بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

«غدیر» آنجاست که «دخالت در سیاست» آنجاست!

«متفکری اجتماعی» مثل رهبر شهید، وقتی به غدیر نگاه می کرد آن را اندازه یک «متکلم شیعی» و فقط برای نص بر امامت امیرالمومنین (ع) نمی دید، آن را «مقابل نگاه سکولار به اسلام» می خواند!(۹۳/۷/۲۱)

 

فرق یک «مصلح اجتماعی» با یک «منبریِ شعائر دینی» همین است. فقط عید الله اکبر بودن و تبریک و اطعامش را تبلیغ نمی کند؛ «دخالت مردم در سیاست و مقدّرات اساسی»  را هم به رخ می کشد:

«بزرگترین مظهر دخالت مردم در امور حکومت غدیر است.  خود غدیر این را به ما آموخت.  لذاست که عید غدیر عید ولایت است #عید_سیاست است عید دخالت مردم در امر حکومت است»(۷۵/۲/۱۸)

 

این نگاه مترقی به غدیر با انقلاب مردمیِ امام خمینی بر ایرانیان باز شد. گرچه جشن غدیر عمدتاً در همان «ترازِ پیشا خمینی» ماند! «خیابان عاری از سیاست»، سفره واقعی جشن «غدیرِ اسلام ناب» نیست!

 

در سیاست هم، دخالت مردم در تمام ۴۷سال بی نوسان نماند! بوده و هستند کسانی که «مردم زدایی از سیاست و مقدرات اساسی مملکت» را دستور کار دارند!

 

اینبار خون رهبر شهید آموزه «غدیرِ تراز انقلاب اسلامی» اش را در بعثت عمومی مردم به خیابان آورد!

غیر از تمسک به ولایت امیرالمومنین و معصومین، دخالت مردم در مهمترین مسائل سیاست هم بیش از ۹۰شب است کیلومتری در «خیابانِ سیاست» حضور دارد!

از «انتخاب رهبر» در مخالفت با دیکته طاغوت زمان تا «حساسیت بر مقدرات اساسی جنگ و پایان بندی عزتمندانه آن».

غدیر ذاتاً نام و یاد امیرالمومنین (ع) و امامت را در خود دارد؛ اما نه منحصر به رویکرد تاریخی_کلامی!

 

حتما ببینید!

 

محسن قنبریان

مجلس تنها نهاد محدود کننده/اما شده!

طبق اصل ۷۹قانون اساسی، در حالت جنگ و شرایط اضطراریِ نظیر آن [ شورش ها و[۱]…] فقط با تصویب مجلس می توان محدودیتهای ضروری [ تجمع و تردد نه توقیف مطبوعات و سلب آزادی های دیگر ۱] آنهم موقتاً و حداکثر تا ۳۰ روز برقرار کرد!

این حق، نه به «دولت به تنهایی» و نه به «تنها شورایِ عالیِ قانون اساسی ( شعام)»، سپرده نشده است. حتماً منوط به تصویب مجلس است و محدودیت بیش از ۳۰روز هم مجوّز مجدد مجلس را می خواهد!

 

حال چگونه ممکن است خودِمجلس، بدون چنین مجوزی، سه ماه پیاپی محدود شده باشد؟!

اگر شرایط خاص حفاظتی در ۳۹روز جنگ، اضطراریْ ساخته بود، آیا استمرار محدودیت مجلس‌، نیازمند مصوبه خود مجلس ندارد؟!

آیا چنین بررسی و مصوبه ای از انتخاب رئیس و هیأت رئیسه آن دشوارتر یا کم اهمیت تر است؟!

 

در قانون اساسی «استقلال» و «امنیت» در تعادل با« آزادی» و «جمهوریت» تعریف شده است و مطلقاً به هیچ شورای عالی هم اجازه به هم زدن این تعادل داده نشده است! ( اصل ۷۹،۹ و…)

 

همیشه کسانی هستند که به جای حل مسائل با «قانون اساسی»،«تحلیل سیاسیِ خود» را حاکم و «قضایای حقیقیه» را «شخصیه» می خوانند !

