بایگانی دسته: پیام‌ها و تحلیل‌ها

غدیریه!

“آن کفش های وصله دار” ؛ شعر سپید علیرضا قزوه را با صدای گرم مرحوم حجت الاسلام دیانی ببینید:

خلیفه نیستی

سلطان هم

فقط امام اول مظلومانی

و جای پنج سال

می شد که پنجاه سال حاکم باشی

می شد که شامات را

چون دندانی کند و پراکند

که سهم بچه های ابوسفیان باشد

و در امارت کوفه

کاری هم به ابن ملجم و قطام داد…

خوب می دانم تا برای غدیر هیاهو نشود، آذین بسته و جشن گرفته نشود، نمی شود از معارف غدیر گفت؛ اما آیا وقتش نرسیده؟!

می دانیم غدیر روز جعل ولایت برای سیاست است؛ نه ولایت تکوینی و باطنی که نه جعل و اعلام می خواهد و نه قابل غصب است.

خوب می دانم غدیر از اینجا وجه کلامی مذهب حق برای اثبات امامت است و امامت رکن رکین تشیع است و جای گفتنش هم غدیر است؛ اما سبک حکومتیِ این حاکم و حکومتش کی وقتش می رسد؟!

باور کنید اینقدر دیر کرده و کم گفته ایم که درون جامعه تشیع برخی خوانش شبه اموی از مقوله ولایت یافته اند!

کاخ و سلطه -اگر شاهش شیعه گستر باشد- که اشکال نداشت؛ بیعت و رضایت عامه هم نزد برخی شرط حکمرانی نیست!

بپرسی ولایت در مقابل اطاعت، ضمانت زندگی مردم هم دارد؛ بسیاری نشنیده اند!

تعارف نکنیم نزد برخی برخوردهای شبه علوی، افراطی؛ و سیاست ورزی شبه اموی، واقع گرایانه تلقی می شود!

سلفی گری در نظام بین الملل منظورم نیست؛ عقلانیت انقلابی در مسائل داخلی و خارجی منظور است.

کاش بین ۱۳رجب و ۲۱رمضان و غدیر -مثل شبهای محرم- تقسیمی کنیم:

– در یکی فضایل باطنی و مقام انسان کامل امیرالمومنین(ع) را بگوییم، در یکی امامت کلامی و اقلا در یکی از سبک حکومتی!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۳/۲۲

ما و اسلام سعودی؛ از آرمان تا واقعیت!

اینکه سعودی -به تعبیر امام خمینی- اسلام سفیانی است و “بتهایی خطرناک تر از لات و هبل در چهره فریبی نو برپاست” و “حرم، حرم است اما نه برای ناس که برای آمریکا”؛ درست!

اینکه بین اسلام انقلابی ما با اسلام آمریکاییِ عربستان از حج ابراهیمی تا مواجهه با مظلومین فلسطین تا نفی سبیل استکبار بر ثروت مسلمین و همکاری با صدام و آمریکا و اسرائیل و دهها مساله دیگر چالش بوده و هست؛ درست!

 

اما واقعیت سیاست و روابط بین الملل هم اقتضائاتی داشته!

از قیمت و تعداد بشکه صادرات نفت در اپک تا همکاری ای منطقه ای علیه پروژه ایران هراسی و تحریم ها و…، موجب شد پس از حج خونین سال۶۶، روابط (حتی خانوادگی!) با ملک عبدالله توسط برخی شاگردان امام یا گشایش های سالهای اخیر توسط رهبر انقلاب رقم بخورد!

 

چاره دو چیز نیست:

  1. صرفاً بیانیه خوانی از آن آرمان ها که پای هر چالش از امام بخوانیم: (جنایت آل سعود و برائت خونین) “تا قیام قیامت هم با آب زمزم و کوثر پاک نمی شود”/ “اگر از مساله قدس بگذریم از حجاز(آل سعود) نمی گذریم”!
    که گذشتیم! و این بیانیه خوانی ها فقط القاء شکست و ناامیدی می کند!
  2. غلبه عمل گرایی و فراموشیِ همه چیز با بیانیه های ضعیفی مثل توئیت اخیر وزیر خارجه که:
    “مدیریت بسیار شایسته حج امسال مورد تقدیر ایران است. من درودهای گرم و دعای خیر خود را برای موفقیت روزافزون دولت و مردم عربستان سعودی در استقبال از مسلمانان در حرمین شریفین تقدیم می‌کنم
    و مواضع شهروند خود -که نرم تر از فرمایشات امام بود- را وحدت شکن القاء کند!

