بایگانی برچسب: s

عاقله‌ای دور اندیش برای افکار عمومی

افکار عمومی ایرانیان از ماجرای ۱۸و۱۹دی ۱۴۰۴ جراحاتی یافته است!

در مواردی به نوعی «دو پاره» شده است؛

در مواردی هم اقلیّت قابل اعتنایی «روایت رسمی» را قبول نکرده اند؛ مثلا ادراکِ حدود ۲۰٪ درباره آتش زدن مساجد و کشته ها، روایت رسمی نیست و کار خود نیروهای حاکمیت می پندارند[۱]!

این چالش دو جنبه دارد:

  1. در جانب نتیجه؛ که چگونه این ذهنیتِ منفی از جامعه «رفع» شود؟ و از «انباشتِ» این گونه ذهنیات در رابطه مردم-حکومت جلوگیری گردد؟!
  2. ) در جانب فرآیند؛ که این دو ذهنیت درون جامعه، چگونه با هم مواجهه داشته باشند؟!

در شرایط حساس سیاسی-اجتماعی و ضرورت حفظ پیوند اجتماعی و انسجام ملی در مقابل تهدید و دخالت خارجی، این جنبه مهمتر هم به نظر می رسد.

گرچه در هدایت افکار عمومی [جنبه۱] سهم زیادی به رسانه های جمعی اختصاص می یابد؛ اما فقط تکیه بر رسانه ملی و تاکتیک های «دستور کار سازی» ، «فراوانی تکرار»  و… نمی تواند معجزه کند!

وقتی در قطعی کامل اینترنتِ آن ایام، فقط ۵۱٪ اخبار را از شبکه های رسانه ملی تعقیب کرده اند [۲]و فقط ۴۳/۷٪ به آن اعتماد کردند[۳]؛ چنان توقع بزرگی از برنامه های رسانه ملی واقع بینانه نیست.

اصلا سهم بالایی از چالش موجود برآیند «جنگ شناختی» و تقابل رسانه ای با دیگری هاست.

اما «عاقله تصمیم سازی» و بالتبع «راهبرد های تبلیغی» در رسانه ملی و غیر آن[۴] می تواند «کارهایی نکند»؛ تا آن فرآیند [جنبه۲]، درون انسجام ملی و پیوند اجتماعی پیش رفته و حتی المقدور نتایج بهتری [جنبه۱] بر جا نهد.

آن عاقله باید -به تعبیر حضرت امیر(ع)[۵]–  «الحازم الأریب» (دوراندیش خردمند) باشد؛ «صبر بر حق»، این را می خواهد:

ممکن است «جرعه جرعه غصه بخورد تا فرصت ساخته شود». این «صناعت» و ساخت فرصت ، بین «تفریط» و کوتاهی کردن و «جُبن» و ترس از سویی و «تهوّر» و بی باکی کردنِ نابخردانه ، پیدا می شود.

عاقله ی دور اندیش ، «خود رأی ای نمی کند» ، «تجربه های قبل را حفظ می کند»، «به عاقبتْ نظر کرده از دارایان عقل و تدبیر مشورت می گیرد»، «جوَلانِ فکری» و نوپردازی دارد.

«استظهار» و پشت گرمی به حمایت های گسترده، قطعاً «سلاحِ دوراندیش» است؛ اما «احزم الناس مَن توَّهم العجزَ لفرط استظهاره»  یعنی: دوراندیش ترین، کسی است که علیرغم زیادی پشتیبانش، توهّم ناتوانی دارد!

به تعبیر دیگر با وجود حمایت اکثریت و حماسه های میلیونی ۲۲دی/ بهمن، برای همان مقدار ذهنیت منفیِ درون جامعه، «نگران» است؛ زیادیِ پشتیبانْ مقابل دشمن،  از «تدابیر لازم» غافلش نمی کند.

می داند: «سلطان حجّت و دلیل موجّه، بزرگتر از سلطان قدرت است».

 پس در راهبرد رسانه ای و تبلیغی، اکثریتِ پشتیبان را در چشم طرفِ اقلّی، نمی کند و در برنامه های تبلیغی و رسانه ای اش، حجت های قاطع «علیه تهمت ها» اقامه می کند[۶].

