بایگانی برچسب: s

دعوای دست چندمِ ارز!

اگر می شد سکوت کرد، مثل تمام این مدت از مساله تک نرخی کردن ارز و آزاد سازی قیمت ها می گذشتم!

راستش «دهک های اقتصادی»، ادبیات محترمانه همان «جامعه طبقاتی» است!

وقتی «دهک»، بین نسلی می شود و بچه دهکِ پایین، هم رتبه با پدر است، نمی تواند تحصیل بهتر و شغل و موقعیت بهتر از پدر کسب کند، دیگر«کلمه دهک»، بازی با الفاظ است؛ همان طبقه اجتماعی است.

در جامعه طبقاتی، فرقی نمی کند یارانه را بالای زنجیره دهید یا پایین زنجیره!

انتخاب بین «رانت و فساد» است و «گرانی و تورم»؛ و هر دو به ضرر کف جامعه!

وقتی «ابزار کار و مالکیتِ تولید برای همه» (بند۲ اصل ۴۳ قانون اساسی( محقق نشد جامعه، مخروطی می شود!

 یعنی عده ای محدود(تاجر و مالک) بالا، «سود» می برند و بقیه در قاعده ی مخروط فقط «دستمزد» می گیرند.

 ارزش اسکناسِ ماهیانه اینان به «ارزش پول ملی» بند است!

در این وضعیت تزریق به بالا و پایین زنجیره فرقی نمی کند!

دادن یارانه به بالای زنجیره:

اگر «یارانه به تولید» داده شود (بند۴ سیاستهای اقتصاد مقاومتی)، باز رانتی است که «در این وضعیت»، به عده ای محدود می رسد!

اگر «دور زدن تحریم» ، به وضعیت اضافه شود، آن نوکِ مخروط، کوچکتر می شود و رانت، «فساد» هم می زاید! همین که می شنوی ارز را پس نمی دهند و…

اصولا تک نرخی کردن ارز + آزاد سازی قیمت ها + حذف نظارت دولت + تجارت آزاد جهانی

(به تعبیر imf: «گشودن اجباری درهای بازارهای ملی به سود تجارت و سرمایه») یک بسته سیاستیِ به هم مرتبط و توصیه بانک جهانی و صندوق بین المللی پول است که به «سیاست های نئولیبرال» معروف اند.

 وقتی به خاطر تحریم، تجارت آزاد جهانی ممکن نباشد و فقط عده ای محدود امکان تجارت ارزی داشته باشند، طبعا دور زدن تحریم،«کاسب تحریم» هم می سازد!

اگر بخواهی همه زنجیره ها را مثل یارانه نان تا مصرف کننده، تعقیبش کنی، «اقتصادی دولتی» می شود که سه دهه است به نام «کمونیست»، دولت از زیر بارش شانه خالی کرده است!

دادن یارانه به انتهای زنجیره:

اگر ارز را آزاد و یارانه اش به انتهای زنجیره داده شود، موجب گرانی و تورم برای کف جامعه و قاعده مخروط می شود!

چون در زنجیره، فقط مواد اولیه و آن هم فقط برای یک بار گران نمی شوند؛ بلکه به تناسب زنجیره تولید، افزایش قیمت واقعی + افزایش قیمت انتظاری خواهد بود! (اینجا بخوانید)

نه فقط زنجیره متصل(مثلا از نهاده تا مرغ، تا فرآورده ها، تا رستوران ها و…) که شغل های جانبی( مثل اجاره مکان ها و کارهای خدماتی و…) هم نیازمند افزایش قیمت می شوند!

چیزی که بارها تجربه اش کرده ایم!

اگر در انتهای زنجیره و محصولات مصرفی،  «قیمت گذاری» صورت گیرد، آن حلقه زنجیره صدمه خواهد دید. تولید آن محصول مقرون به صرفه نخواهد بود؛ پس تولید آن تعطیل یا کاهش می یابد. اینبار کمیابی، موجب افزایش قیمت و گرانی می شود!

در این وضعیت توصیف شده، قیمت ارز نیز واقعی و ثابت نخواهد ماند. چون باز به خاطر شرایط تحریم، وارد کنندگان محدودی دارد؛ پس «بازار واقعی ارز» شکل نمی گیرد و با «تبانی» در تالارها و کانال ها، قیمت گذاری می شود!

دوباره و چند باره افزایش قیمت ها بعد از «شوک اول» اتفاق خواهد افتاد!

قابل پیش بینی است پس از ارزِ تک نرخی و پیدا شدن آثار تورمی اش در شرایط تحریم،  بقیه بسته سیاستیِ نئولیبرال هم کلید بخورد!

