بایگانی برچسب: s

صدا و سیما/ ۰۲۰۱۲۰ – امیرالمومنین علی علیه‌السلام و روحیه جمعی کوفه (بسیج ناشوندگی)!

برنامه علامت پخش شده از شبکه دو سیما، در فروردین ماه ۱۴۰۲ فصل دوّم خود با عنوان «کوفه؛ نقطه، سرخط» را روی آنتن دارد. در این فصل نیز حجت الاسلام قنبریان بعنوان کارشناس حضور دارد. قسمت دوّم این مجموعه منتشر می‌شود.

  • روحیه جمعی کوفه: اقتدارگرایی با تم مذهب!
    منشأ این روحیه، شهر دست ساز بودن کوفه برای فتوحات اسلامی است.
  • بسیج ناشوندگی کوفه در دوره امیرالمومنین بخاطر سیاستهای متضاد دو دولت قبل:
    – سخت گیری، الزام و دیکته خلیفه دوم
    – تساهل و اباحه خلیفه سوم

به تعبیر حضرت: مردم هر یک امام خود شدند!

  • راه حل حضرت امیر(ع)
    رعایت تراز: امام سائق است نه قائد!
  • مدارای فعال و رفق با عامه مردمش:
    – درجایی که وظیفه گردن مردم نیست، نفی اکراه
    – در احکام الهی که گردن آنهاست، استیفای حقوق + تمام رفق (نه احکام را بخواهد اما حقوقشان را نپردازد)
  • با دشمن و باغیان و آنان که حد گردنشان بود، مقتدر بود؛ حتی اگر از دوستان باشد!
  • اصلاح این روحیه جمعی زمانبر بود و علی(ع) با فاسد کردن خود (کشتن و زهر چشم گرفتن) نمی خواست آنها را اصلاح کند.

* توضیح و تکمیل ارائه در ضمن گفتگو و پرسشها صورت می گیرد. از جمله:

  • فرق روش امیرالمومنین با روش استالینی و روش لیبرال؟
  • فرق مربی بودن حاکم اسلامی با حکومت پدرسالار؟!
  • در دَوَران بقاء نظام باتعطیل “احکام” یا تعطیل “ارزشها” چه باید کرد؟!

دریافت صوت «۰۲۰۱۲۰ – امیرالمومنین علی علیه‌السلام و روحیه جمعی کوفه (بسیج ناشوندگی)!» | “دریافت از پیوند کمکی”

ادامه خواندن صدا و سیما/ ۰۲۰۱۲۰ – امیرالمومنین علی علیه‌السلام و روحیه جمعی کوفه (بسیج ناشوندگی)! ←

صدا و سیما/ ۰۲۰۱۱۹ – علی علیه‌السلام و نظام طبقاتی بازمانده از قبل!

برنامه علامت پخش شده از شبکه دو سیما، در فروردین ماه ۱۴۰۲ فصل دوّم خود با عنوان «کوفه؛ نقطه، سرخط» را روی آنتن دارد. در این فصل نیز حجت الاسلام قنبریان بعنوان کارشناس حضور دارد. قسمت اول این مجموعه منتشر می‌شود.

  • برخی اصناف چگونه ممکن است طبقه فرادست شوند؟!
  • در تجربه فتوحات چنین شد:
    تبعیض دریافت بیت المال به برخی امکان تصاحب صنف دیگر هم داد!
  • امیران سپاه/ صاحبان اقطاع زمین/ تاجران غله و دام هم شدند!

راه حل های امیرالمومنین(ع)

  1. طرح پیشینی: مهندسی اجتماعیِ تسخیر طرفینی اصناف، همه وابسته به هم و سامان یافته به هم، توزیع عادلانه منزلت اجتماعی و امتناع طبقه شدن[۱].
  2. تنظیم گری پسینی:
  • منع از تجمیع شغلها بخصوص بین والیان و امیران
  • تنظیم درونی هر صنف (تاجران و صنعتگران برای نمونه)
  • امکان آفرینی برای تحرک اقتصادی طبقات فرودست

* توضیح و تکمیل ارائه در ضمن گفتگو و پرسشها صورت می گیرد.

