بایگانی دسته: پیام‌ها و تحلیل‌ها

حساس نشو!

حساس نشو!

این روزها سنسورهای ادراکی‌ام سر دو مفهوم رسانه‌ای حساس شده است:

  1. تحلیل-پیشگویی‌هایی مبنی بر سقوط و فروپاشی نظام!
  2. تعابیر موهم خطای رهبری!

برای مورد یک(۱) این نمونه‌ها دم دست است:

  1. فوکویاما اسفند۹۶ در نشست جهانی حکومت در دبی از یک “انقلاب اجتماعی” و “نوعی انفجار” در ایران گفت!
  2. محمد خاتمی ۱۳اسفند در دیدار با جمعی از نمایندگان مجلس از “یک نوع نارضایتی عمیق”، که “لحظه به لحظه اتحاد جامعه را می‌گسلد” گفت و افزود: “باید به نجات ملی بیاندیشیم”!
  3. سه روز بعد روحانی هم وارد شد و در کسوت یک مسئول نه حاشیه‌نشین، اینجور همان را خوانش کرد: “ما امروز در یک کشتی نشسته‌ایم و اگر بخشی از کشتی تخریب شود همه کشتی با هم غرق می‌شود”!
  4. اسفند، ماه رسانه‌ای شدن نامه‌ها و پیام‌های احمدی‌نژاد هم شد که تقریبا مثل ترجیح بند با ادبیاتی دیگر وعده تغییری اساسی و بنیادین به نفع ملت را با تاکید بر قید “به زودی” میداد!
  5. سرکار آمدن جان بولتن صاحب شعار: ایران سالگرد ۴۰سالگی‌اش را نمی‌بیند!

برای مورد دو(۲) این نمونه‌ها را الان در ذهن دارم:

  1. رسانه‌ای کردن ویدیو معنادار “داری اشتباه میکنی کاپیتان” ساخت مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری توسط آقای آشنا (حتما ببینید)
  2. معناتر شدن جواز نقد امام زمان و پیامبر در سخنان روحانی
  3. موج رسانه‌ای احمدی‌نژادی‌ها درباره برخی سخنان رهبری (بخصوص سخنان حرم رضوی) و القاء اینکه رهبری اشتباه می‌کند.
  4. یادداشت حجاریان در روزنامه شرق که “رئیس‌جمهور” و “جمهوری”، رهبری است و حتی با پارلمانی شدن نظام هم چیزی عوض نمی‌شود.
  5. جواب تاجزاده به احمد توکلی و نقد صریح و تند رهبری و برگرداندن اشکالات به ایشان.

ادامه خواندن حساس نشو!

هدیه نوروزی پیرمرد فقیر به امام زمانش!

  • هدیه نوروزی پیرمرد فقیر به امام زمانش!

لشکریان عباسیان را عمدتا ایرانی ها تشکیل می دادند و خلیفه عباسی برای رضایت آنها نوروز را جشن میگرفت.
جشن او یک سفره هفت سین ساده نبود، احیای سنت کسراها بود. مثل شاهان ساسانی می نشست و امراء و فرمانداران و تیول داران برایش هدایای قیمتی می آوردند و لابد بعدا مخارجش را از گرده مردم محروم در می آوردند.

ادامه خواندن هدیه نوروزی پیرمرد فقیر به امام زمانش!

توجه توجه!!

پیش از این در موج جدید مردمی و انقلابی سازی بیش از پیش نماز جمعه از احتمال “حرکات صرفا نمایشی” برخی ائمه جمعه که سیاست سیخ و کباب را خوب بلد شده اند، هشدار داده بودم.

مقابل مستبدینی که تربیون را مین گذاری شده و منتقد را دادگاهی میکنند، الزاما امام جمعه مردمی و انقلابی قرار ندارد که به حقیقت از اشرافیت دور و “فریادرس مظلومان” باشد.

تیپ سومی هم هست که چنانچه نوشتم: “خود را بی تفاوت از پناهندگان به دفتر و نماز جمعه نشان نمی دهند و با تفقدی زبانی مراجعین را رد میکنند اما جلو نمی افتند تا مشکل آنها را حل کنند”.

صدای خوبی هفته قبل از نمازجمعه اهواز شنیده شد اما این هفته انگار نه تنها مسائل آن کارگران تعقیب و حل نشد که بنا به گزارش خبرگزاری صدا وسیمای خوزستان، عده ای از آنان دستگیر هم شدند[۱]. آن وری ها می گویند به نماز جمعه هم راهشان ندادند!

از برخی مطلعین موثق تحقیق کردم متاسفانه این خبر صحت داشته است. ولو به حسب نقل از سوی ستاد نماز جمعه نبوده و از جای دیگر صورت گرفته است اما چه فرقی میکند،ـمعلوم شد هفته قبل هم غافلگیر شده بودند.

منطقی بود این هفته هم حضور و احیانا شعار آنها تحمل و اگر کاری برایشان صورت گرفته یا همکاری ای ازشان متوقع است گوشزد میشد نه منع از حضورشان کنند.

