بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

بی قراری بر گرسنگی مظلومان[۱]، تعهد دانشمندان علوم انسانی بخصوص اقتصاددان ها هم باید باشد. آنها از راه حل و چاره هم دور نیستند اگر مقلد و مترجم صرف نباشند و ابتکار و خلاقیت هم بیاورند. محمد یونس اقتصاددان مسلمان بنگلادشی با ابتکار بانک تهیدستان و کارآفرینی برای آنان لایق جایزه نوبل صلح در۲۰۰۶شد.

  • بانک او هم بدیلی برای بانک های سرمایه داری شد و هم با چهار ابتکار در خدمتِ ریشه کنی فقر قرار گرفت:
  1. قرض دادن به گروه به جای فرد!
    تعهدجمعی به جای ضامن بانک سرمایه داری نشست. تجربه او ثابت کرد وجود احساس مسئولیت جمعی در برابر وام ها، نظم پرداخت اقساط وام ها را به شدت(۹۰٪) افزایش می دهد که با بانک های سرمایه داری و وثیقه های سنگین قابل مقایسه بود.
  2. هدف گیری زنان در پرداخت وام
    مطالعه نشان داده بود زنان در بازپرداخت این وام های ضروری صادق تر و متعهد ترند و وام را برای بهبود کسب و کار ضروری و رفع فقر مصرف می کنند.
  3. وام هایی که مرحله به مرحله افزایش می یابد
    از وام کوچک شروع و بازپرداخت منظمِ اقساط، شایسته گرفتن وام های بزرگتر می شوند. این مشوق هم موجب بازپرداخت بهتر و هم ایجاد اعتبار برای وام گیرندگان می کرد.
  4. نرخ متعارف بهره
    این موجب می شد بانک صرفا متکی به خیرین نباشد و در عین حال از بهره بانک های سرمایه داری و رباخواران محلی، بهره کمتر داشته باشد. تجربه نشان داد فقرا آنرا ترجیح دادند.

* بیشتر بخوانید:

مروری بر تجربه موفق «گرامین بانک» در بنگلادش

محسن قنبریان

[۱] خطبه۳نهج البلاغه

مظلوم می تواند فریاد کند!

 

  • تخفیفی شرعی برای کسی که مظلوم واقع شود!
  • صدا را به بدگوییِ ظالم بلند کردن را خداوند به مظلوم اجازه داده است!
  • این فقط هنگام شکایت و نزد قاضی نیست؛ یک کلیپ از ظلمی که به او شده است در فضای مجازی را نباید مخلّ به امنیت ملی خواند!
  • اجتهاد امام خمینی این را موجب هرج و مرج هم نمی دانست!

منابع:

مکاسب شیخ انصاری جلد۱ صفحه ۳۴۷ الی ۳۵۱

مکاسب امام خمینی جلد۱ صفحه ۲۸۲ الی ۲۸۶

ترجمه تفسیر المیزان – علامه طباطبایی – ج۵ص۲۰۰

 

پ.ن:

پذیرش عمومی دولت مدرن و مداخله گری حداکثری او در حقوق افراد مانع درک درست این احکام است!

فن آوری اجتماعی-مردمی قسط از نسبت منظم احکام مربوط به حکومت و مردم ساخته میشود، که در دو جلسه بحث شده است.

 

محسن قنبریان

 

بسیجی خط شکن ، بسیجی بی ترمز!

بسیجی ای می شناسم که بعدها سردار حزب الله گیلان لقب گرفت اما قبل تر از فرمانداری و دادستانی عزل شد! به اتهام  تقسیم زمین مالکین بزرگ بین محرومان، دادگاه و از آنجا به زندان رفت!

در زندان طعن افرادجبهه ملی و اختلاس گران شنید اما ضد انقلاب نشد، جفا دید و بریده نشد لذا به کار ضد انقلاب نیامد و بخاطر سوابق انقلابی سال۶۵ ترور شد!

آیت الله خامنه ای (رئیس جمهور وقت) پس از شهادت درباره اش گفت: “برای آن شهید عزیز ننگ نیست که حالا دیگر عضو قضایی نباشد، اما اگر آن دستگاه می توانست کسی مثل او را داشته باشد برایش افتخار بود”! و از آن برخورد با ایشان گله کرد.

