بایگانی برچسب: s

«الهیات اعتراض»

 

نظام ما نظام ارزش‌هاست نظام افراد نیست.

ما اعتراض را باور نکردیم، مثل یک داروی تلخ با آن برخورد می‌کنیم.

حق اعتراض را  به مثابه یک امر پیش‌برنده نگاه نمی‌کنیم، فقط تخلیه روانی جامعه نیست.

تراز کردن جامعه  با ارزش‌هایی است که داریم.

خرج موشک تلقیش نمی‌کنیم که می‌تونه یه ماهواره‌ای رو ببره توی گام دوم انقلاب اسلامی.

برشی از صحبت‌های «حجت‌الاسلام استاد محسن قنبریان» در نوزدهمین نشست رسالات

بشارت نیمه شعبانیِ دهه فجر!

آیه ۱۸سبأ: «میان آنان و میان آبادی هایی که در آنها برکت نهادیم، آبادی هایی متصل به هم قرار دادیم، و در میان آنها مسافت را، به اندازه، مقرر داشتیم. در این [راه‌]ها، شبان و روزان آسوده‌خاطر بگردید».

آیه از متشابهات است.

به حسب روایات: «قریه های مبارک» اهلبیت (ع) و برای ما حضرت مهدی (ع) و دولت کریمه اوست.

اما «قریه های ظاهری» کدامند؟!

فرمود: «القرى الظاهره الرسل و النقله عنا الى شیعتنا و فقهاء شیعتنا الى شیعتنا: [دوره اول] ناقلین حدیث به شیعیان و [دوره بعد] فقهای شیعه»

گرچه اینها معصوم نیستند و حتی برخی خیانت کرده و «عالمان درباری» می گردند!

این قدر که توسط امام(ع) «بدترین مردم» خطاب می شوند!

 اما عموم خُدام و برپاکننده تعالیم اهلبیت چنان نمی شوند.

 امام زمان (ع) هم در پاسخ محمد صالح همدانی نوشت: خُدّام و قُوّام واقعی، «قریه های ظاهری» در آیه ۱۸سبأ هستند.

اگر به حسب اجتهاد فقهای مبرّز شیعه، «دولت فقهاء» مشروع و «وراثتشان از انبیاء» بود،«دوره سوم» این قریه های ظاهری، حکومت فقهاست.

چیزی که نظریه اش از شیخ مفید در بین برخی فقها بود و امام خمینی آن را محقق کرد.

«سیر در قریه های ظاهری» برای رسیدن به قریه مبارک مهدوی، «تقدیر الهی» است. (قدّرنا فیها السّیْر).

این سیر و حرکت، شب و روز و «فراز و فرود» دارد (سیروا فیها لیالی و ایاماً)؛ انقلاب و نظام، جنگ و صلح و… دارد؛ اما «امنیت آن تضمین شده است» (سِیرُوا… آمنین)!

محسن قنبریان /نیمه شعبان/ حرم رضوی

سخنرانی/ شرح خطبه ۲۱۶

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسهٔ نوزدهم | ۱۰ بهمن ۱۴۰۴پ

حجت الاسلام محسن قنبریان | قم؛ هیئت راه فاطمه

دانلود سخنرانی «شرح خطبه ۲۱۶» | “دانلود از پیوند کمکی

خطّ بطلان بر فرهنگِ تملّق؛ آدابِ تعاملِ علوی میان حاکم و مردم

جلسهٔ نوزدهم و پایانی از سلسله‌مباحثِ شرح خطبهٔ ۲۱۶ نهج‌البلاغه، بر آخرین فرازهای این خطبهٔ شریف تمرکز دارد؛ جایی که امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در پاسخ به مدح و ثنای افراطیِ یکی از یاران، اصول بنیادینِ «فرهنگ گفت‌وگو با حاکم» را تبیین می‌فرماید. ما در این بخش با دستوری مواجه هستیم که نه‌تنها یک توصیهٔ اخلاقی، بلکه فرمانی حکومتی برای تنظیمِ روابطِ متقابل میانِ «امام» و «امّت» است. حضرت در این فراز، خطِ بطلانی بر فرهنگِ تملّق و استبدادپذیری می‌کشد و راه را برای نقدِ سازنده و تعاملِ بی‌لکنت هموار می‌سازد.

 

۱. فرهنگِ گفت‌وگو و تعامل میانِ حاکم و مردم

۲. درمانِ تکبّر: انحطاط إلی‌الله و شهودِ عظمت پروردگار

۳. جامعهٔ مقدّس: امنیتِ بیان برای طبقهٔ فرودست

۴. پرهیز از رفتارهای متظاهرانه و تملّق‌آمیز

۵. خطرِ «جبّاربودن» برای عالمانِ دینی

۶. تواضعِ معصوم: من فراتر از خطا نیستم!

