بایگانی برچسب: s

کتاب «امیدبانی» منتشر شد

کتاب «امیدبانی» نوشته حجت الاسلام محسن قنبریان، نویسنده آثاری چون نهضت مقدس و اهالی تپه ندبه، اثری اندیشه‌ورزانه و تربیتی درباره یکی از بنیادی‌ترین نیازهای انسان و جامعه یعنی امید است. این کتاب تلاش می‌کند امید را از یک احساس زودگذر، به یک واقعیت قابل ساخت و پرورش تبدیل کند.

نویسنده در این اثر، امید را امری اتفاقی یا صرفاً درونی نمی‌داند، بلکه آن را پدیده‌ای می‌شمارد که باید ایجاد شود، نگهبانی گردد و رشد یابد؛ فرآیندی که از آن با تعبیر «امیدبانی» یاد می‌کند.

امید؛ واقعیتی ساختنی

کتاب «امیدبانی» نشان می‌دهد که امید، برخلاف تصور رایج، یک حالت منفعلانه یا انتظار ساده برای آینده بهتر نیست. امید، نیازمند ایمان و جد و جهد مستمر است؛ دو عنصری که به‌عنوان پایه‌های اصلی ساخت امید در این کتاب معرفی می‌شوند.

حجت الاسلام قنبریان با نگاهی دینی، اجتماعی و تمدنی، مهارت‌هایی را برای امیدبانی تبیین می‌کند؛ مهارت‌هایی که فرد و جامعه را در برابر یأس، فرسودگی و ناامیدی مقاوم می‌سازد.

جهت سفارش این کتاب میتوانید از سایت نشر معارف اقدام کنید.

یا به این آیدی در ایتا پیام دهید.

خدای ایران، خدای شن های طبس!

روز بزرگداشت زینب کبری(س)، فقط روز گریه و عزا نیست؛ «روز تصغیر و توبیخ مستکبران» است.

روز بلندکردن این شعارش هست که علیرغم مصائب بزرگش، به مستکبر زمانش فرمود:

«انی لاستصغر قدرک، و استعظم تقریعک و استکثر توبیخک»

«من قدر و منزلت تو را کوچک، سرزنش و سرکوفتت را بزرگ و توبیخت را زیاد می کنم»!

 

سالی که «مستکبرِ دوران» به پایتخت همسایه اش تجاوز می کند و رئیس جمهور قانونی اش را با تحقیر می دزدد و در نیویورک می چرخاند و هم زمان برای ایرانِ حسین خط و نشان می کشد؛ روز بزرگداشت بزرگْ معلم عاشورا باید روز تصغیر و توبیخ یزید زمان باشد!

 

پ.ن:

ویدئو: ماجرای تحویل جنازه های سوخته کماندوهای آمریکایی که آمده بودند جاسوس هایشان را آزاد کنند، اما شن های طبس، «مأمور خدای ایران» شدند، همه در طوفان سوختند؛ مثل بسته ای شکلات تلخ به رئیس جمهورشان تحویل داده شدند!

 

محسن قنبریان

دُش مَن/ بَه مَن!

در فرهنگ پارسی، «دشمن»، نفْس شریر و بد منش و مقابل آن، «بهمن»(: نیک منش) است.

در فرهنگ اسلامی وجه تسمیه «عدوّ» (دشمن) به «تعدّی» و تجاوز برمی گردد.

 لذا وسعت معنایش، غیر از آن نفْس شریر و خبیث، شامل دوست نمایی که معایب را «ماست مالی»(مُداهنه) می کند، هم می شود[۱]!

این فرهنگ متعالی، شریر و خبیثی که دشمنی اش را آشکار می کند، «سست ترین دشمن در فریب[۲]» معرفی می کند؛ ولو هیچ وقت نباید دشمن را کوچک گرفت[۳].

اما در مقابل، بدترین دشمن ، «مخفی تر در فریب» است[۴].

