سخنرانی/ گذر از سیمِ خاردارِ درون

تأثر پذیرفتن رهبری از کتاب «وقتی مهتاب گم شد» بهانه ای شد جهت صحبت از راهبردهایی در جهت خودسازی و کارهای فرهنگی برگرفته از سیره شهدای عزیزِ دفاع مقدس. این سخنرانی با عنوان «گذر از سیم خاردار درون»  توسط حجت الاسلام قنبریان ایراد شده است.

دریافت سخنرانی « گذر از سیمِ خاردارِ درون» | «دریافت از پیوند کمکی»

ادامه خواندن سخنرانی/ گذر از سیمِ خاردارِ درون

سخنرانی/ بازتولید نجاسات جاهلیت!

سخنرانی ایراد شده در شب اربعین حسینی، توسط حجت الاسلام قنبریان، در هیئت صاحب العصر عج اراک، با موضوع «بازتولید نجاسات جاهلیت!» منتشر می‌شود.

باوجودی که سیدالشهداء بعد از جاهلیت متولد شده چرا می خوانیم: لَم تُنَجِسکَ الجاهِلیه بِاّنجاسها؟!

– از اُمّ زِمل تا زن پیامبر(ص)؛ تبرّج جاهلی تجدید میشود!

  • جان سختی و بازتولید شوندگی جاهلیت!
    – جاهلیت دوم: جاهلیت اموی
  • دو شعبه جاهلیت و نجس نشدن سید الشهداء و اصحابش:
    ۱. بازتولید روابط نامشروع و خِدن بازی!(غیر مسافحین و لا متخذی اخدان)
    ۲. میراث خواری و بادآورده دوستی!(تاکلون التُراث اکلاً لمّا و تُحبّون المال حبّاً جمّا)

دریافت سخنرانی «بازتولید نجاسات جاهلیت!» | “دریافت از پیوند کمکی

بازتولید نجاسات جاهلیت!

 

– در جاهلیت اولی، “تاکلون التُراث اکلاً لمّا” بود. لمّا، یعنی حق دیگران را هم خوردن، تراث یعنی میراث از یک یتیم تا یک قبیله؛ در جاهلیت اموی این باز تولید شد حالا میراث یک ملت خورده میشد!…

– در جاهلیت اولی، “تُحبّون المال حُبّاً جَمّا” بود. جمّا، یعنی بزرگ، گنده و بادآورده؛ یک قبیله در جاهلیت چهار شتر از قبیله دیگر غارت میکرد، در بازتولید امویِ جاهلیت، شمش های طلایی که با تبر شکسته میشد، ۳میلیون درخت در عراق و اقطاع های بزرگ، مال بادآورده شد!

وقتی به اباعبدالله(ع) خطاب می کنی: لم تُنَجِسکَ الجاهلیه بِاَنجاسِها؛ یعنی این نجاستهای جاهلیتِ بازتولید شده، تو را نجس نکرد؛ اهل انفاق و ایثار ماندی و بی رغبت به دنیا!

محسن کدیور ارادت آیت الله حسن زاده آملی به رهبر انقلاب را غیر قابل انکار دانسته و در رد نظر علامه مبنی براینکه آیت الله خامنه ای را مصداق بارز رساله انسان در عرف عرفان خود دانسته، نوشته است:

«یا من سیاست و عرفان نمی فهمم/ یا آن مرحوم صغرای مساله(مصداق رساله) را از بنیاد نمی شناخته است!»

و از این قضیه منفصله عنادیه خودساخته، نتیجه گرفته: «در هرحال این یقیناً ابتذال عرفان است!»

منطقاً نتیجه ایشان (ابتذال عرفان) وقتی درست است که مخاطب بر صدق تالی(نشناختن رهبر انقلاب توسط علامه) حکم کند؛

در حالیکه حکم به صدق مقدم (که کدیور چیزی از عرفان نفهمد) موجه‌تر است!

لذا نتیجه ایشان، تحکم و مصادره به مطلوب است.

محسن کدیور در جای دیگر مقاله خود علیه علامه حسن زاده آملی به کنار مردم نایستادن ایشان اعتراض می‌کند و از پیش خود حکم می‌کند: از این حیث نام نیکی از خود باقی نگذاشت!

