بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

نهج الامیر علیه السلام

امام خمینی نهج البلاغه را “دارای ابعادی به اندازه یک انسان و یک جامعه بزرگ انسانی از زمان صدور آن تا هرچه تاریخ به پیش رود و هرچه جامعه ها به وجود آید و دولتها و ملتها متحقق شوند”؛ می دانست(۶۰/۲/۲۷)
رهبر انقلاب آنرا “کتاب تدوین شده انقلاب اسلامی و آیین نامه ی این انقلاب” به حساب می آورد.(۵۹/۲/۱۳)
پس شاخصی برای دولتها و ملتها، آیین نامه ها و سیاستها، و شاقولی برای سلوک عرفانی-سیاسی، فردی-اجتماعی است.

با آن مسیحی، جُرج جرداق؛ سنّی، ابن ابی الحدید میشود. بی آن فاصله جوان شیدای شیعی با “رسوم صوفیانه” یا “تشیع تکفیری” یا “بی دردی و توجیه گری” کم و کمتر میشود!
بهترین جا برای #زنده_کردن_نهج_البلاغه همان جایی است که “دانش” و “بینش” علوی به “گرایش” می رسد؛ یعنی هیئت!

دوستانی هم چهارشنبه شبها در حسینیه هنر قم شروع کرده اند؛ شما هم امتدادش باشید!

  • توفیق درک مجلس مداح اهلبیت آقای علی اکبر حائری را نداشته ام اما بر این قطعه‌اش هزاربار درود میفرستم.

محسن قنبریان

جناب سروش محلاتی توجه نکرده اند که آیه ۵۸ انفال (فانبذالیهم علی سواء) دارد دفع یک توهم می کند:
توهم اینکه بخاطر دستوراتی مثل “اوفوا بالعقود” واجب است پیمانها را حفظ کنید و با “خوف خیانت داشتن از طرف مقابل” نمی توان اعلام خروج از پیمان کرد!
این آیه می گوید: نه ! در صورت خوف خیانت(اِمَّا تَخافَنَّ…) اعلام خروج از پیمان کردن(فَانبِذ الیهم)، حرمت ندارد! لازم نیست حتما کفار عملاً پیمان شکنی کنند ؛ خوف خیانت کردنشان هم “اگر همراه با علائم موجّه باشد”، کافیست که اعلام خروج شما از پیمان جایز شود!

این عدم حرمت و جواز هم اعم از اباحه است و بسته به مورد گاه واجب میشود؛ که معیارش تدارک مصلحت مسلمین و تشخیصش با امام جامعه است.

تفصیل را در یادداشت: پاسخی به یادداشت جناب سروش محلاتی در نقد رهبری! بخوانید

محسن قنبریان

دادِستان برادر ده نمکی گرچه یک گام به جلو و جای سپاسگزاری دارد اما مثل امام علیِ آقای میرباقری قُطامش زیاد شده است!

منظورم نقش اول شدن امنیتی ها در عدالتخواهی آنهم به نفع عدالتخواهان است!

در عینیت، عدالتخواهانی که توسط سرویس های وابسته ترور شده باشند، واقعی تر است یا تنگناهایی که توسط امنیتی ها برایشان پیدا شده است؟!

بیش فعال نشان دادن دشمن، نفوذ و… عدالتخواهی را هم بجای “عملکردِ به اندازه ی امنیتی” زیر چتر “رویکرد امنیتی” می برد و قُطامش را زیاد می کند!

واقعیت این است که اغلب رانت خواران در شهرهای متعدد ایران غیر از نفس اماره و طماعشان با هیچ دشمن دیگری در ارتباط نیستند!

قیّم شدن امنیتی ها برای کُنش های اجتماعی حتی اگر در راستای عدالتخواهی باشد، “لیقوم الناسُ بالقسط” را نقض می کند! خدمات گمنامشان علیه فساد، مأجور؛ اما چنین پیوندی با جنبش عدالتخواهی نه موجود است نه مطلوب!

محسن قنبریان

نهاد حوزه؛ و منشور حوزویان امام(ره)!

امام خمینی: “علمای اصیل اسلام هرگز زیر بار سرمایه داران و پول پرستان و خوانین نرفته اند و همواره این شرافت را برای خود حفظ کرده اند و این ظلم فاحشی است که کسی بگوید دست روحانیت اصیل طرفدار اسلام ناب محمدی با سرمایه داران در یک کاسه است! خداوند کسانی را که اینگونه تبلیغ کرده و یا چنین فکر می کنند نمی بخشد. روحانیت متعهد، به خون سرمایه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتی نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و ریاضت درس خوانده اند و پس از کسب مقامات علمی و معنوی نیز به همان شیوه زاهدانه و بافقر و تهیدستی و عدم تعلق به تجملات دنیا زندگی کرده اند و هرگز زیر بار منت و ذلت نرفته اند”. (صحیفه امام ج۲۱ص۲۷۶/منشور حوزویان)

برنامه های درسی و تربیتی نهاد حوزه علمیه ی کنونی چقدر در تربیت چنین روحانیتِ متعهدِ تشنه به خون سرمایه داران زالو صفت قرار دارد؟!

