‌

هیئت های مذهبی انقلابی و مکتبی همه به تبعیت از ولایت و مرجعیت، خود را تسلیم تصمیمات ستاد ملی کرونا کردند.

فقط تقاضا کردند تصمیمات نهائی، زودتر بیان شود تا فرصت ابتکار و برنامه ریزی داشته باشند.

پروتکل ها وقتی اعلام شد؛ حتی رئیس دولت گله کرد چرا اینقدر دیر؟!

برخی جلسات بزرگ مجال تدارک جای مناسب و… نیافتند. باعین حال براساس آن پروتکل ها برنامه های ممکن، طراحی و تبلیغ شد.

در این حین از قرار دادن ۶۰۰۰بازرس برای نظارت بر جلسات عزاداری(!)خبر آمد!

حس استاندارد دوگانه به عزاداران دست داد اما گفتیم: آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟!

رئیس جمهور در این خصوص، مرتکب نقض قانون اساسی هم شد و مغایر اصل ۳۶ قانون اساسی اعلام کرد: کسانی که در ماه محرم پروتکل ها را رعایت نکنند، مجازات می‌شوند! برخی مجازات ها از امروز(۲۵مرداد) ابلاغ می‌شود!

(طبق اصل ۳۶ تعیین مجازات فقط با روال قانونی مجلس و تایید شورای نگهبان انجام می‌گیرد!)

گفتیم آخر از سیل اشتیاق مردم به سیدمظلومان خبر دارند که قابل مقایسه با نوروز و ۱۳ به در و… نیست از اینروست که هول کرده بدعتهای فراقانونی می‌گذارند!

فرمانده نیروی انتظامی و دادستان کل هم وارد شده و اعلام کردند باجلسات عزاداری متخلف از پروتکل ها، دوبار تذکر داده و بار سوم تعطیلش می‌کنند!

باحیرت این سریال را تعقیب و باز گفتیم: این همه خط و نشان برای جلوگیری از افراط برخی هیئات دربرخی شهرهای محدود است که امر از مرجعیت و ولایت نمی برند!

ولو اینها در شهرهایی که دچار تفریطند و عمده مجالس را تعطیل کرده اند، بر تفریط و تنگ گرفتن بر چند هیئت محدود که با رعایت تمام پروتکل ها مجلس گرفته اند می‌آفزاید؛ اما صبر می‌کنیم تا جان شایسته ی عزادران در هیچ شهری با افراط هیچ هیئتی به خطر نیافتد!

دو سه روز قبل محرم(۲۸مرداد) معاون وزیر بهداشت یکباره پروتکل های مصوب قبل را جابجا و اعلام کرد: در ماه محرم عزاداری در فضای سربسته مطلقا ممنوع است!

الان دیگر مجال جابجایی برنامه هم نیست و در بسیاری از مناطق و تایم های برنامه ریزی شده اصلا جز فضای بسته(با رعایت سخت گیرانه پروتکل های قبل) امکان برنامه نیست!

قبول کنید دیگر دارد سخت می‌شود باور کنیم همه این سریال، اتفاقی و صرفا برای تضمین سلامتی مردم است!

این انقلاب و نظام، پیروزی اش(۵۷و ۸سال دفاع مقدس)را مدیون محرم و صفر بوده است. استقرارش با وجود همه فشارها ونامردمی ها را هم مدیون پشتوانه مذهبی عاشورا بوده است.

با بازی پروتکلها جابجا کردن مکرر حدود آن بعد از استانداردهای دوگانه و خط و نشان های اضافه‌تر نیاز، شاید دیگر داریم به محرم جفا می‌کنیم!

محسن قنبریان ۹۹/۵/۲۹

این روزها دوباره بحث واگذاری اراضی و املاک مصادره‌ای به اشخاص خاص در جهت کارهای عام المنفعه، مدرسه، دانشگاه، خیریه داغ شده است.

حجاب معاصریت هم محاسن را مخفی می‌کند هم معایب .

پس از محقق کرکی( مدافع واگذاری اراضی فتح شده) محقق اردبیلی ای پیدا و آنرا نقد کرد.

تجربه صفویه از این حیث درس آموز است.

یادداشت سابق را بازنشر می‌کنیم:

«درسی فقهی از تجربه صفویه!»