آقای کدیور توضیح نمی‌دهد چگونه اقامت در کارولینای شمالی آمریکا و قبول پروژه‌های پژوهشی درباره دگراندیشی شیعی برای دانشگاه دوک و بنیاد کارنگی  از طرف خودش، ایستادن کنار مردم ایران است؟!؛ اما اظهار نظر یک فیلسوف عارف درباره رهبر مردم با وجود زهدش از همه دستگاه‌های حکومتی، نایستادن کنار مردم است؟!

علامه حتی جایزه چهره‌های ماندگار جمهوری اسلامی را هم قبول نکرد و از آن تمجیدهایش برای رهبری، چیزی از دنیا کسب نکرد؛ درحالیکه آقای کدیور با پروژه‌هایش علیه ولایت فقیه و مبانی جمهوری اسلامی و حتی نفی عصمت و شهادت از ائمه اطهار(ع) بهره‌مندی دنیوی بسیار خوبی از موسسات آمریکایی یافته است!

۱۳/ سلسله بحثهای نهج البلاغه

جلسه سیزدهم سلسله بحثهای نهج البلاغه، مورخه ۰۲ مهر ماه ۱۴۰۰، به همت هیئت راه فاطمه(س) برگزار گردید.

مبانی نظری حضور در تاریخ در نهج البلاغه

  • از هیوم تا کانت و فلاسفه و عرفان در نسبت مجرد با مادی، انسان و تاریخ!
  • خطبه۱۲ چه می گوید؟
    – حضرت امیر(ع) نفس مجرد تاریخ ساز!
    – معلم تاویل است و با حادثه رشد می دهد مثل خضر!
    – او “مَثَل اعلی” و مقابلش “مَثَل سُوء” است. همه حق بودنش، همه باطلِ ممکن در مقابل دین خاتم را آشکار کرد.
    -خطبه۶۰ و۹۳ و… حاکی از نگاهش به مَثَل اعلی و سوء تا قیامت است!
    – حالا روشن میشود: لقد شَهِدنا فی عسکرنا هذا… سیرعَفُ بهم الزمان!
  • راه این حضور در دیروز ها؟
    – رضا و سخط (خطبه ۲۰۱)
    – جابر روز اربعین از همین حقیقت گفت!

دریافت جلسه سیزدهم سلسله بحثهای نهج البلاغه | “دریافت از پیوند کمکی

راهپیمایی اربعین

نه فقط مبلغین اربعین که رهبر انقلاب هم راهپیمایی اربعین را:

  • “رسانه پر قدرت شیعه”
  • “از مصادیق قوت اسلام در آیه وَاَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوه” (۹۸/۷/۲۱)
    دانسته و از “سعی ای در دنیا برای دیده نشدن آن” گفتند! (۹۵/۹/۳)

حال سؤال این است:

چنین مساله راهبردی مهمی وقتی با مساله ای مثل کرونا تلاقی می کند، تصمیم گیری درباره چگونگی آن نباید در عالی ترین سطح دینی و هم بهداشتی انجام گیرد و به ستاد کرونا تنها سپرده نشود؟!

مهمتر اینکه وقتی شواهد قانع کننده ای هست که علت منع پذیرش دولت عراق، مسائل اقتصادی و کالائی کردن این پدیده منحصر بفرد است؛ بالاتر از دولتها، نباید مرجعیت قم و نجف در اینباره ورودی داشته باشد؟!

آیا سپردن تصمیم به نظام بروکراتیک دولتهای دو طرف در این امور منحصر بفرد، نمی تواند خسارت های جبران ناپذیر داشته باشد؟!

تسلیم شدن مرزداران در روز آخر بخاطر فشار مردمی، همان نظام بروکراتیک و حمایتها از آن را بی حیثیت نمی‌کند؟!

 

اقتصاد مردمی

ملتی که اندازه ۸۰٪ فاصله زمین تا ماه ازش رشته قنات در طبیعت سخت و کم آب مانده است، نمیشود و نمیتوانیم برایش بی معناست.

این شاهکارش با وجود دشمنان و مهاجمان دائمی و حکومت های غالبا خودکامه بوده است.

در یک حکومت مردمسالار دینی، دوچندان از آن هم می تواند، اما و اگر اقتصاد و سیاست و فرهنگ مردمی شود.

