بایگانی برچسب: s

ارزش امضای ترامپ!

در جاهلیت اُولیٰ پیمان شکنان با دست بیعت می کردند و هر وقت می خواستند از آن تعهد در آیند با بی ادبی بادی از خود خارج می کردند که نماد خروج از تعهد بود!

 

در ارتجاع جاهلی بعد از رسول الله (ص)، مروان حکم یکی از آنها شد!

با علی (ع) بیعت کرد، اما با ناکثین(عهد شکنان) خروج کرد و در جنگ جمل حاضر شد!  اسیر شد، وقتی نزد حضرت امیر(ع)  شفاعتش کردند، حضرت او را آزاد کرد. حالا آمد دوباره بیعت کند! حضرت فرمود: مگر بعد قتل عثمان بیعت نکرد؟!

دست بیعت او را نپذیرفت و همان مثَل جاهلیت را برایش به کار برد:

إِنَّهَا کَفٌّ یَهُودِیَّهٌ لَوْ بَایَعَنِی بِکَفِّهِ لَغَدَرَ بِسَبَّتِهِ:

یعنی بیعت و تعهد او، دست خیانتکار یهودی است که اگر با دست بیعت کند با مقعدش خیانت می کند( تعهد را می شکند)!

 

حالا یکی باید به آقای خاتمی بگوید، امضا و تعهد ترامپ همان «کَفٌّ یَهُودِیَّهٌ» جاهلیت مدرن است.

از قضا از بدو تشکیل ایالات متحده تا کنون رئیس جمهوری بدعهدتر از ترامپ نیامده است!

اسوشیتدپرس خروج از ۶۶ پیمان بین المللی او را گزارش کرد!  دنیا _غیر از برخی روشنفکران ما_ او را به نقض پیمان و بدعهدی می شناسد.

 

درباره ما، نه فقط او بود که از تعهد برجام بیرون آمد؛ بلکه درباره همین تفاهم نامه مورد افتخار آقای خاتمی هم رسماً گفت: «از نظر من، تفاهم‌نامه تمام شده است و دیگر نمی‌خواهم با آنها معامله کنم»!

کاش آقایان بوی گَند خیانتهای ترامپ و «لَغَدَرَ بِسَبَّتِهِ» را هم می بردند!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۵/۲۹

معمار ساخت…

ویدئو از شهید مصباح الهدی باقری را اینجا ببینید!

برای کسانی که دغدغه تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی ۵۷ را دارند سئوال اساسی این است که باید چه کنند؟!  بهترین کار چیست؟!

 

در دوره گردی هایم به مجموعه هایی برمی خورم که به تأسی از شهید بهشتی کار خود را «تربیت کادر» می بینند!  تربیتی کارها را بیشتر چنین دیده ام!

برایشان توضیح می دهم «کادر»_ تازه به تعریف بهشتی_ دیروز «بانی و بنّا»ی یک سازمان و نهاد می شد مثل خودش در جهاد سازندگی یا قوه قضائیه؛ مهر بطلان بر میراث پهلوی می زد و خود می ساخت یا از صفر بنا می کرد؛ اما امروز بناها فربه شده اند، نزدیک ۵۰ سال جملاتی از رهبران و قوانین با مهر شورای نگهبان و… بر تارک زده اند؛

«دیوان»شان نیروی جهادی را می بلعد و «کارمند» می کند!

حتی کسانی با تیم خود رفتند و سازمانی را «کنترات» برداشتند اما…!

 

این وسط برخی دغدغه مندان دیروز هم «سیاسی کار» شده، ماندنْ پشت میز یا «باند خود را داشتنْ»، موضوعیت می یابد!

 

سرخوردگی اعتراض ها و مطالبات ( در حوزه فرهنگ یا اقتصاد و…) عده ای را به «کارهای سیاستی» به جای سیاسی کشاند! اندیشکده های حزب اللهی!

خدایی برخی هم شد ( مثل مسکن مهر و…)!

