بایگانی برچسب: s

سخنرانی/ شرح خطبه ۲۱۶

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسهٔ نوزدهم | ۱۰ بهمن ۱۴۰۴پ

حجت الاسلام محسن قنبریان | قم؛ هیئت راه فاطمه

دانلود سخنرانی «شرح خطبه ۲۱۶» | “دانلود از پیوند کمکی

خطّ بطلان بر فرهنگِ تملّق؛ آدابِ تعاملِ علوی میان حاکم و مردم

جلسهٔ نوزدهم و پایانی از سلسله‌مباحثِ شرح خطبهٔ ۲۱۶ نهج‌البلاغه، بر آخرین فرازهای این خطبهٔ شریف تمرکز دارد؛ جایی که امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در پاسخ به مدح و ثنای افراطیِ یکی از یاران، اصول بنیادینِ «فرهنگ گفت‌وگو با حاکم» را تبیین می‌فرماید. ما در این بخش با دستوری مواجه هستیم که نه‌تنها یک توصیهٔ اخلاقی، بلکه فرمانی حکومتی برای تنظیمِ روابطِ متقابل میانِ «امام» و «امّت» است. حضرت در این فراز، خطِ بطلانی بر فرهنگِ تملّق و استبدادپذیری می‌کشد و راه را برای نقدِ سازنده و تعاملِ بی‌لکنت هموار می‌سازد.

 

۱. فرهنگِ گفت‌وگو و تعامل میانِ حاکم و مردم

۲. درمانِ تکبّر: انحطاط إلی‌الله و شهودِ عظمت پروردگار

۳. جامعهٔ مقدّس: امنیتِ بیان برای طبقهٔ فرودست

۴. پرهیز از رفتارهای متظاهرانه و تملّق‌آمیز

۵. خطرِ «جبّاربودن» برای عالمانِ دینی

۶. تواضعِ معصوم: من فراتر از خطا نیستم!

۷. احکامِ فقهیِ «تشبّه به جبّاران»

۸. نقدِ استقبال‌های تشریفاتی

۹. نتیجه‌گیری

ادامه خواندن سخنرانی/ شرح خطبه ۲۱۶

جشن و جنبش انقلاب اسلامی

سالها قبل دهه فجر پیشنهاد می کردم جای سوت قطار و زنگ مدارس و حتی جشن های کم مایه، «جنبش انقلاب» را احیا کنیم!

جنبش انقلاب، مثل عدالتخواهی، آزادی خواهی و…

 

ببینیم چگونه سالهای منتهی به انقلاب ضریب جینی (فاصله فقیرترین و ثروتمندترین) و همچنین سهم ۱۰٪ ثروتمندترین به ۱۰٪ فقیرترین به اوج می رسد؟!

و چگونه انقلاب اسلامی این دو را پایین می کشد؟!

این جای جشن انقلاب است.

 

و ببینیم چگونه در سالیانی و با سیاستهایی دوباره این دو بالا می کشد؟!

رهبر انقلاب اسلامی هم بیش از ده بار در دهه اخیر از عقب ماندگی عدالت می گوید و عذر خواه مردم و امام زمان می شود!

و این جای جنبش انقلابی است.

 

جنبشِ عدالت، احیا و استمرار انقلاب است.  به ضرر هیچ کس جز جریان های ضد عدالت نیست و بیش از جشن های کلیشه ای و نوعاً کم مایه حال مردم را خوب می کند؛ به خصوص که مصادف با میلاد کسی است که وصف غالب او در میراث دینی «یملأ الارض قسطاً و عدلاً»  است.

 

محسن قنبریان ۱۲بهمن ۱۴۰۴

«خامنه ای» نه مورد مذاکره، نه تفدیه!

در آستانه جنگ ۱۲روزه، نتانیاهو رهبر انقلاب اسلامی را در لیست ترور نهاد؛ اما ترامپ آن وقت حرفش این بود: «ما او را هدف قرار نمی دهیم، حداقل فعلاً»!(خرداد۱۴۰۴)

تیرماه هم منّت نهاد که: «او را از مرگی (…) نجات دادم»!

بعد از جنگ معلوم شد که نتوانسته اند نه نخواسته اند!

افشا شد با مقامات سیاسی و نظامی تماس هایی گرفته شده بود که ایشان را رها کنند و خود را نجات دهند؛ اما از هیچکس پاسخ مثبت نگرفتند!