این گونه به «شدت استظهار» و فراگیریِ یاوران هم می رسد.

آنچه نباید بکند، «زیاده روی در ملامت» (با انواع طعن و طنز و…)، درباره کسانی است که روایت رسمی را نپذیرفته اند!

«افراط در ملامت، آتش لجاجت برمی افروزد».

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۱/۲۶

[۱] پیمایش بهمن ۱۴۰۴  مرکز تحلیل اجتماعی (متا)

[۲] همان. بقیه گزینه های «گفتگو با دوستان و آشنایان»، «شبکه های ماهواره ای»، خبرگزاری های داخلی»  «عدم پیگیری اخبار»  را انتخاب کرده اند.

[۳] همان.  «ماهواره» هم فقط ۱۸٪ مورد اعتماد است. بقیه، گزینه های «هیچکدام» و «هر دو به یک اندازه» را انتخاب کرده اند.

[۴] درباره تصحیح افکار عمومی، رویکردهای سیاسی و اجتماعی و حتی قضایی و اقتصادی هم کارهای لازمی برعهده دارند که جداگانه باید بدانها پرداخت.

[۵] برخی از روایات متن را اینجا بخوانید.

[۶] برای مثال پذیرشِ «کارخودشونه» مستظهر به نقل قولهایی از مقامات عالی رتبه سابق یا برخی اشخاص و گروه های سیاسی مرجع ( اصطلاحاً رهبران افکار عمومی) است! ابطال آن، کارویژه های خاص خود را دارد که چیزی بیشتر از «تغافل»، «تکذیب»، «استهزاء»  و…  است.

سخنرانی «ارتباط اصیل و نااصیل الهیات با صحنه»

دانلود سخنرانی جلسه اول «ارتباط اصیل و نااصیل الهیات با صحنه» | “دانلود از پیوند کمکی”

دانلود سخنرانی جلسه دوم «ارتباط اصیل و نااصیل الهیات با صحنه» | “دانلود از پیوند کمکی”

دانلود سخنرانی جلسه سوم «ارتباط اصیل و نااصیل الهیات با صحنه» | “دانلود از پیوند کمکی”

دانلود سخنرانی جلسه چهارم «ارتباط اصیل و نااصیل الهیات با صحنه» | “دانلود از پیوند کمکی”

دانلود سخنرانی جلسه پنجم «ارتباط اصیل و نااصیل الهیات با صحنه» | “دانلود از پیوند کمکی”

ادامه خواندن سخنرانی «ارتباط اصیل و نااصیل الهیات با صحنه»

سخنرانی/ شرح خطبه ۲۱۶

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسهٔ نوزدهم | ۱۰ بهمن ۱۴۰۴پ

حجت الاسلام محسن قنبریان | قم؛ هیئت راه فاطمه

دانلود سخنرانی «شرح خطبه ۲۱۶» | “دانلود از پیوند کمکی

خطّ بطلان بر فرهنگِ تملّق؛ آدابِ تعاملِ علوی میان حاکم و مردم

جلسهٔ نوزدهم و پایانی از سلسله‌مباحثِ شرح خطبهٔ ۲۱۶ نهج‌البلاغه، بر آخرین فرازهای این خطبهٔ شریف تمرکز دارد؛ جایی که امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در پاسخ به مدح و ثنای افراطیِ یکی از یاران، اصول بنیادینِ «فرهنگ گفت‌وگو با حاکم» را تبیین می‌فرماید. ما در این بخش با دستوری مواجه هستیم که نه‌تنها یک توصیهٔ اخلاقی، بلکه فرمانی حکومتی برای تنظیمِ روابطِ متقابل میانِ «امام» و «امّت» است. حضرت در این فراز، خطِ بطلانی بر فرهنگِ تملّق و استبدادپذیری می‌کشد و راه را برای نقدِ سازنده و تعاملِ بی‌لکنت هموار می‌سازد.

 

۱. فرهنگِ گفت‌وگو و تعامل میانِ حاکم و مردم

۲. درمانِ تکبّر: انحطاط إلی‌الله و شهودِ عظمت پروردگار

۳. جامعهٔ مقدّس: امنیتِ بیان برای طبقهٔ فرودست

۴. پرهیز از رفتارهای متظاهرانه و تملّق‌آمیز

۵. خطرِ «جبّاربودن» برای عالمانِ دینی

۶. تواضعِ معصوم: من فراتر از خطا نیستم!

