بایگانی دسته: پیام‌ها و تحلیل‌ها

تعمیر و توسعه مزار معصومین در فقاهت انقلابی امام

تعمیر و توسعه مزار معصومین در فقاهت انقلابی امام[۱]

سؤال و معما:

اگر سعودی با همین وضعیت سفیانی گری در مذاکره با بخشی از علماء شیعه به توافقی برسد که حرم برای ائمه بقیع بسازد نظر شما چیست؟! کمک می دهید؟!

امام خمینی درباره حرم رسول الله(ص) فرمود: “رسول الله نیازی به مساجد اشرافی[مسجدالنبی] و مناره های تزییناتی ندارد.” اما درباره آستان قدس میفرماید: مرکز ایران است! و به خادمی آن حسرت میخورد[۲]. این دو چگونه قابل جمع است؟ چگونه پیامبر به تزیینات نیاز ندارد اما پیامبر زاده دارد؟!

پاسخ اجمالی:

در فقاهت انقلابی امام در این وضعیت فرضی نباید به سعودی برای ساخت حرم کمک کرد.

اسلام آمریکایی سعودی هم تعمیر و توسعه اش و هم تخریب بقیع اش، هردو محکوم است. تعمیر و توسعه در اسلام اصیل موجه است.

 تفصیل نظر امام:

  1. امام مثل سایر فقهای معاصر، بناء و توسعه حرمهای ائمه و امامزادگان و حتی علماء و شهداء را جایز می شمارد[۳]
  2. تفاوت دیدگاه و اوج اندیشه ایشان در این است که: گنبد و بارگاه و تزیینات و تعمیر و توسعه، اصل نیست و موضوعیت ندارد که همواره حکم جواز یا استحباب داشته باشد بلکه تابع یک اصل است اگر آن اصل تأمین بود، اینها جایز اما اگر آن اصل آسیب دید، کاسته شد یا متوقف شد، توسعه و تعمیر غیرجائز می شود!
  3. آن اصل: “ساخت بینش کفرستیز” در کلام ایشان و همان تبری از دشمنان خدا است. اگر ساخت و ساز حرمی به هر طریق این اصل را آسیب زد، جایز نمی باشد.
  4. شواهد این مساله در سیره امام:
    الف) پس از تخریب قبور بقیع، برادران شیرازی(آیت الله سید حسن و سید محمد) تلاش میکنند از طریق نامه نگاری علماء نجف و ارسال هیأت برای مذاکره با شاه سعودی، او را قانع کنند اجازه بارگاه و تجدید بناء دهد. از امام هم با اصرار نامه ای میگیرند و هم آیت الله خویی. قرار بوده آیت الله حکیم هم در حج با شاه سعودی دیدار و هیأت سیاسی هم ارسال شود. امام در نامه ای به یکی از علماء این کارها را بی ثمر و “مذاکره و مباحثه را مضر می خوانند” و توجه می دهند که “اساس مذهب در این بلاد در خطر کفر است[۴]“. یعنی وقتی اساس مذهب در خطر کفر است به نظر ایشان ساخت بقیع مشکل گشا نیست. اساس مذهب هم نماز و حج و… نیست. “یؤمن بالله و یکفر بالطاغوت”، “تولی و تبری” است.
    ب) وقتی ۳۰مرداد۴۸ صهیونیست‌ها بیت المقدس را آتش زده و به آن خسارت جدی زدند، برخی کشورهای اسلامی از جمله ایران(زمان پهلوی) دست اندر کار ساخت و تعمیر آن شدند. شاه حسابی افتتاح و خود یک میلیون ریال واریز کرد و کمک طلبید درحالیکه با اسرائیل رابطه حسنه داشت! امام در تبعید متنی در جراید عراق منتشر کرد و تعمیر را جایز ندانست[۵]! در مصاحبه با الجمهوریه عراق فرمود: “تا زمانی که فلسطین اشغال شده، آزاد نشده است مسلمانان مسجد الاقصی را نباید تجدید بناء کنند بگذارند جنایت صهیونیزم هماره جلوی چشمان مسلمان مجسم باشد و مایه حرکتی برای آزادی فلسطین گردد”.
    ببینید سخن از عدم همکاری با شاه نیست سخن از این است که ساخت بیت المقدس با وجود جنایات اسراییل، کفرستیزی مسلمانان را کند میکند و لذا جایز نیست.
    ج) در تجدید بنای قبر شهید مدرس -که پهلوی ها در تخریب آن می کوشیدند- هم به تقدم ساخت بینش کفرستیز مدرس توجه دادند: “باید تلاش کنیم تا ابعاد روحی و بینش سیاسی، اعتقادی او را هرچه بهتر بشناسیم و بشناسانیم و با خدمت ناچیز خود مزار شریف و در افتاده او را تعمیر و احیاء کنیم[۶]“. امام صرفا گنبد و بارگاه برای شهید مدرس نمی خواهد که مثل هر محترمی او هم داشته باشد بلکه احیاء قبر او را برای ایجاد روحیه انقلابی او در مردم و بینش کفر ستیز او در جامعه می خواهد.
    د)در دستور ساخت مصلای پایتخت هم به این اصالت در مقابل آن فروعات(خود بناء و نحوه اش) توجه می دهد: “ان شاء الله در کنار ساختن مصلای تهران در ساختن بینش کفرستیزی مسلمانان موفق باشید[۷]“.

