بایگانی ماهیانه: تیر 1405

چرا مصلحان اجتماعی به جای واژه «نبوت» از واژه «بعثت» استفاده می‌کردند؟ / امت مبعوث اهداف بعثت رسول الله(ص) را دنبال می‌کند

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه:

استفاده از واژه «بعثت» برای توصیف خیزش اخیر مردم چگونه در چارچوب نظری شما صورت‌بندی می‌شود؟

«نبوت» و «بعثت» شاید به حمل شایع به یک مصداق اشاره داشته باشند، اما مفهومشان یکسان نیست.

به همان میزان که متکلمان از واژهٔ «نبوت» بهره برده‌اند، مصلحان اجتماعی و کسانی که دغدغهٔ ساخت اجتماعی داشته‌اند بر مفهوم «بعثت» تکیه کرده‌اند.

دلیل این امر آن است که واژهٔ «بعثت» از ظرفیت بیشتری برای ساخت اجتماعی، پیش‌برد حرکت‌های اصلاحی و رساندن جامعه به وضعیت مطلوب برخوردار است. «نبوت» بیشتر بر فعل خداوند متعال متمرکز است که پیامبری را فرستاده و حدود را به‌روشنی مشخص کرده است، در حالی‌که «بعثت» توجه خود را به جامعه معطوف می‌کند، به وجود «مبعوث‌الیه» و به اینکه این رویداد برای چه رخ داده است.

متن کامل گفتگو

دور زدن تحریم ها و نجات نظام پولی به روش امام باقر (ع)!

ثروت های پربرکت / قسمت هشتم؛

دور زدن تحریم ها و نجات نظام پولی به روش امام باقر (ع)!

حجت الاسلام محسن قنبریان

 

قسمت های قبلی را از اینجا تماشا کنید:

ذهن تاجر موفق چطور کار می کند؟!

عالمان ثروتمند!

بعثت مدرسه؛ بازگشت سیاست به مدرسه است!

مدرسه باید جایی باشد که حقیقت و حقوق اساسی اصلی ترین مسئله‌اش است، هیچ موضوع فرعی جای آن را نباید بگیرد.

۵ تله در «پایان‌بندی جنگ»

هر جنگی بالاخره با مذاکره تمام می‌شود؟

در تحلیل جنگ‌ها، یکی از خطاهای رایج این است که «پایان‌بندی» را فقط در یک قالب خاص تصور کنیم؛ گویی هر جنگی تنها با یک توافق رسمی یا مذاکره به پایان می‌رسد.

این نگاه، سیاست را در چند تله تحلیلی گرفتار می‌کند؛ تله‌هایی که اگر به آن‌ها توجه نشود، می‌تواند ظرفیت‌های واقعی یک کشور برای پایان دادن به جنگ را محدود کند:

  1. خلط میان «جنگ دائمی با استکبار» و «پایان عملیات‌های نظامی»: پایان یک عملیات لزوماً به معنای پایان همه تقابل‌ها نیست، اما می‌تواند یک مرحله از نزاع را به‌طور واقعی خاتمه دهد.
  2. تصویر یک پایان‌بندیِ الزاماً دیپلماتیک: در حالی‌که در بسیاری از موارد، پایان یک درگیری اساساً در میدان رقم می‌خورد. اگر فشار یا محاصره‌ای در میدان بی‌اثر شود، همان‌جا پایان آن بحران شکل گرفته است. در چنین شرایطی، نتیجه عملی در میدان، خود به‌تنهایی پایان‌بندی محسوب می‌شود.
  3. تقلیل دیپلماسی به مذاکره: دیپلماسی در معنای واقعی خود، مجموعه‌ای از ابزارهاست؛ از ایجاد ائتلاف‌ها و پیمان‌ها گرفته تا شکستن ائتلاف‌های دشمن، رایزنی‌های منطقه‌ای، دیپلماسی عمومی و استفاده از ظرفیت همسایگان. مذاکره تنها یکی از این ابزارهاست، نه تمام آن. وقتی دیپلماسی به مذاکره تقلیل یابد، دامنه ابتکار عمل به‌شدت محدود می‌شود.
  4. محدود کردن مذاکره به طرف متخاصم: در حالی‌که در بسیاری از مسائل بین‌المللی، بازیگران متعددی درگیر هستند و بخشی از مطالبات را می‌توان از مسیرهای دیگری پیگیری کرد. مذاکره با قدرت‌های دیگر، استفاده از سازمان‌های منطقه‌ای یا حتی شکل‌دادن به مذاکرات موازی با کشورهای همسایه می‌تواند بخشی از مطالبات را بدون ورود مستقیم به مذاکره با دشمن اصلی تأمین کند. چنین رویکردی نه‌تنها دست مذاکره‌کننده را بازتر می‌کند، بلکه هزینه امتیازدهی را نیز کاهش می‌دهد.
  5. منحصر دانستن حل مسئله‌ی تحریم‌ها از مسیر مذاکره مستقیم با آمریکا: در حالی‌که راهبرد اعلام‌شده در این حوزه بر «خنثی‌سازی تحریم‌ها» استوار است و دور زدن آن‌ها تنها یک تاکتیک در دل همین راهبرد محسوب می‌شود. اگر شبکه‌های اقتصادی، مسیرهای تجاری و همکاری‌های منطقه‌ای به‌گونه‌ای فعال شوند که اثر تحریم‌ها کاهش یابد، بخشی از مسئله عملاً حل شده است؛ حتی اگر توافق رسمی نیز در کار نباشد.

