بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

برشی کوتاه از دورهٔ «بانوی عاشورایی»

استاد: حجت‌الاسلام قنبریان

زن تراز فقط در حاشیهٔ خانواده یا جامعه تعریف نمی‌شود؛ او وقتی در جای اصلی خود می‌نشیند که با حفظ تعالی معنوی و اصالت خانواده، نسبتش را با مقدرات اساسی زمانه روشن کند.

متن داخل اسلایدها را بخوانید!

ملت ایران ترامپ‌پرست نیست، خداپرست است

صحبت‌های یک ماه پیش حجت‌الاسلام قنبریان دقیقا به درد امروز می‌خورد خصوصا امروز که فردی از ملت ایران می‌خواهد ترامپ‌پرست شود.

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

امیرالمؤمنین می‌فرمایند: «من قضی حقَّ من لا یقضی حقَّه فقد عبده». اگر کسی حقِ فردی را ادا کند که او به ادای حق متقابل پایبند نیست، در واقع او را پرستش کرده است. آیا امروز ترامپ‌پرستی نیست؟

 

تنها ملت رشیدی در کره زمین که ایستاد و به ترامپ گفت «نه» ملت ایران بود. این یعنی ایستادن در برابر پرستش غیر خدا. این توحید سکینه و آرامش می‌آورد.

 

ملت ایران با بیعت با کسی که ترامپ او را نمی‌خواست با خدا بیعت کردند و اینجاست که سکینه دوم اتفاق می‌افتد.

 

وقتی دنبال هویت مستقل خود باشید و نخواهید در هویت‌ مشرکانه دیگران ذوب شوید، دست خداست بالای دست شما قرار می‌گیرد.

فرامتن مباهله!

  1. یقین به راه و هدف خود.
    مُردّد و مذبذب به مباهله نمی رود.
    بُریر، غیر معصومی بود که در عاشورا مقابل یزیدیان مباهله کرد و رقیبش معجزه آسا کشته شد!
    او هم یقینِ علی اکبریِ « أولسنا علی الحق»؟! داشت.
    شیعیان اصحاب مباهله! به راه و هدف خود مقابل دشمنان زنده اسلام ناب یقین دارید؟
  2. رهن جان!
    کسی که مباهله می رود، جان خود را گرو برای ادعایش می گذارد.
    مدعیِ بی هزینه در سنت الهی، رسوا می شود.
    پیروان اسلام مستضعفانِ علی(ع)! در دعا مال و جان گرو نهاده اید؟!
  3. آقا زاده های صف اول!
    در تقسیم غنیمت ها کسی آقازادگانِ مباهله را اول صف ندید، اما در مواجهه با خطرها چه زیر شمشیرها، چه نفرین ها صف اول بودند.
    آقایان و آقازادگان جمهوری اسلامی! این گونه باشید! مثل دامادِ نبی و حسنیْن(ع) نمی شوید، مثل داماد و دختر شهید خامنه ای و فرزندان رشید و باقری و لاریجانی و…باشید؛ نه مثل غنیمت بران غایب از جنگ!
  4. حق مسلّم !
    «منافع» را می شود مصالحه کرد؛ بُرد_بُرد با هژمونی ها و نظم های مستقر.
    اما «حق مسلم» قابل معامله و مجامله نیست؛ مجادله و محاربه و مباهله می خواهد.
    حق مسلم آن روز نبوت خاتم(ص) بود؛ امروز حق مسلم نداریم؟!
  5. خدای صحنه ها!
    خدایی که در مباهله قرار است «لعنت» کند، در غزوات، «لکن الله رمی» بود، در حدیبیه، رصدکننده دشمن(لبالمرصاد) و در قامت «انمایبایعون الله»، دستش بالای دست بیعت کنندگان بود!
    «با هم» و «با ولیّ» بودن، شرط است.

محسن قنبریان / شب مباهله ۱۴۰۵

مباهله پارسال!