 

چاره، رجوع به عقلانیت انقلاب اسلامی و تدارک لوازم آن است:

جمع بین آرمانگرایی و واقع بینی (نه واقع گرایی)

آرمان حجِ واقعا ابراهیمی و برائت واقعی از مشرکین (نه نمادین و مخفی در چادرهای عرفات) و آرمان وحدت واقعی مسلمین علیه آمریکا و اسرائیل و مانند اینها، در واقعیت موجود در گرو افزایش اقتدار بخصوص قدرت نرم جمهوری اسلامی است.

اقتدار نرم و سخت انقلاب مقدمه واجب برای تحقق آن آرمان هاست. امام از آن به “تعادل قوا در جهان به نفع مسلمانان” تعبیر می کرد!

قدرت نرم انقلاب اسلامی راهپیمایی علیه آمریکا را در ایام حج بنام برائت از مشرکین درون خیابان های مکه برد و به تعبیر امام “فلسطینی راه گم کرده خود را از راه برائت ما یافت”!

به رخ کشیدن قدرت سخت جمهوری اسلامی توسط رهبر انقلاب حل چالش فاجعه منا را تسریع و فوریت داد!

 

این مقدمه واجب، فقط حکم وجوب ندارد؛ بلکه چگونگی اش نیازمند نظریه، راهبرد و پیگیری مستمر است!

از الگو شدن ایران (امه وسطا لتکونوا شهداء) #در_عدالت_و_دیانت ، تا پیگیری راهبردهایی برای تحقق ایده هایی مثل منطقه آزاد دینی شدن مکه و مدینه برای همه مسلمانان! همان که رهبر انقلاب بعنوان “حق بالسویه همه مسلمین نسبت به مکه” از آن یاد کردند! (حتما بخوانید!)

چیزی که نه در محافل علمی و اندیشکده ای و نه دیپلماسی رسمی و نه عمومی خبری از آن نمی بینیم!

 

بدون افزایش این امکان ها، اظهار بیانیه های انقلابی، وقتی/جائی که دولتمردان جاری باید هزینه اش را جبران کنند، چک کشیدن از یک خزانه خالی از اقتدار است!

پاسخش هم همان توئیت منفعل وزیر خارجه یا حمله رسانه های داخلی به گوینده است!

سعی مان باید پیگیری مستمر آرمان ها با واقع بینی و رعایت اقتضاء میدان ها باشد!

 

برای چالش جدید می توان رابطه را با دفاع از حقوق شهروند جمع کرد بخصوص وقتی نقض حقوق بین الملل (چه رسد به اسلامی) هم نشده است!

 

*مطالب مرتبط:

محسن قنبریان ۶ خرداد ۱۴۰۴

“حسینِ…” !

چه می شود کرد “حقیقت” به قدر طاقت ما نصیب می شود نه به قدر قامت حق!

از اینجا “برداشت” ها مقابل هم می شوند و “حسینِ…” از “حسینِ…” ممتاز می شود؛ مثل “اسلامِ علوی/ اسلامِ اموی” و…!

“حسینِ مردم زحمت کش” غیر از حسینِ مستأکلین می شود!

باور کنید دوئیت برای دو طایفه آدم نمی ماند؛ “روایت حسین شان” هم دوتا می شود!

یکی حسینِ رنجِ کار و جهادِ “الکاد علی عیاله” است و یکی حسینِ بزم و حال و حاشیه!

“حسینِ کارگرهای شب سرد زمستانی” و “حسینِ لقمه های پاک باباها” غیر از حسینِ مرفهین بی درد و اسلامِ سرمایه داری زالو صفت است!

اولی حسینِ خطبه منا و دومی حسینِ منبرهای طلا و حکایت های گِرد و ملوس و بی صفاست!

