بایگانی برچسب: s

سخنرانی/ نمای فقه اقتصادی امام(ره)

ارائه حجت الاسلام قنبریان در جشنواره علوم انسانی عمار/ ۴خرداد۱۴۰۲

شش مطلب در نمای فقه اقتصادی امام خمینی

  1. سه مفهوم خاص: احکام فرعی/ روابط یا سیستم/ نظام
  2. توضیح و تمییز روابط از نظام در بیان شهید مطهری
  3. احکام فرعی در دو سیستم دو نتیجه می دهند!
  4. سیستم اقتصادی را چه چیزی درست می کند؟
    نمونه ای از استنباط های نظام اقتصادی
  5. مثالهایی از فقه اقتصادی امام
    مالکیت چگونه حق اما محدود می شود؟!
  6. جایگاه ولایت مطلقه در این بحث

دریافت «نمای فقه اقتصادی امام(ره)» | “دریافت از پیوند کمکی

ادامه خواندن سخنرانی/ نمای فقه اقتصادی امام(ره)

کلیپ/ بازخوانی ایده سیاسی و فرهنگی امام خمینی در مواجهه با تحجر و تجدد

ششمین محفل گفتگو محور فکرت، به «بازخوانی ایده‌ی سیاسی و فرهنگی امام(ره) در مواجهه با تحجر و تجدد» پرداخته است. بخش‌هایی از ارائه حجت الاسلام قنبریان منتشر می‌شود. پیشتر فایل صوتی این نشست منتشر شده بود.

امام خمینی را باید شنید
  • امام‌خوانی را نباید به کسی نیابت دهیم. سخن امام(ره) هنوز شنیدنی است. باید هر کس بصورت مستقیم آثار امام را بخواند و حلقه‌های صحیفه‌خوانی با همت بدنه اجتماعی راه‌اندازی شود.
  • چون هر شخص، موسسه یا سازمانی از دیدگاه خودشان امام را بازخوانی می‌کند. به همین دلیل است که نخبگان باید اهتمام به این امر داشته باشند.
  • اگر بدنه حزب‌اللهی با امام(ره) آشنا نباشد، زمینه استفاده ابزاری از امام(ره) نیز فراهم می‌شود که هر کسی امام خمینی را به نفع خودش مصادره می‌کند. همچنان امام خمینی تنها گزینه برای ماست.
مردم در عهد ولایت «اکثرهم لایعقلون» نیستند
بعضی‌ها می‌گویند مردم غرب زده‌اند ولی امام خمینی خلاف این عقیده را دارد. البته مردمی که در عهد با ولی هستند را نمیشود گفت که اکثرهم لایعقلون. این گفته درست نیست. اولین خصوصیتی که این مردم دارند این است که در عهد با ولیّ در آمدند. امام خمینی(ره)، جامعه‌ای که در ۲۵۰ سال اخیر تطوراتی داشته را به سرانجام رسانده و تجدّد نتوانسته در تغییر ایران موفق باشد و ایران خودش را از آن فاصله داده است.

این زمین کج است!
  • امروز وقتی از فقه گفته می‌شود منظورشان فقه قبل از امام خمینی است و این یعنی ارتجاع به گذشته. فقه قبل از امام، تفاوتش به این نیست که این مکتب آقای خویی است یا مکتب امام خمینی؟! دعوا سر این زمین کجی است که باید صاف شود.
  • این زمین کج است که سرمایه‌داران، ثروتمندتر و فقرا، فقیرتر می‌شوند. فقه امام خمینی(ره) آمده بود تا این زمین را صاف کند. امام(ره)، انقلاب کرد که این زمین کج را صاف کند؛ چون منافع محرومان مهم است.
تا ولاء اجتماعی نباشد امر به معروف اصلا شدنی نیست. این ولاء امروز آسیب دیده است اگر ترمیم شود باب گفتگو باز میشود.

