بایگانی برچسب: s

فرامتن مباهله!

  1. یقین به راه و هدف خود.
    مُردّد و مذبذب به مباهله نمی رود.
    بُریر، غیر معصومی بود که در عاشورا مقابل یزیدیان مباهله کرد و رقیبش معجزه آسا کشته شد!
    او هم یقینِ علی اکبریِ « أولسنا علی الحق»؟! داشت.
    شیعیان اصحاب مباهله! به راه و هدف خود مقابل دشمنان زنده اسلام ناب یقین دارید؟
  2. رهن جان!
    کسی که مباهله می رود، جان خود را گرو برای ادعایش می گذارد.
    مدعیِ بی هزینه در سنت الهی، رسوا می شود.
    پیروان اسلام مستضعفانِ علی(ع)! در دعا مال و جان گرو نهاده اید؟!
  3. آقا زاده های صف اول!
    در تقسیم غنیمت ها کسی آقازادگانِ مباهله را اول صف ندید، اما در مواجهه با خطرها چه زیر شمشیرها، چه نفرین ها صف اول بودند.
    آقایان و آقازادگان جمهوری اسلامی! این گونه باشید! مثل دامادِ نبی و حسنیْن(ع) نمی شوید، مثل داماد و دختر شهید خامنه ای و فرزندان رشید و باقری و لاریجانی و…باشید؛ نه مثل غنیمت بران غایب از جنگ!
  4. حق مسلّم !
    «منافع» را می شود مصالحه کرد؛ بُرد_بُرد با هژمونی ها و نظم های مستقر.
    اما «حق مسلم» قابل معامله و مجامله نیست؛ مجادله و محاربه و مباهله می خواهد.
    حق مسلم آن روز نبوت خاتم(ص) بود؛ امروز حق مسلم نداریم؟!
  5. خدای صحنه ها!
    خدایی که در مباهله قرار است «لعنت» کند، در غزوات، «لکن الله رمی» بود، در حدیبیه، رصدکننده دشمن(لبالمرصاد) و در قامت «انمایبایعون الله»، دستش بالای دست بیعت کنندگان بود!
    «با هم» و «با ولیّ» بودن، شرط است.

محسن قنبریان / شب مباهله ۱۴۰۵

مباهله پارسال!

«غدیر» آنجاست که «دخالت در سیاست» آنجاست!

«متفکری اجتماعی» مثل رهبر شهید، وقتی به غدیر نگاه می کرد آن را اندازه یک «متکلم شیعی» و فقط برای نص بر امامت امیرالمومنین (ع) نمی دید، آن را «مقابل نگاه سکولار به اسلام» می خواند!(۹۳/۷/۲۱)

 

فرق یک «مصلح اجتماعی» با یک «منبریِ شعائر دینی» همین است. فقط عید الله اکبر بودن و تبریک و اطعامش را تبلیغ نمی کند؛ «دخالت مردم در سیاست و مقدّرات اساسی»  را هم به رخ می کشد:

«بزرگترین مظهر دخالت مردم در امور حکومت غدیر است.  خود غدیر این را به ما آموخت.  لذاست که عید غدیر عید ولایت است #عید_سیاست است عید دخالت مردم در امر حکومت است»(۷۵/۲/۱۸)

 

این نگاه مترقی به غدیر با انقلاب مردمیِ امام خمینی بر ایرانیان باز شد. گرچه جشن غدیر عمدتاً در همان «ترازِ پیشا خمینی» ماند! «خیابان عاری از سیاست»، سفره واقعی جشن «غدیرِ اسلام ناب» نیست!

 

در سیاست هم، دخالت مردم در تمام ۴۷سال بی نوسان نماند! بوده و هستند کسانی که «مردم زدایی از سیاست و مقدرات اساسی مملکت» را دستور کار دارند!

 

اینبار خون رهبر شهید آموزه «غدیرِ تراز انقلاب اسلامی» اش را در بعثت عمومی مردم به خیابان آورد!

