سخنرانی حجت الاسلام قنبریان در تجمع بهبهان ١۴٠۵/٣/٢۴
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی بهبهان
قرارگاه مردمے اقتــدار بهبهــان
سخنرانی حجت الاسلام قنبریان در تجمع بهبهان ١۴٠۵/٣/٢۴
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی بهبهان
قرارگاه مردمے اقتــدار بهبهــان
رهبری مردم در مرحله تابآوری یعنی مشخص کردن خط قرمزهای اقتصادی!
برای کمبود بنزین، کمک به صرفه جویی می کنیم اما وقتی درصد بالایی از جامعه فقیرند در خوراکی ها نمیتوانم نصیحت به صرفه جویی کنم. آقای دولت نباید نان و اقلام اساسی گران شود!
برای دریافت صوت کامل سخنرانی روی اینجا ضربه بزنید.
۲۷ اردیبهشت
حجتالاسلام قنبریان
خیابان پیروزی، چهارراه نبرد
درسهای نهجالبلاغه | شرح خطبه ۲۱۶
جلسهٔ نوزدهم | ۱۰ بهمن ۱۴۰۴پ
حجت الاسلام محسن قنبریان | قم؛ هیئت راه فاطمه
خطّ بطلان بر فرهنگِ تملّق؛ آدابِ تعاملِ علوی میان حاکم و مردم
جلسهٔ نوزدهم و پایانی از سلسلهمباحثِ شرح خطبهٔ ۲۱۶ نهجالبلاغه، بر آخرین فرازهای این خطبهٔ شریف تمرکز دارد؛ جایی که امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در پاسخ به مدح و ثنای افراطیِ یکی از یاران، اصول بنیادینِ «فرهنگ گفتوگو با حاکم» را تبیین میفرماید. ما در این بخش با دستوری مواجه هستیم که نهتنها یک توصیهٔ اخلاقی، بلکه فرمانی حکومتی برای تنظیمِ روابطِ متقابل میانِ «امام» و «امّت» است. حضرت در این فراز، خطِ بطلانی بر فرهنگِ تملّق و استبدادپذیری میکشد و راه را برای نقدِ سازنده و تعاملِ بیلکنت هموار میسازد.
۱. فرهنگِ گفتوگو و تعامل میانِ حاکم و مردم
۲. درمانِ تکبّر: انحطاط إلیالله و شهودِ عظمت پروردگار
۳. جامعهٔ مقدّس: امنیتِ بیان برای طبقهٔ فرودست
۴. پرهیز از رفتارهای متظاهرانه و تملّقآمیز
۵. خطرِ «جبّاربودن» برای عالمانِ دینی
۶. تواضعِ معصوم: من فراتر از خطا نیستم!
۷. احکامِ فقهیِ «تشبّه به جبّاران»
۸. نقدِ استقبالهای تشریفاتی
۹. نتیجهگیری
آفاتِ «ستایشگری» و مسئولیتِ حاکم در برابر «افکارِ عمومی»
در فرازی از خطبهٔ ۲۱۶ نهجالبلاغه مردی برمیخیزد و به ثناگویی و ستایشِ اغراقآمیز از امیرالمؤمنین (ع) میپردازد. واکنشِ حضرت، که نشان از ناخشنودیِ ایشان از این مدح و ثنا دارد، سرآغازِ طرحِ چندمسئلهٔ بنیادین در حوزهٔ حکمرانی و اخلاقِ سیاسی است. محور اصلیِ این گفتار، فراز زیر است:
↲ از پستترین خوى زمامداران در دیدۀ مردمِ پارسا، این است که به ایشان گمان برده شود دوستدارِ ستایشاند و بنای کارهاشان بر کبر و خودخواهى گذارده شده است.