آمار و بررسی حوزه و دادگاه ویژه و نهادهای امنیتی چقدر چنین طلاب و روحانیونی را بر می تابند؟!

چند درصد بزرگان حوزه خود سر شیوه زاهدانه و با فقر و تهیدستی و عدم تعلق به تجملات ، مانده اند؟!

شاخص سه وجهی امیرالمومنین برای حکمرانی!

آیا برای تفاضل حقوق و مزایا، شاخصی وجود دارد؟! برای افزایش حقوق ها، درصد بالسویه بهتر است یا پلکانی؟!

برای برنامه بودجه، توسعه، ابلاغها، انتصابها؛ شاخص و شاقول پیشینی داریم؟!

عهدنامه مالک اشتر [۱]یک شاخص سه وجهی به حاکم داده و رعایتش را واجب می کند:

“وَلیَکُن”: آقای ج.ا “باید” اینجور باشی:…

“اَحَبُّ الاُمُورِ اِلَیکَ”: دوست داشتنی ترین امر حکومتی نزدت این باشد[۲]:…

۱.”اَوسَطَها فِی الحَق”: میانگین حق ها باشد. یعنی حق همه افراد و بلاد را ببین و چیزی تصوب و اجرا کن که حق بیشتری را لحاظ کند[۳]

۲.”اَعَمَّها فِی العَدل”: عدالت فراگیر تری را موجب شود.

۳.”اَجمَعَها لِرضا الرَّعیَّه”: رضایت عمومی تری را موجب شود.

*مقاله ای تحقیقی تر را منتظر باشید!

محسن قنبریان

[۱] با سندمعتبر: الفهرست ج۳۷ص۱۱۹

[۲] .”الامور” اینجا همان است که “اولواالامر” برایش هست و مطلق است پس همه اوامر حکومتی در تقنین و اجراء و قضاء را می گیرد.

[۳] “الحق” اینجا بمعنای “حقیقت” مقابل “باطل” نیست؛ که معنای درستی ندهد. حقیقت، وسط و طرف ندارد و غیر آن باطل است؛ اما “حق ها و حقوق”، بخصوص در فرض تزاحم باهم، میانگین دارد.

بورس گَزیده‌ها!

روستای مال ملّا با مشارکت ۴۰میلیاردتومانی در بورس لقب مال استریت و روستای بورسی ایران گرفت!
حالا با ضرر ۲۵میلیاردی، “بورس گَزیده”ای است که سوژه مستندها خواهد شد!
خسارت فرهنگی نهادهای اقتصادی سرمایه داری بر فرهنگ کهن عشایری-روستائی مان صدچندان از خسارت مالی آن عزیزان است!
یک قدم مانده تا مال در عرف عشایری(=سیاه چادرهای ایل) به “مال” در عرف کلانشهرهای مدرن(=مرکز خرید و مصرفی بزرگ) بدل شود!

یک سؤال مهم:
ریسک احیای تعاونی های کهن عشایری و توسعه اش به غیر محصولات لبنی چقدر بیشتر از ریسک ضرر در بورس بود که بدان سو نمی رویم؟!

تا ۱۳۳۵ دومیلیون زن عشایری و روستایی در ۴۰۰هزار تعاونی (واره) مشارکت اقتصادی داشتند؛ بدونی که هیچ عضو مردی بپذیرند!

مصاحبه/ ایده انقلاب برای اقتصاد مردمی چه بود؟

مصاحبه حجت الاسلام قنبریان با روزنامه قدس با عنوان «ایده انقلاب برای اقتصاد مردمی چه بود؟» منتشر می‌شود.

تناظر حکمرانی مردمی با اقتصاد مردمی در اندیشه انقلاب اسلامی

اقتصاد مردمی

بدون اقتصاد مردمی و همگانی، مردم‌سالاری به هر نامی عملاً «جمهوری طبقات بهره‌مند» خواهد شد، از این رو هم بدین خاطر و هم به‌خاطر تأمین عدالت اجتماعی، اقتصاد مردمی (مقابل اقتصاد دولتی و اقتصاد خصوصی) از اول بر زبان امام عزیز و شاگردان راستینش جاری شد. در ادامه درباره اینکه ایده انقلاب برای اقتصاد مردمی چه بود و این ایده کجا متوقف شد سخن خواهیم گفت و به تناظر حکمرانی مردمی با اقتصاد مردمی در اندیشه انقلاب اسلامی اشاره‌هایی خواهیم داشت.