 

لابد این روزها مطالبه تصمیم قانونی درباره مجلس ( که با مجلس است) را به چند منتقد مذاکرات یا قالیباف تقلیل دهند!

یا مشارکت پایین را بهانه و اینبار مجلس را «عصاره جمهوریت» نگیرند!

و فرار از شرّ مجلس را برای «محفلی کردنِ اداره کشور» بخواهند!

 

مراقبان قانون اساسی و مردم سالاری دینی نباید ساکت بمانند!

محسن قنبریان

[۱] مشروح مذاکرات ص۲_۸۸۱

تذکری راجع به تفاوت «اختلاف» و «تفرقه»

حجت الاسلام والمسلمین قنبریان

شب اول روضه آخر صفــــــــــــر۱۴۰۴/ مشهد هیأت لبیک

 

درباره این تفاوت و قواعد مواجهه با هر یک بیشتر بخوانید و بشنوید:

 

خلاصه جلسه اول بحث «اختلاف آری، تفرقه نه»!

صوت جلسه اول

 

خلاصه جلسه دوم بحث «اختلاف آری، تفرقه نه»!

صوت جلسه دوم

 

خلاصه جلسه سوم بحث «اختلاف آری،  تفرقه نه»!

صوت جلسه سوم

مهمترین لازمه ی پیام رهبری!

  1. چون مجلس، «نقش مهمی در اِعمال اراده مردم» دارد؛ پس بعثت مردم بدون احیای مجلس، عقیم است!
    امتداد بعثت مردم،تشکیل جلسات مجلس است؛ که ۳ماه است تعطیل است!
  2. منطقی نیست از مجلسِ تعطیل،در«مقطع کنونی»:
    «ابتکار مضاعف قانون گذاری و نظارت»[در این مقطع، اِعمال اصل ۷۷ بر توافق با آمریکا] خواست!
    یا برایش:«دستور کار اصلی»،«در شرایط کنونی» صادر کرد!
    پس حتماً به دلالت التزامی، بازگشایی مجلس را به نحوی از انحا پذیرفته اند!
    متصور نیست «وظایف خطیر[مجلس] در برهه حساس فعلی» را «تشخیص صحیح اولویت ها، آرای مبتنی بر مطالعات و مشورتهای عمیق کارشناسی» و «توجه به دیپلماسی پارلمانی» شمرد و از «نمایندگان در موقعیت کنونی»، «تمرکز بر شعار سال، ثبات اقتصادی، کاهش تورم، مدیریت نقدینگی، رونق تولید، اصلاح برنامه هفتم» و…خواست؛ اما برگزاری صحن علنی مجلس را به موقعیت و شرایط دیگر واگذاشت!
  3. سخن از ارتقای تراز مجلس (غیر از نمایندگان) به تبع ارتقای ملتِ مبعوث است:
    «مقطع کنونی نقطه عطف جلوه بعثت مردم در نمایندگان و مجلس شورای اسلامی است تا نقش آفرینی و انجام مسئولیت خود را در تراز ملت مبعوث شده تنظیم کنند».
    ارتقای تراز مجلس،فرعِ دایربودنِ آن حیثیت جمعی است!
  4. «نمایندگان مجلس با مواضع، مصوبات و نطق های خود می توانند مجلس شورای اسلامی را نهاد پیشران امید آفرینی کنند»؛ واضحاً با حیثیت جمعی مجلس است.
    حتی بعید است «صیانت از وحدت»، «پرهیز از اختلافات سیاسی» صرفاً تذکر به چند نماینده ی سخنران در میادین، علیرغم بی خبری از ۲۹۰نماینده دیگر باشد!

 

محسن قنبریان

۵ تله در «پایان‌بندی جنگ»

هر جنگی بالاخره با مذاکره تمام می‌شود؟

در تحلیل جنگ‌ها، یکی از خطاهای رایج این است که «پایان‌بندی» را فقط در یک قالب خاص تصور کنیم؛ گویی هر جنگی تنها با یک توافق رسمی یا مذاکره به پایان می‌رسد.

