اشرافی گری مسئولان در کهکشان شرعیات نویسنده: حجت الاسلام سهیل توانائی. هزینه کتاب با۵۰ درصد تخفیف، صدهزارتومان می باشد. جهت خریدکتاب، کلمه (اشرافی گری مسئولان + تعداد سفارش) را به شماره ۰۹۹۳۰۶۴۷۵۳۹ فقط پیامک نمایید. جهت عضویت در کانال مترآ «مرکز تحقیقات راهبردی آسیبهای اجتماعی» را جستجو نمایید.
قابل توجه مجموعه های علمی، فرهنگی ومطالبه گر: درصورت سفارش ۹ عدد کتاب، کتاب دهم به صورت هدیه ورایگان تقدیم می گردد. |
![]() |
بایگانی برچسب: s
سخنرانی/ حَبِیسه یا مُحَرَّره؟!
درسهایی از نهج البلاغه به کلام حجت الاسلام قنبریان، در شام میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) ایراد شده است. این جلسه مورخه ۲۳ دی ماه ۱۴۰۱ برگزار شده است.
- اشکال با خطبه ۱۷۲ و آیه ۵۳ احزاب
– حبیس رسول الله!
– مِن وراء حجاب! - اشکال به فراز نامه ۳۱
۵ پاسخ:
- معنای حبیس رسول الله(ص)
- اثر صدر آیه ۵۳ احزاب در معنای وراء حجاب
- جوابی قاطع از آیه ۱۵نساء
- سیره فاطمی خلاف آن خوانش از روایت منقول از ایشان
- اعراض به خاطر ادله قطعی
- تکلیف افضلیت نماز زن در قعر خانه
- تحفظ بر دلیل و بی جا بودن تعمیم
آیا صوت زنان، عورت است؟!
– سخن محقق اردبیلی و صاحب حدائق علیه این تعبیر و تکلفات اصحاب!
دریافت جلسه چهاردهم «درسهایی از نهج البلاغه» | “دریافت از پیوند کمکی“
خدا را شکر که هستی!
صدا (سرود دختران بالغ)، رنگ (روسری و حجاب برخی بانوان حاضر) و مهمتر سخنان حکیمانه، همه پیام بود؛ برای دو جانبِ افراطی و تفریطی نسبت به گفتمان اصیل انقلاب اسلامی:
ضرورت شرعی خواندن حجاب، ناظر به نواندیشانی بود که از رد الزام تا انکار اصل وجوب و حجاب عرفی رفته اند. به سیاسیونی که اهمیت حجاب را دست چندم کرده اند، هم بود.
دختر خود خواندنِ کم حجاب و رد اتهام بی دینی و ضد انقلابی، خط روشنی مقابل جریان دیگر است که بیشتر از خشونت رفتاری، دچار درشت گویی زبانی درباره اینان است. یکبار شریک مفسدان اقتصادی خطاب می کند و یکبار برانداز!
جالب اینکه فرمودی قبلا به علماء دراینباره تذکر هم داده ای!
بخصوص این جمله پدرانه بسیار دلکش بود که: “من حسرت می خورم به آنجور اشک ریختن. می گویم ای کاش من می توانستم اینجور مثل این زن جوان اشک بریزم اینرا چطور میشود متهمش کرد؟”
فن آوری اجتماعیِ تصحیح حجاب، عمده اش با تأثیر و تأثر متقابل مردم بر هم انجام می شود و اندکی از برخورد با ناهنجاری ها، گردن حکومت می افتد. این تأثیر و تأثر متقابل جز با این نگاه حاصل نمیشود. باید محجبه و متشرع در بد حجاب هم فضیلتی قائل باشد و حتی امر و نهی او بر خود را بپذیرد تا زمینه اثر گذاری بر او هم فراهم شود. بی دین و برانداز دیدن بد حجاب، قفل کردن این فن آوری اجتماعی و رفتن به سمت برخورد صرفاً خشن است! (دقت کنید)
خدارا شکر که از نسل مطهری و بهشتی تو برای ما ماندی!