حجتِ حقانیت “حسینِ…” چیست؟!

خودِ حقیقت! حسین(ع)!

وقتی خود عاشورای۶۱ ، اهالی تپه ندبه‌ای دارد که می گریند اما همان حسین بن علی بن ابیطالب (حسینِ اصل) را یاری نمی کنند؛ برایم عجیب نیست این ویروس در غیبت امام قوی تر ظاهر شود! “حسینِ سازش” هم وارث “حسین شهید” قلمداد شود!

 هنگامه “اباء از ضیم” ، هنگامه “هیهات منا الذله” است؛ “حسینِ رزم طوفانی” و “حسینِ رمز موشکهای تهرانی” حسینِ حقیقی است نه نوحه ها و مدیحه های دیگر!

“حسینی که وقتش خاک خواهد کرد صهیون را به آسانی”!

درود بر حاج مجتبی رمضانی !

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۳/۱

شهید رئیسی و الهیات مردم در نظام اسلامی

امام خمینی: کاری بکنید که دل مردم را به دست بیاورید. پایگاه پیدا کنید در بین مردم. وقتی پایگاه پیدا کردید، خدا از شما راضی است؛ ملت از شما راضی است؛ قدرت در دست شما باقی می ماند و مردم هم پشتیبان شمایند.

(۶خرداد۵۸)

رهبر انقلاب درباره شهید رئیسی: برای او صلاح و رضایت مردم که حاکی از رضایت الهی است بر همه چیز ترجیح داشت، از این رو آزردگیهایش از ناسپاسی و طعن برخی بدخواهان، مانع تلاش شبانه روزیش برای پیشرفت و اصلاح امور نمیشد.(۱۴۰۳/۲/۳۱)

نتیجه:

در الهیات انقلاب اسلامی، صلاح عمومی و رضایت مردم کاشف و حاکی از رضایت الهی است.

مفهوم “عامه”ی مردم با “عوام” فرق جدی دارد؛ لذا “رضایت عامه” با “عوام فریبی” و “عوام زدگی” فاصله بسیار دارد.

توصیه امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر ترجیح صلاح و رضایت عمومی بر منافع خواص است(نامه۵۳)

از اینرو یکی از وجوه برتری مسئولین از رجایی تا رئیسی، ترجیح رضایت عامه در مقابل رضایت کانونها و کلونی ها خاص بوده است.

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۲/۲۷

۰۸/ شرح خطبه ۲۱۶

درسهای نهج البلاغه؛ شرح خطبه ۲۱۶؛ جلسه هشتم؛ ۱۷ اسفند ۱۴۰۳

دانلود سخنرانی «۰۸/ شرح خطبه ۲۱۶» | “دانلود از پیوند کمکی

همان فراز جلسه هفتم

از چهار فرض در نسبت حاکم و رعیت؛ دو فرض طرح نشده هم به همان وجوه طرح شده برمی گردد!

تقدم دولت سازی بر جامعه سازی در خطبه ۲۱۶

دولت سازی به تعبیر شهید بهشتی یعنی مخروط امامت عدل / روایات…

تقدم “استقامت رعیت” بر دولت سازی! (لا تصلح الولاه الا باستقامت الرعیه)

– نه فرمود “الا بصلاح الرعیه” تا تحقق، دوری شود! فرمود “باستقامه الرعیه”

– این استقامت سر همان حقوق متناظر و فیمابین است ؛ که دولت صالح می سازد!

نتیجه بسیار مهم: سیاسی بودن مردم از تربیت کامل آنها تقدم دارد!

برخی رویکردشان این است تا جامعه تربیت نشده، حقوق اساسی به آن ندهند!

بطلان این نظر در خطبه ۲۱۶ و…

 

دو حلقه این زنجیره:

  1. حلقه رابطه استقامت مردم با اصلاح دولت:
    – حدیث پیامبر(ص): کما تکونون یُولّی علیکم
  2. حلقه رابطه اصلاح دولت و اصلاح و تربیت مردم:
    – الناس علی دین ملوکهم
    – اختلاف نظر شهید مطهری (مجموعه آثارج۱۵ص۱۰۳۰) و رهبر انقلاب(۸۴/۶/۸) در شرح آن
    – روایاتی در اینباره

 

سؤال شرعی فایز ابوشماله (نویسنده اهل غزه) از علماء اسلام:

در گرسنگی مان ‌به چه شکل سنگ به شکم ببندیم؟!