برای اینکه بسیجی و حزب اللهی خط شکن نشود و در کنترل باشد، دائم بریده ها و به دشمن پیوند خورده ها را جلوی چشم می گذارند و سابقه حزب اللهی یا بسیجی شان را یادآور می شوند تا عاقبت به خیری، در رام بودن و همرنگ جماعت ماندن تلقی شود.

شهید ابوالحسن کریمی بسیجی عاقبت به خیری است که هم عزل و زندان جمهوری اسلامی را تحمل کرد و  هم توسط دشمنان نظام ترور شد!

محسن قنبریان

حکومت علوی و تبارناگزینی!

  1. حکومت علوی و تبارناگزینی!
    عقیل برادرش نسب شناس بود و در تنظیم دفاتر بیت المال در زمان خلیفه دوم، مامور به خدمت بود [۱]در دوره حضرت امیر عایله مند بود اما هیچ امتیازی به او نداد حتی فرزندانش را به منصبی نگماشت در حالیکه بعدا ۱۰فرزند و نوه او در دوره بلا و سختی(عاشورا) در نهضت حسینی شهید شدند!
    دو فرزند عقیل(مسلم و عبدالرحمان) دامادهای حضرت بودند اما منصبی نگرفتند! ولی هردو در نهضت حسینی شهید شدند.
    یعنی در غنیمت و رخاء و حکومت، آخر صف؛ در هزینه شدن و نهضت و بلاء صف اول.
  2. حکومت علوی و تبارناگزینی!
    جُعده بن هبیره خواهر زاده حضرت(فرزند ام هانی) داماد دیگر اوست. حضرت در ورود به کوفه جای قصر دارالعماره به خانه او رفت. درباره او نصبی هست که طبری با “قیل” نقل کرده [۲]اما همان هم ظاهرا برای ماموریت حل بحران است چون مردم ابرشهر شورش کرده بودند و حضرت به او حکم زد وقتی رفت و راهش ندادند بازگشت و حضرت به خلید بن قره یربوعی حکم زد و با سپاه رفت و شهر را محاصره و با مردم صلح کرد.
    قاعده حق تقدم با شایستگان مردم نه فامیل، اینجا هم نقض نشد.
  3. حکومت علوی و تبارناگزینی!
    حضرت امیر(ع) انصاف بین فرزندان مردم با نزدیکان خود را از حاکمان می خواهد و عدم رعایت را ظلم و جنگ با خداوند می شمارد[۳].
    انصاف یعنی نصف کردن و برای دیگری حق برابر گرفتن. اگر تو کیک را قاچ کردی، حق انتخاب را به دیگری دهی.
    وقتی حاکم تویی، کارگزاران از شایستگان مردم انتخاب شوند نه شایستگان فامیل!
    در دنیای کنونی نیز برخی کشورها برای رعایت شایسته سالاری نهادهای شبه قضایی مثل “هیات صیانت از نظام شایسته سالار”(mspb) درست می کنند تا تشخیص فقط به خود مدیر نباشد و قابل ارزیابی و سنجش دیگران باشد.
    “هیئت منصفه ای مردمی” در نهاد مدنی نیز می تواند راه حل خوبی باشد که آیا برگزیدگان فامیلی، واقعا برتر از شایستگان مردم اند یا نه از مصادیق فامیل سالاری است؟!
  4. حکومت علوی و تبارناگزینی!
    راز ابن عباس ها!
    به حسب نقل ابن ابی الحدید [۴] وقتی ابن عباس ها به حجاز و عراق و یمن نصب شدند یاری صدیق اعتراض کرد که پس آن شیخ(عثمان) را چرا کشتیم؟!
    این نشان توقع اصحاب از حکومت علوی در تبارناگزینی است.
    حضرت او را خواست و به او مهربانی کرد و عذر خواست و فرمود: آیا حسن و حسین یا فرزندان برادرم جعفر یا عقیل و فرزندانش را ولایتی دادم؟!
    که این هم امضای امام برآن اعتراض است که حکومت علوی نباید مثل اموی تبارگزین شود! و هم صحه براین است که تعمدا حسنین را علیرغم شایستگی الهی به امامت، امارت جایی نمی داده است؛ تا حکومتش فامیل سالار نشود.
    بعد به وجه نصب ابن عباس ها می پردازد، از اینکه پدرشان هم از پیامبر(ص) امارت خواست و حضرت قبول نکرد، در دوره خلفاء فرزندان طلقاء(آزادشدگان فتح مکه) امارت گرفتند آنها نه؛ و این موجب کدورتشان شد. بخاطر ریشه رحامت و زایل کردن آن مساله از جانشان، نصب کردم و همین الان هم اگر شایسته ای از فرزندان طلقاء سراغ داری معرفی کن تا تعویض کنم!
    از اینکه می فرماید حتی از طلقاء، معلوم است واقعا شایسته دیگری نداشته، و بعلاوه در نصب آنها هم نکته تربیتی داشته است!
    آن یار صدیق از این بیان راضی شد.
    (در سخنرانی “حکومت علوی و تبارناگزینی” قواعدی تاسیس و بیان شد که موارد مشتبه نمی تواند عذر برای تخلف از آن قواعد شود، رجوع فرمایید)

