بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

این سخن، کلام الله است:
لَئِن لَم یَنتَهِ المُنافِقونَ وَالَّذینَ فی قُلوبِهِم مَرَضٌ وَالمُرجِفونَ فِی المَدینَهِ لَنُغرِیَنَّکَ بِهِم ثُمَّ لا یُجاوِرونَکَ فیها إِلّا قَلیلًا(۶۰احزاب)
اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بی‌اساس در مدینه پخش می کنند دست از کار خود بر ندارند، تو را بر ضدّ آنان می‌شورانیم، سپس جز مدّت کوتاهی نمی‌توانند در کنار تو در این شهر بمانند!

لکن تمام ماجرا در صغرای قضیه و تطبیق است.
وقتی تشخیصش با هر که شد، این کبرای کلی بر هر تحلیل و بیانی -ولو درون جبهه مقاومت- می نشیند!
طرح هر نوع نگرانی برای تدبیر به موقع -نه سازش و عقب گرد- در جبهه مقاومت همه جزء رجفه و مرجفون مارک می خورد؛ چنانچه این ایام برچسبش بر پیشانی های زیادی خورده است!

اصلا پویشِ مجرم بگیری اش، هم شروع شد! برخی فراخوان دادند که تحلیل گران نادان یا هر گوینده ای که سخنش توی دل خالی کن است را معرفی کنید تا مطالبه جمعی برای پیگرد قضایی اش را فراهم کنیم!

در طرف دیگر زمینِ مبارزه اما یکسال است تجمعات علیه نتانیاهو -البته زیر پرچم رژیم- انجام می شود. وضعیت جنگی -جز چند روز- مجوز منع تجمع و اعتراض نشده است! البته تجمع کنندگان هم سازش نمی خواهند، به تدابیر نخست وزیر گله مندند و الا برخی تندتر از او هستند!

تطبیق گران عزیز و مرجف بگیران محترم، سیمای مردم سالار جمهوری اسلامی را کمتر از نمای رژیم ددمنش صهیونی نکنند!
نگران های جبهه مقاومت هم اگر دلسوزند، احتیاط کنند که توی دلی خالی نشود؛ دیگر از وضعیت ها طوری نگویند که درگیری به خاکریز جبهه خودی بکشد!

محسن قنبریان

در نشست «حمایت از مستضعفان جهان در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» مطرح شد؛

حجت‌الاسلام قنبریان: حمایت از فلسطین در جهان تشیع از ابتدا با تکیه بر مبانی اسلامی شکل گرفته است
خانعلی‌زاده: هنر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ممزوج کردن تکالیف شرعی و قانونی حمایت از مقاومت با تأمین منافع ملی ایران است
اصغری شورستانی: اصول مربوط به حمایت از مستضعفان جهان در مجلس بررسی نهایی قانون اساسی با اتفاق آرا تصویب شدند
ذاکرحسین: باید همپای جنگ نظامی جنگ حقوقی را دنبال کنیم

چهارمین نشست از سلسله نشست‌های علمی «خانه ملی گفت‌وگوی حقوق اساسی» با موضوع «حمایت از مستضعفان جهان در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» توسط پژوهشکده شورای نگهبان برگزار شد.

خبر کامل: https://ccri.ac.ir/0000u8

شوق و شکایت!

اینکه جامعه ایرانی بخصوص هسته حزب اللهی از لحظه سقوط سوریه و اسد در حیرانی است، اینکه هیچ تحلیل جامع و اقناع کننده ای هم -علیرغم تولید انبوه محتوا- نبوده، واضح است.

از اینرو همه منتظر و مشتاقند تا فردا رهبر انقلاب چه می فرماید!

 

لکن سقوط اسد از مثل سقوط خرمشهر و فاو و… سخت تر نبود!

آن روزها جامعه دچار چنین سردرگمی هایی نمی شد، چون مثل خامنه ای و هاشمی و… در نماز جمعه و دانشگاه و… حاضر و برای مردم توضیح می دادند.

توضیحشان نه فقط تکرار الهیات “خدا با ماست” بود و نه حرفهای صرفا تکنیکال میدان؛ جمع درست هردو بود، هم عالم به مبانی و عقلانیت انقلاب اسلامی بودند و هم مشرف به میدان.

 

امروز این حلقه مفقود است؛ لذا باید منتظر ماند تا خود رهبری بیاید و بگوید!

مطلعین میدان، نوعا سرمایه اجتماعی و مقبولینِ عقلانیت انقلاب اسلامی در جامعه نیستند!