صفای جامعه به شفای سینه هاست

پرخاش های خیابان به دیپلماسی، «ریشه ای» دارد؛ تا حل نشود، توصیه های اخلاقی به خویشتن داری جواب نمی دهد و «خطر شکاف اجتماعی» را افزایش می دهد!

در ادبیات دینی یک «شفای غیظ» داریم و یک «کَظْم غیظ»!

«شفای غیظِ قلوب»، مقابل جراحت و جنایتی است که دشمن زده است. پس جای دشمنی، «دشمن» باید زایل شود. شفای غیظِ سینه ها به انتقام از دشمن جنایتکار است.(۱۴توبه)

اما «کظم غیظ»، فرو بردن خشم ها و کدورتها مقابل خودی است. اینجا جای دشمن گرفتنِ خودی،«دشمنی» را باید از بین برد!(۱۳۴آل عمران)

جنگ رمضان در کنار انسجام ملی، با جنایت علیه رهبر و کودکان، غیظ و جراحتی عظیم به سینه مردم نهاد که در گروه هایی سوزناک تر است.

آتش بسْ بدون انتقام و شفای سینه ها،  بحث ها درباره توافق را از «اختلافات کارشناسی»تجاوز می دهد. دم زدن از توافق و «پایان بندیِ منهای انتقام» و شفای صدور، غیظ و درد سینه ها را شعله ورتر کرده، جای کظم غیظ با خودی، خشم و پرخاش نثار او می کند و شکاف اجتماعی می زاید!

«اخلاق سیاست» حکم می کند حکمرانان و تریبون های رسمی، جای دعوت به کظم غیظ و آرامشِ هسته های بیشتر جراحت دیده، به فکر شفای سینه ها با انتقام و اقلا قصاص جانیان باشند.

نه «دفاع و جنگِ بقا» پاسخ این درد است؛ نه «پایان بندی حتی با لحاظ حقوق مسلم»!

«محاکم بین المللی» هم عملا نتیجه بخش نیست!

  حکمت ۱۹۴ «در قبال خودی» به خوبیِ عفو دلالت دارد؛ اما «در قبال دشمن»، ترجمه اش: حواله دادن شفای غیظ به صبر راهبردی در ضعف یا ادامه ندادن جنگ و انتقام در وقت دست برتر است!

محسن قنبریان

یادداشت :

مبعوث به جمهوری سوم یا ارتجاع به رضاخان (  حزب اللهی)؟!

را نخبگان با لینک هایش ملاحظه فرمایند!

 

ائتلاف چهار به ظاهر ضد، علیه مردمسالاری دینی!

پیشنهادی هذیان وار در این روزهای بعثت مردم!

 

مردمسالاری دینی و دشمنان با رسم شکل!

۱۴خردادها بیشتر جای خالی ات احساس می شود ای بزرگترین معلم مکتب امام!

امروز دلم بیشتر از همه سه ماه گذشته برایت تنگ است و گریه امانم نمی دهد!

دیدن امام عزیز و آتشی که در بانگ نی داشت، یقظه ساخت و آتش زد و حرکت داد با همان بچگی های کودکی!

اما تو بودی که فهم دادی و صورت بستی و سامان بخشیدی!

شاگرد خوبی نبودم!

البته هیچوقت ادعای فهم و شرحت را هم نکردم! گرچه بیشتر از همه از تو خواندم و استناد کردم!

 همیشه از برنامه های شرح فرمایشاتت فرار کردم، چون هیچ کس به خوبی خودت نمی گفت!

به کلیشه گویی ها از سخنانت در خطبه ها و… گلایه هم داشتم!

تعارف ندارد مردمسالاری دینیِ امام و ارکان و لوازمش را شاگردان زیادی از او هم حمل نکردند، چه رسد به شاگردان مدرسه دیگران!

تو تکیه گاه ما بودی در جمهوریت، انتخابات،  عدالت و…

راستش خالی از ترس نیستم وقتی بقیه السلفِ بهشتی و مطهری ها را امسال ۱۴خرداد در مهمترین سخنرانی سالش نمی بینم؛ دلم به آموزه هایت و ذهن و عملهایی که پروریدی گرم است و بیشتر به خدایت!