۷. احکامِ فقهیِ «تشبّه به جبّاران»

۸. نقدِ استقبال‌های تشریفاتی

۹. نتیجه‌گیری

ادامه خواندن سخنرانی/ شرح خطبه ۲۱۶

چرا «محاربه و بغی»، مفاهیم رسایی برای «تبیینِ» ناآرامی های اجتماعی-سیاسی نیست؟!

نه به خاطرِ «اسلام رحمانی» و نفی مطلقِ خشونت، با دگراندیشی دینی یا مصلحت بافیِ سیاسی!

نه به خاطر اینکه در اعتراضات و ناآرامی های دهه ی اخیر ایران هیچ کس متهم به این عناوین نمی شود!

 بلکه بدین خاطر که:

 ناآرامی ها، اوّل «پدیده های اجتماعی- سیاسی»و بعد «قضائی-فقهی» اند. اول نیازمند «تبیین و توصیف» و بعد نوبت «حُکم یا مجازات» است.

برای توصیف هم «مفاهیم خاصی» در سیره و سنت وجود دارد.

اندراج یک «پدیده» ذیل «مفهوم پایه اش»، بزرگترین خدمت به «تبیین» درست آن است.

مفهوم «بغی و محاربه» برای پهنای این پدیده، نه «جامع» است و نه «مانع»!

لذا بیشتر به کار قاضی می آید تا مبلّغ!

جامع نیست؛ چون:

  1. در دوره حضرت امیر(ع) هم «تجمعات اعتراضی» داریم(+ نامه۱۹) ، هم نا آرامی هایی نوعاً شبانه که بعضاً کشته هم دارد و ایشان «الهائشات» می نامد. اینها «حکم بغی یا محاربه» نمی گیرند، بلکه دیه مقتول هم از بیت المال پرداخت می شود!
    سه صنف کردن کشته های آبان ۹۸ و توشیح رهبری برآن هم بر این اساس است که دسته ای دیه گرفتند.
  2. «بغی» اگر «مقاتله» دارد، امکانِ «حکمیت» هم دارد؛ چنانچه اولین پیشنهاد حکمیّت به باغیان را خود امیر المومنین(ع) قبل از«حکمیتِ تحمیلیِ صفین» در «جمل» داد(نامه۵۴)
    اما «غارات» و عملیاتهای تروریستی با سازمان بخشیِ دشمن (نحو دیگر ناآرامی ها) چنین نیست.
    اگر امیر(ع) غارات را هم با مفهوم بغی و محاربه می دید، مسبب اصلی (معاویه) «ردیف اول» دیده نمی شد[۱]؛ در حالی که تمرکز حضرت در تبیین بر اوست. علمیاتهای تروریستی ۶گانه را به او نسبت می دهد:«انّ ابن ابی سفیان یدعوا الاراذل و الاشرار فیجاب…». در خطبه ۲۷ ( عملیات تروریستی سفیان بن عوف غامدی به یمن) خطبه را با عنوان «جهاد علیه معاویه» و در واقع احیای صفین، صورت بندی می کند و میدانید تفاوت کجا تا کجاست؟!
  3. در بیان تبیینی قرآن از «بغیِ اقتصادی» (إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَیْهِمْ) و «محاربه نظام پولیِ ربوی»(۲۷۹بقره) هم سخن است. لکن اقلاً فقه و قضا متداول «قارونی گری» -که الزاماً اختلاس و اخلال اقتصادی مصطلح هم نیست- را «بغیِ مصطلح فقه» نمی داند، «رباخواری» هم حکم «محاربه مصطلح»ندارد!
    این در حالی است که ممکن است گاهی «بغی و تجاوز اقتصادِ قارونی» و «محاربه نظام ارزی و پولی» عاملیتی برای اعتراضات و ناآرامی ها شود.
    (نمونه ای از تبیین بغی اقتصادی توسط رهبر انقلاب اسلامی)

وقتی «جهادگر تبیین» هم از عینک قاضی،«از آخر و حُکم» ماجرا را ببیند و با مفاهیم بغی و محاربه، پدیده را توضیح دهد، آخرین قربانی (مباشرین) وزن بیشتر می گیرد و «زمینه سازان اصلی» کم رنگ می شوند!