اما متوجه شدند «واگذاری امر سیاسی» زیانبار است!

هم از آنها «استفاده ابزاری» می شود؛ هم کار پر از «تقلیل و تنزیل» می شود.

«بسته سیاستی» پیشنهادی را دولتی دور می اندازد و دولتی فقط در یک تنزیل از «مسائل ریشه ای» به برخی «ترمیم های روبنایی» اجرا می کند!

 

اینبار ریزش برخی دغدغه مندان به «پروژه بگیری» را نمی شود ندید گرفت! فشار معیشت و… بار هرچه خود بردارند!

 

آقا مصباح باقری اما از چیز دیگری می گوید؛ حتی بیشتر از «معماری محتوا» درون آرمانها و عقلانیت انقلاب اسلامی: «معماری ساخت تشکل،نهاد و…»!

صرفا «خروجی محور» نیست که «اندیشکده متعارف» شود؛ با سماجت و دغدغه تا «چگونگی نشستن در نقطه اثر» تعقیب می شود…

پس واگذاری امر سیاسی به نام کار علمی و… نیست؛ پر کردن دست آن ( یعنی دست عدالت و آزادی و مردم سالاری دینی و ولایت و…) است.

ذوب شدن در دیوان سالاری موجود و «کارتابلی شدن» نیست؛ جنگیدن برای تحقق با «نیروی کارشناسی» و «نیروی اجتماعی» و «اختیارات قانونی» است.

به تعبیر اینجا «ناموسی» (در تعبیر منطق رشدی شان: مأموریتی) است. پس غیر از امر سیاسی،  پای «تربیت» هم وسط است، تازه بیشتر از تربیت فرد؛ تربیت شبکه ای آدم متعهد که در ضمن یک «سازمان صالح»( به تعبیر شهید مطهری)  شکل می گیرد؛ چیزی که خودش در مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع) دنبال می کرد و اینجا( نمایشگاه مدار۱۴٠۳) درباره مرکز نوآوری و تعالی کوثر می گوید.

جایش چقدر خالی است!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۵/۲۶

جنگ بنزین!

«بستن تنگه هرمز»، موجب کمبود عرضه نفت و محصولات پالایشی و افزایش قیمت بنزین در آمریکا شده است!

«جنگ و محاصره دریایی» هم، بر «واردات بنزین» و «تولید داخلی» ایران مؤثر و موجب کمبود عرضه شده است!

 

مواجهه با آثار این کمبود در ایران و آمریکا:

 

در اقتصاد آزاد آمریکا _که دولت حق مداخله در بازار را ندارد_ ترامپ با «فشار بر فروشندگان بنزین»،با مداخله دولتی دارد قیمت را کاهش می دهد!

از «ورود دادگستری به بازار آزاد» هم برای مهار قیمت کمک می گیرد!

 

اما در اقتصاد _به زعم لیبرالها_ دولتیِ ایران و سیاستهای چپ گرایی آن، به جای «هدایت درست سهمیه بندی در مصرف های ضروری»، با «سیاستِ آزاد سازیِ قیمت» و بالتبع «گران سازی» می خواهند کمبود را مدیریت کنند!

 

جالب اینکه دولت ایران می داند با گران کردن سهمیه آخر هم،«مصرف ضروری» در مشاغل بنزینی و سفرهای شغلی و… کاهش نمی یابد؛ اما «شوک قیمتی بالا» به کالاهای دیگر وارد می کند!

اما باز کاتولیک تر از پاپ، با بازار آزاد می خواهد کمبود را مدیریت کند!

 

سخنگوی دولت راستش را می گوید که: گران سازی (نه به خاطر مدیریت کمبود بنزین، بلکه) برای مدیریت کمبود ارز کالاهای اساسی است!

