بایگانی برچسب: s

این دو قضیه چگونه با هم صادق اند:

۱.کمبودهای زیادی داریم (که گرد و غبار کوچکترینش!)

۲. کشور در حال پیشرفت است [بلکه به قله نزدیک میشویم]!

سه رویکرد پاسخ:

  1. یکی عینی، یکی ذهنی:
    کشور “واقعا” در حال پیشرفت است، کمبودهای بزرگ، ذهنی [“توهم”] اند!
    کمبود بزرگ، محاصره تبلیغاتی و عدم روایت پیشرفت است!
    طبعا این رویکرد مشکلات را به کلی تکذیب نمی کند؛ مثلا آلودگی هوا را توهم نمی داند، اما اینها را در قبال پیشرفت ها کوچک می داند.
    راه حل: مقابله با جنگ تبلیغاتی، جهاد تبیین و…!
  2. هردو عینی و هم جهت:
    در رفع همان مشکلات بزرگ در حال پیشرفتیم.
    اما آثار مشکلات، ملموس و روزمره؛ ولی پیشرفت، تدریجی و زمان بر است و فوری درک نمی شود!
    پیشرفتِ بالاتر از رفع کمبودها و در حد رسیدن به قله را معمولا الهیاتی یا آخرالزمانی، تمدنی و… توضیح می دهد.
    راه حل: صبر و استقامت پس از تبیین.
  3. هر دو عینی اما غیر هم جهت:
    پیشرفت از جهتی و کمبودهای بزرگ در جهت دیگر است. مثلا:
    دور زدن تحریم ها و بطور کلی رشد اقتصادی/ مقابلِ فساد و کمبود عدالت و بهرمندی عمومی از پیشرفت
    پیشرفت علم و فن آوری / مقابلِ حکمرانی بد و نارضایتی از نظام اداری
    ارتقاء موقعیت منطقه ای و جهانی / کاستیِ اعتماد عمومی به نهادهای سیاسی و امید به آینده در داخل!
    و…

این رویکرد می تواند منکر پیشرفت در حوزه رفع برخی کمبودها نباشد.

یا جنگ تبلیغاتی دشمن را هم در ضریب دهی کمبودها لحاظ کند.

راه حل: مقابله و مطالبه در حوزه کمبودها + امید آفرینی با اقدام عملی، کنار دیدن پیشرفت ها

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۹/۲۱

۱۵/ درس‌های نهج‌البلاغه

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسهٔ پانزدهم (۸۴) | ۷ آذر ۱۴۰۴

محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم

دانلود سخنرانی «۱۵/ درس‌های نهج‌البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”

حقّ «تشکّل» و «تجمّع» برای إصلاحِ امور

بر اساسِ آموزه‌های نهج‌البلاغه و سیرهٔ علوی، «حُسن تعاون» تنها یک توصیهٔ اخلاقیِ فردی نیست، بلکه یک دستورِ راهبردی برای «استقامت بر حقوق اساسی» است که ملازمش؛ به‌رسمیت‌شناختنِ «تشکّل‌یابی» (اصل ۲۶) و «تجمّعات/مظاهرات» (اصل ۲۷) را به‌عنوانِ ابزارهای تحقِق این استقامت، ایجاب می‌کند. حاکمیت نمی‌تواند مردم را به استقامت فراخواند اما ابزارهای جمعیِ تحقّق آن را سلب نماید.

  1. تبیین جایگاه «حُسن تعاون» در حقوق متقابل
    شمولیتِ نیاز به تعاون
    أبعاد دوگانهٔ تعاون
  2. استدلال بر «ضرورت تشکّل‌یابی» (مبانی اصل ۲۶ قانون اساسی)
    ملازمهٔ عقلانی بین «دستور به استقامت» و «ابزار آن»
    «تشکّل» به‌مثابهٔ مصداقِ «حُسن تعاون»
    خطرِ «سلطه»، در فقدانِ «تعاون»
  3. تبیین مشروعیتِ «مظاهره» و تجمّعات (مبانی اصل ۲۷ قانون اساسی)
    معنای لغوی و اصطلاحی
    تفکیکِ أحکامِ «مظاهره»
    کارکردِ مظاهره
  4. شواهد روایی و سیرهٔ امیرالمؤمنین (ع)
    ماجرای مواجه با تجمّع أهل ذمّه
    پیمان «حِلفُ الفُضول»