 نمی شود اینها را پررنگ کرد و حکم سخت-که مفهوم پایه تبیین شده- را به عاملِ آخر داد!

از اینروست که مفاهیم محاربه و بغی، بیشتر به کار قاضی می آید نه مبلّغ و مبیّن صحنه.

مانع نیست، چون:

بسیاری از موارد محاربه و اسلحه کشی و ارعاب اصلاً خاستگاه سیاسی (داخلی و خارجی) ندارد. راهزنی و زور گیری برای تمتعات شخصی و قبیلگی و… هم تصویر دارد.

به نظر می رسد تبیین ناآرامی های ۹۶ و۹۸ و۴۰۱و ۴۰۴ با مفاهیمی غیر از بغی و محاربه از سوی رهبر حکیم انقلاب (با وجودی که برخی حکم محارب یا باغی هم گرفتند) از همین باب است.

جالب تر اینکه ایشان در مفهوم و دایره جهاد، نوآوری فقهی دارند و متعلق آن را جای کافر، «طاغوت محارب» (داخلی یا خارجی) می دانند و از سوی دیگر «هر حرکت و تلاشی که به قصد براندازی صورت گیرد» را «شروع محاربه» می دانند!(۷۹/۱۲/۹) لکن باز این مفهوم را «پایه تبیینِ» خود برای اغتشاشات این دهه قرار نمی دهند؛ چون صحنه را لایه لایه می بینند و فقط «برخی اَشکال فتنه را محاربه می بیند» (۷۳/۶/۲٠).

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱٠/۳٠

[۱] در سخنرانی روز مبعث رهبر انقلاب، درباره اغتشاشات اخیر رئیس جمهور آمریکا مجرم ردیف اول است.

بغی و محاربه مفاهیم رسایی برای تبیین ناآرامی های سیاسی اجتماعی ما نیست!

برشی از ارائه حجت الاسلام و المسلمین قنبریان در مجمع خطبا اصحاب الصاحب

* فایل صوتی کامل

دانلود سخنرانی «الهیات اعتراض» | “دانلود از پیوند کمکی”

* یادداشتی در توضیح بیشتر

مطالب مرتبط:

  1. امیرالمومنین با قتل خطایی آشوبها چه می کرد؟!
  2. سبک رهبر انقلاب در جمع کردن فتنه خیابانی
  3. درس توازن از رهبر انقلاب اسلامی
  4. جلسه سی و پنجم شرح نامه ۵۳ ( فراز مربوط به خونریزی عمدی و خطایی حاکم)
  5. لوازم این نظر را آیت الله نمی پذیرد!
  6. جزوه عفو معیاری و معیار عفو
  7. جزوه بغی اقتصادی
  8. اگر جبرائیل، وزیر امنیت بود…!
  9. شورش لئیم، نجابت کریم
  10. کلیپ: جنگ قارون  /  هم انّه طغیٰ را ببین، هم انّه بغیٰ!

۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶

آفاتِ «ستایش‌گری» و مسئولیتِ حاکم در برابر «افکارِ عمومی»

در فرازی از خطبهٔ ۲۱۶ نهج‌البلاغه مردی برمی‌خیزد و به ثناگویی و ستایشِ اغراق‌آمیز از امیرالمؤمنین (ع) می‌پردازد. واکنشِ حضرت، که نشان از ناخشنودیِ ایشان از این مدح و ثنا دارد، سرآغازِ طرحِ چندمسئلهٔ بنیادین در حوزهٔ حکمرانی و اخلاقِ سیاسی است. محور اصلیِ این گفتار، فراز زیر است:

> «إِنَّ مِنْ أَسْخَفِ حَالَاتِ الْوُلَاهِ عِنْدَ صَالِحِ النَّاسِ، أَنْ یُظَنَّ بِهِمْ حُبُّ الْفَخْرِ وَ یُوضَعَ أَمْرُهُمْ عَلَى الْکِبْرِ»

↲ از پست‌ترین خوى زمام‌داران در دیدۀ مردمِ پارسا، این است که به ایشان گمان برده شود دوستدارِ ستایش‌اند و بنای کارهاشان بر کبر و خودخواهى گذارده شده است.

