بایگانی برچسب: s

جنگ اقتصادی،«نامتقارن» است دکتر!

کاش دکتر پزشکیان صحنه جنگ اقتصادی را دقیق می دید!

 کانون جنگ، بین «سرمایه داران آمریکا» با «مستضعفین ایران» است!

شما بگویید جای دولت کجاست؟!

رقم نادقیق تورم ۱۰۰٪ شما همه اش به خاطر «فشار هزینه» و «عرضه کالا» به خاطر محاصره نیست!

فروش نفت روی آب تان، ۷/۵میلیارد دلارِ وصول شده داشته؛ که مخارج دلاری را تا دیماه تأمین می کند.

اما رقم های عجیب «ارز صادراتی برنگشته به بازار» هم احیانا نقشی در تورم دارد!

رشد ۲درصدی تورم آمریکا را هم در اقتصاد آمریکا باید فهمید؛ نه در اقتصاد رانتی ایران!

آمریکا با تورم ۵/۴٪ هم دچار بحران (۲٠٠۸) شده است!

پس مقایسه ۲به ۱۰۰ الزاماً نتیجه برنده_بازنده ندارد!

کاهش عرضه نفت و افزایش قیمت آن، تورم کمر شکن در آمریکا نساخته؛ اما فدرال رزرو را واداشته با افزایش نرخ بهره آن را کنترل کند.  متضرر تورم کم آمریکا، سرمایه گذاران هستند که نرخ بهره، سرمایه گذاری در بخش های پرریسک را کاهش داده و رکود، آنها را وادار به خروج سرمایه یا خرید اوراق قرضه می کند!

اما متضرر اولِ تورم بالای ایران، حقوق بگیران و مزد بگیرانِ فاقد مالکیت و سرمایه اند؛ بعد از اینها تولید گران!

برنده تورم هم صاحبان سرمایه، دلالان ارز و… هستند!

دولت می تواند کنار مردم بایستد!

با تلاش برای برگرداندن ارزهای صادراتی و طبق مقررات تخصیص ارز صادراتی شرکتهای دولتی به کالاهای اساسی، موجب کاهش تورم شده، جبهه مستضعفان ایران را کمک کند.

و میتواند با مقایسه نادقیق تا «بحران اجتماعی داخلی» و پیروزی حریف برود!

محسن قنبریان ۱۴٠۵/۶/۱۲

٪۷۵ از ایرانیان، با حملات موشکی ایران به پایگاه‌های آمریکا، در پاسخ به حملات آمریکا به جنوب و برخی شهرهای کشورمان، موافق‌اند.

در پی حملات آمریکا به جنوب و برخی از شهرهای کشورمان در مرداد ماه، متا دیدگاه مردم را درباره پاسخ‌های نظامی ایران به آمریکا و مدیریت تنگه هرمز بررسی کرده است.

 

٪۵۰ از ایرانیان معتقدند ایران باید به صورت مشترک با عمان مدیریت تنگه هرمز را بر عهده بگیرد و ۳۷٪ معتقدند ایران باید بدون توجه به قوانین بین المللی به تنهایی مدیریت تنگه هرمز را برعهده بگیرد و کشور عمان در این زمینه نقشی نداشته باشد.

 

همچنین ۷۵٪ از مردم معتقدند ایران باید کنترل خود را بر تنگه هرمز حفظ کند؛ حتی اگر این کار منجر به شروع مجدد جنگ شود.

این میزان نسبت به اردیبهشت ماه، افزایش ۸ درصدی داشته است.

 

نتایج این نظرسنجی در مرداد ۱۴۰۵، از افراد بالای ۱۸ سال سراسر کشور و در بستر پانل ملی متا جمع‌آوری شده است.

هتک حیثیت افراد، کجروی است!

پیش از این درباره خطر کُندروی در پایان بندی بازدارنده جنگ نوشتم؛ اما از هتک افراد به نام نقد هم حذر دادم!

 کسی به اشتباه انتقام رهبری را با قیمت پوشک در جمله ای مقارن کرده؛ توبیخ او با کارهای سخیف ، مصداق کجروی است.

 این هرگز سرعت و سبقت در صراط مستقیم انقلاب اسلامی نیست.

در اصل ۳۹ قانون اساسی آمده:

«هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت ، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است».