غیر از تمسک به ولایت امیرالمومنین و معصومین، دخالت مردم در مهمترین مسائل سیاست هم بیش از ۹۰شب است کیلومتری در «خیابانِ سیاست» حضور دارد!

از «انتخاب رهبر» در مخالفت با دیکته طاغوت زمان تا «حساسیت بر مقدرات اساسی جنگ و پایان بندی عزتمندانه آن».

غدیر ذاتاً نام و یاد امیرالمومنین (ع) و امامت را در خود دارد؛ اما نه منحصر به رویکرد تاریخی_کلامی!

 

حتما ببینید!

 

محسن قنبریان

سخنرانی/ شرح خطبه ۲۱۶

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسهٔ نوزدهم | ۱۰ بهمن ۱۴۰۴پ

حجت الاسلام محسن قنبریان | قم؛ هیئت راه فاطمه

دانلود سخنرانی «شرح خطبه ۲۱۶» | “دانلود از پیوند کمکی

خطّ بطلان بر فرهنگِ تملّق؛ آدابِ تعاملِ علوی میان حاکم و مردم

جلسهٔ نوزدهم و پایانی از سلسله‌مباحثِ شرح خطبهٔ ۲۱۶ نهج‌البلاغه، بر آخرین فرازهای این خطبهٔ شریف تمرکز دارد؛ جایی که امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در پاسخ به مدح و ثنای افراطیِ یکی از یاران، اصول بنیادینِ «فرهنگ گفت‌وگو با حاکم» را تبیین می‌فرماید. ما در این بخش با دستوری مواجه هستیم که نه‌تنها یک توصیهٔ اخلاقی، بلکه فرمانی حکومتی برای تنظیمِ روابطِ متقابل میانِ «امام» و «امّت» است. حضرت در این فراز، خطِ بطلانی بر فرهنگِ تملّق و استبدادپذیری می‌کشد و راه را برای نقدِ سازنده و تعاملِ بی‌لکنت هموار می‌سازد.

 

۱. فرهنگِ گفت‌وگو و تعامل میانِ حاکم و مردم

۲. درمانِ تکبّر: انحطاط إلی‌الله و شهودِ عظمت پروردگار

۳. جامعهٔ مقدّس: امنیتِ بیان برای طبقهٔ فرودست

۴. پرهیز از رفتارهای متظاهرانه و تملّق‌آمیز

۵. خطرِ «جبّاربودن» برای عالمانِ دینی

۶. تواضعِ معصوم: من فراتر از خطا نیستم!

۷. احکامِ فقهیِ «تشبّه به جبّاران»

۸. نقدِ استقبال‌های تشریفاتی

۹. نتیجه‌گیری

ادامه خواندن سخنرانی/ شرح خطبه ۲۱۶

پـروازِ تهــران – کــوفه!

الگوی «عدالت علوی» در عبور از بحران اجتماعی و و تنگناهای اقتصادی

سخنران: استاد قنبریان

دانلود سخنرانی «پـروازِ تهــران – کــوفه!» | “دانلود از پیوند کمکی

نمای کلی وضعیت اقتصادی پیش از حکومت امیرالمؤمنین(ع)

×انحراف از بعثت به تقلب اموی

×بحران اقتصاد جنگ‌پایه و رکورد به دلیل توقف فتوحات و کاهش خراج و جزیه

×میراث تورم و سقوط ارزش پول

×تجمع ثروت در دست اشراف و انحصارات

 

تدابیر اصلاحی حکومت علوی

×انتقال مرکز ثقل اقتصاد از نهاد قدرت و سیاست به آحاد مردم

×مبارزه با تعارض منافع و بنگاه‌داری دولتی، منع ورود مقامات به معاملات، ابطال انحصارات

×هدایت سرمایه به تولید و مالیات بر اشرافیت

×استقلال پولی و اصلاح نظام بازار، ضرب اولین سکه اسلامی و‌ طراحی مدل «بیع سَمح»