مصلحت و عدالت در سیره امیرالمومنین

صوت «عدالت و مصلحت در سیره امیر المومنین(ع)»

  • تقلیل ندادن عدالت به عدالت قضایی و مبارزه با فساد
  • پرونده امیر(ع) در عدالت اقتصادی و دو محور اصلی آن؟
  • معنای مصلحتی که می تواند با رفتاری عدالت طلبانه معارض شود؟
  • مصلحت نظام از تعریف رهبران تا آنچه شده!
  • عدالت قضایی امیر(ع) به دوره بعد از حکمیت و قبل از حکمیت قابل تقسیم است.
  • برخی فرارها و اختلاسها پس از شورش های ۶گانه به همه نواحی مملکت و تجزیه آنهاست نه دوره استقرار و
  • مبسوط الیدی حضرت.
  • برخی عذر های جمهوری اسلامی
    و چندین مطلب دیگر

محسن قنبریان

 

دریافت صوت «عدالت و مصلحت در سیره امیر المومنین(ع)» | “دریافت از پیوند کمکی

 

پیوست۱ لایو «عدالت و مصلحت در سیره امیر المومنین (ع)»

روایتی صحیح السندکه امیر(ع)۲۵ برنامه اصلاحی خود را اعلام می کند.
برخی اقتصادی و در دو محور عمده عدالت اقتصادی(توزیع عادلانه منابع ثروت/ توزیع عادلانه درآمدها) است.
اما از تدریج در تحقق آنها خبر می دهد بخاطر مصالح واقعی نه ساختگی!
با دقت ملاحظه کنید.

دریافت “پیوست۱ لایو «عدالت و مصلحت در سیره امیر المومنین (ع)»

پیوست ۲ لایو «عدالت و مصلحت در سیره امیر المومنین(ع)»

 

مصلحتی که می تواند “موقتا” یک حق و عدلی را تعطیل کند کدام است؟!

  1. اولا اصل بر عدم تاخیر است:
    امیر المومنین در نامه ۵۰ نهج البلاغه:”آگاه باشید حق شما بر من این است که…وحقی را که از آن شماست از موردش تاخیر نیاندازم وتا آن را به انجام نرسانم باز نایستم وهمه شما نزد من درباره حق مساوی باشید. وهرگاه چنین کردم نعمت خدا برشما تثبیت شده برشما لازم می‌شود از من اطاعت کنید واز دستورم تخلف نکنیدودر انجام کاری که به صلاح شماست کوتاهی نورزیدوبرای رسیدن به حق در امواج سختی ها فرو روید…”
  2. ثانیا مصلحت معارض باید اهم باشد و چاره دیگری هم نباشد.
    در خطبه ۱۶۸ نهج البلاغه از تاخیر خود در باره حق عثمان(قصاص قاتلین) می‌گوید:”…اگر خوانخواهی عثمان تحقق پذیرد مردم سه دسته می باشند: دسته ای با شما هم رای هستند و گروهی با شما مخالفند وجمعی نه موافقند ونه مخالف . پس شکیبائی کنید تا مردم آرام شوند و دلها از تب وتاب بیفتد و حقوق از دست رفته به آسانی گرفته شود…”
    ️توضیح:حکومت برای کف و سقفی تشکیل می‌شود: کف آن رفع هرج و مرج است که فرمود امیر فاسق هم از هرج ومرج مدام بهتر است/سقف آن هم اقامه قسط و عدل اجتماعی است.
    حالا اگر در روز اول این حکومت بعد از شورش و هرج و مرجی که ۴ماه خانه عثمان محاصره و کشته شده است یکباره سراغ انتقام برود آن هرج ومرج ادامه می یابد و کف حکومت هم تامین نمی‌شود. تاخیر برای استقرار یافتن حکومت وبعد سراغ استیفای این حقوق رفتن حکم عقل است.
    این مثال در روزهای اول بیعت اتفاق افتاده و قابل سریان بر یک حکومت مستقر نیست الا همان هرج ومرج گسترده ثابت شود.
  3. نمونه‌های دیگر را در روایت کافی(پیوست ۱)ملاحظه کنید که می‌فرماید:”اگر بخواهم مردم را به ترک آنها(۲۵ بدعت شمارش شده)وادارم وبجای اصلی آنها برگردانم و به همان ترتیب که در زمان رسول خدا(ص)بود مقرر دارم لشکر از دور من پراکنده شوند تا جز خودم تک وتنها بجای نمانم ویا اندکی از شیعیان من …” وهم فرمود:”اذاً لتفرقوا عنی: در اینصورت(اجرای این ۲۵مورد)مردم از دورم پراکنده می‌شدند”.
    ️تدریج در اجرا با پیگیری مدام هم کاملا عقلائی است. آن مصلحت مزاحم تحقق فوری آن حقوق و عدالتها پراکندگی عامه مردم و زوال حکومت است نه رنجش خواص و کانونهای خاص! سریان این مصلحت به جای که بخلاف خواست عمومی عدالتی اجرا نمی‌شود درست نمی باشد.