ادامه خواندن ۱۵/ درس‌های نهج‌البلاغه

۱۴/ درس‌های نهج‌البلاغه

درس‌های نهج‌البلاغه | شرح خطبه ۲۱۶

جلسه چهاردهم (۸۳) | ۲۳ آبان ۱۴۰۴

حجت الاسلام محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم

دانلود سخنرانی «۱۴/ درس‌های نهج‌البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”

 

گذار از «توصیف» پیامدهای شومِ عدم رعایت «حقوق متقابل حکومت و مردم»، به «تجویز» راهکار: تناصح و تعاون

 

امیرالمؤمنین پس از هشدار نسبت به شکسته‌شدنِ حقوق متقابل می‌فرماید: بر شماست که در باب این حقوق، خیرخواهی (تناصح) و همکاریِ نیکو (تعاون) داشته باشید:

«فَعَلَیْکُمْ بِالتَّنَاصُحِ فِی ذَلِکَ وَ حُسْنِ التَّعَاوُنِ عَلَیْهِ»

  1. راهکار «تناصح»
    سه‌ضلعِ تناصح:
    آداب نقد حاکمان
  2. راهکار «تعاون» (تشکیلات و دین‌داری)
    تعاون به‌مثابهٔ دیانت و امانت
    ضرورتِ تشکّل و سازمان‌دهی
  3. مبانی توحیدیِ حقوق و نقد الگوی ذی‌نفعان
    حرمتِ مسلمان و پیوند آن با توحید
    نقد حکمرانیِ مبتنی بر تعادل ذی‌نفعان
    اخلاص در برابر پروژه‌محوری

ادامه خواندن ۱۴/ درس‌های نهج‌البلاغه

۱۳/ شرح خطبه ۲۱۶

جلسه سیزدهم / ۲آبان۱۴۰۴

حجت الاسلام قنبریان

 

ادامه پیامدهای عدم تحقق حقوق متقابل مردم و حکومت / بسته دوم توالی های سوء:

 

  1. فَعُمِلَ بالهَوی
    جامعه ای که دچار اختلاف کلمه و دغل کاری در دین شده و امور از مجاری اجتماعی کَنده شده؛ تبعاً براساس هوی و هوس عمل می شود!
    پدیده خود امامی!
    تصویر مساله در هر دو صورت اجحاف والی/ غلبه رعیت:
    – اجحاف والی در امور دنیایی؛ رها کردن دین، خود امامی مردم را در پی دارد!
    – اجحاف والی در دین؛ حرکت پاندولی جامعه به عمل کردن به هوی و هوس می کشد!
    – در غلبه رعیت و بی اقتداری حکومت هم که قصه روشن است!
    توجه دوباره به حقوق اساسی و نیاز بدان برای تربیت عمومی جامعه
  2. عُطِّلتِ الاحکام
    لازمه بیّن عمل به هوی، تعطیل احکام الهی است.
    کلونی ها و ائتلافها بر عصیان شکل می گیرد
    تصویر مساله در صورت غلبه رعیت: آنارشی و خود امامی به تعطیل احکام می انجامد
    در صورت اجحاف والی؛ مثل فراز قبل
    دو دستور در اینباره:
    الف) اجبار نکردن مردم در چیزی که گردنشان نیست (نامه ۵۳)
    ب) همان که گردنشان هست هم با استیفاء حقوق و تمام رفق (غرر)
  3. و کَثُرت عِلَلُ النفوس
    بیماری های جانها زیاد می شود!
    بسته آخر پیامدهای زنجیره توالی:
    وحشت نداشتن از حق بزرگی که تعطیل شود یا باطل بزرگی که برپا شود!
    امر عمومی دیگر مساله کسی نیست!
    این در آینه تاریخ صدر اسلام پیداست
    ذلیل شدن ابرار و عزیز شدن اشرار و بزرگ شدن عقوبت خداوند بر بندگان!
    این هم لازمه قهری برای قبلی است!
    کار می کشد به کربلا و عاشورا!