  1. رابطه اقتصاد و سیاست

جدا شدن اقتصاد از سیاست (می‌گویم سیاست نه فقط دولت) که از شعارهای سرمایه‌داری است اتفاق مبارکی نبوده است. ملموس‌ترین اثر آن این است که سرمایه‌دارترین کشورهای جهان دارای بدهکاری عمومی بالاتری هم هستند. سرمایه‌های بسیاری که الزاماً تمامش در تولید کالا و خدمات قرار نمی‌گیرد و بخش بسیاری از آن در بازارهای مالی و پولی در چرخش است. بورس بازی و سفته بازی بیشتر، قیمت مسکن و سهام و… را افزایش می‌دهد. بدهکاری بالای عمومی حاصل از خلق اعتبار هم درعمل اثرش را بر جیب دستمزدبگیران  می‌نهد و پول آن‌ها را بی‌ارزش‌تر می‌کند؛ یعنی از دو جهت به طبقات فرودست اجحاف می‌شود!

از آن سو، دموکراسی‌ها را «جمهوری طبقات بهره‌مند» می‌کند. پیوند سرمایه و رسانه؛

«تله دموکراسی»‌هایی پدید می‌آورد که برآمده از طبقه متوسط به بالا نه عموم مردم است. این دموکراسی‌ها هم متقابلاً «منطقه عاری از دموکراسی» را برای سرمایه‌داران به رسمیت می‌شناسند! پس بدون «اقتصاد مردمی‌تر»، «دموکراسی و حکمرانی مردمی» محقق شدنی نیست. اقتصاد مردمی‌تر هم ورود و اثرگذاری عموم مردم در سیاست‌ورزی و حکمرانی را می‌خواهد.

  1. مردمی‌ترین انقلاب

انقلاب اسلامی «مردمی‌ترین» انقلاب جهان و شعار «مردم‌سالاری دینی» از اصلی‌ترین آرمان‌هایش بوده است. رابطه سیاست و اقتصاد می‌طلبد سهم مردم در «حکمرانی مردمی» بررسی شود و تنها به میزان مشارکت در راهپیمایی و انتخابات بسنده نشود. این سهم سیاسی برای عامه مردم باید در اقتصاد کشور نیز وزن داشته باشد و «اقتصاد مردمی» را موجب شود؛ وگرنه به مرور «کانون‌های ثروت»، حکمرانی را به نفع طبقات خاص منحرف خواهند کرد. از همین رو است که رهبر انقلاب در سال‌های اخیر در چند نوبت درزمینه کانون‌های ثروت در انتخابات‌ها هشدار داده‌اند:

«این خیلی خطر بزرگی است که کسی به‌خاطر تأمین نمایندگی در یک دوره نزدیک بشود به صاحبان ثروت[۱]».

«مردم باید کسانی را انتخاب کنند که به کانون‌های ثروت و قدرت متصل نباشند[۲]».

«اگر چنانچه نامزدها به مراکز ثروت و قدرت متصل شوند کار خراب می‌شود[۳]».

  1. اندیشه اقتصاد مردمی

امام خمینی به‌صراحت «عدالت اجتماعی اسلام» را مشروط به چند مسئله کرد؛ از جمله: «دخیل کردن توده‌های میلیونی مردم محروم در تولید و تلاش و خلاقیت و ابتکار[۴]»

 و بعد «ارائه طرح‌ها و اصول تبیین جهت‌گیری اقتصاد اسلام در راستای حفظ منافع محرومان و گسترش مشارکت عمومی آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان» را ارمغان انقلاب دانست[۵]؛ طرح‌هایی که سپس توسط شاگردان شهیدش تعقیب و تدوین شد!