محسن قنبریان
۱۳/ درسهایی از نهج البلاغه
جلسه سیزدهم «درسهایی از نهج البلاغه» به شرح نامه ۵۳ نهج البلاغه پرداخته شده است. این جلسه مورخه ۹ دی ماه ۱۴۰۱ برگزار شده است. صوت این جلسه منتشر میشود.
دریافت جلسه سیزدهم «درسهایی از نهج البلاغه» | “دریافت از پیوند کمکی“
روابط اجتماعی حاکم
- تا اینجا از عیب جوی مردم، بخیل و ترسو و حریص منع و به حقگو ولو تلخ گو دستور داد
- اینجا به همنشینی با اهل ورع و صدق دستور می دهد
– ریاضت دادن آنها که اهل مدح و ستایش کردن نشوند!
– آنچه موجب عجب و کبر حاکم میشود؟!
– در صورت ستایشگر خاک بپاشید! - محسن و مُسیئ نزدت مساوی نباشد
– تسویه بین بدکاران (از اشراف یا فقرا)
– تئوری پردازی برخی در جبهه انقلاب که: عیب خودی را پنهانی ولی عیب غیر خودی را علنی بگویید!
سخنرانی/ سلسله جلسات با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)
«سلسله جلسات با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)»، ایراد شده توسط حجت الاسلام قنبریان در مسجد دانشگاه تهران، هیئت اصحاب الحسین علیه السلام برگزار شده است. این سلسله سخنرانی منتشر میشود.
چکیده سلسله جلسات با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)
جلسه اول «سلسله جلسات با علی(ع) در انقلاب محمد(ص)» | “دریافت از پیوند کمکی“
جلسه اول
- بعثت یک انقلاب عمیق؛ هم “ثوره” و هم “اثاره”
- سلولهای بنیادین جامعه دینی: شاهد غیب/ مومن غیب
- چرخه مهم: تغییر رویکرد و عملکرد شاهد غیب، پیروی مومنان(سنت شدن)️، یک دنیای اجتماعی جدید
– از آنسو عمل به سنن، مومن غیب را شاهد غیب می کند.
- شکل گیری سه جهاد:
- اصغر: سر مرزهای جغرافیایی
- کبیر: سر مرزهای فرهنگی و حفاظت از سنت
- اکبر: سرمرزهای معرفت و رساندن ایمان به ایقان
- علی(ع) مومن و شاهد غیب نبوی!
بزنگاه منتشر شد
مرکز موسیقی ماوا
درباره این کار جدید (بزنگاه) نظر خواستند، اینجا بخوانید.
اتحاد و عدم تفرقه دو حد و دامنه دارد:
- تنزل به حداقل ها مثل: داشتن دشمنِ مشترک.
- تعالی به حداکثرها مثل: “کلمه سواء”(ایده مشترک)
دشمن مشترک، سلبی است: دشمنی باهم نباشد، چون دشمن داریم!
اتحادی در سرحد دشمنی داعش و اسرائیل است؛ تفرقه و واگرایی داخلی را حل نمی کند:
– احتمالا برخی از حزب اللهی ها درباره همین ویدئو به شما گفته باشند برخی از اینها که حاج قاسمِ ماوا دست نیروی انتظامی را مقابل آنها می خواباند، امتداد داعش اند! بنظرشان اینان داعشجویند! و…
– رقیب اصلاح طلب اینان هم سالها پیش از جان کین، “دموکراسی برون زا” نقل و با “دموآمریکاکراسی” اشغال عراق را تئوریزه کرد و پرسید: باید بیاندیشیم که آیا اخلاقی است بخاطر دموکراسی، استقلال را نقض کنیم(و اجازه اشغال دهیم)؟!
از اینرو تا بر سر ایده ایجابی توافق نشود، سلب دشمن عامل اتحادِ پایدار نمی شود.