×نظام حمایتی و تضمین حقوق اجتماعی، رسمیت بخشیدن به حق اعتراض(مظاهره)

 

مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ

۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶

آفاتِ «ستایش‌گری» و مسئولیتِ حاکم در برابر «افکارِ عمومی»

در فرازی از خطبهٔ ۲۱۶ نهج‌البلاغه مردی برمی‌خیزد و به ثناگویی و ستایشِ اغراق‌آمیز از امیرالمؤمنین (ع) می‌پردازد. واکنشِ حضرت، که نشان از ناخشنودیِ ایشان از این مدح و ثنا دارد، سرآغازِ طرحِ چندمسئلهٔ بنیادین در حوزهٔ حکمرانی و اخلاقِ سیاسی است. محور اصلیِ این گفتار، فراز زیر است:

> «إِنَّ مِنْ أَسْخَفِ حَالَاتِ الْوُلَاهِ عِنْدَ صَالِحِ النَّاسِ، أَنْ یُظَنَّ بِهِمْ حُبُّ الْفَخْرِ وَ یُوضَعَ أَمْرُهُمْ عَلَى الْکِبْرِ»

↲ از پست‌ترین خوى زمام‌داران در دیدۀ مردمِ پارسا، این است که به ایشان گمان برده شود دوستدارِ ستایش‌اند و بنای کارهاشان بر کبر و خودخواهى گذارده شده است.

۱. سخیف‌ترین حالتِ حاکمان: گمانِ فخر و تکبّر در نگاهِ مردم

۲. دامنهٔ «گمان»: عمومِ مردم یا صالحان؟

۳. انحصارِ «کبریا» در ساحتِ ربوبی

۴. افکارِ عمومی؛ معیارِ اثباتِ صلاحیت و سلبِ آن

۵. دو روی یک سکّه: اعتمادِ متقابلِ حاکم و مردم به یکدیگر

۶. ثمرهٔ حُسن‌ظنّ حاکم به مردم: رفعِ رنجِ طولانیِ بی‌اعتمادی

۷. درمانِ «میل به ستایش»: انکسار در برابرِ عظمتِ الهی

۸. تمایز میان «اِطراء» و «گزارش کار»: آفتِ «میل به دیده‌شدن»

۹. تجلّیِ عملیِ فروتنی در سیرهٔ حاکم: نامه به عثمان‌بن‌حنیف

۱۰. ثبات قدم در مسیر عدالت

دانلود سخنرانی«۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶»| “دانلود از پیوند کمکی

ادامه خواندن ۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶

۱۶/ درس‌های نهج‌البلاغه

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسهٔ شانزدهم (۸۵) | ۲۱ آذر ۱۴۰۴

محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم

دانلود سخنرانی «۱۶/ درس‌های نهج‌البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”

 

درمانِ توحیدی در اصلاحِ حکمرانی

 

فرازهای پایانیِ خطبه ۲۱۶ نشان می‌دهد که امیرالمؤمنین (ع) «مدح و ثنا» نسبت به ولات (حاکمان) را براساسِ یک قاعدهٔ توحیدی ردّ می‌کند؛ قاعده‌ای که «رابطهٔ معکوس» میانِ «عظمت خدا» و «کوچکیِ ماسوا» است که هرگونه ستایشِ حاکم را بی‌جا، و کبریا (بزرگ‌انگاری) را منحصر به خدا می‌داند. درنتیجه، رابطهٔ حاکم و مردم باید برمبنای مطالبهٔ «حقوق» و انجام تکالیف باشد، نه تملّق‌گویی به حاکم مانند جبّاران، چراکه «پروژهٔ عدالت» هنوز ناتمام است.