دانلود سخنرانی «۱۳/ شرح خطبه ۲۱۶» | “دانلود از پیوند کمکی

رهبری نسل جوان در عصر جدید چه لوازمی دارد؟

حجت‌الاسلام محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه: رهبر انقلاب اسلامی در پیام به همایش بین‌المللی یکصدمین سالگشت بازتأسیس حوزه‌ علمیه‌ قم نوشته‌اند: «فقه، پاسخ دین به نیاز‌های عملی فرد و جامعه است. با عقلانیت تحول‌یافته‌ نسل‌ها، این پاسخگویی باید امروز بیش از گذشته دارای پشتوانه‌ فکری و علمی استوار و درعین‌حال قابل‌فهم و هضم باشد. دیگر اینکه پدیده‌های پیچیده و پرتعداد در زندگی امروز مردم، سؤال‌های بی‌سابقه‌ای را پیش می‌آورد که فقه معاصر باید پاسخ آن‌ها را آماده داشته باشد.»

در این فراز گروه مرجع دینی باید به سه نکته کلیدی توجه کند:

۱- پدیده‌های متعدد و پیچیده جدید که سؤال‌های بی‌سابقه پیش می‌آورد و پاسخ می‌خواهد.

۲- همان مسائل قدیمی و بعضاً همان پاسخ‌ها، به‌خاطر تحول عقلانیت نسل جدید، پشتوانه‌های فکری و علمی دیگری طلب می‌کند.

۳- متناسب با عقلانیت جدید، زبان جدید دینی لازم است.

پیمایش‌های معتبر[۱] در نوجوانان گونه‌شناسی‌ای انجام داده که توجه به آن برای سه فراز فوق به‌خصوص دوتای آخر ضروری است. براین‌اساس نوجوانان ایرانی ۱۲ تا ۲۵ سال قابل‌تقسیم به ۳ خوشه پسر و ۵ خوشه دختر، یافته‌ای است که مروجان مذهب و هم مجتهدان کلام و فقه اسلامی نمی‌توانند از آن بی‌اعتنا بگذرند. ضمن اینکه گونه‌های زیست دخترانه در ایران تنوع و تحول جدی‌تری دارد که بسیار حائز اهمیت است.

از بین ۵ خوشه دختران، هم دختر خانه با همان فهم سنتی پیدا می‌شود و هم سنت‌گریز؛ خوشه اخیر درصد بیشتری از دختر سنتی دارد و سبک زندگی او همراه با فعالیت سیاسی هم است. در خوشه دیگری نوسازی در نحوه دین‌داری قابل‌مشاهده است که کاملاً بازتاب عقلانیت تحول‌یافته است. مثلاً حجاب را کنار نزده؛ اما آن را برای زینت استفاده و انحای حجاب استایل را موجب شده است.طبعاً این عقلانیت هم سؤالات تازه‌ای در حوزه حجاب تولید می‌کند که مثلاً یک واجب توصلی[۲] مثل حجاب اگر به قصد زینت باشد چه حکمی دارد؟ به تعبیر دیگر حجابی که برای ستر و پوشش زینت زن بوده، آیا می‌شود خود ابزار زینت باشد؟! مهم‌تر از آن پشتوانه علمی حجاب و نو شدن توجیه آن و هم‌زبانی متناسب با این نسل است. آیا همان دلایل اقناع حجاب می‌تواند موجب اقناع بلوک سنت‌گریزان و لذت‌جویان باشد؟در میانه این ۵ خوشه، خوشه‌ای هم وجود دارد که در جست‌وجوی سبک زندگی خود در این ارتباطات و مناسبات جدید است. باید اعتراف کرد با چنین تفصیلی، نه در کشف سؤالات جدید و نه در پاسخ و اقناع کار شایسته انجام نشده است و کماکان تک‌سایزی در فهم و در بیان به چشم می‌خورد.شهید مطهری در مقاله ارزشمند رهبری نسل جوان اول این توجه را می‌دهند که: «ما هنوز این مسئله را جدی نگرفته‌ایم. نسل جوان در نظر ما صرفاً یعنی یک نسل هواپرست و شهوت‌پرست و خیال می‌کنیم به آن‌ها دهن‌کجی بکنیم و چهارتا متلک روی منبر به آن‌ها بگوییم و فحش بدهیم، به خیال خودمان آن‌ها را هو بکنیم و مستمعان ما بخندند، کار درست می‌شود و همین‌که داد بکشیم: آی پسر مدرسه‌ها چنین و دختر مدرسه‌ها چنان، قضیه حل می‌شود. این کار‌ها لالایی است، برای آن است که شما در خواب بمانید و در فکر چاره نیفتید و یک‌وقت بیدار بشوید که کار از کار گذشته است…»

