اقلاً همه امکان های روابط خارجی را آمریکایی نکنید!

یک حداقلِ اجماعی :

بعد از عهد شکنی و خروج آمریکا از برجام، «سیاست گردش به شرق»، به عنوان «امکانی غیر آمریکایی» در دیپلماسی اقتصادی دنبال شد.

اقلا در نظر، نمودهای این سیاست (عضویت در بریکس و شانگهای و…) مورد اجماع طیف های مختلف شد.

برخی امکانها :

تحریم گریزی ایران با تحریم ناپذیری چین

جایگزینی CIHPS به جای سوئیفت آمریکایی

جایگزینی بانک توسعه آسیایی به جای بانک جهانی

و بیشتر

 

یک حداکثرِ کمتر دیده شده:

پس از ۳بار بمبارانِ میز مذاکرات، برخی حتی برای پایان بندی عزتمندانه جنگ هم، نظرشان «ساخت امکانهای غیر آمریکایی» به جای دوباره تجربه کردن آمریکا شد!

دامنه این رویکرد تا نظمی تازه با استفاده از مدیریت تنگه هرمز برای ضربه به پترودلار و نظم آمریکاییِ خلیج فارس کشیده می شد.

نظریه پردازی های خوبی هم شد که در دوگانه مذاکره آمریکایی_جنگ ممتد دیده نشد!

اشاره وار:

«تنگه هرمز، کانون حکمرانی آینده»( گزارش ۱۷ طرح سیاستی از ۱۳اندیشکده)

گزارش سیاستی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)

پترودلار و ضربه به آن (یادداشت)

یادداشت استرن درو

 

 

رئیس جمهور محترم در پیام اخیرش فقط به تفاهم نامه ی نقض شده با تجاوز جدید برنگشته، آن را «مرکز ثقل روابط خارجی آینده» دیده است!

یعنی نه فقط در جنگ اخیر، امکانهای غیر آمریکاییِ طراحی شده ی جوانان خود را ندیده؛ بلکه بقیه امکانهای روابط خارجی ما و اجماع سابق را هم ذیل امکان آمریکایی می بیند که جز امضای خودش دیگر هیچ اعتباری برایش نمانده است!

 

محسن قنبریان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *