بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

نماز جمعه، قبله‌ی جامعه؟!

وقتی امام صادق(ع) میفرماید: واعظ جمعه، قبله است؛ یعنی باید وقت خطبه همه رو به او بنشینند[۱]؛ و کنایه از اینکه گفتمانِ متبوع باید از آنجا برخیزد نه بعلت سستی منطق یا بیان ضعیف، محافظه کار و تابعِ گفتمان های جاری شود!

وقتی امام باقر(ع) می فرماید: آخرین کلامش “انَّ الله یامر بالعدل و الاحسان” باشد[۲]؛ یعنی هر هفته در سبد خطبه ها، باید برای عدالت خواهی چیزی باشد؛  همانطور که توصیه به تقوا هر هفته با تفریع فروع و تمثیل مثال هست!

در دهه های عقب ماندگی از عدالت و عذر خواهی چندین باره از خدا و مردم توسط رهبر انقلاب، نماز جمعه ها چقدر در گفتمان غالب شدن عدالتخواهی نقش داشته اند؟! چقدر مساله های کلان بی عدالتی در جاریِ جامعه را تشریح و مطالبه ی رفع اش را فراهم کرده است؟!

چقدر موارد مبارزه با تبعیض را در منطقه استحفاظی خود راهبری کرده است؟!

(چند جمله از حجت الاسلام قنبریان/ برنامه جهان آرا)

[۱] وسائل الشیعه ج۷ ص۳۴۲و۳۴۳

[۲] همان

دست های خائنی که به تدریج نماز جمعه را بی محتوا کرد!

نماز جمعه و مساجد در صدر اول اسلام، یک وضعی داشت و بعد به تدریج، آن محتوای خودش را از دست داد. و در بین مسلمین، یک طایفه‌شان اصلًا اقامه جمعه نمی‌کردند و یک دسته‌ای هم که اقامه جمعه می‌کردند بی‌محتوا تقریباً بود؛ مسائل منحصر می‌شد به یک چند جمله نصیحت و ختم می‌شد. در صدر اسلام، مسجد و نماز جمعه یک ابزاری بود در دست کسانی که می‌خواستند فعالیت در امور کشوری بکنند. از مسجد همه این مسائل بیرون می‌رفت، شکل می‌گرفت و نماز جمعه‌ها این طور نبود. شما خطبه‌هایی [را] که در نماز جمعه‌های آن وقت خوانده شده است ملاحظه می‌فرمایید که چه وضعی بوده است آن نماز جمعه‌ها و چه محتوایی داشته است. و مع الاسف، دستهای خائنی از اول- تقریباً- به تدریج این را از بین بردند، به طوری که نماز جمعه اصلًا هیچ محتوا دیگر نداشت.

امام خمینی (ره)؛ ۲۲ مهر ۱۳۶۱

وضع قرآنیِ نماز جمعه!

قرآن نماز جمعه را بین یک سلب و ایجاب، ندا داده است:

«ای کسانی که ایمان آورده اید، چون در روز جمعه برای نماز جمعه بانگ زنند به سوی ذکر خداوند بشتابید و ذَرُوا البَیع(سلب: داد و ستد را واگذارید) این برای شما بهتر است اگر بدانید. پس وقتی نماز جمعه گزارده شد، فَانتَشِروا فی الاَرضِ وَ ابتَغُوا مِن فَضلِ الله(ایجاب: در زمین منتشر شوید و از فضل خدا بجویید) و خدا را بسیار یاد کنید باشد که سعادتمند شوید» (۹و۱۰جمعه)

تو گویی این تجمع عبادی، صافیِ کسب و کار با فضل خواهی از خداست.

 این “جمع” و “انتشار” هفتگی، برای اصلاح معاش با معاد است.