تفاوت فتاوای مبتنی بر این مبنا

[مبنای رقیب گنبد و بارگاه را فی نفسه خوب و مطلقا جایز میداند مگر مفسده خاصی پیش آید و توجه به این اصل ندارد که در خدمت ساخت بینش کفر ستیز هست یا نه؟ لذا برایش گنبد و بارگاه عهد صفوی و افشاری، صدامی یا انقلابی فرقی ندارد و همه جایز است].

معلوم نبود اگر امام زنده و مرجع عراق بود با تعمیر و بازسازی گنبد و عتبه امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) پس از انتفاضه شعبانیه که صدام حرم را به توپ بست و سپس خود متصدی بازسازی برای نگهداری وجهه اش شد، موافق باشد و کمک به آن را جایز بداند.

امام مناره و تزیینات حرم پیامبر را مثل تخریب قبور بقیع می داند! یعنی هردو حرام و غیرجایز. چون مناره تزییناتی پیامبر برای اختفای کفر سعودی ها و کند کردن روحیه کفرستیزی مسلمانان است و روی دیگر سکه خباثت آنها در تخریب بقیع است. لذا در دولت آنها که “اساس مذهب در خطر کفر است”، “پیامبر نیازی به مناره تزییناتی ندارد”. بخلاف آستان قدس که پشتوانه اسلامیت[اسلام ناب] جمهوری اسلامی است[۸]. از آستان قدس ندای اسلام کفر ستیز بلند است پس عمارت و توسعه آن ارزشمند است.

مبنای فقهی امام مستند به سیره و سخن معصوم

  1. روایات منع از رفتن به مساجد ملعونه و وعده تخریب آنها در دولت امام عصر(ع).
    این ۴مسجد در کوفه از سوی منافقانی چون اشعث یا جنایتکاران کربلا چون شبث بن ربعی ساخته شد تا کارهای خود مقابل علی(ع) و اباعبدالله را وجیه نشان دهند و بغض مردم را بکاهند [در روایت تصریح شده فرحا للقتل الحسین ساخته شد].
    توجه: اینجا ملاک و معیار مسجد ضرار نیست که قرار بود نوعی خانه تیمی و به قصد محاربه با رسول الله باشد تا بگویید همه بر تخریبش فتوا می دهند. اینجا فقط نام و عمل آنها را تطهیر و تبری را می کاهد و الا درش مثل همه مساجد نماز و قرآن می خواندند. اما معصومین این مساجد را ملعونه نامیدند و از رفتن منع کردند. این یعنی تقدم بینش کفر ستیز بر عمارت مسجد و…
  2. روایت امام صادق(ع) که درباره همکاری با سلاطین جور فرمود: در ساخت مسجد یاری شان نکنید[۹]. [نباید در تظاهر به اسلام برای این شیاطین و مصادیق کفر، همکاری کرد]
  3. در کنار تخریب مکرر قبر و بارگاه سیدالشهدا(ع) توسط مثل منصور دوانیقی و هارون الرشید و متوکل عباسی، برخی خلفاء آنها نیز با سیاسی کاری رو به ساخت و تعمیر و توسعه این حرم آوردند! سفاح موسس عباسیان(سال۱۳۲ق)، مهدی عباسی(۱۵۸ق)، مامون(۲۰۱و۲۰۲ق) و منتصر(۲۴۷ق) تجدید بناء و توسعه حرم سیدالشهدا را دستور دادند. منتصر بخلاف پدرش متوکل حتی فراخوان زیارت داد و میله ای بلند هم برای راهنمایی زائران نصب کرد.