 

پیوست۳ لایو «عدالت و مصلحت در سیره امیر المومنین(ع)»

 

“مصلحت نظام”در بیان و اندیشه بنیانگذار انقلاب و رهبران آن به چه معنا بوده است؟!

امروز معمولا بنام مصلحت نظام برخی حقوق و عدالتها تعطیل یا به تاخیر می افتد. دقیقا “نظام” در این تعبیر به چه معناست؟!

باید جای “نظام” معنایی بگذارید که وقتی بنیانگذار می فرماید:حفظ آن از اعظم فرائض است[۱]/اهمیتش از حفظ یک نفر_ولو امام عصر باشد_ اهمیتش بیشتر است[۲]/معنای درستی درآید.

آیا مثلا جان وآبروی رهبر انقلاب از اعظم فرائض و مهمتر از جان ولیعصر است؟!!

️این نظام یعنی نظام آرمانها و ارزشهای اسلام و روی زمین اسلام مستضعفان و محرومان!

 

  1. خود امام خمینی در ادامه همان جمله می فرماید:”برای اینکه امام عصر هم خودش را فدا می کند برای اسلام”(توجه کنید)
    در اول وصیت نامه هم بخوبی این حقیقت را توضیح داده اند که ثقل اصغر(اهلبیت) خود را فدای ثقل اکبر(اسلام و نظام ارزشها و آرمانهایش) می کنند.
  2. رهبر انقلاب هم می فرماید:”نظام جمهوری اسلامی ،نظام آدم ها و اشخاص و افراد نیست؛نظام آرمانهاست”(۸۰/۸/۹)
    در پایان سخنانشان در دانشگاه علم وصنعت هم از آن به “ساخت حقیقی” (مقابل ساخت حقوقی) تعبیر کردند(حتما رجوع کنید).
  3. این اسلام ،”وجود ذهنی ” و مباحثات طلبگی نیست روی زمین اردویی دارد امام خمینی در نامه اش برای تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام به خوبی این مصلحت و نظام را معرفی می کند:”مصلحت نظام از امور مهمه ای است که مقاومت مقابل آن ممکن است اسلام پابرهنگان زمین را در زمانهای دور و نزدیک زیر سئوال ببرد و اسلام آمریکائی مستکبرین و متکبرین را با پشتوانه میلیاردها دلار توسط ایادی داخلی و خارجی بر آنان پیروز گرداند[۳]

️مصلحت اسلام پابرهنگان مصلحت نظام است!

یک مثال عینی:اول انقلاب برای خانه دار کردن بیغوله نشین ها نیازمند زمین شهری شدیم. وزمین داران طبق قاعده فقهی مسلط بر اموال خود بودند و نمی شد ملزم به فروششان کرد. همین معنا از مصلحت نظام امام را واداشت علیرغم مخالفت مراجعی مثل آیت الله گلپایگانی طرح الزام فروش بیش از ۱۰۰۰متر را اجازه دهد. ️یعنی برای مصلحت پابرهنگان موقتا حکم شرعی الناس مسلطون علی اموالهم را تعطیل کند!

️تفاوت بین این مصلحت و معنا از نظام با آنچه چند دهه بعد شکل گرفت را با مثالی عینی در فایل صوتی بشنوید

[۱] صحیفه نور ج۱۵ص۲۰۳

[۲] صحیفه امام ج۱۵ص۳۶۵

[۳] صحیفه امام ج۲۰ص۴۴۶

استقبال رهبر انقلاب از شفافیت/ مطالبه رهبری برای تهیه طرحی به منظور ایجاد شفافیت در دفتر ایشان

احمد توکلی نماینده سابق مجلس و  رئیس هیات‌مدیره دیده‌بان شفافیت و عدالت در مصاحبه با روزنامه اعتماد(۹۹/۵/۲۶):

من آذر ماه ۹۷ خدمت رهبری رسیدم و به ایشان گفتم که شما درباره شفافیت بالاترین و برترین حرف را زدید و هیچ‌کس بالاتر از شما حرفی نزده و نمی تواند هم بزند. شما فرمودید که مردم از همه‌ چیز جز مسائل امنیتی و دفاعی باید مطلع باشند ولی امروز ما شاهد آن هستیم که حدود ۹۰ درصد این نامه‌ها که روی آن مُهر محرمانه زده می شود، بی خود است و توهم افراد است که باعث شده که فکر کنند مردم نباید از این مسائل مطلع شوند. من در آن دیدار به رهبری عرض کردم حالا که شما همچین حرفی زده‌اید، برای شفافیت از دفتر خودتان شروع کنید، آن‌وقت سازمان و نهادهای مثل بنیاد مستضعفان هم دیگر نمی توانند از این مساله پیروی نکنند. ایشان آن زمان به من فرمودند که طرح شما چیست. من هم گفتم طرحی را تهیه کرده و تقدیم شما خواهیم کرد تا شفافیت از دفتر شما شروع شود که ایشان از گفته من استقبال کردند.