جایت خیلی خالی است استاد شهیدخامنه ای!

محسن قنبریان

«غدیر» آنجاست که «دخالت در سیاست» آنجاست!

«متفکری اجتماعی» مثل رهبر شهید، وقتی به غدیر نگاه می کرد آن را اندازه یک «متکلم شیعی» و فقط برای نص بر امامت امیرالمومنین (ع) نمی دید، آن را «مقابل نگاه سکولار به اسلام» می خواند!(۹۳/۷/۲۱)

 

فرق یک «مصلح اجتماعی» با یک «منبریِ شعائر دینی» همین است. فقط عید الله اکبر بودن و تبریک و اطعامش را تبلیغ نمی کند؛ «دخالت مردم در سیاست و مقدّرات اساسی»  را هم به رخ می کشد:

«بزرگترین مظهر دخالت مردم در امور حکومت غدیر است.  خود غدیر این را به ما آموخت.  لذاست که عید غدیر عید ولایت است #عید_سیاست است عید دخالت مردم در امر حکومت است»(۷۵/۲/۱۸)

 

این نگاه مترقی به غدیر با انقلاب مردمیِ امام خمینی بر ایرانیان باز شد. گرچه جشن غدیر عمدتاً در همان «ترازِ پیشا خمینی» ماند! «خیابان عاری از سیاست»، سفره واقعی جشن «غدیرِ اسلام ناب» نیست!

 

در سیاست هم، دخالت مردم در تمام ۴۷سال بی نوسان نماند! بوده و هستند کسانی که «مردم زدایی از سیاست و مقدرات اساسی مملکت» را دستور کار دارند!

 

اینبار خون رهبر شهید آموزه «غدیرِ تراز انقلاب اسلامی» اش را در بعثت عمومی مردم به خیابان آورد!

غیر از تمسک به ولایت امیرالمومنین و معصومین، دخالت مردم در مهمترین مسائل سیاست هم بیش از ۹۰شب است کیلومتری در «خیابانِ سیاست» حضور دارد!

از «انتخاب رهبر» در مخالفت با دیکته طاغوت زمان تا «حساسیت بر مقدرات اساسی جنگ و پایان بندی عزتمندانه آن».

غدیر ذاتاً نام و یاد امیرالمومنین (ع) و امامت را در خود دارد؛ اما نه منحصر به رویکرد تاریخی_کلامی!

 

حتما ببینید!

 

محسن قنبریان

مجلس تنها نهاد محدود کننده/اما شده!

طبق اصل ۷۹قانون اساسی، در حالت جنگ و شرایط اضطراریِ نظیر آن [ شورش ها و[۱]…] فقط با تصویب مجلس می توان محدودیتهای ضروری [ تجمع و تردد نه توقیف مطبوعات و سلب آزادی های دیگر ۱] آنهم موقتاً و حداکثر تا ۳۰ روز برقرار کرد!

این حق، نه به «دولت به تنهایی» و نه به «تنها شورایِ عالیِ قانون اساسی ( شعام)»، سپرده نشده است. حتماً منوط به تصویب مجلس است و محدودیت بیش از ۳۰روز هم مجوّز مجدد مجلس را می خواهد!

 

حال چگونه ممکن است خودِمجلس، بدون چنین مجوزی، سه ماه پیاپی محدود شده باشد؟!

اگر شرایط خاص حفاظتی در ۳۹روز جنگ، اضطراریْ ساخته بود، آیا استمرار محدودیت مجلس‌، نیازمند مصوبه خود مجلس ندارد؟!

آیا چنین بررسی و مصوبه ای از انتخاب رئیس و هیأت رئیسه آن دشوارتر یا کم اهمیت تر است؟!