[۱] تاریخ یعقوبی ج۲ص۴۰

[۲] تاریخ طبری ج۵ص۶۳

[۳] نامه۵۳ نهج البلاغه

[۴] ر.ک شرح ابن ابی الحدید ج۱۵ ص۹۸و۹۹

(صوت و متن این سخنرانی را برای قضاوت بهتر ملاحظه کنید)

فهرست مطالب حجت الاسلام قنبریان در حوزه آقازادگی و تبارگزینی

۰۴/ جلسه چهارم درس گفتارهای نظری_کاربردی درباره عدالت اجتماعی

دریافت «جلسه چهارم درس گفتارهای نظری_کاربردی درباره عدالت اجتماعی»
دریافت از پیوند کمکی


خلاصه نکات مطرح شده در جلسه چهارم درس گفتارهای نظری_کاربردی درباره عدالت اجتماعی حجت الاسلام محسن قنبریان

۱۴ مهر ۱۴۰۰

 

سوال جلسه چهارم

اول اجتماع و تعاون است یا استخدام و رقابت؟ آیا ابتدا زندگی اجتماعی بوده و هرکسی سهمی داشته سپس به دلایلی تفاضل ها رخ داده است یا از ابتدا رقابت و خودخواهی و استخدام دیگری به نفع خود بوده سپس بخاطر اضطرار، حقوق دیگران پذیرفته شده است؟

نتیجه این سوال فلسفی این است که در صورت اصل بودن استخدام، عدالت از زمان پذیرفتن اضطراری حق دیگری است پس به رسمیت شمردن سهم دیگران در ظرف اضطرار -که یک اعتبار اجتماعی است- عدالت اجتماعی است و استثمار، طبیعی بشر و عدالت، عارض بر آن است اما در صورت اول، عدالت از همان ابتدا است و استثمار، عارضی بشر و یک انحراف است.

شهید مطهری اصل اول را تعاون و اجتماع می داند نه استخدام و به آیه «رفعنا بعضهم فوق بعض درجات لیتخذ بعضهم بعضا سخریا» استناد می کند؛ رفعت عده ای بر دیگری و تسخیر، طرفینی است نه این که یک نفر یا یک طبقه همیشه بالاتر باشد مثلا اگر یک نفر در نانوایی برتری دارد، دیگری در نجاری و دیگری در بنایی و … برتری دارد و این باعث بنا شدن جامعه و زندگی اجتماعی می شود[۱].

 

هرکدام از این دو مبنا در نظام ارزشی، روند خاص خود برای عدالت را دارد مثلا آدام اسمیت قائل به رقابت آزاد و شفاف و بدون رانت و انحصار است (ولو در عمل چنین چیزی اتفاق نمی افتد[۲]) و آنچه که نتیجه و برآیند آن رقابت هاست، همان عدالت و خیر عمومی است اما در مقابل مارکس قائل به «کار در حد توان و برداشت در حد نیاز» بود.

در فرهنگ دینی تأکید فراوانی بر اخوت و تعاون و زندگی هم یارانه است و اصلا نبوت و ولایت بر ریسمان اخوت می نشیند و بدون آن، زندگی ولایی محقق نخواهد شد[۳].

در فرهنگ ایرانی نیز برخلاف آنچه گفته می شود که “ایرانی ها روحیه کار جمعی ندارند” تحقیقات خلاف آن را ثابت می کند[۴].