در این دوره ها چندین معصوم زنده بوده و طبیعتا در این خصوص هم تقیه راه نداشته چون خود شاه جلو دار بوده است، اما هیچکدام حرکت آنها را تأیید نکرده و همراهی ننموده اند!

نمی توان گفت شاید تأیید کرده اند اما به ما نرسیده است! چون موارد متعدد است و این احتمال بسیار ضعیف میشود. چگونه خبر جلسه روضه امام رضا(ع) در دربار مأمون به ما رسیده اما همراهی او در تعمیر و توسعه کربلا-اگر بوده- به ما نرسیده باشد؟!

این تبلور همان اصل است که امام خمینی به خوبی درکش می کند. ساخت حرم حتی برای حسین بن علی(ع) با وجودی که همین معصومین گفتند مثل کمک کردن به سلیمان در ساخت بیت المقدس است، اگر موجب کاهش تبری نسبت به دشمنان خدا و توقف بینش کفرستیز مسلمانان و شیعیان باشد ممنوع است.

معصومین هم از زهرا(س) آموختند

وصیت به اختفاء قبر توسط حضرت صدیقه(س) مبارزه ای منفی از طریق مزار و حرم با خلفای جور بود. حق بزرگی که در مدینه گم و غصب شد باید نمادی ماندگار در تاریخ داشته باشد که همین مخفی بودن قبر ایشان است.

پس گاه مزار نداشتن کمک به تبری و کفر به طاغوت است. همیشه مزار و عمارتش خوب نیست.

مزار و عمارت سیدالشهدا در مقابل، مبارزه مثبت با طواغیت از طریق عمارت و مزار است. اصلا قبه که در لغت به ساختمان خیمه مانند میگویند در عرف عرب قبل از اسلام به خیمه تجهیزات جنگی در جنگها گفته می شد و مامور آنرا صاحب قبه می گفتند. روایات این نام را برای حرم حسینی برگزیدند یعنی زرادخانه است جای تجهیز برای جنگ با طواغیت است. حرمی مانند این و برای این ساختن دارد مثل توسعه کنونی نه ساخت و ساز صدامی. ادامه خواندن تعمیر و توسعه مزار معصومین در فقاهت انقلابی امام

۲٫ باز حرم امام!

آنچه امام آنروز می‌دید ولی برخی امروز هم نمی‌بینند!

امام‌خمینی(ره) با قبه و بارگاه حتی برای علماء ربانی مخالف نبود، بخصوص اگر مجتهدی مجاهد و انقلابی و شهیدی مثل مدرس باشد.
لذا در مقابل خط رژیم پهلوی که نسیان مدرس و اختفاء و تخریب قبر او در دستورش بود، امام پس از انقلاب در بین این همه مجتهد و عالم ربانی از دنیا رفته، دستور بازسازی قبر او را دادند. اما نگاه متعالی امام در آنجا هویداست که “احیاء روحیه و بینش مدرس” را مقدم می‌شمارد: “برماست که ابعاد روحی و بینش سیاسی و اعتقادی او [مدرس] را هرچه بهتر بشناسیم و بشناسانیم و با خدمت ناچیز خود مزار شریف دور افتاده او را تعمیر و احیاء نماییم”. (۲۸شهریور۶۳)