برخی ائمه جمعه و برخی فضلاء انقلابی و فعالین دانشگاهی و… هم که الهیات و منظومه عقلانیت انقلاب اسلامی را می شناسند، خبر دست اول از میدان ندارند و فقط بعضا، گزینشی از مجاری خاص، اطلاعاتی ناقص می گیرند؛ که معمولا طرحش در جامعه با رد و تکذیب ها همراه میشود و…

 

رابطه و نسبت استاد خامنه ای و… با امام خمینی و میدان انقلاب، در نسل بعد بازتولید نشده است و این فقط تقصیر کوتاه قدی بعدی ها نیست؛ حلقه اول های تصمیم ساز و مشرف میدان دیگر از جنس روحانیون کف میدان و دانشگاه مثل خامنه ای و هاشمی و…سالهای۶۰ نیستند!

 

پس یکی مینویسد: تا فردا همه ساکت!

یکی مینوسد: چرا ساکتید و همه بر دوش رهبری؟!!

 

محسن قنبریان

شهداء؛ نه خون‌شان هدر رفت، نه جایشان پُر می‌شود!

برآیند دو باور یک نقطه تعادل می سازد:

  1. خون شهید هدر نمی رود!
    خداوند باید همواره بشارتی در پشت سر آنان داشته باشد تا “یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ” (به سبب مؤمنانی که هنوز به آنها نپیوسته‌اند، همواره بشارت داده می شوند) صادق باشد.
    کسی نگوید خون حاج قاسم و مدافعان حرم چه شد؟!!
    بفرض که حکومت اسد سقوط هم بکند، آن خون ها هدر نرفته؛ از قضا ثابت می شود برای اسد نبود برای حرم و مقاومت بود.
    تفاوت داعش دیروز با مسلحین امروز، ای بسا تفاوت داعش با طالبان شود!
    اینبار اغلب سوری اند، ناگزیر به رعایت حق شهروندان سوری از جمله شیعیان و حرم های مطهرند! (نگرانی از مقاومت مفروغ)
    آن خون ها، پیروان بسیار ساخت؛ که شاهدیم.
  2. جای آنان پُر نمی شود!
    آنچه در روایات برای “عالم” آمده را امام کاظم(ع) برای “مومن” هم فرمود: “اذا ماتَ الْمُؤْمِنُ… ثُلِمَ فی الْاسلامِ‏‎ ‎‏ثُلْمَهً لایَسُدّها شَیْءٌ…” (وقتی مومنی بمیرد در [دژ] اسلام شکافی پدیدار خواهد شد که‏‎ ‎‏هیچ چیز آن را ترمیم نمی کند).
    کسی نگوید شهید فرق می کند!
    چون آن عالمی هم که روایات چنین تعبیری درباره اش داشت، کسی است که فرمود: باقون مابقی الدهر (در تمام روزگار باقی اند)!
    عجیب که معصوم بفرماید: رخنه نبود مثل حاج قاسم و سید حسن، پُر نمی شود؛ اما ما بخواهیم با عرفان بازی، ثلمه فقدانشان را هیچ کنیم!
    عرفان، واقع بینی است.

از ایندو تقاطع بگیریم و در تعادل بایستیم!

بدون آنها هم می شود پیروز شد؛ اگر “من خلفهم” باشیم!

محسن قنبریان

چهل میلیون تُن جنایت

سوال فیزیک ۱ دانشگاه شریف

«چهل میلیون تُن جنایت»
اولین سوال میانترم درس فیزیک ۱ که هر ترم سهم مبحث «تخمین» است، امروز از ورودی‌های ۱۴۰۳ خواسته بود تا حجم آوار ناشی از جنایت اسرائیلی‌ها در نوار غزه را تخمین بزنند.

دکتر ابوالحسنی یکی از استادان این درس در صفحه X خود جواب را نوشته: حدود ۴۰ میلیون تن آوار که سال‌ها آواربرداری آن زمان خواهد برد.

حجاب بمثابه مقاومت

چرا زنان فلسطین با حجاب اند؟! با وجودی که بعد از بیروت لیبرال ترین جامعه عرب بوده است؟!

 

دیوید گریبر مردم شناس یهودی اهل نیویورک در یادداشتی برای ایتنرنشنال تایمز بنام مرگی بنام زندگی به توصیف مشاهدات خود از زندگی مشقت بار مردم کرانه باختری  پرداخته و به وضعیت زنان هم توجه کرده است؛ که چرا هیچ آرایشگاه زنانه ای در شهر به چشم نمی خورد و زنان نابلس علیرغم زیبایی و بلوند بودن، همه پوشیده اند؟!!