 

  1. قاعدهٔ زیربنایی: نسبتی معکوس میانِ عظمتِ خالق و مخلوق
  2. قابل میان «حقوق» و «مدح»
  3. آفتِ ولات و انحصار کبریا در خدا
  4. عرفان و حکمرانی: خدا و مردم
  5. عدالت؛ «پروژه‌ام تموم نشده»
  6. دستورِ نهایی: با من مثل جبّاران حرف نزنید

ادامه خواندن ۱۶/ درس‌های نهج‌البلاغه

۱۵/ درس‌های نهج‌البلاغه

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسهٔ پانزدهم (۸۴) | ۷ آذر ۱۴۰۴

محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم

دانلود سخنرانی «۱۵/ درس‌های نهج‌البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”

حقّ «تشکّل» و «تجمّع» برای إصلاحِ امور

بر اساسِ آموزه‌های نهج‌البلاغه و سیرهٔ علوی، «حُسن تعاون» تنها یک توصیهٔ اخلاقیِ فردی نیست، بلکه یک دستورِ راهبردی برای «استقامت بر حقوق اساسی» است که ملازمش؛ به‌رسمیت‌شناختنِ «تشکّل‌یابی» (اصل ۲۶) و «تجمّعات/مظاهرات» (اصل ۲۷) را به‌عنوانِ ابزارهای تحقِق این استقامت، ایجاب می‌کند. حاکمیت نمی‌تواند مردم را به استقامت فراخواند اما ابزارهای جمعیِ تحقّق آن را سلب نماید.

  1. تبیین جایگاه «حُسن تعاون» در حقوق متقابل
    شمولیتِ نیاز به تعاون
    أبعاد دوگانهٔ تعاون
  2. استدلال بر «ضرورت تشکّل‌یابی» (مبانی اصل ۲۶ قانون اساسی)
    ملازمهٔ عقلانی بین «دستور به استقامت» و «ابزار آن»
    «تشکّل» به‌مثابهٔ مصداقِ «حُسن تعاون»
    خطرِ «سلطه»، در فقدانِ «تعاون»
  3. تبیین مشروعیتِ «مظاهره» و تجمّعات (مبانی اصل ۲۷ قانون اساسی)
    معنای لغوی و اصطلاحی
    تفکیکِ أحکامِ «مظاهره»
    کارکردِ مظاهره
  4. شواهد روایی و سیرهٔ امیرالمؤمنین (ع)
    ماجرای مواجه با تجمّع أهل ذمّه
    پیمان «حِلفُ الفُضول»

ادامه خواندن ۱۵/ درس‌های نهج‌البلاغه

۱۴/ درس‌های نهج‌البلاغه

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسه چهاردهم (۸۳) | ۲۳ آبان ۱۴۰۴

حجت الاسلام محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم

دانلود سخنرانی «۱۴/ درس‌های نهج‌البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”

 

گذار از «توصیف» پیامدهای شومِ عدم رعایت «حقوق متقابل حکومت و مردم»، به «تجویز» راهکار: تناصح و تعاون

 

امیرالمؤمنین پس از هشدار نسبت به شکسته‌شدنِ حقوق متقابل می‌فرماید: بر شماست که در باب این حقوق، خیرخواهی (تناصح) و همکاریِ نیکو (تعاون) داشته باشید:

«فَعَلَیْکُمْ بِالتَّنَاصُحِ فِی ذَلِکَ وَ حُسْنِ التَّعَاوُنِ عَلَیْهِ»

  1. راهکار «تناصح»
    سه‌ضلعِ تناصح:
    آداب نقد حاکمان
  2. راهکار «تعاون» (تشکیلات و دین‌داری)
    تعاون به‌مثابهٔ دیانت و امانت
    ضرورتِ تشکّل و سازمان‌دهی
  3. مبانی توحیدیِ حقوق و نقد الگوی ذی‌نفعان
    حرمتِ مسلمان و پیوند آن با توحید
    نقد حکمرانیِ مبتنی بر تعادل ذی‌نفعان
    اخلاص در برابر پروژه‌محوری

ادامه خواندن ۱۴/ درس‌های نهج‌البلاغه