۱. سخیفترین حالتِ حاکمان: گمانِ فخر و تکبّر در نگاهِ مردم
۲. دامنهٔ «گمان»: عمومِ مردم یا صالحان؟
۳. انحصارِ «کبریا» در ساحتِ ربوبی
۴. افکارِ عمومی؛ معیارِ اثباتِ صلاحیت و سلبِ آن
۵. دو روی یک سکّه: اعتمادِ متقابلِ حاکم و مردم به یکدیگر
۶. ثمرهٔ حُسنظنّ حاکم به مردم: رفعِ رنجِ طولانیِ بیاعتمادی
۷. درمانِ «میل به ستایش»: انکسار در برابرِ عظمتِ الهی
۸. تمایز میان «اِطراء» و «گزارش کار»: آفتِ «میل به دیدهشدن»
۹. تجلّیِ عملیِ فروتنی در سیرهٔ حاکم: نامه به عثمانبنحنیف
۱۰. ثبات قدم در مسیر عدالت
درسهای نهجالبلاغه | شرح خطبه ۲۱۶
جلسهٔ شانزدهم (۸۵) | ۲۱ آذر ۱۴۰۴
محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم
درمانِ توحیدی در اصلاحِ حکمرانی
فرازهای پایانیِ خطبه ۲۱۶ نشان میدهد که امیرالمؤمنین (ع) «مدح و ثنا» نسبت به ولات (حاکمان) را براساسِ یک قاعدهٔ توحیدی ردّ میکند؛ قاعدهای که «رابطهٔ معکوس» میانِ «عظمت خدا» و «کوچکیِ ماسوا» است که هرگونه ستایشِ حاکم را بیجا، و کبریا (بزرگانگاری) را منحصر به خدا میداند. درنتیجه، رابطهٔ حاکم و مردم باید برمبنای مطالبهٔ «حقوق» و انجام تکالیف باشد، نه تملّقگویی به حاکم مانند جبّاران، چراکه «پروژهٔ عدالت» هنوز ناتمام است.
۱.کمبودهای زیادی داریم (که گرد و غبار کوچکترینش!)
۲. کشور در حال پیشرفت است [بلکه به قله نزدیک میشویم]!
سه رویکرد پاسخ:
این رویکرد می تواند منکر پیشرفت در حوزه رفع برخی کمبودها نباشد.
یا جنگ تبلیغاتی دشمن را هم در ضریب دهی کمبودها لحاظ کند.
راه حل: مقابله و مطالبه در حوزه کمبودها + امید آفرینی با اقدام عملی، کنار دیدن پیشرفت ها
محسن قنبریان ۱۴۰۴/۹/۲۱
درسهای نهجالبلاغه | شرح خطبه ۲۱۶
جلسهٔ پانزدهم (۸۴) | ۷ آذر ۱۴۰۴
محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم
حقّ «تشکّل» و «تجمّع» برای إصلاحِ امور
بر اساسِ آموزههای نهجالبلاغه و سیرهٔ علوی، «حُسن تعاون» تنها یک توصیهٔ اخلاقیِ فردی نیست، بلکه یک دستورِ راهبردی برای «استقامت بر حقوق اساسی» است که ملازمش؛ بهرسمیتشناختنِ «تشکّلیابی» (اصل ۲۶) و «تجمّعات/مظاهرات» (اصل ۲۷) را بهعنوانِ ابزارهای تحقِق این استقامت، ایجاب میکند. حاکمیت نمیتواند مردم را به استقامت فراخواند اما ابزارهای جمعیِ تحقّق آن را سلب نماید.
درسهای نهجالبلاغه | شرح خطبه ۲۱۶
جلسه چهاردهم (۸۳) | ۲۳ آبان ۱۴۰۴
حجت الاسلام محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم
گذار از «توصیف» پیامدهای شومِ عدم رعایت «حقوق متقابل حکومت و مردم»، به «تجویز» راهکار: تناصح و تعاون
امیرالمؤمنین پس از هشدار نسبت به شکستهشدنِ حقوق متقابل میفرماید: بر شماست که در باب این حقوق، خیرخواهی (تناصح) و همکاریِ نیکو (تعاون) داشته باشید:
«فَعَلَیْکُمْ بِالتَّنَاصُحِ فِی ذَلِکَ وَ حُسْنِ التَّعَاوُنِ عَلَیْهِ»
جلسه سیزدهم / ۲آبان۱۴۰۴
حجت الاسلام قنبریان
ادامه پیامدهای عدم تحقق حقوق متقابل مردم و حکومت / بسته دوم توالی های سوء:
حجتالاسلام محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه: رهبر انقلاب اسلامی در پیام به همایش بینالمللی یکصدمین سالگشت بازتأسیس حوزه علمیه قم نوشتهاند: «فقه، پاسخ دین به نیازهای عملی فرد و جامعه است. با عقلانیت تحولیافته نسلها، این پاسخگویی باید امروز بیش از گذشته دارای پشتوانه فکری و علمی استوار و درعینحال قابلفهم و هضم باشد. دیگر اینکه پدیدههای پیچیده و پرتعداد در زندگی امروز مردم، سؤالهای بیسابقهای را پیش میآورد که فقه معاصر باید پاسخ آنها را آماده داشته باشد.»