۱. سخیف‌ترین حالتِ حاکمان: گمانِ فخر و تکبّر در نگاهِ مردم

۲. دامنهٔ «گمان»: عمومِ مردم یا صالحان؟

۳. انحصارِ «کبریا» در ساحتِ ربوبی

۴. افکارِ عمومی؛ معیارِ اثباتِ صلاحیت و سلبِ آن

۵. دو روی یک سکّه: اعتمادِ متقابلِ حاکم و مردم به یکدیگر

۶. ثمرهٔ حُسن‌ظنّ حاکم به مردم: رفعِ رنجِ طولانیِ بی‌اعتمادی

۷. درمانِ «میل به ستایش»: انکسار در برابرِ عظمتِ الهی

۸. تمایز میان «اِطراء» و «گزارش کار»: آفتِ «میل به دیده‌شدن»

۹. تجلّیِ عملیِ فروتنی در سیرهٔ حاکم: نامه به عثمان‌بن‌حنیف

۱۰. ثبات قدم در مسیر عدالت

دانلود سخنرانی«۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶»| “دانلود از پیوند کمکی

ادامه خواندن ۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶

ناکوک!

روایتِ فمنیسم ایرانی از «زن» – دست‌کم در مستندِ «ترانه» – مقابلِ «جامعه» است نه مقابلِ «مرد»!

«زن» در حکمتِ شرقی و سنّتِ اسلامی، حافظِ «نوعِ انسان» است نه «شخص» (خود)؛ برخلافِ مرد!

ریشهٔ «ارجِ مادری»، «نظمِ خانواده» و «نُضجِ جامعه» نیز هم همین است؛ لذا زن، آزادیِ خود را برای آزادیِ جامعه اِعمال می‌کرد و برای زندگیِ جامعه، حجاب را هم معقول می‌دید.

اگر هم در اسفند۵۷ علیه حجاب اجباری(!) تجمّع می‌کرد، شعارش «آزادیِ زن، آزادیِ جامعه» بود!

اما در غرب،  «فرد»  اصالت یافت!

 برای تبدیل «کنش مادی فرد» به خیر عمومی،  مکانیزم بازار، ابداع شد.

از عقل و فطرت، اعتبار زدایی شد. برای عمومی کردن ارزشها، به جز «خشونت» نماند، که خوب نبود؛ پس ارزشها، شخصی اعلام شد!

 انسانی زاییده شد که صرفاً نفع خویش را می‌جُست و طبیعتاً زن در تقابل با مرد قرار گرفت: به‌نامِ آزادی، استقلالش ترجیح یافت و به‌نامِ تبعیض، تفاوتهایش با مرد انکار شد!

اما در فرهنگ ما؛  عقل و فطرت هم‌چنان ابزارِ انتقالِ ارزش‌ها ماند و کنشِ جمعیِ غیرمادّی را برای جامعه‌ای که صرفاً «اعتبار» نیست ، سامان داد.

تفاوتِ جنگِ روسری در اسفند ۵۷ با پاییز ۱۴۰۱ اینجاست.

شعارِ «زن، زندگی، آزادی» نه برای «رفعِ استبدادِ دینی از جامعه» (به‌گمانِ معترضانِ ۵۷ به حجاب)، بلکه برای «آزادیِ خود» در «اصالتِ سبکِ شخصی» سروده می‌شود:

«زندگی برای شخصِ خود» و «آزادی برای این زندگی»!

مستندِ «ترانه»،

تا وقتی که جامعه، «هست»

و ارزش‌هایش با «تبیین» (نه باتوم) مشترک بشود؛

ترانه‌ای ناکوک است.

محسن قنبریان ۷دی۱۴۰۴

بصیرتِ آفلاین و آنلاین

«بصیرت» هم آفلاین و آنلاین دارد!

دفاع از اساسِ نظام، بصیرتِ آنلاین مردم بود و یادبودِ یکی از آن بصیرت‌ها، آفلاین است.