دشمنِ مشترک برای نهضت خوب است اما برای نظام کافی نیست. آیت الله خامنه ای در زندان پهلوی با هم سلول کمونیست -آنهم خبیث اش- از قول سوکارنو می گوید: ملاک اتحاد ملتهای عقب مانده وحدت نیاز است نه وحدت دین.[۱] اما کمتر از او الان براندازِ نظام و عمله دشمن تلقی می شود.
اما کلمه سواء و ایده مشترک، ایجابی است و همگرایی داخلی را هم میتواند تامین کند.
کلمه سواء در تطور تاریخی دو قرن اخیر ایرانیان: استقلال، آزادی، مردمسالاری، پیشرفت، عدالت و معنویت، و البته همه ذیل اسلام بوده است؛ که همیشه در شعارهایش تجلی کرده است.
نسبت ولایت فقیه با این آرمانهای مشترک، باید نسبت پیغمبر اسلام با کلمه سواءِ توحید برای اتحاد با تکثر مدینه باشد! (آیه۶۴آل عمران کثرت واقعیِ مسلمان_اهل کتاب را مخاطب می کند: بگو ای صاحبان کتاب آسمانی، بیایید در عمل به سخنی که میان ما و شما یکسان است(کلمه سواء) گرد آییم، و آن اینکه جز خدای یکتا را نپرستیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم و برخی از ما برخی دیگر را به جای خدا صاحب اختیار(ارباب) خود نگیرد…)
– این از اعتصام به حبل اللهِ جامعه مسلمان(آیه۱۰۳ آل عمران) هم فراگیر تر و کثرت پذیرتر است./ این آرمانها نیز خوانشی اجتماعی در دنیای معاصر از همان کلمه سواء است.
– ولایت فقیه در نظر امام خمینی، فقط “مجری احکامِ فقه” نبود بلکه “ولیّ بر فقه” برای رسیدن به آرمانهای اسلام(عدالت و آبادانی و مردم سالاری) است[۲]
از اینجا بود که امام آنرا حتی برای جوامع غیر مسلمان هم نسخه می دانست.[۳]
چنین ولایتی بنظر سردار شهید برای غیر شیعیان و غیر مقلدان هم یک اعتقاد عقلی است.[۴]
همین ولایت بود که بار اول در قانونی کردن حجاب، خلیفه گری ارامنه ایران را برانگیخت بیانیه دهد به احترام خمینی، اهل کتاب هم حجاب را رعایت کنند.[۵]
فاصله اندازی عینی_ساختاری یا ذهنی_رسانه ای بین عدالت و ولایت، جمهوریت و ولایت، آزادی و ولایت، پیشرفت و ولایت ؛ نتیجه اش ایستادن بخشی از مردم در جانب آرمانهای ۲۰۰ساله و تنزل به اتحاد حداقلی در مواجهه با دشمن خارجی است.
تصویر کردن سردار سلیمانی در این ایده ی اثباتی جذاب تر و از قضا غنی تر است او نمونه ای از امتداد ولایت فقیه خامنه ای بود که شیعه و سنی، باحجاب و بدحجاب، این جناح و آن جناح، ملی و امتی او را کارآمد و مورد وفاق می دیدند.
– فرمانده نظامی بود اما در سیل و محرومیت کنار خوزستان و سیستان و کرمان بود.
– پاسداری بود که هیچوقت در جناح بندی ها و انتخاباتها مداخله نکرد و سر صبحگاه معروف ایام انتخابات ۲خرداد وصیتنامه امام را بر ابلاغ نمایندگی ولی فقیه در سپاه ترجیح داد!
– خط روشن در فتنه ها -از جمله۷۸و۸۸- داشت اما این مانع نمی شد کتاب حاج آخوند یکی از اعضای اتاق فکر جنبش سبز در لندن را نخواند و حتی زمینه زیارت او در سوریه را فراهم نکند!
– دقیقا همو بود که اگر کمکی به غزه و لبنان میشد، متصدی اش او بود؛ “جانم فدای ایران” هم بیشتر از همه برازنده همو بود!