عجیب اینکه مقررات دولت، محل تأمین ارز کالاهای اساسی را «بازگشت ارز صادراتی شرکت های دولتی و شبه دولتی» قرار داده و وزیرش ۱۸ دیماه برای «بازنگرداندن این ارزها»، خط و نشان کشیده و ۲۱ دی مقررات جدید دولت وضع شده که: خاطیان، عزل و به دستگاه قضایی معرفی شوند!

اما به این وجود، صدایی از مداخله دادگستری در ایران نیست!

مرتبط: اوّل ویدئو را ببینید!

 

محسن قنبریان ۱۴٠۵/۵/۲۱

سخنرانی/ دوره عقلانیت ایمانی

جلسه نخست سخنرانی «دوره عقلانیت ایمانی» با لینک مستقیم | “دانلود از پیوند کمکی“

ادامه خواندن سخنرانی/ دوره عقلانیت ایمانی ←

برشی کوتاه از دورهٔ «عقلانیت ایمانی»

امکان‌های ایمانی در مواجههٔ حق و باطل»
استاد: حجت‌الاسلام قنبریان
ـــــــــــــــ
گاهی دشمن ما را میان دو انتخابِ از پیش طراحی‌شده گیر می‌اندازد؛ اما عقلانیت ایمانی پیش از انتخاب، صورت مسئله را دوباره می‌چیند و راهی می‌سازد که نه تسلیم است، نه بی‌محابایی.
ـــــــــــــــ
متن داخل اسلایدها را بخوانید!

دورهٔ «عقلانیت ایمانی»

حجت‌الاسلام قنبریان | ۳ جلسه

دورهٔ «عقلانیت ایمانی؛ امکان‌های ایمانی در مواجههٔ حق و باطل» برای طلاب، مبلغان، سخنرانان، فعالان جهاد تبیین و کنشگران فرهنگی طراحی شده که می‌خواهند در مواجهه با دوراهی‌های تحمیلی دشمن، عقلانیت ایمانی را از محافظه‌کاری، انفعال، بی‌محاسبه‌گری و تسلیم جدا کنند.

در این دوره، حجت‌الاسلام قنبریان از مفهوم «ایمان امکان‌ساز» آغاز می‌کند و نشان می‌دهد ایمان فقط به معنای تعهد، مقاومت و استقامت نیست؛ بلکه می‌تواند در متن بحران، راه تازه بسازد. سپس با تکیه بر سیرهٔ امام حسین علیه‌السلام، امام مجتبی علیه‌السلام، امام رضا علیه‌السلام و صلح حدیبیه، تفاوت امکان انقلابی با امکان محافظه‌کارانه، تصرف مؤمنانه در طرح دشمن، مصرف نابجای طرح اسلامی و ساختن امکان برتر در شرایط اقتدار تبیین می‌شود.

سرفصل‌های ارائه‌شده در ۳ جلسهٔ این دوره:

  1. ایمان امکان‌ساز و عبور از دوراهی‌های تحمیلی
  2. تبدیل طرح دشمن به امکان ایمانی
  3. ساختن امکان برتر در شرایط اقتدار

ژنومِ بعثت 

از ۹اسفند،تجمعات خیابان،«نمود بعثت مردم» شد؛ که از دو حیث قابل بررسی است:

الف) تطوّر مضمون و شعارهای اصلی:

مثلا مضمون  ۳۹روز اول، پشتیبانی از میدان و حفظ امنیت شهر، در «نماد پرچم» بود.  از آتش بس، توجهات به ضلع دیپلماسی معطوف و «پلاکارت» کنار پرچم شد و هکذا…

ب) به لحاظ کمیّت و کیفیت حاضران:

 این بُعد با مطالعه موردی پیمایش متا در بازه زمانی اسفند و فروردین مورد توجه یادداشت است.

کمیّت این حضور

مورد مطالعه، تا ۲۹ فرورین را سنجیده، که کمیت حضور رو به رشد بوده و ۵۳٪ گفته اند در این تجمعات شرکت کرده اند.

