بایگانی برچسب: s

نمیخوایم ببینیم،نمیخوایم بگیم!

اعتراض کردن یه فرصته و یه وقتایی واجب است!

جامعه حزب اللهی ما اعتراض رو مثل دارو میبینه!

صدا و سیمای جمهوری اسلامی حتی سه دقیقه هم اعتراض مسالمت آمیز کارگران پارس جنوبی رو پخش نکرد!

برشی از صحبت‌های حجت‌الاسلام محسن قنبریان در نشست اعتراض؛چرا و چگونه!؟

« شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار»

سخنرانی/ اعتراض، چرا و چگونه؟

شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمّار | ۶ بهمن ۱۴۰۴ | تهران؛ سینما بهمن

حجت الاسلام قنبریان

این ارائه، به تبیینِ ضرورتِ «نام‌گذاری دقیق» برای پدیده‌های اجتماعی و پرهیز از تقلیل‌گرایی در تحلیل ناآرامی‌های اخیر می‌پردازد. با استناد به سیرهٔ امیرالمؤمنین (ع)، چهار مفهومِ «اعتراض»، «هائشات» (ناآرامی‌های کور)، «غارات» (تروریسم دشمن) و «بَغی» (شورش مسلّحانه) از یکدیگر تفکیک شده‌اند تا از صدور حکم واحد برای همهٔ معترضان جلوگیری شود. متن با طرح «الهیات اعتراض»، تخطئه و انتقاد را طبق دیدگاه امام خمینی (ره) و قرآن کریم، نه تهدید، بلکه «هدیه‌ای الهی» و فرصتی برای بازگشت به ارزش‌ها در نظام اسلامی می‌داند. در نهایت، راهکار عملی برای جمع میان «آرمان‌گرایی علوی» و مقابله با سوءاستفادهٔ دشمن، «مُظاهره» یا همان تشکّل‌یابی و کانال‌کشیِ اعتراضات از طریق نهادهای مدنی و اصناف معرفی می‌شود؛ راهکاری که با اجرای اصل ۲۶ قانون اساسی (حقّ تشکّل‌یابی)، بارِ امنیتی را از دوشِ اصل ۲۷ (حقّ تجمّعات) برداشته و اعتراض را به مجاری قانونی و مؤثر هدایت می‌کند.

  1. ضرورت «نام‌گذاری جامع» برای پدیده‌های اجتماعی و آسیب‌شناسیِ تقلیل‌گرایی در نام‌گذاری
  2. گونه‌شناسی ناآرامی‌ها در سیرهٔ امیرالمؤمنین (ع)
  3. تحلیل وقایع اخیر: تفکیک «سرِ جنگی» از بدنهٔ اعتراض
  4. الهیات اعتراض: تخطئه به مثابه هدیهٔ الهی
  5. مبانی قانونی و قرآنیِ حقّ اعتراض
  6. راهکار عملی: تشکّل‌یابی و «مُظاهره»

دانلود سخنرانی «اعتراض، چرا و چگونه؟» | “دانلود از پیوند کمکی”

مبانیِ الهیاتی و فقهی اصل ۲۷ | مبتنی بر نظرات امام خمینی (ره)

 

اعتراض، چرا و چگونه؟

چکیده‌ای از ارائۀ استاد محسن قنبریان در شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمّار | ۶ بهمن ۱۴۰۴

ادامه خواندن سخنرانی/ اعتراض، چرا و چگونه؟

سه‌ گِره در کلافِ اعتراض ✊

  1. ناباوری به الهیات و گفتمان اعتراض
    بسیاری از نخبگان انقلابی و کارگزاران، به «حقّ اعتراض مردم» و «تکلیف نظام» دراین‌باره باور ندارند؛ درحالی‌که:
    امام خمینی «تخطئه» را «هدیهٔ الهی» می‌دانست (برای ترازکردنِ آدم‌ها و رویه‌ها با «ارزش»ها در یک «نظام ارزشی»)،
    • خبرگان قانون اساسی شرطِ «مسالمت‌آمیز» را از پیش‌نویس حذف کردند (جلسه۲۶
    • و تفسیر نیز، فریادِ بدی‌ها (جهر بالسّوء) در «مصالح عمومی» را محبوب خدا می‌داند.
    امّا؛ برخی ائمهٔ جمعه اعتراض را به «نامه‌نوشتن» تقلیل می‌دهند، و تحلیلِ غالب در محافلِ حزب‌اللهی این است که در نظامِ دارای دشمن، اعتراض چه وجهی دارد؟!
  2. معطّل‌ماندنِ اصل ۲۶ (حقّ تشکّل‌)
    علّتِ شتاب و تشدیدِ اعتراضات خیابانی در مورد اغلبِ صنوف، عدمِ تحقّق اصل تشکّل‌یابی است. اصل ۲۶ با شیارکشیِ مشارکت در حکمرانی، از بارِ اصل ۲۷ (حقّ تجمّع) می‌کاهد.
    درحالی‌که تجّار با «اتاق بازرگانی» لابی می‌کنند، کارگران (با حداکثر ٪۷ تشکّل)، و کارمندان و معلّمان و… با درصدی کم‌تر، امکانی برای پیگیری اعتراض خود ندارند؛ لذا منتظر شلوغی خیابان می‌مانند!
  3. مؤثرنبودن اعتراض آرام و قانونی
    همان اندک تشکّل‌های موجود نیز که گاهی (بی مجوّز و با آن) اعتراضاتِ صنفی، آرام و وفادارانه (مانند تجمّع ۳تا۵ هزارنفری کارگران پارس‌جنوبی آذر ۱۴۰۴) برگزار می‌کنند، اثری ندارد و این بی‌اثربودن، پیام خطرناکی دارد.
    قانون باید مسئول مربوطه را مکلّف به «پاسخگویی در مهلت معیّن» کند تا اعتراض مؤثر واقع شده و به خیابان و خشونت کشیده نشود.