رهبر معظم انقلاب نیز از این ایده در «نظریه» سخن گفتند و در مواجهه با دوگانه پیشرفت-عدالت از سوی دولت‌های سازندگی و توسعه اقتصادی، «پیشرفت مردم پایه» را طرح کردند تا عدالت، عارضی نباشد و در متن پیشرفت اشراب شود: «پیشرفت، مردم‌پایه است. در دوران طاغوت، چون مردم نقش‌آفرین نیستند پس پیشرفتی نیست. این حرف تابع یک نظریه در باب پیشرفت است: وقتی مردم، اصل شدند و در همه زمینه‌ها، مردم‌سالاری حاکم شد، نه فقط نظام سیاسی؛ آنگاه ظرفیت‌ها و استعدادهای عظیم مردمی، پرورش و بروز می‌یابند. پیشرفت واقعی باید برخاسته از اراده مردم باشد و اراده مردم باید منطبق بر مسیر حق. نتیجه این بروز استعدادها، پیشرفت است. پس به میزان مردم‌سالاری و مردمی شدن امور جامعه، امکان پیشرفت نیز فراهم شده است. در این نگاه، انسان‌ها اصل هستند اما طاغوت چون کرامت انسانی را نابود می‌کند، اعتماد به نفس و به تبع آن، امکان پیشرفت را از ملت‌ها می‌گیرد. مهم‌ترین کاری که انقلاب کرده است، تبدیل نظام طاغوت‌سالار به نظام مردم‌سالار است؛ این مهم‌ترین کاری است که انقلاب کرده است؛ آن هم با الهام از تعالیم اسلامی… مردم‌سالاری یعنی مردم را در همه امور زندگی، صاحب رأی و صاحب تدبیر و صاحب تصمیم قرار دادن. مردم‌سالاری فقط در اداره سیاسی کشور نیست، در خدمات شهر و روستا است؛ در زنده کردن روحیه کارهای بزرگ در کشور است. در پرورش و بُروز استعدادهای مردمی، ظرفیت‌های انسانی کشور است[۶]».

  1. طرح برای اقتصاد مردمی

شهید بهشتی -متفکر کم‌نظیر انقلاب اسلامی- اقتصاد مردمی را در نهاد تعاونی بازتعریف و تعاونی مطلوب را به چند شرط مشروط کرد:

۱. همکاری به‌جای رقابتِ سرمایه‌داری

۲. قدرتی کنار اقتصاد دولتی نه ذیل آن

۳. هر رأی برای یک عضو نه به ازای میزان سهم

۴. شرط صاحب سهام شدن، شاغل بودن در آن تعاونی تولید نه فقط صاحب سرمایه بودن(تا تعاونی‌های تولید برای کارگران و کارمندان مازاد بماند نه ثروتمندان[۷])

این طرح به همت او و همیارانش در قانون اساسی نهادینه شد. در بند۲ اصل ۴۳ از جمله ضوابط اقتصاد ج.ا. آمد: «تأمین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار همه کسانی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند، در شکل تعاونی، از راه وام بدون بهره یا هر راه مشروع دیگر که نه به تمرکز و تداول ثروت در دست افراد و گروه‌های خاص منتهی شود و نه دولت را به صورت یک کارفرمای بزرگ مطلق در آورد…».

برخی خبرگان قانون اساسی این اصل را مترقی‌ترین خواندند که از فقر و بیکاری جلوگیری می‌کند[۸]. در اصل۴۴ هم نظام اقتصادی ج.ا برپایه بخش دولتی و همین بخش تعاونی و بخش خصوصی هم به عنوان «مکمل فعالیت‌های اقتصادی دولتی و تعاونی» معرفی شد.

  1. متناظر تعاونی در اقتصاد؛ شورا در حکمرانی

چنان‌که گذشت سهم مردم در اقتصاد و حکمرانی باید متناظر هم باشد. اگر سهمی از اقتصاد کشور باید از طریق «تعاونی‌های فراگیر» برای عموم مردم به‌خصوص فرودستان باشد؛ باید نقش آن‌ها در حکمرانی هم به همین نسبت نهادینه شود. در غیر این‌صورت آن سهم اقتصادی هم به نفع بهره‌مندان مصادره می‌شود! متناظر بخش تعاونیِ اقتصاد، «شوراها» در حکمرانی و سیاست است.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «پس با من از گفتن حق و مشورت عدل (رایزنی در عدالت) باز نایستید[۹]».

محقق نائینی در ذیل این روایت، «شورای عمومی ملی» برای نظارت بر سلاطین را جایگزین قوه عاصمه الهی[عصمت] و لااقل جانشین قوه علمیه و ملکه عدالت و تقوا قرار می‌دهد[۱۰].

امام رضا(ع) از پیامبر(ص) روایت کردند: «هر که سراغ شما آمد و خواست جماعت شما را پراکنده سازد و امارت را غصب و بدون مشورت تولی امور کند (یتولی من غیر مشوره) او را بکشید که خداوند اجازه داده است[۱۱]

برخی مراجع معاصر ذیل این روایت، مشورت برای ولی فقیه را نه از قبیل مستحبات بلکه از اوجب واجبات شمرده و حکمت «مجلس نمایندگان» در حکومت اسلامی را همین شمرده‌اند[۱۲].

خبرگان قانون اساسی این مهم –به‌خصوص شوراهای قسط- را از اندیشه ناب اسلامی در قانون نهادینه کردند.