از ریان بن صلت مروى است که گفت قومى در خراسان نزد حضرت رضا(علیه السّلام)آمدند و عرض کردند که گروهى از اهل بیت تو مرتکب اعمال قبیحه میشوند کاش آنها را از آن اعمال نهى میفرمودى فرمود چنین کارى نکنند عرض کردند چرا فرمود زیرا که از پدر بزرگوارم شنیدم که «اَلنَّصِیحَهُ خَشِنَهٌ» نصیحت زبر و درشت است بر شنونده و از این جهت مشکل تاثیر کند.

سخنرانی/ بازخوانی ایده سیاسی و فرهنگی امام خمینی در مواجهه با تحجر و تجدد

پنج مرتبه انسان دینی و عصر دینی

  1. ترابط وحدانی علوم نافع
  2. فقه انقلابی امام
  3. فقه امام، فقه نظام
  4. ولایت فقیه امام، مطلقه بود
  5. ولایت مطلقه امام، حکومت مطلقه نبود

بخش ارائه تا دقیقه ۳۳

پرسش و پاسخها در موضوعات:

  • مربوط به بحث و نظریه امام
  • رفراندوم
  • زنان و حجاب
  • و…

دریافت «بازخوانی ایده سیاسی و فرهنگی امام خمینی در مواجهه با تحجر و تجدد» | “دریافت از پیوند کمکی


گزارشی اجمالی از نشست “بازخوانی ایده سیاسی و فرهنگی امام خمینی در مواجهه با تحجر و تجدد” / ۷خرداد۱۴۰۲ موسسه شناخت

ادامه خواندن سخنرانی/ بازخوانی ایده سیاسی و فرهنگی امام خمینی در مواجهه با تحجر و تجدد

سخنرانی/ از نو حرف نوی انقلاب اسلامی

حجت الاسلام قنبریان در مورخه ۱ خرداد ماه ۱۴۰۲، در شهرستان سبزوار سخنرانی تحت عنوان «از نو حرف نوی انقلاب اسلامی» ایراد کرده است. این سخنرانی منتشر می‌شود.

 

از نو حرف نوی انقلاب اسلامی

نسبت حرف نوی انقلاب اسلامی با: “جهاد تبیین”، “امیدآفرینی” و “مطالبه گری،”

فعلا این سه ماموریت، تشتت در جبهه انقلاب دارد! خنثی کردن همدیگر و درگیری!

 

حرف نوی انقلاب، نظریه ای که این سه ماموریت را همگرا می کند!

  • هسته مرکزی تبیین، تبیین همین حرف نو است!
  • حرف نوی انقلاب، “توحید” نیست، “امتداد اجتماعی” آن هم نیست؛ “توحید و کرامت انسان” است! “ولایت و مردم”، “اسلام و جمهوریت” است…
  • تبیین دستاوردها ذیل این حرف نو “امیدآفرین” است. بودن، علیرغم “دو دیگری قوی”، چشمه امید است…
  • “مطالبه گری صحیح” هم تمایز بین این حرف نو با آدم ها و رویه ها و… است
  • مطالبه گری درون حرف نوی انقلاب، امکان “مخرج مشترک با دشمن” ندارد!

 

به فعالین فرهنگی-سیاسی توصیه میشود این فایل را بشنوند

دریافت سخنرانی «از نو حرف نوی انقلاب اسلامی» | “دریافت از پیوند کمکی

۱۹/ سلسله درس‌های نهج البلاغه

جلسه نوزدهم درسهایی از نهج البلاغه به کلام حجت الاسلام قنبریان، به شرح نامه ۵۳ نهج البلاغه پرداخته است. این جلسه مورخه ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۴۰۲ برگزار شده است. صوت این جلسه منتشر می‌شود.

۹معیار انتخاب فرماندهان نظامی…
افزودن صفات مهر بر نظامیان برای تعدیل و غایت عدالت

فرق بین ارتش مدرن و سپاه در دوره های گذشته!
خانواده ها و ایلات صالح و حسب و نسب دار تامین کننده سپاه

۲معیار ترجیح فرماندهان نظامی از هم
با مواسات فرمانده با سربازان، همت آنها واحد می شود نه الزاما پرداخت های نامتعارت مثل نظامیان صدامی
البته باید معونه آنها و تحت تکفلشان تامین شود

این ساخت دقیق نظامیان برای چه هدفی؟!
برای: “برقراری عدالت در شهرها”/ “مردمسالاری دینی”!