کسی که هیچ حکم قانونی برایش صادر نشده، به طریق اوْلیٰ، هتک حرمتش جایز نیست و حتی مجازات دارد!

روایات اسلامی و تعالیم اخلاقی در اینباره بسیار است.

این کجروی ها نه فقط خلاف اخلاق و قانون که مضرّ به جریان انقلاب و لکه ناجور در بعثت پاکیزه خیابان است.

کسانی که دستشان می رسد منع کنند.

چه بسیار حرف حقی که با روش باطلی، زمین خورده و مردم را منزجر کرده؛ و چه بسا باطل آراسته ای که فریب داده و فراگیر شده است!

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۶/۸

امروز کُندروی خطرناک تر از تُندروی است!

در فضای سیاسی ما «کُندرو» برچسب نشده، اما سالهاست به جا و بی جا برچسب تندرو استفاده می شود.

قرآن به عکس، کُندروی را هشتگ می کند:

«وَ إِنَّ مِنْکُمْ لَمَنْ لَیُبَطِّئَنَّ…

یقیناً گروهی از شما کُندرو هستند»!

خصوصیت قرآنی اینها چنین است: آسیب های جنگ را وجه مشروعیتِ کُندروی خود می کنند و می گویند: خدا به من لطف داشت که با مجاهدین حاضر نبودم!( آیه ۷۲ نساء)

در ایرانِ ما این تیپ بین مسئولیت های دولتی و حاکمیتی و برخی مطبوعات و رسانه های وابسته بدانها توزیع شده است! بالتبع جای مردم هم سخن می گویند.

«اگر هزینه های جنگ را می دانستیم، غنی سازی را میدادیم بره»!

«خواهان انتقام رهبریم اما قیمت پوشک…»

و…

در خبرها هر دم از این باغ بری می رسد!

چرا اینها خطرناکترند؟!

نه فقط به خاطر خیانت به آرمانها!

به خاطر ضربه به منافع ملی و حقوق ملت!

اگر جنگهای پیامبر(ص)،«جهاد ابتدایی» بود، جنگهای ما همه «دفاعی» است!

مقابل تجاوزی که قصدش حتی بیشتر از براندازی بوده و تجزیه ایرانْ جان را نشانه گرفته بود، ببینید این ادبیات بدیم بره چه می کرد؟!

واقع بینی در امور سیاسی _نظامی نشان می دهد: گاهی سرعت و تندی به احتیاط نزدیک تر است و گاهی صلاح در تأخیر انداختن و درنگ کردن است.

تُندروهای دیروز ( که نوعاً الان کُر کُندروی در جناح های سیاسی شده اند) در حدود ۴۰سال رهبریِ قائد شهید، چندین بار می خواستند ما را بی جا وارد جنگ با آمریکا کنند! در جنگ کویت،(وقتی صدام را خالدبن ولید می خواندند)، در جنگ عراق و افغانستان و…

اما رهبر شهید این مواجهه حتمی را تا وقتی مناسب، تأخیر انداخت تا در عقلانیت بین المللی، دفاع از خود تلقی شود و هم دوره ایران قویِ موشکی باشد؛ تا نتیجه ای که می بینیم رقم بخورد.

در این روزها که سرعت و تندی برای «پایان بندی عزتمند جنگ» بهتر از کُندی و تعلل است؛ این قماش حالت «نه جنگ نه صلح» را با کُندی خود ابقاء می کنند! یا بازنده نظامی را در دیپلماسی برنده می کنند!

«مسئولینِ تأمین تاب آوری مردم» وقتی خود بی تابی کنند و به جای سرعتِ اقدامات (عملیاتی و دیپلماسی) برای «پایان بندی بازدارنده»، با کُندروی فقط آمار اصابت ها و آسیب ها را فهرست کنند و تمثال آیه ۷۲نساء شوند، مردم شکایت کجا برند؟!

امیرالمومنین(ع) بهترین مدیر و هم سردار خود را دقیقاً با توازن همین دو مفهوم ستود.

درباره مالک اشتر فرمود:

 فَإِنَّهُ مِمَّنْ… وَ لَا بُطْؤُهُ عَمَّا الْإِسْرَاعُ إِلَیْهِ أَحْزَمُ، وَ لَا إِسْرَاعُهُ إِلَى مَا الْبُطْءُ عَنْهُ أَمْثَلُ:

او از افرادى نیست که کُندى کند جایى که شتاب دوراندیشانه تر است، و شتاب نماید جایى که کُندى لازم تر است».(نامه ۱۳)

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۶/۶

چه گاه؟!

