بایگانی دسته: نماهنگ و تماشایی‌ها

خط انقلاب را از متحجرین جدا کنید!

 انقلاب اسلامی از ابتدای شکل‌گیری، با دو رقیب گفتمانی روبرو بوده: جریان تحجر و جریان غرب‌گرایی؛

در مقابل آنها انقلاب اسلامی با یک حرف نو روی کار آمد. این حرف نو جمع بین ارزش‌های الهی و اراده مردم بود. یعنی هم اسلام، هم مردم. یعنی جمهوری اسلامی؛

اما ملاحظه‌کاری با جریان تحجر در این چند دهه، باعث شده حرف متحجرین به عنوان حرف انقلاب اسلامی قالب شود! یعنی ما الان نمی‌توانیم دقیقاً بگوییم درباره زن و حجاب، دیدگاه انقلاب اسلامی کدام است و حرف متحجرین کدام؟!

نخواستیم حرف انقلاب را از هم لباسی‌های خودمان متمایز کنیم، بگوییم مطهری و بهشتی و طالقانی و خمینی اینجوری می‌اندیشیدند اما فلانی‌ها الان دارند جور دیگه‌ای می‌اندیشند. پای هم نوشته شدیم!

وقتی اینجا قفل شد واضح است که درِ غرب‌گرایی باز می‌شود؛ و هر کسی فکر می‌کند همین راه درست است؛ چیزی که الان با آن مواجه هستیم.

از این منطق جدید رفع نقص کنیم!

 رهبر انقلاب اسلامی: “ما جمع کردیم بین جمهوری و بین اسلامی؛ جمع کردیم بین حضور مردم و آراء مردم و معارف الهی؛ جمع بین این دو کارِ آسانی نیست، [ولی] ما این کار را به توفیق الهی انجام دادیم. البتّه نقصهایی داریم. من هیچ وقت ادّعا نمیکنم در این زمینه‌ها نقص نداریم؛ نه، نقصهایی داریم امّا حرف، منطق، یک منطق جدیدی است در دنیا.”(۱۱آبان۱۴۰۱)

پ.ن:

وظیفه نیروهای انقلابی در وهله اول فهم و برجسته کردن این منطق جدید و بعد تلاش برای رفع نقایص آن است.

هنوز به نظر افراد حزب اللهی زیادی این منطق جدید یعنی جمع بین معارف و ارزشهای الهی با حضور و رای مردم -که حرف نوی جمهوری اسلامی است[۱]–  خوب فهم نشده است.

لوازم این منطق جدید در همه سطوح و رویه های حکمرانی خوب پیگیری و اجرا نشده است!

قبول کنیم سطحی از مشکلات حکمرانی با مردم دقیقا از این نقایص است!

محسن قنبریان

[۱] “جمهوری اسلامی حرف نویی دارد ارزشهای الهی و مردم؛ این دوتا باید باهم توأم بشوند”.(۹۰/۱۰/۷)

رهبر انقلاب اسلامی: “ما جمع کردیم بین جمهوری و بین اسلامی؛ جمع کردیم بین حضور مردم و آراء مردم و معارف الهی؛ جمع بین این دو کارِ آسانی نیست، [ولی] ما این کار را به توفیق الهی انجام دادیم. البتّه نقصهایی داریم. من هیچ وقت ادّعا نمیکنم در این زمینه‌ها نقص نداریم؛ نه، نقصهایی داریم امّا حرف، منطق، یک منطق جدیدی است در دنیا.”(۱۱آبان۱۴۰۱)

پ.ن:

وظیفه نیروهای انقلابی در وهله اول فهم و برجسته کردن این منطق جدید و بعد تلاش برای رفع نقایص آن است.

هنوز به نظر افراد حزب اللهی زیادی این منطق جدید یعنی جمع بین معارف و ارزشهای الهی با حضور و رای مردم -که حرف نوی جمهوری اسلامی است[۱]–  خوب فهم نشده است.

لوازم این منطق جدید در همه سطوح و رویه های حکمرانی خوب پیگیری و اجرا نشده است!

قبول کنیم سطحی از مشکلات حکمرانی با مردم دقیقا از این نقایص است!

محسن قنبریان

[۱] “جمهوری اسلامی حرف نویی دارد ارزشهای الهی و مردم؛ این دوتا باید باهم توأم بشوند”.(۹۰/۱۰/۷)

آیا حکومت‌ باید مردم را به بهشت ببرد؟ (بخش دوم)

 

امام علی(ع) می‌فرمایند: « اگر از من پیروى کنید، به خواست خدا شما را به راه بهشت حمل خواهم کرد، هر چند سخت و دشوار و پر از تلخى‌ها باشد.» (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۵۶)

یعنی حکومت در خدمت مردم خواهد بود تا این مسیر طی شود. به عبارتی حکومت وظیفه راه‌سازی و تسهیل کردن مسیر بهشت را دارد نه اینکه رونده را به زور بهشت ببرد.

آزادی فکر و حق انتخاب را نباید از افراد گرفت؛ بهشت بردن با زور و فشار و تحمیل نیست!