در این فراز گروه مرجع دینی باید به سه نکته کلیدی توجه کند:
۱- پدیدههای متعدد و پیچیده جدید که سؤالهای بیسابقه پیش میآورد و پاسخ میخواهد.
۲- همان مسائل قدیمی و بعضاً همان پاسخها، بهخاطر تحول عقلانیت نسل جدید، پشتوانههای فکری و علمی دیگری طلب میکند.
۳- متناسب با عقلانیت جدید، زبان جدید دینی لازم است.
پیمایشهای معتبر[۱] در نوجوانان گونهشناسیای انجام داده که توجه به آن برای سه فراز فوق بهخصوص دوتای آخر ضروری است. برایناساس نوجوانان ایرانی ۱۲ تا ۲۵ سال قابلتقسیم به ۳ خوشه پسر و ۵ خوشه دختر، یافتهای است که مروجان مذهب و هم مجتهدان کلام و فقه اسلامی نمیتوانند از آن بیاعتنا بگذرند. ضمن اینکه گونههای زیست دخترانه در ایران تنوع و تحول جدیتری دارد که بسیار حائز اهمیت است.
از بین ۵ خوشه دختران، هم دختر خانه با همان فهم سنتی پیدا میشود و هم سنتگریز؛ خوشه اخیر درصد بیشتری از دختر سنتی دارد و سبک زندگی او همراه با فعالیت سیاسی هم است. در خوشه دیگری نوسازی در نحوه دینداری قابلمشاهده است که کاملاً بازتاب عقلانیت تحولیافته است. مثلاً حجاب را کنار نزده؛ اما آن را برای زینت استفاده و انحای حجاب استایل را موجب شده است.طبعاً این عقلانیت هم سؤالات تازهای در حوزه حجاب تولید میکند که مثلاً یک واجب توصلی[۲] مثل حجاب اگر به قصد زینت باشد چه حکمی دارد؟ به تعبیر دیگر حجابی که برای ستر و پوشش زینت زن بوده، آیا میشود خود ابزار زینت باشد؟! مهمتر از آن پشتوانه علمی حجاب و نو شدن توجیه آن و همزبانی متناسب با این نسل است. آیا همان دلایل اقناع حجاب میتواند موجب اقناع بلوک سنتگریزان و لذتجویان باشد؟در میانه این ۵ خوشه، خوشهای هم وجود دارد که در جستوجوی سبک زندگی خود در این ارتباطات و مناسبات جدید است. باید اعتراف کرد با چنین تفصیلی، نه در کشف سؤالات جدید و نه در پاسخ و اقناع کار شایسته انجام نشده است و کماکان تکسایزی در فهم و در بیان به چشم میخورد.شهید مطهری در مقاله ارزشمند رهبری نسل جوان اول این توجه را میدهند که: «ما هنوز این مسئله را جدی نگرفتهایم. نسل جوان در نظر ما صرفاً یعنی یک نسل هواپرست و شهوتپرست و خیال میکنیم به آنها دهنکجی بکنیم و چهارتا متلک روی منبر به آنها بگوییم و فحش بدهیم، به خیال خودمان آنها را هو بکنیم و مستمعان ما بخندند، کار درست میشود و همینکه داد بکشیم: آی پسر مدرسهها چنین و دختر مدرسهها چنان، قضیه حل میشود. این کارها لالایی است، برای آن است که شما در خواب بمانید و در فکر چاره نیفتید و یکوقت بیدار بشوید که کار از کار گذشته است…»
اما در چه باید کرد؟ تصریح میکنند: «مهمتر از اینکه طرحی برای رهبری این نسل تهیه کنیم این است که این فکر در ما قوت بگیرد که مسئله رهبری و هدایت، از لحاظ تاکتیک و کیفیت عمل در زمانهای متفاوت و در مورد اشخاص متفاوت، فرق میکند و ما باید این خیال را از کله خود بیرون کنیم که نسل جدید را با همان متد قدیم رهبری کنیم. اولاً باید نسل جوان را بشناسیم و بفهمیم دارای چه مشخصات و ممیزاتی است؟» بعد بهعنوان یک عالم به زمان، وارد تحلیل نسل جوان دوره خویش میشود؛ چیزی که برای نسل جوان ما الان تحول یافته و مسائل دیگری دارد.