این نگاه، سیاست را در چند تله تحلیلی گرفتار می‌کند؛ تله‌هایی که اگر به آن‌ها توجه نشود، می‌تواند ظرفیت‌های واقعی یک کشور برای پایان دادن به جنگ را محدود کند:

  1. خلط میان «جنگ دائمی با استکبار» و «پایان عملیات‌های نظامی»: پایان یک عملیات لزوماً به معنای پایان همه تقابل‌ها نیست، اما می‌تواند یک مرحله از نزاع را به‌طور واقعی خاتمه دهد.
  2. تصویر یک پایان‌بندیِ الزاماً دیپلماتیک: در حالی‌که در بسیاری از موارد، پایان یک درگیری اساساً در میدان رقم می‌خورد. اگر فشار یا محاصره‌ای در میدان بی‌اثر شود، همان‌جا پایان آن بحران شکل گرفته است. در چنین شرایطی، نتیجه عملی در میدان، خود به‌تنهایی پایان‌بندی محسوب می‌شود.
  3. تقلیل دیپلماسی به مذاکره: دیپلماسی در معنای واقعی خود، مجموعه‌ای از ابزارهاست؛ از ایجاد ائتلاف‌ها و پیمان‌ها گرفته تا شکستن ائتلاف‌های دشمن، رایزنی‌های منطقه‌ای، دیپلماسی عمومی و استفاده از ظرفیت همسایگان. مذاکره تنها یکی از این ابزارهاست، نه تمام آن. وقتی دیپلماسی به مذاکره تقلیل یابد، دامنه ابتکار عمل به‌شدت محدود می‌شود.
  4. محدود کردن مذاکره به طرف متخاصم: در حالی‌که در بسیاری از مسائل بین‌المللی، بازیگران متعددی درگیر هستند و بخشی از مطالبات را می‌توان از مسیرهای دیگری پیگیری کرد. مذاکره با قدرت‌های دیگر، استفاده از سازمان‌های منطقه‌ای یا حتی شکل‌دادن به مذاکرات موازی با کشورهای همسایه می‌تواند بخشی از مطالبات را بدون ورود مستقیم به مذاکره با دشمن اصلی تأمین کند. چنین رویکردی نه‌تنها دست مذاکره‌کننده را بازتر می‌کند، بلکه هزینه امتیازدهی را نیز کاهش می‌دهد.
  5. منحصر دانستن حل مسئله‌ی تحریم‌ها از مسیر مذاکره مستقیم با آمریکا: در حالی‌که راهبرد اعلام‌شده در این حوزه بر «خنثی‌سازی تحریم‌ها» استوار است و دور زدن آن‌ها تنها یک تاکتیک در دل همین راهبرد محسوب می‌شود. اگر شبکه‌های اقتصادی، مسیرهای تجاری و همکاری‌های منطقه‌ای به‌گونه‌ای فعال شوند که اثر تحریم‌ها کاهش یابد، بخشی از مسئله عملاً حل شده است؛ حتی اگر توافق رسمی نیز در کار نباشد.

در نهایت، پایان‌بندی یک جنگ یا بحران الزاماً یک لحظه واحد و یک سند امضاشده نیست؛ بلکه می‌تواند مجموعه‌ای از تحولات میدانی، دیپلماتیک و اقتصادی باشد که به‌تدریج گره یک مخاصمه را باز می‌کند. شناخت تله‌هایی که تحلیل را به یک مسیر محدود می‌کنند، نخستین گام برای استفاده از همه ظرفیت‌های واقعی در مدیریت و پایان‌بندی بحران‌هاست.