حالا نوبت تجارت آزاد جهانی می شود! بعد از تکنوکرات ها، اینبار «دیپلمات های سازش»  وارد می شوند!

«خنثی سازی تحریم» و «دور زدن تحریم» دو بدیلِ «سازش» بود.

«راهبردِ» خنثی سازی تحریم، با مشارکت عموم در تولید و افزایش تجارت با همسایگان و مجموعه «سیاستهای اقتصاد مقاومتی» ممکن بود؛ که تعقیب شایسته نشد!

«تاکتیکِ» دور زدن تحریم هم به کاسبانی انجامید که وزیر هم می گوید: ارز را پس نمی دهند! و همین بهانه تک نرخی شدن ارز شد.

در «جامعه مخروطی» نانِ پایین دست، همیشه دست بالادست است!

 یا باید تفاضل و رانت و فساد فرادستان را بپذیرد یا دلش را به واریزی سر ماه خوش کند که زود به وسیله تورم در جیب همان فرادستان ربایش می شود!

بالتبع عدالت اجتماعی عقب مانده و ضریب جینی روز به روز بدتر می شود!

با این تحلیل، به نظرتان اگر کسی تحقق اصل ۴۳ قانون اساسیِ ۵۸ را جای این دعواهای دست چندم سر دست بگیرد، «برانداز» نیست؟!!

 بر اساس سیاست های کلی اصل ۴۴ و «گسترش مالکیت عموم مردم در راستای تحقق عدالت اجتماعی »، مطالبه ی «مردمی کردن بنگاه های خاص»، شعاری «ساختار شکن» نخواهد بود؟!

خصوصیت دعواهای دست چندم دقیقاً همین است که آرمان اصلی و «اصل اساسی» را زدنِ زیر میز و ساختار شکن جلوه می دهد!

محسن قنبریان | ۱۴٠۴/۱٠/۱۷

کتاب «امیدبانی» منتشر شد

کتاب «امیدبانی» نوشته حجت الاسلام محسن قنبریان، نویسنده آثاری چون نهضت مقدس و اهالی تپه ندبه، اثری اندیشه‌ورزانه و تربیتی درباره یکی از بنیادی‌ترین نیازهای انسان و جامعه یعنی امید است. این کتاب تلاش می‌کند امید را از یک احساس زودگذر، به یک واقعیت قابل ساخت و پرورش تبدیل کند.

نویسنده در این اثر، امید را امری اتفاقی یا صرفاً درونی نمی‌داند، بلکه آن را پدیده‌ای می‌شمارد که باید ایجاد شود، نگهبانی گردد و رشد یابد؛ فرآیندی که از آن با تعبیر «امیدبانی» یاد می‌کند.

امید؛ واقعیتی ساختنی

کتاب «امیدبانی» نشان می‌دهد که امید، برخلاف تصور رایج، یک حالت منفعلانه یا انتظار ساده برای آینده بهتر نیست. امید، نیازمند ایمان و جد و جهد مستمر است؛ دو عنصری که به‌عنوان پایه‌های اصلی ساخت امید در این کتاب معرفی می‌شوند.

حجت الاسلام قنبریان با نگاهی دینی، اجتماعی و تمدنی، مهارت‌هایی را برای امیدبانی تبیین می‌کند؛ مهارت‌هایی که فرد و جامعه را در برابر یأس، فرسودگی و ناامیدی مقاوم می‌سازد.

جهت سفارش این کتاب میتوانید از سایت نشر معارف اقدام کنید.

یا به این آیدی در ایتا پیام دهید.

خدای ایران، خدای شن های طبس!

روز بزرگداشت زینب کبری(س)، فقط روز گریه و عزا نیست؛ «روز تصغیر و توبیخ مستکبران» است.

روز بلندکردن این شعارش هست که علیرغم مصائب بزرگش، به مستکبر زمانش فرمود:

«انی لاستصغر قدرک، و استعظم تقریعک و استکثر توبیخک»

«من قدر و منزلت تو را کوچک، سرزنش و سرکوفتت را بزرگ و توبیخت را زیاد می کنم»!

 

سالی که «مستکبرِ دوران» به پایتخت همسایه اش تجاوز می کند و رئیس جمهور قانونی اش را با تحقیر می دزدد و در نیویورک می چرخاند و هم زمان برای ایرانِ حسین خط و نشان می کشد؛ روز بزرگداشت بزرگْ معلم عاشورا باید روز تصغیر و توبیخ یزید زمان باشد!