سنگ از خانه های ویران مان باشد یا سنگ بیابان؟!

پیامبر(ص) چگونه [در شعب ابیطالب] بسته است؟!

تا چه زمانی ببندیم؟!!

منبع: الجزیره مباشر

 

تعلیقه:

فقه مقارن، فقه معاصر و… هم اگر جوابی دارند بفرمایند!

اگر مساله از فروعِ “اختلاف” ی است، گرسنگان غزه به کدام فتوا و مکتب عمل کنند؟!

اگر هیچ نص و فتوایی در مساله نیست به کدام “اصل عملی” رجوع کنند؟!

استصحابِ گرسنگی یا برائت از دین بازی؟!!

“احتیاطِ” شدید شارع در خون و آبرو و مال مسلمان چه حکمی دارد؟!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۲/۲۶

حوزه‌ای مختص مذهب حقه یا برای تمدن اسلامی؟!

(تمایز اصلی پیام آیت الله خامنه ای از سایر بزرگان و مراجع در یکصدمین سالگرد بازتاسیس حوزه قم)

حوزه های تشیع از مدینه تا کوفه تا خراسان و قم و نجف در مقابل دیگری ای تشکیل شده که: مذهب عامه (از حیث علمی) و سلاطین جور (از حیث عملی) بوده است.

حفاظت از اصول و فروع مذهب حقه به لحاظ علمی و گسترش شعائر آن به لحاظ تبلیغی، اصلی ترین و مستمرترین وظیفه حوزه های شیعی در تاریخ بوده است؛ که در جای خود کاملا بجا و منطقی هم هست.

اما با برآمدن استعمار و فروپاشی عثمانی و هدف گرفته شدن کل امت اسلام برای جهانی کردن تمدن غرب، دیگریِ سابق (عامه/ سلاطین جور) نزد عالمان بصیر جای خود را به استعمار و غرب داد.

 در این دوره با تفرقه افکنی های بیرونی و سازمان یافته به قصد تجزیه و سیطره و تسلط مواجه ایم. لذا از کاشف الغطاء و میرزای قمی تا علماء مشروطه و اوج آن انقلاب اسلامی، صف بندی علمی، تبلیغی و کنشی تغییر محسوسی می کند.

البته این مواجهه با غرب استعماری هرگز به معنای نگاه پلورالیستی به مذهب حق و نایستادن بر سر هویت تشیع در اصول و فروع نیست.

 دگر اندیشی های روشنفکرانه چه آن که با تشیع زدایی در خدمت استعمار در آمد و چه آنکه به قصد مبارزه با غرب از اهمیت تشیع کاست، در اینباره مردود و خود دیگری ای برای آن نگاه اصیل است.

لکن “جبهه بندیِ” جدید مقابل غرب (نه عامه) مختصات جدیدی در علوم و فنون حوزه اقتضاء دارد.

مختصات جدید، ترکیب و صورت بندی برتر خود را شکل می دهد. و البته چون که صد آمد نود هم پیش ماست، شبهات علیه عقاید تشیع هم کنار شبهات کانت و هگل جواب می گیرد و…

بیانیه آیت الله خامنه ای -حتی در مقایسه با بیانات ارزشمند مراجع- این مختصات معاصر را جدی تر و پررنگ تر بیان کرد:

  1. از اول بیانیه، با نگاه تاریخی و موقعیت یاب این دوره ی حوزه را شناساند.
    حوزه قمِ معاصر را “پدیده ای بی نظیر در میانه حوادثی سهمگین” تصویر و آن حوادث سهمگین را هم “اقدامات دولتهای استعماری در منطقه غرب آسیا” نشان دادند.
  2. از عناصر تشکیل دهنده حوزه، عنصر سوم را دقیقا متوجه همین واقعیت جدید نشانه گرفتند و حوزه را “خط مقدم جبهه تقابل با تهدیدهای [آن] دشمن در عرصه های گوناگون” خواندند. (عنصر اول و دوم علم و تهذیب بود که غایات، آنها را جهت ویژه می دهند و این غایت جدید اقتضائات خاص خود را برآنها می نهد)
  3. نگرانی امام خمینی از تحجر و جدایی دین از سیاست را ذیل همین بخش بیان می کنند و جملاتی از منشور روحانیت امام را تکرار می کنند.
    کانه ارتجاع به موقعیت گذشته را تحجر دانسته و غایه القصوای حوزه را “صرفا” تقابل علمی و تبلیغی با عامه گرفتن را فروکاست از موقعیت جدید و رسالت عظیم حوزه می دانند!
    گرچه ناگفته پیداست تاکیدشان بر “سرمایه تشیع” در بیانیه مشعر به اصالت ها و حفاظت از هویت تشیع در اصول و فروع است، و با نگاه های پلورالیستی یا اصالت مبارزه با غرب به هر روش، هرگز قابل جمع نیست!
    لکن تمام البحث در غایت است همان که “اول الفکر و آخر العمل” است، “علت فاعلی” را تعین و “ماده و صورتِ تولید علمی و تبلیغ “را سامان تازه ای می دهد.
  4. دو عنصر دیگر تشکیل دهنده حوزه را دقیقا متناسب با این غایت جدید و بدون تقلیل و فروکاست به سابق می نگارد:
    تولید و تبیین نظامات اجتماعی
    • نوآوری های تمدنی در چارچوب پیام جهانی اسلام

به نظر حقیر نگاه به “ترکیب” بیانیه بعلاوه “پیوست تاریخی” آن، رمز اصلی فهم دقیق آن است و بدون این دو، تجزیه و تقلیل قطعی است.

تنزیل اجزاء این منشور به “سامانه سابق حوزه ها” در بهترین و مترقی ترین حالت، چیزی بیش از فقه و معارف مقارن و معاصر نمی آورد!

البته فاش پیداست بیان صریح تغییر غایت و تاثیرش بر مواد و صور حوزه (در علم و تبلیغ) فریادهای اهل ارتجاع و تحجر را در خواهد آورد؛ چنانچه در طول سالهای مبارزه در آورده و منشور روحانیت امام بی پرده بدان پرداخته است!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۲/۱۹

امام رضای همه!

جامعه تنوع و تکثر دارد و معمولا به شکل طیفی است.

 

در دو سر طیف ممکن است “انگشت نمایی” -به تعبیر روایات: اَن یُشِیرَ الناسُ إلَیهِ بالأصابِعِ– اتفاق افتد!

 

برخی دنیا زده در تجملات آن (لباس و ماشین و خانه و…) خود را انگشت نما می کنند! پیشران هبوط بیشتر و انحطاط میشوند!

برخی هم دین بازی پیشه کرده در عبادت و نماز و زیارت و… خود را شهره می کنند! با تظاهر دینی، خود را جلو می اندازند!

 

جمع درست دین و دنیا نقطه تعادل اسلام است.

ولایت و دستگاه سرپرستی اجتماعی در راهبری جامعه از هر دو انحراف در دو سر طیف حذر می دهد.

 

بر لباس شهرت و مُدها و فشن های انگشت نما نهیب نمی زند مگر اینکه از انگشت نمایی مناسکی، نماز بازی و زیارت بازی و مقدس مآبی هم نهی می کند.

(روایاتش را ببینید!)

 

امام رضا(ع) امام همه است؛ هم انحراف مسلمان در لباس بیگانه و هم بازیش در لباس دین را می بیند، نه بر تبرج ها تسامح می کند و نه چفیه بازی های زمانش را ندید میگیرد!

فرمود: “هرکه خود را به عبادت شهره سازد، به دینداری او بدگمان باشید؛ زیرا خداوند از شهرت عبادت و شهرت لباس نفرت دارد”!

 

اگر این توازن موجود در روایات در تریبون های دین هم رعایت شود، جامعه بهتر به تعادل می رسد!

دنیازدگی و دین بازی دو روی یک سکه اند. هردو دنیا طلبی و دین فروشی است.