 

بحثی در خدمات عمومی

آیا خدمات عمومی مانند حکمرانی، آموزش، بهداشت و… باید رقابتی باشد یا تعاون؟ در روایات بسیار مذموم است که حاکم، تاجر هم باشد، علت هم این است که در اینجا رانت وجود دارد. بنابراین حقوق آنها باید از بیت المال پرداخت شود و نباید اجرتی و در رقابت های بازار باشد.

رزق به ازاء فاعل است بخلاف اجرت که به ازاء فعل می باشد و ارتزاق از بیت المال باید به مقدار ضرورت یا به مقدار متعارف [۵]باشد.

به همین دلیل تفاوت حقوق دولتی ۷برابری یا ۲۱برابری وجه شرعی ندارد.

افتخارِ خدمت عمومی کردن و جایگاه اجتماعی و لذت آن باید عامل نگهداشت مدیران دولتی باشد نه پول!

 

پیوست

  1. شهید مطهری، کتاب جهان بینی توحیدی،ص۵۵ (آیهء تسخیر)
  2. شهید مطهری، کتاب نقدی بر مارکسیسم، ص۲۳۸ به بعد (اعتبار استخدام)
  3. علی رمضانی، مقالهء نظریه «استخدام» و خاستگاه ارزشی «عدالت» از دیدگاه علامه طباطبایی(بر اساس تفسیر شهید مطهری،استاد مصباحیزدی و استاد جوادی آملی)
  4. مرتضی فرهادی، حرکت و کار در اندیشه و آیین های ایرانی و یونانی (بستگی های کار و نظام اجتماعی در فلسفه و ادیان “ایرانی اسلامی” و یونانی و یهودی مسیحیایی)
  5. کار در فتوت‌ نامه‌ها(مرام‌نامه‌های صنفی-طریقتیِ، خودانگیخته و خودپذیرفته پیشه‌وران ایرانی)
  6. علیرضا چیت سازیان، تکوین نظریه انگیزه خدمت رسانی عمومی از منظر روش شناسی بنیادین
  7. علیرضا چیت سازیان، بررسی انتقادی نظریه های متعارف انگیزش؛ به سوی نظریه رشد
  8. علیرضا چیت سازیان، بررسی اثر رضایت از قراردادهای روان شناختی بر ابعاد نگرشی و رفتاری

[۱] نقدی بر مارکسیسم ص۲۳۸ و جهان بینی ص۵۵(ر.ک: پیوست)

[۲] به عنوان نمونه برای فهمیدن واقعیت خارجی سرمایه داری رجوع کنید به: زرسالاران یهودی و پارسی عبدالله شهبازی

[۳] برای تفصیل رجوع کنید به: شذرات المعارف آیت الله شاه آبادی

[۴] کتاب «فرهنگ یاری گری در ایران» و «واره» دکتر مرتضی فرهادی(ر.ک: پیوست)

[۵] اولی مبنای شیخ انصاری و دومی مبنای شیخ طوسی و مشهور است.

“آقازادگی، از غرامت تا غنیمت!”

چکیده منبر وفات حضرت فاطمه معصومه(س)

به نظرتان هزینه های یک مرد انقلابی -مثل امام کاظم(ع)- برای آقازادگانش چیست؟!

غیر از زندان و تبعید مدام خود و متواری بودش دربرخی قریه های کوهستانی شام بالباس مبدل، ۱۹تا۳۷ دختر او همه یا اغلب مجرد ماندند!

کجا آقازادگی از هزینه و غرامت به غنیمت و درآمد بدل می شود؟…

وقتی توصیف و توصیه کلیدی امامان تشیع در حالت حکمرانی به فراموشی سپرده شود که فرمود؛ در آنوقت باید لباس خشن و طعام ناگوار بخوریم والا در عذابیم( ر.ک: الکافی ج۱ص۴۱۰/بحار ج۵۲ص۳۵۹)

این امام و اسوه مقاومت ، معاصر مهدی عباسی عیاش هم بود. جالب اینکه هر دو آقازاده هایی حتی به یک نام دارند:

ابراهیم و ابراهیم، عُلیّه و عُلیّه!

اما این کجا و آن کجا؟! یکی اهل فضل و عبادت و یکی اهل رقص و رامشگری!

فرق آقازادگی در مکتب موسوی(ع) با نحله عباسی چیست؟!

