جوانگرایی؛ امانِ از اماره الصبیان است!

“جوان گرایی” چه فرقی با “اماره الصبیان”(حکمرانی بچه ها)دارد؟!

اولی در قرآن و سیره بسیار مدح شده است. طالوت جوان در قرآن، اسامه فرمانده ۱۸ساله، معاذ ۲۰ساله قاضی در یمن، جعفر طیار ۲۵ساله سرپرست مهاجران حبشه و…در سیره رسول الله و باز نمونه های اینچنین در سیره حکومتی امیر(علیه السلام)گویای جوان گرایی معصوم در حکمرانی است. فرمود: “رُبّ صغیر احزم من کبیر”(چه بسیار کودکی که دور اندیش تر از بزرگسال است)!

دومی بسیار نکوهش شده است. اگر واژه های”اماره الصبیان”، “أُمّرالصبیان” ، “امور الصبیان” و مانند آن در روایات سرچ شود به احادیثی در مذمت حکمرانی بچه ها و نفوذ آنها در کارها و بدی زمانه و جامعه ای با این ویژگی برمیخوریم!

آیا تفاوت در سن است که مثلا تا ۱۸سالگی -بخاطر بچه بودن- ممنوع و پس از آن -بخاطر جوان بودن- نیکو باشد؟!
واضح است چنین جمع کردنی بین روایات، مضحک و دور از فقاهت است. اگر غیر از “مفهوم” صبیان به “مصادیق” و ظرف صدور روایات نگاهی شود می بینیم روایات، متعرض حکومت اموی و عباسی و آخرالزمان است و از قضا در آن دوره ها هم بچه بمعنای سنی اش پر نمونه در حکمرانی نیست. وقتی ابوذر به عثمان اعتراض میکرد که “تستعمل الصبیان …وتقرب اولاد الطلقاء”(:بچه ها را به کار گرفتی و فرزندان آزادشدگان فتح مکه را مقرب درگاه کردی)؛ بچه ای در دربار عثمان نبود! پس به حمل شایع (مصداقی)، صبیان به لحاظ سنی نیست؛ بخصوص که فرمودند:”ان العالم کبیر و ان کان حدثا و الجاهل صغیر و ان کان شیخ”: عالم بزرگ است ولو تازه سن، و جاهل صغیر است ولو پیرمرد!
درآخرالزمان نیز چنین چیزی رویه نیست تا نشانه بدی جامعه و زمانه شود(ر.ک:الکافی ج۸ص۶۹).

ظاهرا صبیان در این تعابیر همان مفهوم “آقازادگی” عصر ماست!

نه در آن دوره ها و نه دوره مدرن بی سابقه است با وجود مردان رشید سراغ کودکی غریب و معمولی رفته باشند و او را امارت داده باشند. اما بسیار شایع است که کودکان شاهان با کوچکی سن ولیعهد شاه شده یا بر تخت جلوس کرده باشند. یا نوجوان و جوانان خانواده های حاکم(هزار فامیلهای امروز، بنی الفلان دیروز) بخاطر اعتبار پدران و پدر زنان و …به امارت جایی و نفوذ در مناصبی رسیده باشند!
دوره مدرن هم از آن استثناء نیست اینقدر میشود که نشانه آخرالزمان شود(لایظهر القائم حتی یکون امور الصبیان…)!

جوانگرایی امان از این بلیه:

اگر حلقه های بسته مدیریتی قبل از اینکه توسط “آقا شدگان” به فرزندان و آقازادگان اعطاء شود، با جوانگرایی شکسته شود؛ راه بر امارت صبیان بسته می شود. جوانانی که با شایستگی هایشان توسط نظام و رهبر از اقصی نقاط مملکت وارد عرصه مدیریتی میشوند عادتا جای آقاهای کهن و بانفوذ می نشینند و مانع موروثی شدن مناصب میگردند از اینرو جوان گرایی نه فقط بخاطر انگیزه و تحرک جوان بلکه برای جلوگیری از امارت صبیان برای یک نظام انقلابی ضروری است.
کم ندیده ایم “آقایانی” که توسط خود یا “آقایی دیگر” برای آتیه فرزندان خود در اقتصاد و سیاست کشور جایگاه ساخته اند. دلیل عمده اینکار زیاد شدن عمر نفوذ و حکمرانی آن آقایان بوده است.
“قعود الصبیان علی المنابر”(به دست آقازادگان افتادن منابر و تریبونها) هشدار جدی پیامبر(ص) را جدی بگیریم.
جوان گرایی بمعنی آوردن شایستگان مردم بجای آدمهای کهنه و خانواده های همیشه بوده، رمزی اساسی در نظام سازی انقلابی است.

محسن قنبریان
۹۷/۱۲/۲۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.