برای ایران و «مردمِ بهمن» از ۵۷، دو «دُش من» مانده: آمریکا و اذنابش/ اسلام آمریکایی!

عجیب این که با «سرمایه داریِ زالو صفتِ ایرانی» _ که «امامِ بهمن»، آن را اسلام آمریکایی می خواند_ چه در چهره «بازار آزاد»، چه «خصولتی»، «الیگارشی دور زنِ تحریم» یا حتی دولتی، که ریشه نارضایتی و اعتراضِ «مردمِ بهمن» می شود، مُداهنه شده و بعضاً نتایج آن(نابرابری ها و ناکارآمدی ها) را به «انقلابِ بهمن» نسبت دهند تا مردم را دلسرد کنند!

عجیب تر وقتی است که هیچ وقت این «دشمنِ بهمن» حتی اندازه «جوانان بازی خورده اغتشاشات» جدی گرفته نشود!

محسن قنبریان ۱۴دی۱۴۰۴

[۱] .«إنَّما سُمِّی العَدُوُّ عَدُوّاً لِأنَّهُ یَعدو عَلَیکَ ، فمَن داهَنَکَ فی مَعایِبِکَ فَهُوَ العَدُوُّ العادی عَلَیک»

[۲] .«أَوْهَنُ الْأَعْدَاء کَیْداً مَنْ أَظْهَرَ عَداوَتَهُ»

[۳] .«لا تَستَصغِرَنَ عَدُوّا و إن ضَعُفَ»

[۴] .«شَرُّ الأَعْدَاء أَبْعَدُهُمْ غَوْراً وَ أَخْفَاهُمْ مَکیدَه»

پـروازِ تهــران – کــوفه!

الگوی «عدالت علوی» در عبور از بحران اجتماعی و و تنگناهای اقتصادی

سخنران: استاد قنبریان

دانلود سخنرانی «پـروازِ تهــران – کــوفه!» | “دانلود از پیوند کمکی

نمای کلی وضعیت اقتصادی پیش از حکومت امیرالمؤمنین(ع)

×انحراف از بعثت به تقلب اموی

×بحران اقتصاد جنگ‌پایه و رکورد به دلیل توقف فتوحات و کاهش خراج و جزیه

×میراث تورم و سقوط ارزش پول

×تجمع ثروت در دست اشراف و انحصارات

 

تدابیر اصلاحی حکومت علوی

×انتقال مرکز ثقل اقتصاد از نهاد قدرت و سیاست به آحاد مردم

×مبارزه با تعارض منافع و بنگاه‌داری دولتی، منع ورود مقامات به معاملات، ابطال انحصارات

×هدایت سرمایه به تولید و مالیات بر اشرافیت

×استقلال پولی و اصلاح نظام بازار، ضرب اولین سکه اسلامی و‌ طراحی مدل «بیع سَمح»

×نظام حمایتی و تضمین حقوق اجتماعی، رسمیت بخشیدن به حق اعتراض(مظاهره)

 

مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ

۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶

آفاتِ «ستایش‌گری» و مسئولیتِ حاکم در برابر «افکارِ عمومی»

در فرازی از خطبهٔ ۲۱۶ نهج‌البلاغه مردی برمی‌خیزد و به ثناگویی و ستایشِ اغراق‌آمیز از امیرالمؤمنین (ع) می‌پردازد. واکنشِ حضرت، که نشان از ناخشنودیِ ایشان از این مدح و ثنا دارد، سرآغازِ طرحِ چندمسئلهٔ بنیادین در حوزهٔ حکمرانی و اخلاقِ سیاسی است. محور اصلیِ این گفتار، فراز زیر است:

> «إِنَّ مِنْ أَسْخَفِ حَالَاتِ الْوُلَاهِ عِنْدَ صَالِحِ النَّاسِ، أَنْ یُظَنَّ بِهِمْ حُبُّ الْفَخْرِ وَ یُوضَعَ أَمْرُهُمْ عَلَى الْکِبْرِ»

↲ از پست‌ترین خوى زمام‌داران در دیدۀ مردمِ پارسا، این است که به ایشان گمان برده شود دوستدارِ ستایش‌اند و بنای کارهاشان بر کبر و خودخواهى گذارده شده است.