محسن قنبریان | ۸ بهمن ۱۴۰۴

لیام، آنیلا، ملینا

در تروث‌ سوشالش به اغتشاش گران ایران نوشت:

«قفل کردیم و آماده شلیک ایم (Locked & Loaded)… نهادها را تسخیر کنید، کمک در راه است!»

دستور شلیک اش ، تیرش به آنیلای ۳ساله و ملینای ۵ ساله خورد!

در آمریکا اما معترضان را تهدید کرد. باز در شبکه اجتماعی اش نوشت:

«در مینه‌سوتا، آشوبگران، فتنه‌انگیزان و اخلالگران در اغلب موارد افراد حرفه‌ای با دریافتی‌های بسیار بالا هستند. فرماندار و شهردار نمی‌دانند چه کاری انجام بدهند، کنترل را به طور کامل از دست داده‌اند و درحال حاضر بدردنخور شده‌اند. اگر – و زمانی که – مجبور به اقدام شوم، این مسئله سریع و موثر حل‌وفصل خواهد شد. رئیس‌جمهور دونالد جی‌. ترامپ.»

دستور شلیک بر معترضان و بازداشت مهاجران در آمریکا، لیام ۵ساله را طعمه کرد تا خانواده اش را هم دستگیر کنند!

بچه ها همه جای دنیا مثل هم اند، ناز و پدری اند، از سگ می ترسند و…

خشونت آمریکایی هم همه جای دنیا یک جور است، کرمانشاه و اصفهانِ ایران باشد یا مینه سوتای آمریکا!

محسن قنبریان

اوّل امنیت!

گفتگوی تلفنی فکرت با حجت الاسلام قنبریان در ایام اغتشاشات*

 

حکومت علوی بین دو اغتشاش!

  1. اعتراضاتی که به محاصره خانه خلیفه سوم و کشتن او انجامید. آن روزها با علی(ع) بیعت شد. در مقابل درخواست احقاق حق و انتقام خلیفه مقتول فرمود: «صبر کنید تا مردم آرام شوند و دلها از تب و تاب بیافتد و حق های از دست رفته به آسانی گرفته شود»(خطبه ۱۶۸)
  2. آخر حکومت ایشان هم عملیاتهای تروریستیِ غارات بود که کشورش را تجزیه کرد!

گلایه حضرت از مردم این بود: «کار را بر دوش یکدیگر نهادید و یکدیگر را تنها و بی یاور گذاشتید تا اینکه دشمن از هر طرف برشما تاخت [۶ عملیات تروریستی] و شهرها را از چنگتان در آورد»(خطبه ۲۷)

پس در زمان عملیات های تروریستی در خیابان و آماده سر مرزها، اول امنیت بعد دنبال احقاق حقوق!

چاره حضور میلیونی مردم است!

البته مسئولان بعد آرامش موظفند اعتراضات را بشنوند نه چنانچه معمول است، به تأویل برود.

* این گفتگو در روزهای اغتشاشات و قطع بودن اینترنت و قبل از حضور میلیونی ۲۲دی بوده است!

حجاب روایتِ رسمی اغتشاشات

این که آنچه اتفاق افتاد فتنه ای آمریکایی_صهیونی و ادامه جنگ ۱۲روزه بود، جای تردید ندارد.

غیر از حمایت علنی و وعده مداخله توسط ترامپ در روز های اول، اسناد بیشتری هم دارد فاش می شود.

اما به یُمن بسته شدن کامل اینترنت (حتی پیامک) و استفاده حداکثری از تک گویی رسانه های رسمی (بخصوص برنامه های متراکم شبکه های متعدد رسانه ملی) ، روایت اغتشاشات در همان فتنه آمریکایی_صهیونی و کماندوهای موساد در ایران صورت بندی شد و تمام!