اما در چه باید کرد؟ تصریح می‌کنند: «مهم‌تر از اینکه طرحی برای رهبری این نسل تهیه کنیم این است که این فکر در ما قوت بگیرد که مسئله رهبری و هدایت، از لحاظ تاکتیک و کیفیت عمل در زمان‌های متفاوت و در مورد اشخاص متفاوت، فرق می‌کند و ما باید این خیال را از کله خود بیرون کنیم که نسل جدید را با همان متد قدیم رهبری کنیم. اولاً باید نسل جوان را بشناسیم و بفهمیم دارای چه مشخصات و ممیزاتی است؟» بعد به‌عنوان یک عالم به زمان، وارد تحلیل نسل جوان دوره خویش می‌شود؛ چیزی که برای نسل جوان ما الان تحول یافته و مسائل دیگری دارد.

یادآوری دو حکم شرعی برای گروه مرجع دینی (مجتهدان و مبلغان) ضروری است:

 

۱- حفظ جوانان از انحرافات زمانه از امور حسبیه[۳] و واجباتی است که شارع مقدس هرگز راضی به زمین ماندن آن نیست.

۲- این نتیجه، با هر روش مناسبی لازم است تدارک شود و کلیشه کردن یک روش خاص یا قالب ذهنی خاص موضوعیت ندارد.

شهید مطهری در این باره می‌فرماید: «در اسلام برای هدایت و رهبری، یک شکل صددرصد معین ترسیم نشده که همه اجزاء و مقدمات و مقارنات و شرایط و موانع در نظر گرفته شده باشد و اساساً قابل‌تعیین و ترسیم و اندازه‌گیری نیست، چون متفاوت است. رهبری مردم مثل نماز یک امر تعبدی و یکنواخت نیست، یا فی‌المثل از نوع ورد خواندن نیست که طرف یک وردی حفظ است برای عقرب‌زدگی و یا مارزدگی و هر عقرب‌زده یا مار‌زده را که بیاورند او همان ورد معین را که حفظ کرده می‌خواند. یک چیز در یک جا وسیله هدایت است و بسا همان چیز در جای دیگر وسیله گمراهی و ضلالت باشد! منطقی که یک پیرزن را مؤمن می‌کند اگر در مورد یک آدم تحصیل‌کرده به کار برده شود او را گمراه می‌کند. یک کتاب در یک زمان متناسب ذوق عصر و ذوق زمان و سطح فکر زمان بوده و وسیله هدایت مردم بوده است و همان کتاب در زمان دیگر اسباب گمراهی است… عجب! کتابی که هزار‌ها بلکه ده‌ها هزار را در گذشته هدایت کرده است حالا از کتب ضلال است؟ بلی، جز کتاب آسمانی و گفتار واقعی معصومین، هر کتاب دیگر را که در نظر بگیریم یک رسالتی دارد برای یک مدت موقت و محدود، آن مدت که گذشت آن رسالت تمام می‌شود. این مطلب که عرض کردم یک مسئله مهم اجتماعی است و هنوز برای ما به‌صورت یک معما و یک مجهول که باید آن را حل کرد طرح نشده است. مکرر باید گفته شود تا ما باور کنیم که وسایل هدایت هر زمانی مخصوص خود آن زمان است.»سهمی از این کشف عقلانیت تحول‌یافته، برای فهم مسائل نسل و زبان و بیان آن در گروی همکاری مجتهدان و مبلغان با دستگاه‌های مطمئن افکارسنجی و تغییرات اجتماعی است. فقط در رفت و برگشت‌های مکرر بین میراث اسلامی و میدان عینی و واقعی است که مخاطبان پیام اسلام در نسل نو و نوجوانان دقیق شناخته شده و پاسخ‌های متقن و زبان مناسب شکل می‌گیرد. نه پیمایش‌ها بدون این دیالوگ موفق‌ هستند و نه فهم‌های سابق و بیان‌های تک‌سایز در مقابل تکثر واقعی این نسل می‌توانند توفیق بیابند.

[۱] گزارش پرتره نو/جوان ایرانی، ویراست نخست مرکز تحلیل اجتماعی (متا)

[۲] واجب توصلی، واجبی است که صرف تحقق آن مطلوب خداوند است و قصد قربت لازم نیست مثل تطهیر لباس از نجاست که بدون قصد هم انجام شود، درست است.