۷. احکامِ فقهیِ «تشبّه به جبّاران»

۸. نقدِ استقبال‌های تشریفاتی

۹. نتیجه‌گیری

ادامه خواندن سخنرانی/ شرح خطبه ۲۱۶

جشن و جنبش انقلاب اسلامی

سالها قبل دهه فجر پیشنهاد می کردم جای سوت قطار و زنگ مدارس و حتی جشن های کم مایه، «جنبش انقلاب» را احیا کنیم!

جنبش انقلاب، مثل عدالتخواهی، آزادی خواهی و…

 

ببینیم چگونه سالهای منتهی به انقلاب ضریب جینی (فاصله فقیرترین و ثروتمندترین) و همچنین سهم ۱۰٪ ثروتمندترین به ۱۰٪ فقیرترین به اوج می رسد؟!

و چگونه انقلاب اسلامی این دو را پایین می کشد؟!

این جای جشن انقلاب است.

 

و ببینیم چگونه در سالیانی و با سیاستهایی دوباره این دو بالا می کشد؟!

رهبر انقلاب اسلامی هم بیش از ده بار در دهه اخیر از عقب ماندگی عدالت می گوید و عذر خواه مردم و امام زمان می شود!

و این جای جنبش انقلابی است.

 

جنبشِ عدالت، احیا و استمرار انقلاب است.  به ضرر هیچ کس جز جریان های ضد عدالت نیست و بیش از جشن های کلیشه ای و نوعاً کم مایه حال مردم را خوب می کند؛ به خصوص که مصادف با میلاد کسی است که وصف غالب او در میراث دینی «یملأ الارض قسطاً و عدلاً»  است.

 

محسن قنبریان ۱۲بهمن ۱۴۰۴

«خامنه ای» نه مورد مذاکره، نه تفدیه!

در آستانه جنگ ۱۲روزه، نتانیاهو رهبر انقلاب اسلامی را در لیست ترور نهاد؛ اما ترامپ آن وقت حرفش این بود: «ما او را هدف قرار نمی دهیم، حداقل فعلاً»!(خرداد۱۴۰۴)

تیرماه هم منّت نهاد که: «او را از مرگی (…) نجات دادم»!

بعد از جنگ معلوم شد که نتوانسته اند نه نخواسته اند!

افشا شد با مقامات سیاسی و نظامی تماس هایی گرفته شده بود که ایشان را رها کنند و خود را نجات دهند؛ اما از هیچکس پاسخ مثبت نگرفتند!

۶ماه بعد، «ماجرای ربودن مادرو» با دسیسه در اطرافیان، نشان داد چه نحوه خیالاتی در سر دشمن می گذرد[۱]!

اما این بار ترامپ است که رسماً هدف را رهبری ایران قرار داده : «زمان آن رسیده است که به دنبال رهبری تازه در ایران باشیم»!(دی۱۴۰۴)

فارین پالیسی درباره نوع حمله احتمالی آمریکا به ایران نوشت: «تندروهای آمریکا و اسرائیل در رویای حمله ی «قطع سر» به سبک حزب الله هستند، حمله ای که آیت الله علی خامنه ای و رهبران ارشد نظام و سپاه پاسداران را از میان بردارد»!

قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریسم توسط اتحادیه اروپا هم مجوّزی برای چنین اقدامی است!

چنانچه فروردین ۹۸ دولت آمریکا اول سپاه را در لیست تروریسم قرار داد تا بعد ترامپ، فرمانده عزیز سپاه قدس را  در دی ۹۸ ترور کند!

صریح بگویم: این لشکر کشی بی سابقه برای یکی از این دو معامله است:

یا رهبر انقلاب اسلامی، از مطلق هسته ای و قدرت موشکی(تهدید اصلی اسرائیل) دست بردارد؛ یا ملت ایران از ایشان و فرماندهانش!

شعار این سالهای اغتشاشات هم جاده صاف کن این طرح بوده است. چیزی که تروریست ها جار زدند، ممکن است این روزها با زبان دیپلماسی، ایران دوستی، واقع بینی و…بیان شود.

نقش آیت الله خامنه ای در «اصالتِ» نظام اسلامی که معلوم است. این که چنین روشی برای تغییر رهبر -حتی اگر یک آیت الله یا سران سابق و حاضر را مثل ونزوئلا جایش بگذارند- فقط یک «رژیمِ آمریکایی» می سازد، بی نیاز از توضیح است.