لذا با مخلّ به بیع و تجارتِ راحت مردم کار دارد؛ با انحصار و رانت، با زمین خواری و زمین خوردن کار دارد؛ با مانورهای قارونی جهت فراموشاندن فضل خداوند کار دارد. و…

اگر نماز جمعه را از این وضع قرآنی اش گرفتیم، رانت خواران و شاد خواران و قارونها بدشان نمی آید مصلای مجللش را هم بسازند! اصلا قارون خود یک آخوند اشرافی، حافظ و قاری تورات و از پیروان موسی (نه فرعون) بود!

نماز جمعه همزاد “امر جامع”

 نماز جمعه اخبار۲۰:۳۰ نیست که داخل گود و خارج گود داشته باشد. گرچه سالیانی کم هنری برخی ائمه جمعه آنرا “تقویم هفتگی” کرده، لکن در وضع شرعی اش، “جمعه”، همزادِ “امر جامع” است.

 نماز جمعه برای حل امر جامعِ جاری جامعه است.

امرجامع در قرآن آن است که همه باید کنار هم و کنار رسول بمانند و بدون اجازه، هیچ کس غایب نشود:”انما المومنون الذین آمنوا بالله ورسوله واذا کانوا معه علی امر جامع لم یذهبوا حتی یستٲذنوه”(۶۲/نور)

اگر غایب شدن مسلمین و مومنین در نماز جمعه زیاد شده، یک احتمالش هم این است که از وضع شرعی اش افتاده و دیگر برای حل امر جامع جاری جامعه نیست!

نگهبان غیررسمی(اجتماعی)؟!

آنچه انقلاب اسلامی بیشتر از یک فقیه متبحر درون ساختار رسمی شورای نگهبان لازم دارد، حوزه علمیه ای قوی درون نهاد اجتماعی(نه سیاسی) است که بتواند نگهبان غیر رسمی نهاد قدرت در تحقق آرمانها و ارزشها باشد.

به تعبیر رهبر انقلاب: حوزه علمیه ای “مستقل از حکومت” اما “همکار آن” باشد. “وابسته به دولت نباشد” اما “به دولت کمک کند”. آنرا “نصیحت و راهنمایی کند و مقررات اسلامی را به آن بشناساند”(۷۴/۹/۱۶).

متاسفانه برخی پیشبران علم در حوزه، “بی اعتناء و بی مبالات در قبال حکومت”؛ و برخی هم در نصیحت و راهنمایی دچار لکنت و تعارف اند؛ و قلیلی هم آنند که باید!

برخی این روزها صرفاً از منفذ قدرت سیاسی، جدایی آیت الله آملی از یکی از ارکان رسمی حکومت را یک پله مانده به آخر و افول ستاره بخت می شمارند؛ اما این آقای آملی است که باید به اینها ثابت کند وفادار به انقلاب و نظام در نهاد اجتماعی حوزه می ماند. با استقلال فکری اش -که شاگردان در او سراغ دارند- با دلسوزی و اخلاص، ناصح و راهنما و نگهبان غیر رسمی(اجتماعی) می شود و مقررات اسلامی را به اجزای حکمرانی می شناساند. ان شاء الله.

آقای آملی تا قبل رد صلاحیت برادرش، ۲۰سال عملکرد شورای نگهبان را قابل دفاع می دید!

برای انتخابات ۱۴۰۰ علیه شورا افشاگری کرد، اعتبارنامه رئیس جمهور منتخب را امضاء نکرد و به دیدار او نرفت(اما دیدار رئیس قضاییه جدید رفت) و حالا هم از شورا کناره گرفت!

هیچ قضاوتی ندارم که حق با اوست یا شورای نگهبان؛ فقط:

اگر ۲۰سال گذشته، موردی مثل آقای علی لاریجانی بوده و ایشان چنین اعتراض پرحجم و پیگیری نکرده، وای بر او! چون حق، فقط وقتی منفعتِ خود و خاندان است، پیگیری شده است! بی صداها و بی صاحب ها محروم مانده و می مانند!

واگر این موردِ برادرش هم مثل رویه همه آن ۲۰سال درباره دیگران بوده، باز هم وای بر ایشان که انتقام فامیلی از نهادهای قانونی میگیرد!

