بایگانی برچسب: s

مقابل پرستش غیرخدا ایستادن، یعنی توحید

و ما بر طبل ماتم نه، به طبل جنگ می‌کوبیم

 

پنجشنبه ۲۱ اسفندماه؛ سردر دانشگاه تهران

هیأت دانشجویی اصحاب‌الحسین (علیه‌السلام)

 

صحبت‌های خیلی خیلی مهم حجت‌الاسلام قنبریان / لطفا حتما حتما بخوانید یا ویدئوی آن را ببینید.

 

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

 

عزیزان و بزرگواران، امشب می‌خواهم نکته‌ای را خدمت شما عرض کنم. خواهش می‌کنم اگر آن را سخن درستی دانستید، برای دیگران نیز نقل کنید.

 

امیرالمؤمنین در حکمت ۱۶۴ نهج‌البلاغه فرمایشی دارند که فوق‌العاده است. می‌فرمایند: «من قضی حقَّ من لا یقضی حقَّه فقد عبده». اگر کسی حقِ فردی را ادا کند که او به ادای حق متقابل پایبند نیست، در واقع او را پرستش کرده است.

 

یعنی قراردادی میان شما برقرار است؛ شما حق طرف مقابل را ادا می‌کنید، اما او هیچ حقی را ادا نمی‌کند. اگر شما دوباره حق او را ادا کنید، «فقد عبده»؛ یعنی او را پرستیده‌اید.

 

حالا شما به من بگویید: ماجرای ما با آمریکایی‌ها مصداق این حکمت ۱۶۴ هست یا نیست؟

آیا جایی که امشب و این روزها در آن ایستاده‌ایم، جای درستی است که باید بایستیم یا نه؟

 

ما چند سال رفتیم حرف زدیم و مذاکره کردیم. به یک توافق رسیدیم. کاری به خوبی و بدی و نقد آن ندارم؛ توافق کردیم. ما همه سهم خودمان را انجام دادیم و تعهدات مربوط به خود را اجرا کردیم، اما طرف مقابل هیچ‌یک از تعهداتش را انجام نداد.

 

بعد فرد دیگری رئیس‌جمهور شد و یک‌طرفه از آن قرارداد خارج شد. دوباره گفت بیایید مذاکره کنیم. ما دوباره رفتیم مذاکره کردیم. در حین مذاکره ما را بمباران کرد؛ حتی همان موضوع محل مذاکره‌مان را بمباران کرد. بعد از آن هم دوباره گفت مذاکره.

 

عجیب این است که ما باز هم حالا برای احتجاج با دنیا یا برای قانع کردن دیرباورهای جامعه‌مان ـ به هر دلیلی ـ دوباره مذاکره کردیم. اما دوباره در همان حین مذاکره، بدون اینکه هیچ‌یک از تعهدات قبلی خود را رعایت کند، به ما حمله کرد.

 

حالا شما به من بگویید: آیا ما مصداق این حکمت هستیم یا نه؟

 

فرمودند اگر در اینجا دوباره به او حقی بدهید، «فقد عبده»؛ یعنی او را پرستیده‌اید. در این صورت دیگر احترام بین‌المللی را رعایت نکرده‌اید، دچار ترامپ‌پرستی شده‌اید و این ملت، ملتی است که در برابر پرستش ترامپ ایستاده است.

 

می‌دانید کشورهای اروپایی چنین قدرتی نداشتند. رهبران اروپا پشت دفتر او، مانند دانش‌آموزان یک دبستان، صف کشیدند تا درِ دفترش باز شود و نوبتشان برسد و وارد شوند. در ونزوئلا و در جاهای دیگر نیز دیدید.

 

تنها کشوری روی کره زمین که ایستاد و به ترامپ «نه» گفت، بعد از همه کارهای عقلایی که باید انجام می‌داد، این ملت ایران بود؛ حتی جلوتر از مردم غزه. چون مردم غزه تا نتانیاهو را ایستادند، اما دست آخر صلح ترامپی به آن‌ها تحمیل شد.