 غیر از «قوه مقننه»، فصل هفتم(اصل۱۰۰تا۱۰۶) به شوراها اختصاص یافت. خبرگان، «به‌خاطر واگذاری کار مردم هر منطقه به خودشان» شورای روستا و شهر و استان را تصویب کردند[۱۳].

غیر از آن شوراها، شورایی برای اصناف، به‌خصوص کارگران و دهقانان تعریف کردند: «به منظورتأمین قسط اسلامی و همکاری در تهیه برنامه‌ها و ایجاد هماهنگی در پیشرفت امور در واحدهای تولیدی، صنعتی و کشاورزی، شورایی مرکّب از نمایندگان کارگران و دهقانان و دیگر کارکنان و مدیران و واحدهای آموزشی، اداری، خدماتی و مانند این‌ها تشکیل می‌شود[۱۴]…».

جالب اینکه حتی در کارخانه‌ها و واحدهایی که «مالکیت خصوصی»دارند، طبق این اصل، «اقلاً در برنامه‌ریزی برای پیشرفت» باید نظر شورای کارگری لحاظ شود[۱۵]!. پس به طریق اولویت در بخش تعاونی که خود کارگران و کارمندان مالک مشاع آن هستند، این حق حتی در مدیریت آن لحاظ می‌شود.

  1. سیاست و ابلاغ تعاونی‌های فراگیر مردمی

از جمله عبارات رهبر انقلاب در ابلاغ سیاست‌های اصل۴۴، «گسترش مالکیت عموم مردم» (اقتصاد مردمی) است. در نخستین مرحله ابلاغ (سال۸۴) سهم تعاونی‌ها، گروه هدف آن و تأمین منابعش معلوم شد:

۱. افزایش سهم بخش تعاونی در اقتصاد کشور به ۲۵درصد تا آخر برنامه پنج‌ساله پنجم.

۲. اقدام مؤثر دولت در ایجاد تعاونی‌ها برای بیکاران در جهت اشتغال مولد.

۳.تأسیس تعاونی‌های فراگیر ملی برای

زیر پوشش قرار دادن سه دهک اول جامعه به منظور فقرزدایی.

۴. اختصاص۳۰درصد از درآمدهای حاصل از واگذاری (به بخش خصوصی و حاکمیتی غیردولتی) به تعاونی‌های فراگیر ملی به منظور فقرزدایی[۱۶].

این سهم ۲۵درصدی از کل اقتصاد ایران برای بخش تعاونی دهک‌های محروم و بیکاران، یک بار دیگر در سیاست‌های برنامه پنجم هم از سوی رهبر ابلاغ شد.

در فراز ۳۵ آن سیاست‌ها این جمله است: «اقدامات لازم برای جبران عقب‌ماندگی‌های حاصل از دوران‌های گذشته با تأکید بر:

– کاهش فاصله دو دهک بالا و پایین درآمدی جامعه به طوری که ضریب جینی به حداکثر۳۵/۰در پایان برنامه برسد.

– توسعه بخش تعاون با هدف توانمندسازی اقشار متوسط و کم درآمد جامعه به نحوی که تا پایان برنامه پنجم سهم تعاون به۲۵درصد برسد[۱۷]».

واقعاً هم بدون واگذاری این بخش از اقتصاد کشور به دهک‌های کم‌درآمد، امکان کاهش فاصله طبقاتی وجود ندارد.

  1. تحقق نیافتن اقتصاد مردمی

با وجود اینکه اقتصاد مردمی از اندیشه تا طرح و تا سیاست و ابلاغ دنبال شده است؛ اما با گذشت ۱۵ سال از ابلاغ آن، هنوز محقق نشده است! تعاونی فراگیر برای ۲۵درصد کل اقتصاد کشور به سه دهک پایین درآمدی و بیکاران محقق نشد! اصلاً سهم بخش تعاونی از اقتصاد کشور حدود ۵درصد است که آن هم برای طبقات محروم نیست.

این درحالی است که واگذاری‌های اصل۴۴ برای دو بخش دیگر(حاکمیتی غیردولتی و بخش خصوصی) با شتاب درحال انجام بوده و تخلفاتی مثل دشت مغان و هفت تپه و… را در پرونده خود دارد. طبیعی است عقب ماندن بخش تعاونی (عموم مردم) در این واگذاری‌ها آن را کاریکاتوری کرده و موجب افزایش فاصله فقر و غنا شده است. آن ضریب جینی ۳۵/۰محقق نشد و این سال‌ها رو به افزایش هم گذاشت.

