یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ…

بعید می دانم دیگر انتخابات به مدار خود برگردد!

آقای ظریف فقط برجام را تحریف نکرد، انتخابات را هم از مدار خود منحرف کرد!

 

اینکه در ده دقیقه صحبت چند تحریف برجام بود؟ را رسانه ها گفته و نامزدها هم حتماً پی خواهند گرفت.

اما انتخابات هم یک مداری داشت که به بحثهای بی حاصلِ برجام خوب یا بد؟ سقوط کرد!

اصلا از این پس حرف بی حرف ها همین خواهد شد!

 

۵ نامزد تا اینجا نتوانسته بودند انتخابات را در مداری مورد توقع اکثریت مردم قرار دهند و هنوز در مدار حزب اللهی ها می چرخید.

تنها نامزد اصلاح طلب از رو بیانیه می خواند و نوعا در سئوالات پاسخ دهنده زبر دستی نبود؛ البته سئوالات هم دغدغه های جدی مردم، یا نحوه طرحش جلب کننده توجه آنها نبود!

 

متاسفانه ۵نامزد نتوانسته بودند مقاومت و پیشرفت تا وعده صادق را روایت غالب و گفتمانی جذاب بر سر مسائل مردم کنند!

 

تا ظریف آمد!

شخصیت هیستریکِ برجام توانست در ده دقیقه مساله تاریخ گذشته را دوباره مساله کند!

 

انتخاباتِ قبل با نوار صوتی، خودش را و اینبار انتخابات را پای برجام سقط کرد!

 

از این پس در تبلیغات، دعوای بی حاصل یک دهه گذشته تَکرار می شود!

از تورم تا مزد کارگر، از نسل نو تا قهر کرده ها، انسجام ملی و امر عمومی، همه و همه اینبار نه به واقعیت برجام که به روایت برجام گره خواهد خورد!

 

نامسألگی برجام تمامی ندارد!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۳/۳/۳۰

تنزل سیاست ورزی به کارشناسی!

این مناظرات چه کمکی به انتخاب بهتر می کند؟!

سؤالات تخصصیِ اقتصادی، چه با پاسخ های کارشناسی دقیق و چه پاسخ های عوام فریب، چه عاید مردم می کند؟!

تا پاسخ ها نامربوط نشود، جذابیت نگاه کردن هم برای عموم ندارد! (ویرال های فردا را ببینید!)

نمیدانم برای اینگونه سؤالات دانشگاهیِ اقتصاد چرا مثلا ۳پزشک باید تایید صلاحیت شوند اما اقتصادان هایی مثل دکتر حسن سبحانی (با رزومه ای مثل برخی حاضرین) هر دوره رد شوند؟!

رئیس جمهور از حیث سیاسی و بعد سیاستگذاری با اقتصاد و فرهنگ مواجه است نه صرفاً از حیث علمی و دانشگاهی.

لذا اقتصاد سیاسی و هرچه مانع تحقق نظریات درست در ساختارهای موجود است باید تخصص او باشد نه ارائه نظر علمی مثلا درباره نسبت نقدینگی و تورم یا…!

از این تخصص با نگاه دقیق به میدان و آرمان باید ایده مرکزی ای برای دولتش خلق کند و از لوازم سیاسی و اقتصادی و فرهنگی آن دفاع کند.

اینها کجای آن سؤالات است؟!

سؤالات سیاست زدایی شده و  آن هم نوعا برآمده از یک مکتب خاص اقتصادی، توانایی نامزدی در ریاست دولت با آن وظیفه را معلوم نمی کند!

متاسفانه به خاطر برخی تجربیات بد، به اسم اخلاق از مواجهه دادن های اصولی نامزدها به هم هراس داریم؛ لذا کار را  مهندسی شده می خواهیم که بین کارشناس اقتصادی و برنامه ساز تلویزیونی در می آید!

اگر هر نامزد ایده مرکزی سیاسی خود را وسط می گذاشت و دیگران از لوازم اقتصادی و سیاسی و فرهنگی اش چالش می کردند، بهتر توان ها و تمایزها معلوم می شد.

تنزل از ایده های مرکزی سیاسی، به بسته های سیاستی، مکتبی تر ها را هم بین حرفهای تکنیکال و شعار دفن می کند!

فرصت نامربوط گویی را هم به بی برنامه ها می دهد تا با تعرض به امر سیاسی توجه جلب کنند بدون اینکه ایده جامعی داشته و از لوازمش دفاع کنند!

محسن قنبریان ۱۴۰۳/۳/۲۹

معرفی اصلح!

 “معرفی اصلح”، واقعا کاری اجتهادی و غیر از شناخت ویژگی های کلی، نیازمند شناخت شرائط و هم شناخت دقیق نامزدهاست.