جمهوری اسلامی ای که او نماینده و مجسمه اش بود جمع بین عالی ترین سطح ولایت پذیری با جمهوریت و آزادی و عدالت و پیشرفت بود. جمع بین ملی ترین و امتی ترین آموزه ها بود.
در فهم برین او چنین معجونی -از تجلی عالی ترین ارزشهای انسانی با ولایت- از همه حرم ها مهمتر بود.
ان شاء الله در اثر بعدی این وجه ایشان تصویر شود.
محسن قنبریان ۱۴۰۱/۱۰/۱۳
[۱] خون دلی که لعل شد. ص۲۴۶تا۲۵۱
[۲] کتاب البیع ج۲ص۶۳۲: …بل یمکن ان یقال الاسلام هو الحکومه بشوونها و الاحکام قوانین الاسلام و هی شان من شئونها بل الاحکام مطلوبات بالعرض و امور آلیّه لاجرائها و بسط العداله…
[۳] منشور حوزیان ۳ اسفند۶۷: یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیر اسلامی را داشته باشد …(صحیفه امام ج۲۱ص۲۷۳تا۲۹۳)
[۴] وصیتنامه سردار سلیمانی
[۵] تیرماه۵۹
سبک رهبر انقلاب در جمع کردن فتنه خیابانی
![]() |
![]() |
![]() |
|
فتنه۸۸ هم حمایت بیگانه و سازماندهی رسانه معاند را داشت و هم در تجمعات، تخریب اموال و حتی سلاح (سرد و گرم) کشیدن و درگیری داشت.
آیت الله خامنه ای چه کرد؟!
- تبیین و تبیین و… و تدبیر[۱]؛ تا جمعیت خیابان ریزش کرد!
- التجاء مکرر به خداوند و توسل فراوان و نماز استغاثه که خونی ریخته نشود!
- فرمانده سپاه تهران -آشنا به سبک ایشان- “جای مجوّز” از شورای امنیت ملی “دستور منعِ شلیک” برای نیروهایش می گیرد!
به نیروهای تحت امرش می گوید: امروز دفاع از ولایت با کشته شدن ماست؛ نکند کسی را بکشید! هیچ گلوله ای نباید داشته باشید! (دو ویدئو درباره سردار شهید همدانی) - صدنفر از دستگیر شدگان هتاکی عاشورای۸۸، متهم به تخریب و تعرض های آن روز به تکیه های عزای اباعبدالله هم بودند اما وقتی مجرم از غیر مجرم (حاضر در صحنه و احیانا همراه با مجرمین) قابل تفکیک نبود، دستور دادند: اگر قابل تفکیک نیست و احتمال یک نفر بی گناه هست، همه را آزاد کنند! (ویدئو سعید جلیلی)
- پس از ریزش جمعیت و عِده و عُده آنها، با وجودی که تریبونهای حزب اللهی محاکمه و اعدام سران فتنه را بعنوان باغی، مطالبه می کرد؛ نزدیک به سیره حضرت امیر(ع) با همسر پیامبر(ص) در جمل را رضایت داد: حصر خانگی و محدودیت اجتماعی[۲]!
اغتشاشات ۱۴۰۱ “از حیثِ” حمایت بیگانه و سازماندهی رسانه های معاند و فساد و تخریب اموال و کشیدن سلاح، به ۸۸ شبیه بود بعلاوه ی جنایاتی بی سابقه از شکنجه و کشتن بسیجی و حافظ امنیت به شکل دسته جمعی! - رهبر انقلاب، باز “حاضر و مجرم” را یک کاسه نکرد؛ بلکه حتی همه آنها که در خیابان فساد و تخریب کردند را هم برایشان یک حکم نکرد!:
الف) جوانان و نوجوانانی که فلان برنامه اینترنتی اینها را به خیابان می کشاند، هیجانی و احساساتی می کند.
مشکلشان را با یک تنبیهی می شود حل کرد! یعنی هدایتشان کرد و تفهیم کرد که اشتباه می کنند.
ب) بازمانده های عناصر ضربت خورده چهل سال گذشته، منافقین، تجزیه طلبها و…
(اینجا هم باز) قوه قضاییه بایستی به میزان مشارکتشان در تخریب و ضربه ی به امنیت، محاکمه کند و برایشان مجازات تعیین کند!(۱۴۰۱/۷/۱۱)
ج) جنایت کارهایی که با شکنجه آدم کشتند (مثل ماجرای آرمان عزیز و شهید عجمیان و…)
اینها را هرکس ثابت شود همکاری داشته با این جنایت ها، بدون تردید مجازات خواهد شد!(۱۴۰۱/۸/۱۱)
این سبک، چه به “حکم اولی شرعی”، چه “حکم ثانوی حکومتی” بوده باشد؛ تراز تر برای جمهوری اسلامی و وضعیت میدان است. واضح است دو دیگریِ افراط و تفریط از این سبک هرکدام پیامدهای زیان بار خود را همراه دارد.
محسن قنبریان ۱۴۰۱/۱۰/۹
[۱] در اینباره کتاب فتنه تغلب و مستند من مدیر جلسه ام را ببینید.
[۲] عایشه بعد از جنگ جمل چه شد؟/ حصر خانگی عایشه توسط امیرالمومنین
مردان خدا پرده پندار دریدند!
شهیدان، شاهدان غیب و مردان خدایند. خصوصیت مردان خدا این است که پرده پندار و مَجاز را می درند و حقیقت را آشکارا می بینند؛ بلکه می نمایانند.
در سنت عرفانی ما: همه دنیا و ماسوی الله، پرده پندار است؛ لکن در عرفانِ اجتماعیِ خمینی کبیر(ره) مَجاز بر مَجاز در جهان های اجتماعی هم نشان داده میشود. سیاست های شیطانی، مَجازی بر پندار دنیاست که مردان خدا در کسوت شهادت و مبارزه اینرا هم می درند.
استخوانهای متبرّک آنها بعد از قریب ۴۰سال هم که بیایند با همه گمنامی شان، پرده پندارِ براندازان و انقلاب ربات های مجازی را پاره می کنند! حقیقتِ مردم ایران را دوباره نشان می دهند.
بدون آنها هیچ رسانه ای نمی تواند پرده مَجاز شیطنت ها را پاره کند! واقعاً مردان خدا پرده پندار دریدند!(خوش آمدند)
درصدی از این مردم، گله مند هم هستند، حتی معترض؛ اما زیر تابوت مردترین های مردان جمهوری اسلامی، با نظامشان هستند.
و الحق براندازند! برانداز همه توطئه ها و دژخیمی ها (آفرین به شما مردم)!
محسن قنبریان
هنجار سازی مترفین!
از کجا باید شروع کرد؟!
- آیه۱۶ اسراء فسق جوامع را سرریزِ شادخواریِ مترفین می خواند؛ که موجب هلاک اجتماعی میشود.
- دهه۷۰ تهاجم فرهنگی صرفاً برون زا قرائت شد و به سهم درون زایش در طبقه نوکیسه، کمتر توجه شد. طبقه برخوردار که زد و بند با برخی لابی های حاکمیت هم بلد است، سبک زندگی خود را می خواهد: اتراف و شادخواری با فسق و پرده دری تلازم دارد.
- گشت ارشاد هم در همان ناقص الخلقه بودن، این طبقه را در شاپینگ مال ها و مظاهر دیگر اشرافیت، کاری نداشت و دختران خیابانها و پیاده شدگان مترو را کار داشت!
- به اندازه ای که برخورد قضایی چاره است:
– مالک کافه های اشرافی پیتزا و بستنی طلا و… را در مالش، ممنوع التصرف کردن[۱].
– مالیات بر اشرافیت (پنت هاوس ها، ماشین های چند میلیاردی و…)
– مقررات گذاری برای تبلیغات و کسب سلبریتی ها!
– و…
هم شرعی بود (برخی از قدماء هم فتوا داشت) و هم برخی در عرف دنیا نمونه دارد و هم برخی تا مرز قانونِ (البته بدون اجرا) در کشور رفته است!
شروع از اینجا شرعی تر است یا منع خدمات عمومی به مشتریان معمولی اما بی حجاب؟!! - بدون عدالت اقتصادی و اقلش عدالت توزیعی با قله تراشی از مترفین، اینبار هم موج حجاب و عفاف به سرانجام نمی رسد!
محسن قنبریان
لوازم این نظر را آیت الله نمیپذیرد!
![]() |
![]() |
(صمیمانه با آیت الله محسن اراکی)
مقدمه
این طلبه کوچک هفته های قبل در بحث نقد و ابرام ها بر حکم محاربه و اعدام محسن شکاری و موج سواری بیگانه بر آن، ساکت بودم.
بیش از یک ماه پیش تر و در اول شروع دادگاه ها یادداشت کوتاهی، درباره مجازاتهای محارب و فحّاش با دو واسطه برای رئیس قوه قضائیه فرستادم -که نمیدانم به دستش رسید یا نه؟- و دیگر ساکت ماندم.
سخن اخیر استاد معظم آیت الله اراکی -که از حکم محارب و مفسد فی الارض به بغی هم ارتقاء دادند و تقریبا همه حاضران در اغتشاشات را شامل کردند- ناگزیرم کرد فقط دو پرسش از لوازم نظرشان بپرسم؛ که بعید می دانم دو لازمه را بپذیرند.
لازمه اول: جواز کشتار خیابانی!
به پایان خطبه۱۷۲ نهج البلاغه درباره باغیان جمل استناد کرده اند که حضرت فرمود:
“به خدا سوگند، حتی اگر به یک نفر از مسلمانان دست می یافتند و او را به عمد و بی هیچ گناهی می کشتند، کشتن همه آن لشکر (ذلک الجیش) برمن حلال بود، زیرا همه آنان در کشتن آن مرد حضور داشتند و این جنایت را منکَر نشمردند و به زبان و دست از او دفاع نکردند”.
نتیجه گرفته اند:
“طبق این فرمایش امیرالمؤمنین؛ جمعی که برای براندازی قیام میکنند و اقدام به قتل مسلمان مظلومی میکنند، همۀ کسانی که در آن جمع حاضرند و بر این کار اعتراض نمیکنند شریک جرم و باغی به شمار میآیند و قتل آنان به جرم «بغی»، شرعا جائز است.”
بر قتل، جرائم دیگر مثل سوزاندن و نا امن شدن خیابان برای مغازه داران و تردد خانمهای چادری افزوده و بر عنوان افساد فی الارض و محارب هم عنوان بغی را افزوده اند و نتیجه گرفته اند:
“باغی کسی است که برای براندازی حکومت اسلامی اقدام میکند هرچند موفق نشود، حتی اگر کسی را هم نکشد. همین اقدام عملی برای براندازی حکومت اسلامی ولو در زمان غیبت معصوم(ع)، بغی است و حکم باغی، قتل است حتی اگر کسی را نکشد، حتی اگر مستقیماً مرتکب جرمی نشود. همین که اقدام عملی برای براندازی بکند، حکم بغی را دارد”
حکم اشخاصی که اقدام عملی برای براندازی حکومت اسلامی انجام دادند چیست؟
سلمنا که بغی اعم از خروج بر معصوم و شامل دوره غیبت هم بشود[۱]؛ لازمه عنوان بغی را پرسش دارم:
اگر جمع های اغتشاشگران (حاضر و مجرم)، صدق عنوان “جیش” در این خطبه و “فئه” در کلمات فقهاء می کند؛ لازمه اش در چنین ارتکاب مشهودی چرا مثل همان جمل نباشد؟! چرا محاکمه و دادگاه؟! در همان معرکه(خیابان) چرا به جرم بغی کشته نشوند؟!!