در نهایت، پایان‌بندی یک جنگ یا بحران الزاماً یک لحظه واحد و یک سند امضاشده نیست؛ بلکه می‌تواند مجموعه‌ای از تحولات میدانی، دیپلماتیک و اقتصادی باشد که به‌تدریج گره یک مخاصمه را باز می‌کند. شناخت تله‌هایی که تحلیل را به یک مسیر محدود می‌کنند، نخستین گام برای استفاده از همه ظرفیت‌های واقعی در مدیریت و پایان‌بندی بحران‌هاست.

خلاصه سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین قنبریان: صوت کامل

مختصات عرضی و طولی جنگ رمضان

ارائه مختصری از حجت الاسلام قنبریان در جمع فعالین فرهنگی رشت/ ۳٠اردیبهشت۱۴۰۵

  • نیاز به یک منطق کُنش موثر با حفظ وحدت.
  • بعثت و اراده عمومی، امر عمومی و جامع می خواهد!
  • امر جامعِ جنگ بر یک محور مختصاتی.
  • مختصات عرضی: تطور حالات جنگ از نظامی تا پایان بندی و تاب آوری و…
  • مختصات طولی: از متیقن ها تا لایه های نظری عمیق و بحث انگیز!
  • منطق کنش: رعایت متیقن ها در هر مرحله عرضی!
  • امکان مباحثه و نقدِ تبیین لایه های عمیق و نظری!
  • ظرایف اخلاقی و ارزشی این امکان!
  • رهبری کردن همه مردم براساس این منطق و استشهاد به مذاکرات قانون اساسی

دانلود سخنرانی «مختصات عرضی و طولی جنگ رمضان» | “دانلود از پیوند کمکی”

چگونه مردم، میدان تاب‌آوری را رهبری کنند؟

‌هم خط قرمز معلوم می کنیم هم مسئولانه بار برمی داریم!

چه شد که از چهلم پلاکارت کنار پرچم آمد؟!

از کمترین کارها در تاب آوری تا ۱۵ایده محله محور!

 

برای دریافت صوت کامل سخنرانی روی اینجا ضربه بزنید.

 

۲۷ اردیبهشت

حجت‌الاسلام قنبریان

خیابان پیروزی، چهارراه نبرد

رهبری مردم در قانون اساسی!

بعد از بیانیه ۱۲فروردین ۵۸ امام خمینی که از «امامتِ امت» برای مردم ایران استفاده کرد،  قانون اساسی هم رهبری کردن مردم را در خود جا داد.

غیر از مقدمه در اصل ۴۳ این میثاق ملی_اسلامی آمده است:

« اقتصاد جمهوری اسلامی ایران بر اساس ضوابط زیر استوار می‌شود:…

۳- تنظیم برنامه اقتصادی کشور به صورتی که شکل و محتوا و ساعات کار چنان باشد که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی‌، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شرکت فعال در رهبری کشور و افزایش مهارت و ابتکار داشته باشد».

شهید بهشتی در اداره جلسه دراینباره تصریح کرد:«رهبری این است که حق بهترین نوع رهبری آنست که واقعاً هر انسانی در امامت و رهبری جامعه بتواند سهیم باشد».

 عجیب تر نسبت این «رهبری مردم» با «ولایت فقیه و دستگاه حکمرانی» است که ایشان ذیل اصل می فرماید:

«بهترین نوع رهبری در یک جامعه اینست که فرد یا گروه یعنی آنهایی که در رأس مخروط جامعه قرار دارند بازگو کننده شعار و آرمان خود مردم باشند؛ یعنی همان چیزی که امام خمینی در این انقلاب مکرر رویش تکیه کردند و همان چیزی که رمز پیروزی است.  یعنی رهبری نمی آید واقعا راهی را نشان بدهد که به ذهن مردم نرسیده باشد و مردم به کلی از آن بیگانه اند. این طور نیست، رهبر می آید متبلور و مشخص می کند همین خواست و راهیابی پراکنده شده در توده را و این بهترین و سازنده ترین و نیرومند ترین پیوند رهبر و مردم است».

