بایگانی دسته: یادداشتها و مصاحبهها
نگهبان غیررسمی(اجتماعی)؟!
آنچه انقلاب اسلامی بیشتر از یک فقیه متبحر درون ساختار رسمی شورای نگهبان لازم دارد، حوزه علمیه ای قوی درون نهاد اجتماعی(نه سیاسی) است که بتواند نگهبان غیر رسمی نهاد قدرت در تحقق آرمانها و ارزشها باشد.
به تعبیر رهبر انقلاب: حوزه علمیه ای “مستقل از حکومت” اما “همکار آن” باشد. “وابسته به دولت نباشد” اما “به دولت کمک کند”. آنرا “نصیحت و راهنمایی کند و مقررات اسلامی را به آن بشناساند”(۷۴/۹/۱۶).
متاسفانه برخی پیشبران علم در حوزه، “بی اعتناء و بی مبالات در قبال حکومت”؛ و برخی هم در نصیحت و راهنمایی دچار لکنت و تعارف اند؛ و قلیلی هم آنند که باید!
برخی این روزها صرفاً از منفذ قدرت سیاسی، جدایی آیت الله آملی از یکی از ارکان رسمی حکومت را یک پله مانده به آخر و افول ستاره بخت می شمارند؛ اما این آقای آملی است که باید به اینها ثابت کند وفادار به انقلاب و نظام در نهاد اجتماعی حوزه می ماند. با استقلال فکری اش -که شاگردان در او سراغ دارند- با دلسوزی و اخلاص، ناصح و راهنما و نگهبان غیر رسمی(اجتماعی) می شود و مقررات اسلامی را به اجزای حکمرانی می شناساند. ان شاء الله.
آقای آملی تا قبل رد صلاحیت برادرش، ۲۰سال عملکرد شورای نگهبان را قابل دفاع می دید!
برای انتخابات ۱۴۰۰ علیه شورا افشاگری کرد، اعتبارنامه رئیس جمهور منتخب را امضاء نکرد و به دیدار او نرفت(اما دیدار رئیس قضاییه جدید رفت) و حالا هم از شورا کناره گرفت!
هیچ قضاوتی ندارم که حق با اوست یا شورای نگهبان؛ فقط:
اگر ۲۰سال گذشته، موردی مثل آقای علی لاریجانی بوده و ایشان چنین اعتراض پرحجم و پیگیری نکرده، وای بر او! چون حق، فقط وقتی منفعتِ خود و خاندان است، پیگیری شده است! بی صداها و بی صاحب ها محروم مانده و می مانند!
واگر این موردِ برادرش هم مثل رویه همه آن ۲۰سال درباره دیگران بوده، باز هم وای بر ایشان که انتقام فامیلی از نهادهای قانونی میگیرد!
کاش عالمانمان اعتراض خود را صرف حقوق ملت و آرمانها کنند؛ آنوقت به اصلاح امور می انجامد نه صرفاً تعویض آدمها!
محسن قنبریان
موازنه عادلانه!
پیام اجتماعی این بی قراری ها در سمت ها، بخصوص نمایندگی مردم را کاری ندارم!
پیام سیاسی منصب گیری های چند کاندیدای ریاست جمهوری هم فعلا محل بحث نیست!
چنانچه درمورد آقای زاکانی هم عرض کردم باید قانون، موازنه عادلانه ای را تدارک کند:
- یا به اتمام رساندن دوره نمایندگی شرط ضمن رای وکالت شود ؛ یا اگر نماینده مردم میتواند نیمه کاره آن شهر را تا انتخابات بعد بدون نماینده کند، مردم هم بتوانند “در شرایطی”، نمایندگی خود را از مظنونین پُست بیقرار در میاندوره پس بگیرند! (شرایط را قانون معلوم کند)
- نمایندگان مردم در مجلس هم بتوانند زودتر از پایان موعد، رای خود به حقوق دان شورای نگهبان را پس بگیرند. در فرض برخی شوائب از او توضیح بخواهند و از رای داده شده تا پایان دوره ، منعزل نباشند!
