بایگانی دسته: پیام‌ها و تحلیل‌ها

طلبه تراز انقلاب از حیث اخلاق

 

 حصه‌های تکلیف!

 

 انسان – مسلمان – طلبه – روحانی عهد حکومت دینی

هرچه از اولی به آخری میروی تشخص هایی می یابی که “تکالیف و مشقت های” بیشتری برتو بار میکند نه “بهره ها و مزایای بیشتر”.

مثلا توسعه منزل یک طلبه از یک مومن معمولی سخت گیرانه تر است. روحانی معاصر با روحانی ۵۰ سال پیش نجف از حیث اقبال به دنیا باید متفاوت باشد و از آنها هم برخود سخت تر بگیرد! چون در عهد حکومت دینی است و حاکمیت منتسب به صنف اوست. او از ائمه مسلمین است و باید به زی آنها در آید. سرّ تفاوت سیره ائمه در زمان حاکمیت و زمان شهروند معمولی بودن همین است .

اگر منزلت فقیه ، منزلت انبیاء بنی اسرائیل است(حدیث امام رضا) تکالیف و زحماتش هم باید با آنها سنجش شود نه از عنوان و امتیاز انبیاء استفاده اما از وظایف و تکالیف و سختی های آنها شانه خالی کرد. لذا برای اصل رسالت طلبگی و تبلیغ دین، همان شرط بعثت هست که “فشرط علیهم الزهد فی درجات هذه الدنیا الدنیه: خداوند با انبیاء شرط کرد در تمام درجات دنیای پست زاهد و بی رغبت باشند”.

وقتی این رسالت افزون و منتسب به اجرای دین (حکومت) میشود بار سنگین تر میشود چنانچه امیرالمومنین از نزدیکان خواست:

“فأعینونی بورع و اجتهاد: مرا با سخت کوشی و شدت پرهیز یاری کنید”

 

فرمول۱: عدم زهد ما = زهد مردم از دین!

امام علی(ع) فرمود: “جز این نیست که مردم را در طلب علم دین بی رغبت کرد، مشاهدات زیاد آنها از کم بودن عاملین به علم دین”( غرر الحکم)

 خودشان مردم را از مثل بنده باز داشته اند!

امام صادق(ع) از عیسی بن مریم نقل میکند که به اصحابش فرمود: وای برشما از علماء سوء! کسانی که اجرت را میگیرند اما کارکرد لازم را انجام نمیدهند”( بحار ج۲ ص۱۰۹)

فقط رسانه های بیگانه وتهاجم فرهنگی مقصر نیست عمل ما هم اثر داشته است.

امام سجاد( ع) چنین مبلغینی را “روباه امت” خواند.

 

 فرمول ۲: چرا گاهی طلبه از آخوند نورانی‌تر است؟!

پیامبر فرمود: “هرکه در علم رشد کند اما زهد و بی رغبتی اش از دنیا افزون نشود ، جز دوری اش از خدا زیاد نمیشود”( بحار ج۲ ص۳۷).

روحانی عصر انقلاب اسلامی بودن کلفت و سختی و تنگی ای دارد بی تعارف برخی از ماها باید از این لباس در آییم و برخی اقلا در کشوری غیر از حکومت اسلامی آخوند شویم!

 

(چکیده‌ای از درس اخلاق/ حوزه علمیه/ دهه فجر ۹۵)

یک تجربه: اردوی درد!

چند فرمول:

  1. نسبت مستقیم “هم” و “هموم”!
    به فرمایش امیر المومنین: بقدرالهمم تکون الهموم: همتها و دردمندی ها به اندازه همند (غررالحکم)
  2. نسبت مستقیم “همت” و “اهتمام”!
    از سوی دیگر همت افزون موجب اهتمام وکوشش افزون است
    (من کبرت همته کبر اهتمامه).
  3. نسبت مستقیم “همت” و “فضیلت”!
    همت اندک مبطل فضایل آدمی است
    (من صغرت همته بطلت فضیلته).

لذاست که استاد مطهری در کتاب انسان کامل ،معیار انسانیت را دردمندی می شمارد.

گر تو هستی اهل عشق و مرد راه

دردخواه و دردخواه و دردخواه (عطار)

لزوم دردمندی طلاب و بچه حزب اللهی ها

گرچه دردمندی معیار انسانیت است اما آنها که میخواهند معلم انسانها باشند (روحانیت) این دردمندی برایشان ضروری تر است.