نکته بدیعی که این مفهوم متعالی را در قانون اساسی جانمایی می کند، نسبت این رهبری مردم با اقتصاد و عدالت است.

در ادامه سخن پیش شهید بهشتی می فرماید:

« چه وقت اینطور می شود؟!

وقتی افراد جامعه از نظر گرفتاری های اقتصادی فرصتی برای به خود اندیشیدن و به خود آمدن و به اوضاع اندیشیدن و چاره اندیشی و راهیابی کردن نداشته[داشته] باشند زیرا تا تک تک مردم به صورت راهیاب و چاره جو برنیایند و واقعاً فکرها و اندیشه ها و احساساتشان به صورت یک سیل خروشان که می خواهد راه باز کند در نیاید، اصلا رهبریِ واقعی سازنده و کارساز به وجود نمی آید.

هر وقت یک چنین پیوندی بین رهبر و مردم به وجود آمد، آن موقع است که حرکتها به آسانی و خوبی و به طور خالص به ثمر می رسد. من این طور فکر می کنم که این اصل درست در جهت امامت اسلامی اصیل تهیه شده است».( مشروح مذاکرات/ص۱۴۸۰و۱۴۸۱)

امام خمینی درباره این قانون اساسی فرمود:«امید است ان شاء اللَّه تعالى با عمل به آن، آرمان هاى اسلامى برآورده شود؛ و تا ظهور حضرت بقیه اللَّه- أرواحنا له الفداء- باقى و مورد عمل باشد».( آذر ۵۸/صحیفه امام ج۱۱ص۱۰۳)

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۲/۳۱

مردم باید رهبری میدان تاب‌آوری را بر عهده بگیرند.

 

رهبری مردم در مرحله تاب‌آوری یعنی مشخص کردن خط قرمزهای اقتصادی!

 

برای کمبود بنزین، کمک به صرفه جویی می کنیم اما وقتی درصد بالایی از جامعه فقیرند در خوراکی ها نمیتوانم نصیحت به صرفه جویی کنم. آقای دولت نباید نان و اقلام اساسی گران شود!

 

برای دریافت صوت کامل سخنرانی روی اینجا ضربه بزنید.

 

۲۷ اردیبهشت

حجت‌الاسلام قنبریان

خیابان پیروزی، چهارراه نبرد

چند درصد مردم ایران، حتی درصورت رخ دادن دوباره جنگ، موافق حفظ کنترل ایران بر تنگه هرمز هستند؟

منبع: پانل ملی متا، اردیبهشت ۱۴۰۵

غدیریه امسال؛ فرصتها، تهدیدها!

رهبر شهید می فرمود: « دنیای اسلام نیازمند اتحاد است. امیرالمومنین(ع) مایه وحدت دنیای اسلام باید باشد. دشمنان اسلام می خواهند بین طوایف مسلمان به وسیله امیرالمومنین _که خود وسیله وحدت و اتحاد است_ اختلاف ایجاد کنند».(۸۸/۴/۱۵)

  • در تاریخ علوی نیز آنچه چشم برخی متکلمان مسلمان را گرفته و از آن به «حسن سیاست» بلکه «معجزه علی (ع)» یاد کرده اند، وحدت و اتحادی است که بین مردم غیر یک دست و آشفته و نافرمان به وجود آورد.

ابن ابی الحدید در اینباره می نویسد: «هیچ کس نمی تواند در حسن سیاست و صحت تدبیر به گردپای او برسد».

همچنین از یکی از متکلمان بزرگ معتزلی نقل می کند: «سیاست علی اگر منصفانه مورد تأمل قرار گیرد و نسبت به شرایطی که ایشان در آن گرفتار بود سنجیده شود، یکی از معجزات علی(ع) شمرده خواهد شد چرا که یاران او دو گروه بودند: یک گروهشان عثمان را شهیدی مظلوم و بی گناه می دانستند و هنوز به او گرایش داشتند و از دشمنانش بیزار بودند و گروه دیگر که اکثر نظامیان را تشکیل می دادند، بر آن بودند که عثمان به سبب خطاهای خودش کشته شد و برخی آنها صریحاً عثمان را کافر می دانستند! اما عجیب این بود که هر یک از این دو گروه، علی (ع)  را موافق عقیده خودش می پنداشت».( شرح ابن ابی الحدید ج۷ص۷۲و۷۳)

چقدر شرایطمان در منطقه اسلامی به آن دوره شبیه است!