کاش عالمانمان اعتراض خود را صرف حقوق ملت و آرمانها کنند؛ آنوقت به اصلاح امور می انجامد نه صرفاً تعویض آدمها!

محسن قنبریان

موازنه عادلانه!

پیام اجتماعی این بی قراری ها در سمت ها، بخصوص نمایندگی مردم را کاری ندارم!

پیام سیاسی منصب گیری های چند کاندیدای ریاست جمهوری هم فعلا محل بحث نیست!

چنانچه درمورد آقای زاکانی هم عرض کردم باید قانون، موازنه عادلانه ای را تدارک کند:

  1. یا به اتمام رساندن دوره نمایندگی شرط ضمن رای وکالت شود ؛ یا اگر نماینده مردم میتواند نیمه کاره آن شهر را تا انتخابات بعد بدون نماینده کند، مردم هم بتوانند “در شرایطی”، نمایندگی خود را از مظنونین پُست بیقرار در میاندوره پس بگیرند! (شرایط را قانون معلوم کند)
  2. نمایندگان مردم در مجلس هم بتوانند زودتر از پایان موعد، رای خود به حقوق دان شورای نگهبان را پس بگیرند. در فرض برخی شوائب از او توضیح بخواهند و از رای داده شده تا پایان دوره ، منعزل نباشند!

جزوه “اعتراض؛ چرا و چگونه؟”

 

بیانات حجت الاسلام قنبریان در دوره دانشجویی اعتراض؛ چرا و چگونه؟
۸ مرداد ۱۴۰۰

  • اعتراض حق برای دگر اندیشان و تکلیف برای حزب اللهی‌ها

موقف و جایگاه اعتراض در منظومه تفکر انقلابی:

  • این نظریه مانع دو آسیب است: ماله کشی/ انتقاد اپوزیسیونی
  • دگم شهید بهشتی بر نقد حاکمان از آلمان تا قانون اساسی
  • اعلام شرائط اضطراری هم منوط به مصوبه مجلس و فقط تا ۳۰ روز است نه چهل سال

روش اعتراض:

  • روش میتی کومانی نه ممکن است نه مطلوب
  • ذهنیت میتی کومانی، مطلوب امنیتی‌هاست

فن آوری اجتماعی اعتراض مردمی:

  • ظرفیت‌های لزوم مشورت، حق افشاگری، حق تقاص و…
  • لزوم بازتولید حلف الفضول در جمهوری اسلامی/ توضیح ایده
  • سه دوره ارزش‌خواهی حزب‌اللهی‌ها: هیات‌ها، جهادی‌ها، مطالبه‌گری/ بدون مطالبه‌گری پت و مت میشویم
  • ظرفیت حرم‌ها برای بست‌نشینی‌های اعتراضی

 

 

پیوست ۱: نظام دیوانی؛ خودبنیادی یا مردم داری؟

پیوست ۲: دگم نقد حاکمان؛ شهید بهشتی

 

عرفی سازی/ قدسی سازی!

شریعت اجازه انشای زیارت نامه برای مومنین بخصوص اولیاء خدا و خوبان داده است (ر.ک: یادداشت زیارتنامه امام خمینی(ره))

عرف مردم در سال۶۹ و مانند آن، زیارت نامه خوانی برای امام خمینی را می پذیرفت که رهبری هم با آنها همصدا میشود و زیارت می خواند!

اگر ادعای برخی درست باشد که: امروز عرف، زیارت نامه برای امام خمینی نمی پذیرد!

اگر این ادعا صرفاً حباب رسانه ای کامنت گذاران نباشد!

آنوقت دلیلش فقط چند فقره این زیارتنامه برای فرزندان امام(که بعدا در متن داخل شده!) نیست!