قسمتی از آن یادداشت که به این سئوالات مربوط است:

 

 

 ظاهراً هر خیابانی در نابلس یک آرایشگاه مردانه دارد. واقعاً هزاران آرایشگاه آنجاست. بیشتر آن‌ها حداقل تا ساعت ۲ نیمه‌شب بازند؛ اگر مسجدها را در نظر نگیریم، غالباً تنها جاهایی هستند که چراغشان در ساعت ۲ نیمه‌شب روشن است و درشان باز است؛ و از قرار معلوم، هر وقت که از کنار یکی از آن‌ها رد شوید، احتمالاً چهار یا پنج مرد جوان را می‌بینید که با سر و وضع آراسته جمع شده‌اند و دارند کوتاه‌شدن موهای مرد دیگری را تماشا می‌کنند.

 

نکتۀ عجیب آن است که انگار هیچ آرایشگاه زنانه‌ای وجود ندارد. هرازگاهی ممکن است پوسترهای تأثیرگذاری را ببینید که وسایل آرایشی یا محصولات مربوط به موی زنان را نشان می‌دهند؛ بیشتر زنان بلوندند (در واقع، تعداد شگفت‌انگیزی از فلسطینی‌های نابلس بلوند هستند، حتی بچه‌هایشان)، اما خبری از آرایشگاه‌های زنانه نیست.

 

 از یکی از دوستانم دلیلش را پرسیدم. توضیح داد که جامعۀ فلسطین را از نظر تاریخی، بعد از بیروت، لیبرال‌ترین جامعۀ عرب می‌دانستند، و زنان جوان هیچگاه عادت نداشتند که موهایشان را بپوشانند، اما با قدرت‌گرفتنِ سیاسیِ حماس در دهۀ ۹۰، اوضاع تغییر کرد. اما در ماجرای آرایشگاه‌های زنانه، مسئلۀ خیلی عاجل‌‌تری مطرح بود.

 

 در سال‌های دهۀ ۸۰، مأموران امنیتی اسرائیل، از حضورشان در منطقه سؤاستفاده کردند تا مخفیانه در چای شیرین زن‌ها داروی بیهوشی بریزند و از آن‌ها عکس‌های برهنه بگیرند تا شوهرانشان را مجبور کنند که به همکار یا خبرچین سرویس اطلاعاتی اسرائیل تبدیل شوند. به‌همین‌دلیل، حالا هم آرایشگاه‌های زنانه وجود دارد، اما در خیابان اثری از آن‌ها نیست و زن‌ها هم دیگر از دست غریبه‌ها چای شیرین نمی‌گیرند.

 

اولین واکنش من به این داستان این بود: واقعاً چنین اتفاقی افتاده؟ آخر خیلی شبیه خیال‌پردازی‌های پارانوئیدی است. اما فلسطینی‌های نابلس در محیطی زندگی می‌کنند که اتفاقات دیوانه‌‌وار واقعاً رخ می‌دهد. واقعاً آدم‌هایی دور و برشان هستند که علیه‌شان توطئه می‌کنند: جاسوس‌ها، خبرچین‌ها، انواع و اقسام نیروهای امنیتی که بسیاری از آن‌ها در روان‌شناسی و نظریۀ اجتماعی مدارک عالی دارند. این‌ها وجود دارند و فعالانه تلاش می‌کنند تا از هر راهی که ممکن باشد اعتماد اجتماعی را نابود کنند و بافت جامعه را از هم بگسلند. داستان‌های بی‌شماری دهان به دهان می‌چرخد، فقط بعضی از آن‌ها واقعیت دارند. اما چطور می‌شود فهمید کدامشان؟

 

و البته، در چنین وضعیت‌هایی، این تمام ماجرا نیست. اشتازی، پلیس مخفی آلمان شرقی، جایی به این تکنیک روی آورده بود که وارد خانۀ مخالفان می‌شد و جای اسباب و اثاثیه را تغییر می‌داد. چنین کاری قربانی را در وضعیتی ناممکن رها می‌کرد. اگر به بقیه می‌گفتید که جاسوس‌ها به زور وارد خانه‌تان شده‌اند و جای وسایلتان را عوض کرده‌اند، خیلی‌ها فکر می‌کردند که دیوانه شده‌اید، اگر آن حرف‌ها را پیش خودتان نگه می‌داشتید، کم کم شک می‌کردید که نکند خودتان دیوانه شده‌اید.

 

بعضی اوقات، در فلسطین، احساس می‌کنید در کشوری هستید که با همۀ مردمش چنین رفتاری کرده‌اند.