ویدئو: «فتح مبین مربوط به احد و بدر و خندق و تبوک نیست مربوط به صلح حدیبیه است.

گاهی ثمرات مصالحه درست از صدها جنگ بیشتر است»

 

سخن درست و دقیقی است.

اما چه گاه؟!

پاسخ در همان فتح مبین قرآن است:

وقتی صلح در «نظم محمدی» باشد؛ نه نظم سفیانی!

 

ماجرا اینقدر «مبین»(روشن) بود که «تبیین» (توضیح) نمی خواست:

  • ۵ق پیروزی در جنگ احزاب و شکست بزرگترین ائتلاف حجاز علیه رسول الله(ص)
  • ۶ق قرار داد حدیبیه و مهلت ده ساله
  • ۷ق فتح خیبر و اخراج شهرک نشین های یهود
  • ۸ق فتح مکه بدون جنگ و سقوط کامل و بیّن نظم جاهلی .

هرکس از تشکیل تنها حکومتِ حجاز در مدینه توسط پیامبر (ص)، تا بدر و احد و… را ببیند،واضح است: پیامبر(ص) دارد مقابل نظم جاهلی، نظمی می سازد . در جنگ احزاب مقابل «همه کفرِ مؤتلف»، پیروز می شود.

فقط مکه مانده که فعلا برای حج می رود.

در قرارداد حدیبیه، قریشِ رو به زوال، درون نظم محمدی ، مهلت ده ساله می گیرد نه بالعکس!

با نقض هم پیمان قریش، تفاهمنامه، باطل و مکه بدون جنگ فتح می شود و نظم محمدی کامل می شود .

این است فتح مبین!

 

در روزگار ما «برجام» به حدیبیه تشبیه می شد؛ که فتح مبین اش معلوم شد!

 

«تفاهمنامه» هم نقض اش، جبرانی برای «مذاکره دوباره» می خواهد؛ نه «دستور فتح مکه»!

 

«رضایت به بقاء» در «نظم استعماری منطقه»، همراه با «احتمال تجاوز مجدد و مکرر»، هرچه باشد حدیبیه نیست!

 

«فتح مبین» اینجا «ساخت نظم جدید اسلامی ایرانی» با ابزار تنگه هرمز، «اخراج آمریکا» و «زمینه زوال اسرائیل» است!

آدرس آن را بدهید!

 

 

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۶/۱

ارزش امضای ترامپ!

در جاهلیت اُولیٰ پیمان شکنان با دست بیعت می کردند و هر وقت می خواستند از آن تعهد در آیند با بی ادبی بادی از خود خارج می کردند که نماد خروج از تعهد بود!

 

در ارتجاع جاهلی بعد از رسول الله (ص)، مروان حکم یکی از آنها شد!

با علی (ع) بیعت کرد، اما با ناکثین(عهد شکنان) خروج کرد و در جنگ جمل حاضر شد!  اسیر شد، وقتی نزد حضرت امیر(ع)  شفاعتش کردند، حضرت او را آزاد کرد. حالا آمد دوباره بیعت کند! حضرت فرمود: مگر بعد قتل عثمان بیعت نکرد؟!

دست بیعت او را نپذیرفت و همان مثَل جاهلیت را برایش به کار برد:

إِنَّهَا کَفٌّ یَهُودِیَّهٌ لَوْ بَایَعَنِی بِکَفِّهِ لَغَدَرَ بِسَبَّتِهِ:

یعنی بیعت و تعهد او، دست خیانتکار یهودی است که اگر با دست بیعت کند با مقعدش خیانت می کند( تعهد را می شکند)!

 

حالا یکی باید به آقای خاتمی بگوید، امضا و تعهد ترامپ همان «کَفٌّ یَهُودِیَّهٌ» جاهلیت مدرن است.

از قضا از بدو تشکیل ایالات متحده تا کنون رئیس جمهوری بدعهدتر از ترامپ نیامده است!

اسوشیتدپرس خروج از ۶۶ پیمان بین المللی او را گزارش کرد!  دنیا _غیر از برخی روشنفکران ما_ او را به نقض پیمان و بدعهدی می شناسد.