مگرحضرت امیر(ع) اهل جمل را شناسایی و شبانه دستگیر و بعدا برایشان دادگاه تشکیل داد؟!
اگر شرکت در چنین تجمعاتی که افرادی در آن محاربه می کنند، در حکم بغی؛ و آن اجتماع، بمثابه جیش و لشکر باغیان جمل است؛ پس آیت الله بپذیرد نیروی نظامی-انتظامیِ نظام پس از یکی دو بار هشدار و ابلاغ با بلندگو، دستور آتش دهد و مثل جمل در همان معرکه آنها را بکشند!
از اجرای حکم خدا هم به اتهام ژاله سازی و برچسب ۱۷شهریور پهلوی شدن نترسد! چون حتما ایشان جواب دارد که آن خروج بلکه اعتراض علیه جائر بود و این خروج علیه عادل!
اینرا طلبه ای در فیضیه می تواند پلاکارد کند اما آیا آیت الله چنین لازمه ای را می پذیرد؟!!
رهبران انقلاب البته در ۴دهه گذشته قطعا خوانشی که چنین لازمه ای داشته باشد نداشته اند.
اگر در رصد اطلاعاتی بودن و به تعبیر فقهاء “در قبضه ی امام بودن”، بی نیاز از اقدام در صحنه دارد؛ که باید گفت با این فرض (در قبضه بودن و جدا نشدن از مردم با رفتن به بیابان یا گرفتن یک شهر) اصلا حکم بغی درباره شان منتفی است: “و حکی عن الشیخ ایضاً و ابنی حمزه و ادریس، اشتراط الخروج عن قبضه الامام منفردین عنه فی بلد او بادیه فی جریان حکم البغاه اما لو کانوا معه و فی قبضته فلیسوا اهل بغی[۲]“
لازمه دوم: پذیرش حکمیت بیطرفان، بین ولایت و اغتشاشگران!
اگر حضور در بین اغتشاشگرانِ خیابان، بغی مثل جمل است و از نهج البلاغه می توان برای حکم بغی همه استفاده کرد، دعوت به حکمیت بین حکومت و باغیان را هم باید بر همان اساس پذیرفت!
حضرت امیر(ع) به همین باغیان جمل در نامه۵۴ فرمود: “وَقَد زَعَمتُما اَنِّی قَتَلتُ عُثمانَ، فَبَینِی و بَینَکُما مَن تَخَلَّفَ عَنِّی وَ عَنکُمَا مِن اَهلِ المَدینَهِ ثُمَّ یُلزَمُ کُلُّ امرِئً بِقَدرِ مَا احتَمَلَ: پنداشتید که من عثمان را کشتم، میان من و شما از مردم مدینه کسانی هستند که با من بیعت نکرده و به شما نیز یاری نرسانده اند، اینان داوری کنند تا هرکس به هر اندازه دخالت داشته، گناه را بر گردن گیرد”
یعنی بین آن امام معصوم و باغیان جمل مثل اسامه بن زید و عبدالله بن عمر و سعد ابی وقاص -که نه علی(ع) را پذیرفته اند و نه الان با باغیان اند- حَکَم شوند و هرچه حُکم کردند طرفین بپذیرند[۳]!
فقهای بزرگ شیعه هم در احکام بغات از حکمیت فرد یا جمعی بین آنها و امام سخن گفته اند[۴].
(یجوز ان یستند الحکم الی الاثنین او اکثر مع ملاحظه الاجتماع بلاخلاف اجده فیه بل فی المنتهی الاجماع علیه)
آیا آیت الله این قسمت از احکام مواجهه با باغیان را هم می پذیرد؟! یا فقط کشتن همه، عمل به سیره علی(ع) است؟!!
آیا اگر معترضان در بدو امر پیشنهاد حکمیت کردند و حکمیت غیر شخص حاکم و نهادهای حکومتی (مثلا نهادهای بین المللی اسلامی یا حتی مرجعیت نجف) را بیان کردند، خود این پیشنهاد متهم به براندازی نمی شود؟!!