آیا این وظیفه حکومت به این معنی است که هیچ حکم اجباری و الزامی در اسلام نیست؟! اگر بهشت بردن با زور و اجبار نیست پس حد شرعی و احکام اجباری دین برای چیست؟!

اجرای حدود شرعی برای بهشت بردن شخص مجرم نیست؛ برای حفاظت از جامعه و باز ماندن مسیر درست است. مجازات زناکار و دزد و قاتل برای بهشت بردن آنها نیست، برای این است که خانواده، کسب و کار حلال و حق حیات در جامعه محترم شمرده شود و محفوظ بماند.

برخی از سیاست‌ها و سازوکارها هم در مسیر بهشت مانع ایجاد می‌کنند.

قاچاقچی بی‌حجابی و انحصارگر حجاب، تولید کننده‌های بی‌حجابی در جامعه هستند. بیشتر از بی‌حجاب باید با تولیدکننده‌های بی حجابی مبارزه شود.

صوت کامل این سخنرانی را از اینجا بشنوید.

تاریخ سخنرانی ۳۱ فروردین ۱۴۰۱ است؛ ایده حجت الاسلام قنبریان برای مواجهه با مسئله بی‌حجابی را در این مطلب می‌توانید ببینید.

آیا حکومت باید مردم را به بهشت ببرد؟! (بخش اول)

حجاب اختیاری یا حجاب اجباری؟! دوگانه‌ای که این روزها بحث‌های زیادی درباره آن شکل‌گرفته است. اما برای قضاوت دقیق و غیراحساسی درباره این دوگانه لازم است به لایه‌های عمیق‌تر بحث وارد شویم. جایی که با دوگانه‌‌ی دخالت کردن یا دخالت نکردن حکومت در شئون مختلف زندگی مواجه می‌شویم؛

حالا سوال اصلی این است که آیا بهشت و جهنم افراد به حکومت هم ربط دارد یا امری کاملا شخصی است؟! آیا حکومت‌ اسلامی وظیفه دارد مردم را به بهشت ببرد؟!

پاسخ را از حجت‌الاسلام قنبریان بشنویم. (تاریخ سخنرانی: ۳۱ فروردین۱۴۰۱)

صوت کامل سخنرانی را از اینجا می‌توانید بشنوید.

چتر عدالت بر همه سیاست‌ها

حجت‌الاسلام و المسلمین قنبریان در نشست رونمایی از چارچوب پیوست عدالت:

عدالت به مثابه ملکی است صورت نوعیه‌ای آخر را تفویض می‌کند. این صورت نوعیه در واقع نقشه ژنومی هر موجود است. این حرف خیلی مهمی است که خود اعضای دولت باید آن را جدی بگیرند؛ عدالت نه مسئله‌ای فرعی است و نه مسئله‌ای در عرض سایر مسائل. عدالت رابطه طولی با همه مسائل دارد. بدین معنا باید صورت نوعیه هر مسئله‌ای باید متأثر از عدالت باشد. در آن نقض آشکار بی‌عدالتی انجام نشود. عدالت بیشتری تأمین شود یا حداقل ضربه به عدالت نزند.

مردم‌سالاری دینی، از نهضت حسینی تا نهضت خمینی

  • امام حسین در نه گفتن به یزید و قیام علیه طاغوت منتظر کسی نمی‌ماند؛ اما در تشکیل حکومت، خواست اکثریت جامعه را شرط می‌کند.
  • امام خمینی با همین الگوست که جمهوری اسلامی را شکل می‌دهد: هم خدا گفته باشد؛ هم مردم خواسته باشند.

برشی از سخنرانی حجت الاسلام قنبریان، شب اول محرم

تابلویی از علی(ع) که باید بلند میکردیم!

برشی کوتاه از جلسه دوم: هویت نهضت حسینی

  • تنها حضرت امیر(ع) بود که خلافتش از یک شورای خاص یا نصب خلیفه خاص یا سلطه و غلبه خاندان خاص در نیامد.
    برای اولین بار مردم مواجهه مستقیم کردند. فقط خدا (با حکم امامت برای علی) و مردم (با بیعت آزادانه و اختیاری با او برای خلافت) در کار بودند؛ نه هیچ کانون قدرت یا ثروت و وجاهتی!
  • برای اولین بار نمایندگان سه ایالت دیگر اسلام(کوفه، بصره، مصر) -که نمایندگان عراق، ایران، آفریقا به حساب می آمدند- در بیعت عمومیِ آزادانه حاضر بودند.
    به حسب مفاد خطبه۱۷۳ این نمایندگان جای صندوق رأی، کاشفِ رضایت و رأیِ آریِ مردمشان بودند و امامت الهی علی(ع) را یک حکومت مردمسالار می کردند.

چنین بیعت عمومی میلیونی ای در تمام دنیای گذشته سابقه نداشت!

اما ما شیعیان هم بدان تفاخری نکردیم!

محسن قنبریان

برشی کوتاه از جلسه اول بحث: هویت نهضت حسینی

 

برخی تاکید حضرت بر اجتماع عمومی بر بیعت(ان رایتَ الناس مجتمعین علی بیعتی[۱]…)  را صرفاً سیاسی تحلیل کرده برای راستی آزمایی کوفیان معنا می کنند!