خلاصه سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین قنبریان: صوت کامل

محاصرۀ دریایی، فرصتی برای تغییر کریدورهاست

تله‌های پایان‌بندی جنگ چه هستند؟

حجت‌الاسلام محسن قنبریان

برای نمونه، وقتی دشمن در جنگ احزاب عقب‌نشینی می‌کند، با ضربه‌ای که امیرالمؤمنین(ع) وارد کرد و جنگ روانی ترکیبی که پیامبر(ص) در درون سپاه دشمن ترتیب داد، آن ماجرا پایان یافت. حتماً لازم نیست پس از آن ماجرا، «حدیبیه»ای رخ دهد یا سندی روی کاغذ نوشته شود.

در این حالت، شرایط «نه جنگ نه صلح» و وضعیت شمشیر آویخته حاکم نیست که دشمن همچنان پشت مرزها باشد و ما در محاصره بمانیم اما جنگ را ادامه ندهیم. در چنین وضعیتی، قهر بی‌معناست و اصلاً پایان‌بندی اتفاق نیفتاده است. اگر حالت «نه جنگ نه صلح» برقرار باشد، یعنی پایان‌بندی رخ نداده است.

اکنون مشکل اصلی ما محاصرۀ دریایی است؛ اگر این محاصره را با عملیات نظامی یا با مقاومتی که عملاً آن را بی‌اثر کند شکستیم، محاصره جمع شده و پایان یافته است. در این صورت، به شرطی که پایگاه‌های نظامی دشمن دوباره احیا نشوند، اتفاق خاص دیگری نمی‌افتد.

دیگر از حیث نظامی نباید اتفاقی برای آمریکا بیفتد که بگوییم حالا برای پایان‌بندی‌اش، برویم با آن‌ها مذاکره کنیم و دوباره بحث تحریم‌ها را به میان بیاوریم. پایان‌بندی الزاماً دیپلماتیک نیست؛ گاهی صرفاً تَرکِ مخاصمه است، اما مخاصمه را به شکلی تمام می‌کنی که پایان آن عملیات باشد.

در این میان، «جنگ فقر و غنا» همچنان پابرجاست و در فاز و جبهه‌ای تازه شروع می‌شود؛ هم دشمن علیه تو اقدام می‌کند و هم تو بی‌کنش نیستی. اما آن عملیات خاص تمام شده و دیگر حالت «نه جنگ نه صلح» وجود ندارد.

دیپلماسی فقط مذاکره‌کردن با دشمن نیست

تلۀ بعدی این است که آیا هر پایان‌بندیِ دیپلماتیکی، صرفاً به معنای مذاکره است؟ در نهایت، ما برای پایان‌بندی باید عنصر دیپلماسی، یعنی رفت‌وآمدها و گفتگوها را وارد کنیم؛ اما آیا تنها صورتِ دیپلماسی، مذاکره با اطراف یک مسئله است؟

خیر؛ دیپلماسی الزاماً مذاکره نیست و مذاکره تنها یکی از طرق آن محسوب می‌شود؛ زیرا انسان باید از همۀ دارایی‌ها و توانایی‌های خود استفاده کند. تقلیلِ دیپلماسی به مذاکره موجب می‌شود که خروجی نهایی بسیار محدود شود و امت حزب‌الله شوکه شوند که با وجود دستِ برتر، چگونه به این نقطه رسیدیم.

ما دیپلماسی‌های غیرمذاکره‌ای نیز داریم. دیپلماسی در حقیقت مجموعه‌ای از پیمان‌ها، عهدها، اخوت‌ها، ائتلاف‌ها و شکستنِ ائتلاف‌های دشمن است.

این‌که ائتلاف دشمن را بشکنید یا ائتلاف تازه‌ای ایجاد کنید تا گرهی را باز کنید که نمی‌خواهید یا نمی‌توانید آن را با روش نظامی حل کنید، چون هزینۀ آن بیشتر است، عین دیپلماسی است. با این کار، به موقعیت گره‌خورده پایان داده‌اید.

در بحث محاصرۀ دریایی که یادداشت‌های علمی متعددی نیز دربارۀ آن وجود دارد، می‌توان دید که سهم بزرگی از آسیب‌های این محاصره از طریق دیپلماسی با همسایگان و نه طرف‌های جنگ، قابل رفع است.