[۳] امور حسبیه، اموری لازم و ضروری در جامعه است که خداوند زمین ماندن آنها را جایز نمی شمارد؛ مثل امور ایتام و…

۱۲ / درسهای نهج البلاغه

شرح خطبه ۲۱۶؛ جلسه دوازدهم / ۱۸مهر۱۴۰۴

حجت الاسلام قنبریان

دانلود «۱۲ / درسهای نهج البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی

یادآوری

تعاقب ها و ترتب های اجتماعی دو صورتِ ادای حقوق متقابل والی و رعیت و عدم ادای آن

 

وقتی رعیت بر والی غلبه کند یا والی به حقوق رعیت اجحاف کند!

– غلبه نه یعنی براندازی یعنی غلبه از حیث عدم ادای حقوق حکومت/ تسخیر است نه تغییر حکومت

–  این غلبه رعیت هم الزاما اکثریت متشکل نیست !

 

پیامدهای این صورت:

– ۴ پیامد مباشر/ ۳پیامد ترتبی و تعاقبی از آن/ دو پیامد تعاقبی بعد (دومینوی انحطاط جامعه)

 

شرح : کَثُرَ الادغالُ فی الدین

– در صورت اجحاف والی / سه نمونه تاریخی

– در صورت غلبه رعیت/ دو نمونه

 

شرح: تُرِکَت مَحاجُّ السنن

– در صورت غلبه رعیت/ مثال

– در صورت اجحاف والی / مثال

۱۱/ درسهای نهج البلاغه

درسهای نهج البلاغه؛ شرح خطبه ۲۱۶

جلسه یازدهم / ۹خرداد۱۴۰۴؛ حجت الاسلام قنبریان

 

آثار و پیامدهای رعایت حقوق متقابل حاکم و مردم۲

۳پیامد برای ۴ لازمه قبل:

  1. اصلاح زمانه
    تعبیر زمان در روایات به سه معنا:
    – زمان
    – گذر زمان و روزمرگی(نمونه روایات)
    – زمانه (یک جهان اجتماعی حاصل از ارتباطات انسانی)
    در “فصلح بذلک الزمان”، “زمانه” منظور است!
    دو قاعده:
    زمانه قابل تغییر است اما قابل ستیز نیست!(روایات / توضیح)
    زمانه از نسبت بین حاکم و مردم ساخته میشود و این رابطه دو سویه است!(روایات)
  2. در بقاء دولت طمع میشود!
    با تحقق حقوق متقابل روشن است
    با لازمه قبل(تحقق معالم عدل) بیان بیشتری دارد(روایات)
    رعایت عدل، رعایت قاعده مندی، تعمیم، قدرت اقناع و بالتبع بقاء است (بخلاف تبعیض)
    ثبات دولتها مبتنی بر اقتدا به سنن الهی (عدل تکوینی) است.
  3. طمع های دشمنان به یأس می انجامد
    در تحقق حقوق متقابل روشن است.
    با واسطه تحقق عدالت؛ چنانچه گذشت قدرت اقناع می یابد

بالسیره العادله یُقهَرُ المُناوی

پس چرا حکومت عدل علی(ع) مقهور شد؟!

جهاد تبیین هم لازم است!

سیره عادله شرط لازم و جهاد تبیین شرط کافی است؛ بدون قاعده مندی و عدالت، جهاد تبیین ممکن نیست!

مقایسه مواجهه کوفه با ابوموسی در ماجرای جمل و در ماجرای حکمیت صفین؛ نقش مهم جهاد تبیین!

دانلود سخنرانی «۱۱/ درسهای نهج البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”

۱۰ / درسهای نهج البلاغه

شرح خطبه ۲۱۶؛ جلسه دهم / ۲خرداد۱۴۰۴؛ حجت الاسلام قنبریان

 

آثار و پیامدهای رعایت حقوق متقابل حاکم و مردم

 