امام با تجلیل‌های بی‌محتوا موافق نبود. “صرف گنبد و بارگاه برایش موضوعیت نداشت”. لذا حرم مجلل رسول الله(ص) هم اگر نماد رژیم سفیانی و اسلام آمریکائی سعودی و نمونه برای خادمین حرمین شدن آن‌ها می‌شد را زیر سؤال می‌برد و می‌فرمود: “رسول الله نیازی به مساجد اشرافی و مناره های تزییناتی ندارد”(۲۹تیر۶۷). درحالی که چنین سخنی را درباره حرم باشکوه ثامن الحجج(ع) نداشتند. بلکه آن را “مرکز ایران” می‌شمردند(صحیفه امام ج۱۶ص۳۸۸) چرا که آن را برای “بقای اسلامیت جمهوری اسلامی” [اسلام انقلابی و کفرستیز] و “مشرف شدن این جمهوری به حضور بقیه الله(ع) و حل مسائلش خدمت ایشان” می‌خواست(ر.ک: همان).
بخاطر اینکه ساخت و ساز و مجلل‌سازی‌ها “موضوعیت” و “اصالت” نیابد و هدف‌ها -که ساخت بینش کفرستیز بین مسلمانان است و مضمون همه زیارات- فراموش نشود، در فرمان ساخت مصلای پایتخت تأکید کردند: “ان شاء الله در کنار ساختن مصلای تهران در ساختن بینش کفر ستیزی مسلمانان موفق باشید. ضمنا سادگی مصلی باید یادآور سادگی محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد و شدیدا از زرق و برق ساختمان‌های مساجد اسلام آمریکایی جلوگیری شود”(۲۳آبان ۶۷).

انگار امام آنروز نگران بود روزی جای “بینش کفرستیز” و “روحیه مدرس”، “ساختمان و بناء آبروی اسلام یا عالمان ربانی شود”! هرچه آن عالم ربانی‌تر، بارگاهش مجلل‌تر و آبرومندتر!
خیلی مشتاقم بدانم هم مباحثه‌ی آن امام عزیز -حضرت آیت الله حسن فرید گلپایگانی از عالمان بزرگ تهران- در نامه‌اش چه پیشنهادی به امام عزیز داده بود که ایشان در پاسخش نوشتند: “بهتر است که بنده و شما در فکر قبه و بارگاه نباشیم که اینها برای هیچکس سودی ندارد، آنچه می‌دانید سود دارد عمل خداپسند است…”.(صحیفه امام ج۲۰ص۲۴۵).
نامه‌ی آن عالم و مجتهد بزرگ تهران را نیافتم اما ظاهرا باید پیشنهادی مبنی بر قبه و بارگاه بوده باشد. قبه و بارگاه هم برای زنده‌گان نیست و علی‌الظاهر برای عالمان از دنیا رفته یا زنده‌گانی که از دنیا می‌روند بوده است که امام چنین پاسخ داده‌اند!
این نگرانی امام را امروز محقق شده داریم می‌بینیم:

  • گنبد و بارگاهی برای قبر آینده برخی بزرگان(…)!
  • مدرسه‌ای مجلل و منحصر به فرد برای آینده مرجعیت برخی فاضلان(…)!
  • مسجدی روی آب در جزیره توریستی ایران برای رونق جاذبه گردشگری آنجا(به گفته امام جمعه‌اش)!
  • امامزاده‌ای با سونا و جکوزی (زیرزمین آن به گفته نماینده مجلس/زمین وقفی جوار آن و جزء مجموعه امامزاده به گفته مدیریت امامزاده) (باهزینه ۳۰میلیارد از بیت‌المال به گفته نماینده مجلس/۱۴میلیارد به گفته مدیریت امامزاده)!
  • تخریب گلدسته کاشی کاری شده امامزاده دیگر و ساخت مجلل‌تر آن با هزینه بیت‌المال در شهری که خیابان‌هایش آسفالت درست و حسابی هم ندارد!
    و…