 

تنها ملت رشیدی که ایستاد و به ترامپ گفت «نه»، بعد از همه کارهای عقلایی که باید می‌کرده ملت ایران است. این یعنی ایستادن در برابر پرستش غیر خدا. ایستادن در جایی که انسان پرستش غیر خدا را نکند؛ و این یعنی توحید. توحیدی که سکینت و آرامش می‌آورد.

 

او گفت رهبر ایران را زدیم و کار تمام است؛ من انتخاب می‌کنم چه کسی رهبر ایران باشد. حتی نام برد که فلانی نباید باشد. اما ملت ایران همان کسی را که او نمی‌خواست انتخاب کرد. «إنما یبایعون الله». این بیعت با خداست؛ این «یدالله فوق أیدیهم». این موجب سکینت و آرامش است.

 

عزیزان! سلطه و سلطنت، خواسته چنین آدم متکبری بود که هیچ‌کاره کشور ماست. از آن سوی دنیا آمده به این منطقه و می‌خواهد برای رهبر کشور ما هم تعیین تکلیف بکند. پذیرش سخن او سلطه است. پذیرش سخن او یعنی سلطنت است.

 

اصلی‌ترین سلطنت اوست. این ربع پهلوی هم کاره‌ای نیست. سلطنت، سلطنت ترامپ است در عالم.

 

ملتی که در برابر او بایستد و بگوید «نه»، در واقع توحید را در درون خود جای داده است. و این همان جایی است که سکینت دوم اتفاق می‌افتد؛ آنجا که فرمود کسانی که با تو بیعت کنند، سکینت و آرامش بر دل‌هایشان نازل می‌شود. چرا؟ چون «إنما یبایعون الله».

 

وقتی این بیعت مجرای توحید شد، خیلی به شخص نگاه نکنید. رسول‌الله هم خدا نیست، اما می‌فرماید: «إن الذین یبایعونک إنما یبایعون الله ید الله فوق أیدیهم» (فتح ۱۰).

 

این دست خداست که بالای دست شما قرار می‌گیرد. وقتی که دنبال هویت مستقل خود باشید و نخواهید در هویت‌های کذایی و مشرکانه دیگران، به اصطلاح، ذوب شوید.

ایده احیای روز جهانی مستضعفین در جشن های نیمه شعبان

بیش از یک دهه است که بر ضرورت این مساله پافشاری می کنم در شرایط جاری کشور (جمع بین اعتراضات داخلی و دفع تهدیدات خارجی) مهم تر هم شده است.

اصل ایده و ضرورت راهبردی اش را اینجا بخوانید!

اینجا بشنوید!

 

ایده پردازی های عملی و شدنی برای هیئات :

چند ایده نیمه شعبانی از دوستان /   امام مستضعفین(عج)/ احیای روز مستضعفین بجای فستیوال شادی!

 

 

از جشن مستضعفین تا جنبش مستضعفین:

  1. چرا پیامبرِ وال استریت از الازهر و نجف و قم برانگیخته نشد؟!
  2. ایده حزب بزرگ مستضعفین امام خمینی!
  3. رهبری برای مستضعفان جهان!

 

خوانش داخلی جنگ فقر و غنا و مخالفینش

سازش با بیرون؛ جنگ در درون!

الهیات جنگ دائمی فقر و غنا

 

۵ جلسه بحث جنگ فقر و غنا در ادبیات قرآن و اهلبیت

 

* اگر موثر دیدید نشر دهید!