[۱] هشتم خرداد۹۰

[۲] دوم مهر۹۰

[۳] نوزدهم دی۹۰

[۴] همان

[۵] صحیفه نور ج۲۱ص۱۲۸و۱۲۹/ج۲۰ص۱۲۸

[۶] بیست ونهم اسفند۹۶

[۷] ر.ک: مقاله اهمیت شیوه تعاون / شهید بهشتی/ مجله تعاون تیر۷۵ش۵۸ص۴تاص۹

[۸] ر.ک:مشروح مذاکرات قانون اساسی ذیل اصل ۴۳

[۹] الکافی ج۸ ص۳۵۶

[۱۰] تنبیه الامه و تنزیه المله ص۷۸ و ۸۸

[۱۱] عیون اخبارالرضا ج ۲ص۶۲

[۱۲] انوارالفقاهه –کتاب البیع آیت الله مکارم شیرازی ص۴۹۰

[۱۳] ر.ک: مشروح مذاکرات قانون اساسی ذیل اصل ۱۰۰

[۱۴] قانون اساسی اصل ۱۰۴

[۱۵] ر.ک: مشروح مذاکرات قانون اساسی ذیل اصل۱۰۴

[۱۶] یک خرداد ۸۴

[۱۷] بیست و یکم دی۸۷

جزاک الله خیرأ

رهبر انقلاب نیز به استناد آیه۳۰ احزاب سه بار مشروعیت مجازات مضاعف کارگزار متخلف را بیان کرده اند(به مقاله لزوم مجازات مضاعف کارگزاران متخلف. (تقریر نظر آیت الله خامنه ای و فقهای گذشته در کانال رجوع کنید)

جامعه منتظر بود با امثال آقای طبری و برخی نامداران و سمت داران همین شود؛ لکن در خوشبینانه ترین نظر، مجازات، مضاعف نبود!

 

امام عزیز در اسرار طهارت و وضو دارند:

“در مراتب نشئات انسانیه نیز آب رحمت را ظهوراتی است مختلفه؛[…]و با آب نازل از سماء حضرتِ حَکمِ عدل، قذارات خُلقیه‌ی باطنیه تطهیر شود. و با آب نازل از سماء غفاریت، ذنوب عباد تطهیر شود. و با آب نازل از سماء ملکوت، قذارات صوریه تطهیر شود” (آداب الصلاه ج۱ ص۶۳)

پ.ن: حکومت عدل، مظهری از اسم الحَکم العدل الهی در عرصه اجتماعی است که اگر محقق شود موجب تطهیر خُلقیات باطنی افراد جامعه می‌شود. برقراری عدالت است که موجب تربیت اخلاقی و عرفانی مردم میشود و آب رحمت الهی در عرصه اجتماعی است. لذا امیرالمومنین فرمود: امام عادل بهتر از باران پیاپی است(غررالحکم)

روح آن فقیه عارف و ولیّ حکیم شاد باد.

 

ایستادگی در برابر صورت‌بندی انحرافی از تمدن اسلامی

نگاهی به نحوه مواجهه حضرت رضا(ع) با ساختارهای دستگاه عباسی
می‌خواهیم از این صحبت کنیم که اگر روح جمعی امت بخواهد متأثر شود، چه اتفاقی باید بیفتد و سازه‌های اجتماعی چه تأثیری بر آن می‌گذارند؟ گزاره‌ای که درصدد اثبات آن هستیم این است که ائمه معصومین(ع) به عنوان امام کل امت بلکه برای کل بشر برای اینکه بتوانند بر پیکره ظاهری امت تغییراتی را ایجاد کنند ابتدا باید روح جمعی امت را متأثر کنند. 
بازنویسی ای از جلسه سوم سخنرانی آخر صفر۹۹ توسط روزنامه قدس

زمینه و بافتی نیز که این گزاره در آن، مورد بحث قرار خواهد گرفت نحوه مواجهه حضرت رضا(ع) با ساختارهای تمدن عباسی و اثرگذاری ایشان بر صورت‌بندی آن بود. با کشورگشایی‌هایی که بنی‌امیه انجام داد توانست دولت جهانی برای اسلام درست کند و به لحاظ جغرافیایی تقریباً نصف دنیای آن زمان را بگیرد. عباسی‌ها اما بیش از آنکه کشورگشایی کنند، آن را متحول کردند و تمدنی جدید و یکپارچه را به‌وجود آوردند. مطابق آنچه در خصوص روح جمعی گفته شد، ساختارها و سازه‌های اجتماعی و سیاسی که در دوران عباسی شکل گرفت، روح جمعی امت را متأثر از خود کرد. اینکه می‌گوییم روح جمعی متأثر از این ساختارهاست یعنی اگر یک نفر خودش را نگه دارد و به سبک گذشته بخواهد زندگی کند صرفاً یک استثنا به شمار می‌رود.