دریافت سخنرانی «۱۹/ درسهایی از نهج البلاغه» | “دریافت از پیوند کمکی


ادامه خواندن ۱۹/ سلسله درس‌های نهج البلاغه

حاکمیت اسلامی باید امکان اعتراض را ایجاد کند

  • اعتراض یک امر طرفینی است. هم باید فرهنگ اعتراض را به مردم آموزش داد تا بتواند اعتراضشان را طوری مدیریت کنند که به هائشات نکشد و هم حاکمیت وظیفه دارد امکان این اعتراض را فراهم کند
  • نمی شود همیشه انگشت اتهام را به سمت مردم گرفت که دشمن از اعتراض شما سوءاستفاده کرد. دشمن همیشه هست، مشکل هم همیشه هست، پس هیچگاه حل نمیشود
  • در شرایط غیر بحرانی حاکمیت باید به فکر فراهم کردن زیر ساخت اعتراض به صورت عمومی باشد تا بدین واسطه از وقوع بحران جلوگیری کند

حجت الاسلام محسن قنبریان
ویژه برنامه علامت، شبکه دوم سیما

۱۸/ درسهایی از نهج البلاغه

جلسه هجدهم درسهایی از نهج البلاغه به کلام حجت الاسلام قنبریان، به شرح نامه ۵۳ نهج البلاغه پرداخته است. این جلسه مورخه ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۴۰۲ برگزار شده است. صوت این جلسه منتشر می‌شود.

 

از نظریه مبنا (تسخیر طرفینی) تا طرح کلی ساخت اجتماعی و اقتصادی

“قیمت گذاری آزاد” در بازار اسلامی یا “بازار آزاد” لیبرال؟!!

طرح پیشینی چینش صنوف و نهادهای اقتصادی:

لشکریان و نظامیان، خراج دهندگان، قضات و دبیران، صنعتگران و تجار

حل تعارض منافع فاتحان و خراج دهندگان!

تفکیک قوا در والی و فرمانده لشکر با قاضی و مسئول بیت المال!

–  منع والی و قاضی و هاشمی از سهم بری عاملین زکات!

والی و قاضی و عمّال نباید تاجر هم باشند!

چند وصف لشکریان:

  • حصون الرعیه: دژهای مردم و ملت یا والی؟!
  • زین الولاه: زینت والی/ لزوم بروز سجایای حاکم عادل در آنها/ نامه۱۴ و…
  • عزّ الدین: حصن دین هم فقهاء و اندیشمندان اند نه نظامیان! اما عزت دین نظامیان اند!
  • سُبُل الأمن: راههای امنیت

دریافت سخنرانی «۱۸/ درسهایی از نهج البلاغه» | “دریافت از پیوند کمکی

ادامه خواندن ۱۸/ درسهایی از نهج البلاغه

فتوای مردمسالاری وقتی هنوز صندوق رأی باب نبود!

شهید اول از فقهای قرن ۸ه است که بزرگان او را “لسان الفقهاء”، “لسان القدماء”، “از جمله ۵فقیه برتر شیعه” و… می شمارند.

ایشان در کتاب ارزشمند “القواعد و الفوائد” ذیل قاعده۱۴۷ (ج۱ص۴۰۵و۴۰۶) فائده ای با عنوان: “یجوز عزل الحاکم فی مواضع” طرح می کند: القواعد و الفوائد‌- ط دفتر تبلیغات اسلامی

سومین این مواضع برای عزل حاکم چنین است:

“الثالث: مع کراهیه الرعیه له و انقیادهم إلى غیره، و إن لم یکن أکمل إذا کان أهلا، لأن نصبه لمصلحتهم، فکلما کان الصلاح أتم کان أولى.”

یعنی وقتی مردم از آن حاکمِ [شرع]، کراهت داشته و به غیر او انقیاد و پذیرش داشته باشند؛ حتی اگر آن دیگری فقط “صلاحیت” داشته باشد و “اکمل” از حاکم منصوب نباشد[۱]. بخاطر اینکه نصب حاکم برای مصلحت مردم است؛ پس هرجا مصلحت تمام تر است، نصب اولویت دارد.