محسن قنبریان

جامعیت اسلام‌شناسی؛ پیش‌شرط تبیین نظامات

حجت‌الاسلام  والمسلمین قنبریان | جامعیت اسلام‌شناسی؛ پیش‌شرط تبیین نظامات
ایشان در نشست هم‌اندیشی اساتید و طلاب بنیاد شیخ انصاری با آیت‌الله اعرافی ، با تأکید بر پیام صدسالگی حوزه، «جامعیت در اسلام‌شناسی» را پیش‌شرط تبیین نظامات و ورود حوزه به حل مسائل واقعی عنوان کرد.
همچنین در ادامه ایشان بیان کردند:
جامعیت در اسلام‌شناسی (قبل از تخصص‌های جزئی) شرط ضروری برای ورود به عرصه‌های جدید (مانند تقابل با تهدیدات دشمن و تبیین نظامات) است.
تخصص‌های رایج فعلی، اغلب به تجزیه می‌انجامد و مانع حل مسئله می‌شود.
حل مسئله، همان تفصیل درک اجمالی ما از نظامات اسلامی است؛ ورود به این عرصه، گام عملی برای پر کردن شکاف ۴۰ ساله حوزه در علوم انسانی و طراحی نظامات است.

برای موفقیت، نیاز به «ذهن مسئله‌یاب» در میان متفکران است که بتواند فاصله میان پژوهش‌های علمی و اجرای عملی را کوتاه کند.

چرا بین این همه تصویر سینمایی، انفاق علی (ع) در رکوع، برای نشان ولایت برگزیده شد؟!

فقط ۴ امام شمشیر زدند اما ۱۲ امام درباره فقر جامعه حساس اند! در زمان حاکم بودن جوری، در خانه نشینی جور دیگر!

حجت الاسلام والمسلمین قنبریان
شب سوم روضه آخر صفــــــــــــر

مراقبت از جهان اجتماعی

 محسن قنبریان

سیاست هارونی نشان داد که حتی اگر ائمه از صحنه‌ی فیزیکی حذف شوند، از جهان اجتماعی حذف‌ناپذیرند. امام کاظم(ع) با وجود سال‌ها زندان، روز به روز پیروان بیشتری یافت. به‌همین دلیل، مأمون تصمیم گرفت به‌جای حذف فیزیکی، «امامت» را از ذهن مردم پاک کند؛ با کاخ‌نشین‌کردن امام و آوردن عالمان مختلف، می‌خواست «عصمت» و «علم» او را منحل کند.

تحمیل ولایت‌عهدی به امام رضا(ع) و برپایی مناظرات علمی، بخشی از این نقشه بود؛ اما نتیجه معکوس داد: امام به عنوان «عالم آل محمد» شناخته شد. مأمون امیدوار بود این شکست را با امام جواد(ع) جبران کند؛ چرا که:

  1. امام، بسیار جوان بود و حتی برخی شیعیان در امامت او تردید داشتند.
  2. شایعه‌ی عجیب «افک» مشروعیت نسب او را زیر سؤال برده بود، تا جایی که امام رضا(ع) مجبور شد قیافه‌شناس بیاورد!

امام جواد(ع) در شرایطی بود که تصویر اجتماعی‌اش توسط عباسیان کنترل می‌شد. نه امکان مناظره‌های عمومی داشت، نه ارتباط آزاد با مردم. حتی در مدینه، رفت‌و‌آمدش را محدود کرده بودند. در همین شرایط، پدرش از خراسان برایش نوشت تا به «مجاوره و محاوره» روی بیاورد.

مجاوره یعنی همسایگی و ساختن بسترهای کوچک برای ارتباط. از دل همین مراودات روزمره، گفت‌وگو شکل می‌گیرد. این تنها راه مقابله با مدیریت رسانه‌ای خلافت بود. نمونه‌هایی از این ابتکار در زندگی امام جواد(ع) کم نیست:

  • مناظره با مأمون در کوچه، کنار
  • پاسخ کوبنده به قاضی عباسی در مراسم عقد
  • نجات فردی متهم به نبوت که در واقع طی‌الارض کرده و به زیارت رفته بود!

این‌ها تلاش‌هایی برای محافظت از «جهان اجتماعی» امامت بود؛ جایی که قدرت رسانه‌ای خلیفه هم نتوانست آن را از بین ببرد.

فکرت| گفت‌وگویی برای ساخت فردا