بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

مصلحت نظام یا مصلحت آدم‌ها؟!

 ‌

دو جمله در تعریف نظام:
۱.”نظام اسلامی یعنی چه؟! یعنی منبع تقنین و معیار و ملاک اجرا و ارکان تصمیم گیری در کشور معلوم شد چیست.”(رهبر انقلاب۸۴/۶/۸)
۲.”نظام جمهوری اسلامی، مادامی که با انقلاب همراه است نباید لحظه ای تصور کند که تهدیدی متوجه آن نیست. خدا نکند آن روزی که سرنوشت جامعه ما و انقلاب ما(…)به آنجا برسد که جمهوری اسلامی از انقلاب جدا بشود و انقلاب اسلامی دیگر با آن نباشد! اگر فرض ما این است که جمهوری اسلامی را توأم و آمیخته با انقلاب اسلامی فهمیده ایم و قبول کرده ایم و قبول داریم پس بایستی فرض ما بر این باشد که دشمنی و تهدید برای انقلاب -که مثل روحی در کالبد این جمهوری وجود خواهد داشت- همواره متصور است…”(۶۸/۴/۱۹)

https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2135

مطالب مرتبط:

مصلحت اینجا، مصلحت آنجا، مصلحت همه جا!

بررسی صلاحیت ریاست جمهوری و استیضاح قانونی مجلس پیشکش؛ برای کسی که فرق حُر و حرمله و فرق توبه و حوبه(=گناه) را تشخیص نمی دهد چگونه احراز اجتهاد برای خبرگان شده است؟!
چگونه این سالها با این همه برداشت سخیف و سطحی از اسلام و تاریخ اسلام هیچوقت اعتبار نامه علمی اش توسط اعضای خبرگان مورد چالش واقع نشده است؟!

همه راه حلها به بن بست مصلحت بافی ختم میشود!

خودش علیرغم وظیفه قانونی بخاطر حکم ریاست نخوردن، از بعد آقای رفسنجانی، مجمع تشخیص شرکت نمی کند؛ بخدا اگر خبرگان هم اعتبارنامه اش را رد میکرد کشور آشوب نمی شد!

چرا نمای همه نهادها را بی خاصیت و دورهمی می کنیم؟!

انتخابها و ظهور؛ آنجا که باید کامل دید!

برخی مخاطبان متخلّق تذکر دادند که عنوان: همه راست را نمی گوید؛ نوعی اتهام به استاد پناهیان است که انگار ایشان آگاهانه و متعمدانه قسمی از راست را نمی گوید!
چنین چیزی منظور نگارنده نبوده است لذا با قدردانی از حق بزرگ ایشان گردن جامعه مذهبی و عذرخواهی از ایشان وتشکر از آن مخاطبین ، عنوان یادداشت به :

انتخابها و ظهور؛ آنجا که باید کامل دید!

تغییر یافت.
تکیه گاه اصلی یادداشت این است که انتخابات یک فعل متصل چند وجهی است؛ نه افعال متکثر و بیگانه از هم ، که بتوان یکی را تصحیح و از دیگری غفلت کرد. فقط توصیه به بهتر رای دادن مردم بدون تصحیح فرآیندهای شمارش شده بی ثمر یا کم ثمر است.

عدالت اولویت دست چندم!

 

حجت الاسلام قنبریان: شما به دولت‌های اول جنگ تاکنون نگاه کنید هر کدام اولویتی غیر از عدالت داشته‌اند به جز یک دولتی که لااقل شعار عدالت را داد مابقی دولت‌ها چنین اولویتی نداشتند.

بدنه انقلابی هم سعی نکرده که موضوع عدالت را در اولویت اول خودش قرار بده!

خطر اولویت دست چندم شدن عدالت !

“نباید ارزش عدالت به عنوان یک ارزش درجه دو کم کم در مقابل ارزشهای دیگر به فراموشی سپرده شود؛ در نظام ما این خطر وجود داشته است”(رهبر انقلاب۸۴/۶/۸)

عدالت نه فقط در دولتها و بدنه انقلابی بلکه چنانچه می بینید در بین عموم مردم هم درصد بالای اولویت و اولویت قاطع برای دولت آتی را ندارد!

در حالیکه نقش دولتها در عدالت اجتماعی قابل مقایسه با قضایی و… نیست
چنانچه در ویدئو اشاره شد:
تخصیص سالانه بیش از هزارهزار میلیارد بودجه میتواند توازن امکانات در استانها یا نقض اصل۴۸ قانون اساسی و تقسیم ایران به استانهای بهره مند و نابهره مند را موجب شود!
فقط سالی ۴۰۸هزارمیلیارد از بودجه عمومی برای حقوق و دستمزد است اگر مثلا ۱۲۸هزار نفرحقوق نجومی بالای ۲۰میلیون بگیرند ظرف چند سال چه فاصله طبقاتی پدید می آید؟!

مردم‌سالاری دینی

امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر:
منحصراً توده مردم اند که: ستون دین(در تحقق اجتماعی اش) و جمعیت مسلمانان (همان جماعت و سواد اعظم) و ساز و برگ دربرابر دشمنان اند.
پس باید گوش طاعتت(صِغوُکَ) متوجه آنها و تمایلت به آنان باشد”(نامه ۵۳ نهج البلاغه).

اصغاء، گوش دادن با اطاعت است. فرمود: فَلیَکُن صِغوُکَ لَهُم!
این یک سند معتبر بر مردم سالاری دینی است.