طبق این مبنا: با بودن کف صلاحیت و اهلیّت، پذیرش و انقیاد مردم تمام کننده مصلحت است و از شرایط کمال مهمتر است.

امروزه صندوق رأی “راهکاری اثباتی” و “توسعه در مصداق” برای کشف انقیاد مردم است؛ نه “توسعه ارتکاز” و “سیره تازه” ای که نیاز به تایید جداگانه و عدم ردع شارع داشته باشد.[۲] (شرایط و فروعات انتخابات، کاندیدا، تبلیغات و… در جای خود باید بحث شود)

در حوزه های انتصابیِ حکمرانی (مثل امراء و ائمه جمعه و…) هنوز هم می شود به مثل این بیان شهید اول تمسک کرد…

محسن قنبریان ۱۴۰۲/۲/۳

[۱] اگر آن دیگری اکمل از منصوب باشد که واضح است باید او را مقدم کرد. شهید هم در موضع دوم از مواضع عزل فرموده: اذا وجد من هو اکمل منه، تقدیماً للاصلح علی المصلحه…

[۲]  امام خمینی بر همین مبنا، “رجوع به آراء اکثریت” را به “بیعت درصدر اسلام” برمی گرداند: در چه صورت فقیه جامع الشرایط بر جامعه اسلامی ولایت دارد؟

جنبش دانشجویی تا کی می‌خواهد نزد رهبری علیه خصوصی‌سازی سخن بگوید

دوگانه “پیشرفت(رشد اقتصادی)_عدالت” مساله مهم مکاتب اقتصادی است. با اتاق جنگ اقتصادی دشمن و تحریم ها، برای انقلاب اسلامی جدی تر هم شده است.

رهبر انقلاب سال۸۴ ایندو را از جمله منظورهای سیاستهای کلی اصل۴۴ اعلام کردند:

  • شتاب بخشیدن به رشد اقتصاد ملی
  • گسترش مالکیت در سطح عموم مردم به منظور تامین عدالت اجتماعی.

در بند ب این سیاستها این دو منظور، چنین تعقیب شد:

  • افزایش سهم بخش تعاونی تا ۲۵٪ اقتصاد کشور تا پایان برنامه پنجم
  • اقدام موثر دولت در ایجاد تعاونی ها برای بیکاران در جهت اشتغال مولد
  • رفع محدودیت ازحضور تعاونی ها در تمام عرصه های اقتصادی از جمله بانک و بیمه
  • تاسیس تعاونی های فراگیر ملی برای تحت پوشش قرار دادن سه دهک اول جامعه به منظور فقر زدایی
  • و… از این تعاونی ها، رشد اقتصادی(اشتغال مولد) و هم عدالت اجتماعی(مالکیت فراگیر) را قصد کرده بودند.

اما با گذر قریب ۱۸سال این قسمت سیاستها محقق نشد!

  • کل تعاونی ها در کشور به ۱۰٪ نمی رسد و تعاونی های فراگیر هم محقق نشد.
    بند ج سیاستها (خصوصی سازی) و واگذاری به نهادهای حاکمیتی غیر دولتی عملا سهم بر اصلی منابع دولتی اصل۴۴ شدند!
  • لذا آن دو منظور -بخصوص گسترش مالکیت در سطح عموم مردم و عدالت اجتماعی- محقق نشد!

مجمع تشخیص (بعنوان ناظر سیاستهای کلی) هم در عدم تحقق متوازن سیاست های کلی اصل۴۴ دخالت موثری نکرد!

پس از قریب ۱۸سال شخص رهبر انقلاب نیز در سخنرانی اول فروردین۱۴۰۲ به منظور مشارکت عموم و آحاد مردم در اقتصاد از مسئولین و صاحبنظران طلب نقشه و راهکار کرد!