 

اگر باور کنیم سهمی از انگشت نماییِ پوشش، رهیدن از شهیدبازی، ولایت بازی و… است؛ تازیانه وعظ و تشر خطابه را متعادل می نوازیم!

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۲/۱۷

حسن باقریِ جهاد تبیین!

فراخوان برای نجات جزیره ای ایرانی بین ما و دشمن!!

اگر تبیین، جهادی مقابل دشمن است؛ “اطلاعات دقیق میدان” هم می خواهد. حسن باقری هایی می خواهد که در بین جوانان حواس جمعِ انقلابی مان حتما پیدا میشود.

برخی پیمایش های موثق [۱]بمثابه اطلاعات عملیات و عکس ماهواره ای-  جزیره ای از اهالی ایران بین جمهوری اسلامی و دشمن را شناسایی کرده که دشمن بدان طمع دارد و برای الحاق آن به خود تلاش بیشتری می کند!

اگر جامعه کنونی ایران را بلوک بندی های متداول پیمایشی کنیم، این “واحد بزرگ انسانی و ملی” در “میانه” قرار گرفته است؛ نه جزء بلوک وفاداران و حامیان همیشگی است و نه جزء بلوک مخالفان و ناهمراهان با نظام اسلامی!

برخی جهات امیدبخش این واحد بزرگ:

  • ۲۱درصدِ جامعه ی ایرانی اند!
  • اکثرا جوان اند (۴۴٪ زیر ۳۵سال)!
  • منتقدند اما بطور کلی مشارکتهای سیاسی را رها نکرده اند! (حتی در انتخابات۱۴۰۰، ۴۹درصد مشارکت داشتند)
  • به خلاف برخی واحدهای مخالف، رابطه با آنها قطع نیست، هنوز ۶۵درصدشان پیگیر اخبار رسانه ملی اند!
  • علی القاعده در مناسبتها درصد قابل توجهی شان پای منابر یا برنامه های فرهنگی هستند.
  • ۴۴درصدشان پایبندی همیشگی به نماز دارند!
    جداگانه غیر از منابع دینی از منابع پیمایشی هم ثابت شده بین نماز خواندن و فضایل دیگر اجتماعی سیاسی، “نسبت مستقیم” برقرار است.
  • علیرغم موج و حمایت بیگانگان از اعتراضات۱۴۰۱ ، فقط ۱۹درصدشان با آن موافق بودند!
  • فقط ۱۰درصدشان حتی برای رفع تحریم های اقتصادی موافق رسمیت شناسی اسرائیل اند!

برخی جهات نگرانی:

  • علیرغم حمایت فی الجمله و حضورهای سیاسی (بخصوص تا قبل از ۱۴۰۰)، میل به مهاجرت در آنها بالاست(۳۷٪)!

  • ادراک فساد در کشور برای اینان هم -مثل بلوک های دیگر- بالاست؛ ۸۶درصد!!!
    توضیح اینکه به حسب مطالعات، نسبت “فساد” با “ادراک فساد” در ایران نسبتِ ۱ به ۷ است!
    ادراک فسادِ ۸۶درصدی -که حبابی بزرگتر از فساد واقعی دارد- نقطه کانونی ای برای جهاد تبیین در کنار مبارزه با فساد واقعی می شود.

  • فقط ۲۵درصد موافق انطباق قوانین با اسلام اند!
    یعنی باور به اسلام سیاسی -که نقطه کانونی هجوم دشمن بوده و هست- آسیب جدی دارند!
    پیمایش های متعدد و برای بلوک های دیگر هم نشان می دهد کانونی ترین نقطه هجوم دشمن همین عینیت دیانت و سیاست است.
    دستگاه های تبلیغی دشمن از سوژه های روزمره (مثل فساد و سوء استفاده از موقعیت و استفاده ابزاری از مقدسات و…) دائم برای تحکیم مخالفت با اسلام سیاسی استفاده می کند.

  • ۵۶درصدشان هم با عدم مقابله با بی حجابی در اماکن عمومی قائلند!
    این بلوک و جزیره مُشاع در شهرهای ما در کشاکش بین حامیان و مخالفان و برندازان است!