اما در این مورد خاص، معلوم شد که شایعه‌ها حداقل تا حدودی واقعیت دارند. یک نفر وب‌سایتی ساخته است برای آن دسته از مأموران موساد که احساس گناه می‌کنند تا بتوانند آنجا به صورت ناشناس اعتراف کنند. و یکی از آن‌ها، در واقع، اعتراف کرده‌ بود که در آرایشگاه‌ها در چای داروی بیهوشی می‌ریخته است.

 

دوستم، امین، گفت: «من همیشه احساس می‌کردم که چرخش به سمت محافظه‌کاری مذهبی، حجاب و برقع، نمی‌تواند فقط به دلیل خیزش سیاسی حماس در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ باشد. فکر می‌کنم تا حدی واکنشی است به این واقعیت که می‌دانید همیشه آدم‌هایی به شما چشم دوخته‌اند.

 

منظورم این است که خُب، نگاهی به اطراف بیانداز. عملاً روی تک تک تپه‌ها، یک شهرک یهودی‌نشین ساخته‌اند. نگاهتان را که بالا می‌آورید، فقط ساختمان می‌بینید، و سیمای بی‌روح اجتماعاتی از‌پیش‌برنامه‌ریزی شده و بسته، مردم را نمی‌بینید. و همیشه در کنار آن‌ها یک پایگاه نظامی مستقر شده است، با سیم‌ خاردارهای دورادورش و برج‌هایی که معلوم نیست از بالای آن‌ها کسی به شما خیره شده است یا نه؟…

 

محسن قنبریان

قصه‌ی هادی و مادی!

“چند سال قبل از این، یکی از مجلات کشورهای عربی، یک مقاله ای به قلم یک نویسنده معروفی نوشته بود؛ دو جوان را که از دنیا رفته و کشته شده بودند، مقایسه کرده بود. این مقاله در کشورهای عربی خیلی صدا کرد.

یکی از این دو جوان، پسر سید حسن نصرالله به نام سید هادی بود. این جوان بیست و یکی دو ساله در مبارزات حزب الله علیه اسرائیل با شجاعت در جبهه حضور پیدا کرده و شهید شده بود.

یکی هم پسر یکی از سرمایه دارهای عرب بود که همراه یکی از شاهزاده خانم های انگلیسی در یک تصادف کشته شدند!

آن هم کشته شد، این هم کشته شد.

این با یکی از همین زن های خاندان سلطنتی انگلیس برای عیاشی رفته بود و اسمش “محمد” بود. در زبان معمولی همین پرورش یافته های فرهنگ مادّی، محمد را “مادی” می گفتند. این مقاله اسمش این بود:

“بین هادی و مادی”!

این سید هادی کشته شده در جوانی، آن محمد کشته شده در جوانی؛ هر دو مرگ است.

هر دو برای وابستگان و پدر مادرشان فقدان است و از لحاظ ارتباط طبیعی یک وضعیت دارد.

اما ببینید فاصله بین این دو تا چقدر است؟

یکی جهاد در راه خدا، مرگ در راه عظمت، دین و معارف الهی، در راه استوار کردن یک حقیقت بزرگ که مایه سعادت انسانهاست.

یکی هم مرگ در راه خواسته های حقیر و پست حیوانی یک انسان و یک بشر که در حد حیوان، یک خواسته ای دارد و در آن راه می میرد.”

(رهبر انقلاب اسلامی/ نقل از سپاه مولود انقلاب ص۹۰۴و۹۰۵)

پ.ن:

سید حسن: شهادت شهید هادی نشانه ایست که ما فرزندان مان را برای آینده نگه نمی داریم!

محسن قنبریان

مهمان تبلیغی چهلم سید مقاومت می‌شوم!

امیرالمومنین(ع) در اندوه شهادت مالک اشتر فرمود:

عَلَى مِثْلِ مَالِکٍ فَلْتَبْکِ الْبَوَاکِی:

بر مانند مالک باید گریه کنندگان، گریه کنند[۱]!

پس عزا بر چنین مالک هایی سنت است و مستحب.

و چه گریه ها و عزاها که بر سلحشوران مقاومت بدهکاریم!

 

عزا در تراز اسلام ناب و انقلاب اسلامی،

“از جنس عزاداری برای سیّدالشهدا حسین‌بن‌علی(علیه السّلام) است؛ زنده‌کننده، و درس‌دهنده، و انگیزه‌بخش، و امیدآفرین است.”

بر سیدشهید مقاومت و شهدای بعد ایشان آن گونه که سزاوارش بوده عزا نگرفته و به انگیزش و آفرینش امید تبدیلش نکرده ایم!

 

برای چهلم شهید نصرالله این کمترینِ از مبلغین هم حاضر است در مجالس آن عزیز سخنرانی کند.