امام خمینی فرمود: این ملت است که‏‎ ‎‏آمد شما را از این همه گرفتاریها بیرون آورد و آورد و با رأی خودش، مجلس درست‏‎ ‎‏کرد و جمهوری اسلامی را تنفیذ کرد و رئیس جمهور درست کرد و آنها هم دولت‏‎ ‎‏درست کردند. همۀ چیزهایی که ما داریم از این مردم است، خصوصاً از این مستضعفین.(۶۰/۸/۲۳)

موضع اهلبیت با دو افراط در مواجهه با فقر اجتماعی!

  1. مواجهه اول: کمک به فقرا را وجه الهدایه به ایدئولوژی خاصی میگیرد!روش تبشیری های مسیحی و مبلغین جدید وهابی که رفع نیاز مناطق محروم را به مسیحی سازی یا وهابی سازی آنجا گره میزنند.
    اصرار و تعمّد اهلبیت در کمک گمنام و ناشناس برای این بود که رفع نیازهای ضروری یک انسان را وجهی برای هدایت او به دین و مذهب حق قرار ندهند. وقتی نیازش برطرف شد، آزادانه و مختار مذهب حق بر او عرضه شود (تفصیل این رویکرد را در یادداشت کمک مومنانه غیر ایدئولوژیک بخوانید)
  2. مواجهه دوم: علیه خیریه و کمک های مومنانه است که بیشتر از سوی چپ ها تئوریزه میشود. اینان فقر مردم را گرو برمیدارند تا به نارضایتی ها، ساختارهای سیاسی معیوب را نشان دهند و شورش یا انقلاب گرسنگان علیه سرمایه داری را نتیجه بگیرند(مقاله علیه خیریه را بخوانید)

اهلبیت علیرغمی که اصولی ترین و اساسی ترین جنبش انقلابی علیه نظم اموی و عباسی بودند؛ اما هیچگاه فقر مردم را گرو برای افزایش شعله مبارزه بر نداشتند؛ بلکه همه، اهل خیریه و کمک های مومنانه -بخصوص در زمانه جور- بودند.
در زمان عدل(حکومتشان) تصحیح ساختارها را در اولویت قرار می دادند.

نان شب مردم در مکتب الهی آنان، نه وجه هدایت به مذهب حق است و نه گرو برای تشدید شعله مبارزه علیه نظم سیاسی-اقتصادی نامطلوب.

تبریک سال ۱۴۰۰

امیدواریم که امسال سال اخوت ایمانی و وحدت کلمه و عود به اوایل نهضت باشد. تمام افراد این مملکت درصدد این باشند که خدمتگزاری به اسلام و کشور اسلامی داشته باشند؛ تا اینکه این سال بر همه ما نوروز باشد.

امام خمینی ۶۰/۱/۱

ضرورت خودسازی

من یقین دارم، آن پیرمرد نورانی، معنوی، عالم، زاهد و عارف که این انقلاب با دست توانای او بنا، غرس، آبیاری و میوه چینی شد، اگر در جوانی، آن راز و نیازها و آن عبادتها، تفکّرها و توسّلها را نداشت و آن دل مؤمن و نورانی در او پدید نمیآمد، این کارهای بزرگ از او صادر نمیشد. مرحوم آقای حاج میرزا جواد آقای تهرانی که از علمای بسیار مؤمن، زاهد و خالص بود و در مشهد، بسیاری ایشان را میشناختند، نزدیک سی سال پیش از این، به بنده گفت: «من در جوانی برای تحصیل به قم رفتم و آن زمان، امام را در حرم مطهّر دیدم. نمیشناختم ایشان کیست. دیدم که یک سیّد طلبه جوان و نورانی در حرم ایستاده، تحت الحنک را انداخته، نماز میخواند و اشک میریزد و تضرّع میکند.» حاج میرزا جواد آقای تهرانی میگفت: «من او را نشناخته، مجذوبش شدم و از بعضی پرسیدم این آقای نورانی کیست؟ گفتند این آقا روح‌اللَّه خمینی است. وقتی آقا روح‌اللَّه، در دوره جوانی، آن سرمایه و ذخیره را پدید می‌آورند، آن وقت در سنّ هشتاد سالگی، امام و بنیانگذار حکومت جمهوری اسلامی میشوند.»

(رهبر انقلاب اسلامی۷۴/۹/۱۶)

حداقل حقوق کارکنان برخی شرکتهای دولتی ۲۰میلیون تومان است!
همین شرکت اگر فرضاً در واگذاری ها به بخش خصوصی داده شد، اقل دستمزدِ همان کارکنان میشود حدود ۳میلیون تومان!
یعنی همان کار، همان کارگر، همان شرکت تنزّلی ۱۷میلیونی پیدا می کند!

آیا هنوز هم میشود پذیرفت: این حقوق های غیر متعارف در شرکت های دولتی بخاطر نوع کار یا اهمیت کارگر و کارمندش هست؟!

بر غیر مجاز و تبعیضی بودن این حقوق ها همین مقایسه فرضی کافیست: یک “کار” و یک “کارگر” در یک “کارخانه”، در کارفرمایی دولت و کارفرمایی بخش خصوصی، دو حکم متفاوت می یابد!
یا حقوق کارگر بخش خصوصی باید افزایش یابد یا حقوق کارگر و کارکن(و مدیر) شرکت دولتی هم کاهش یابد.
(یادداشت ریشخند به نهج البلاغه را بخوانید)

اینکه خروج سیدالشهداء، ایام بعثت است و ورود به مکه نیز مصادف با ایام تولد اوست؛ می گوید: قیام حسینی از جنس بعثت و اصلاح امت، کاری پیامبرانه است.
حسینِ مکه و منا، یک تولد جدید است. حسین، ده سال حسن بود و از اینجا تازه میشود حسین!
منزلهای بعد یک به یک رساننده او به عاشوراست که فقط برای اوست!
لایوم کیومک یا اباعبدالله