توجه:

گوش دادن به شعار کارگران و جهت دادن رندانه به آن با آمریکا ستیزی و آرام کردن جلسه برای ادامه خطبه، “فن منبرداری” خطیب جمعه را ثابت میکند نه الزاما مردمی و “پیگیر حقوق محرومین و مستضعفین” بودن را. و بین این دو فرق بسیار است.

از برخی خطبای انقلابی اهواز انتظار دومی هست و الا اولی را -دور از شأنشان- هر “آخوند حرفه ای” بلد است!

محسن قنبریان  ۹۶/۱۲/۱۲

مطلب مرتبط:

این کتاب را به امام جمعه شهرها هدیه دهید

[۱] https://t.me/iribnews_khouzestan/21720

این کتاب را به امام جمعه شهرها هدیه دهید!

این روزها انگار دارد نقطه عطف برای نماز جمعه میشود:

برخی ائمه جمعه فاصله ها با مردم را برداشته، با تاکسی و زودتر آمده، ورودی مصلا نشسته مشکلات مردم را میشنوند. برخی هم درد مردمشان یکماه است در چادر زندگی میکنند و برخی با جوانان انقلابی، حاشیه های شهرشان در گروه جهادی بیل میزنند و…

برخی دیگر اما فاصله ها را بیشتر و هر منتقدی را دادگاهی کرده، ماشین چند صدمیلیونی سوار و با از ما بهتران مأنوسند. برخی دفتر و تشکیلاتی بزرگتر از یک مرجع تدارک دیده، آقازاده ها را تقسیم کار کرده یکی بازار یکی…!

برخی بین این دو سلوک میکنند. بخاطر افکار عمومی به تجملات تظاهر نمیکنند اما بدشان نمی آید و سرجایش اهلش هستند. برخی خود را بی تفاوت از پناهندگان به دفتر و نماز جمعه نشان نمی دهند و با تفقدی زبانی مراجعین را رد میکنند اما جلو هم نمی افتند تا مشکل آنها را حل کنند!

برخی در حد یک پست به آن نگاه میکنند که چند ساله تمدید میشود و باید از آن بالا روند نه پایین کشیده شوند پس هم مردم و هم مسئولین را باید داشتـ سیاست سیخ و کباب را بلدند و…

فکر نکنم امام جمعه ای خارج از این سه طیف باشد.یا به این نزدیکتر است یا به آن.

سالها قبل زندگینامه مرحوم عراقی -امام جمعه کنگاور- که بنام “امیرشهر” چاپ شده بود را بسیار اثر گذار دیدم. راستش به برخی امام جمعه هایی که منتقدشان شده بودم هم هدیه داده ام!

یک “تراز” است. شما میتوانید به هر سه طیف هدیه اش دهید. طیف اول خود نزدیک به مرحوم عراقی است و هدیه تکریم اوست. طیف دوم باید فاصله خود با سلف صالح را ببیند شاید خجالت بکشد. و طیف سوم اثر صداقت و یکرنگی و اخلاص را بجای تظاهر و زبان بازی و “همه داری” ببیند و رنگ خدا بگیرد.

عراقی زودتر از همه مصلی می آمد، زیارت عاشورای کامل و با اشک و آه میخواند که اثرش در وعظ او پیدا میشد. اما ضامن یهودی شهر هم میشد و حقوق اقلیت را پاس می داشت. سه وعده نماز سه جای شهر مثل یک مبلغ جوان و جهادی تا تلاش برای محرومان و مستضعفان واقعا او را ظرف چند سال امیر شهر کرد. شعارش جای ساخت مساجد اضافی یا تجملاتی، “ساخت مسجدی” بود و دهها نکته ناب و مورد نیاز حال و روز انقلابمان.

توصیه میکنم مبلغین جوان بخوانند. جوانان انقلابی آنرا تراز امام جمعه انقلاب بگیرند و از ائمه جمعه شان مطالبه اش کنند. و به دارایان این سجایا و فاقدین، هدیه اش دهند.

شاید از الگوهای دیگر هم وقتی دیگر گفتم.

زنده باد یادشان، پر رهرو باد راهشان.

محسن قنبریان  ۹۶/۱۲/۵

مطلب مرتبط:

کمک نفس معنوی

 

سکوت غیر قابل جبران!

جملاتی برگزیده از سخنرانی حجت الاسلام قنبریان روز شهادت حضرت زهرا(س):

حضرت بیش از یک خطبه(۴یا۵خطبه) خوانده در یکی همه مردم را خطاب کرده: معاشر الناس(ای همه مردم) المغضیه علی الفعل القبیح الخاسر (بی تفاوت و ساکت در مقابل کار زشت غیر قابل جبران)

گناهان دو جورند. قبیح خاسر آن است که اساس را تهدید میکند. جامعه اسلام را ورشکسته میکند. بعضا قابل جبران نیست.

امام(ره) نهی از منکر در مقابل این انحرافات را بلغ من بلغ واجب میداند. نه شرط تاثیر نه خطر جان و مال و آبرو نمیتواند مانع شود.[۱]

مقلد هر که هستید در جهاد و امر به معروف مقلد خمینی باشید. این فرق او با مثل آیت الله حکیم[در سخنرانی اشتباها شاهرودی گفته شده] است او مردم را اسیر شهوات میدید که تنها می‌گذارند امام می‌فرمود آیت الله مردم الان در تهران دارند برای این راه شهید میشوند[۲]!

قبیح خاسر مثل غصب خلافت که مسیر تاریخ را عوض کرد و هنوز به ریل اصلی برگردانده نشده است.

مثل تبعیض‌های مالی بیت‌المال در عهد خلیفه دوم که مهاجر را بیشتر از انصار داد و بدریون را به بهانه تمجید قرآن[۳] بیشتر داد و زاویه تبعیض شروع شد. عامه مردم هم “مغضیه علی الفعل القبیح الخاسر” ساکت بودند. غنائم اسب و شتر بود حالا سابقه دارهای اسلام وقتی ۱۰۰۰شتر دارند کجا بچرانند تبعیض بعدی و بعدی آمد یکباره زمان عثمان همه چراگاه‌های مدینه مال یک خانواده شد. این فعل قبیح خاسر است. سکوتش رایجش میکند حالا دیگر علی(ع) هم نمیتواند برگرداند! در جلد ۸کافی بیش از ۲۰مورد از این قبیل را میشمارد که نتوانسته به شکل سنت رسول‌الله برگرداند!

قبیح خاسر مثل جعل مفهوم ولایتعهدی در اسلام! این از خود یزید بدتر است. اسلام حکومت موروثی نداشته است. خواص توجیه کردند مردم سکوت کردند حالا دیگر خون حسین(ع) هم نمیتواند محوش کند! این یعنی خاسر. سرمایه را بر باد میدهد.

ما هم در انقلاب فعل قبیح خاسر داشته‌ایم؟

رهبری دوبار استغفار کرده یکی از کنترل بی‌رویه جمعیت و پروژه عقیم‌سازی، یکی هم از عدم تحقق عدالت[۴]

بدنه کارشناسی کشور رسیدند به اینکه تکثیر نسل برای آینده کشور مخاطره دارد، رهبری پذیرفت، چند مخالف بین مجتهدین بود چاره نشد حالا خطر پیری داریم و ده‌ها تابع دیگر! و دیگر تکثیر نسل به آسانی شدنی نیست.

عدالت چرا نشده؟ چرا پیشرفت ثمراتش معلوم شد اما عدالت نه؟! باید معطل بمانیم یا مسیر را اشتباه آمده‌ایم؟!

ریشه در سیاست‌های اصل ۴۴ و نحوه واگذاری‌ها دارد. راه را غلط آمده‌ایم. اصل ۴۴قانون اساسی صنایع بزرگ و مادر معادن بزرگ و بانک و بیمه سدها و شبکه نیرو و مخابرات و… را دولتی میخواند. باز کارشناسان دولت و مجلس و مجمع رسیدن به اینکه اینجور توسعه ناممکن است. سرمایه‌گذار کجا سرمایه‌گذاری کند اینها باید خصوصی شود.

باز قلیلی مخالف بودند اما بقول دبیر مجمع بین بدنه کارشناسی اجماع شد[۵]. گفتند برداشت شورای نگهبان که عوض نمی‌شود، رفراندوم هم برای این اصل آسان نیست پس از اختیارات ولایت مطلقه استفاده کنیم! از ۷۷ تا ۸۱ روی سیاست‌های کلی اصل۴۴ کار کردند (برای خصوصی‌سازی)، رهبری اشکال گرفت و عودت داد. دوباره باز نگری کردند ۸۳ دادند رهبری، ۴بند از ۵بند را پذیرفت یکی را با ۴پرسش اساسی بازگرداند و…

حال بفرض اصل ماجرا درست، چگونه اجرا شد؟! طبقه‌ای یک شبه دارا شدند و جلو افتادند و دیگر ملت به آنها نمیرسند!

جای نمونه جدید همین نمونه‌ای که مستندش در برنامه راز آمد را ببینید!۶۰۰میلیارد ارزانتر بخرد ۶۰۰کارگر را هم بیکار کند! اینها فعل قبیح خاسر است! سکوتش آنجاست که نماینده ولی‌فقیه در آن استان بین حق و باطل بیطرف میماند! مستند را ببینید[۶].

ورود آقا به شخصه در مقابل اجرای ۲۰۳۰ بخاطر قبیح خاسر بودن است بعدش دیر است و غیر قابل جبران.

همه وظیفه دارید اینجور قبیح‌های خاسر را شناخته و بایستید. اگر داریم در مقابل زاویه‌های ابتدایی اشرافیت مذهبی فریاد میکنیم و یاری میطلبیم بخاطر قبیح خاسر بودن آن است، رویه شد دیگر جمع نمی‌شود.

باید مثل فضلای انقلابی ایلام که در مقابل تجملات نماینده ولی‌فقیه ایستادند و به استناد فتوای خود رهبری(حرمت ماشین های قیمتی برای روحانیون و منسوبین) او را زیر سؤال بردند هرجا مشاهده شد ایستاد.

بقول آقای ازغدی باید برای انقلاب هم سوریه رفت و هم زندان!

 صلاح دیدید در نشر مطلب بکوشید

[۱] تحریرالوسیله

[۲] https://www.mashreghnews.ir/amp/283394/

[۳] ۱۰۰/توبه

[۴] دیدار با مردم آذربایجان شرقی۹۶/۱۱/۲۹

[۵] کتاب موج دوم انقلاب/محسن رضایی

[۶]

همیشه پای بی عدالتی در بین است!

حجاب واجب است و هم الزامی یا نه؟! شرط الزام باید “ضمن بیعت” لحاظ شود تا قانونی شود(چنانچه از برخی ادله استظهار میکنند) یا حاکم میتواند با ادله حسبه و غیر آن حتی پیاده رو را هم زنانه-مردانه کند(چنانچه از سیره امیرالمومنین نقل میشود)؟!

پاسخ فقیهانه بدین سؤال ها بماند برای مجالی فراختر که اصلا مساله ما فعلا چیز دیگری است.

ما ایرانی ها دشمن زده ایم!

ما ایرانی ها با ۴دهه توطئه و دشمنی واقعی و نه توهمی بیگانگان عملا دشمن زده شده ایم. مثلا بین همه عناصر تحلیل نقش دشمن پررنگتر است! بین همه قوانین آنچه موارد کار دشمن را میگیرد پرکاربردتر و پرمصرفتر است.

کافیست: آکادمی موسیقی گوگوش و شبکه های ماهواره ای، ساپورت پوشی را ترویج کنند. باربی ۲۰۱۲ ساپورت پوش وارد بازار شود. الشرق الاوسط از ساپورت پوشی دختران تهران به “انقلاب رنگین” تعبیر کند. فرانس ۲۴ از “حمله شلوارهای تنگ به تهران” گزارش دهد و…

زود سؤال از وزیر کشور و کارت زرد به او در مجلس کلید میخورد! دادستان به استناد موادی از قانون مجازات اسلامی(مثل ماده۶۳۸) در مقابل هنجارشکنان ادعای جرم میکند !و…

آزادی یواشکی و چهارشنبه های سفید و… در فضای مجازی راه می افتد چندسال میگذرد تا قرارداد چند میلیون دلاری گردانندگان این پیج ها با آمریکا خبری میشود و دوباره چون پای براندازی دشمن و دلارهای آمریکایی دربین است حساسیت آغاز و آن قصه تکرار میشود! و البته مثل قبل کمی بعد تبش میخوابد!

 زخم های چرکین خودمان

درتمام این دو دهه این گزارشهای رسمی هم در همان حوزه بدحجابی هست:

دولت در ۹۱ برای کاهش محدودیت های ارزی ثبت سفارش ۷۷ قلم کالا را ممنوع کرد که پوشاک هم در این فهرست است درحالیکه آمار گمرک سال۹۲ نشان می دهد این ممنوعیت درباره ساپورت اعمال نشده است!

مرکز پژوهشهای مجلس از رشد ۵۰۰درصدی قاچاق پوشاک گزارش می دهد! وبخشی از این قاچاق عجیب را “قانونی”(!)میخواند یعنی از سوی عناصر ذی نفوذ در نظام تصمیم گیری انجام میشود!

معاون وقت پیشگیری ستاد مبارزه با قاچاق کالا در گفتگو با تجارت فردا درباره گزارش مرکز پژوهشها میگوید: ممکن است معاون وزیر یا مدیر کل گمرک یک استان یا شهرستان تخلف کرده باشد…!

و نمونه های نوبه نودیگر

این زخم های چرکین -که جای جولان مگس هایی مثل ایادی دشمن در آن پیج ها میشود- چون نامش را انقلاب مخملی نمیگذارند -که نمی دانم چه چیزش کم است که نامش براندازی نیست؟!- یا دشمن از آن قاچاقچیان قانونی و دربدنه نظام تقدیر نمیکند موجب حساسیت بالا و پیگیری فوری قرار نمیگیرد. نگه داشته میشود برای مناظره انتخاباتی و زدن رقیب! معمولا هم مشمول مرور زمان میشود!

فکرش را بکن یک دشمن عاقل با این ویژگی ما به مرور میتواند چه کاریکاتوری از ما بسازد؟!

با ایستادنش پشت براندازان  ما را وادار میکند چند هتاک یا کاشف حجاب بازی خورده در خیابان را بگیریم و به قانون مجازات اسلامی بسپاریم اما با مفسدان و قاچاقچیان بزرگ حجاب تسامح کنیم!

شما بگویید: دختر ساپورت پوش مقصر تر است یا قاچاقچی ساپورت در سطح معاون وزیر؟!

تکرار این مواجهه کاریکاتوری چه تصویری از اسلام و انقلاب اسلامی به جوانان خودی و غربی می دهد؟!

ازما نمیپرسند: فقط حجاب الزامی است؟! قاچاق بدحجابی هیچ حکم الزامی ندارد؟!!

بنده هیچ منکر شایع شده ای را سراغ ندارم مگر اینکه از نردبان بی عدالتی بالا رفته است. هیچ معروفی هم اقامه و برپا نشده است الا اینکه در تناسب با سایر احکام الهی بوده و از عدالت جان گرفته است: العدل حیات الاحکام.

محسن قنبریان  ۹۶/۱۱/۱۵

مطلب مرتبط: قاچاقچیان حجاب!

تشکل اسوه در قرآن

چکیده سخنرانی حجت الاسلام قنبریان در اردوی تشکیلاتی بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان کشور – آبعلی/بهمن ۹

ممکن است بپرسی چرا اصحاب کهف؟! ما قرار است اهل مبارزه و مقاومت شویم نه به غار بخزیم!

اما نگاه کن حماسی ترین و عرفانی ترین تشکل تاریخ -یعنی سیدالشهداء و یارانش- آیات اصحاب کهف را بر نیزه خواند.

اصحاب کهف یک تشکل اسوه در قرآن است که ۷رکن دارد:

  1. اعضاء اصلی اهل فتوت و جوانمردند:
    “اذ اوی الفتیه الی الکهف”.
    “انهم فتیه امنوا بربهم”.
    جوانمردانی که ایمان آوردند.
    جوانمردی مهم است قبل از ایمان. اگر کسی نداشت و با ایمان هم کسب نکرد مومن معامله گر و غیرقابل اعتمادی است. پیامبر قبل از بعثت اهل حلف الفضول و یاری ستمدیدگان شد. این روحیه بسیار مهم است.
    هسته اول تشکل را با اهل فتوت ببندید تا از پشت خنجر نخورید. فروخته نشوید و… تشکلهای اسلامی تاریخ را نگاه کنید بودن و نبودن این عنصر چقدر مهم است.
  2. مأوی داشتن:
    “اذ اوی…”
    اهل تشکل باید حتما ساعتی در روز خلوت با خدا داشته باشند. بدون پناه به حصن حصین اهلبیت کارها بی کیفیت است. آدمها مقاومت را از دست می دهند.
    از مالک اشتر گرفتارتر نیستی حضرت امیر فرمود بهترین وقتت را برای خود و خدا بگذار…
  3. تهیأ و مقدمه سازی برای رشد:
    “هیئ لنا من امرنا رشدا”
    حضرت امیر(ع)فرمود بهترین تهیه برای رشد فکر است. “لارشد کالفکر”
    تشکل باید زمینه فکر آزاد و مباحثه دائمی را فراهم کند تا افراد با فهم و بصیرت اقدامات را همراهی کنند.
    با فکر واستدلال جذب کنید نه “احساساتی کردن”. فرمود : نظام الدین حسن الیقین.
    اجازه اشکال به مبادی و چالش در مبانی بدهید. قبل از اقدام و عملیات بحثها را پاس دارید. با فکر و مطالعه غالب باشید نه غلبه و قدرت.
  4. ارتباط قلبی اعضاء با قیام برای خدا:
    “ربطنا علی قلوبهم اذ قاموا”.
    جوانمردانی که اهل فکر و مباحثه و هم خلوت با خدا باشند وقتی برای آنچه یافته اند برای خدا قیام کنند قلوبشان بهم پیوند میخورد.
    نکته ظریف اینجاست میفرماید در وقت قیام این ربط قلبی پدید می آید.
    منتظرذنباشد قلبها یکی شود بعد اقدام، نه، اقدام برای خدا قلبها را یکی میکند…
    حضرت امیر فرمود: اقرب القرب مودات القلوب: نزدیکترین خویشاوندی دوستی های قلبی است. فرمود : جانها وقتی متناسب هم شود ائتلاف میگیرد.
  5. اعتزال و کناره گیری از اهل دنیا:
    “اذا اعتزلتموهم”.
    این انزوا نیست کناره گیری از امور نیست کناره گیری از اهل دنیاست. حضرت امیر فرمود: در کناره گیری از فرزندان دنیا همه مصلحتهاست.
    حتی اگر در مسیر حرکت گروه کسان یا گروههایی که دنبال متاع دنیا در حرکتند تا مقداری از حرکت هستند اما حرکت با سقف آنها بسته نشود….
  6. تهیأ رفق و مدارا:
    “یهیئ لکم من امرکم مرفقا”
    آن شرایط سخت برای هسته تشکل نه یعنی تکفیر غیر و سختی و درشتی کردن بادیگران. جذب حداکثری باید باشد با “مدارای فعال”. تلورانس و تساهل، رفق نیست شتردیدی ندیدی است. رفق ، مداری فعال است حوصله کردن در بحث و روشن کردن اذهان از سوی دیگری مهربانی کردن و مردم داری تا گاردها باز و ذهنیتها برطرف شود و همراه شوند.
    -مردم داری و مهربانی با احساسی کردن فرق دارد. برخی جای سؤال و بحث با قصه و احساسات میخواهند جذب کنند این غلط است اما عده ای هم هستند ایراد نظری ندارند گاردی دارند، تلقی درستی از شما ندارد، مهربانی و مدارا گارد اینها را باز میکند.
  7. تلطف و نرمی کردن:
    “ولیتلطف”
    با او که تا آخر نمی آید هم نرم خو باشید…

کاش دانشجوی شریف بودم!