۱. سخیف‌ترین حالتِ حاکمان: گمانِ فخر و تکبّر در نگاهِ مردم

۲. دامنهٔ «گمان»: عمومِ مردم یا صالحان؟

۳. انحصارِ «کبریا» در ساحتِ ربوبی

۴. افکارِ عمومی؛ معیارِ اثباتِ صلاحیت و سلبِ آن

۵. دو روی یک سکّه: اعتمادِ متقابلِ حاکم و مردم به یکدیگر

۶. ثمرهٔ حُسن‌ظنّ حاکم به مردم: رفعِ رنجِ طولانیِ بی‌اعتمادی

۷. درمانِ «میل به ستایش»: انکسار در برابرِ عظمتِ الهی

۸. تمایز میان «اِطراء» و «گزارش کار»: آفتِ «میل به دیده‌شدن»

۹. تجلّیِ عملیِ فروتنی در سیرهٔ حاکم: نامه به عثمان‌بن‌حنیف

۱۰. ثبات قدم در مسیر عدالت

دانلود سخنرانی«۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶»| “دانلود از پیوند کمکی

ادامه خواندن ۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶

بصیرتِ آفلاین و آنلاین

«بصیرت» هم آفلاین و آنلاین دارد!

دفاع از اساسِ نظام، بصیرتِ آنلاین مردم بود و یادبودِ یکی از آن بصیرت‌ها، آفلاین است.

امروز، بصیرتِ آنلاین در مواجهه با اعتراضاتی به علّتِ مشکلات و گرانی‌ها؛ نقطه‌یابیِ درستِ انتقاد است؛ اگر این نقطه درست تشخیص داده نشود، انتقاد یا اعتراض می‌تواند جرقۀ فتنه‌ای شود و بهانۀ لازم برای دشمنِ متجاوزِ تازه‌ تجربه‌شده جور کند.

این موقعیت‌یابیِ انتقاد، در ملّتِ ایران تطوّراتی داشته و به‌مرور به «کمالی سیاسی» رسیده است:

نقطۀ اول: تقسیم به دو جناحِ «خادم» و «خائن»!

سیاسی‌کارانه، هر جناحی عیب‌ها و آسیب‌ها را به جناحِ دیگر نسبت می‌داد و حملِ بر خیانت می‌کرد. در ادوارِ دولت‌ها و مجالس معلوم شد سیاست‌ها و تدابیرِ جناح‌ها – به‌خصوص در اقتصاد و معیشت – با هم تفاوتِ اساسی ندارد و نتایج نزدیک به هم است. لذا طبقِ پیمایش‌ها؛ دیگر دوگانۀ اصول‌گرا-اصلاح‌طلب مسئلۀ مردم نیست و تا اردیبهشت ۱۴۰۰، فقط ۴۲٪ از مردم این تعلّقات را داشته‌اند.

نقطۀ دوّم: محاسن از رهبری است، عیوب از مسئولین!

با استمرارِ مشکلات در دولت‌های مختلف، این خطّ تبلیغی ترویجی هم شکست خورد و رهبر انقلاب هم آن را باطل اعلام کرد:

«وجودِ دوگرایشِ تبلیغاتی غلط است: یکی اینکه عده‌ای هر مشکلِ موجود در کشور را به نظام نسبت دهند که الآن وجود دارد. اگر تبعیض و فقر هست و اگر مشکل خارجی پیدا می‌کنیم، قوارهٔ نظام اسلامی و قانون اساسی را زیر سؤال می‌برند و هر مشکلِ کوچکی در هر گوشه‌ای را به مشکل نظام برمی‌گردانند! این غلط است. نقطهٔ مقابل آن که ۱۸۰درجه با این تفاوت دارد این است که عدّه‌ای نظام را – که نظام را هم در رهبری یا چیزی مثل رهبری خلاصه می‌کنند – از هر عیوب مبرّا نشان می‌دهند. هر مشکلی که هست به پای چهار پنج مسئولِ یک بخشِ نظام می‌ریزند، این هم غلط است! ما مشکلاتی داریم که این مشکلات غالباً ناشی از عمل‌کردِ مجموعهٔ خودِ ماست. باید ریشهٔ مشکلات را بشناسیم و به خودمان – همان‌طور که آقای خاتمی در صحبت اول جلسه اشاره کردند – نگاهِ نقّادانه کنیم، نقاطِ قوّت و ضعف را بیابیم و دل‌سوزانه به نقاطِ ضعف بپردازیم و آنها را برطرف کنیم. این ما را مؤفّق خواهد کرد.» [۱۳۸۲/۰۶/۰۵]

نقطهٔ سوم: تفکیک بین «نظام انقلابیِ امّت و امامت» و بینِ «تشکیلات دیوان‌سالار»

این نقطه‌یابی – که بعد از اعتراضاتِ آذر ۹۶ بود – را رهبر انقلاب، کمال سیاسی خواندند:

«ما کاملاً در جریانِ انتقادهای مردم، گِله‌های مردم، شِکوه‌های مردم هستیم؛ به ما هم می‌گویند؛ به دیگران هم می‌گویند، به ما منتقل می‌شود؛ امّا وقتی پای انقلاب و پای نظام در میان است، مردم این‌جور وارد میدان می‌شوند و حرکت می‌کنند. یک آگاهیِ انقلابی، یک #کمال_سیاسی در ملّت ایران به توفیقِ الهی به وجود آمده است که می‌توانند تفکیک کنند بینِ نظام انقلابیِ «امّت و امامت» و بین تشکیلات دیوان‌سالاری؛ [بااینکه] در یک‌جا انتقاد دارند، امّا از اصل نظامی که به‌وسیلهٔ انقلاب به وجود آمده است، با همهٔ وجود دفاع کنند. این‌که می‌گوییم انتقاد داشته باشند، نه‌فقط انتقاد از دولت یا قوّهٔ قضائیّه یا مجلس؛ نه، ممکن است کسی از شخص این حقیر هم انتقاد داشته باشد. این انتقاد هیچ منافاتی ندارد با ایستادگی پای نظام اسلامی، نظام انقلابی، نظام «امّت و امامت».» [۱۳۹۶/۱۱/۲۹]

پیمایش‌ها نیز این رویکرد را تایید می‌کند: مثلاً درحالی‌که ۴۱/۴٪ وضعیتِ معیشت را در ده‌سالِ آینده – در مقایسه با شرایط فعلی –  «تاحدّی بدتر» یا «بسیاربدتر» می‌دانند و ۲۰/۷٪ هم برای‌شان «فرقِ چندانی نخواهد کرد»؛  اما ۵۸/۲٪ به جمهوری اسلامی، «بسیار» و « تاحدّی» اعتماد دارند و ۷۴/۱٪ «مشکلاتِ کنونیِ کشور را در ساختارِ فعلیِ حکومتِ جمهوری اسلامی قابل حلّ و اصلاح» میدانند.[۱] که این تبلورِ همان آگاهیِ انقلابی و کمالِ سیاسی در آینۀ پیمایش‌هاست.

ندیدنِ انتقادات و اعتراضاتِ مردم، به اندازهٔ ندیدنِ اعتماد و حمایتِ‌شان از اساسِ نظام، بد و خطرناک است. مهم این است که با نگاهِ متوازن به این دو، سازکارِ انعقادِ انتقادات و اعتراضات در آن نقطه و موقعیت درست، طراحی و راهبری شود؛ نه اینکه فقط به انتقادات صحّه گذاشته و اذعان به «حقّ اعتراض» شود، ولی در عمل نه جوازِ «تجمّع و تشکّل» صادر شود و نه جایی غیر از خیابان مشکلات را حل کند.