شکل‌گیری طبقه «مولدین» و پررنگ‌تر شدن آن‌ها در دوران عباسی

با سقوط کامل دولت ساسانی و افزوده شدن ایران به قلمرو خلافت اسلامی، طبیعی است که ازدواج بین اعراب و ایران نیز زیادتر شد و نسلی نو به‌واسطه این ازدواج‌ها به وجود آمد که به طبقه «مولدین» معروف شد. شکل‌گیری این ازدواج‌ها کم‌کم سبب دگرگونی در سبک زندگی شد و کنیزانی که مادر این طبقه جدید بودند و به اصطلاح «ام ولد» خطاب می‌شدند، عزیز شاهان کوچک شدند و به مرور از زنان عرب اصیل جلو افتادند و وارد اندرونی و اصحاب سِر شاهان شدند. این قضیه در دوران عباسی بسیار شدت یافت. در چنین فضایی طبقه جدیدی شکل گرفت که نوعی برگزیدگی داشت؛ این برجسته بودن از یک سو به خلیفه و از سوی دیگر به جایگاه مادرش برمی‌گشت. ادامه این روند سویه‌های سیاسی بیشتری یافت و به عبارت صریح‌تر هر کدام از این کنیزک‌ها که پیش خلیفه ارج و قرب بیشتری داشت، احتمال اینکه فرزندش ولیعهد شود، بیشتر بود. نتیجه چنین رویکردی این شد که به جز سه چهار خلیفه، عمده و تقریباً همه خلفای عباسی کنیززاده باشند. یکی از این خلفا، خودِ مأمون است که مادرش کنیزی بود که هارون خاطرخواهش بود.

روابط اجتماعی جدید و طبقه جدید حاکمان

حال و با این ساختار اجتماعی و شکل‌گیری طبقه جدید، چه اتفاقی می‌افتد؟ یک بافت جدید اجتماعی و شکل جدیدی از زندگی اجتماعی برای این طبقه حاکمان عباسی پدید آمد که اثراتش را در عرصه اجتماعی و سیاسی نشان داد. نزدیک به ذهن‌ترین آن‌ها حسادت و رقابت بین کنیزان و ‌ام‌ولدها بود که گاهی این کشمکش‌ها به جنگ میان ولیعهدها منجر می‌شد. برای مثال در زمان متوکل عباسی رقابتی از این جنس میان «حبشیه» و «قبیحه» به‌وجود آمد؛ این دو فرزندانی به اسم محمد داشتند که لقب اولی «معتز» و دیگر «منتصر» بود. بین این دو کنیز رقابت وجود داشت و طبیعی بود از آنجایی که هر دو نیز داشتند کم‌کم پیر می‌شدند و از چشم خلیفه می‌افتادند به فکر این باشند تا فرزند خود را ولیعهد خلیفه عباسی کنند. خودِ متوکل در این منازعه به «معتز» متمایل بود تا او را ولیعهد کند اما چون مادر «منتصر» متوجه این قضیه شد، منتصر به کمک سرداران ترک، پدر خود، متوکل را کشت. به هر حال می‌خواهم به این اشاره کنم که روابط جدید اجتماعی یک طبقه جدید حاکمان را ساخت و به مرور اثر سیاسی خودش را نیز گذاشت.