 

تقدم با چنین شرایطی است:

سفر استانی و جمع بین چند برنامه در شهرستانهای استان در کمترین روز ممکن!

– اولویت با استانهای محروم و دور از قم و پایتخت

– اولویت با مجالس مردمی و غیر تشریفاتی که بتواند جمعیت بیشتری از مردم را گردهم آورد.

– اولویت با دعوتهایی که زودتر با هم هماهنگ شده و ارسال شوند.

 

طریق هماهنگی:

هماهنگ شدن هیاتها یا محافل شهرستانهای یک استان و تنظیم زمانبندی توسط یک رابط زبده و ارسال به ایتا یا تلگرام برنامه‌های قطعی و نهایی شده سریعتر به رابط خبر داده می شود!

 

محسن قنبریان

[۱] الغارات، ج۱، ص ۲۶۵

جنگ وجودی

جنگ وجودی؛ در تفسیر قائد قرآنی حزب الله: شهید ابراهیم عقیل!

شهید ابراهیم عقیل را این روزها با نکات عرفانی و قرآنی منتشر شده اش کمی می شناسیم. درک عمیقش از توحید افعالی درون معرکه و میدان از آن جمله بود.

او که هر روز و سحرگاه با قرآن مانوس بوده و هم برای دختران و هم برای نیروهایش دائم از قرآن می گفته، یک قاعد و تماشاگر نیست؛ که حرف های حق و درست را نابجا بخواند و مجوّز سکون و بی تحرکی کند؛ بلکه بالعکس همه سخن از تکلیف و مواجهه و دیدن وعده های الهی درون این معرکه است.

در این قطعه زیبا مواجهه طالوت و جالوت را به رخ می کشد…

جنگ وجودی را چنین معنا می کند:

ما از نظر وجودی در خطر هستیم اگر به آنچه در قرآن آمده پایبند نباشیم!

مرادش از گفته قرآن این حقیقت است که تکلیف جهاد و دفاع، همیشه مبتنی بر تعداد و برابری سلاح نیست! به تعبیر ما طلبه ها اینها “شرط وجوب” دفاع و مقاومت نیست، “شرط واجب” است (استطاعت برای حج نیست، آب برای وضوست که باید به قدر لازم تحصیل شود). پس نباید نابرابری اش موجب ترک تکلیف شود.

خطر وجودی برای جبهه حق در یک جنگ وجودی این است که سلاح و عدد را شرط وجوب بگیرد و از تکلیفِ مواجهه بگریزد!

در مقابل اگر به تکلیفش علیرغم نابرابری سلاح و… عمل کرد؛ فرمانده عقیل می گوید: محال است جز خیر ببیند چون در انجام تکلیف محال است نتیجه شر باشد!(ویدئوی دوم)

اینگونه فهم ها و بیان ها چقدر اعتقادی و عرفانی و در عین حال عمل گرا و جهادی است و چقدر با بیانات تخدیری و تحرک سوز فاصله دارد.

محسن قنبریان

نظر مردم درباره عملیات وعده صادق ۲ چه بود؟!

2JvvbPp.jpg
2JvvbPp.jpg 2JvvDVR.jpg

 

بر اساس نظرسنجی متا در مهرماه ۱۴۰۳ و پس از عملیات وعده صادق ۲، ۷۲ درصد از افراد جامعه پاسخ نظامی ایران به حملات اسرائیل را مانع بروز جنگ میان دو کشور می‌دانند. در مقابل ۲۸ درصد نیز قائل هستند که پاسخ نظامی ایران به حملات اسرائیل زمینه بروز جنگ میان دو کشور را فراهم می‌آورد.

 

موفقیت یا عدم موفقیت عملیات وعده صادق ۲ نیز مورد سنجش قرار گرفته است. ۸۲.۹ درصد از پاسخ دهندگان اعلام کرده‌اند به میزان بسیار زیاد و تا حدی عملیات وعده صادق ۲ موفق بوده است و در مقابل ۱۷.۱ درصد نیز اعلام کرده اند که این عملیات نه چندان یا اصلا موفقیت آمیز نبوده است.

 

میزان پیگیری اخبار حمله وعده صادق ۲ توسط مردم نیز مورد سنجش قرار گرفته است. ۵۸.۵ درصد بسیار زیاد، ۲۹.۴ درصد تاحدی، ۷.۸ درصد نه چندان و ۴.۴ درصد نیز اعلام کرده‌اند که اصلا خبر عملیات آن را پیگیری نکرده‌اند.

 

داده‌های این نظرسنجی از پانل ملی متا با نمونه ۱۸۰۰ نفری گردآوری و با روش مدل‌سازی جمعیتی تحلیل شده است.