بسیار بعید می دانم آیت الله اصل چنین پیشنهادی را مسموع و براندازانه نداند!
نهج البلاغه علی(ع) هم مثل ذوالفقارش، دو لب است؛ تیز کردن یک لبه آن و کُند کردن لبه دیگرش، انتسابش به علی(ع) را مخدوش می کند!
رهبران انقلاب اسلامی اگر در اعتراضات، حکمیت کسانی غیر از نهادهای قانونی را نپذیرفته اند؛ در مقابل معترضان خیابان را -ولو چیزی هم آتش زده و ناامنی موجب شده اند- باغی ندانسته اند.
موخره
این قیل و قالها سر اعدام، در جمهوری اسلامی حکایت غریبی دارد. در جو انقلابی روزهای اجرا، سینه سپر دارد؛ ولی یکی دو دهه بعد در انتخابات ها و طلب رای از مردم هرکس گردن دیگری می اندازد و “آیت الله اعدام”، میشود یک فحش و کلی مربی بصیرتی برای اثبات نبودن در کمیته های سه نفره درست می شود!
نه در جو دادن های حزب اللهی، بیشتر از حکم خدا گفتن، انقلابی گری است و نه در میتینگ و ستادهای های انتخاباتی انفعال از حکم خدا و صرفاً تبرئه کاندیدای خود جوانمردانه است.
بهتر نیست همان قدر که حکم قطعی خداوند است اجرا و در جوانب یا تطبیقات مشکوک یا اختلافی، در دماء(کشتن) احتیاط کنیم و بعد همه محکم از کار دفاع کنیم؟!!
خدا را شکر امام بزرگوار و رهبر انقلاب بسیار حساب شده تر در این موارد حکم کرده اند:
– سال۶۷ امام خمینی در تطبیق حکم بغی بر زندانیان منافقین، باوجودی که بخاطر حملات گسترده منافقین به شهرهای مرزی، “شرایط رجوع به فئه” و تشکیلات کاملا سازمان یافته تا درون زندان داشت جدی می شد؛ به کمیته سه نفره توصیه احتیاط کرد. در تطبیق حکم، فقط هرکس بر همراهی با منافقین مصرّ بود و دونفر یا سه نفر از کمیته به این تشخیص می رسیدند، حکم اعدام درباره اش جاری می شد.
– رهبر انقلاب نیز حاضران در اغتشاشات اخیر را چند بار دسته بندی کرده اند و به همه حاضران حُکم -چه رسد به حکم باغی- ندادند: “کسانی که در خیابان فساد و تخریب می کنند و کردند اینها همه یک حکم ندارند” بعد برای جوانان هیجانی که جوانان و بچه های خودمان می خوانند، به تنبیهی بسنده و بازمانده های عناصر ضربت خورده چهل سال گذشته راهم به میزان مشارکتشان در تخریب و ضربه به امنیت مطالبه مجازات می کند[۵].
محسن قنبریان ۱۴۰۱/۱۰/۲
[۱] بسیاری از فقهاء بغی را منحصر در خروج بر امام معصوم می دانند ر.ک: ریاض المسائل ج۸ص۲۴/ لمعه ص۸۳/جواهر الکلام ج۲۱ص۴۶/و…
[۲] جواهر الکلام ج۲۱ ص۳۳۲
[۳] نامه ۵۴ نهج البلاغه : پاسخ به ادّعاهاى سران جمل
[۴] فقهاء حکمیت خواهی یا پناه بردن به قرآن را فقط پس از جنگ و کثرت کشته و مجروح آنها، آنهم وقتی اول کار به آن دعوت شده و نپذیرفته اند، رد می کنند (تحریر الاحکام ج۲ص۲۳۵/ جواهر الکلام ج۲۱ص۳۲۶و۳۲۷)
[۵] رک: سخنان ایشان در ۱۴۰۱/۷/۱۱و۱۴۰۱/۸/۱۱