[۱] تسخیر طرفینی در آیه ۳۲ زخرف را در بیان شهید مطهری(ص۵۴تا۵۸) اینجا ببینید.

دریافت صوت «۰۲۰۱۱۹ – علی علیه‌السلام و نظام طبقاتی بازمانده از قبل!» | “دریافت از پیوند کمکی“

ادامه خواندن صدا و سیما/ ۰۲۰۱۱۹ – علی علیه‌السلام و نظام طبقاتی بازمانده از قبل! ←

برنامه علامت

برنامه علامت
فصل دوم: کوفه؛ نقطه، سرخطبا حضور حجت الاسلام قنبریان/ شبکه دو
از امشب(۱۹ فروردین) بمدت ۷ شب
ساعت ۲۲

تکرار:
– هر روز ساعت ۱۴:۰۵
– یک شب در میان ساعت ۱:۲۰

قسمت اول: علی(ع) و نظام طبقاتی بازمانده از قبل!

 

افکار عمومی!

سخنرانی اول فروردین رهبر انقلاب اسلامی جزء سخنرانی های کلیدی و مهم سالانه ایشان است. امسال یک مفهوم مردم سالار در آن پرتکرار و دارای وزن ویژه بود: افکار عمومی!

 

  • “مسائل اساسی باید با افکار عمومی مطرح بشود”
  • “جوانهای صاحب فکر درباره مسائل مهمی که با افکار عمومی مطرح می شود، فعال می شوند و آن را به نصاب لازم می رسانند”
  • “اگر افکار عمومی استقبال نکند از یک فکر، این فکر به عمل و تحقق نمی رسد؛ صرفاً یک امواجی در فضا خواهد بود، یک چیزی انسان می گوید، بعد هم فراموش می شود؛ یا چند سطر بر روی کاغذ!”
  • “برای اینکه خواسته ها و مطالبات بزرگ تحقق پیدا بکند، باید با مردم، با صاحبان فکر با افکار عمومی مردم مطرح بشود”.
  • “مایلم افکار عمومی این مطالب را مورد توجه قرار بدهد، در افکار عمومی تصویب بشود و منتشر بشود”.
  • “باید اینها [حوادث و مشکلات و ضربات دشمن] را با مردم در میان بگذاریم، مردم باید بدانند”.

 

توجه به افکار عمومی، پیشفرض و لوازم خاص خود را می طلبد:

 

  • پیشفرض اش مفتون بودن مردم، باز کردن گره ذهنی یا رفع ابهام و درآوردن جوانان از فتنه رسانه ها نیست؛ بلکه “به نصاب رساندن اندیشه های نو با فعال شدن جوانهای صاحبان فکر است”!
  • یک مونولوگ و از سنخ اسمع افهم نیست؛ “جای تصویب مطالب مهم است”؛ پس لاجرم یک جریان یکسویه نیست؛ رد و ابرام و مباحثه در آن جدی است!
  • “جای طرح مسائل اساسی و حوادث مهم کشور است”؛ لذا گزینشی نیست که هر مساله صلاح دیده شد، از باب تبیین برای جامعه بیان شود و هرکدام به صلاح دیده نشد، سربسته بماند یا در محفل های محدود تصمیم گیری شود!
  • “بدون طرح شدن مسائل اساسی و تصویب و انتشار در افکار عمومی، ایده ها و افکار نو، امواجی در فضا و سطوری بر کاغذ می مانند”!

 

کاش درصدی از فعالیت جهاد تبیین هم برای این مفهوم مبارک و لوازم و امتدادهای آن مصرف شود.

 

محسن قنبریان

سه نوع نگاه در نسبت فقه و ساخت جامعه

برشی از کارگاه فقه تراز ۱۴۰۰

دریافت برشی از «کارگاه لمعه» | “دریافت از پیوند کمکی“

سه دستور خوش‌گمانی از امیرالمومنین (علیه السلام)

خلاصه‌ای از سه دستور امیرالمومنین(علیه السلام) به مالک اشتر در مورد حسن ظن حاکم به مردم

فایل صوتی کامل این جلسه را اینجا بشنوید.

حجت الاسلام قنبریان

مجال کردید ببینید!