فقط رهبر انقلاب اسلامی در روز مبعث از عامل دوم اغتشاشات جدی تر سخن گفت: «نوجوانان»!

«نوجوان خامی که با رژیم صهیونیستی و فلان دستگاه جاسوسی ارتباطی نداشتند؛ اما تحت تاثیر قرارش می دهند، هیجان برایش می سازند… وارد میدان می شوند، شیطنت هایی می کنند که نباید بکنند. اینها پیاده نظام اند. آن سردسته (جاسوس و مرتبط با رژیم) اینها را جمع می کند. هر کدامشان ۱۰نفر، ۲۰نفر، ۵۰نفر را جمع می کنند، راهنمایی می کنند که باید بروید اینجا این جنایت را بکنید و متاسفانه می کنند!… اینها چند هزار نفر را به قتل رساندند بعضی ها را با شدتِ غیر انسانی یعنی کاملاً وحشیانه به قتل رساندند! (تلخیص فرمایشات رهبری)

پس رابطه، ۱به ۲۰ یا ۱به ۵۰ بین سرپل های مرتبط با بیگانه و نوجوانانِ هیجانیِ میدان بود که توانست چند هزار نفر کشته هم بگیرد!

ظاهراً دستگیر شدگان نیز عمدتاً نوجوان اند.

اما درصدی از همین نوجوانان آن جنایات عجیب را رقم زدند!

روایت رسمی با غلبه دادن دسته اول (عوامل دشمن) ، از این دسته ی دومِ حداکثری به اشاره می گذرد!

جالب این که در ناآرامی های ۱۴۰۱ هم با این پدیده (محدودتر و کمی خفیف تر) مواجه بودیم! جانشین فرمانده کل سپاه متوسطِ سِنّی دستگیر شدگان ۱۴۰۱ را ۱۵ سال بیان کرد!

عجیب تر این بود که یک سال قبل از آن (آبان۱۴۰۰) «سامانه پایش و آسیب های اجتماعی دانش آموزان» متعلق به آموزش و پرورش گزارش داده بود:

 در ۶ سال گذشته میزان خطرپذیری دانش آموزان با رشد سالانه ۵/۱٪ به رشد ۱۰ برابری نسبت به قبل رسیده است!

 آن گزارش رسمی بیان کرده بود طی ۳سال گذشته، «خشونت» رتبه اول در بین خطر پذیری دانش آموزان است!

این واقعیت در اغتشاشات ۱۴۰۱ در خیابان ها مجسم شد و دستگیر شدگانِ عمدتاً نوجوانِ آن را جلوی چشم ها آورد.

لکن جای پرداختن به علل و توجه کردنِ دستگاه های تربیتی و تبلیغی به این آسیب جدی، صرفاً شعار زده با آن مواجه شدیم.

اگر هم کسی از این آسیب سخن می گفت، پدیده «سلام فرمانده» و «اعتکاف های دانش آموزی»  و… را به سرش کوبیدیم و «سیاه نما» و «غُر زن» خطابش کردیم!

حال آن که پدیده های اجتماعی را باید با هم دید؛ نه انکار آن کرد و نه این! به خصوص وقتی یکی (ولو با درصدِ جمعیتیِ کمتر) بتواند فتنه ای عظیم و خساراتی جبران ناپذیر موجب شود.

کلیشه سازی از یکی و روایت غالب کردنش وقتی با غفلت یا تغافل و فرار از مسئولیت در قبال دیگری باشد، بد و نکوهیده است.

چیزی که متاسفانه رویه دستگاه های فرهنگی، تبلیغی و تربیتیِ عریض و طویل ما شده است.

قطعاً از امتیازات ایران اسلامی یکی جوان و نوجوان آن است. ۸۵٪ نوجوانان ایرانی از زندگی در ایران اسلامی دارای احساس سربلندی اند.

 ٪۸۴ حاضرند برای کشور خود مقابل دشمن بجنگند!

 بیش از ۷۰٪ آنان مایل به مقاومت حتی به قیمت از دست دادن زندگی راحت هستند و پس از جنگ ۱۲روزه این میل افزایشی هم بوده است! (پیمایش مرکز تحلیل اجتماعی – متا)

اما در همین پیمایش، این صنف، فقط ۷۵/۴٪ در اعتراضاتِ احتمالیِ۱۴۰۴، پاسخِ «قطعاً شرکت نمی کنند» دادند! (بقیه شرکتِ قطعی و احتمالی و بی جواب)

همان پاسخِ «زیر ۲درصدْ شرکتِ قطعی» در اعتراضاتِ احتمالی، با همراهی دیگران توانست در چند روز اغتشاش، آسیب هایی به شهرها بزند که در جنگِ ۱۲روزه ی اف۳۵ ها به خود ندیدند! بعضاً جنایت های وحشیانه ای بسازند که به نام «داعش در شهر» گوشه ای از آن را پخش می کنیم؛ اما در روایت رسمی رویمان نمی شود بگوییم نوجوانان خودمان با سردستگی لیدرهای آموزش دیده چنین کردند!