جزوه “اعتراض؛ چرا و چگونه؟”
بیانات حجت الاسلام قنبریان در دوره دانشجویی اعتراض؛ چرا و چگونه؟
۸ مرداد ۱۴۰۰
- اعتراض حق برای دگر اندیشان و تکلیف برای حزب اللهیها
موقف و جایگاه اعتراض در منظومه تفکر انقلابی:
- این نظریه مانع دو آسیب است: ماله کشی/ انتقاد اپوزیسیونی
- دگم شهید بهشتی بر نقد حاکمان از آلمان تا قانون اساسی
- اعلام شرائط اضطراری هم منوط به مصوبه مجلس و فقط تا ۳۰ روز است نه چهل سال
روش اعتراض:
- روش میتی کومانی نه ممکن است نه مطلوب
- ذهنیت میتی کومانی، مطلوب امنیتیهاست
فن آوری اجتماعی اعتراض مردمی:
- ظرفیتهای لزوم مشورت، حق افشاگری، حق تقاص و…
- لزوم بازتولید حلف الفضول در جمهوری اسلامی/ توضیح ایده
- سه دوره ارزشخواهی حزباللهیها: هیاتها، جهادیها، مطالبهگری/ بدون مطالبهگری پت و مت میشویم
- ظرفیت حرمها برای بستنشینیهای اعتراضی
پیوست ۱: نظام دیوانی؛ خودبنیادی یا مردم داری؟
پیوست ۲: دگم نقد حاکمان؛ شهید بهشتی
عرفی سازی/ قدسی سازی!
شریعت اجازه انشای زیارت نامه برای مومنین بخصوص اولیاء خدا و خوبان داده است (ر.ک: یادداشت زیارتنامه امام خمینی(ره))
عرف مردم در سال۶۹ و مانند آن، زیارت نامه خوانی برای امام خمینی را می پذیرفت که رهبری هم با آنها همصدا میشود و زیارت می خواند!
اگر ادعای برخی درست باشد که: امروز عرف، زیارت نامه برای امام خمینی نمی پذیرد!
اگر این ادعا صرفاً حباب رسانه ای کامنت گذاران نباشد!
آنوقت دلیلش فقط چند فقره این زیارتنامه برای فرزندان امام(که بعدا در متن داخل شده!) نیست!
خواندن با صوت مداح و … هم نیست! خبر از چیز عمیق تری است…
استنکاف آن تعداد و استغراب درصدی از این نسل از زیارت نامه برای امام به دو دسته عامل مربوط است:
- قدسی سازی امور عرفی:
- افزودن همه خاندان به قداست امام!
- لعاب زیارت دادن به آیین تشریفات سیاسیِ شخصیت های داخلی و خارجی که در دنیا متداول است!(زیارتهای ساده رهبر انقلاب، زیارت ؛ ولی تشریفات سیاسی متداول حکومتی، واقعاً در عرف زیارت تلقی نمی شود!)
- قرار یافتن حیثیت زمینیِ پیرامون حرم امام (اعم از حیثیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی شکل گرفته پیرامون آن عنوان) ، همه ذیل قداست امام!
- عرفی سازی امور قدسی:
- تبدیل سادگی و صفای معنوی جمارانِ امام به مرقد_کاخ شهر آفتاب در مجتمعی توریستی! یعنی هبوط به مظاهر دنیای جدید!
- بی توجهی به اثر موج سکولاریزاسیون بر پدیده های دینی از سوی نخبگان بخصوص در فضای مجازی و افتادن پی آن موج(اشکال از یک لفظ و عبارت اضافی در زیارتنامه، به اصل زیارت داشتن امام می کشد!)
- لزوم قداست زدایی از امام و شهدا برای عبور از انقلاب اسلامی(که بیشتر توسط دشمنان انقلاب تعقیب میشود)!
(شاید مجالی برای توضیح تفصیلی مساله ی: الاکنگ عرفی_قدسی یافتم!)
کتاب آزادی یعنی آزادی
“رهبرانقلاب در خطبه های متعددی از آزادی، آزادی تفکر و بیان، آزادی انتخاب سرنوشت و… در مکتب اسلام محمدی سخن گفته اند. این حرفها باید گفتمان غالب ج.ا بماند؛ اما چند امام جمعه دیگر در این چهل سال جدی به آزادی پرداخته اند؟! تبدیل شد به کلمه منحوسه آزادی! اگر هم احیانا چیزی بگویند، در منع آزادی است! فضای مجازی و فضای اخلاقی جامعه بهانه استعمال کلمه آزادی میشود اما در جهت نفی و منع!
خوب بفرض اینها بد، آزادی فکر و نقد و سرنوشت چرا در این تریبونها جدی تبیین و مطالبه نمیشود؟!”
(برشی از منبر شب هشتم: عاشورا، نزاع دو اسلام)
کتاب آزادی یعنی آزادی مجموعه ای از آن خطبه های رهبر انقلاب است که برای نمونه در این جلسه معرفی شد
یکی از فضلای دست اندر کار کتاب آزادی یعنی آزادی در یادداشتی خطاب به شورای نگهبان نوشت:
«هیچ کس اگر نداند، ما طلاب که میدانیم اگر امام و رهبری نبودند بسیاری از شما بزرگواران، مبنای مردمسالاری را کنار گذاشته بودید.