 

درباره ما، نه فقط او بود که از تعهد برجام بیرون آمد؛ بلکه درباره همین تفاهم نامه مورد افتخار آقای خاتمی هم رسماً گفت: «از نظر من، تفاهم‌نامه تمام شده است و دیگر نمی‌خواهم با آنها معامله کنم»!

کاش آقایان بوی گَند خیانتهای ترامپ و «لَغَدَرَ بِسَبَّتِهِ» را هم می بردند!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۵/۵/۲۹

نامه جمعی از فعالین اجتماعی به نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی درباره ضرورت بازسازی مقاومت اجتماعی

ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

نمایندگان محترم ملت ایران

با سلام و احترام

در شرایطی که کشور با فشارهای اقتصادی، تورم بالا و پیامدهای ناشی از وضعیت جنگی و نااطمینانی‌های خارجی روبه‌رو است، حفظ امنیت معیشتی مردم به یکی از مهم‌ترین الزامات مقاومت اجتماعی و پایداری اقتصادی تبدیل شده است.تجربه‌های تاریخی و جهانی نشان می‌دهد که در دوره‌های جنگ و بحران، دولت‌ها ناگزیرند برای حفاظت از زندگی روزمره مردم، نقش فعال‌تری در تنظیم بازارهای حیاتی ایفا کنند. افزایش شدید هزینه‌های زندگی، به‌ویژه در حوزه کالاهای اساسی و مسکن، فشار قابل‌توجهی بر خانوارهای کم‌درآمد و طبقه متوسط وارد کرده است.در چنین شرایطی که کشور و جامعه بیش از هر زمان دیگری به نمایندگی شدن در میدان سیاست نیاز دارد. بر این اساس تصمیم به تعطیلی طولانی مدت «رأس امور»، تصمیمی توجیه‌ناپذیر بوده و امید است که هرگز تکرار نگردد. اکنون که پس از مدت‌ها مجلس کم‌وبیش از تعطیلی خارج شده است لازم است در این موقعیت ویژه، از ظرفیت‌های قانونی خود برای نمایندگی خواست عمومی استفاده کرده و اقداماتی فوری برای محفاظت از معیشت و زندگی عموم مردم و تقویت مقاومت اجتماعی کشور در نظر گیرد…

اسامی امضاکنندگان: سیدعلی موسوی، سیدسعید لواسانی، محسن قنبریان، علیرضا میرغفاری، شهاب اسفندیاری، محمدرضا قائمی نیک، سعید شعرباف، جمال یزدانی، رقیه فاضل، روح‌الله رشیدی، میثم مهدیار، مجتبی نامخواه.

ژنومِ بعثت 

از ۹اسفند،تجمعات خیابان،«نمود بعثت مردم» شد؛ که از دو حیث قابل بررسی است:

الف) تطوّر مضمون و شعارهای اصلی:

مثلا مضمون  ۳۹روز اول، پشتیبانی از میدان و حفظ امنیت شهر، در «نماد پرچم» بود.  از آتش بس، توجهات به ضلع دیپلماسی معطوف و «پلاکارت» کنار پرچم شد و هکذا…

ب) به لحاظ کمیّت و کیفیت حاضران:

 این بُعد با مطالعه موردی پیمایش متا در بازه زمانی اسفند و فروردین مورد توجه یادداشت است.

کمیّت این حضور

مورد مطالعه، تا ۲۹ فرورین را سنجیده، که کمیت حضور رو به رشد بوده و ۵۳٪ گفته اند در این تجمعات شرکت کرده اند.

کیفیت و ترکیب حاضران:

در بازه مورد مطالعه، گونه های مختلف مردم حاضر بوده اند مثلا ۳۴٪ از کسانی که در انتخابات ۱۴٠۳ شرکت نکرده اند هم اظهار داشته اند در تجمعات شرکت می کنند.( بخشی از ۵۳٪ اند).

فرق یک بعثت و خیزش اجتماعی با تجمعات صنفی و حتی سیاسی، اثر گذاری بر طیف های خاموش اجتماعی است.

چیزی که در ادبیات قرآنی «انبعاث» خوانده می شود. انبعاث،«باب انفعال» با معنای  مطاوعه و اثر پذیری است.

«اثرپذیری از بعثت را انبعاث می گویند».

در بازه زمانی مورد مطالعه، ۴۱٪ از کسانی که در خانه اند و در تجمعات حضور مستقیم ندارند با این تجمعات ( که مضمون آن ایامش امنیت داخلی کشور است) موافق اند.