 

در قانون اساسی «استقلال» و «امنیت» در تعادل با« آزادی» و «جمهوریت» تعریف شده است و مطلقاً به هیچ شورای عالی هم اجازه به هم زدن این تعادل داده نشده است! ( اصل ۷۹،۹ و…)

 

همیشه کسانی هستند که به جای حل مسائل با «قانون اساسی»،«تحلیل سیاسیِ خود» را حاکم و «قضایای حقیقیه» را «شخصیه» می خوانند !

 

لابد این روزها مطالبه تصمیم قانونی درباره مجلس ( که با مجلس است) را به چند منتقد مذاکرات یا قالیباف تقلیل دهند!

یا مشارکت پایین را بهانه و اینبار مجلس را «عصاره جمهوریت» نگیرند!

و فرار از شرّ مجلس را برای «محفلی کردنِ اداره کشور» بخواهند!

 

مراقبان قانون اساسی و مردم سالاری دینی نباید ساکت بمانند!

محسن قنبریان

[۱] مشروح مذاکرات ص۲_۸۸۱

تذکری راجع به تفاوت «اختلاف» و «تفرقه»

حجت الاسلام والمسلمین قنبریان

شب اول روضه آخر صفــــــــــــر۱۴۰۴/ مشهد هیأت لبیک

 

درباره این تفاوت و قواعد مواجهه با هر یک بیشتر بخوانید و بشنوید:

 

خلاصه جلسه اول بحث «اختلاف آری، تفرقه نه»!

صوت جلسه اول

 

خلاصه جلسه دوم بحث «اختلاف آری، تفرقه نه»!

صوت جلسه دوم

 

خلاصه جلسه سوم بحث «اختلاف آری،  تفرقه نه»!

صوت جلسه سوم

مهمترین لازمه ی پیام رهبری!

  1. چون مجلس، «نقش مهمی در اِعمال اراده مردم» دارد؛ پس بعثت مردم بدون احیای مجلس، عقیم است!
    امتداد بعثت مردم،تشکیل جلسات مجلس است؛ که ۳ماه است تعطیل است!
  2. منطقی نیست از مجلسِ تعطیل،در«مقطع کنونی»:
    «ابتکار مضاعف قانون گذاری و نظارت»[در این مقطع، اِعمال اصل ۷۷ بر توافق با آمریکا] خواست!
    یا برایش:«دستور کار اصلی»،«در شرایط کنونی» صادر کرد!
    پس حتماً به دلالت التزامی، بازگشایی مجلس را به نحوی از انحا پذیرفته اند!
    متصور نیست «وظایف خطیر[مجلس] در برهه حساس فعلی» را «تشخیص صحیح اولویت ها، آرای مبتنی بر مطالعات و مشورتهای عمیق کارشناسی» و «توجه به دیپلماسی پارلمانی» شمرد و از «نمایندگان در موقعیت کنونی»، «تمرکز بر شعار سال، ثبات اقتصادی، کاهش تورم، مدیریت نقدینگی، رونق تولید، اصلاح برنامه هفتم» و…خواست؛ اما برگزاری صحن علنی مجلس را به موقعیت و شرایط دیگر واگذاشت!
  3. سخن از ارتقای تراز مجلس (غیر از نمایندگان) به تبع ارتقای ملتِ مبعوث است:
    «مقطع کنونی نقطه عطف جلوه بعثت مردم در نمایندگان و مجلس شورای اسلامی است تا نقش آفرینی و انجام مسئولیت خود را در تراز ملت مبعوث شده تنظیم کنند».
    ارتقای تراز مجلس،فرعِ دایربودنِ آن حیثیت جمعی است!
  4. «نمایندگان مجلس با مواضع، مصوبات و نطق های خود می توانند مجلس شورای اسلامی را نهاد پیشران امید آفرینی کنند»؛ واضحاً با حیثیت جمعی مجلس است.
    حتی بعید است «صیانت از وحدت»، «پرهیز از اختلافات سیاسی» صرفاً تذکر به چند نماینده ی سخنران در میادین، علیرغم بی خبری از ۲۹۰نماینده دیگر باشد!

 

محسن قنبریان