باز دلمان را به معنویت و وفاداری درصد بالای دیگر خوش کرده، سرودهای آنها را کلیشه ی غالب نوجوان ایرانی می کنیم تا باز هم نبینیم و از تجربت ها درس نگیریم و بالتبع تدبیری جدی نکنیم!

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱٠/۲۹

درس توازن از رهبر انقلاب اسلامی

به دو سیره متمایز ایشان توجه کنید:

  1. آزادی، عفو و عدم پیگرد:
    با معترضین سیاسی در ناآرامی ها که حتی برخی خطای امنیتی هم کرده اند یا دچار پرونده قضایی و حتی محکومیت شده اند:
    در مواجهه با اصل حضور در ناآرامی های ۱۴۰۱:
    “کسانی که در خیابان فساد و تخریب میکنند و کردند، اینها همه یک حکم ندارند. بعضی از اینها جوانان و نوجوانانی هستند که هیجان ناشی از ملاحظه‌ی فرض کنید که فلان برنامه‌ی اینترنتی اینها را به خیابان میکشاند؛ (…)مشکل اینها را با یک تنبیهی میشود حل کرد؛ یعنی هدایتشان کرد و تفهیم کرد که اشتباه میکنند؛ لکن بعضی از اینها این جور نیستند؛ بعضی از اینها بازمانده‌های عناصرِ ضربت‌خورده‌ی چهل سالِ گذشته هستند: منافقین، تجزیه‌طلب‌ها، بقایای رژیم منحوس پهلوی، خانواده‌های ساواکی‌های مطرود و منفور که بیانیّه‌‌ی اخیر وزارت اطّلاعات تا حدود زیادی برخی از این مطالب را روشن کرد”(۱۱مهر۱۴۰۱)
    در ۱۹دی۱۴۰۱ هم دو گانه باتوم و تبیین را طرح و چاره وسوسه بر ذهن جوانان (در ماجراهای۱۴۰۱) را تبیین بیان کردند نه باتوم.
    عفو معیاری رهبری پس از ناآرامی های ۱۴۰۱:
    تمام محکومان ۱۴۰۱ از ۲۵شهریور تا زمان اعلام عفو(۱۶بهمن۱۴۰۱) در هر مرحله ای که باشد به ۸شرط پرونده مختومه و مورد بخشش واقع شدند. (بخوانید!)
    رئیس جمهور سابق (شهید رئیسی) هم روز ۲۲بهمن موافقت رهبر انقلاب با امتداد این عفو قضایی به حوزه اداری را اعلام کرد. دانشجویان، چهره های فرهنگی، ورزشی و رسانه ای که مشمول محدودیت شده بودند را مشمول عفو اعلام کرد.
    روایت دبیرکل کمیته المپیک در اینباره را ببینید!
  2. مراقبت و سخت گیری در صلاحیت
    برای مناصب و مراکز تصمیم ساز و…
    پیش از انتخابات اخیر با کاندیداها:
    “با خداوند عهد کنید اگر موفق شدید کارگزاران خود را از کسانی قرار ندهید که ذره ای با انقلاب زاویه دارند”(۱۴۰۳/۴/۵)
    هشدار دوباره درباره نفوذ:
    “نمی‌شود ملت ایران قبول کند که همان پرچم‌ها به وسیله افراد نفوذی، به وسیله انسان‌های فریب‌خورده در داخل کشور برافراشته بشود.
    این پرچم، پرچم نفوذ فرهنگی و سبک زندگی دشمن و وسوسه‌های خصمانه دشمن نباید در داخل کشور در دستگاه‌های مختلف ما برافراشته شود. باید مراقبت کرد، همه موظفند. در وزارت آموزش و پرورش باید مراقبت کرد، در صدا و سیما باید مراقبت کرد، در مطبوعات باید مراقبت کرد، در وزارت علوم و وزارت بهداشت که محل تربیت جوانهاست باید مراقبت کرد. آنجا دشمن به وسیله رزمندگان ما شکست خورد نباید گذاشت آن دشمن شکست خورده در داخل کشور با انحاء حیله‌ها و ترفندها کار خودش را دنبال کند و انجام دهد.”(۱۴۰۳/۷/۴)
    جمع بندی:
    در اسلام برای شهروند معمولی اصل بر برائت است. (اصل۳۷قانون اساسی)
    هر حضور اعتراضی الزاما جرم و بغی نیست حتی اگر همراه با خطاهایی باشد.(۱۱مهر۱۴۰۱ رهبر انقلاب)
    در صورت اثبات جرم هم بخشش در هنگام پیروزی، “زکات قدرت” است. بخشش مشرکانِ جنگ افروز، پس از فتح مکه از آن قبیل بود.
    با این عفو، تحصیل و کار و سایر حقوق شهروندی آزاد می شود. (عفو معیاری رهبری در ۱۴۰۱ و سریانش به نظام اداری توسط شهید رئیسی)
    اصل میل کردن به صفر در زندانی سیاسی، رفتن به سمت سیره امیرالمومنین(ع) است.
    لکن در تصدی مناصب حکومت، اصل بر برائت نیست و “احراز صلاحیت”، شرط است.
    بدون این احرازها، نفوذ شکل می گیرد.
    (پیامبر(ص) خلافت و حکمرانی را بر همان طلقاء و آزاد شدگان فتح مکه ممنوع و حرام اعلام کرد)
    در این صلاحیت ها الاولی فالاولی حاکم است یعنی هرچه منصب مهمتر، صلاحیت باید بیشتر ثابت باشد. زاویه دارها با انقلاب نباید در مناصب مهم بنشینند. (رهبر انقلاب۱۴۰۳/۴/۵)
    کسانی که سوء پیشینه هم ندارند، با ریب و شک در بقاء صلاحیت ها قابل تعویض اند (فائده قاعده۱۴۷ القواعد و الفوائد) در اینجا شهادت مراکز حفاظتی و اطلاعاتیِ امین کفایت می کند (عهدنامه مالک اشتر فراز مربوط به کارگزاران) و مثل قسم اول نیست که اثباتش دادگاه صالحه بخواهد.