۶ماه بعد، «ماجرای ربودن مادرو» با دسیسه در اطرافیان، نشان داد چه نحوه خیالاتی در سر دشمن می گذرد[۱]!

اما این بار ترامپ است که رسماً هدف را رهبری ایران قرار داده : «زمان آن رسیده است که به دنبال رهبری تازه در ایران باشیم»!(دی۱۴۰۴)

فارین پالیسی درباره نوع حمله احتمالی آمریکا به ایران نوشت: «تندروهای آمریکا و اسرائیل در رویای حمله ی «قطع سر» به سبک حزب الله هستند، حمله ای که آیت الله علی خامنه ای و رهبران ارشد نظام و سپاه پاسداران را از میان بردارد»!

قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریسم توسط اتحادیه اروپا هم مجوّزی برای چنین اقدامی است!

چنانچه فروردین ۹۸ دولت آمریکا اول سپاه را در لیست تروریسم قرار داد تا بعد ترامپ، فرمانده عزیز سپاه قدس را  در دی ۹۸ ترور کند!

صریح بگویم: این لشکر کشی بی سابقه برای یکی از این دو معامله است:

یا رهبر انقلاب اسلامی، از مطلق هسته ای و قدرت موشکی(تهدید اصلی اسرائیل) دست بردارد؛ یا ملت ایران از ایشان و فرماندهانش!

شعار این سالهای اغتشاشات هم جاده صاف کن این طرح بوده است. چیزی که تروریست ها جار زدند، ممکن است این روزها با زبان دیپلماسی، ایران دوستی، واقع بینی و…بیان شود.

نقش آیت الله خامنه ای در «اصالتِ» نظام اسلامی که معلوم است. این که چنین روشی برای تغییر رهبر -حتی اگر یک آیت الله یا سران سابق و حاضر را مثل ونزوئلا جایش بگذارند- فقط یک «رژیمِ آمریکایی» می سازد، بی نیاز از توضیح است.

اما اینکه «بقای تمامیت ارضی ایران» هم در این شرایط بسته به «وجود ایشان» است، شاید نیازمند تبیین شود.

ساختن دوگانه غلطِ انتخاب بینِ «ایران یا خامنه ای»، در صدای طبلِ جنگ و ارعاب از سوی دشمن بعید نیست!

تجربه جنگ ۱۲روزه نشان داد مشکل اصلی اسرائیل، «کشور بزرگ و مستقل ایران» است.

کشوری که در تاریخش با وجود عدم تجاوز به هیچ کشور دیگر، در قرون اخیر «کانون دائمی جنبش ها و انقلاب های ضد استعماری» بوده و در همه آنها هم «رهبری با روحانیتِ انقلابی» بوده است.

 پس چاره استعمار نه حکومت های دست نشانده بلکه فقط «تجزیه ایران» شده است. هر طرح و حرف دیگر، «پوشش» برای «گذار به تجزیه» است.

خامنه ایِ عزیز باید بسیار به خود مباهات کند که امروز او نه فقط «تجسّم یک اسلام ضد آمریکایی-اسرائیلی» که «نماد تمامیت ارضی ایران» هم هست.

 اگر ترور ایشان در تیرماه ۶۰  –به تعبیر خودشان– مصداقِ «سر خُمّ مِیْ سلامت، شکند اگر سبویی» بود؛ تفدیه (فدا کردنِ) ایشان در شرایط جاری -خدای نکرده- مصداق «آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت» خواهد شد!

لذا غیر از مقامات سیاسی و نظامی بر تمامی آحاد ایرانیان لازم است در این شرایط ابوذر وار [۲]بدون لکنت به این واقعیت شهادت دهند و یک بار دیگر حماسه اتحاد مقدس خود در جنگ ۱۲ روزه را به رخ کشند.

محسن قنبریان ۱۰بهمن۱۴۰۴

[۱] از اینجا تدبیر ویژه رهبری در توافق و همدلی بی نظیر مسئولان بلند پایه در این دوره -با وجود برخی انتقادها- بیشتر فهمیده می شود.

[۲] ابوذر از اولین اسلام آورندگانی است که در دوره دعوت پنهانی و تقیه مسلمین، سه روز پیاپی در مسجد الحرام  کنار حلقه مشرکان و سخره کنندگان رسول الله(ص)  با صدای بلند شهادت به توحید و رسالت محمد(ص) داد. هر بار کتک خورد اما کوتاه نیامد.