با “اظهار شهادت کردن”، با “موج هواداری و تبلیغاتی” و با “مشورت کارشناسی دادن” فرق دارد[۱].

لذا در استفتاء رهبر انقلاب اسلامی، برای “علماء و خواص”، “حداکثر دقت” شرط شده و “دخالت بدون بصیرت و حجت هم خطرناک” بیان شده است که متاسفانه فقط آنطرفش خوانده می شود که: “عدم دخالت خطرناک است”!

این موجب شده هرکس خود را خواص پنداشته و گاهاً شناخت بسیار اجمالی یا مبهم خود بعلاوه میلش به یک طرف یا تنفرش از اطراف دیگر را حجت شرعی پنداشته و مثل جواب استفتاء، نظر درباره اصلح دهد!

نظرات بیشتر، حیرت و تردید بیشتر موجب شده است؛ که اگر از اول انتخاب برعهده خود مردم گذاشته می شد تفاوتی نمی کرد!

قالَ الامام الجواد(ع): لَوْسَکَتَ الجاهِلُ مَااخْتَلَفَ النّاسُ.

امام جواد(ع): چنانچه افراد جاهل [در امری که تخصص ندارند]، ساکت باشند، مردم دچار اختلاف نمی شوند.

محسن قنبریان ۱۴۰۳/۳/۲۸

[۱] بخاطر جمهوریت…۱

اذان حج

حج هم مثل نماز اذانی دارد؛ اذن و اعلامی دارد و آن برائت از مشرکین است:

وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِیءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ  وَرَسُولُهُ

و این، اذان و اعلامی است از ناحیه خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر [= روز عید قربان‌] که: خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند!(آیه ۳ سوره توبه)

این حجِ قرآن را امام خمینی دوباره احیاء کرد و حضرت آیت الله خامنه ای امسال موکداً علیه اسرائیل، حج برائت نامید.

 

مرگ براسرائیل

مرگ بر اسرائیل

مرگ بر اسرائیل

مرگ بر اسرائیل

مرگ بر اسرائیل

مرگ بر اسرائیل

مرگ بر اسرائیل

 

محسن قنبریان / روز عرفه ۱۴۰۳

بخاطر جمهوریت…۱

این روزها زیاد با این دو پرسش مواجهم:

  1. چرا در انتخابات بطور کلی ورود مصداقی نمی کنید؟
  2. چرا برای کاندیدی که به او رای می دهید حمایت علنی و تبلیغ نمی کنید؟!

دومی را به بعد انتخابات وا می گذارم چون اگر تبلیغات بر من واجب نباشد، تضعیف قطعا حرام است!

از اولی هم می خواستم با سکوت بگذرم اما دیدم همه در طول سال از جمهوریت و مردمسالاری می گوییم اما در بزنگاهش، هریک به نوعی لوازمش را زیر پا می گذاریم و حتی به ضدش دچار می شویم؛ لذا اشاراتی لازم شد.

بیّنه یا قیّم؟

با چند کارویژه مواجه ایم: معرفی اصلح، ستاد تبلیغی شدن، کمک متخصصانه کردن، قیّم شدن!

در مکتب امام، “معرفی کردن اصلح”  به مردم -که میزان، رای آنهاست- فقط از باب “شهادت عدول” و “بیّنه” است نه بیشتر[۱].

 بیشتر از معرفی کردن، “موج های تبلیغاتی” است که چیزی بر تعریف و شناخت نمی افزاید و قطعا وظیفه همه نیست.

مرز این ورود(چه معرفی چه تبلیغ) هم “قیّم” نشدن برای ملت است.

هرگونه کار که به قیم شدن بیانجامد، دیگر نقض مردمسالاری دینی است و جایز نیست.(گونه های قیّم شدن را خواهم گفت)

این از محکمات مردم سالاری دینی امام خمینی است.

بر این اساس:

در معرفی کردن، کاندید، نباید برای رای دهنده  خود اجلی و آشکارتر از معرِف باشد؛ و الا تحصیل حاصل و افتادن در امواج تبلیغاتیِ له و علیه است که وظیفه همه از جمله علماء نیست.

البته اگر حقیقتی پنهان یا اتهامی دروغ مطرح است که معرفی کننده شهادتی خلاف آن دارد، کتمان جایز نیست؛ حتی اگر به نفع غیر اصلح باشد!

طلبه کوچکی مثل بنده نه از خفایای کاندیدهای میدان خبری دارم که سکوتم کتمان شهادت شود و نه برای جامعه هدف، اشتهاری اطمینان بخش تر از آنها -با رزومه چندین دوره کاندید بودن- دارم، تا اجلای از معرَف باشم!

برای مرددین، ساختن زمینه مقایسه  با برخی برنامه های تلویزیونی و…، کمک خوبی است تا به تصمیم شخصی برسند؛ چون اصل در مردمسالاری دینی همین است نه اتکاء به تشخیص دیگران[۲].

کمک دادن متخصصان به عامه در جمع بندی مناظرات و میزگردها و… البته کاری خوب و لازم است؛ اما باید اولا متخصصانه و بعد منصفانه و غیر جانبدارانه و غیر تبلیغاتی باشد؛ لذا الزاما به معرفی یک کاندید بعنوان اصلح نمی انجامد بلکه کمک هایی در بخش های مختلف(اقتصادی، فرهنگی و…) است تا درست از غلط معلوم شود و هربار ممکن است نتیجه به نفع یک کاندیدای متفاوت بیافتد.

بنده ناچیز در همه زمینه ها تخصصی برای این جمع بندی های مقایسه ای ندارم؛ در قسمتهایی هم فضای تبلیغات زده مانع طرح جمع بندی های منصفانه و عالمانه است.

کجا قیّم می شویم؟!

وقتی نه قضاوتِ کارشناسی و منصفانه و نه معرفی اصلح(با شرایط پیش گفته) است؛ بلکه افتادن به گونه ای از کمپین تبلیغاتی است که به نام وظیفه خواص در معرفی اصلح، دنبال جنگ گلادیاتورها و الهکم التکاثر و رو کم کنی هاست.

باید توجه کنیم قیّم مآبی پدرخوانده ها می تواند تبدیل به قیّم گونگی فرزندخوانده ها شود!

 جوانان عزیز انقلابی که آسیب دیده های اولی اند خود باید مراقب دومی باشند.

اگر کارشناسی از هو شدن ترسید، وظیفه خود در کمک به قضاوت عمومی را ترک کرد، انتخاب آگاهانه -که شرط مردمسالاری دینی است- آسیب می بیند.

اگر بزرگانی از مشاهیر در معرفی اصلح، ترس کامنت گذاران برداشته، وظیفه را خوب انجام ندادند، باز در واقع بینی، مردمسالاری دینی متضرر می شود !

مقصر ایندو قیّم مآبی فرزندخوانده ها هم می تواند باشد؛ نه حتماً محافظه کاری آنها.

جوانان انقلابی همانطور که از پروپاگاندای تخریبی قیّم مآبانه برخی جناح ها دورند، از فشار روانی بر مشاهیر جبهه انقلاب هم دورند.

همان طور که براساس انتفاع های خود و مجموعه شان تصمیم نمی گیرند، موقعیت کسی را هم بخاطر اظهار نظر یا سکوتش به مخاطره نمی اندازند!

جوانان انقلاب بهترین عناصر برای زمینه سازی انتخاب آگاهانه و التزام به همه جهات جمهوریت اند.

شاید ادامه یافت…

محسن قنبریان ۲۶خرداد۱۴۰۳

[۱] برای نمونه ر.ک: امام خمینی۶۲/۱۰/۱۳

[۲] همان

دوگانه های: پیشرفت و عدالت/ انسجام ملی و رسمیت شماری گرایش های سیاسی

حجت‌الاسلام قنبریان

اجتماع هیئات دانشجویی
مراسم عزاداری رحلت امام خمینی(ره)

دوشنبه؛ ۱۴ خرداد ۱۴۰۳؛ مسجد دانشگاه تهران

کربلای جدید!

به نوشته روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال، یحیی السنوار در نامه‌هایش از آمادگی‌اش «برای مرگ در میدان نبرد» می‌نویسد.

در نامه جدید خود نبرد کنونی در غزه را به نبرد امام حسین(ع) در کربلای معلی در قرن هفتم میلادی و شهادت ایشان تشبیه می‌کند و می‌نویسد:

«باید در همان مسیری که شروع کرده‌ایم پیش برویم. یا بگذار کربلای جدیدی باشد».

 

پ.ن:

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ذیل خطبه۵۱ (جلد۳ص۲۴۹)، سیدالشهداء را سید اهل اباء از ضیم (ظلم همراه با ننگ) می شمارد که به مردم مرگ زیر شمشیر را در مقابل پذیرش پستی و خفت آموخت.

 

* مرتبط: حسین(ع) آنجاست که “عاشورا” آنجاست!

محسن قنبریان

اسلام نه سلطان دارد نه ولیعهد

  • “امام” و “وصی” در مقابل “سلطان” و “ولیعهد”
  • اسلام نه سلطان دارد نه ولیعهد!
  • خون اباعبدالله بر سر ولایتعهدی یزید ریخته شد
  • تعریف وصایت و ولایتعهدی؟ نقش مردم؟

حجت الاسلام قنبریان
شهادت جوادالائمه(ع) ۱۷خرداد۱۴۰۳
هیئت‌ ثارالله‌ زنجان