یادآوری دو حکم شرعی برای گروه مرجع دینی (مجتهدان و مبلغان) ضروری است:
۱- حفظ جوانان از انحرافات زمانه از امور حسبیه[۳] و واجباتی است که شارع مقدس هرگز راضی به زمین ماندن آن نیست.
۲- این نتیجه، با هر روش مناسبی لازم است تدارک شود و کلیشه کردن یک روش خاص یا قالب ذهنی خاص موضوعیت ندارد.
شهید مطهری در این باره میفرماید: «در اسلام برای هدایت و رهبری، یک شکل صددرصد معین ترسیم نشده که همه اجزاء و مقدمات و مقارنات و شرایط و موانع در نظر گرفته شده باشد و اساساً قابلتعیین و ترسیم و اندازهگیری نیست، چون متفاوت است. رهبری مردم مثل نماز یک امر تعبدی و یکنواخت نیست، یا فیالمثل از نوع ورد خواندن نیست که طرف یک وردی حفظ است برای عقربزدگی و یا مارزدگی و هر عقربزده یا مارزده را که بیاورند او همان ورد معین را که حفظ کرده میخواند. یک چیز در یک جا وسیله هدایت است و بسا همان چیز در جای دیگر وسیله گمراهی و ضلالت باشد! منطقی که یک پیرزن را مؤمن میکند اگر در مورد یک آدم تحصیلکرده به کار برده شود او را گمراه میکند. یک کتاب در یک زمان متناسب ذوق عصر و ذوق زمان و سطح فکر زمان بوده و وسیله هدایت مردم بوده است و همان کتاب در زمان دیگر اسباب گمراهی است… عجب! کتابی که هزارها بلکه دهها هزار را در گذشته هدایت کرده است حالا از کتب ضلال است؟ بلی، جز کتاب آسمانی و گفتار واقعی معصومین، هر کتاب دیگر را که در نظر بگیریم یک رسالتی دارد برای یک مدت موقت و محدود، آن مدت که گذشت آن رسالت تمام میشود. این مطلب که عرض کردم یک مسئله مهم اجتماعی است و هنوز برای ما بهصورت یک معما و یک مجهول که باید آن را حل کرد طرح نشده است. مکرر باید گفته شود تا ما باور کنیم که وسایل هدایت هر زمانی مخصوص خود آن زمان است.»سهمی از این کشف عقلانیت تحولیافته، برای فهم مسائل نسل و زبان و بیان آن در گروی همکاری مجتهدان و مبلغان با دستگاههای مطمئن افکارسنجی و تغییرات اجتماعی است. فقط در رفت و برگشتهای مکرر بین میراث اسلامی و میدان عینی و واقعی است که مخاطبان پیام اسلام در نسل نو و نوجوانان دقیق شناخته شده و پاسخهای متقن و زبان مناسب شکل میگیرد. نه پیمایشها بدون این دیالوگ موفق هستند و نه فهمهای سابق و بیانهای تکسایز در مقابل تکثر واقعی این نسل میتوانند توفیق بیابند.
[۱] گزارش پرتره نو/جوان ایرانی، ویراست نخست مرکز تحلیل اجتماعی (متا)
[۲] واجب توصلی، واجبی است که صرف تحقق آن مطلوب خداوند است و قصد قربت لازم نیست مثل تطهیر لباس از نجاست که بدون قصد هم انجام شود، درست است.
[۳] امور حسبیه، اموری لازم و ضروری در جامعه است که خداوند زمین ماندن آنها را جایز نمی شمارد؛ مثل امور ایتام و…