  1. عزّت حق
    حقوق یا حقیقت؟
  2. برپا شدن راه های دین
    هر حکومتی به قیامتی می برد و حکومت اسلامی باید به بهشت ببرد.
    اطاعت در این حکومت غیر اکراهی است
    پس با تحقق حقوق متقابل، راه دین برپا می شود نه به زور کسی برده شود!
    شبهه حدود و اجبارها!
    – برخی روایاتش در تصحیح طلاق و ارث زنان که مظلوم واقع می شدند!
  3. پرچم عدالت برافراشته میشود!
    عدالت سیاسی (حاصل از رعایت حقوق متقابل) مادر عدالتهاست!
    بدون حقوق متوازن حاکم و مردم:
    – در غلبه حاکم، اگر هم قسط بخواهد، عدالت استالینی است!
    – در غلبه رعیت، آنارشی و هرج و مرج شده که عدالتی شکل نمی گیرد!
  4. سنّت ها در مجاری خودش جاری می شود!
    بحث کلیدی ترتیب اولیاء در فقه (ترتیب: مالک، اب و جد، حاکم)
    ثمره تحقق حقوق متقابل، تحقق ترتیب اولیاء در جامعه است
    حکومت در کار خانواده دخالت بی جا نمی کند؛ خانواده را تعالی می دهد!
    مثلا “سنت” ازدواج در خانواده جاری میشود نه با دست درازی های حکومت، حکومی شود! (نمونه های واقعی)

دانلود سخنرانی «۱۰/ درسهای نهج البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی

۰۹/ درسهای نهج البلاغه

شرح خطبه ۲۱۶؛ جلسه نهم / ۲۶اردیبهشت۱۴۰۴؛ حجت الاسلام قنبریان

اهم نکات ۸جلسه قبل را اینجا بشنوید!

  1. و مقام حق: اهلیت تمتع/ استیفاء و اجرا
    آیا مردم فقط حق دارند یا خود می توانند استیفاء هم بکنند؟!
  2. حقوق متقابل و متکافؤ
    ریشه مردم سالاری دینی در این خطبه است!
  3. اصل مساوات قانونی؛ شرط حکومت ولایتیه
    تقسیم سه گانه میرزای نائینی در اینباره!
  4. چرا حقوق متقابل حاکم و مردم بزرگترین فریضه خداست؟
    قاعده ای از علامه طباطبایی: اگر تحمل حق به اندازه تحمیل حق (بر دیگران) نباشد اربابیت اتفاق می افتد!
  5. نظام اولویت و تقدم:
    تقدم اصلاح دولتمردان بر تربیت جامعه!
    تقدم سیاسی بودن مردم (استقامت بر حقوق اساسی) بر کار تربیتی!
    برخی فکر می کنند وقتی جامعه تربیت شد به او حق سیاسی دهند!
  6. شاخص دینداریِ سه سطحی!
    شاخص دین در ساحت اجتماعی، حُسن الیقین و … نیست؛ تحقق حقوق متقابل مردم_حکومت است!

دانلود سخنرانی «۰۹/ درسهای نهج البلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی

۰۸/ شرح خطبه ۲۱۶

درسهای نهج البلاغه؛ شرح خطبه ۲۱۶؛ جلسه هشتم؛ ۱۷ اسفند ۱۴۰۳

دانلود سخنرانی «۰۸/ شرح خطبه ۲۱۶» | “دانلود از پیوند کمکی

همان فراز جلسه هفتم

از چهار فرض در نسبت حاکم و رعیت؛ دو فرض طرح نشده هم به همان وجوه طرح شده برمی گردد!

تقدم دولت سازی بر جامعه سازی در خطبه ۲۱۶

دولت سازی به تعبیر شهید بهشتی یعنی مخروط امامت عدل / روایات…

تقدم “استقامت رعیت” بر دولت سازی! (لا تصلح الولاه الا باستقامت الرعیه)

– نه فرمود “الا بصلاح الرعیه” تا تحقق، دوری شود! فرمود “باستقامه الرعیه”

– این استقامت سر همان حقوق متناظر و فیمابین است ؛ که دولت صالح می سازد!

نتیجه بسیار مهم: سیاسی بودن مردم از تربیت کامل آنها تقدم دارد!

برخی رویکردشان این است تا جامعه تربیت نشده، حقوق اساسی به آن ندهند!

بطلان این نظر در خطبه ۲۱۶ و…

 

دو حلقه این زنجیره:

  1. حلقه رابطه استقامت مردم با اصلاح دولت:
    – حدیث پیامبر(ص): کما تکونون یُولّی علیکم
  2. حلقه رابطه اصلاح دولت و اصلاح و تربیت مردم:
    – الناس علی دین ملوکهم
    – اختلاف نظر شهید مطهری (مجموعه آثارج۱۵ص۱۰۳۰) و رهبر انقلاب(۸۴/۶/۸) در شرح آن
    – روایاتی در اینباره