پس از آن دیدار من با همراهی جمعی از کارشناسان زبده که عمده آنان را جوانان تشکیل می‌دادند، طرحی تهیه کرده و آن را تقدیم دفتر رهبری کردم. اتفاقا آن زمان جوانانی را که در تهیه این طرح ما را کمک کرده بودند هم خدمت رهبری معرفی کردم تا ایشان بدانند که چه نیروهای خوبی در همین گوشه و کنارها پیدا می شوند ولی متاسفانه در دفتر رهبری از این مساله و طرح ما برای شفافیت استقبال نشد و حقیقت اینکه من هم دیگر نرسیدم تا این مساله را با رهبری در میان بگذارم اما حتما آن را پیگیری خواهم کرد. حرف من این است که رهبری از این مسائل استقبال می کند ولی نیروهایش به هر دلیلی این‌ کار را نمی‌کنند البته نیت بدی هم ندارند؛ چراکه دو فرد خیرخواه می توانند نظرهای مخالف هم داشته باشند.

در اینباره یادداشت «آیا بیت رهبری سخنگو لازم ندارد؟!» را بخوانید

توضیحی درباره پست قبل!

این کانال، خبری نیست که اخبار و تکذیب را انعکاس دهد.

رسالت خود را بازگفتن مبانی انقلاب از زبان رهبران و متفکرانش به بهانه حوادث جاری تعریف کردیم.

عامه و بعضا بسیاری از خواص حوصله کارهای تجریدی و گذراندن مبانی اصیل انقلاب اسلامی را ندارند و فضای ساندویچی مجازی روز به روز بیشتر سراغ حادثه محوری می رود. هرچه عکس ندارد شانس اینستا ندارد و هرچه خبر اول این دنیا نیست شنیده نمی شود. لذا ناچارا از برخی اخبار و حوادث به مبانی انقلاب -به اندازه بضاعت اندک خود- پل می زنیم.

از اینرو مثال ها، بهانه طرح اند و موضوعیت ندارند.

اگر روزی خواندن جملات کلیدی امامین انقلاب درباره موضوعاتی مهم، ظن تخریب در گمان برخی درست کند ؛ آنروز روز اسف و افسوس خواهد بود و معلوم میشود دیر خواندن آن بیانات کار را سخت کرده است.

“شرایط حساس کنونی” برای کشوری که دشمن دارد، چهل سال است تمدید میشود و هرروز جلوه نویی دارد. وقتی رهبری معظم انقلاب در نظیر همین شرایط آن فرامین را فرموده؛ دیگر عذری برای پندارهای کوچک نیست که به بهانه تخریب شدن و… اینها خوانده نشود.

جان کلام در پست قبلی، این فرمایش متین رهبر انقلاب بود که:

“از مطالب دیگری که گفته شد، مسئله حضور مسئولان در دانشگاه است. این اشکال کاملا وارد است. من عقیده ام این است که مسئولین باید در دانشگاه ها شرکت کنند؛ روسای سه قوه، مسئولین میانی، رئیس صداوسیما، مسئولین سپاه و نیروهای مسلح؛ اینها بروند با دانشجوها جلسه بگذارند و حرفهای گفتنی دانشجوها را بشنوند”(۹۱/۵/۱۶)

آنچه زمینه خوانش این فرمان مهم شد، مثالهایی از آقای فتاح درباره املاک بنیاد نزد نیروهای مسلح بود.

حتی اگر سخن ایشان تکذیب هم شود آن سخن محوری رهبری سرجای خود هست(بگذریم که آنچه اتفاق افتاد کمتر تکذیب اساس حرف بودو بیشتر در چگونگی های تحویل و… بود)

وجه طرح آن فرمان هم این است که این نیروها در شهرهای کوچک هم فروش برخی املاک دارند هم تهیه برخی املاک برای مسکن پرسنل و… و اینها گاه ابهاماتی در افکار عمومی می سازد که بهترین مواجهه با آن روشن کردن مساله و توضیح است.

