برای ادای شهادتِ حق، نباید کتمان کرد و باید از حقِّ مظلوم دفاع کرد.
برنامه آفتاب شرقی
کارشناس: حجتالاسلام قنبریان
برای ادای شهادتِ حق، نباید کتمان کرد و باید از حقِّ مظلوم دفاع کرد.
برنامه آفتاب شرقی
کارشناس: حجتالاسلام قنبریان
روایت
«موته» اولین جنگ با امپراطوری روم شد!
امیر عربهای مسیحی در غسّان، سفیر تبلیغی پیامبر (حارث بن عمیر) برای دعوت به اسلام را کشت!
سفیرکُشی در دنیای قدیم هم زشت و ننگ بود.
پیامبر سپاهی ۳هزار نفری فرستاد. شرحبیل (امیر غسّان) از روم کمک خواست و عملا جنگ، با «امپراطوری روم» شد!
پیامبر(ص) برای فرماندهی، سه نفر جانشین از هم معلوم کرده بود:
فرمانده اول: زید بن حارثه فرزند خوانده محبوبش؛ که از ۸سالگی نزدش بزرگ شده بود. شهید شد…!
فرمانده دوم: محبوب دیگر رسول خدا(ص) بود. زعیم مهاجران حبشه، که تازه برگشته بودند. قبل از علی اکبر حسین(ع) _به تصریح خود پیامبر(ص)_ خَلقاً و خُلقاً شبیه پیامبر بود! «جناب جعفر» فرزند ابو طالب و برادر امیرالمومنین(ع). او هم شهید شد؛ آن هم چه شهادتی!
اول دست راستش قطع شد، پرچم به دست چپ گرفت، آن هم قطع شد به سینه چسباند و آنقدر پایداری کرد تا با بیش از ۹۰ زخم تیر و شمشیر شهید شد. لقب «جعفر طیّار» و «ذوالجناحین» گرفت؛ چون خدا دو بال بجای دو دست در بهشت به او دارد.
فرمانده سوم: عبدالله بن رواحه بود از نقبای ۱۲گانه پیامبر(ص) قبل از مهاجرت حضرت به مدینه بود. صاحب بیان، شعر و رجز سرا هم بود و در همه میادین قبل و بعد هجرت نقش آفرین.
جانشین جعفر طیّار بود و شهید شد!
موته، سرآغاز فتوحات اسلامی در روم شد. لشکر معروف اسامه در ماه آخر عمر پیامبر به «همان موته» اعزام بود. «اسامه»، جوان ترین فرمانده اسلام، فرزند همان زید بن حارثه فرمانده شهید موته بود!
شهادت عجیب جعفر، «سلسله جعفرها» را در شهدا رقم زد؛ ابالفضل در کربلا و…
شهادت نقیب، نقابت و حلقه میانی را قداست داد تا «موجب ولائها» و «زمینه ساز ولایت ها» در تاریخ شوند.
درایت
شهادت فن آوری ای اجتماعی در افق مُلک و ملکوت است؛ یک لنگه آن در ملکوت و «نزد خدایی» است و یک لنگه آن در مُلک و «نزد مایی»!
رمز نامیرا بودن شهید همین است.
همه روح ها زنده اند؛ اما زنده بودن شهید، تصرفش در عالم مُلک است؛ که قرآن «اَحیاء» می خواند.
تصرفش در عالم مُلک هم عجیب است، در «عالم انسانیِ» دنیاست؛ نه جمادی و حیوانی اش!
«خود» را در ما امتداد می دهد؛ نه جایمان بجنگد! (یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم)
پس انگار مجاهد با شهادت، روئین تن می شود!
مکتبی که شهادت دارد، پیروز است.
فرماندهی را بزنند، جانشینی دارد + خود او؛ جانشینش را بزنند، جانشینی دارد + آن دو!
دسترسی به پادگان ملکوت (جنود مُجنّده) فقط در اختیار این مکتب است.
هیچ بمب سنگر شکنی هم به «جنود مجنّده» نمی رسد.
ما بیشماریم!
محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۶
آیت الله سید مجتبی خامنه ای در پیام نوروز۱۴۰۵:
«از توفیقات بنده امکان شنیدن سخنان مردم عزیز از انواع طبقات اجتماعی بوده است. از جمله در بازه ای زمانی با هیئتی ناشناس با شما در تاکسی که به درخواست خودم تهیه شده بود در خیابانهای تهران همسفر میشدم و به سخنانتان گوش فرا میدادم و این نوع نمونه گیری را از خیلی از نظر سنجی ها برتر میدانستم. برداشت بنده در خیلی موارد موافق کلمات شما که معمولاً بشکل انتقادات مختلف مربوط به جهات اقتصادی و مدیریتی بیان میشد بود. در این ضمن خیلی چیزها از شما فرا گرفتم و همچنان بدنبال یادگیریهای جدید هستم از جمله در همین ایام قبل و بعد از ۱۹ رمضان المبارک باز هم از افراد مختلفی از شما که در میادین حضور داشتید مواردی را آموختم. امیدوارم از این نعمت محروم نشوم»
منافقان در مقام تضعیف پیامبر(ص) می گفتند: او گوش است!
وحی آمد: «قُلْ اُذُنُ خَیرٍ لَکُم»! نه یعنی فقط «حرفهای خوب» را می شنود؛ یعنی «شنونده ای خوب» است. حاکم باید «خوب بشنود»؛ حتی حرفهای تلخ، حرفهای بد و حتی از بدخواهان هم بشنود! و آنچه خیر جامعه است را تصدیق کند.(تفصیل در اینجا)
رهبر انقلاب در پیام اوّلشان، مردم را آیه ای همپایه رهبرشهید دانستند و در این پیام از سطح عمیقی از شنیدنِ انتقادات در کف خیابان و ناشناس در تاکسی گفتند!
فضیلت دیگرشان در این پیام، تواضع فوق العاده شان هست؛ که فقط از گوش دادن نمی گوید؛ از «یاد گرفتن از مردم» و «دنبال یادگیری های جدید» بودن، می گوید و آن را «نعمتی» می خواند که «امید دارند از آن محروم نشوند». لله الحمد
محسن قنبریان
قرآن به ما خبر داده: «همه اهل کتاب با هم مساوی نیستند». فقط «برخی بر ایمان و اطاعت خدا پایدار و شب زنده دارند[۱]»
مابقی چه «یهودی[۲]» ، چه «مسیحی[۳]» «غرق در عداوت و دشمنی می شوند»! با این اشاره که «آتش آن جنگ ها را یهود برمی افروزد»۲!
تاریخ هم از جنگهای «صلیبی» تا «جهانی» شاهد این پیشگویی قرآن است.
پس اینکه تو و مسیحیان اوانجلیس آمریکا، چنگیزهای عالمید، وعده الهی است و در آینه غزه و لبنان و ایران و… هم نمایان است.
اما قرآن ما وعده دیگری هم داده است:
«خداوند تابعان واقعی عیسی(ع) را تا قیامت بر کافرانِ به او (یهود/ مسیحیان جنگ افروز) برتری و تسلط داده است[۴]»!
ما «مسلمین»، تابعان واقعی عیسی(ع) هستیم؛ نه «چنگیزهای ملعونی» که دچار وعده «أغرینا بینهم العداوه و البغضاء الی یوم القیامه»۳ شدند.
اما برتری ما بر شما چنگیزها در وعده قرآنی (و جاعل الذین اتّبعوک فوق الذین کفروا الی یوم القیامه ۴) چیست؟
مفسران تا پیش از این، «تفوّق» را به «غلبه حجت» (نه سیطره و سلطنت) تفسیر می کردند!
اما در دوره خامنه ای، «سیطره» و برتری نظامی هم بدان افزوده شد.
حالا هم به لحاظ حجت و «اخلاق و عدالت» برتریم و هم در مقابلت «شکست ناپذیریم».
و این تویی که اعتراف می کنی:
«کافی نیست که فقط اخلاقی باشی. کافی نیست که فقط عادل باشی. عیسی مسیح بر چنگیز خان برتری ندارد! اگر به اندازه کافی قوی، بیرحم و قدرتمند نباشی»!
محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۲/۲۹
[۱] آل عمران ۱۱۳
[۲] مائده ۶۴
[۳] مائده۱۴
[۴] آل عمران ۵۵
امیرالمومنین(ع) در فراق حضرت زهرا(س) ، کم شدن شکیبایی و از دست دادن طاقت خود را چنین تسلّی می دهد: «إلّا أنَّ فی التَّأَسِّی لی بعَظِیمِ فُرْقَتِکَ و فاٰدِحِ مُصِیبَتِکَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ: ولی مرا که غم بزرگ جدایی تو را دیده ام و رنج مصیبت تو را کشیده ام جای شکیبایی است» !
بلاتشبیه ملت ایران با دیدن فراق و مصیبت رهبر شهید، برای شهادت فرماندهان و مسئولان و بلندپایگان دیگر در موضع شکیبایی است. گرچه هریک یک ایران ارزش دارند.
در موج جدید ترورها این حکمت علوی بین مردم می چرخد که: «بَقِیَّهُ السَّیْفِ أَبْقیٰ عَدَداً و أَکْثَرُ وَلَداً: باقیماندگان شمشیر شمارشان باقی تر و نسلشان بیشتر است».
نکته مهم در «بقیه السیف» است، این تعبیر بدیع نه یعنی «بازماندگان شهداء» یعنی «بازماندگان شمشیر»!
بین این دو فرق است.
بازماندگان شهداء الزاماً در میدان جنگ نبوده اند. به تعبیر قرآن مشمول «یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقوُا بِهِم» می شوند. یعنی خداوند درباره آنها، علی الدوام به شهداء بشارت و خبر خوش می دهد. لذا در بازماندگان شهداء، حتماً رهروانی خواهد بود تا بشارت الهی تأمین باشد.
این همان است که می گوییم: شهادت، راه شهید را پر رهرو می کند.
اما «بقیه السیف»، بازماندگان شمشیرند؛ نه شهید!
یعنی کسانی که زیر همان شمشیرها _که شهدا را کشتند_ بودند و زنده ماندند. درباره اینها وعده، «أبقی عدداً» است!
عجیب تعبیری است. «شمارشان باقی تر» است؛ یعنی چه؟! وقتی آنها هم می میرند یا شهید می شوند!
این از جنس همان تعبیر درباره علماست: «العلماء باقون ما بقی الدهر». یعنی بازماندگان شمشیر یک «بقای معنوی» می یابند.
جنگ امروز در شهرها و زیر بمب هاست؛ پس همه ملت ایران بقیه السیف اند.
این شهادت آنها را در «انقلابی گری باقی تر» می کند. «مثل خود را می سازند» (اکثر ولداً) چنانچه در جامعه غزه شاهدیم!
غربی ها با این ترورها، ایران را انقلابی تر یا به تعبیر خودشان رادیکال تر می کنند نه رام تر و تسلیم!
محسن قنبریان
به نوشته روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال، یحیی السنوار در نامههایش از آمادگیاش «برای مرگ در میدان نبرد» مینویسد.
در نامه جدید خود نبرد کنونی در غزه را به نبرد امام حسین(ع) در کربلای معلی در قرن هفتم میلادی و شهادت ایشان تشبیه میکند و مینویسد:
«باید در همان مسیری که شروع کردهایم پیش برویم. یا بگذار کربلای جدیدی باشد».
پ.ن:
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ذیل خطبه۵۱ (جلد۳ص۲۴۹)، سیدالشهداء را سید اهل اباء از ضیم (ظلم همراه با ننگ) می شمارد که به مردم مرگ زیر شمشیر را در مقابل پذیرش پستی و خفت آموخت.
* مرتبط: حسین(ع) آنجاست که “عاشورا” آنجاست!
محسن قنبریان
این دو بنر کنار هم، دو مغازه در دنیاست هردو با فروش اقساطی!
“یشری نفسه” هم فروش است؛ فروش عمر به خدا به شکل اقساطی!