اینها و مثل اینها یعنی اصل شدن بناء و “آبروشدن ساختمان” و فرع شدن و فراموش شدن هدف از مزار امامزاده‌ها و مساجد و مدارس علمیه.
آنها که دقائق و ظرائف سخنان خمینی بزرگ را کمتر درنگ می‌کنند و آنها را سخنرانی -نه فقاهت و اجتهاد- تلقی می‌کنند شاید الان آیه تعظیم شعائر را برای هزارمین بار سر دست بگیرند همه موارد را توجیه و رویه شدنش را هم نبینند! اما این نقد و ابرامها اگر فرصتی برای رسیدن به افق پرواز آن مجتهد کم‌نظیر تاریخ تشیع شود، جای بسی شکرگزاری است.
ان‌شاء‌الله در فرصتی این نظرگاه خاص امام عزیز کامل‌تر تبیین و مبانی فقهی آن بیان می‌شود.

محسن قنبریان ۹۷/۳/۲۹

۱٫ باز حرم امام!

باز حرم امام!
۱٫ تفاوت نگاه جامع رهبری و نگاه متجزی برخی بزرگان

منظور رهبر معظم انقلاب از سخنان زیر چیست؟ از جمله مصادیقش کدام است؟
الف) ۱۴خرداد ۹۴ همزمان با افتتاح بارگاه جدید امام خمینی(رحمه الله)- محور سخنرانی: تحریف امام:
“امام را نباید به عنوان “یک شخصیت محترم تاریخی” مورد توجه قرار داد بعضی اینجور می‌خواهند…”.
و از جمله تحریفها را چنین شمردند: “امام بر مصرف درست بیت‌المال تاکید می‌کرد، بر پرهیز کردن از اسراف تاکید می‌کرد، این هم “از خطوط اساسی” است. مسأله عدالت اجتماعی، طرفداری از محرومان و دوری از خوی اشرافی‌گری و خوی تجمل‌گرایی و عمل در این جهت”.
ب) باز دوباره در ۱۴خرداد۹۶ در همان حرم این را خلاصه‌ی همه فرمایشاتشان کردند:
“من خلاصه کنم: بزرگترین درسی که امام بزرگوار به ما داد درس روحیه و ذهن و عمل انقلابی است این را باید فراموش نکنیم “امام میراث فرهنگی نیست”! بعضی به امام به چشم میراث فرهنگی نگاه می‌کنند…”.
ظاهرا باید خط و جریانی اثرگذار در جامعه بخواهد امام را به “یک شخصیت تاریخی” و “میراث فرهنگی” تنزل دهد که ایشان دوبار با تاکید در بزرگترین همایش سالانه دلدادگان امام بدان بپردازد و صرفا تجلیل ظاهری (نام و…) را در این رویکرد ببینند(۱۴خرداد۹۴).
این سخنان علی‌القاعده جواب یک سرمقاله یا توئیت یا نطق یک مسئول نیست. ادامه خواندن ۱٫ باز حرم امام!

اطلاعیه/ ویژه مراسم رحلت امام(ره)

ویژه مراسم رحلت امام(ره) با سخنرانی حجت الاسلام قنبریان

موضوع: مواجهه امام خمینی(ره) با مصلحت‌یابی، مصلحت‌بافی، مصلحت‌سازی
زمان: دوشنبه۱۴خرداد – بعد از نماز ظهر و عصر – مسجد بلال (بهبهان)

برای مومنین و دوستانم!