درحالیکه شرط بودن رضایت عمومی مردم برای مشروعیت حکومت، جزء باورها و ارتکازات شیعیان علی(ع) بوده است:

  1. در نامه شیعیان به امام حسین(ع) نامشروع بودن حکومت معاویه چنین شمارش می شود:
    “تاَمَّر علیها بغیر رضی منها: بر امت بدون رضایت مردم امارت کرد[۲]
  2. جناب مسلم بن عقیل نیز در احتجاج با عبیدالله به همین نکته اشاره دارد: “و تَاَمَّرتُم علی الناس بغیر رضی منهم: بر مردم بدون رضایتشان حکومت می کنید[۳]

برخی هم منفعل از اینکه لابد بعد القاء می کنند ج.ا رضایت عمومی مردم را ندارد(!) این مبانی را دستکاری یا سانسور می کنند! (در اینباره هم شب اول صحبت شد)

محسن قنبریان

[۱] الفتوح ج۵ص۵۳/مقتل خوارزمی ج۱ص۱۹۶

[۲] مقتل خوارزمی ج۱ص۲۸۲

[۳] اللهوف ص۵۷

خوانده نشدن “جنگ فقر و غنا” در بُعد داخلی به تجاوز بیشتر اغنیاء به فقرا می انجامد!

 

این ویدئو قسمتی از ارائه سال قبل است.[۱] چنانچه میگویم مثل آقای ملکیان کسی است که با صداقت و صراحت به این ادبیات امام اشکال می کند؛ و الا کم نیستند کسانی در بین غیر دگر اندیشان، درون بدنه جناح های رسمی قدرت که با ریش و عمامه، علیه این دوگانه کار می کنند؛ با عین حال زیاد هم امام، امام می کنند!

جنگ فقر و غنا، جنگی از سوی مرفهین بی درد و اسلام آمریکایی شان، علیه محرومین است. مرفهین و خوانشی از اسلام که “کانون ثروت” اش، “کانون قدرت” ساخته و می سازد یا از کانون قدرت، به کانونی از ثروت رسیده اند. در سیاست گذاری ها و اجرا، عمدتا دنبال نفع همین طبقه برخوردار و علیه عموم مردم بخصوص طبقات محروم است! اگر اجازه مقاومت به فقراء در مقابل این جنگ قارونی داده نشود، دیگر تجاوز یکطرفه به حقوق عامه اتفاق می افتد!

 

اینجا جا برای تفصیل نیست؛ دراین کانال برخی از ساختارها، رویه ها، سیاستها و نحوه اجراها برای این جنگ و تجاوز علیه فقرا تبیین شده است!

[۱] فایل صوتی کامل این ارائه را در «الهیات جنگ دائمی فقر و غنا» بشنوید.

غدیر یک سبک است نه صرفاً واقعه!

 

  1. جعل ولایتِ غدیر، “ولایت باطنی و تکوینی” نبود همین “ولایت ظاهری سیاسی-اجتماعی” بود. اولی جعل ندارد؛ نه غدیر دارد نه سقیفه! دومی است که طرح با مردم و هم غصب از ولیّ دارد. پس غدیر سیاسی را صرفا به مناقب عرفانی خوانی تقلیل ندهیم!
  2. “غدیر”، تکرار “عقبه” است. پیامبریِ محمد(ص) از خدا بود، اما مردم مدینه دو عقبه با او بیعت آزادانه کردند تا پیامبر(ص)، حاکم آنها شد؛ هرگز به زور بر آنها حاکم نشد.
    “از این حیث” غدیر یکبار دیگر در ۱۸ ذی حجه ۳۵ هجری تکرار شد وقتی “عامه مردم” به علی(ع) برگشتند و اقلا بعنوان “حاکم عادل” با او بیعت آزادانه کردند!
  3. “سقیفه”، بازتولید “دارالندوهِ” مکه است. تصمیم گرفتن بزرگان قریش برای عموم مردم؛ واسطه شدن کانون های خاص بین عموم مردم و پدیده حاکم!
  4. چه بسا عالم و شاعر و مداحِ علی باوری که غدیر را با “عقبه” پیامبر(ص) نفهمد و نگوید! کار تمام شده ی آسمان بداند و لازم باشد به زور و “سلطه” بر زمین استقرار یابد!
    و ای بسا متفکر و نویسنده ای سنّی که از سبک حاکمیتِ غدیر بگوید! تصریح بکند یا نکند، “ولایت” را متمایز از “سلطه”؛ و حکومت را حتی وقتی “جعل الهی” دارد، نیازمند “پذیرش مردمی” بداند!

شیعه و سنّی رهزنی نکند؛ غدیر، پیام سیاسی خدا برای انسان در همه زمانها و همه مکان هاست!

مطلب مرتبط: سلسله درس‌های نهج‌البلاغه

* دراینباره گفته و این روزها بیشتر می گویم!

محسن قنبریان ۲۴ تیر۱۴۰۱