 

دیشب وقتی اخبار مربوط به پرسش و پاسخ‌های صریح دانشجویان با سخنگوی قوه قضائیه را مرور می‌کردم برای اولین بار در عمرم آرزو کردم ایکاش دانشجوی دانشگاه شریف بودم!

این حس را حتی در اوج مجاهدت‌های علمی هسته‌ای و شهادت دانشمندان آن پیدا نکرده بودم. شاید بخاطر اینکه در خود استعدادی برای فیزیک هسته‌ای ندیده‌ام اما خالی از دغدغه عدالت و مطالبه‌گری آرمان‌های انقلاب و حفاظت از ارزش‌هایی که این همه خون برایش ریخته شد نمی‌شوم.

 

البته کاش در کنار سؤالات صریح و انتقادات مشهور به قوه قضائیه -که آنجا طرح شد- کف و سوت نبود تا سخنگو هم مجبور نشود شأنش را بکاهد و سوت بلبلی‌اش را رو کند! یا بهانه‌ای برای بسته شدن این حضورهای حداقلی شود.

دانشجویان باید مسیر را طوری طی کنند که زمینه آمدن رؤسای قوا و حتی فرماندهان نظامی‌در دانشگاه برای پاسخگویی فراهم شود. یعنی چیزی که رهبر انقلاب ۵سال پیش خواسته اما برآورده نشده است آنجا که فرمود:

“از مطالب دیگری که گفته شد مسأله حضور مسئولان در دانشگاه است. این اشکال کاملا وارد است. من عقیده‌ام این است که مسئولین باید در دانشگاه‌ها شرکت کنند. رؤسای سه قوه، مسئولین میانی، رئیس صدا و سیما، مسئولین سپاه و نیروهای مسلح اینها بروند با دانشجوها جلسه بگذارند و حرف‌های گفتنی دانشجوها را بشنوند[۱]

 

اما باید چیزی هم جای کف و سوت یا هو کردن برای مخاطبین -که نمونه کوچکی از هیأت منصفه جامعه‌اند- بماند. نمی‌دانم برای نمونه آخرش به مسئول حاضر، “نمره اقناع” دهند و معدلش همانجا قرائت شود یا هر راه دیگر اما نقد و انتقاد را از ادب و اخلاق جدا نکنند.

 

دیشب می‌گفتم اگر آنجا بودم از این فرصت نادر استفاده و چیزهای دیگر پیرامون قوه قضاییه و رئیس آن هم می‌پرسیدم که اهمیتش از شایعات درباره دختر ایشان کمتر نیست. ساختمان‌های متعلق به ایشان در قم و شایعات مربوط به مزرعه و دامداری‌ها و اشکالات آن و… -که اقلا گروهی الان به هر انگیزه در بست‌ها و پست‌هایشان طرح می‌کنند- جای موشکافی دارد.

 

دیشب آرزو کردم کاش این مطالبات صریح و بی‌پرده با ایشان و مسئول قوه و قوای دیگر در فیضیه و معصومیه قم یا حتی مصلاهای نماز جمعه جدی و بدون سانسور انجام می‌شد. چرا نهادهای انقلابی خود پیگیر آرمان‌های انقلاب‌شان نباشند تا آمدنیوز و رسانه‌های معاند یا افراد خاص یا مشکوک به بهانه پیگیری آن دنبال گرفتن ماهی خود باشند.

 

به نظرم همه‌اش تقصیر بدخواهان و شایعه سازان نیست، “خوب خواهان” نظام در نماز جمعه‌ها و حوزه‌ها و هیأت‌ها و تشکل‌ها و… هم جدی و فراگیر مطالبه نکرده و بعضا رسوب “السؤال بدعه” دارند یا از آن استفاده ابزاری کرده‌اند!

دم انتخابات یاد زندگی اشرافی برخی افتادن و حتی بعدش با او “ساختن”(!) چاره نیست. فقط خانه آخوندی و روحانی آنچنانی نیست خانه برخی “آقایان” به ظاهر اینطرفی هم چیزی از آنها کم ندارد!

خلاصه “سیاست برای عدالت” است نه “عدالت برای سیاست”!

به امید آنروز.