امروز، بصیرتِ آنلاین در مواجهه با اعتراضاتی به علّتِ مشکلات و گرانی‌ها؛ نقطه‌یابیِ درستِ انتقاد است؛ اگر این نقطه درست تشخیص داده نشود، انتقاد یا اعتراض می‌تواند جرقۀ فتنه‌ای شود و بهانۀ لازم برای دشمنِ متجاوزِ تازه‌ تجربه‌شده جور کند.

این موقعیت‌یابیِ انتقاد، در ملّتِ ایران تطوّراتی داشته و به‌مرور به «کمالی سیاسی» رسیده است:

نقطۀ اول: تقسیم به دو جناحِ «خادم» و «خائن»!

سیاسی‌کارانه، هر جناحی عیب‌ها و آسیب‌ها را به جناحِ دیگر نسبت می‌داد و حملِ بر خیانت می‌کرد. در ادوارِ دولت‌ها و مجالس معلوم شد سیاست‌ها و تدابیرِ جناح‌ها – به‌خصوص در اقتصاد و معیشت – با هم تفاوتِ اساسی ندارد و نتایج نزدیک به هم است. لذا طبقِ پیمایش‌ها؛ دیگر دوگانۀ اصول‌گرا-اصلاح‌طلب مسئلۀ مردم نیست و تا اردیبهشت ۱۴۰۰، فقط ۴۲٪ از مردم این تعلّقات را داشته‌اند.

نقطۀ دوّم: محاسن از رهبری است، عیوب از مسئولین!

با استمرارِ مشکلات در دولت‌های مختلف، این خطّ تبلیغی ترویجی هم شکست خورد و رهبر انقلاب هم آن را باطل اعلام کرد:

«وجودِ دوگرایشِ تبلیغاتی غلط است: یکی اینکه عده‌ای هر مشکلِ موجود در کشور را به نظام نسبت دهند که الآن وجود دارد. اگر تبعیض و فقر هست و اگر مشکل خارجی پیدا می‌کنیم، قوارهٔ نظام اسلامی و قانون اساسی را زیر سؤال می‌برند و هر مشکلِ کوچکی در هر گوشه‌ای را به مشکل نظام برمی‌گردانند! این غلط است. نقطهٔ مقابل آن که ۱۸۰درجه با این تفاوت دارد این است که عدّه‌ای نظام را – که نظام را هم در رهبری یا چیزی مثل رهبری خلاصه می‌کنند – از هر عیوب مبرّا نشان می‌دهند. هر مشکلی که هست به پای چهار پنج مسئولِ یک بخشِ نظام می‌ریزند، این هم غلط است! ما مشکلاتی داریم که این مشکلات غالباً ناشی از عمل‌کردِ مجموعهٔ خودِ ماست. باید ریشهٔ مشکلات را بشناسیم و به خودمان – همان‌طور که آقای خاتمی در صحبت اول جلسه اشاره کردند – نگاهِ نقّادانه کنیم، نقاطِ قوّت و ضعف را بیابیم و دل‌سوزانه به نقاطِ ضعف بپردازیم و آنها را برطرف کنیم. این ما را مؤفّق خواهد کرد.» [۱۳۸۲/۰۶/۰۵]

نقطهٔ سوم: تفکیک بین «نظام انقلابیِ امّت و امامت» و بینِ «تشکیلات دیوان‌سالار»

این نقطه‌یابی – که بعد از اعتراضاتِ آذر ۹۶ بود – را رهبر انقلاب، کمال سیاسی خواندند:

«ما کاملاً در جریانِ انتقادهای مردم، گِله‌های مردم، شِکوه‌های مردم هستیم؛ به ما هم می‌گویند؛ به دیگران هم می‌گویند، به ما منتقل می‌شود؛ امّا وقتی پای انقلاب و پای نظام در میان است، مردم این‌جور وارد میدان می‌شوند و حرکت می‌کنند. یک آگاهیِ انقلابی، یک #کمال_سیاسی در ملّت ایران به توفیقِ الهی به وجود آمده است که می‌توانند تفکیک کنند بینِ نظام انقلابیِ «امّت و امامت» و بین تشکیلات دیوان‌سالاری؛ [بااینکه] در یک‌جا انتقاد دارند، امّا از اصل نظامی که به‌وسیلهٔ انقلاب به وجود آمده است، با همهٔ وجود دفاع کنند. این‌که می‌گوییم انتقاد داشته باشند، نه‌فقط انتقاد از دولت یا قوّهٔ قضائیّه یا مجلس؛ نه، ممکن است کسی از شخص این حقیر هم انتقاد داشته باشد. این انتقاد هیچ منافاتی ندارد با ایستادگی پای نظام اسلامی، نظام انقلابی، نظام «امّت و امامت».» [۱۳۹۶/۱۱/۲۹]