اگر کالایی که از طریق دریا به ما می‌رسد، از طریق خشکی و از مسیر همسایگان با قیمتی ارزان‌تر و در زمانی کوتاه‌تر تأمین شود، بخشی از توان محاصره شکسته می‌شود. بسیاری این موضوع را فرصتی بی‌نظیر برای تغییر کریدورها می‌دانند.

با این ابزار، ۵۰ تا ۶۰ درصد از فشار محاصرۀ دریایی دشمن از بین می‌رود. این اقدام، دیپلماسی هست، اما مذاکره نیست.

مذاکرات موازی باید به جریان بیفتد

تلۀ بعدی این است که وقتی بخشی از پایان‌بندی دیپلماتیک می‌شود و ما ناگزیر به مذاکره هستیم، آیا این مذاکره حتماً باید با متخاصم اصلی باشد؟ پاسخ اینجا هم منفی است.

ما اکنون ده درخواست را در چهارچوبی مشخص تدوین کرده‌ایم؛ در واقع این موارد شعارهایی بوده‌اند که جمع‌آوری و توسط شورای امنیت ملی بیان شده و مبنای توافق قرار گرفته‌اند تا از ایجاد فهرست‌های پراکنده جلوگیری شود. اما آیا همۀ این ده مورد لزوماً از طریق مذاکره با آمریکا حل می‌شود؟ آیا با دیگران نمی‌توان به نتیجه رسید؟

موضوع اخراج آمریکا از منطقه می‌تواند از طریق تعامل با هفت کشور عربی که پایگاه‌های آمریکا در آن‌ها مستقر است، پیگیری شود.

اکنون شاهرگ اقتصادی این کشورها در دست ماست؛ آن‌ها نیز مانند ما نفت می‌فروشند و باید از این تنگه عبور کنند.

در نهایت، آن‌ها در مسئلۀ رژیم حقوقی تنگۀ هرمز به ما نیاز دارند و ما نیز نفع خود را در خروج آمریکا از منطقه می‌بینیم. برای تحقق این هدف، باید از ظرفیت ملت‌ها، دیپلماسی عمومی و تمامی ابزارهای پیشین استفاده کرد.

اگر همۀ درخواست‌ها صرفاً سر میز مذاکره با آمریکا برده شود، طرف مقابل به‌سادگی امتیاز نخواهد داد. راهبرد صحیح این است که تا حد امکان از تعداد موارد سرِ میز مذاکره با آمریکا کاسته شود و آن مطالبات از طرق دیگر تأمین گردد؛ یعنی از مسیرهای غیردیپلماتیک، دیپلماتیکِ غیرمذاکره‌ای و یا مذاکره با طرف‌هایی غیر از آمریکا.

به نظر می‌رسد می‌توان یک خط موازیِ مذاکراتی باز کرد؛ مسیری با کشورهای عربی منطقه از طریق سازمان‌های همکاری یا واسطه‌ای نظیر چین که جزئیات آن را متخصصان باید تبیین کنند. بخشی از کار را نیز می‌توان با اعضای شورای امنیت پیش برد، به‌ویژه در مسائلی مانند قطعنامه‌ها. چراکه آن‌ها اکنون بیش از آمریکا به امنیت این تنگه نیازمندند و احتمال دریافت امتیاز از آن‌ها بیشتر است.

برای قضاوت بهتر صوت کامل را اینجا بشنوید!