 

 محسن قنبریان
 
۹۶/۹/۲۱



[۱] ۹۱/۵/۱۶دیدار دانشجویی

یک تجربه(۳) : تریبون آزاد یک ستاد

 یادم نمیرود شبی که جوانی پشت تریبون آمد و ضمن انتقادات حتی تعرضی به شهدا کرد! برخی مسن ترهای عرصه دفاع مقدس نیم خیز شدند اما با مهربانی به ایشان تذکری داده شد .

فردا شب آمد متنی از رو خواند همان انتقادات را داشت اما از توهین خالی بود و از شهدا و خانواده شهدا عذر خواست از سوی برگزار کنندگان هدیه ای به او داده شد و صحنه دیدنی ای شد.

چند ماه بعد منتقد تندگویی که پشت تریبون نمی آمد و معمولا بعد از پایان تریبون شخصی می آمد و بحث میکرد سراغ همان جوان رفته بود.

آن منتقد در جواب بنده که میگفتم چرا در تریبون نمیگویی؟ میگفت : میترسم!

حالا آن جوان سوژه ای شده بود برایش .

خود چند ماه بعد گفت سراغش رفتم ببینم واقعا متعرضش نشده اند ، دیدم گفت : اصلا!

 شکی نیست آزادی یکی از آرمانهای انقلاب و انتقاد یکی از حقوق مردم است امام خمینی ” تخطئه کردن مسئولین را یک هدیه الهی ” میخواند. چرا که باعث بهبود و تعالی است.

قبول کنیم تا این آرمان هنوز فاصله داریم .

گاه برنامه های چالش با یک مسئول و پرسش آزاد باید تا شورای تأمین یک شهر برود.

از آن سو این تنگ نظری های آدم های صرفا سیاسی و اجرایی و کمتر فکری و فرهنگی موجب شده ذهنیتی برای جوانان شایع شود که حق هیچ انتقادی نیست و بگیر و ببند است.

هرچه جامعه از شهید مطهری ها و بهشتی ها خالی تر شود جمع یاران انقلاب هم از آزادی نقد و تفکر بیشتر میترسند و ترجیح میدهند برنامه های کلیشه ای و تکراری خود را ولو با همان آدمهای تکراری تکرار کنند ، نکند با انتقادی نظام تضعیف شود!

 تجربه تریبون آزاد در ایام انتخابات ۹۲ کنار ستاد جلیلی از سوی بچه های حزب اللهی تجربه زیبایی بود.

شعار آزادی این بار نه در ستاد اصلاح طلبان که در ستاد اصولگرایان فریاد میشد. بین جمعیت می گشتیم و مخالف تر را می آوردیم پشت تریبون .

آزادی ، خانه زاد انقلاب اسلامی برای ایران معاصر بوده است و سزاوارتر از همه به اعطایش خود نیروهای مذهبی و انقلابی اند.

اگر بسته و امنیتی نیاندیشند و از یک پرسش نهراسند و کتابخوانها و اهل تحقیق خود را بیفزایند آنوقت از هر برنامه تبلیغی ، برای انقلاب رساتر است.

کسانی که آن شبها شاهد آن جمعیت و آن سعه صدر بودند ،اثرش را دیدند.

منتقدی با رگ گردن باد کرده که وقتی پشت تریبون می آمد اول سلام میکرد بعد مؤدبانه و منطقی حرف میزد و منتظر جواب میشد.

باور کنیم بسیاری از داد و بیدادها و حتی توهینها را آزادی نقد ، مؤدب و منطقی میکند.

میدانم برای برخی کمی جلوتر از اسلام و انقلاب رفته باید شاهدی موجه بیاورم.

توصیه میکنم دیدار حضرت آقا با دانشجویان را در ۹۱/۵/۱۶ حتما ببینند.

چند جمله ی آن:

“من عقیده ام این است که مسئولین باید در دانشگاهها شرکت کنند . رؤسای سه قوه، مسئولین میانی، رئیس صدا وسیما، مسئولین سپاه و نیروهای مسلح  اینها بروند با دانشجوها جلسه بگذارند و حرفهای گفتنی دانشجوها را بشنوند…”

در قبال احضار برخی منتقدین مسئولین به دادگاه :

” من هم عقیده ام همین است که در قبال اظهار نظر احیانا قدری تند یک جوان دانشجو خیلی نباید حساسیت وجود داشته باشد…”

و درباره حد انتقاد:

” یکی از دوستان دانشجوی عزیز گفتند که به ما میگویند : پازل دشمن را تکمیل نکنید! – این از حرفهایی است که بنده زیاد تکرار میکنم : پازل دشمن را نباید تکمیل کرد- ایشان میگویند خب پس انتقاد چه میشود ؟ انتقاد هم نکنیم؟! من اعتقاد ندارم که نباید انتقاد کرد…اصرار دارم بر این که جریان دانشجویی و جنبش دانشجویی موضع انتقادی خودش را حتما حفظ کند به هیچ وجه توصیه ما این نیست که شما انتقاد نکنید .خب چکار کنیم که این انتقاد تکمیل کننده پازل دشمن نباشد ؟ روی این مسأله فکر کنید .نه این که بگوییم تکمیل پازل دشمن که یک امر منفی است با لزوم انتقاد که یک امر مثبت است منافات دارد. نه؛ خب خود شما هم گفتید من انتقاد کردم ،در همه دنیا نقل هم شد اما هیچکس در دنیا ادعا نخواهد کرد که فلانی علیه نظام اسلامی یا فرض کنید که علیه تشکیلات اجرایی یا تقنینی کشور دارد اقدام میکند .خب شما هم همین جور انتقاد کنید”.

