برای موفقیت، نیاز به «ذهن مسئلهیاب» در میان متفکران است که بتواند فاصله میان پژوهشهای علمی و اجرای عملی را کوتاه کند.
بایگانی برچسب: s
از اعتکاف و اربعین مهمتر، حقوق متقابل حاکم و مردم!
مظاهره و تشکل در سیره امیرالمومنین(ع)
مبلغِ عزیز، مسجد اینگونه احیا میشود!
امسال جشن میلاد جواد الائمه(ع) تاکید بیشتری دارد.
هدیه این کانال در تولد این مولود مبارک:
- ۲۵سال افک؛ ۲۵سال تقی!
نمایی از مظلومیت امام جواد(ع) در سرتاسر عمر شریفشان - مجاوره_محاوره های جوادالائمه(ع)
ابتکارات امام در مقابل مدیریت تصویر اجتماعی اش توسط دستگاه مامونی و محاصره تبلیغاتی
چکیده ؛ فایل صوتی - عدالت حاکم، جود شهروند!
کمونیست ها ضد خیریه و کاپیتالیست ها خیریه را جای عدالت می گیرند؛ تعالیم اهلبیت(ع) چه می گوید؟! - سازمان وکالت و برخی تولیت های هزینه بر!
تحلیل برخی تولیت موقوفات که خود را بر اموال آل محمد(ص) انداخته اند و موضع امام در قبال آن!
در رفاهیات بعد از همه مردم!
شب پنجم روضه آخر صفــــــــــر
آیا حل مسئله کار فقیه است؟
اصل حرف (تفصیلش در مباحث جبهه حسین) این است:
ویروسی در محبین و حتی برخی شیعیان بوده که نه در تأسیهای بعد، بلکه در همان عاشورای ۶۱ه اثر کرده؛ بر حسین (ع) گریسته و دعایش کردهاند اما یاری نه!
در مقابل، از غیر شیعیان کسانی با پیوستن به عاشورای امام، به درجات کمال رسیدهاند از حُر تا زهیرِ عثمانی و تا برخی با سابقه خوارجی…
در همان مباحث ورود اینها به مرحله قبول ولایت امام -که جوهره تشیع است- را توضیح دادهام.
لکن کلیپها همیشه بریدهاند؛ اگر همه دفع دخلها بخواهد بیاید، مجموعه آن سخنرانی میشود!
پس:
- اینکه آن خوارج، عاقبت به مقام ولایت بار یافتند، مفروغ است و همین جا هم واضح است تعبیرِ پیوستن به حسین (ع) با ناصبی گری و خوارجی گری علیه امام، قابل جمع نیست!
- شیعه هیئتی بودن هرثمه!
او البته شیعه غالی مثل نوادری از هیاتی های زمان ما نبوده است!
همسرش جرداء -که در برخی منابع راوی خبر از هرثمه است- شیعه علی (ع) بوده و به تعبیر ابن عساکر از هرثمه حبّ شدیدتر و تصدیق بیشتر از علی (ع) داشته است.
اما از مجموع نقلها بر نمیآید هرثمه منکر علم غیب امیر (ع) بوده باشد؛ ولو با تعجب برای همسر تعریف میکند (الملاحم ابن طاوس)! یا از ریشه آن میپرسد؟!
در برخی نقلها وقتی خبر غیبی امیر (ع) را به اباعبدالله میدهد، تعبیر “ابشّرک…” دارد که حاکی از قبول آن غیب گویی است!
خلاصه اینکه:
عمده جامعه هیاتی ما که متأسی به امام عاشورایند؛ اما اگر هیات سکولار و شیعه انگلیسی -که مخاطب نقدند- بیش از هرثمه، شیعهاند یا او کاستی ای در تشیع اصیل دارد، از اینجا تصحیح میکنم!
محسن قنبریان
حرم مقدس ، جامعه را مقدس نمی کند!
جامعه چگونه مقدس می شود؟!
حجت الاسلام والمسلمین قنبریان
شب سوم روضه آخر صفـــــــــــر
برش از یک سخنرانی، موجب وزن دهی بیشتر آن قطعه شده که شاید مطلوب نهایی گوینده نباشد؛ این کلیپ در کانال رسمی بنده منتشر نشد.
اشاره ای به سخنان ناقد محترم:
- به رخ کشیدن رهبری در تایید روایتی بی ربط، وقتی ایشان نفر دوم با مطهری است، به چشم بندی می ماند!
ایشان بجای قالتاق، “انگلیسی” به کار می برد! نه صرفا تبری از عمل افراد میجوید و نه آنان را غیر شیعه می داند! بلکه مکرراً “آن خوانش از تشیع” را انگلیسی می خواند! (اینجا) - مطهری اشتباه نمی کند!
این کار مصلحانِ شیعه در روایات منع نشده؛ بلکه به عکس خود رئیس مذهب آن را بنا نهاده است!
ترجمه عرفی “یستأکل بنا” در “اصناف شیعه” تعبیر خنثی تری از قالتاق نیست!(اینجا)
تا در کنار “شیعه تنوری“، “محب دجالی” و تا کنار عالم وارث، “مضرتر از لشکر یزید” عنوان نشود، تشیع اصیل جریان نمی یابد. برچسب زنی به افراد حساب دیگری دارد! - روایت ابن جندب خروج از بحث و همان است که اول بیان بیرون شد.
- سلطان در تعابیر علمای صفویه با سلطنت اموی مشترک لفظی است!
- تشیعِ محمدی، “اسلام ناب” است؛ فرقه ای کنار فرقه ها نیست؛ وقتی مثل ائمه ی مصلح اش خوانش های انحرافی از آن سلب شود، نه تقدس از معصوم به “عنوان تشیع” سرایت و حتی خوانش بیّن الغی مصون از تعرض گردد!