شناسایی تفصیلی خصائص آنها به جهاد گران تبیین کمک می کند مسائل آنان، ادبیات و زبان آنان را بهتر بشناسند و با توجه به آن محتوای مناسب یا اقدام و کنش امید بخش و جاذب را طراحی کنند.

مثلا:

چه بیان انتقادی ای، اینان را همراه و در عین حال کنشگری درون چارچوبه نظام می نماید؟

چگونه می توان ادراک حبابی فساد را در آنها کاست و برای مقابله به فساد واقعی  با هنجارها و ارزشهای انقلاب اسلامی بسیج شان کرد؟!

چگونه میتوان شیدایی به غیر و غرب را در آنها کاهش داد و از “حب وطن”، درگیری با موانع پیشرفت را نتیجه گرفت؟! که امیر المومنین(ع) فرمود: عَمَرَتِ الْبُلْدانُ بِحُبِّ الاَْوْطانِ: شهرها با وطن دوستى آباد مى شوند. (تحف العقول، ص۲۲۹)

چگونه می توان اعتقاد به عینیت دیانت و سیاست -که تابلوی قرآن و سیره نبوی و علوی است- را تحکیم بخشید؟ مواجهه با دین بازان و مقدس نماهای سو استفاده چی و هم نا کارمدی ها و ناشایست سالاری چگونه باشد تا از این نمونه ها، آن آموزه غلط ساخته نشود؟!

«به نسل جوان جامعه با چشم خوش‌بینی نگریسته و با این نگاه با آنان تعامل شود» (رهبرانقلاب اسلامی / پیام صدسالگی حوزه)

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۲/۱۷

مرتبط: موشک‌هایمان نقطه‌زن شده‌اند یعنی ۵ متر هم خطا ندارند… اما جهادتبیین‌هایمان ۵ کیلومتر آن ور تر را می‌زنند!

[۱] پیمایش مرکز تحلیل اجتماعی متا

مقاومت را مذاکره نمی کنیم یا فعالانه پیش می بریم؟!!

اصطلاحاً “غایت” هر چیزی هم “فاعلیت” و هم “صورت” آن چیز را معلوم می کند. اگر غایت، برداشت گندم باشد، کشاورز و زمین و آب و دانه وسط می آید و اگر نجاری باشد کسی و چیزی دیگر.

 

صورت مذاکرات و ذاتیات و عرضیات آن هم از این قاعده مستثنی نیست.

مثلا مذاکره برای “رفع تحریم”، صورتی و برای “رفع سایه جنگ” صورت دیگری دارد.

 

نبستن مسائل کشور به مذاکرات + حصر مذاکره در موضوع هسته ای، لوازم خاص خود را دارد.

سؤال اساسی اینکه: درباره مقاومت و موشکها، مذاکره نمی کنیم؟!

یا به ادامه مقاومت و حتی عملیات نظامی در مسأله بغرنج غزه فکر می کنیم؟!

 

وزارت خارجه دهها کار دیگر غیر از مذاکره هسته ای دارد که سهمی باید برای رفع فشارها از مقاومت در عراق و لبنان باشد.

 

نیروهای نظامی در برجام، حین مذاکراتِ صرفا هسته ای، موشک آزمایش و مرگ بر اسرائیل بر آن می نوشتند؛ آیا در دور جدید مکلف به سکون در حوزه مقاومت بخاطر مذاکراتند؟!

وضع فلسطین و غزه هیچ وقت به وخامت امروز نبوده است؛ اعلان دیروز، اِعمال امروز می خواهد.

 

حدیبیه سازی مذاکرات اقتضائاتی دارد. نیروهای انقلابی جای ایستادن سر همان نقطه ی: “مذاکره؛ آری یا خیر؟” خوب است بر سر جهات “حدیبیه سازی” آن فکر کنند:

  1. بر مهندسی آن برای “رفع تحریم” نه “رفع سایه جنگ” فکر و نظارت کنند.
  2. بر انحصارش در هسته ای و کنارش جنبش دهی به مقاومت در منطقه اسلامی اصرار بورزند.
  3. به “صورتِ نیاز عملیاتی و نظامی” در فجایع غزه توجه دهند و وعده صادق۳ را در مذاکرات تأویل نبرند.

 

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱/۳۰