در همین حوزه علمیه خطبه های رهبری درباره آزادی را خدمت یکی از همین بزرگواران بردیم فرمودند:”بهتر است پخش نکنید. میفرمودند بسیاری از این بیانات خطا است”!
اینکه بدنه حوزه علمیه در فهم فقهی و معارفی «جمهوری اسلامی» ضعیف است و خروجی اش اساتیدی هستند که در خبرگان و شورای نگهبان یعنی مهمترین بخشهای ساختار نظام قرار میگیرند و کمترین توان دینی را در تبیین جمهوریت ندارند، حقیقتی آزار دهنده است.»
- برای همین منظور است که تکرار و تبیین این مبانی عقب افتاده ی انقلاب یک ضرورت است. وقتی از رهبری نقل کردن آن مبانی، متهم به خطا و صلاح نبودنِ نشر میشود، حدسش را بزنید از دیگر متفکرین انقلاب -فضلا از دگر اندیشان- چه اتهاماتی را در پی دارد؟!
در این جهاد فرهنگی سهمی داشته باشید!
جریمه روح بزرگ!
یکی از جاودانه ترین تابلوهای عاشورا، تکیه بر نیزه شکسته دادن سیدالشهدا، رو به حرم و دعوت آل ابی سفیان به آزادگی است.
آزادگی از جمله ارزشمندی هایی است که بدون آن زیستن بی معناست؛ و با آن زیر کوه تیر و نیزه ها مردن، معنادار و ارزشمند است.
به تعبیر شهید مطهری: آن تنی که زیر سم اسبها لگد مال میشود، جریمه یک روح بزرگ را می دهد!
روح بزرگ، جسم را به زحمت می اندازد؛ اگر روح کوچک بود، تن آسایش می یابد، برای یک لقمه نان، ذلیل میشود. اما روح بزرگ با همه سختی ها و مصائب، راه هدفهای الهی می رود و زیر تیرها و نیزها تازه خدا را شکر می کند!
(برشی از بحث شیعه تراریخته)
به تو چه ها، به من چه ات نکنن!
بنظرتان این دو قلوی نحس کدامیک زودتر متولد شده اند؟!
برای یک لحظه هم که باشد: “به تو چه”؟!
اگر همه “به من چه؟” بودند، “به تو چه؟” پیدا نمیشد!
اما پس از “به تو چه؟” ، “به من چه ها” زیاد پیدا میشود!
در امور عمومی به هم مربوطیم!
راضی به ، “به من چه؟” نشو ؛ حتی اگر درشت بگویند: “به تو چه؟”؛ و الا امور عمومی مال همان “به تو چه ها” میشود!
از ما گفتن بود!
یک ایده خام!
پس از انتخابات۱۴۰۰ می خواستم این ایده علمی را تعقیب و به دستگاه زیر نظر آقای زاکانی(مرکز پژوهشها) پیشنهاد کنم که شنیدم خودش هم بعد از کاندیداتوری ریاست جمهوری، روزمه برای شهرداری و سمت های دیگر داده!:
- نمایندگی مجلس، وکالت از مردم است(اصل۶۷).
- نمایندگی قانونی اقلا بنا به مبنای بزرگانی مثل میرزای نائینی، منطبق بر وکالت شرعی است(تنبیه الامه ص۱۱۵).
- این نمایندگی و وکالت برای ۴سال است(اصل۶۳).
- بنابه فتوای مشهور(بلکه اجماع) وکالت باید مُنَجز باشد؛ یعنی معلق به چیزی نشود. مثلا اگر رئیس جمهور نشدم یا شهردار و وزیر نشدم، وکیل تان خواهم بود!
- وکالت عقد جایز است و از جانب طرفین قابل عزل است(همه فقهاء از جمله تحریر الوسیله مساله۲۲ کتاب وکالت).
ایده:
یا نماینده مجلس در ۴سال تعهد نمایندگی، ممنوع از عزل خویش و قبول سمت دیگر شود.
یا مردم هم بتوانند چنین نماینده ای -که در حین نمایندگی دنبال رئیس جمهور و وزیر و شهردار شدن است- را پیش از اتمام ۴سال عزل کنند (چگونگی اش را قانون معلوم کند)!
پی نوشت:
مثل چنین قانونی میتواند از نردبان بازی ها منع و اقلا بازی را مار و پله کند!
محسن قنبریان