سخنرانی/ شرح خطبه ۲۱۶

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶
جلسه هجدهم | ۳ بهمن ۱۴۰۴
حجت الاسلام محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه قم

حاکم نباید ثناء را دوست داشته باشد!

  1. درباره کار نکرده ، عنوان «مدح من لایستحق»/ مبنای درست فقهی
  2. درباره سجایا و کارهای انجام داده ، «فلاتثنوا علیَّ»!

چرا؟! «لإخراجی نفسی الی الله و الیکم…»: بخاطر اینکه خودم را برای خدا و شما قرار داده و برخی حقوق باقی مانده!!!

نکته توحیدیِ «الی الله و الیکم»!

با این اوصاف که چنین حاکمی سزاوارتر برای مدح و ثناست! چرا نه؟!

چون وظیفه واجبش را انجام داده!

به تعبیر کاشف الغطا، واجب مِلک خداست و به دیگری فروخته نمی شود!

توجه: کدام مدح منظور نیست؟!

  1. مدح در ولایت باطنی و تکوینی -که امام(ع) مظهر اسمای حسنای الهی است- منظور نیست. آن جامعه کبیره است و تنها راه خداشناسی.
  2. مدح سیره سیاسی و اجتماعی امام (ع)نیست که از باب وجوب تأسی، لازم است.

پس اگر مدح حضوری و تملق حاکمان عادل نه، برای آنها چه باید کرد؟!

کمک در انجام آن وظیفه!

مدح مذموم ایستادن رو به حاکم است اما دفاع از او مقابل دشمن یا از بین بردن موانع اطاعت او ممدوح است/ سیره یاران از حضرت زهرا(س) تا عمار و نجاشی شاعر و زنان مدافع

مهمتر از آن عهد خون در یاری است/ گریز به تهدید جان رهبری توسط دشمن

دانلود سخنرانی «شرح خطبه ۲۱۶» | “دانلود از پیوند کمکی”

ادامه خواندن سخنرانی/ شرح خطبه ۲۱۶

چرا «محاربه و بغی»، مفاهیم رسایی برای «تبیینِ» ناآرامی های اجتماعی-سیاسی نیست؟!

نه به خاطرِ «اسلام رحمانی» و نفی مطلقِ خشونت، با دگراندیشی دینی یا مصلحت بافیِ سیاسی!

نه به خاطر اینکه در اعتراضات و ناآرامی های دهه ی اخیر ایران هیچ کس متهم به این عناوین نمی شود!

 بلکه بدین خاطر که:

 ناآرامی ها، اوّل «پدیده های اجتماعی- سیاسی»و بعد «قضائی-فقهی» اند. اول نیازمند «تبیین و توصیف» و بعد نوبت «حُکم یا مجازات» است.

برای توصیف هم «مفاهیم خاصی» در سیره و سنت وجود دارد.

اندراج یک «پدیده» ذیل «مفهوم پایه اش»، بزرگترین خدمت به «تبیین» درست آن است.

مفهوم «بغی و محاربه» برای پهنای این پدیده، نه «جامع» است و نه «مانع»!

لذا بیشتر به کار قاضی می آید تا مبلّغ!

جامع نیست؛ چون:

  1. در دوره حضرت امیر(ع) هم «تجمعات اعتراضی» داریم(+ نامه۱۹) ، هم نا آرامی هایی نوعاً شبانه که بعضاً کشته هم دارد و ایشان «الهائشات» می نامد. اینها «حکم بغی یا محاربه» نمی گیرند، بلکه دیه مقتول هم از بیت المال پرداخت می شود!
    سه صنف کردن کشته های آبان ۹۸ و توشیح رهبری برآن هم بر این اساس است که دسته ای دیه گرفتند.
  2. «بغی» اگر «مقاتله» دارد، امکانِ «حکمیت» هم دارد؛ چنانچه اولین پیشنهاد حکمیّت به باغیان را خود امیر المومنین(ع) قبل از«حکمیتِ تحمیلیِ صفین» در «جمل» داد(نامه۵۴)
    اما «غارات» و عملیاتهای تروریستی با سازمان بخشیِ دشمن (نحو دیگر ناآرامی ها) چنین نیست.
    اگر امیر(ع) غارات را هم با مفهوم بغی و محاربه می دید، مسبب اصلی (معاویه) «ردیف اول» دیده نمی شد[۱]؛ در حالی که تمرکز حضرت در تبیین بر اوست. علمیاتهای تروریستی ۶گانه را به او نسبت می دهد:«انّ ابن ابی سفیان یدعوا الاراذل و الاشرار فیجاب…». در خطبه ۲۷ ( عملیات تروریستی سفیان بن عوف غامدی به یمن) خطبه را با عنوان «جهاد علیه معاویه» و در واقع احیای صفین، صورت بندی می کند و میدانید تفاوت کجا تا کجاست؟!
  3. در بیان تبیینی قرآن از «بغیِ اقتصادی» (إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَیْهِمْ) و «محاربه نظام پولیِ ربوی»(۲۷۹بقره) هم سخن است. لکن اقلاً فقه و قضا متداول «قارونی گری» -که الزاماً اختلاس و اخلال اقتصادی مصطلح هم نیست- را «بغیِ مصطلح فقه» نمی داند، «رباخواری» هم حکم «محاربه مصطلح»ندارد!
    این در حالی است که ممکن است گاهی «بغی و تجاوز اقتصادِ قارونی» و «محاربه نظام ارزی و پولی» عاملیتی برای اعتراضات و ناآرامی ها شود.
    (نمونه ای از تبیین بغی اقتصادی توسط رهبر انقلاب اسلامی)