پیمایش‌ها نیز این رویکرد را تایید می‌کند: مثلاً درحالی‌که ۴۱/۴٪ وضعیتِ معیشت را در ده‌سالِ آینده – در مقایسه با شرایط فعلی –  «تاحدّی بدتر» یا «بسیاربدتر» می‌دانند و ۲۰/۷٪ هم برای‌شان «فرقِ چندانی نخواهد کرد»؛  اما ۵۸/۲٪ به جمهوری اسلامی، «بسیار» و « تاحدّی» اعتماد دارند و ۷۴/۱٪ «مشکلاتِ کنونیِ کشور را در ساختارِ فعلیِ حکومتِ جمهوری اسلامی قابل حلّ و اصلاح» میدانند.[۱] که این تبلورِ همان آگاهیِ انقلابی و کمالِ سیاسی در آینۀ پیمایش‌هاست.

ندیدنِ انتقادات و اعتراضاتِ مردم، به اندازهٔ ندیدنِ اعتماد و حمایتِ‌شان از اساسِ نظام، بد و خطرناک است. مهم این است که با نگاهِ متوازن به این دو، سازکارِ انعقادِ انتقادات و اعتراضات در آن نقطه و موقعیت درست، طراحی و راهبری شود؛ نه اینکه فقط به انتقادات صحّه گذاشته و اذعان به «حقّ اعتراض» شود، ولی در عمل نه جوازِ «تجمّع و تشکّل» صادر شود و نه جایی غیر از خیابان مشکلات را حل کند.

محسن قنبریان | ۸ دی ۱۴۰۴

جایی بجز خیابان بگذارید!

قیمت‌های لجام‌گسیخته و مردمِ لجام‌زده؟!

[۱] پیمایشِ «مرکز تحلیل اجتماعی» (متا) – شهریور ۱۴۰۴: ٪۳۱/۸ هم وضعیت معیشت در ده‌سالِ آینده را «بسیاربهتر» و «تاحدّی بهتر» می‌دانند. نیاز به «یک ساختار دیگر» (غیر از جمهوری اسلامی)  فقط ۱۵/۸٪ بود. (مابقی: بستگی دارد، نمی‌دانم و بدونِ جواب)

۱۶/ درس‌های نهج‌البلاغه

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسهٔ شانزدهم (۸۵) | ۲۱ آذر ۱۴۰۴

محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم

دانلود سخنرانی «۱۶/ درس‌های نهج‌البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”

 

درمانِ توحیدی در اصلاحِ حکمرانی

 

فرازهای پایانیِ خطبه ۲۱۶ نشان می‌دهد که امیرالمؤمنین (ع) «مدح و ثنا» نسبت به ولات (حاکمان) را براساسِ یک قاعدهٔ توحیدی ردّ می‌کند؛ قاعده‌ای که «رابطهٔ معکوس» میانِ «عظمت خدا» و «کوچکیِ ماسوا» است که هرگونه ستایشِ حاکم را بی‌جا، و کبریا (بزرگ‌انگاری) را منحصر به خدا می‌داند. درنتیجه، رابطهٔ حاکم و مردم باید برمبنای مطالبهٔ «حقوق» و انجام تکالیف باشد، نه تملّق‌گویی به حاکم مانند جبّاران، چراکه «پروژهٔ عدالت» هنوز ناتمام است.

 

  1. قاعدهٔ زیربنایی: نسبتی معکوس میانِ عظمتِ خالق و مخلوق
  2. قابل میان «حقوق» و «مدح»
  3. آفتِ ولات و انحصار کبریا در خدا
  4. عرفان و حکمرانی: خدا و مردم
  5. عدالت؛ «پروژه‌ام تموم نشده»
  6. دستورِ نهایی: با من مثل جبّاران حرف نزنید

ادامه خواندن ۱۶/ درس‌های نهج‌البلاغه