ممانعت امام رضا(ع) از احیای تمدن ساسانی با ظاهر اسلامی توسط عباسی‌ها

امام رضا(ع) در این دوران آمده است. حالا باید چه کند؟ قیام‌ها و حرکت‌ها باید باشند تا علامت نامشروع بودن آن حکومت باشند ولی یک گروه کوچک چگونه می‌تواند امپراتوری عظیم به شکل را شکست دهد؟ تنها راهش این است که قلب این امپراتوری را تسخیر کنید. امام رضا(ع) چه کرد؟ با سفر خود به ایران که تقریباً عرض این امپراتوری را طی کرده است و به دنبال آن، سفر امامزادگان اتفاق افتاد، کلاً این امپراتوری را -نه در آن روز بلکه در روزها و دوره‌های بعد- تحت تأثیر خود قرار داد. این فرهنگ و تمدنی که در حال جوشش بود ذهن‌های خلاقی داشت. ما ایرانی‌ها در گذشته با کوروش‌ها و هخامنشی‌ها و مانند آن‌ها تمدن ساختیم، با عباسی‌ها تمدن ساختیم و اکنون نیز دوباره می‌توانیم بسازیم. مایه جوشش تمدن در این ذهن و ضمیر[ایرانی‌ها] و در ذوق هنری و فکر این مردم بود که داشت صورت‌بندی عباسی -با آن مختصاتی که ذکر شد- پیدا می‌کرد؛ امام رضا(ع) رفت و بالای سر این ماده جوشنده تمدنی نشست و برای آن حرف‌هایی زد و راه‌هایی را نشان داد که با سفر دیگری که امامزادگان انجام دادند، تحول تمدنی در آینده رقم بزند. به تعبیری جاده‌ای که به سمت بازتولید ایرانی باستان رفته بود که خود به علت دوگانه‌پرستی شکست خورده و ساسانی از درون متلاشی شده بود دوباره داشت با عنوان امپراتوری عباسی بازتولید می‌شد و تنها یک رویه و ظاهر اسلامی داشت. داشت به قهقرای باستان‌گرایی می‌رفت که دوباره آن‌ها زنده شود و شاید در ادامه آن، شرک و این‌ها نیز پیدا می‌شد. امام رضا(ع) آمد و آن را به سمتی برد که باستان ایران، شد امام رضا(ع) و اهل بیت(ع)؛ طوری که وقتی خواستیم از ایران گذشته‌مان مثل فردوسی حرف بزنیم-که شما اگر در شیعه بودن همه شاعران ما شک کنید، در شیعه بودن فردوسی شکی نیست- و خواستیم اسطوره‌های آن دوران را بازتولید کنیم بر اساس آموزه‌های اسلامی و با ارزش‌های اسلامی بازتولیدشان کنیم. این روند می‌توانست برعکس باشد و مثلاً ارزش‌های اسلامی برگردد و به آن شکل بازتولید شود. نقش امام رضا(ع) در این نقطه تاریخ بی بدیل است. سر این حساب است که به امام رضا(ع) عالِم آل محمد اطلاق می‌شود چرا که برای نمونه اهل فلسفه می‌گویند فلان خطبه امام رضا(ع) مسیر فلسفه را عوض کرد. فلسفه تا ابن رشد سنی است که هنوز ترجمه است و از زمانی که فیلسوف پیدا می‌شود همه شیعه هستند.

 آموزه‌های امام رضا(ع) و امام علی(ع) در عوض شدن مسیر فلسفه بسیار اثر داشت  وگرنه مثلاً در اواخر دوران امام حسن عسکری(ع) یکی از کسانی که در همین دستگاه آموزشی دارالحکمه آموزش دیده بود، نشسته بود تا تعارضات قرآن را بنویسد. شاید باورپذیر نباشد که در قرن سوم سرِ یک دیوار مسجد پیغمبر(ص) علمی اختراع شد. همین مثلثات و سینوس و کسینوس، پیش از اینکه از فرانسه به دست ما برسد، فرانسوی‌ها به آن «ظل»(سایه) و «جیب»(زاویه) می‌گفتند. یک دیواری را شاخص وقت اذان و نماز قرار داده بودند که اگر سایه صفر شود نماز ظهر و اگر از آن طرف دوبرابر شد، وقت نماز عصر مشخص می‌شد و فرموده بود به هر کدام از این دیوارها دست زدید، دست به این دیوار نزنید. عرب آن روز فقط همین قدرش را متوجه شد که دست به آن نزند ولی در قرن سوم-که عرض کردم جوشش‌های تمدنی اتفاق افتاد-یکباره این حدیث رسول الله(ص) نظرشان را جلب کرد که این دیوار چه هست و چه خصوصیتی دارد، سپس دایره مثلثاتی و ظل(سایه) و جیب(زاویه) اختراع شد. احادیث اهل بیت به خصوص امام رضا(ع) در این روند تولید علم نقش اساسی داشت. نتیجه این شد که به جای اینکه تمدن با صورت باستان‌گرایانه گذشته احیا شود و به عهد آسمانی خودش برگردد؛ با سنت‌های خوب ایرانی مخالفت نکرد ولی نگذاشت هبوط کند و یک ساسانی دیگری متولد شود.

سفری که راهبردی بود

حال با این تفاسیر قضاوت کنید که اگر امام رضا(ع) و حضرت معصومه و شاهچراغ و امامزادگان در ایران نبودند، فرهنگ ما چگونه بود؟ این سفر امام رضا(ع) را یک‌بار با دید تمدنی نگاه کنید. در سال ۱۹ هجری که قم فتح و خراب شد امام باقر(ع) تعدادی از شیعیان کوفه را به قم فرستاد تا هم تنگنا بر آن‌ها به‌واسطه سخت‌گیری‌ها در کوفه کمتر و هم قم برای شیعه پایه‌گذاری شود. سفر حضرت رضا(ع) و حضرت معصومه(س) را فقط یک اتفاق ندانیم بلکه باید آن را یک حرکت راهبردی تلقی کنیم. امام آمد و نزد مردم آماده‌ای برای جهش تمدنی نشست؛ می‌شد به آن صورت عباسی یا ساسانی بدهی یا اینکه آرام آرام آن را برای صورت اسلامی آماده کنی تا به سمت خلوص خودش برود.