در سطح ملی نیز این نیروها بعضا کار اقتصادی یا فرهنگی یا سیاسی ای دارند که صرفا نظامی و در طبقه بندی محرمانه نیست و دقیقا همین ها مشمول فرمان فرمانده کل قوایند که: سخن دانشجویان[پرسشگران] را بشنوید و با آنها سخن بگویید.

والحق و الانصاف به این فرمان به ندرت عمل شده است!

حالا بفرمایید مطالبه عمل به فرمان فرمانده کل قوا(در ۸سال قبل) از سوی بهترین نیروهای انقلاب، تضعیف آن نیروها در شرایط حساس کنونی است؟!

  • طبیعتا از مطلب و تیتر و هشتگ خودمان پاسخگوییم نه دخل و تصرف و تیتر زنی کانال های دیگر براینگونه مطالب.

آقای فتاح در تصرفات املاک بنیاد از خاتمی تا مجمع و موسسه مطالعات زنان و احمدی‌نژاد و تا نیروهای مسلح و سپاه را شمردند که فراگیری و غیر جناحی بودنش ستودنی است و ما هم امیدواریم مصرف ۱۴۰۰ نداشته باشد.

دراین بین نیروهای مسلح و سپاه را بعنوان جایی که حریف نمی‌شویم، یاد کردند؛ چون قانونا نمی‌توانند شکایت هم کنند! لذا اینجا با خواهش سخن گفتند!

بنظر می‌آید علت العلل این بن‌بست‌ها درباره نیروهای مسلح (چه منع‌های قانونی و چه انجام نشدن قانون) بخاطر این است که فرماندهان این نیروها خود را از پاسخگویی به مردم معاف فرض کرده‌اند!

کانه همیشه پرسش از اینها از سایت‌های موشکی و استراتژی‌های عملیاتی است که باید محرمانه بماند! در حالیکه عملکرد آنها در مثل تصرف اراضی، تغییر کاربری، داخل کردن در محدوده برای پرسنل و ده‌ها مساله شهری دیگر (حتی نحوه عملکرد انتظامی‌شان)، هرگز مساله‌ای نظامی نیست؛ و باید پاسخگوی عملکرد باشند.

عجیب‌تر اینکه فرمانده کل قوا نیز درباره پاسخگویی اینان به دانشجویان فرمان صریح دارند که کمتر نمونه‌ای از اجابت در خاطرها وجود دارد. می‌فرمایند:

“از مطالب دیگرى که گفته شد، مسئله‏‌ى حضور مسئولان در دانشگاه‏ است. این اشکال کاملا وارد است . من عقیده‏‌ام این است که مسئولین باید در دانشگاه‏ها شرکت کنند؛ رؤساى سه قوه، مسئولین میانى، رئیس‏ صدا و سیما، مسئولین سپاه و نیروهاى مسلح؛ اینها بروند با دانشجوها جلسه بگذارند و حرف‌هاى گفتنىِ دانشجوها را بشنوند.» (۹۱/۵/۱۶دیدار دانشجویی).

 

 

رعیت و ولیّ امر در فرهنگ غدیر:

«حکومت در نهج­البلاغه هیچ نشانه­ای و اشاره­ای از سلطه­گری ندارد. هیچ بهانه­ای برای امتیازطلبی ندارد. از آن طرف مردم در تعبیر نهج‌البلاغه رعیت‌اند. رعیت یعنی آن کسانی، آن جمعی که رعایت آنان و مراقبت آنان و حفاظت و حراست آنان بر دوش ولیّ امر است.

البته مراقبت و حفاظت یک وقت نسبت به یک موجود بی جان است این یک مفهوم پیدا می‌کند.

یک وقت مربوط به حیوانات است، این یک معنا پیدا می‌کند.

اما حراست و حفاظت یک وقت مربوط به انسان‌هاست. یعنی انسان را با همه ابعاد شخصیتش با آزادی‌خواهی با افزایش‌طلبی معنوی‌اش با امکان تعالی و اوج روحی‌اش با آرمان‌ها و اهداف والا و شریفش؛ اینها را به عنوان یک مجموعه در نظر بگیرید؛ این باید با همه این مجموعه مورد رعایت قرار بگیرد این همان چیزی است که در فرهنگ آل محمد در طول زمان مورد ملاحظه بوده؛ کمیت اسدی (درباره‌شان) می‌گوید: سیاستمدارانی که مراعات انسان‌ها را مانند مراعات حیوانات در نظر نمی‌گیرند.