بعثت زن محجبه انقلابی در مقدّرات اساسی، پیشران حل بی حجابی

  1. امام جایگزین بی حجابی زنان را، تحقق مقام زن در «دخالت در مقدرات اساسی مملکت» معرفی فرمود.
    حضور مستمر اینباره زنان بر سر مقدرات اساسی(جنگ و پایان بندی اش) است.
  2. رهبر شهید راه حل تراز انقلاب اسلامی برای تحقق اهداف را «خلق اراده عمومی»(مثل بعثت اخیر) معرفی فرمود.
    اراده عمومی حول مقدرات اساسی شکل می گیرد نه فرعی!
  3. بعثت کنونی «به طرز عجیبی زنانه» است. ایجاد و بقا و جلوه های مختلف آن پیرامون مقدرات اساسی با «پرچمداری زنِ محجبه انقلابی» رقم می خورد.
  4. این «عاملیت زن محجبه انقلابی» در میادین، تا همین الان «خاستگاه حرمت سیاسی بی حجابی» را زایل کرده است!
    کشف حجاب جمعیِ۱۴۰۱ با هدایت بیگانه، «برای براندازی نظام اسلامی» طراحی شد؛لذا غیر از حرام شرعی،«حرام سیاسی» لقب گرفت!
    اینکه زنان بی حجابی به «میانداری حداکثریِ زن محجبه انقلابی» آمدند و پرچم چرخاندند،اتفاق کوچکی نیست. پاره شدن «حرمت مضاعف آن» و تقلیل آن از یک جریان برانداز به «یک انتخاب فردیِ غیر شرعی» است.
  5. مشاهدات میدانی نشان می دهد عده قابل توجهی از همان مکشفه های حاضر شده، در شبهای بعد، سبکی از پوشش سر را برگزیدند که نوعاً متمایز هم بود؛ نه حجاب شرعیِ زنان مذهبی پیشران این بعثت است و نه حتی شل حجابی سابق!
    بیشتر به نوعی «پوشش سیاسیِ متناسب» با این دخالت در مقدرات اساسی کشور در مقاومت است!
  6. ادامه اثر بر بی حجابی از این مسیر می گذرد؛ نه تقابل!

با خودآگاهی زنان این بعثت و تشدید کارکردش اتفاق می افتد؛ نه بی تفاوتی!

 

محسن قنبریان

جنگ رمضان

۳۴ ٪ از افرادی که در انتخابات ۱۴۰۳ شرکت نکرده‌اند، در تجمعات شبانه در ایام جنگ شرکت داشته‌اند.

 

باتوجه به حضور مردم در شب‌های اخیر در میادین و محله‌های سطح شهر، در حمایت از نیروهای مسلح کشور، مرکز تحلیل اجتماعی (متا) طی پیمایشی از ایرانیان درباره شرکت در این تجمعات و گردهمایی‌های شبانه سوال پرسیده است.

 

طبق نتایج این نظرسنجی، ۵۳٪ از مردم در تجمعات شبانه (حداقل یکبار) شرکت کرده‌اند. همچنین ۲۶٪ از ایرانیان، هرشب یا بیشتر شب‌ها در تجمعات شرکت کرده‌اند.

 

این نظرسنجی در ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ از ۱۱۱۸ نفر از ایرانیان بالای ۱۸ سال سراسر کشور و در بستر پانل ملی متا انجام شده است.

۶۸٪ از مردم معتقدند در صورت عدم پذیرش شرط «برداشته شدن همه‌ی تحریم‌های اقتصادی» توسط آمریکا در مذاکرات، ایران باید آتش‌بس را کنار گذاشته و به جنگ ادامه دهد.

 

با توجه به توقف جنگ و شروع آتش‌بس، مرکز تحلیل اجتماعی (متا) طی پیمایشی از ایرانیان پرسیده است که درصورت پذیرفته نشدن کدام شروط توسط آمریکا در مذاکرات، ایران باید آتش‌بس را کنار بگذارد و به جنگ ادامه دهد؟ در این سوال، شرکت‌کنندگان امکان انتخاب بیش از یک گزینه را داشته‌اند.

 

طبق نتایج این پیمایش، «برداشته شدن همه‌ی تحریم‌های اقتصادی»، «تضمین برای تکرار نشدن دوباره جنگ از سوی آمریکا» و «به رسمیت شناختن حق ایران برای کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز» در کنار شروط دیگر بیشترین میزان اهمیت را به خود اختصاص داده‌اند.

 

همچنین، ۳۹٪ از مردم معتقدند ایران باید تنها درصورتی جنگ را متوقف کند که همه شروط ۱۰گانه ایران توسط آمریکا پذیرفته شود.