 

پ.ن:

ویدئو: ماجرای تحویل جنازه های سوخته کماندوهای آمریکایی که آمده بودند جاسوس هایشان را آزاد کنند، اما شن های طبس، «مأمور خدای ایران» شدند، همه در طوفان سوختند؛ مثل بسته ای شکلات تلخ به رئیس جمهورشان تحویل داده شدند!

 

محسن قنبریان

دُش مَن/ بَه مَن!

در فرهنگ پارسی، «دشمن»، نفْس شریر و بد منش و مقابل آن، «بهمن»(: نیک منش) است.

در فرهنگ اسلامی وجه تسمیه «عدوّ» (دشمن) به «تعدّی» و تجاوز برمی گردد.

 لذا وسعت معنایش، غیر از آن نفْس شریر و خبیث، شامل دوست نمایی که معایب را «ماست مالی»(مُداهنه) می کند، هم می شود[۱]!

این فرهنگ متعالی، شریر و خبیثی که دشمنی اش را آشکار می کند، «سست ترین دشمن در فریب[۲]» معرفی می کند؛ ولو هیچ وقت نباید دشمن را کوچک گرفت[۳].

اما در مقابل، بدترین دشمن ، «مخفی تر در فریب» است[۴].

برای ایران و «مردمِ بهمن» از ۵۷، دو «دُش من» مانده: آمریکا و اذنابش/ اسلام آمریکایی!

عجیب این که با «سرمایه داریِ زالو صفتِ ایرانی» _ که «امامِ بهمن»، آن را اسلام آمریکایی می خواند_ چه در چهره «بازار آزاد»، چه «خصولتی»، «الیگارشی دور زنِ تحریم» یا حتی دولتی، که ریشه نارضایتی و اعتراضِ «مردمِ بهمن» می شود، مُداهنه شده و بعضاً نتایج آن(نابرابری ها و ناکارآمدی ها) را به «انقلابِ بهمن» نسبت دهند تا مردم را دلسرد کنند!

عجیب تر وقتی است که هیچ وقت این «دشمنِ بهمن» حتی اندازه «جوانان بازی خورده اغتشاشات» جدی گرفته نشود!

محسن قنبریان ۱۴دی۱۴۰۴

[۱] .«إنَّما سُمِّی العَدُوُّ عَدُوّاً لِأنَّهُ یَعدو عَلَیکَ ، فمَن داهَنَکَ فی مَعایِبِکَ فَهُوَ العَدُوُّ العادی عَلَیک»

[۲] .«أَوْهَنُ الْأَعْدَاء کَیْداً مَنْ أَظْهَرَ عَداوَتَهُ»

[۳] .«لا تَستَصغِرَنَ عَدُوّا و إن ضَعُفَ»

[۴] .«شَرُّ الأَعْدَاء أَبْعَدُهُمْ غَوْراً وَ أَخْفَاهُمْ مَکیدَه»

پـروازِ تهــران – کــوفه!

الگوی «عدالت علوی» در عبور از بحران اجتماعی و و تنگناهای اقتصادی

سخنران: استاد قنبریان

دانلود سخنرانی «پـروازِ تهــران – کــوفه!» | “دانلود از پیوند کمکی

نمای کلی وضعیت اقتصادی پیش از حکومت امیرالمؤمنین(ع)

×انحراف از بعثت به تقلب اموی

×بحران اقتصاد جنگ‌پایه و رکورد به دلیل توقف فتوحات و کاهش خراج و جزیه

×میراث تورم و سقوط ارزش پول

×تجمع ثروت در دست اشراف و انحصارات

 

تدابیر اصلاحی حکومت علوی

×انتقال مرکز ثقل اقتصاد از نهاد قدرت و سیاست به آحاد مردم

×مبارزه با تعارض منافع و بنگاه‌داری دولتی، منع ورود مقامات به معاملات، ابطال انحصارات

×هدایت سرمایه به تولید و مالیات بر اشرافیت

×استقلال پولی و اصلاح نظام بازار، ضرب اولین سکه اسلامی و‌ طراحی مدل «بیع سَمح»

×نظام حمایتی و تضمین حقوق اجتماعی، رسمیت بخشیدن به حق اعتراض(مظاهره)

 

مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ

۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶

آفاتِ «ستایش‌گری» و مسئولیتِ حاکم در برابر «افکارِ عمومی»

در فرازی از خطبهٔ ۲۱۶ نهج‌البلاغه مردی برمی‌خیزد و به ثناگویی و ستایشِ اغراق‌آمیز از امیرالمؤمنین (ع) می‌پردازد. واکنشِ حضرت، که نشان از ناخشنودیِ ایشان از این مدح و ثنا دارد، سرآغازِ طرحِ چندمسئلهٔ بنیادین در حوزهٔ حکمرانی و اخلاقِ سیاسی است. محور اصلیِ این گفتار، فراز زیر است:

> «إِنَّ مِنْ أَسْخَفِ حَالَاتِ الْوُلَاهِ عِنْدَ صَالِحِ النَّاسِ، أَنْ یُظَنَّ بِهِمْ حُبُّ الْفَخْرِ وَ یُوضَعَ أَمْرُهُمْ عَلَى الْکِبْرِ»

↲ از پست‌ترین خوى زمام‌داران در دیدۀ مردمِ پارسا، این است که به ایشان گمان برده شود دوستدارِ ستایش‌اند و بنای کارهاشان بر کبر و خودخواهى گذارده شده است.

۱. سخیف‌ترین حالتِ حاکمان: گمانِ فخر و تکبّر در نگاهِ مردم

۲. دامنهٔ «گمان»: عمومِ مردم یا صالحان؟

۳. انحصارِ «کبریا» در ساحتِ ربوبی

۴. افکارِ عمومی؛ معیارِ اثباتِ صلاحیت و سلبِ آن

۵. دو روی یک سکّه: اعتمادِ متقابلِ حاکم و مردم به یکدیگر

۶. ثمرهٔ حُسن‌ظنّ حاکم به مردم: رفعِ رنجِ طولانیِ بی‌اعتمادی

۷. درمانِ «میل به ستایش»: انکسار در برابرِ عظمتِ الهی

۸. تمایز میان «اِطراء» و «گزارش کار»: آفتِ «میل به دیده‌شدن»

۹. تجلّیِ عملیِ فروتنی در سیرهٔ حاکم: نامه به عثمان‌بن‌حنیف

۱۰. ثبات قدم در مسیر عدالت

دانلود سخنرانی«۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶»| “دانلود از پیوند کمکی

ادامه خواندن ۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶

بصیرتِ آفلاین و آنلاین

«بصیرت» هم آفلاین و آنلاین دارد!

دفاع از اساسِ نظام، بصیرتِ آنلاین مردم بود و یادبودِ یکی از آن بصیرت‌ها، آفلاین است.

امروز، بصیرتِ آنلاین در مواجهه با اعتراضاتی به علّتِ مشکلات و گرانی‌ها؛ نقطه‌یابیِ درستِ انتقاد است؛ اگر این نقطه درست تشخیص داده نشود، انتقاد یا اعتراض می‌تواند جرقۀ فتنه‌ای شود و بهانۀ لازم برای دشمنِ متجاوزِ تازه‌ تجربه‌شده جور کند.

این موقعیت‌یابیِ انتقاد، در ملّتِ ایران تطوّراتی داشته و به‌مرور به «کمالی سیاسی» رسیده است:

نقطۀ اول: تقسیم به دو جناحِ «خادم» و «خائن»!

سیاسی‌کارانه، هر جناحی عیب‌ها و آسیب‌ها را به جناحِ دیگر نسبت می‌داد و حملِ بر خیانت می‌کرد. در ادوارِ دولت‌ها و مجالس معلوم شد سیاست‌ها و تدابیرِ جناح‌ها – به‌خصوص در اقتصاد و معیشت – با هم تفاوتِ اساسی ندارد و نتایج نزدیک به هم است. لذا طبقِ پیمایش‌ها؛ دیگر دوگانۀ اصول‌گرا-اصلاح‌طلب مسئلۀ مردم نیست و تا اردیبهشت ۱۴۰۰، فقط ۴۲٪ از مردم این تعلّقات را داشته‌اند.

نقطۀ دوّم: محاسن از رهبری است، عیوب از مسئولین!

با استمرارِ مشکلات در دولت‌های مختلف، این خطّ تبلیغی ترویجی هم شکست خورد و رهبر انقلاب هم آن را باطل اعلام کرد:

«وجودِ دوگرایشِ تبلیغاتی غلط است: یکی اینکه عده‌ای هر مشکلِ موجود در کشور را به نظام نسبت دهند که الآن وجود دارد. اگر تبعیض و فقر هست و اگر مشکل خارجی پیدا می‌کنیم، قوارهٔ نظام اسلامی و قانون اساسی را زیر سؤال می‌برند و هر مشکلِ کوچکی در هر گوشه‌ای را به مشکل نظام برمی‌گردانند! این غلط است. نقطهٔ مقابل آن که ۱۸۰درجه با این تفاوت دارد این است که عدّه‌ای نظام را – که نظام را هم در رهبری یا چیزی مثل رهبری خلاصه می‌کنند – از هر عیوب مبرّا نشان می‌دهند. هر مشکلی که هست به پای چهار پنج مسئولِ یک بخشِ نظام می‌ریزند، این هم غلط است! ما مشکلاتی داریم که این مشکلات غالباً ناشی از عمل‌کردِ مجموعهٔ خودِ ماست. باید ریشهٔ مشکلات را بشناسیم و به خودمان – همان‌طور که آقای خاتمی در صحبت اول جلسه اشاره کردند – نگاهِ نقّادانه کنیم، نقاطِ قوّت و ضعف را بیابیم و دل‌سوزانه به نقاطِ ضعف بپردازیم و آنها را برطرف کنیم. این ما را مؤفّق خواهد کرد.» [۱۳۸۲/۰۶/۰۵]

نقطهٔ سوم: تفکیک بین «نظام انقلابیِ امّت و امامت» و بینِ «تشکیلات دیوان‌سالار»

این نقطه‌یابی – که بعد از اعتراضاتِ آذر ۹۶ بود – را رهبر انقلاب، کمال سیاسی خواندند:

«ما کاملاً در جریانِ انتقادهای مردم، گِله‌های مردم، شِکوه‌های مردم هستیم؛ به ما هم می‌گویند؛ به دیگران هم می‌گویند، به ما منتقل می‌شود؛ امّا وقتی پای انقلاب و پای نظام در میان است، مردم این‌جور وارد میدان می‌شوند و حرکت می‌کنند. یک آگاهیِ انقلابی، یک #کمال_سیاسی در ملّت ایران به توفیقِ الهی به وجود آمده است که می‌توانند تفکیک کنند بینِ نظام انقلابیِ «امّت و امامت» و بین تشکیلات دیوان‌سالاری؛ [بااینکه] در یک‌جا انتقاد دارند، امّا از اصل نظامی که به‌وسیلهٔ انقلاب به وجود آمده است، با همهٔ وجود دفاع کنند. این‌که می‌گوییم انتقاد داشته باشند، نه‌فقط انتقاد از دولت یا قوّهٔ قضائیّه یا مجلس؛ نه، ممکن است کسی از شخص این حقیر هم انتقاد داشته باشد. این انتقاد هیچ منافاتی ندارد با ایستادگی پای نظام اسلامی، نظام انقلابی، نظام «امّت و امامت».» [۱۳۹۶/۱۱/۲۹]

پیمایش‌ها نیز این رویکرد را تایید می‌کند: مثلاً درحالی‌که ۴۱/۴٪ وضعیتِ معیشت را در ده‌سالِ آینده – در مقایسه با شرایط فعلی –  «تاحدّی بدتر» یا «بسیاربدتر» می‌دانند و ۲۰/۷٪ هم برای‌شان «فرقِ چندانی نخواهد کرد»؛  اما ۵۸/۲٪ به جمهوری اسلامی، «بسیار» و « تاحدّی» اعتماد دارند و ۷۴/۱٪ «مشکلاتِ کنونیِ کشور را در ساختارِ فعلیِ حکومتِ جمهوری اسلامی قابل حلّ و اصلاح» میدانند.[۱] که این تبلورِ همان آگاهیِ انقلابی و کمالِ سیاسی در آینۀ پیمایش‌هاست.

ندیدنِ انتقادات و اعتراضاتِ مردم، به اندازهٔ ندیدنِ اعتماد و حمایتِ‌شان از اساسِ نظام، بد و خطرناک است. مهم این است که با نگاهِ متوازن به این دو، سازکارِ انعقادِ انتقادات و اعتراضات در آن نقطه و موقعیت درست، طراحی و راهبری شود؛ نه اینکه فقط به انتقادات صحّه گذاشته و اذعان به «حقّ اعتراض» شود، ولی در عمل نه جوازِ «تجمّع و تشکّل» صادر شود و نه جایی غیر از خیابان مشکلات را حل کند.

محسن قنبریان | ۸ دی ۱۴۰۴

جایی بجز خیابان بگذارید!

قیمت‌های لجام‌گسیخته و مردمِ لجام‌زده؟!

[۱] پیمایشِ «مرکز تحلیل اجتماعی» (متا) – شهریور ۱۴۰۴: ٪۳۱/۸ هم وضعیت معیشت در ده‌سالِ آینده را «بسیاربهتر» و «تاحدّی بهتر» می‌دانند. نیاز به «یک ساختار دیگر» (غیر از جمهوری اسلامی)  فقط ۱۵/۸٪ بود. (مابقی: بستگی دارد، نمی‌دانم و بدونِ جواب)