برای آنهاکه از نظام اسلامی -که باید دنبال قسط باشد- بیشتر دم میزنند (حزب اللهی ها) این دردمندی ضروری تر است.

بدون این دردمندی:

  1. خود این جلوداران عدالت و قسط ممکن است اهل تجمل و رفاه شده ، مستضعفان را فراموش کنند. مدرسه و موسسه متجمل بنشینند و نقاط دوردست و محروم را رها کنند.حتی از فقر و فقیر استفاده ابزاری برای بالا رفتن خود و پایین آوردن رقیب کنند!
  2. “فقط ” جدلهای سیاسی کنند که فقرها و گورخوابی ها و حاشیه نشینی ها و زنجانی ها و مه آفریدها و…تقصیر کیست؟! سببها رابگیرید!

البته معلوم شدن اینها هم لازم است که مثلا زنجانی دستپخت احمدی نژاد است یا پلوی ستاد روحانی؟! یاهردو ؟ یاهیچکدام؟! اما این وسط گور خواب و توالت خواب بدبخت است که مثل سنگ بین این و آن پرت میشود!

قبلا مسئولین اقلا سال آخر التفاتی به محرومان و پایین شهری ها میکردند یکی دو اتوبوس برایشان در خط واحد اضافه میکردند چند کوچه آسفالت میکردند و…

اما اخیرا از روضه آنها برای مظلوم جازدن خود و ظالم خواندن رقیب بهره میبرند بدونی که نانی برای این بی نوایان شود!

یک تجربه:

یکی دوسال پیش حوزه علمیه ای (امامزاده فضل بهبهان) برای طلاب تازه ورودش اردوئی تعریف کرد بنام: “اردوی درد”!

در کنار برخی از مطالب نظری (مثل آنچه در صدر کلام گذشت) و توجه دادن به دردهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی موجود جامعه، اردوی چند ساعته ای برای پایان هفته ها تعریف کردند که از نزدیک این دردها را ببینند مثل طلبه ی زیر نور ماه شوند.

کپر خوابی ها وبیغوله نشینی ها را یک کلاس با استادش از نزدیک بازدید میکرد و البته دست خالی هم نمیرفتند.

بیش از آن فقیر این طلاب نیازمند این دیدار بودند تا روحانیت فردا دردمند بماند و فراموش نکند چه رسالتی بردوش دارد که “درباره ی گرسنگی مظلومان و سیری ظالمان ساکت نباشد”

یادم می آمد درباره آقای محمد رضا حکیمی -که فارغ از ارزیابی نظراتش کسی است که بیشتر از همه چیز از عدالت و مبارزه بافقر نوشته بود- در ابتدای طلبگی مدتی رفته و کنار این مستضعفان زیسته و اثرش تا این کهولت در او باقی مانده است.

آن اردوهای درد موجب شد برخی از آن طلاب جوان روزهای آخر هفته را بجای سرگرمی های مناسب سن، با گروهی جهادی(مهدی یاوران) سراغ محرومان روند و برای رفع مشکلات عمرانی آنها کار کنند.

شنیدم این تجربه در برخی مساجد و بین برخی گروههای دانش آموزی تکرار شد و اثراتی مثل” قناعت”، “مناعت”، “جدیت و فعالیت” برای آن دانش آموزان در پی داشت…

تجربه خوبی بود . بشرط استمرار اثرات فوق العاده ای دارد. شما هم میتوانید ایجادش کنید و اثرات تربیتی اش راببینید. هر مسجدی باید کانونی از دردمندی برای دردهای معیشتی و غیر معیشتی پیرامونش باشد بدون آن، گیردادن های سیاسی صرفا نق زدن و مچ گیری باندی جلوه کرده مردم را بیشتر مأیوس میکند.

محسن قنبریان  ۹۵/۱۰/۱۳

باب الحوائج کودک افغان!

ماجرای مرتضی احمدی کودک شش ساله افغان که عاقبت این روزها (۲۳/آذر/۹۵) به آرزویش رسید را حتما شنیده و دیده اید.

مرتضی کودک فقیر و بدبخت افغانی عاشق سوپر استار فوتبال جهان “مسی” می شود.

از پلاستیک راه راه پیراهن شماره ۱۰ آرژانتین برای خود می سازد.

بقیه اش با شبکه مجازی و آدمهای بی دردی که این را سوژه ای جهانی کنند.

رسانه های بزرگ دنیای ثروت و قدرت هم که عطش غول سازی از ستاره های غرب جای ستاره های هدایت دارند از این کودک فقیر دریغ نمیکنند.

آژانس خبری فرانسه و الجزیره  وبی بی سی و سی ان ان و…همه وارد میشوند!

یعنی همانها که کمتر یا اصلا به فقر و غارت افغانستان و بمباران های مکرر هزاران از این کودکان بدبخت توسط ناتو و آمریکا نمی پردازند اینبار سنگ تمام میگذارند(سال ۹۴)!

جالب اینکه “مسی” از ۲۰۱۰سفیر صلح یونیسف و مامور حمایت از حقوق کودکان هم شده تا برمحبوبیتش در قلبهای بندگان بیفزاید. همین عنوان وظیفه ذاتی برای او درست میکند که نه بعنوان یک ستاره فوتبال بلکه بعنوان سفیر صلح به جنگ و فقر افغانستان توسط سلطه جویان حساس باشد!

اما اوترجیح میدهد “دیوار ندبه” در اسرائیل را زیارت و کمک ۱۰۰۰۰۰۰یوروئی به رژیم “کودک کش” اسرائیل بکند و البته باز “سفیر صلح و حامی حقوق کودکان”بماند!

این سوژه ی ژورنال و تفننی از کودک فقیر افغان و عشق سوزانش به ستاره غرب البته میتواند او را بزرگتر و در نیمه شرقی محبوبتر کند پس ولو با تعلل طولانی عاقبت در دستور کار قرار میگیرد.

اما همین یک کودک نه همه کودکان افغان !

و صدقه ای اندازه کاسه او نه توان مسی!

صدقه ای که باز سودش به جیب مسی برود: یک لباس با امضای مسی و یک توپ!

حتی تلاش فدراسیون فوتبال افغانستان برای تدارک یک دیدار با سوپر استار برای این کودک خاطر خواه بی محل گذاشته میشود!

چنانچه رسم بیچارگان است “مسی فقیر افغانستان” هم با اضافه شدن نامش به ثروتمند ترین فوتبالیست جهان بعنوان عاشق پاپتی مسی سرش شلوغ میشود و معروف میشود!

حال گرسنگان و بدبختهای اطرافش برای دیدن خاطرخواه کوچک امضاء شده مسی باید صف بکشند وحتی نوبت بگیرند !

این هم توهمات و رویاهائی است که فقط در بیچارگان عالم پیدامیشود.

هنوز آرزوی یک دیدار واقعی در ذهن فقیر تر از شکم این کودک مانده تا اینکه سال بعد(آذر۹۵) تیم مسی به قطر می آید و فرصت دیدار مهیا میشود و کودک فقیر حاجت روا میشود!

حکایت غریبی است!

نمی دانم وقتی خبر و ویدئوی مرتضی را با مسی در استادیوم دیدی خندیدی یا گریستی؟!

بدتر از فقر مادی ما فقر فرهنگی ماست ! اینکه کودک افغانی در فقر وفلاکت آرزوی سوپر استار شدن به سبک غربی دارد گریه و آهش از بمبهای خوشه ای که همان غرب وحشی برسرشان میریزد سوزناکتر است.

چون همین هوس، مشت گره کرده شان علیه ظلم خانمان سوزشان را باز میکند.

باور نمیکنی اردوگاه فلسطینی های آواره در اردن را یادت می آورم ایام فیلم موهن علیه پیامبر رحمت ومهربانی .

همه جهان اسلام از جمله مرد وزن و کودک و جوان همین اردوگاه مشت گره علیه آمریکا و غرب داشتند تا سوپر استاری که او هم سفیر صلح بود و البته از هالیوود(خانم جولی) به این اردوگاه آمد مشتها باز شد آن هوس بچه فقیرها اثر کرد همه دورش جمع شدند و از اوامضاء گرفته با ملکه سینما عکس گرفتند تا سندی برای رویاها وخیالات شبانه شان باشد!

و من متحیر ماندم آتش زدن یک پارچه بنام آمریکا مهمتر است یا دوری از نمادهای زنده ومتحرک سبک زندگی آمریکائی؟!

و ندیدن سربازهای تحقق نظم نوین آمریکائی که نه در کسوت رنجرها که با جلوه های سینمائی و فوتبالی می آیند.

امام باقر(ع) فرمود:”ایاکم والولائج فان کل ولیجه دوننا فهی طاغوت”: برحذر باشید از ولیجه ها که هر ولیجه ای غیر از ما (از شعب) طاغوت است. “ولیجه” چیزی است که آرام آرام به قلب ما داخل وموجب انس ما با آن میشود از اظهر مصادیق امروزینش همین سوپر استارهای موسیقی و سینما و ورزشند.

طاغوتند چون هر گل زنی سوپر استار نمیشود هر نوجوان خوش صدائی “جاستین بیبر” نمیشود هر دختر زیبا اما محجوبی “جولی” نمیشود وقتی در خدمت فرهنگ و سبک زندگی آمریکائی در آمد آنوقت طاغوت بزرگ همه توانش را خرج میکند تا او را ولیجه ی قلبها کند وبا آنها قلبها راتصرف کند.

اینها سربازان خوشگل نظم نوین آمریکائی میشوند.

محسن قنبریان  ۹۵/۹/۲۳

منطق جداسازی سالنهای مردانه و زنانه!

یک تشابه:

ظاهرا اصل تفکیک مکانهایی برای زن و مرد در عرف عقلایی دنیا شناخته شده است.

در ایران: مدارس، تالارهای عروسی، میادین ورزشی، پارک بانوان، تاکسی بانوان، زندان، برخی دانشگاههای تک جنسیتی و… را شاهدیم.

در غرب: زندانها، فضاهای سربازی، مسابقات ورزشی و مدارس و دانشگاههای تک جنسیتی را شاهدیم.

مثلا مدارس تک جنسیتی در آمریکا (دخترانه) ظرف ۱۰ سال اخیر ۲۵ برابر شده است!

(ترجمان علوم انسانی/ گفتگو با جولیت ویلیامز استاد مطالعات جنسیت ومعاون بخش علوم اجتماعی دانشگاه یو سی ان ای).

تفاوت پنداری!

برخی احتمالا تفاوت را به “اجباری” و “آزادانه” بودن ببینند که در ایران ، اجباری است و این بد است! اما در غرب هم “مختلط” هست و هم “جداگانه” لذا شهروند مختار به انتخاب آزادانه است و این خوب است!

اما این تفاوت پنداری و غیر محققانه است در غرب هم تفکیک سه نوع است:

  1. اجباری: مثل تفکیک جنسیتی دستشویی ها، زندانها، برخی فضاهای نظامی و…
  2. قانونی: مثل حق قانونی تفتیش شدن توسط همجنس در گیتهای بازرسی، یا حق قانونی درمان با کادر پزشکی و پرستاری همجنس، یا حق ساعت اختصاصی زنان برای برخی مکانها مثل پیست اسکی و…
  3. داوطلبانه: مثل تاکسی ویژه بانوان و…

از این روممکن است بین مصادیق الزامی و قانونی در ایران و غرب فرق باشد اما در بودنش فرقی نیست.

تفاوت واقعی

ظاهرا تفاوت واقعی در “منطق” اسلام و غرب است و البته موارد و مصادیق.

در منطق غرب مثلا مسابقات ورزشی جداگانه ی زنان (الزامی) و مدارس تک جنسیتی (قانونی) بخاطر رعایت شئون اخلاقی و عفاف و کرامت زن و… نیست،

 بخاطر” قبول تفاوتهای بدنی یا ذهنی زن ومرد” است.

برای نمونه استدلال برخی موافقین مدارس تک جنسیتی مبتنی بر “عدالت جنسیتی” است. مدعی اند عصب شناسی، تفاوت یادگیری دختران و پسران را ثابت میکند لذا کلاس واحد بی عدالتی جنسیتی به دختران است

(ر. ک: مصاحبه باجولیت ویلیامز).

همینطور تفاوت بدنی در ورزش علت جداسازی جنسیتی مسابقات است نه عفت و دیده نشدن توسط نامحرم و…

منطق اسلامی تفکیک:

  1. عدالت جنسیتی
    چنانچه ورزش اختصاصی زنان از این حیث ضروری است، تالار عروسی جدا هم ضروری و پارک اختصاصی هم نیکو است.
    قرآن زن را «من ینشأ فی الحلیه»: پرورش یافته در زینت(۱۸/ زخرف) معرفی میکند.طبیعت او میل به زینت دارد اگر مکان اختصاصی ای برای این “تجمل و زینت” تعریف نشود و جز خانواده ، او در حجاب تعریف شود نوعی بی عدالتی به زن است.
    بعلاوه که زنان نسبت به آسیب های اخلاقی وآبروئی، آسیب پذیرترند پس همانطور که آسیب پذیرتر بودن او در قوای بدنی اش او را دارای حق ورزش اختصاصی و تفکیکی کرده؛ آسیب پذیرتربودن در قوای جنسی و عاطفی اش نیز چنین حقی برایش ثابت میکند که مکانهای تجمل و شادی و تفریحش جدا باشد و بخاطر اینها عرض و آبرویش در مخاطره نیافتد.
    چه خوب گفت شهید مطهری که: «در قدیم “انسان” بودن زن فراموش شده بود و امروز “زن ” بودن او» (نظام حقوق زن در اسلام).
  2. منطق اختصاصی اسلام:
    کرامت زن وامنیت اخلاقی خانواده وجامعه:
    فلسفه پوشیده داشتن زن از مردان و اختصاص زینت و تجملش به محرمان و همجنسانش این است که: اسلام میخواهد زن در کنار مردان، بعنوان “یک انسان” نظاره شود نه “یک زن با جذابیتهای تأنیث”.
    وقتی او با اختصاصات زنانه اش (نه اشتراکات انسانی اش مثل هوش و کار و…) جلوی مردان حاضر شود به او نگاه و طمع جنسیتی می شود و این خلاف “کرامت انسانی” اوست.
    (ر.ک: مسأله حجاب /استاد مطهری).
    بعلاوه که خانواده و جامعه از این نحوه حضور آسیب می بیند.
    “به هیچ زنی خیانت نشده مگر اینکه زنی با جلوه های زنانه اش حاضر شده است”.

محسن قنبریان ۹۵/۹/۲۱ با تخلیص

سخنرانی/ ناز و نیاز

سخنرانی با عنوان «ناز و نیاز» ایراد شده توسط حجت الاسلام قنبریان در ماه رمضان ۱۳۹۵ منتشر می‌شود.

  1. دریافت جلسه نخست سخنرانی «ناز و نیاز» | “دریافت از پیوند کمکی

  2. دریافت جلسه دوّم سخنرانی «ناز و نیاز» | “دریافت از پیوند کمکی

  3. دریافت جلسه سوّم سخنرانی «ناز و نیاز» | “دریافت از پیوند کمکی

  4. دریافت جلسه چهارم سخنرانی «ناز و نیاز» | “دریافت از پیوند کمکی

  5. دریافت جلسه پنجم سخنرانی «ناز و نیاز» | “دریافت از پیوند کمکی

  6. دریافت جلسه ششم سخنرانی «ناز و نیاز» | “دریافت از پیوند کمکی

  7. دریافت جلسه هفتم سخنرانی «ناز و نیاز» | “دریافت از پیوند کمکی

  8. دریافت جلسه هشتم سخنرانی «ناز و نیاز» | “دریافت از پیوند کمکی

  9. دریافت جلسه نهم سخنرانی «ناز و نیاز» | “دریافت از پیوند کمکی

  10. دریافت جلسه دهم سخنرانی «ناز و نیاز» | “دریافت از پیوند کمکی

  11. دریافت جلسه یازدهم سخنرانی «ناز و نیاز» | “دریافت از پیوند کمکی

  12. دریافت جلسه دوازدهم سخنرانی «ناز و نیاز» | “دریافت از پیوند کمکی

  13. دریافت جلسه سیزدهم سخنرانی «ناز و نیاز» | “دریافت از پیوند کمکی

  14. دریافت جلسه چهاردهم سخنرانی «ناز و نیاز» | “دریافت از پیوند کمکی

  15. دریافت جلسه پانزدهم سخنرانی «ناز و نیاز» | “دریافت از پیوند کمکی

فاطمیه/ وِلایت و وَلایت

سخنرانی با عنوان «وِلایت و وَلایت» ایراد شده توسط حجت الاسلام قنبریان در ایام فاطمیه اوّل سال ۱۳۹۴ منتشر می‌شود.

  1. دریافت قسمت نخست سخنرانی «وِلایت و وَلایت» | “دریافت از پیوند کمکی
  2. دریافت قسمت دوّم سخنرانی «وِلایت و وَلایت» | “دریافت از پیوند کمکی
  3. دریافت قسمت سوّم سخنرانی «وِلایت و وَلایت» | “دریافت از پیوند کمکی
  4. دریافت قسمت چهارم سخنرانی «وِلایت و وَلایت» | “دریافت از پیوند کمکی
  5. دریافت قسمت پنجم سخنرانی «وِلایت و وَلایت» | “دریافت از پیوند کمکی