علی لندی

فردوسی تورا می سرود:

سیامک بیامد برهنه تنا برآویخت با پور آهرمنا
بزد چنگ وارونه دیو سیاه دوتا اندر آورد بالای شاه
فکند آن تن شاهزاده به خاک به چنگال کردش کمرگاه چاک
سیامک به دست خروزان دیو تبه گشت و ماند انجمن بی خدیو

ثابت کردی در عصر هری پاتر های دروغ و ارزشهای وارونه، فطرت زنده است، وقت فداکاری “دل شاه بچه برآمد به جوش”!
“فهمیده” جریانی است در جانتان!

روحت با شهدا مانوس باد!

محسن قنبریان

اسماعیل فخریان:

چند جمله با برادرم، آقای قنبریان عزیز

با توجه به تشنگی جامعه به کلیپ‌های تقطیع‌شده‌ی دو سه دقیقه‌ای از بهشتی و مطهری – که احتمالا مرادتان کلیپ‌های تقطیع شده با موضوع عدالت و عدالت‌خواهی است – مطالبی را فرمودید.

خدمت‌تان عرض می‌کنم:

  1. اقبال جمعی از مردم به کلیپ‌های تقطیع شده، هشدار سطحی شدن این جمع را می‌دهد. این سطحی شدن خطرش از هر آسیب دیگری بیشتر است.
  2. با یک توجه اجمالی به سیر حرکت انقلاب، خواهید دید که عدالتخواهی رشد کمّی و کیفی قابل قبولی داشته است. این را با حرکت‌های عدالت‌خواهانه‌ای که در جای‌جای مختلف کشور مشاهده می‌شود را می‌توان تایید کرد. اینکه فرمودید مردم حرف‌های عدالت‌‌خواهانه را بعد از بهشتی و مطهری دیگر نشنیدند را نمی‌دانم با چه معیاری مطرح کردید.
  3. امروز جامعه تشنه‌ی کلیپ‌های دو سه دقیقه‌ای از مطهری و بهشتی با موضوع عدالت هستند یا عده‌ای این تشنگی را عمدا به این شکل بوجود آوردند؟ با یک فحص اجمالی خواهید دید که عده‌ای با همین کلیپ‌ها – مضافا کلیپ‌های آقای طالقانی و غیره – چه ناجوانمردانه به انقلاب و امام و رهبری حمله می‌کنند.
    این را با یک سوال ساده می‌توان دریافت:
    چرا این کلیپ‌های کوتاه در موضوع عدالت کمتر از امام و خیلی کمتر از رهبر انقلاب تهیه و منتشر می‌شود؟
    می‌دانید چرا؟ چون می‌خواهند انقلاب را متهم به فاصله گرفتن از آرمان‌هایش کنند. می‌خواهند بگویند انقلابی که در آن بهشتی و مطهری بود، خیلی متفاوت از انقلاب بعد از این دو عزیز شده است.
    رهبری هم در حیات بهشتی و مطهری و هم بعد از شهادت این دو شهید عزیز، اگر عدالت‌خواه‌تر نبوده، قطعا عقب‌تر هم نبوده. بی‌انصافی است اگر تصور شود کسی بیشتر از رهبری به دنبال ایجاد و گسترش گفتمان عدالت بوده است.
  4. شکسته باد دهان و قلمی که بخواهد با شعار دشمن‌شناسی، انقلاب و نظام را محدود کند و آزادی و عدالت‌خواهی را به حاشیه ببرد. برعکس، توجه به دشمن مهم‌ترین اثرش این است که دائما آرمان‌های انقلاب را به ما یادآوری می‌کند.
    اگر گفته می‌شود حواستان به دشمن باشد، نه اینکه از آرمان‌هایتان کوتاه بیایید، بلکه مراقب باشید دشمن اهدافش را – که در راس آن دمیدن روح ناامیدی است – پیاده نکند.
  5. عدالت‌خواهی که موجب خوشحالی ضدانقلاب شود، عدالت‌خواهی نیست، عدالت‌بازی است. عدالت‌بازی سهم زیادی در طالبانیسم کردن ایران دارد.