وقتی «جهادگر تبیین» هم از عینک قاضی،«از آخر و حُکم» ماجرا را ببیند و با مفاهیم بغی و محاربه، پدیده را توضیح دهد، آخرین قربانی (مباشرین) وزن بیشتر می گیرد و «زمینه سازان اصلی» کم رنگ می شوند!

 نمی شود اینها را پررنگ کرد و حکم سخت-که مفهوم پایه تبیین شده- را به عاملِ آخر داد!

از اینروست که مفاهیم محاربه و بغی، بیشتر به کار قاضی می آید نه مبلّغ و مبیّن صحنه.

مانع نیست، چون:

بسیاری از موارد محاربه و اسلحه کشی و ارعاب اصلاً خاستگاه سیاسی (داخلی و خارجی) ندارد. راهزنی و زور گیری برای تمتعات شخصی و قبیلگی و… هم تصویر دارد.

به نظر می رسد تبیین ناآرامی های ۹۶ و۹۸ و۴۰۱و ۴۰۴ با مفاهیمی غیر از بغی و محاربه از سوی رهبر حکیم انقلاب (با وجودی که برخی حکم محارب یا باغی هم گرفتند) از همین باب است.

جالب تر اینکه ایشان در مفهوم و دایره جهاد، نوآوری فقهی دارند و متعلق آن را جای کافر، «طاغوت محارب» (داخلی یا خارجی) می دانند و از سوی دیگر «هر حرکت و تلاشی که به قصد براندازی صورت گیرد» را «شروع محاربه» می دانند!(۷۹/۱۲/۹) لکن باز این مفهوم را «پایه تبیینِ» خود برای اغتشاشات این دهه قرار نمی دهند؛ چون صحنه را لایه لایه می بینند و فقط «برخی اَشکال فتنه را محاربه می بیند» (۷۳/۶/۲٠).

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱٠/۳٠

[۱] در سخنرانی روز مبعث رهبر انقلاب، درباره اغتشاشات اخیر رئیس جمهور آمریکا مجرم ردیف اول است.

بغی و محاربه مفاهیم رسایی برای تبیین ناآرامی های سیاسی اجتماعی ما نیست!

برشی از ارائه حجت الاسلام و المسلمین قنبریان در مجمع خطبا اصحاب الصاحب

* فایل صوتی کامل

دانلود سخنرانی «الهیات اعتراض» | “دانلود از پیوند کمکی”

* یادداشتی در توضیح بیشتر

مطالب مرتبط:

  1. امیرالمومنین با قتل خطایی آشوبها چه می کرد؟!
  2. سبک رهبر انقلاب در جمع کردن فتنه خیابانی
  3. درس توازن از رهبر انقلاب اسلامی
  4. جلسه سی و پنجم شرح نامه ۵۳ ( فراز مربوط به خونریزی عمدی و خطایی حاکم)
  5. لوازم این نظر را آیت الله نمی پذیرد!
  6. جزوه عفو معیاری و معیار عفو
  7. جزوه بغی اقتصادی
  8. اگر جبرائیل، وزیر امنیت بود…!
  9. شورش لئیم، نجابت کریم
  10. کلیپ: جنگ قارون  /  هم انّه طغیٰ را ببین، هم انّه بغیٰ!