یعنی انسان با انسانیتش باید مراعات شود .این مفهوم رعیت و تعبیری از مردم در نهج‌البلاغه است»

( بیانات حضرت آیت الله خامنه‌ای در اولین کنگره بین المللی نهج‌البلاغه ۶۰/۲/۲۹با عنوان «حکومت در نهج البلاغه»)

پ.ن:

ایشان در آن بیانات رعیت در «عرف نهج‌البلاغه» را از رعیت در «عرف سلطانی» اینچنین متمایز می‌کند. رعیت یعنی کسی که باید رعایتش کرد. اما رعایت انسان با آزادی‌خواهی و عدالت‌خواهی و معنویت‌خواهی اوست. رعایت اینچنینیِ انسان‌ها بر دوش ولیّ امر و حکومت اسلامی است.

از اینرو همه راهبردهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی حکومت باید با چنین رعایتی باشد؛ تا رعیت، از فرهنگ نهج‌البلاغه و نرخ امیر غدیر تنزل نکند. (دقت شود)

در روایت مفصلی که در کتاب خصال به نقل از حضرت صادق علیه السلام ذکر شده، ایشان پس از آنکه بر «لزوم توجه به ظرفیت مردم» تاکید می‌کنند، می‌گویند: «حکومت بنی امیه دارای سه خصوصیت بود: شمشیر، بی تدبیری و ظلم! اما شیوه حکومت ما اهل بیت، بر مدارا، دلجویی، وقار، تقیه، خوش اخلاقی، ورع و کوشش است. پس مردم را به این دینی که دارید، ترغیب کنید.

الخصال، ج‏۲، ص۳۵۵

کمک مومنانه غیر ایدئولوژیک

  • آیا در فرهنگ قرآنی و سیره معصومان رفع نیاز محتاجان، را می‌شود وجه الهدایه آنها به مذهب حق قرار داد[۱]؟!
  • آیا معصومین از خدمات‌رسانی اجتماعی، شیعه کردن آن نیازمندان را قصد می‌کردند؟!
  • آیا می‌توانیم کارهای جهادی و خدماتی را برای جذب محرومان به انقلاب اسلامی “مهندسی” کنیم؟!
  • سبک خودی در این خدمات چیست؟ سبک رقیب چگونه است؟

 ممکن است بلافاصله آیه ۶۰توبه برای جواب مثبت به سه سؤال اول آورده شود: از ۸سهم صدقه‌ی واجب، یکی “المولفه قلوبهم” است. یعنی زکات (و به تبع صدقات مستحب) را می‌توان برای جلب قلوب به اسلام و مذهب حق هزینه کرد[۲]!

اما از قضا همین آیه بهترین دلیل منع است!

توضیح اینکه: پرسش از “رفع نیاز محتاجین” است. آیا اسلام رفع نیاز ضروری (خوراک و پوشاک و بهداشت و مسکن و…) را در ازای مسلمان شدن یا شیعه شدن یا انقلابی شدن، گرو بر می‌دارد؟! یا به طرز گروه‌های تبشیری مسیحی بشکل نرم بین این خدمت‌رسانی و مسیحی‌سازی پیوند می‌آفریند؟!

پاسخ، منفی است. آیه ۶۰توبه ۸صنف را برای صدقات می‌شمارد. “شرط در تقسیم هم این است که تداخل در قسم‌ها نباشد”. یعنی وقتی میفرماید: صدقات برای فقرا و کارگزاران زکات و بدهکاران و… ؛ باید “فقرا” غیر از “کارگزاران” و غیر از “بدهکاران ” باشد. از همین جا فقهاء در تمایز “فقرا” و”مساکین” در آیه بحث کرده‌اند. چون تعدد سهم را دال بر تعدد صنف گرفته‌اند. پس فقیر غیر از مسکین است[۳]. از همین جا معلوم می‌شود “المولفه قلوبهم” هم غیر از فقرا و مساکین و بدهکاران است (مساله ما).

یعنی آنکه پولی از صدقات برای جلب قلبش به اسلام یا جلب حمایت و یاری‌اش هزینه می‌شود، صدقه نباید رفع کننده نیاز ضروری‌اش باشد؛ والا او فقیر و مسکین است که بدون تالیف قلب هم باید به او داد. (دقت شود)

مؤید اینکه روایات صحیح السند، گیرندگان سهم مولفه قلوبهم را “رؤسای عرب از قریش” معرفی می‌کنند[۴]. معلوم است رؤسای عرب جزء محتاجین به نیازهای ضروری نیستند. در کلمات فقهایی که بر بقاء این سهم بعد از رسول الله معتقدند هم تعابیر “اشراف” استعمال شده است که با این کمک‌ها نیت‌شان برای یاری اسلام تقویت می‌شود (و قبیله خود را به یاری می‌آورند[۵]).