بر تحقق و انجام کامل بند ب سیاستها -مثل سالهای قبل- اشاره و اصراری نکرد! بجای تعاونی های بیکاران و فراگیر، از شرکت های کوچک (آن هم بعنوان تجربه ناموفق) گفتند! (پیش از این ۱فروردین۹۵ از شرکت ها و کارگاه های کوچک برای اقتصاد مقاومتی و تامین آن دو منظور گفته بودند که اینبار با وصف تجربه ناموفق از آن یاد کردند)

آیا اهمال ۱۸ساله این بند در کنار تحقق فی الجمله واگذاری به بخش خصوصی و حاکمیتیِ غیر دولتی به معنی انصراف و لغو این بخش سیاستهاست؟!

سراغ گرفتن از راههای مشارکت عموم مردم و نام نیاوردن از راه های مصرح در سیاستهای قبلی به معنای تعقیب رشد اقتصادی و عدالت در طرق دیگری غیر از بند ب سیاستهای اصل۴۴ است؟!

پژوهشگران و جنبش دانشجویی خوب است بجای تکرار مکرر اشکال به خصوصی سازی و شنیدن جواب مکرر و یکنواخت از آن، بر سر عدم تحقق این ضلع دیگر سیاستهای واگذاری، تحقیق و مطالبه کنند!

اگر “بند ب” به هر دلیل قابل انجام نیست؛ مطالبه اخیر رهبری را بر حرفهای کلیشه شده و بی ثمر ترجیح دهند. کارهای اندیشکده ایِ شدنی برای “مشارکت عموم مردم” در اقتصاد انجام دهند تا از این تحقق کاریکاتوری جلوگیری و رشد واقعی اقتصادی را همراه با عدالت محقق کنند.

قطعا تحلیل دقیق نشدن ها و تجارب ناموفقِ قبل و توجه به اقتصاد سیاسی آن جزئی از طرح ها و نقشه های مطلوب است.

محسن قنبریان ۱۴۰۲/۲/۲

رهبر انقلاب۸۰/۸/۸: “اگر کسی در نظام جمهوری اسلامی در مسؤولیتی مشغول کار است، ولی آرمانهای نظام جمهوری اسلامی را آن‌گونه که امام بزرگوار ترسیم کرده است و در قانون اساسی تجسّم پیدا کرده، در دلش قبول ندارد، اشغال آن پست برای او حرام شرعی است. (…) بخصوص در مسؤولیتهای بالا. مدیران ارشد، نمایندگان مجلس و مسؤولان عالی‌مقام قوّه قضایی، درعین‌حال که مسؤولیت مهمّی در نظام جمهوری اسلامی دارند، نمیتوانند به آرمانهای نظام جمهوری اسلامی و اصول قانون اساسی اعتقادی نداشته باشند؛ چون اعتقاد انسان در عمل و گفتار او اثر میگذارد[۱]..”

پ.ن:

  1. نباید سخن رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان را بر خلاف فتوای شرعی خود درباره اعتقاد مسئولین به اصول قانون اساسی (آن هم اعتقاد قلبی) معنا کرد!
    ایشان “نفی ایجاب کلی” (حل همه مسائل مهم با رفراندوم) کردند نه “سلب کلی” (که لغویت و اهمال کلی اصل۵۹ لازم آید)!
  2. اگر روزی ایشان یا نخبگان سیاسی به هر دلیل اصل۵۹ را نادرست، نشدنی، مضر یا… دیدند؛ راهش را قانون اساسی معلوم کرده است: اصلاح و بازنگری قانون اساسی؛ که در اصل۱۷۷ توضیح یافته و غیر از امضای رهبری، مراجعه به آرای عمومی را می خواهد. یعنی طبق قانون اساسی، حذف اصل۵۹ خود نیازمند انجام همه پرسی است! (اصل ۱۷۷ استثنائات بازنگری را هم شمرده است.)
  3. شاید از مجموع قرائن بتوان گفت جملات اخیر رهبر انقلاب، موضعی سیاسی علیه برخی سیاسیون خاص بود نه ارائه نظر درباره اصل رفراندوم و حتی فقط جواب آن دانشجویان!

محسن قنبریان

[۱] بیانات در دیدار مردم اصفهان‌