جمع بندی:

به لحاظ مبانی، «یک حرکت عمومی» یا بعثت، غیر از برخورداری از کمیّت بالای همراهان، میزبان طیف های دیگر و اثر گذاری بالا بر طیف های خاموش است.

«خیابان» خود می تواند بهترین مراقب بر این ارکان باشد.

مرتبط:  علاج در «مردم» است!    /  تجمعات و تورم!

محسن قنبریان ۱۴٠۵/۵/۱۶

اقلاً همه امکان های روابط خارجی را آمریکایی نکنید!

یک حداقلِ اجماعی :

بعد از عهد شکنی و خروج آمریکا از برجام، «سیاست گردش به شرق»، به عنوان «امکانی غیر آمریکایی» در دیپلماسی اقتصادی دنبال شد.

اقلا در نظر، نمودهای این سیاست (عضویت در بریکس و شانگهای و…) مورد اجماع طیف های مختلف شد.

برخی امکانها :

تحریم گریزی ایران با تحریم ناپذیری چین

جایگزینی CIHPS به جای سوئیفت آمریکایی

جایگزینی بانک توسعه آسیایی به جای بانک جهانی

و بیشتر

 

یک حداکثرِ کمتر دیده شده:

پس از ۳بار بمبارانِ میز مذاکرات، برخی حتی برای پایان بندی عزتمندانه جنگ هم، نظرشان «ساخت امکانهای غیر آمریکایی» به جای دوباره تجربه کردن آمریکا شد!

دامنه این رویکرد تا نظمی تازه با استفاده از مدیریت تنگه هرمز برای ضربه به پترودلار و نظم آمریکاییِ خلیج فارس کشیده می شد.

نظریه پردازی های خوبی هم شد که در دوگانه مذاکره آمریکایی_جنگ ممتد دیده نشد!

اشاره وار:

«تنگه هرمز، کانون حکمرانی آینده»( گزارش ۱۷ طرح سیاستی از ۱۳اندیشکده)

گزارش سیاستی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)

پترودلار و ضربه به آن (یادداشت)

یادداشت استرن درو

 

 

رئیس جمهور محترم در پیام اخیرش فقط به تفاهم نامه ی نقض شده با تجاوز جدید برنگشته، آن را «مرکز ثقل روابط خارجی آینده» دیده است!

یعنی نه فقط در جنگ اخیر، امکانهای غیر آمریکاییِ طراحی شده ی جوانان خود را ندیده؛ بلکه بقیه امکانهای روابط خارجی ما و اجماع سابق را هم ذیل امکان آمریکایی می بیند که جز امضای خودش دیگر هیچ اعتباری برایش نمانده است!

 

محسن قنبریان

غایت زیارت اربعین؛ مشارکت در عاشورا!

برای داشتن ناب و خالص هرچیز باید نمونه اصلی و اصیل آنرا دید. چه بسا گوهرهایی که در طول تاریخ دچار ناخالصی و شوائب شوند!

نمونه اصلی زیارت اربعین، همان اربعین اول است. زیارت جابرانصاری و عطیه کوفی در آن روز قطعی است.

جابر از صحابه رسول الله(ص) و صاحب سرّ اهلبیت و صدیقه طاهره(س) است. عطیه نیز از فقها و مفسرین امامی کوفه است. راوی احادیث از جمله خطبه فدک و صاحب ۵ جلد تفسیرقرآن است. این دو شخصیت موجه شیعی اولین زیارت اربعین را بنیان نهادند[۱].

نکته مهم و حائز اهمیت جمله جابر پس از زیارت سیدالشهداء و شهدای کربلاست که با قسم گفت: والله لقد شارکناکم فیما دخلتم فیه! به خدا سوگند ماهم در آنچه شما داخلش شدید(عاشورا) شریکیم!

عطیه هم مثل من و شما از این ادعا تعجب کرد و پرسید: جابر! چگونه ما با آنها شریکیم در حالیکه در دره ای فرو نرفته، بر کوهی بالا نرفتیم و شمشیری نزدیم؟! در حالیکه اینها بین سرها و بدن هایشان جدایی افتاده و فرزندانشان یتیم و زنانشان بیوه شدند!