خواندن با صوت مداح و … هم نیست! خبر از چیز عمیق تری است…

استنکاف آن تعداد و استغراب درصدی از این نسل از زیارت نامه برای امام به دو دسته عامل مربوط است:

  1. قدسی سازی امور عرفی:
    • افزودن همه خاندان به قداست امام!
    • لعاب زیارت دادن به آیین تشریفات سیاسیِ شخصیت های داخلی و خارجی که در دنیا متداول است!(زیارتهای ساده رهبر انقلاب، زیارت ؛ ولی تشریفات سیاسی متداول حکومتی، واقعاً در عرف زیارت تلقی نمی شود!)
    • قرار یافتن حیثیت زمینیِ پیرامون حرم امام (اعم از حیثیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی شکل گرفته پیرامون آن عنوان) ، همه ذیل قداست امام!
  2. عرفی سازی امور قدسی:
    • تبدیل سادگی و صفای معنوی جمارانِ امام به مرقد_کاخ شهر آفتاب در مجتمعی توریستی! یعنی هبوط به مظاهر دنیای جدید!
    • بی توجهی به اثر موج سکولاریزاسیون بر پدیده های دینی از سوی نخبگان بخصوص در فضای مجازی و افتادن پی آن موج(اشکال از یک لفظ و عبارت اضافی در زیارتنامه، به اصل زیارت داشتن امام می کشد!)
    • لزوم قداست زدایی از امام و شهدا برای عبور از انقلاب اسلامی(که بیشتر توسط دشمنان انقلاب تعقیب میشود)!

(شاید مجالی برای توضیح تفصیلی مساله ی: الاکنگ عرفی_قدسی یافتم!)

کتاب آزادی یعنی آزادی

“رهبرانقلاب در خطبه های متعددی از آزادی، آزادی تفکر و بیان، آزادی انتخاب سرنوشت و… در مکتب اسلام محمدی سخن گفته اند. این حرفها باید گفتمان غالب ج.ا بماند؛ اما چند امام جمعه دیگر در این چهل سال جدی به آزادی پرداخته اند؟! تبدیل شد به کلمه منحوسه آزادی! اگر هم احیانا چیزی بگویند، در منع آزادی است! فضای مجازی و فضای اخلاقی جامعه بهانه استعمال کلمه آزادی میشود اما در جهت نفی و منع!

خوب بفرض اینها بد، آزادی فکر و نقد و سرنوشت چرا در این تریبونها جدی تبیین و مطالبه نمیشود؟!”
(برشی از منبر شب هشتم: عاشورا، نزاع دو اسلام)

کتاب آزادی یعنی آزادی مجموعه ای از آن خطبه های رهبر انقلاب است که برای نمونه در این جلسه معرفی شد

یکی از فضلای دست اندر کار کتاب آزادی یعنی آزادی در یادداشتی خطاب به شورای نگهبان نوشت:

«هیچ کس اگر نداند، ما طلاب که میدانیم اگر امام و رهبری نبودند بسیاری از شما بزرگواران، مبنای مردمسالاری را کنار گذاشته بودید.
در همین حوزه علمیه خطبه های رهبری درباره آزادی را خدمت یکی از همین بزرگواران بردیم فرمودند:”بهتر است پخش نکنید. میفرمودند بسیاری از این بیانات خطا است”!
اینکه بدنه حوزه علمیه در فهم فقهی و معارفی «جمهوری اسلامی» ضعیف است و خروجی اش اساتیدی هستند که در خبرگان و شورای نگهبان یعنی مهمترین بخشهای ساختار نظام قرار میگیرند و کمترین توان دینی را در تبیین جمهوریت ندارند، حقیقتی آزار دهنده است.»

  • برای همین منظور است که تکرار و تبیین این مبانی عقب افتاده ی انقلاب یک ضرورت است. وقتی از رهبری نقل کردن آن مبانی، متهم به خطا و صلاح نبودنِ نشر میشود، حدسش را بزنید از دیگر متفکرین انقلاب -فضلا از دگر اندیشان- چه اتهاماتی را در پی دارد؟!

در این جهاد فرهنگی سهمی داشته باشید!