محسن قنبریان | ۸ دی ۱۴۰۴

جایی بجز خیابان بگذارید!

قیمت‌های لجام‌گسیخته و مردمِ لجام‌زده؟!

[۱] پیمایشِ «مرکز تحلیل اجتماعی» (متا) – شهریور ۱۴۰۴: ٪۳۱/۸ هم وضعیت معیشت در ده‌سالِ آینده را «بسیاربهتر» و «تاحدّی بهتر» می‌دانند. نیاز به «یک ساختار دیگر» (غیر از جمهوری اسلامی)  فقط ۱۵/۸٪ بود. (مابقی: بستگی دارد، نمی‌دانم و بدونِ جواب)

سخنرانی/ “هادی” به چه؟!

همه ائمه، هادی اند(ائمه هدی) ؛ چرا لقب مشهور امام دهم نزد شیعیان، “هادی” شد؟!

چکیده سخنرانی حجت الاسلام قنبریان

شب شهادت امام هادی(ع)/۲دی۱۴۰۴

دانلود سخنرانی «”هادی” به چه؟!» | “دانلود از پیوند کمکی”

توحید اصل بود و شرک، عارض!

اول توحید بود، شرک بعدا عارض شد؛ حالا یا با شبهه یا اشتباه گرفتن برخی معارف(مثل مدبّرات امر و مقامات اولیاء).

اما دستگاه جور و طاغوت در آن دمید. شرک تئوری جامعه طبقاتی شد! تا حکومت شاهانِ نیمه خدا و نژاد الوهی(!) ، بر بندگان مشروع باشد[۱]!

 

اولیاء الهی، تنها مسیر توحید!

اولیاء الهی نه فقط از حیث پیام آوری خدا و ابلاغ احکام بلکه از حیث “وصف توحیدی از خداوند”، تنها مجرای توحیدند.

 

قرآن می فرماید: سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ

یعنی خداوند منزه و مبرا از همه توصیفات است، الا وصفِ عباد مخلَص (خالص شده).

کسانی که خداوند خالصشان کرده و به کلی از غیر خداوند خالی اند. فقط خدا را می بینند و هرچیزی را با خدا می بینند. فقط توصیف اینان از خداوند درست است[۲].

آخرین مرحله وصف الهی، توصیف زبانی است. اینان اول با وجود خویش ، صفات و افعال الهی را وصف می کنند.

چون از خود و غیر خالی اند، مثل تصویر در آینه برای خدا می شوند؛ مظهر علم و قدرت، رحمت و حکمت و… او می شوند.

سایه اند، اما سایه بی نهایت. لذا عین فقر و بندگی در محضر الهی اند.

وقتی عیسی(ع) با دستش از گِل پرنده خلق و در آن می دمد و به اذن الله پرنده واقعی می شود؛ صفتِ خالق، در عینیت تجلی می کند و خالق، وصف می شود[۳].

 

نقشه دستگاه جور و گفتمان شرک!

مقابل این “اولیاءِ خدانما”، دستگاه طاغوت که تئوری خود(شرک) را در خطر می بیند دو کار می کند:

۱. مبارزه سیاسی و اجتماعی با این اولیاء برای ابقای جور و تبعیض.

۲. تحریف فکری و فرهنگی آنان برای ابقای شرک!

از جمله برنامه های آنان در قسم دوم، تاسیس یا ترویج غلو برای اولیای الهی است!

غلو، خدا خوانیِ اولیاء به جای خدانمایی آنهاست.

این گونه هم شرک می ماند، هم زمینه اتهام به اولیاء در مبارزه سیاسی با آنها فراهم می شود! (دقت کنید)

 

لذا می بینید اتهام زندانی شدن امام رضا(ع) در سرخس این میشود که او مردم را بندگان خود می داند!(روایت اباصلت)

یا در روایت ابن اورمه ، زندان بان امام هادی(ع) -بنام سعید حاجب- به او می گوید: می خواهی خدایت را نشانت دهم؟!