پس حتی اگر دادن هدایا و امتیازات به برخی زعماء برای جلب یاری‌شان جایز باشد؛ رفع نیاز فقرا و مساکین برای این منظور جایز نیست. نیازهای اساسی انسانی، گرو برای به دین خاص یا راه خاصی درآوردن نیست.

 در سیره معصومان این اصل به خوبی پیداست:

در روایت صحیح السند معلی بن خنیس درباره امام صادق(ع) آمده که امام شبانه وقتی غیرمذهبان فقیر در سایبان بنی‌ساعده خواب بودند، امام سراغشان می‌رفت…[۶]

در صحیحه هشام‌بن‌سالم باز امام ناشناس سراغ نیازمندان مدینه می‌رفت (و هم لایعرفون[۷]).

در صحیحه‌ای امام باقر(ع) از تعمّد و داب امام سجاد(ع) می‌گوید:”کان یُغطی وجهه اذا ناول فقیرا لئلا یعرفه” هر وقت به فقیری کمک می‌کرد صورت را می‌پوشاند تا شناخته نشود[۸].

از مثل این روایات گرچه در افضلیت صدقه سرّی و مخفی استفاده شده است؛ لکن این سؤال را هم پیش می‌آورد که امام “شخص خود” را می‌پوشاند، چرا “شخصیت خود” -یعنی امامت خود- را معرفی نمی‌کند؟! آیا آن غیر مذهبان بنی‌ساعده یا اهل حاجت و نیازمندان عامه مدینه اگر امام را دیده و می‌شناختند، مایل به مذهب حق نمی‌شدند؟! و آیا جلب به امامت، افضل از ثواب صدقه سرّی نیست؟! پس چرا امام(ع) چنین نمی‌کند؟!

چون امام (ع) سبک اصیل اسلامی برای هدایت را می‌خواهد نه سبک‌هایی مثل تبشیری‌های مسیحی که با رفع نیازهای پزشکی و غذایی عملا آفریقا را مسیحی کردند!

امام(ع) آدمی که نیازهای ضروری‌اش -بخاطر انسان بودن- رفع شده را مخاطبِ هدایت قرار می‌دهد؛ نه اینکه به شکل سخت یا نرم و تبلیغاتی رفع آن نیازها را وجه الهدایه افراد قرار دهد.

در این روایات عمدتا پس از رحلت امام(ع) مردم شهر و نیازمندان متوجه خدمت‌رسانِ ناشناس می‌شدند. حالا اگر قلوب جلب شود، “نتیجه”ای است که حاصل شده است؛ نه “غایتی” که تحصیل شده باشد و بین این دو فرق بسیار است.

محسن قنبریان ۹۹/۵/۱۳

[۱] این غیر از مساله گزارش دهی از خدمات و تبلیغات است که خود فروضی دارد.

[۲] در نسخ شدن این سهم بعد رسول الله یا بقاء آن بین محدثین و فقهاء اختلاف است .

[۳] ر.ک:نهایه الاحکام ج۲ص۳۷۹و۳۸۰

[۴] الکافی ج۲ص۴۱۱و تفسیر البرهان ج۲ص۷۹۵و۷۹۶(شمارش برخی از آن روسای عرب)

[۵] تحریر الاحکام ج۱ص۴۰۴تا۴۰۶

[۶] الکافی ج۴ص۹وص۸

[۷] همان

[۸] وسائل الشیعه ج۹ص۳۹۷

سه ضلعی: فقیه – مهندس فرهنگی – کارشناس بهداشت؛ ضرورت محرم!

از یکی از مراجع درباره «تشویق مومنان به خانه‌نشینی و دیدن عزاداری مجازی» سخنی نقل شده است (گر چه مجالس عمومی را هم با رعایت ضوابط بهداشتی و فاصله اجتماعی و ماسک منع نکرده‌اند[۱]).

وزیر بهداشت هم از رهبری انقلاب مثالی را نقل کردند که: «مثل اینکه مثلا چیزی به مانند گروه‌های سرود در معابر راه بیاندازند[۲]»

تلقی غلطی که از جایگاه فقیه و ولایت در بدنه‌ای از جامعه هست، این احتمال را دور از ذهن نمی‌کند که: مثال‌ها را اصالت دهند و غیر آن را برنتابند!