نامه جمعی از فعالین اجتماعی به دکتر پزشکیان در رابطه با ضرورت‌های اجتماعی اقتصادی شرایط جنگی


جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم

با احترام، عدالت اجتماعی و امنیت اجتماعی برآمده از آن رکن بی‌بدیل امنیت ملی، به‌ویژه در شرایط جنگی است. رویکرد اجتماعی و اقتصادیِ بخش مهمی از سیاست‌گذاری‌های  دولت‌ها در سال‌های اخیر، به این مهم بی‌توجهی نشان داده و به تعبیر رهبر شهیدمان وضعیت کنونیِ «عقب‌ماندگی در عدالت» را پدید آورده است.

نگران‌کننده آن‌که به‌رغم تأکید سیاسی بر اهمیت عدالت در عالی‌ترین سطوح دولت و حکمرانی، رویکرد پیشین با تأکید بر کاهش هزینه‌های عمومی، به سیاست‌های کنونی دولت نیز راه یافته است. این نگران‌کننده است که در موقعیت کنونی، با وجود همه اهمیت جنگ و امنیت عمومی، باز هم دولت می‌کوشد بار تأمین امنیت اجتماعی را از دوش خود بردارد و هزینهٔ آن را پرداخت نکند. این رویه می‌تواند در ادامه نگران‌کننده و تکرار کنندهٔ چرخه‌ای باشد که به فجایع دی‌ماه گذشته و که یکی از زمینه‌های جنگ رمضان بوده است. بر این اساس لازم می‌دانیم نکاتی را خدمت جناب‌عالی یادآور شویم. این نکات، در قالب هشدارهایی برای جلوگیری از تضعیف تاب‌آوری اجتماعی در میانهٔ شرایط جنگی بیان می‌شود…

اتحاد ملّی؛ سهم مردم، سهم مسئولین!

رهبر شهید:

« اتّحاد ملّی را حفظ کنید. کشور ما احتیاج به اتّحاد دارد؛ اتّحاد ملّت ایران. ملّت ایران در خیلی از امور صدای‌شان صدای واحد است، خواست‌شان خواست واحد است، [امّا] مسئولان می‌توانند این را از بین ببرند. هنر مسئولان ما این‌است که این اتّحاد را، این هم‌صدایی را تکّه‌تکّه کنند، ملّت را تکّه‌تکّه کنند، این‌ها را از بین ببرند! مسئولین کشور مراقب باشند که این اتّحاد را زیاد کنند. سه قوّه با همدیگر کار کنند و هم‌افزایی کنند؛ مخصوصاً رؤسای سه قوّه. اگر چنانچه این هم‌افزایی، این اتّحاد، این همکاری انجام بگیرد، مطمئنّاً این اتّحاد ملّی روز‌به‌روز قوی‌تر خواهد شد. خب، مذاکره؛ اختلافاتی وجود دارد، یا ممکن است وجود داشته باشد؛ با مذاکره این اختلافات را حل کنید. مگر شما نمی‌گویید با دنیا مذاکره کنیم؛ خیلی‌خب، چطور با دنیا می‌شود مذاکره کرد، با عنصر داخلی نمی‌شود مذاکره کرد؟ خب بروید مذاکره کنید، حل کنید. بعضی از حرف‌هایی که آدم این‌روزها می‌شنود، حرفهای اختلاف‌افکنی است، حرف‌های وحدت‌آفرین نیست».(۱۳۹۹/۰۹/۲۶)

[بیانات در دیدار دست‌اندرکاران مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و خانواده شهید سلیمانی]

پ. ن:

آخرین نظر سنجی ها  از مردم ایران نشان می دهد:

٪۶۴ مخالف مذاکره با آمریکا!

٪۷۳ مخالف آزادی تردد در تنگه هرمز به عنوان پیش شرط برای پایان جنگ یا توافق!

٪۸۲ مخالف پیش شرطی خروج اورانیوم از کشور برای پایان جنگ یا توافق!