امام صادق(ع) خود با تشیع چنین نکرد، مصلحانی مثل خمینی و مطهری و بهشتی و خامنه ای از او تأسی کردند.
حتی اگر در صغریات به نظرتان اشتباه کنند اصل صنف بندی و تنزیه، سیره معصوم است.
روایات شما حکم افراد در تشیع اصیل را می گوید نه تایید هر تشیع!
محسن قنبریان
حوزهای مختص مذهب حقه یا برای تمدن اسلامی؟!
(تمایز اصلی پیام آیت الله خامنه ای از سایر بزرگان و مراجع در یکصدمین سالگرد بازتاسیس حوزه قم)
حوزه های تشیع از مدینه تا کوفه تا خراسان و قم و نجف در مقابل دیگری ای تشکیل شده که: مذهب عامه (از حیث علمی) و سلاطین جور (از حیث عملی) بوده است.
حفاظت از اصول و فروع مذهب حقه به لحاظ علمی و گسترش شعائر آن به لحاظ تبلیغی، اصلی ترین و مستمرترین وظیفه حوزه های شیعی در تاریخ بوده است؛ که در جای خود کاملا بجا و منطقی هم هست.
اما با برآمدن استعمار و فروپاشی عثمانی و هدف گرفته شدن کل امت اسلام برای جهانی کردن تمدن غرب، دیگریِ سابق (عامه/ سلاطین جور) نزد عالمان بصیر جای خود را به استعمار و غرب داد.
در این دوره با تفرقه افکنی های بیرونی و سازمان یافته به قصد تجزیه و سیطره و تسلط مواجه ایم. لذا از کاشف الغطاء و میرزای قمی تا علماء مشروطه و اوج آن انقلاب اسلامی، صف بندی علمی، تبلیغی و کنشی تغییر محسوسی می کند.
البته این مواجهه با غرب استعماری هرگز به معنای نگاه پلورالیستی به مذهب حق و نایستادن بر سر هویت تشیع در اصول و فروع نیست.
دگر اندیشی های روشنفکرانه چه آن که با تشیع زدایی در خدمت استعمار در آمد و چه آنکه به قصد مبارزه با غرب از اهمیت تشیع کاست، در اینباره مردود و خود دیگری ای برای آن نگاه اصیل است.
لکن “جبهه بندیِ” جدید مقابل غرب (نه عامه) مختصات جدیدی در علوم و فنون حوزه اقتضاء دارد.
مختصات جدید، ترکیب و صورت بندی برتر خود را شکل می دهد. و البته چون که صد آمد نود هم پیش ماست، شبهات علیه عقاید تشیع هم کنار شبهات کانت و هگل جواب می گیرد و…
بیانیه آیت الله خامنه ای -حتی در مقایسه با بیانات ارزشمند مراجع- این مختصات معاصر را جدی تر و پررنگ تر بیان کرد:
- از اول بیانیه، با نگاه تاریخی و موقعیت یاب این دوره ی حوزه را شناساند.
حوزه قمِ معاصر را “پدیده ای بی نظیر در میانه حوادثی سهمگین” تصویر و آن حوادث سهمگین را هم “اقدامات دولتهای استعماری در منطقه غرب آسیا” نشان دادند. - از عناصر تشکیل دهنده حوزه، عنصر سوم را دقیقا متوجه همین واقعیت جدید نشانه گرفتند و حوزه را “خط مقدم جبهه تقابل با تهدیدهای [آن] دشمن در عرصه های گوناگون” خواندند. (عنصر اول و دوم علم و تهذیب بود که غایات، آنها را جهت ویژه می دهند و این غایت جدید اقتضائات خاص خود را برآنها می نهد)
- نگرانی امام خمینی از تحجر و جدایی دین از سیاست را ذیل همین بخش بیان می کنند و جملاتی از منشور روحانیت امام را تکرار می کنند.
کانه ارتجاع به موقعیت گذشته را تحجر دانسته و غایه القصوای حوزه را “صرفا” تقابل علمی و تبلیغی با عامه گرفتن را فروکاست از موقعیت جدید و رسالت عظیم حوزه می دانند!
گرچه ناگفته پیداست تاکیدشان بر “سرمایه تشیع” در بیانیه مشعر به اصالت ها و حفاظت از هویت تشیع در اصول و فروع است، و با نگاه های پلورالیستی یا اصالت مبارزه با غرب به هر روش، هرگز قابل جمع نیست!
لکن تمام البحث در غایت است همان که “اول الفکر و آخر العمل” است، “علت فاعلی” را تعین و “ماده و صورتِ تولید علمی و تبلیغ “را سامان تازه ای می دهد. - دو عنصر دیگر تشکیل دهنده حوزه را دقیقا متناسب با این غایت جدید و بدون تقلیل و فروکاست به سابق می نگارد:
تولید و تبیین نظامات اجتماعی
• نوآوری های تمدنی در چارچوب پیام جهانی اسلام
به نظر حقیر نگاه به “ترکیب” بیانیه بعلاوه “پیوست تاریخی” آن، رمز اصلی فهم دقیق آن است و بدون این دو، تجزیه و تقلیل قطعی است.
تنزیل اجزاء این منشور به “سامانه سابق حوزه ها” در بهترین و مترقی ترین حالت، چیزی بیش از فقه و معارف مقارن و معاصر نمی آورد!
البته فاش پیداست بیان صریح تغییر غایت و تاثیرش بر مواد و صور حوزه (در علم و تبلیغ) فریادهای اهل ارتجاع و تحجر را در خواهد آورد؛ چنانچه در طول سالهای مبارزه در آورده و منشور روحانیت امام بی پرده بدان پرداخته است!
محسن قنبریان ۱۴۰۴/۲/۱۹