مغازه ای در نابازارِ زمین که هر فروشنده ای زندگی ابناء بشر را با اقساط عمرش تامین می کند؛ برای آب و نان غزه و یمن یا عِرض و جان النبل و الزهراء!
دادن قسط آخر، گرفتن ثمنِ نامیرایی و “عند ربهم یرزقون” است!
“بشارتِ دنبال کنندگانی” هم اشانتیون می گیرد! (یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم).
لذا به شکل شبکه ای توسعه می یابد و تا طوفان پیروزی ایثار بر استئثار پیش می رود!
چون در نابازار است، شعب فروشگاه در همه نقاط زمین منتشر است؛ از خیابان تا بیابان! شعبی به بزرگی یک جبهه و مرز یک کشور تا به کوچکی یک دستفروش و کلمه حقی نزد یک جائر!
فروش اقساطی وسائل نوی منزل به بازنشستگان هم خرید عمر آنهاست؛ البته در مغازه ای در بازار مصرفیِ زمین!
اول باید مجابش کنی که تا لوکسیزم هست، زندگی باید کرد؛ با هر کالا، نو باید شد!
بعد زنجیره ای ها باید با دامپینگ قیمت، در دام بیاندازند!
وقتی فروشگاه های کوچک را بلعیده و با بانک ها بستند و برایش به صرفه جلوه کردند، زالوی کار و عمرش میشوند!
انحصار شعب در گرو از نان انداختن هزاران مغازه خُرد است؛ تا فقط او نیاز تازه بسازد و عمر جوان و پیر بخرد؛ برای خرید از او بیشتر کار کنند و مصرف شوند!
در قسط آخر صاحب لباسشویی ای شده که عمرش را شسته و تازه مدل جدیدش آمده است! اشانتیون هم دارد: تخفیف خرید بعدی!
محسن قنبریان
چهاردهمین محفل گفتوگو محور فکرت با عنوان:
شهید سلیمانی؛ تجسم حرف نوی انقلاب اسلامی
تبیین اندیشه مقاومت با رویکرد جهادی حاج قاسم سلیمانی
باحضور:
حجتالاسلام والمسلمین محسن قنبریان
فکرت، رسانه اندیشه و آگاهی
در روزهایی که میگذرد، شاهد دستاوردها و درسهایی هستیم.
بعضی از دستاوردها قهری
و بعضی لازم است که نسبت به آنها تکالیفی داریم.
غزه برای ما یک درس دارد و بهنحوی میتواند معلم انقلاب اسلامی باشد.
دستاوردهای جنگ غزه:
شکست هیمنهی اسرائیل و نظام استکبار، به لحاظ نظامی و سیاسی.
موج بینظیر جهانی علیه اسرائیل.
جابهجایی مرزهای جهاد.
اینها دستاورد خونِ مظلوم است.
چنین دستاوردهایی تکلیفآور است که:
از سیلی که جاری شده است دستگاه تدبیری چه میخواهد انجام دهد؟
جمهوری اسلامی در این زمان در چه جایگاهی قرار دارد؟
امروز در قضیهی روایت جنگِ غزه نبود نهاد اجتماعی به شدت حِس میشود.
نهاد سیاسی و نهاد اجتماعی در کنار یکدیگر میتوانند صحنه را مدیریت کنند.
بایستی از موج جهانی استفاده کنیم و پروژه عادیسازی را به نابودی بکشانیم.
.
سخنرانی استاد قنبریان؛ ۵ آبان ۱۴۰۲؛ هیئت اباصالح عج قم
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رسانههای فلسطینی، جنگندههای صهیونیستی امروز منزل خانواده بهبهانیهای غزه را بمباران و این خانواده را نیز قتل عام کردند.
بهبهانیهای غزه اصالتاً از بهبهان خوزستان ایران هستند که در گذشته به کویت و مناطق عربی دیگر از جمله غزه مهاجرت کردهاند.
پ.ن:
فلسطین مساله انسانی و اسلامی ما بود، حالا خون شریکی و شهادت همشهری هم شد!
محسن قنبریان ۲ آبان ۱۴۰۲