اما اینکه «بقای تمامیت ارضی ایران» هم در این شرایط بسته به «وجود ایشان» است، شاید نیازمند تبیین شود.

ساختن دوگانه غلطِ انتخاب بینِ «ایران یا خامنه ای»، در صدای طبلِ جنگ و ارعاب از سوی دشمن بعید نیست!

تجربه جنگ ۱۲روزه نشان داد مشکل اصلی اسرائیل، «کشور بزرگ و مستقل ایران» است.

کشوری که در تاریخش با وجود عدم تجاوز به هیچ کشور دیگر، در قرون اخیر «کانون دائمی جنبش ها و انقلاب های ضد استعماری» بوده و در همه آنها هم «رهبری با روحانیتِ انقلابی» بوده است.

 پس چاره استعمار نه حکومت های دست نشانده بلکه فقط «تجزیه ایران» شده است. هر طرح و حرف دیگر، «پوشش» برای «گذار به تجزیه» است.

خامنه ایِ عزیز باید بسیار به خود مباهات کند که امروز او نه فقط «تجسّم یک اسلام ضد آمریکایی-اسرائیلی» که «نماد تمامیت ارضی ایران» هم هست.

 اگر ترور ایشان در تیرماه ۶۰  –به تعبیر خودشان– مصداقِ «سر خُمّ مِیْ سلامت، شکند اگر سبویی» بود؛ تفدیه (فدا کردنِ) ایشان در شرایط جاری -خدای نکرده- مصداق «آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت» خواهد شد!

لذا غیر از مقامات سیاسی و نظامی بر تمامی آحاد ایرانیان لازم است در این شرایط ابوذر وار [۲]بدون لکنت به این واقعیت شهادت دهند و یک بار دیگر حماسه اتحاد مقدس خود در جنگ ۱۲ روزه را به رخ کشند.

محسن قنبریان ۱۰بهمن۱۴۰۴

[۱] از اینجا تدبیر ویژه رهبری در توافق و همدلی بی نظیر مسئولان بلند پایه در این دوره -با وجود برخی انتقادها- بیشتر فهمیده می شود.

[۲] ابوذر از اولین اسلام آورندگانی است که در دوره دعوت پنهانی و تقیه مسلمین، سه روز پیاپی در مسجد الحرام  کنار حلقه مشرکان و سخره کنندگان رسول الله(ص)  با صدای بلند شهادت به توحید و رسالت محمد(ص) داد. هر بار کتک خورد اما کوتاه نیامد.

سخنرانی/ شرح خطبه ۲۱۶

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶
جلسه هجدهم | ۳ بهمن ۱۴۰۴
حجت الاسلام محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه قم

حاکم نباید ثناء را دوست داشته باشد!

  1. درباره کار نکرده ، عنوان «مدح من لایستحق»/ مبنای درست فقهی
  2. درباره سجایا و کارهای انجام داده ، «فلاتثنوا علیَّ»!

چرا؟! «لإخراجی نفسی الی الله و الیکم…»: بخاطر اینکه خودم را برای خدا و شما قرار داده و برخی حقوق باقی مانده!!!

نکته توحیدیِ «الی الله و الیکم»!

با این اوصاف که چنین حاکمی سزاوارتر برای مدح و ثناست! چرا نه؟!

چون وظیفه واجبش را انجام داده!

به تعبیر کاشف الغطا، واجب مِلک خداست و به دیگری فروخته نمی شود!

توجه: کدام مدح منظور نیست؟!

  1. مدح در ولایت باطنی و تکوینی -که امام(ع) مظهر اسمای حسنای الهی است- منظور نیست. آن جامعه کبیره است و تنها راه خداشناسی.
  2. مدح سیره سیاسی و اجتماعی امام (ع)نیست که از باب وجوب تأسی، لازم است.

پس اگر مدح حضوری و تملق حاکمان عادل نه، برای آنها چه باید کرد؟!

کمک در انجام آن وظیفه!

مدح مذموم ایستادن رو به حاکم است اما دفاع از او مقابل دشمن یا از بین بردن موانع اطاعت او ممدوح است/ سیره یاران از حضرت زهرا(س) تا عمار و نجاشی شاعر و زنان مدافع

مهمتر از آن عهد خون در یاری است/ گریز به تهدید جان رهبری توسط دشمن

دانلود سخنرانی «شرح خطبه ۲۱۶» | “دانلود از پیوند کمکی”

ادامه خواندن سخنرانی/ شرح خطبه ۲۱۶