 

مطالب تکمیلی:

 

محسن قنبریان ۱۴۰۳/۷/۵

سبک رهبر انقلاب در جمع کردن فتنه خیابانی

فتنه۸۸ هم حمایت بیگانه و سازماندهی رسانه معاند را داشت و هم در تجمعات، تخریب اموال و حتی سلاح (سرد و گرم) کشیدن و درگیری داشت.

آیت الله خامنه ای چه کرد؟!

  1. تبیین و تبیین و… و تدبیر[۱]؛ تا جمعیت خیابان ریزش کرد!
  2. التجاء مکرر به خداوند و توسل فراوان و نماز استغاثه که خونی ریخته نشود!
  3. فرمانده سپاه تهران -آشنا به سبک ایشان- “جای مجوّز” از شورای امنیت ملی “دستور منعِ شلیک” برای نیروهایش می گیرد!
    به نیروهای تحت امرش می گوید: امروز دفاع از ولایت با کشته شدن ماست؛ نکند کسی را بکشید! هیچ گلوله ای نباید داشته باشید! (دو ویدئو درباره سردار شهید همدانی)
  4. صدنفر از دستگیر شدگان هتاکی عاشورای۸۸، متهم به تخریب و تعرض های آن روز به تکیه های عزای اباعبدالله هم بودند اما وقتی مجرم از غیر مجرم (حاضر در صحنه و احیانا همراه با مجرمین) قابل تفکیک نبود، دستور دادند: اگر قابل تفکیک نیست و احتمال یک نفر بی گناه هست، همه را آزاد کنند! (ویدئو سعید جلیلی)
  5. پس از ریزش جمعیت و عِده و عُده آنها، با وجودی که تریبونهای حزب اللهی محاکمه و اعدام سران فتنه را بعنوان باغی، مطالبه می کرد؛ نزدیک به سیره حضرت امیر(ع) با همسر پیامبر(ص) در جمل را رضایت داد: حصر خانگی و محدودیت اجتماعی[۲]!
    اغتشاشات ۱۴۰۱ “از حیثِ” حمایت بیگانه و سازماندهی رسانه های معاند و فساد و تخریب اموال و کشیدن سلاح، به ۸۸ شبیه بود بعلاوه ی جنایاتی بی سابقه از شکنجه و کشتن بسیجی و حافظ امنیت به شکل دسته جمعی!
  6. رهبر انقلاب، باز “حاضر و مجرم” را یک کاسه نکرد؛ بلکه حتی همه آنها که در خیابان فساد و تخریب کردند را هم برایشان یک حکم نکرد!:

الف) جوانان و نوجوانانی که فلان برنامه اینترنتی اینها را به خیابان می کشاند، هیجانی و احساساتی می کند.
مشکلشان را با یک تنبیهی می شود حل کرد! یعنی هدایتشان کرد و تفهیم کرد که اشتباه می کنند.

ب) بازمانده های عناصر ضربت خورده چهل سال گذشته، منافقین، تجزیه طلبها و…
(اینجا هم باز) قوه قضاییه بایستی به میزان مشارکتشان در تخریب و ضربه ی به امنیت، محاکمه کند و برایشان مجازات تعیین کند!(۱۴۰۱/۷/۱۱)

ج) جنایت کارهایی که با شکنجه آدم کشتند (مثل ماجرای آرمان عزیز و شهید عجمیان و…)
اینها را هرکس ثابت شود همکاری داشته با این جنایت ها، بدون تردید مجازات خواهد شد!(۱۴۰۱/۸/۱۱)

این سبک، چه به “حکم اولی شرعی”، چه “حکم ثانوی حکومتی” بوده باشد؛ تراز تر برای جمهوری اسلامی و وضعیت میدان است. واضح است دو دیگریِ افراط و تفریط از این سبک هرکدام پیامدهای زیان بار خود را همراه دارد.

محسن قنبریان ۱۴۰۱/۱۰/۹

[۱] در اینباره کتاب فتنه تغلب و مستند من مدیر جلسه ام را ببینید.

[۲] عایشه بعد از جنگ جمل چه شد؟/ حصر خانگی عایشه توسط امیرالمومنین

معرفی کتاب

چنانچه قابل پیش بینی بود بازگفتن قرائت شهید مطهری درباره حجاب و زن، مواجهه ای مثل همان دهه طرح شده توسط ایشان را -در مقیاسی کوچک تر- داشت: عموم جامعه استقبال می کنند/ طیف سنتی مذهبی بخاطر برخی روایات و فتاوا و سیره متشرعین مخالفت یا چالش می کنند! البته هردو پدیده مبارکی است و زمینه گفتگوی بیشتر و احیای نگاه اصیل و عمیق متفکران انقلاب اسلامی می شود.

متاسفانه فضای تبلیغی و ترویجی در دهه های گذشته در خدمت درخواست طیف سنتی و قرائتی در اصالت بخشی به خانه نشینی (نه فقط خانه داری -بهتر: شوهرداری- و مادری که ارزش مند است) بوده است. سیاست گذاری ها هم در حرکت پاندولی در برخی حوزه ها به این اصالت و در برخی حوزه ها، به جانب رقیب: تشابه مذموم زن با مرد (نه تساوی حقوق زن و مرد که مثل مطهری مدافع اش بود) منحرف میشده است!

چقدر خوب است جوانان و مبلغان عزیز یکبار دیگر دو کتاب: مساله حجاب و نظام حقوق زن در اسلام شهید مطهری را بخوانند. دانشگاه امام صادق(ع) در دفتر ۴ خلاصه های آثار ایشان در ۱۵۰صفحه این دو و کتاب اخلاق جنسی در اسلام و غرب را خلاصه کرده است (برای آنها که حوصله مفصل خوانی ندارند).

بحثهای تفصیلی تر در پاسخ به شبهات و اشکالات بعد از این کتابها آسانتر می شود…

محسن قنبریان

لوازم این نظر را آیت الله نمی‌پذیرد!

(صمیمانه با آیت الله محسن اراکی)

مقدمه

این طلبه کوچک هفته های قبل در بحث نقد و ابرام ها بر حکم محاربه و اعدام محسن شکاری و موج سواری بیگانه بر آن، ساکت بودم.

بیش از یک ماه پیش تر و در اول شروع دادگاه ها یادداشت کوتاهی، درباره مجازاتهای محارب و فحّاش با دو واسطه برای رئیس قوه قضائیه فرستادم -که نمیدانم به دستش رسید یا نه؟- و دیگر ساکت ماندم.

سخن اخیر استاد معظم آیت الله اراکی -که از حکم محارب و مفسد فی الارض به بغی هم ارتقاء دادند و تقریبا همه حاضران در اغتشاشات را شامل کردند- ناگزیرم کرد فقط دو پرسش از لوازم نظرشان بپرسم؛ که بعید می دانم دو لازمه را بپذیرند.

لازمه اول: جواز کشتار خیابانی!

به پایان خطبه۱۷۲ نهج البلاغه درباره باغیان جمل استناد کرده اند که حضرت فرمود:

“به خدا سوگند، حتی اگر به یک نفر از مسلمانان دست می یافتند و او را به عمد و بی هیچ گناهی می کشتند، کشتن همه آن لشکر (ذلک الجیش) برمن حلال بود، زیرا همه آنان در کشتن آن مرد حضور داشتند و این جنایت را منکَر نشمردند و به زبان و دست از او دفاع نکردند”.

نتیجه گرفته اند:

“طبق این فرمایش امیرالمؤمنین؛ جمعی که برای براندازی قیام می‌کنند و اقدام به قتل مسلمان مظلومی می‌کنند، همۀ کسانی که در آن جمع حاضرند و بر این کار اعتراض نمی‌کنند شریک جرم و باغی به شمار می‌آیند و قتل آنان به جرم «بغی»، شرعا جائز است.”

بر قتل، جرائم دیگر مثل سوزاندن و نا امن شدن خیابان برای مغازه داران و تردد خانمهای چادری افزوده و بر عنوان افساد فی الارض و محارب هم عنوان بغی را افزوده اند و نتیجه گرفته اند:

“باغی کسی است که برای براندازی حکومت اسلامی اقدام می‌کند هرچند موفق نشود، حتی اگر کسی را هم نکشد. همین اقدام عملی برای براندازی حکومت اسلامی ولو در زمان غیبت معصوم(ع)، بغی است و حکم باغی، قتل است حتی اگر کسی را نکشد، حتی اگر مستقیماً مرتکب جرمی نشود. همین که اقدام عملی برای براندازی بکند، حکم بغی را دارد”

حکم اشخاصی که اقدام عملی برای براندازی حکومت اسلامی انجام دادند چیست؟

سلمنا که بغی اعم از خروج بر معصوم و شامل دوره غیبت هم بشود[۱]؛ لازمه عنوان بغی را پرسش دارم:

اگر جمع های اغتشاشگران (حاضر و مجرم)، صدق عنوان “جیش” در این خطبه و “فئه” در کلمات فقهاء می کند؛ لازمه اش در چنین ارتکاب مشهودی چرا مثل همان جمل نباشد؟! چرا محاکمه و دادگاه؟! در همان معرکه(خیابان) چرا به جرم بغی کشته نشوند؟!!

مگرحضرت امیر(ع) اهل جمل را شناسایی و شبانه دستگیر و بعدا برایشان دادگاه تشکیل داد؟!

اگر شرکت در چنین تجمعاتی که افرادی در آن محاربه می کنند، در حکم بغی؛ و آن اجتماع، بمثابه جیش و لشکر باغیان جمل است؛ پس آیت الله بپذیرد نیروی نظامی-انتظامیِ نظام پس از یکی دو بار هشدار و ابلاغ با بلندگو، دستور آتش دهد و مثل جمل در همان معرکه آنها را بکشند!

از اجرای حکم خدا هم به اتهام ژاله سازی و برچسب ۱۷شهریور پهلوی شدن نترسد! چون حتما ایشان جواب دارد که آن خروج بلکه اعتراض علیه جائر بود و این خروج علیه عادل!

اینرا طلبه ای در فیضیه می تواند پلاکارد کند اما آیا آیت الله چنین لازمه ای را می پذیرد؟!!

رهبران انقلاب البته در ۴دهه گذشته قطعا خوانشی که چنین لازمه ای داشته باشد نداشته اند.

اگر در رصد اطلاعاتی بودن و به تعبیر فقهاء “در قبضه ی امام بودن”، بی نیاز از اقدام در صحنه دارد؛ که باید گفت با این فرض (در قبضه بودن و جدا نشدن از مردم با رفتن به بیابان یا گرفتن یک شهر) اصلا حکم بغی درباره شان منتفی است: “و حکی عن الشیخ ایضاً و ابنی حمزه و ادریس، اشتراط الخروج عن قبضه الامام منفردین عنه فی بلد او بادیه فی جریان حکم البغاه اما لو کانوا معه و فی قبضته فلیسوا اهل بغی[۲]

لازمه دوم: پذیرش حکمیت بیطرفان، بین ولایت و اغتشاشگران!

اگر حضور در بین اغتشاشگرانِ خیابان، بغی مثل جمل است و از نهج البلاغه می توان برای حکم بغی همه استفاده کرد، دعوت به حکمیت بین حکومت و باغیان را هم باید بر همان اساس پذیرفت!

حضرت امیر(ع) به همین باغیان جمل در نامه۵۴ فرمود: “وَقَد زَعَمتُما اَنِّی قَتَلتُ عُثمانَ، فَبَینِی و بَینَکُما مَن تَخَلَّفَ عَنِّی وَ عَنکُمَا مِن اَهلِ المَدینَهِ ثُمَّ یُلزَمُ کُلُّ امرِئً بِقَدرِ مَا احتَمَلَ: پنداشتید که من عثمان را کشتم، میان من و شما از مردم مدینه کسانی هستند که با من بیعت نکرده و به شما نیز یاری نرسانده اند، اینان داوری کنند تا هرکس به هر اندازه دخالت داشته، گناه را بر گردن گیرد”

یعنی بین آن امام معصوم و باغیان جمل مثل اسامه بن زید و عبدالله بن عمر و سعد ابی وقاص -که نه علی(ع) را پذیرفته اند و نه الان با باغیان اند- حَکَم شوند و هرچه حُکم کردند طرفین بپذیرند[۳]!

فقهای بزرگ شیعه هم در احکام بغات از حکمیت فرد یا جمعی بین آنها و امام سخن گفته اند[۴].

(یجوز ان یستند الحکم الی الاثنین او اکثر مع ملاحظه الاجتماع بلاخلاف اجده فیه بل فی المنتهی الاجماع علیه)

آیا آیت الله این قسمت از احکام مواجهه با باغیان را هم می پذیرد؟! یا فقط کشتن همه، عمل به سیره علی(ع) است؟!!

آیا اگر معترضان در بدو امر پیشنهاد حکمیت کردند و حکمیت غیر شخص حاکم و نهادهای حکومتی (مثلا نهادهای بین المللی اسلامی یا حتی مرجعیت نجف) را بیان کردند، خود این پیشنهاد متهم به براندازی نمی شود؟!!

بسیار بعید می دانم آیت الله اصل چنین پیشنهادی را مسموع و براندازانه نداند!

نهج البلاغه علی(ع) هم مثل ذوالفقارش، دو لب است؛ تیز کردن یک لبه آن و کُند کردن لبه دیگرش، انتسابش به علی(ع) را مخدوش می کند!

رهبران انقلاب اسلامی اگر در اعتراضات، حکمیت کسانی غیر از نهادهای قانونی را نپذیرفته اند؛ در مقابل معترضان خیابان را -ولو چیزی هم آتش زده و ناامنی موجب شده اند- باغی ندانسته اند.

موخره

این قیل و قالها سر اعدام، در جمهوری اسلامی حکایت غریبی دارد. در جو انقلابی روزهای اجرا، سینه سپر دارد؛ ولی یکی دو دهه بعد در انتخابات ها و طلب رای از مردم هرکس گردن دیگری می اندازد و “آیت الله اعدام”، میشود یک فحش و کلی مربی بصیرتی برای اثبات نبودن در کمیته های سه نفره درست می شود!

نه در جو دادن های حزب اللهی، بیشتر از حکم خدا گفتن، انقلابی گری است و نه در میتینگ و ستادهای های انتخاباتی انفعال از حکم خدا و صرفاً تبرئه کاندیدای خود جوانمردانه است.

بهتر نیست همان قدر که حکم قطعی خداوند است اجرا و در جوانب یا تطبیقات مشکوک یا اختلافی، در دماء(کشتن) احتیاط کنیم و بعد همه محکم از کار دفاع کنیم؟!!

خدا را شکر امام بزرگوار و رهبر انقلاب بسیار حساب شده تر در این موارد حکم کرده اند:

– سال۶۷ امام خمینی در تطبیق حکم بغی بر زندانیان منافقین، باوجودی که بخاطر حملات گسترده منافقین به شهرهای مرزی، “شرایط رجوع به فئه” و تشکیلات کاملا سازمان یافته تا درون زندان داشت جدی می شد؛ به کمیته سه نفره توصیه احتیاط کرد. در تطبیق حکم،  فقط هرکس بر همراهی با منافقین مصرّ بود و دونفر یا سه نفر از کمیته به این تشخیص می رسیدند، حکم اعدام درباره اش جاری می شد.

– رهبر انقلاب نیز حاضران در اغتشاشات اخیر را چند بار دسته بندی کرده اند و به همه حاضران حُکم -چه رسد به حکم باغی- ندادند: “کسانی که در خیابان فساد و تخریب می کنند و کردند اینها همه یک حکم ندارند” بعد برای جوانان هیجانی که جوانان و بچه های خودمان می خوانند، به تنبیهی بسنده و بازمانده های عناصر ضربت خورده چهل سال گذشته راهم به میزان مشارکتشان در تخریب و ضربه به امنیت مطالبه مجازات می کند[۵].

محسن قنبریان ۱۴۰۱/۱۰/۲

[۱] بسیاری از فقهاء بغی را منحصر در خروج بر امام معصوم می دانند ر.ک: ریاض المسائل ج۸ص۲۴/ لمعه ص۸۳/جواهر الکلام ج۲۱ص۴۶/و…

[۲] جواهر الکلام ج۲۱ ص۳۳۲

[۳] نامه ۵۴ نهج البلاغه : پاسخ به ادّعاهاى سران جمل

[۴] فقهاء حکمیت خواهی یا پناه بردن به قرآن را فقط پس از جنگ و کثرت کشته و مجروح آنها، آنهم وقتی اول کار به آن دعوت شده و نپذیرفته اند، رد می کنند (تحریر الاحکام ج۲ص۲۳۵/ جواهر الکلام ج۲۱ص۳۲۶و۳۲۷)

[۵] رک: سخنان ایشان در ۱۴۰۱/۷/۱۱و۱۴۰۱/۸/۱۱