برادر عزیزم جناب آقای فخریان:

  1. اگر توجه به کلیپ های تقطیع شده، نشانه ی سطحی شدن بود، شما دوست فکور و متعمق ام برای یک کلیپ تقطیع شده ی یک دقیقه ای، ۵فراز نقد نمی نوشتید! آن جمع از مردم هم شاید سطحی نشده باشند!
  2. مقام بحث در آن لایو یکساعته مقایسه خطبه های جمعه با گفته های آن مفاخر انقلاب است اگر میفرمایید از تریبونهای جمعه عموما همان سطح خطبه ها و سخنان حضرات خامنه ای، بهشتی و مطهری ایراد میشود، قضاوت را به وجدان عمومی وامیگذارم. چه معیاری از وجدان عمومی بهتر؟!(در برنامه جهان آرا تحلیل آماری خطبه ها را بر اساس مقالات علمی پژوهشی هم عرض کردم)
  3. ذکر نام مطهری و بهشتی در آن یک دقیقه از باب مثال و کوتاه گفتن بوده و الا دقیقا کلیپ های امام و رهبری هم در مطالبه ی آرمانهای انقلاب همان چرخش را دارد.
    نه فقط مستمعان که گوینده هم بدان می نازد: از این روشن تر که خود رهبر انقلاب درباره بیانات سال۵۳ شان(طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن) فرمودند: “منبع خوبی برای مچ گیری ماست” (۸۱/۴/۴)! “منبع خوبی”، “مچ گیری” چیزی بیشتر از چرخش آن کلیپهای چند دقیقه ای را افاده می کند، اما ایشان برخلاف شما، نامش را کاری عمدی برای حمله به انقلاب و رهبری نمی گذارد!
    آقای فخریان! آن تشنگی عمومی، ذائقه سازی توطئه گران نیست اقلا این فرمایش رهبر انقلاب برایتان حجت باشد که فرمود:”مردم ما امروز از اوایل انقلاب نسبت به این نابسامانی ها حساس ترند. امروز مردم نسبت به فساد حساسند، نسبت به فاصله طبقاتی حساس تر از اول انقلابند. این چیز بدی نیست این چیز خوبی است؛ این نشان دهنده آن است که مردم با آرمانهای انقلاب آشنایند و دنبال آن آرمانهایند لذا اعتراض می کنند، به فساد اعتراض می کنند و هرجایی که مبارزه با فساد باشد مردم در آنجاها علاقه نشان می دهند …” (۲۹/بهمن۹۹)
  4. شکسته باد دهان و قلمی که بخواهد روح ناامیدی بدمد؛ اما آن نحوه کامل کردن پازل دشمن با نفرینِ “شکست باد دهان و قلم” پاسخ نمی گیرد!
    سخن سر این است که دید سطحی می گوید چون دشمن هست، (مثلا) اجازه اعتراض و تجمع قانونی (اصل۲۷قانون اساسی) حتی علیه یک سیاست یا دستگاه جزیی هم نه! و این چند دهه تمدید میشود. چرا اینطرف گفته نمیشود تعطیل برخی اصول مردمسالارِ قانون اساسی به بهانه دشمن هم جزء پازل دشمن است و در راستای گرفتن آرمانهای انقلاب از ج.ا است؟!! نمی دانم طرح این سؤال یا هرنحوه پاسخ به آن چگونه دمیدن روح ناامیدی است؟!!
  5. برای عدالت هر روز یک قید من درآوردی ساختن (عدالت خواری و عدالت بازی و…) و تطبیق خوارج یا طالبان بر این و آن، مشکلی را حل نمی کند! رهبرمان از تاریخ بهمن۸۹ تا بهمن۹۹ بیش از ده بار تصریح و اعتراف به عقب ماندگی در عدالت دارند[۱].

 جستجویی بفرمایید کلیپ برخی از این اعترافات در بی بی سی و ایران اینترنشنال و… موجب سوء استفاده و خوشحالی دشمن هم واقع شده است!

این سوء استفاده های موضعی دشمن -که از کلیپ خود رهبر انقلاب هم اتفاق افتاده- وقتی همراه تسلیم نشدن بر وضع موجود باشد، ضربه ای نمی زد؛ و الا باید سیاستها و راهبردهای انقلاب را بر اساس عمل به ضدِ مسیح علینژاد(مثلا) قرار دهیم نه کتاب و سنت و بیانات عمیق رهبران و اندیشمندان انقلاب!