رهبری معظم در همان نقل وزیر بهداشت فرموده‌اند:«عزاداری را با شکوه برگزار کنید». و توضیح داده‌اند:«منظورشان شلوغ کردن نیست». و تصریح کرده‌اند:«بروید طرحی نو دراندازید که هم آسیب به کسی نرسد و هم یاد کربلا و مصائبش بشود».

فرهیخته‌گی سخن در همین مصرع است: بروید طرحی نو در اندازید!

جمع بین شکوه (=تعظیم شعائر حسینی) با تضمین سلامت مردم، نه الزاما یک کلیشه‌ی سال‌های قبل دارد که مجالس پر ازدحام باشد؛ و نه فقط یک مثال دارد که گروه سرود در معابر یا عزاداری مجازی باشد.

خلق این ابتکارات، کار «مهندسان فرهنگی» است؛ که بین دو ضرورت(شکوه محرم/ تضمین سلامت) طراحی‌اش کنند.

ابتکارات و این طرح نو درانداختن‌ها بالذات نه کار فقیه است نه کارشناس بهداشت. اما این طرح‌ها حتما باید مجوز فقهی و کارشناسی بهداشت را بگیرند تا آن دو ضرورت را تامین کنند. یعنی با یک سه ضلعی مواجه‌ایم: فقیه – مهندس فرهنگی – کارشناس بهداشت؛ نه دو ضلع ایندو. (دقت شود).

از اینرو عوام‌زدگی و زود سراغ یکی از دوگانه‌های ضروری رفتن و حذف یا کاهش دیگری، بدترین کار ممکن است: یا مجالس مثل هر سال و بی‌خیال ضرورت‌های بهداشت گفته!/ یا خانه نشستن و صرفا مجازی کردن و کاهش از شکوه محرم!

در گذشته تمدنی‌مان نمونه خوبی هست: فقیه می‌فرمود نقاشی صورت جاندار و استفاده از طلا در ساختمان مسجد ممنوع! کارشناس ساختمان هم نظراتی درباره مصالح در اقلیم خاص داشت! معمار هنرمند مسلمان زود نگفت: وقتی خادمان دین خودشان نمی‌خواهند به من چه!؟ پس مساله را ساده کند و با گل و سفید کاری تمامش کند!

بلکه رفت جای روکش طلا، کاشی خلق کرد و جای صورت جاندار، طرح‌های نمادین زیبا ماخوذ از پیام‌های توحیدی برگنبدها و محراب‌ها طراحی کرد؛ تا هم موازین فقه را رعایت کند و هم ابتکار و خلق هنری کرده باشد.

امروز هم می‌توان مهندسان فرهنگی بین آن دو ضرورت، با طرح‌های مناسب و سناریوهایی جمع کنند.

مثلا «شکوه تجمعی» سال‌های قبل (=ازدحام در یک مکان) را به «شکوه تعددی» تبدیل کنند. مجلسی که ۱۰۰۰نفر شرکت می‌کرده، در مکان‌های سابق موجب ازدحام و نقض فاصله اجتماعی است اما اگر تبدیل به سه مجلس شود، جادادن ۲۰۰یا۳۰۰نفر در آن مکانها با فاصله اجتماعی ممکن است. استفاده از فضای باز و ظرفیت مجالس صبح و… شکوهی برای محرم می‌آفریند که در اوقات مختلف رثاء سید مظلومان در همه مکانهای مناسب برپاست سلامتی مردم هم تهدید نمی‌شود.

تازه این هم یک مثال است و مناقشه در آن اصل “طرحی نو درانداختن” بین موازین فقه و بهداشت را منتفی نمی‌کند. البته اگر فقیه و کارشناس بهداشت را جای مهندس فرهنگی ننشانیم و مثال‌های او را اصالت و انحصار ندهیم و اصل کلام را بگیریم: «بروید طرحی نو دراندازید که هم آسیبی به کسی نرسد و هم یاد کربلا و مصائبش بشود»

و حتما طرح‌ها و سناریو‌های مهندسین فرهنگی به تایید کارشناسان بهداشت برسند: «مداحان و منبری‌ها و هیئات تابع نظر ستاد ملی مبارزه با کرونا باشند و هر ضابطه‌ای اعلام کردند موظفند که رعایت کنند» (سخنان رهبری در عید قربان)

محسن قنبریان
۹۹/۵/۱۰

[۱] https://www.sistani.org/persian/archive/26454

[۲] https://www.tasnimnews.com/fa/news/1399/05/09/2317342