جای بنی امیه، پس از سالها موضع گیری امام خمینی  علیه «حکّام مرتجع» و «اسلام آمریکایی» شان، این بار کار به مواجهه نظامی کشید. پایگاه های آمریکا در این کشورها مورد ضربه و افسران آنها حتی در مناطق غیر نظامی مورد اصابت واقع شد!

این مختصات، ضرورت همدلی و اتحاد امت اسلامی با ایران را بیشتر و البته سخت تر می کند[۱]!

اما دستگاه تبلیغی ما، دیپلماسی عمومی ما، چقدر شبیه امیرالمومنین(ع) عمل خواهد کرد؟!

آیا غدیر و علی(ع) را عامل اتحاد مسلمین علیه اسلام آمریکایی و صهیونی و خودِ اسرائیل و آمریکا می کند؟!

طبعاً مثل گذشته موج اتهام «امپریالیسم شیعی» و «احیای امپراطوری ایرانی» از سوی این حکّام دست نشانده برپا می شود!

شیعه ستیزی در کشورهای منطقه به بهانه تروریسم و همکاری با ایران به اوج رسیده است. از دستگیری گسترده تا سلب تابعیت و پیگردهای مالی و… شکل گرفته است!

واکنش شیعیان بخصوص در ایران و در ظرفیت بعثت خیابان و غدیر می تواند دو گونه باشد:

  1. تفرقه یا بی توجهی به مسلمین منطقه و تبدیل ظرفیت به تهدید!
    واکنش ها ممکن است با عبور از «راهبرد اتحاد اسلامی» مقابل آمریکا و اسرائیل شکل گرفته و حتی تشیع علوی و غدیر، خرجِ تفرقه با عامه ی مسلمانان غیر شیعه شود! در بهترین حالت بی خیال شرایط و منطقه اسلامی، «غدیرِ خودمان» را جشن بگیریم!
    کم و بیش کم رنگ شدن یا احساس بی ثمریِ راهبرد اتحاد اسلامی در بیان و عمل برخی پیدا شده است!
    استیج های خیابان و خاستگاه سنتی هیئات و مداحان _در صورت عدم تفطن_ می تواند این خط کنشی را داغ تر کند و از آن تهدید بسازد!
  2. فرصت اتحاد علوی علیه اسلام آمریکایی و اسرائیل با غدیری اسلامی
    از سوی دیگر می شود به علی(ع)  تأسی کرد و پراکندگی امت و عموم مردم مسلمان را حول مبارزه با اسرائیل بلکه حتی اسلام آمریکاییِ حکّام دست نشانده بسیج کرد.
    جو عمومی منطقه اسلامی از ماجرای سوریه بشار مقابل مسلحین و… به نفع ایران نبود.  ایران در برخی نظر سنجی ها با فاصله ۴٪ بعد اسرائیل بزرگترین تهدید علیه کشورهای اسلامی منطقه قلمداد می شد!

اما چنانچه رهبر شهید، «شاخص اتحاد» را مبارزه با اسرائیل معرفی می کرد[۲]؛ وعده های صادق و جنگ علیه اسرائیل ورق را برگرداند.

جنگ رمضان و دست برتر ایران مقابل آمریکا و اسرائیل توجهات زیادی را درون امت اسلامی به ایران جلب کرده است که می تواند با «حفظ هویت شیعی» در «ظرفیت غدیر» به جای تفرقه،«افق های جدیدی برای نظم اسلامی منطقه» بگشاید.[۳]

واضح است، غدیر این رویکرد به گونه دیگری است. در فرم و محتوا و نماد و نمود با رویکرد قبلی تمایز جدی دارد. این غدیر دست شعرا و مداحان و مبلغان و برنامه ریزانی را می بوسد که به مبانی و راهبردهای رهبر شهید در این خصوص ایمان دارند.

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۲/۲۸

[۱] برخی آمارها ۸۷٪ شلیک های ایران را به کشورهای عربی و فقط ۱۳٪ را به اسرائیل معرفی کرد!

[۲] رهبر شهید:«شاخص عمده برای اتحاد مسلمین، مسأله فلسطین است»(۱۴٠٠/۸/۲)

[۳] رهبر شهید:«ما اگر بر محور نام مبارک اهلبیت اجتماع می کنیم برای این نیست که دیواری دور خودمان بکشیم تا ما را از بقیه مسلمین جدا کند؛ بلکه برعکس، برای این است که افق های جدیدی را مقابل چشم متفکران اسلامی باز کنیم»(۸۶/۵/۲۸)

یا نهج البلاغه را سرمشق و الگویی برای همه مسلمانان می شمردند (ر. ک: ۶۳/۱/۲۶)