ضربه وقتی است که محافظه کاری بر وضع موجود به بهانه سوء استفاده دشمن، جمهوریت و آزادی و ارزشهای اینچنین را از انقلاب بکاهد؛ آنوقت العیاذ بالله به واقع و اِخبار طالبان مان کرده اند نه به فحش و به انشاء!

سپاس از عنایتتان.

[۱] http://mghanbarian.ir/doc/3373/

مردم سالاری دینی، از حقیقت تا تناقض!

مروری بر نظریات برخی کارشناسان مسائل دینی و علوم اجتماعی در رویداد حق تعیین سرنوشت

یوسفی اشکوری: وقتی در نهضت مشروطه، جمله‌یِ «برابری همه افراد در قانون» به عبارتِ «برابری همه افراد در برابر قانون دولتی» تبدیل شد، همان جا مشروطه شکست خورد.

با ترکیب مردم سالاری دینی مخالفم! چون اگر قرار است دین حاکم باشد، چرا حرف از مردم سالاری بزنیم؟ در این صورت آزادی، اختیار، دموکراسی و رای اساساً بی معناست.

عبدالعلی بازرگان: مسائلی از قبیلِ «حاکمیت ملت»، «آزادی اقلیت‌ها» و… مربوط به دوران حاضر است و در ۱۴۰۰ سال پیش نبوده، اما روح این مطالب و بها دادن به مردم در طول تاریخ، قابل اثبات است. برخی روایات بیانگر این است که پیامبر علی رغم تاکید بر شایستگی‌های امام علی، حکومت را حق مردم دانسته و امام علی را به تبعیت از خواست مردم امر کرده.

عبدالله محمدی: اسلام نه مانند لیبرال دموکراسی است که در آن خواست مردم، مشروعیتِ حکومت را ایجاد یا سلب کند، و نه مانند نظام‌های دیکتاتوری است که هیچ نقشی برای مردم قائل نباشد. اسلام، مشروعیت را به نصب الهی می‌داند، اما تا زمانی که مردم همراهی نکنند، تکویناً چنین امکانی نخواهد بود و روایاتی که در زمینه سازی مردم وجود دارند، چیزی فراتر از این نیست.

عمادالدین باقی: حق تعیین سرنوشت به عنوان یک اصل اساسی حقوق بشر در سنت دینی ما پیشینه دارد. روایت «الناس مسلطون علی اموالهم و انفسهم» (مردم بر جان و مال خویش سلطنت دارند) را نباید صرفاً مربوط به امور اقتصادی دانست و به همین جهت آیت الله منتظری در مباحث ولایت و حکمرانی مکرر از این قاعده استفاده می‌کند. البته اگر ولایت فقیه را صرفاً به نصب الهی دانستیم، با حق تعیین سرنوشت در تعارض خواهد بود، اما اگر آن را منوط به انتخاب مردم (نظریه نخب) بدانیم، تعارضی وجود نخواهد داشت.

پرویز امینی: دو رویکرد در فلسفه سیاسی وجود دارد. یک رویکرد این است که وقتی می‌خواهد حکمرانی مطلوب را تعریف کند، میگوید بستگی دارد چه شخصی عهده دار امر حکمرانی است. تئوریِ فیلسوف شاهِ افلاطون و تمامی افرادی که درباره مساله ولایت فقیه صحبت کردند، با این رویکرد بوده. اما رویکرد فلسفه سیاسی جدید، «چگونه حکومت کردن» است نه اینکه فقط چه کسی عهده دار حکمرانی است. به همین دلیل ما نیازمند تقریر تازه ای از مساله ولایت فقیه هستیم. مردم سالاری دینی هم مربوط به چگونگیِ حکمرانی است.

محسن قنبریان: حق تعیین سرنوشت از مستقلات عقلی است و عقل آن را برای انسان قائل می‌شود، اما با ولایت فقیه به عنوان حقی از سوی خدا، تعارضی ندارد. اگر مردم آزادانه، فقیه را انتخاب و با او بیعت کردند، ایده‌ی جمهوری اسلامی محقق شده ولی اگر مردم افراد فاقد صلاحیت را انتخاب کنند، یا فقیه بدون اراده و انتخاب مردم، حاکم شود، مخالف ایده مردم سالاری دینی خواهد بود.

با اشتراک در سایت مدرسه آزادفکری، به تمام درس‌گفتگوها (بیش از ۳۰۰ ساعت) دسترسی کامل پیدا کنید.