پاسخ جابر این بود: عطیه! از حبیبم رسول الله شنیدم که می فرمود: هرکس قومی را دوست بدارد با آنها محشور است و هرکس عمل قومی را دوست بدارد شریک عمل آنهاست! به خدایی که محمد(ص) را به حق مبعوث کرد نیت من و همراهانم بر همان جاری است که حسین(ع) و اصحابش بودند[۲]…!

اگر پاسخ جابر را غیر معصومانه می دانی و حجت بیشتر طلب می کنی ، خطبه۱۲ نهج البلاغه را ببین!

آنجا پس از پیروزی جمل یکی از یاران می آید و می گوید: کاش برادرم با ما بود و پیروزی شما را می دید! حضرت پرسید: میل اش با ما بود؟ گفت : آری! فرمود: پس او در لشکر ماست!

بعد بالاتر فرمود: در همین لشکر(جمل) اند کسانی که الان در اصلاب مردان و ارحام زنان اند؛ زمان آنها را به هم می رساند و با آنها ایمان تقویت می شود!

آخر چگونه “صرف نیّت” و “میل و محبت”، بتواند کسی را هزار سال بعد ملحق به عاشورا یا جمل کند؟!

این که در را برای تنبل ها، محافظه کاران تاریخ و اصحاب قعود باز می کند تا حق ها را یاری نکنند و بعدا با گریه و زیارتی با محبت و نیت، خود را ملحق به آن مجاهدان شهید کنند!!!

درس خوانده هایی هم پیدا می شوند که با مشارب  شبه عرفانی و تصوفی چیزی از محبت و نیت بسازند که با بی عملی و بی تعهدی هم ناسازگار نیاید!

به نظرم پاسخ روشن و همه فهم در خود جابر و عطیه است!

جابر، پسر شهیدی از اُحد و رزمنده ۱۸غزوه با رسول الله و بعدا با امیرالمومنین است.

شواهدی کافی در دست است که اگر یک جامانده از عاشورا، معذور بود، او حتماً جابر بود!

عطیه هم ظاهرا چنین است هم از منتقمین خون حسین(ع) با مختار است و هم در قیام علیه امویان همراه با عبدالرحمن بن محمد بن اشعث می شود. حاضر میشود به دستور حجاج ۴۰۰تازیانه بخورد اما سبّ علی(ع) نکند!

اینها شاید شواهد خوبی برای راستی آزمایی نیت و محبت باشد!

زیارت اربعین -در نمونه اصیلش- غایتش این است که زائر بتواند مثل جابر با صداقت بگوید: ما هم شریک عاشورای شماییم!

لذا:

– نه هر خروج و شورش و تلاشی، کشته اش بدون محبت و پیوند با امام حق(ع) به عاشورا ملحق می شود! چون بدون اعتقاد و نیّت، عمل به کمال نمی رسد.

– و نه هر زائر و محبی که قیامِ عاشورایی را “استثناء” و ماموریت خاص حسین(ع) شمارد و “ادله تقیه” را حاکم همیشگی بر “ادله امر به معروف” و”اظهار کلمه حق نزد جبّار” یا جهاد و دفاع مقدس کند!

البته اگر مجتهد یا مقلّد باشد، ماجور؛ اما ملحق به شهدای کربلا شدنش مشکل بنظر می رسد!

زائران اربعین از حیث باز شدن مسیر کربلا با مجاهدت شهدا، قدردان امام خمینی و شهدایش هستند؛ تو بیشتر قدردان آن مجتهد عارف باش که مسیر عاشورا را باز کرد!

 “بر اساس عاشورا فتوا داد” و جایی که ارکان اسلام در خطر باشد، “تقیه را حرام دانست[۳].” ؛ بعد شرایط جاری زمانش را به درستی به خطر افتادن اساس اسلام دید و فرمود: تکلیف ما را سیدالشهدا معلوم کرده است!

 از اینجا “حکومت ادله تقیه” در فقه برافتاد و فقه مقاومت و مبارزه شکل گرفت و راه برای زائر در جهت  قدم صدق و الحاق به عاشورا باز شد!

محسن قنبریان ۱۴۰۳/۵/۲۸

[۱] اگر زیارت اسرای کربلا در اربعین اول هم ثابت باشد هرچه درباره جابر می گوییم به طریق اولی برای آنها ثابت است.

[۲] متن روایت

[۳] ر.ک : رساله التقیه امام خمینی