دوستان همشهری‌ام دیده‏‏‌اند اندازه پرکوچک خود سال‌هاست به آب و آتش می‌زنم تا ایمان جوانان را نسبت به انقلاب و اسلام ارتقاء و شبهه‌ای را از ذهنشان بزدایم. حالا نمی‌خواهم دادگاهی یا حتی محکوم شدنم ایمان کسی را بلرزاند و نسبت به نظام عزیز اسلامی بدبین‌اش کند. پس مومنین یاری‌ام کنند و هرچه نزد بعضی جوسازی تلقی می‌شود را رها کنند.
باید فرقی بین دادگاه رفتن یک سینه چاک انقلاب و رهبری با زوایه‌دارها و فتنه‌گرها باشد. مثل آنها نباید به نفع بنده، خدای نکرده دستگاه قضاء، نظام، شاکی یا طرف نقد و… زیر سؤال برود.
حتی اگر برخی دوستان اهوازی بالاصاله از خود نقد ناراحت و ناخشنودند و حتی به زبان هم می‌آورند که نباید می‌شد؛ اما فعلا برای عنوان مجرمانه به عکس نوشته‌ای در کانال تلگرامی دست یازیده‌اند، که قبل از نوشتن آن نقد از سخنرانی ۱۳رجب تهیه شده است. علیرغم مات بودن تصویر، عنوان سخنرانی طبق روال بالای عکس نوشته‌ها اینجا هم هست و موهم تطبیق آن عنوان بر افراد شده است که منظور تهیه کنندگان و بنده نبوده است. بخاطر همین قبل از رؤیت زیاد با فاصله‌ای اندک قبل از تذکر و دادگاه و… برداشته شد.
اگر اینها دال بر حسن نیت و عدم قصد تخریب و توهین بنده و دوستان کانال تلقی نشد، بنده شجاعانه از بابت آن عنوان بالای آن عکس نوشته ولو برای همان چندین ساعت و چند بازدید عذرخواهی می‌کنم تا فردای قیامت مدیون ایشان و جده‌اش زهرا(سلام الله علیها) و در دنیا شرمنده مخاطبانی که امر به معروف پاک و بی‌شائبه حتی یک مکروه سیدالشهداء(ع) را همواره برایشان گفته‌ام، نباشم.
رهاشدن و بی‌جواب گذاشتن اصل نقد و تمرکز بر این اتفاق رسانه‌ای و غفلت کوتاه حتی اگر مورد گله برخی دوستان و مومنان باشد، اغماض و صفح را برطرف مقابل واجب نمی‌کند و می‌تواند حقش را از طریق دادگاه مطالبه کند.
همانطور که به تصریح از آیت الله جزایری بخاطر آن عکس نوشته -که مثال سخنان بنده نبوده و صرفا ارزش آرشیوی داشته است- عذر می‌خواهم، بر مفاد نقد خویش بر فرمایشات ایشان درباره مجلل‌سازی حرم امام بخصوص قسمت پایانی که به احترام ایشان علنی نکرده و خصوصی تقدیمشان شد پا می‌فشارم.
الهی لا تخلنا من حمایتک و لاتعرنا من رعایتک.

محسن قنبریان
۹۷/۲/۲۰

از رسول‌الله(ص) نشد اقلا تأسی از پاپ…!

می‌خواستم این مطلب را قبل از احضار به دادگاه بخاطر یک نقد -که از روزهای اول تهدید به شکایت شدم- بنویسم. چون بعد آن شاید گدایی ترحم و خواهش عفو معنا می‌شد، لکن فیلتر تلگرام و اثاث‌کشی به سروش و ایتا کار را به تاخیر انداخت. فردا بخاطر آن نقد و حواشی‌اش به دادگاه احضار شده‏ام پس امشب با شما درمیان می‏گذارم:

۱۳مارس۱۹۸۱ پل‏ژان‏پل دوم در میدان سن‏‌پیتر رم توسط محمد علی آقجان ترکیه‏ای تبار مورد سوءقصد قرار گرفت. ضارب دستگیر و به حبس ابد محکوم شد. دو سال بعد در ۲۷دسامبر۱۹۸۳ پاپ بیست دقیقه محرمانه با او در زندان ملاقات کرد و او را بخشید!

به اصرار پاپ در سال۲۰۰۰ رئیس‌‏جمهور ایتالیا نیز رسما او را بخشید و ضارب پس از بیست‏سال آزاد شد!

این برخورد ضارب مسلمان‏زاده را به اینجا رساند که اعتراف کند: “عیسی مسیح بهترین انسانی است که قدم بر زمین نهاده است”!

۳۳سال بعد ترور با دسته گل روی قبر پاپ بیاید و با گریه از او تجلیل کند.