وقتی شبهای تبلیغات انتخابات ۹۲ دیدم طلاب و دانشجویانی در ستاد جای رجز خوانی ورشعار یا کارهای پست تر ، تریبون آزاد گذاشته و مخالف را برخود ترجیح داده و سپس به تدارک جواب منطقی اند امیدوار شدم که مطهری و بهشتی هایی در راه است و انقلاب اسلامی جاری است…

محسن قنبریان  ۹۵/۱۲/۲۳

گزارشی کوتاه از آن شبها را در کلیپ زیر ببینید

 

یک تجربه(۲): جشنواره عدالت و دیانت

 نهادهای اجتماعی میتوانند مکمل نهادهای سیاسی(حاکمیتی) بوده در پیشرفت مادی و معنوی شهرها اثر کنند.

اما متاسفانه شأن این نهادها (حوزه علمیه، مساجد و هیأتها، تشکلهای دانشجویی، رسانه های مستقل و…)  آنگونه که باید از سوی خودشان ارج گذاشته نمی شود!

کأنه هرکس برای اصلاح و بهبود امور شهرش فقط باید کاندید شود یا منصوب در اداره و پستی شود تا احیانا کاری کند وگرنه فقط غر بزند که چرا کسی کاری نمیکند؟!

در حالیکه در جایگاه نهادهای اجتماعی و مدنی میتوان نقش آفرینی بسیار والایی در اینباره داشت.

یک تجربه در سال ۸۷

گروهی از طلاب و دانشجویان بهبهان برای تحقق عملی شعار عدالت ابتکاری بنام “جشنواره عدالت و دیانت” آفریدند.

با رفتن به همه نقاط محروم شهر و روستا قریب ۱۵۰ ساعت بازدید از نزدیک و ۳۰ ساعت کار تحلیلی انجام دادند و همه را مستند و مصور با مسئولین شهرستان در میان نهادند و از آنها مطالبه کردند.

روستاهایی که در هفته فقط دو روز آب داشتند، تانکر آبی که قدمتش از انقلاب اسلامی بیشتر بود زنگ زده و پر از فضولات پرندگان و لجن گرفته که مردم بسیاری از آن روستا را عارضه ای پوستی داده بود!

انجام نشدن طرح هادی در روستای ۳۰۰۰ نفری، آسیبهای بهداشتی حاصل از تلمبار فضولات ، مدارسی با قدمت ۵۰ سال به بالا و کمبودهای فضای آموزشی که موجب پیاده روی ۲ ساعته دانش آموزان میشد و… اینها وقتی مصور میشد بیننده (مسئول یا کارشناس) را متأثر میکرد.

جلساتی که با فرماندار وقت (آقای حسن حائری) و واحد عمران و برنامه ریزی و مسئولان مربوطه نهادند موجب شد گزارشات این تیم طلبه-دانشجو تبدیل به مصوبه و ابلاغ شود و در بودجه آن سال دیده شود.

برخی از آن محرومیتها رفع شد واز انجام وظیفه مسئولان هم تشکر شد.

گرچه حال و هوای آن سالها، عدالت خواهی بود و شعار دولت هم همین بود لذا از نشان دادن نقاط تبعیض آمیز و فقر و محرومیت استقبال میشد اما بعید است هیچ دولتی از اینگونه فعالیتهای آرام و بی تنش اما دلسوزانه استقبال نکند.

بشرط اینکه تحقیقات ،همه جانبه و دقیق و همراه با راهکار عملی باشد چیزی که در “جشنواره عدالت و دیانت” وجود داشت.

گردآوری های عینی، ۳۰ ساعت با متخصصین تحلیل و بررسی میشد تا بهترین راه حل و مقرون به صرفه ترین روش برایش پیدا شود.

گرچه نامش ” جشنواره” بود اول قرار بود جشنی هم برگزار و گزارش عملکرد به مردم داده شده سالانه تعقیب شود اما بخاطر صرفه جویی ، کلیشه ای شدن این گزارشات برای مردم و برخی عوامل دیگر جشن عمومی آن برگزار نشد.

متأسفانه حوادث تلخ سال ۸۸ و مشکلات و حواشی طولانی مترتب برآن و هم برخی علل دیگر تعقیب آن ابتکار در سال بعد توسط آن تیم را با مشکل مواجه کرد ؛ اما تجربه ای بود قابل تکرار به شرط همت ها و هم افزایی ها…

محسن قنبریان  ۹۵/۱۰/۲۸