کیفیت و ترکیب حاضران:

در بازه مورد مطالعه، گونه های مختلف مردم حاضر بوده اند مثلا ۳۴٪ از کسانی که در انتخابات ۱۴٠۳ شرکت نکرده اند هم اظهار داشته اند در تجمعات شرکت می کنند.( بخشی از ۵۳٪ اند).

فرق یک بعثت و خیزش اجتماعی با تجمعات صنفی و حتی سیاسی، اثر گذاری بر طیف های خاموش اجتماعی است.

چیزی که در ادبیات قرآنی «انبعاث» خوانده می شود. انبعاث،«باب انفعال» با معنای  مطاوعه و اثر پذیری است.

«اثرپذیری از بعثت را انبعاث می گویند».

در بازه زمانی مورد مطالعه، ۴۱٪ از کسانی که در خانه اند و در تجمعات حضور مستقیم ندارند با این تجمعات ( که مضمون آن ایامش امنیت داخلی کشور است) موافق اند.

جمع بندی:

به لحاظ مبانی، «یک حرکت عمومی» یا بعثت، غیر از برخورداری از کمیّت بالای همراهان، میزبان طیف های دیگر و اثر گذاری بالا بر طیف های خاموش است.

«خیابان» خود می تواند بهترین مراقب بر این ارکان باشد.

مرتبط:  علاج در «مردم» است!    /  تجمعات و تورم!

محسن قنبریان ۱۴٠۵/۵/۱۶

نهضت مقدس

حجت‌الاسلام محسن قنبریان

چگونه نهضت امام حسین علیه‌السلام صدای تمام جنبش‌های پیشین شد؟

غایت زیارت اربعین؛ مشارکت در عاشورا!

برای داشتن ناب و خالص هرچیز باید نمونه اصلی و اصیل آنرا دید. چه بسا گوهرهایی که در طول تاریخ دچار ناخالصی و شوائب شوند!

نمونه اصلی زیارت اربعین، همان اربعین اول است. زیارت جابرانصاری و عطیه کوفی در آن روز قطعی است.

جابر از صحابه رسول الله(ص) و صاحب سرّ اهلبیت و صدیقه طاهره(س) است. عطیه نیز از فقها و مفسرین امامی کوفه است. راوی احادیث از جمله خطبه فدک و صاحب ۵ جلد تفسیرقرآن است. این دو شخصیت موجه شیعی اولین زیارت اربعین را بنیان نهادند[۱].

نکته مهم و حائز اهمیت جمله جابر پس از زیارت سیدالشهداء و شهدای کربلاست که با قسم گفت: والله لقد شارکناکم فیما دخلتم فیه! به خدا سوگند ماهم در آنچه شما داخلش شدید(عاشورا) شریکیم!

عطیه هم مثل من و شما از این ادعا تعجب کرد و پرسید: جابر! چگونه ما با آنها شریکیم در حالیکه در دره ای فرو نرفته، بر کوهی بالا نرفتیم و شمشیری نزدیم؟! در حالیکه اینها بین سرها و بدن هایشان جدایی افتاده و فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه شدند!

پاسخ جابر این بود: عطیه! از حبیبم رسول الله شنیدم که می فرمود: هرکس قومی را دوست بدارد با آنها محشور است و هرکس عمل قومی را دوست بدارد شریک عمل آنهاست! به خدایی که محمد(ص) را به حق مبعوث کرد نیت من و همراهانم بر همان جاری است که حسین(ع) و اصحابش بودند[۲]…!

اگر پاسخ جابر را غیر معصومانه می دانی و حجت بیشتر طلب می کنی ، خطبه۱۲ نهج البلاغه را ببین!

آنجا پس از پیروزی جمل یکی از یاران می آید و می گوید: کاش برادرم با ما بود و پیروزی شما را می دید! حضرت پرسید: میل اش با ما بود؟ گفت : آری! فرمود: پس او در لشکر ماست!

بعد بالاتر فرمود: در همین لشکر(جمل) اند کسانی که الان در اصلاب مردان و ارحام زنان اند؛ زمان آنها را به هم می رساند و با آنها ایمان تقویت می شود!