اینجا اما -که اسلام به ذات خود ندارد عیبی و هر کژی هست از مسلمانی ماست- “برخی” روحانیت که با شناسنامه “العلماء ورثه الانبیاء” و “الفقهاء خلفاء الرسول” و… بالادست مردم نشسته‏اند نه با عامل ترور خود بلکه با ناقد مکتبی و انقلابی خود چه نمی‏کنند؟!

چهار دانشجوی شیرازی بخاطر انتقاد از اسراف در تبلیغات انتخابات خبرگان امام جمعه، دادگاهی و محکوم می‏شوند. طلبه ایلامی بخاطر اعتراض به اشرافیت امام جمعه مرکز استان احضار می‏شود و…

آیا وراثت و جانشینی از رسولی مهربان‏تر از مسیح با آن صفح جمیل این است؟! ائمه‏جمعه توجه دارند آن کار پاپ موجب جذب به مسیحیت و این کار آنان موجب دفع از اسلام است؟ حتی اگر صحنه گردانی این پیگردها نه با خودشان و توسط متملقان و بادمجان دور بشقاب چین‏ها باشد! مدعی پاپ هم خودش نبود!

تازه مصیبت اینجاست که این جوانان مکتبی و انقلابی نه بقصد ترور بلکه بخاطر حفظ ارزش‏هایی که خمینی بزرگ -وارث اصیل انبیاء- برایمان آورد نه دست به سلاح که دست به قلم شدند و در شعاعی کوچک حرف حق را بگوش عده‏ای رساندند. آیا النصیحه للائمه المسلمین(واجب) و ترور(حرام) بالسویه است؟!

اگر بود و اینان غیر هم کیشی مثل ضارب پاپ بودند هم انتظار از این ائمه‏جمعه بیش از پاپ بود.

حاشا که همه سازمان روحانیت اصیل شیعه چنان باشد. آنانکه “مرزداران عقیده” و “فریادگر گرسنگی مظلومان مقابل سیری ظالمانند”، کجا قابل مقایسه با نهاد دنیوی کلیسایند که مهر “مال مردم خواری” و “راه آنان بر هدایت بستن” از سوی خداوند بر تارکشان حک شده است(۳۴/توبه)

جای برخی از آن نام بردگان مثل دستغیبی نشسته بود که علیرغم پاکی وقتی مظلومانه هتک و فحش نامه‏ها نثارش می‏شد، ماهی یک گونی دوخته شده از این نوشته‏ها را برای امحاء به فرد امینی می‏داد تا نام هتاک و فحاشی لو نرود! و دستغیب یک استثناء نبود و نیست.

اما احضار و دادگاه و حکم و زندان و… برای جوان انقلابی شیرین است وقتی می‏بیند نقدها و انتقادها بی اثر نیست. از گیلان و شیراز خبرهای استعفای معنادار پس از این مطالبات می‏رسد و گمان نکنم مرحوم آقای ایمانی آخرین باشد.

بنده هم فردا ظاهرا بخاطر نقدی که بر یک نظر یکی از ائمه‏جمعه مرکز استانی نوشته‏ام یا حواشی آن به دادگاه احضار شده‏ام. برایم متوقع بود. وقتی برخی منسوبین یا منصوبین حکمی سنگین‏تر از حکم هر دادگاه برایم نوشتند و قلمم را اسلحه‏ی فردا خواندند، دیگر احضار به دادگاه و حتی حکم -هرچه باشد- خیلی غیر قابل تحمل نیست. اما حیف بود یکی اقلا پاپ نشود، لذا کنار بارگاه امیرالمومنین(ع) به آن عزیز پیام دوستی دادم و از خدا خواستم :ربنا لا تجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا…

اگر احضار فردا توضیحی برای مومنین لازم داشت و به صلاح بود عرض خواهم کرد.

محسن قنبریان ۹۷/۲/۱۸

چالش شعائر

این فهرست اجمالی را ببینید:

۱٫ آیت الله وحید خراسانی ۲۲فروردین۹۷ برای تعطیلی ۲۵رجب -شهادت امام کاظم(ع)- بخاطر تعظیم شعائر برای جمهوری اسلامی خط و نشان کشید و گفت: “اگر شهادت این امام تعطیل رسمی نشود ما مالیات به این حکومت گمراه نمی پردازیم”!