فقط در دوره اختناق و دربدری حال آقازادگان اصیل خانه ی عترت چنین نیست، وقتی برادر این خانه و امام شیعیان ولیعهد دربار می شود هم حال آنان تغییر نمی کند.

فاطمه معصومه(س) در دوره تبعید و زندان مدام پدر و دوره ولایتعهدی برادر یک سیره دارد.

چرا بادیگاردهای سلطنتی همراهی اش نمی کنند؟! چرا در منازل شاهی سکونت نمی یابد؟!…

در آستانه ۴۰سالگی انقلاب موسوی مان بطور طبیعی عمر مردان انقلاب به سرزبان افتادنِ فرزندان و نوه ها و گاه نتیجه ها رسیده است. آقازادگی به سبک اصیل مردان انقلابی معصوم نیاز مبرم ماست. و آقازادگی به سبک منحرفین(از فرزندان ائمه)یا نواده های عباسی آسیب جدی برای باورهای اسلامی و انقلاب اصیل ماست…

این درس و تجربه گرفتن از آن تاریخ مهم است.

مطلب مرتبط

– سخنرانی “آن چهل و چند نفر”

 ۲۷ آذر ۹۷
محسن قنبریان

برای برخی انتصابات اخیر ، جای تکذیب یا توجیهات سیاسی متداول، توجیهاتی دینی پرداخته شد؛ متن زیر مجموع سه عکسنوشته ناظر به آن است ؛ شاید در مجالی مبسوط تر پرداخته شد.

داماد حضرت امیر(ع)

عبدالله بن جعفر ، اولین متولد مسلمان در ایام هجرت به حبشه، فرزند شهید ممتاز جعفرطیّار، داماد علی(ع) شد . با وجود لیاقتها هیچ پست حکومتی از سوی حضرت به او داده نشد .

برخورد حضرت امیر(ع) در حالت تنگی و گشاده دستی زیاده او عبرت آموز است:

  1. وقتی تنگی یافت گفت مجبورم وسائل زندگی ام را بفروشم، به من کمک کن! حضرت قبول نکرد و فرمود: مگر به من بگویی عمویت برود دزدی کند و از مال مردم[بیت المال] به تو بدهد[۱]!
  2. موقع دیگر حضرت وقتی با گشاده دستی زیاده اش مواجه شد بخاطر تبذیر حکم حَجر براو کرد که موجب می شد در اموالش نتواند تصرف کند[۲]!

فقط اینطور می توان خواهش ها و کنش های بطانه [۳]و نزدیکان را کنترل کرد.

پسران حضرت امیر(ع)

چگونه است که دو نوه رسول الله _ که خداوند برای امامت بر امت برگزیده_ را حضرت امیر(ع) در ۴سال حکومتش فرماندار و استاندار جائی نمی کند؟!

آنها را در جنگ جلوی تیر می فرستد، یکی فاتح جمل و یکی فاتح فرات می شود، اما وزیر و وکیل شان نمی کند! سفیر هزینه شدن ها و خطبه خوان در نا آرامی ها میشوند، اما امین بیت المال یا امیر جایی نه!

از قضا در دولتش با مشکل شایستگی هم مواجه است! اقلا چند فرماندارش به معاویه پیوستند ( فرمانداران بحرین، اردشیر خُره،کسکر و…) و چندتا خیانت کردند(بصره، اصطخر فارس و…) ! چرا دو فرزند زهرا(س) _ که خداوند شایستگی شان را برای امامتِ امت امضاء و ابلاغ کرده_ را در این قحط شایستگی به وزارت یا امارت شهری برنمی گزیند؟!!

کدام توجیه شرعی از آن همه آیه و روایت برای امامت حسن و حسین بهتر؟! آنها که برای امامت از طرف خدا شایسته اند، برای امارت جایی به طریق اولی شایسته نیستند؟! آنهم در قحط شایستگی!

دولت حضرت امیر(ع)

عترت هم مثل قرآن آیات محکمات و متشابهات دارد. دو سه “ابن عباس” مدرک خوبی برای #مشروعیت_تبار_گزینی حضرت امیر(ع) نمیشود.

دولت علوی مقابل دولت اموی است و در خطبه ۳ از ارکان دولت عثمان را این می شمارد:

قَامَ مَعَه بَنُو اَبِیه

خاندانش با او برخاستند و به قدرت رسیدند!