آخر چگونه “صرف نیّت” و “میل و محبت”، بتواند کسی را هزار سال بعد ملحق به عاشورا یا جمل کند؟!

این که در را برای تنبل ها، محافظه کاران تاریخ و اصحاب قعود باز می کند تا حق ها را یاری نکنند و بعدا با گریه و زیارتی با محبت و نیت، خود را ملحق به آن مجاهدان شهید کنند!!!

درس خوانده هایی هم پیدا می شوند که با مشارب  شبه عرفانی و تصوفی چیزی از محبت و نیت بسازند که با بی عملی و بی تعهدی هم ناسازگار نیاید!

به نظرم پاسخ روشن و همه فهم در خود جابر و عطیه است!

جابر، پسر شهیدی از اُحد و رزمنده ۱۸غزوه با رسول الله و بعدا با امیرالمومنین است.

شواهدی کافی در دست است که اگر یک جامانده از عاشورا، معذور بود، او حتماً جابر بود!

عطیه هم ظاهرا چنین است هم از منتقمین خون حسین(ع) با مختار است و هم در قیام علیه امویان همراه با عبدالرحمن بن محمد بن اشعث می شود. حاضر میشود به دستور حجاج ۴۰۰تازیانه بخورد اما سبّ علی(ع) نکند!

اینها شاید شواهد خوبی برای راستی آزمایی نیت و محبت باشد!

زیارت اربعین -در نمونه اصیلش- غایتش این است که زائر بتواند مثل جابر با صداقت بگوید: ما هم شریک عاشورای شماییم!

لذا:

– نه هر خروج و شورش و تلاشی، کشته اش بدون محبت و پیوند با امام حق(ع) به عاشورا ملحق می شود! چون بدون اعتقاد و نیّت، عمل به کمال نمی رسد.

– و نه هر زائر و محبی که قیامِ عاشورایی را “استثناء” و ماموریت خاص حسین(ع) شمارد و “ادله تقیه” را حاکم همیشگی بر “ادله امر به معروف” و”اظهار کلمه حق نزد جبّار” یا جهاد و دفاع مقدس کند!

البته اگر مجتهد یا مقلّد باشد، ماجور؛ اما ملحق به شهدای کربلا شدنش مشکل بنظر می رسد!

زائران اربعین از حیث باز شدن مسیر کربلا با مجاهدت شهدا، قدردان امام خمینی و شهدایش هستند؛ تو بیشتر قدردان آن مجتهد عارف باش که مسیر عاشورا را باز کرد!

 “بر اساس عاشورا فتوا داد” و جایی که ارکان اسلام در خطر باشد، “تقیه را حرام دانست[۳].” ؛ بعد شرایط جاری زمانش را به درستی به خطر افتادن اساس اسلام دید و فرمود: تکلیف ما را سیدالشهدا معلوم کرده است!

 از اینجا “حکومت ادله تقیه” در فقه برافتاد و فقه مقاومت و مبارزه شکل گرفت و راه برای زائر در جهت  قدم صدق و الحاق به عاشورا باز شد!

محسن قنبریان ۱۴۰۳/۵/۲۸

[۱] اگر زیارت اسرای کربلا در اربعین اول هم ثابت باشد هرچه درباره جابر می گوییم به طریق اولی برای آنها ثابت است.

[۲] متن روایت

[۳] ر.ک : رساله التقیه امام خمینی

برشی کوتاه از دورهٔ «راه خون‌خواهی»

استاد: حجت‌الاسلام قنبریان

چرا قرآن از انتقام مجرمان سخن می‌گوید و آن را در کنار یاری مؤمنان قرار می‌دهد؟

چون وقتی خون مظلوم بی‌پاسخ بماند، فقط یک جنایت فراموش نشده است؛ بلکه به جنایت‌کار این پیام داده می‌شود که می‌تواند دوباره بکشد و هزینه‌ای نپردازد…