ابن اورمه: سبحان الله خدا که با چشم قابل دیدن نیست؟!

سعید حاجب: همو که امامش می خوانید!

یعنی دستگاه طاغوتی، امام را به خدا ترجمه کرده بود تا بتواند امام هادی(ع) را در حجره ای کنار یک قبر کَنده شده حبس کند!

این ترجمه با سوار شدن بر کار غُلات انجام می شود همانها که گاه از سر محبت، مبالغه کرده و گاه بازی می خورند یا دنیا طلبی بدان سو سوقشان می دهد.

 

دوره اوج غُلات!

دوره امام هادی(ع) یکی از ادوار اوج غُلات است.

ابن حسکه قمی، شاگردش ابن بابای قمی، فارس بن حاتم(که دوره ای وکیل حضرت هم بوده)، قاسم بن یقطینی،نُصیری و…

از غلات این دوره اند. همه امام هادی(ع) را خدا و خود را نبیّ او می خوانند!

در شرایط عدم دسترسی به امام با حصر خانگی ، اینان اول خود را  “بابِ” امام معرفی می کنند و بعد غلو بالا می گیرد ؛ امام ، خدا و اینان نبیّ می شوند!

 

کار بدان جا می کشد که از زنان هم ادعای عجیب شنیده شود. “زینب کذّابه” خود را زینب کبری(س) خواند! متوکل برایش معرکه گرفت تا امام هادی(ع) فتنه را خواباند. فرمود اگر راست می گویی در قفس حیوانات درنده برو! چون فرزند فاطمه(س) را نمی خورند.

خود رفت و شیران گرسنه سر بر آستانش ساییدند تا زینب، اعتراف به دروغ کرد.

شاهکار امام هادی(ع)

امام هادی(ع) مقابل آن نقشه دستگاه جور و بازتولید تئوری شرک و بستن راه توحید با غلو چه کرد؟!

۱) موضع گیری قاطع علیه همه غُلات:

دستور صریح به بیزاری جستن شیعیان از غلات و لعن علنی آنها. حتی دستور قتل آنها که برخی مثل فارس را یکی از شیعیان کشت!

 

۲) هدایت به اولیاء خدانما نه خدایگان:

زیارت جامعه کبیره، انشاء ایشان است. هم در جامع بودنِ زیارت، برای همه ائمه بی نظیر است؛ هم در اوج معانی. این زیارت با شهادت به توحید و نبوت خاتم، خدایی و نبوت را از ائمه دور اما مظهریت الهی و خدانمایی آنها را بانگ می زند؛ تا تنها راه توحید (که بیان شد) را تجدید کند. (تامل کنید)

 

۳. گستره عینی این نگاه توحیدی به امامت:

امام هادی(ع) نه فقط با بستن راه شرک غالیان و تاسیس زیارت جامعه، تنها راه توحید را نشان داد، بلکه خود بعنوان امامِ حاضر، نمود آن شد.

کرامات بسیار او موجب شد عمل نذر نه مختص ما شیعیان که حتی به درون دربار و در جامعه مسیحیان معاصر امام راه یابد!

مادر متوکل برای شفای متوکل ۱۰۰۰۰ دینار نذر امام هادی(ع) کرد !

یک نصرانی احضار شده توسط دربار نیز ۱۰۰دینار نذر ایشان کرد و با کرامت ایشان راه خانه و پرداخت آن را یافت !

پس نذر و توسل را عملا گسترش داد و حتی دامنه اش را فراتر از شیعیان کشاند.

این مناسک توحیدی در کنار آن مبارزه با شرک غُلات و زیارت جامعه کبیره، هادی امت می شد به تنها مسیر توحید.

 

[۱] ر.ک: طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن . آیت الله خامنه ای

[۲] ر.ک: المیزان علامه طباطبایی ذیل این آیات

[۳] ر.ک: علی(ع) مظهر اسماء حسنای الهی