ابن عباس معروف قبل از دولت علوی هم منصب افتاء ،مشاور، امیرالحاج و…داشت[۴].

اگر خائن بیت المال او باشد [۵]توبیخ عجیب نامه ۴۱را هم باید در کنار گزینش پسر عموی باسابقه دید:

” باشمشیرم که هرکس را با آن زدم در آتش شد، گردنت را بزنم. به خدا قسم اگر کاری که توکردی حسن و حسین کرده بودند از من نرمی نمی دیدند…!”

بهتر است در منازعات سیاسی موجود از تکذیب و توجیهات دیگر برای  برخی خویش گماری ها استفاده شود نه استناد به سیره حضرت امیر(ع)!

مطالب مرتبط:

فاطمه و نا آقازادگی

– خطبه فاطمی و تئوریزه آقازادگی!

– جوانگرایی امان از اماره الصبیان

محسن قنبریان

[۱] نماز جمعه رهبری۸۳/۸/۱۵

[۲] ر.ک: شرح ابن ابی الحدید ج۱ص۵۳/اخبارالطوال ص۲۱۵/ بحارج۴۰ص۹۱

[۳] بطانه= آستر لباس . در عهدنامه مالک اشتر کنایه از نزدیکان مقامات و کسانی که رمز و رازها را می دانند!

[۴] انساب الاشراف ج۴ص۲۷/تاریخ یعقوبی ج۲ص۱۷۶

[۵] بررسی محققانه این مساله در کتاب ابن عباس و اموال البصره جعفرمرتضی عاملی آمده است.

دولت حضرت امیر(ع)

عترت هم مثل قرآن آیات محکمات و متشابهات دارد. دو سه “ابن عباس” مدرک خوبی برای مشروعیت تبارگزینی حضرت امیر(ع) نمیشود.

دولت علوی مقابل دولت اموی است و در خطبه۳ از ارکان دولت عثمان را این می شمارد:

قَامَ مَعَه بَنُو اَبِیه

خاندانش با او برخاستند و به قدرت رسیدند!

ابن عباس معروف قبل از دولت علوی هم منصب افتاء، مشاور، امیرالحاج و…داشت[۱].

اگر خائن بیت المال او باشد [۲]توبیخ عجیب نامه۴۱ را هم باید در کنار گزینش پسر عموی باسابقه دید:

“با شمشیرم که هرکس را با آن زدم در آتش شد، گردنت را بزنم. به خدا قسم اگر کاری که توکردی حسن و حسین کرده بودند از من نرمی نمی دیدند…!”

بهتر است در منازعات سیاسی موجود از تکذیب و توجیهات دیگر برای برخی خویش گماری ها استفاده شود نه استناد به سیره حضرت امیر(ع)!

محسن قنبریان

[۱] انساب الاشراف ج۴ص۲۷/تاریخ یعقوبی ج۲ص۱۷۶

[۲] بررسی محققانه این مساله در کتاب ابن عباس و اموال البصره جعفرمرتضی عاملی آمده است.

پسران حضرت امیر(ع)

چگونه است که دو نوه رسول الله -که خداوند برای امامت بر امت برگزیده- را حضرت امیر(ع) در ۴سال حکومتش فرماندار و استاندار جایی نمی کند؟!

آنها را در جنگ جلوی تیر می فرستد، یکی فاتح جمل و یکی فاتح فرات می شود، اما وزیر و وکیل شان نمی کند! سفیر هزینه شدن ها و خطبه خوان در نا آرامی ها میشوند، اما امین بیت المال یا امیر جایی نه!

از قضا در دولتش با مشکل شایستگی هم مواجه است! اقلا چند فرماندارش به معاویه پیوستند (فرمانداران بحرین، اردشیر خُره، کسکر و…) و چندتا خیانت کردند(بصره، اصطخر فارس و…) ! چرا دو فرزند زهرا(س) -که خداوند شایستگی شان را برای امامتِ امت امضاء و ابلاغ کرده- را در این قحط شایستگی به وزارت یا امارت شهری برنمی گزیند؟!!

کدام توجیه شرعی از آن همه آیه و روایت برای امامت حسن و حسین بهتر؟! آنها که برای امامت از طرف خدا شایسته اند، برای امارت جایی به طریق اولی شایسته نیستند؟! آنهم در قحط شایستگی!

محسن قنبریان