در مقابل این، نظر مقام معظم رهبری در سالها پیش قرار دارد که اساسا راه اندازی سینه زنی [اقل مرادشان، همان دسته عزا] برای مثل امام کاظم(ع) را لازم نمی دانند! چه رسد به تعطیلی آن روز.(۱)

این تقابل نظری در تعدادِ ایام عزاداری هم وجود دارد. از سویی آیت الله شبیری زنجانی۹۲/۱۲/۲۱ (در آستانه عید نوروز و فاطمیه) از دهه سازی های عزا گلایه کرده و گفتند: “همینطور پشت سرهم دهه درست کردن، توسط جامعه قابل پذیرش نیست و به مرور زمان زمینه انکار مجموعه عزاداری ها را به وجود می آورد… حدیث خاصی راجع به مدت عزاداری ها وجود ندارد از نظر شرعی هتک حرمت عزای اهلبیت(ع) خلاف شرع است اما اینکه چه کاری هتک حرمت است را خود افراد باید تشخیص بدهند… جامعه مشخص می کند تا چه زمانی باید عزا نگه دارد”(۲)

ادامه خواندن چالش شعائر

یکی فدای همه!

نامه احمدی‌نژاد و احمدی‌نژادی‌ها را خوانده‌اید؟
مجلس، دولت، قضاییه، اصول گرا، اصلاح‌طلب و… همه فاسدند و اجازه خدمت به خادم ملت نمی‌دهند!
این حرف‌ها قرار بود در مناظرات انتخاباتی توسط احمدی‌نژاد زده شود! تا خود را منجی ایران تا ۱۴۰۰ نشان دهد.
آن روز رهبری در جواب مشورتش، آمدنش را به صلاح خود او و کشور ندید و از دوقطبی شدن گفت!
او و دوستانش دو قطبی را، دو قطبی‌های متعارف انتخابات‌ها دیدند و باز توجیه کردند که بدون ما هم دو قطبی می‌شود و آمدند و رد شدند.
در حالیکه دو قطبی منظور رهبری ظاهرا: “احمدی‌نژاد-همه نظام” بود! چیزی که امروز در آیینه نامه‌ها پیداست. یادم هست در همان بیان رهبری از خلق افراد و آشنایی با آنها در صدها جلسه نشست و برخاست گفت.
ادامه خواندن یکی فدای همه!

نقدی بر موضع آیت الله جزایری درباره مجلل سازی حرم امام خمینی

فرمایش ایشان یک ادعاست مستند به دو دلیل:

ادعا: هرچه حرم امام مجلل تر باشد صحیح‌تر است.

دلیلشان:

  1. مثل حرم ائمه(ع)
  2. تفکیک وظیفه ما در قبال امام با وظیفه خودشان (که ساده زیستی بود).

هر دو دلیل و بالتبع ادعایشان قابل خدشه است. ادامه خواندن نقدی بر موضع آیت الله جزایری درباره مجلل سازی حرم امام خمینی

پروژه آمریکایی حزب‌الله‌ئیزه کردن ولایت فقیه در ایران!

پروژه آمریکایی حزب الله‌ئیزه کردن ولایت فقیه در ایران!


ولایت فقیه در ایران، شخص اول و مافوق سه قوه و رهبر انقلاب است تا همه امکانات مادی و معنوی کشور را بسیج کند تا همزمان هم آرمان انقلاب تعقیب و هم وضعیت جاری کشور اداره شود. مثلا حضور نظامی در منطقه همزمان هم یاری مظلوم است هم تامین امنیت مرزها.

حزب‌الله لبنان اما جنبشی شیعی در یک کشور است در کنار احزاب و جنبشهای سنی، مسیحی، دروزی و…

ادامه خواندن پروژه آمریکایی حزب‌الله‌ئیزه کردن ولایت فقیه در ایران!