فرض گرفته وضع اقتصادی ایران امروز به وخامت دوره رکود بزرگ آمریکا باشد!
در آن دوره فرانک کاپرا فیلمسازی که ایتالیایی الاصل ولی مقیم آمریکا بود فیلم “چه زندگی شگفت انگیزی” ساخت! علیرغم صراحت و نقد، پر از امید و خلق رویا برای آمریکا بود.
اما فیلمهای دهه ۸۰ و ۹۰ سینمای ایران چه؟! اغلب سیاه و مایوس! واقعا سینما آئینه جامعه است یا جامعه آئینه و خلق سینماست؟!!جالب اینکه کاپرا بعدا به اتهامات دچار و منزوی میشود اما باز برای وطن خوانده اش، رویا می سازد!
سازنده در این مستند تحقیقی دنبال روشنفکر و سینماگری مثل کاپرا در ایران می گردد!

اگر خواستید اینجا ببینید.

 

یادداشت حجت الاسلام قنبریان درباره حوادث اخیر

تنظیم و تدوین چند یادداشت حجت الاسلام قنبریان درباره حوادث اخیر توسط روزنامه وطن امروز

دریافت «یادداشت حجت الاسلام قنبریان درباره حوادث اخیر»


خواندن متن مصاحبه در ادامه مطلب

ادامه خواندن یادداشت حجت الاسلام قنبریان درباره حوادث اخیر ←

تحلیل جامعه‌شناسان از وقایع اخیر

حمید پارسانیا:[۱]

وقتی که فقاهت، وضعیت مطلوب و آرمانی را برای امت اسلامی در نظر می‌گیرد، کار اجتماعی و جمعی را یک فرد نمی‌تواند انجام دهد. کار جمعی را باید عموم مردم انجام دهند و فرهنگ باید کشش آن را داشته باشد. اگر این کشش وجود نداشت و انجام نشد، به زور نمی‌شود دیگران را وادار کرد.

انسان‌ها باید بتوانند به کمالاتی که حقشان است برسند و این کمالات به‌صورت یکسان در دسترس آنها قرار گیرد. اموال باید به گونه‌ای در جامعه چرخش و دوران داشته باشد که بین گروه خاصی دست به دست نچرخد.

ما بین فقه و قانون فاصله‌ای داریم. قانون عمدتاً تدبیر و مدیریت اجرای آن مطلوب‌هایی است که دین می‌خواهد؛ اما این تدبیر و مدیریت مطلوب‌ها توسط خود فقه انجام نمی‌شود؛ بلکه توسط دانش‌هایی است که شرایط اجرا را نشان می‌دهد و معرفی می‌کند.

یوسف اباذری:[۲]

از پی درگذشت مهسا امینی، یکی از مهم‌ترین غلیان‌های اجتماعی در ایران رخ داده و در فضایی لبالب از احساس یگانگی، مردمانی از گروه‌ها و اقشار متفاوت را به هم پیوسته است. غلیان اجتماعی پدیده‌ای متناقض است: از یک‌سو اندوه‌گذاری‌ای‌ عظیم است و از سوی دیگر شادی بیکران.

هیئت حاکمه‌ی ایران نیز هر کنش اجتماعی را به تنش فرهنگی بدل کرد تا مانع پرداختن مردم به مسائل حقیقی زندگی‌شان شود.

این خیزش، کلیه‌ی ابعاد زندگی ایرانی را در برمی‌گیرد، زندگی‌ای که هم‌اکنون در خطر انهدام قرار دارد. اگر ایران را خانه متصور شویم، باید اعتراف کنیم که این خانه در معرض نابودی‌ست.

آرش حیدری:[۳]

شعار «زن، زندگی، آزادی» مسئله مرکزی‌اش خیلی روشن، خود زندگی و حق زندگی شاد است. فروکاست این حرکت اعتراضی به شکاف نسلی و آن تحلیل‌های عجیب و غریب درباره گیمر بودن، مجازی بودن و خیالاتی بودن جوانان، ندیدن حداقل دوهزار سال تاریخ و دست‌کم ندیدن مشروطه به این سو است. این تحلیل‌های فروکاست‌گرای پوزتیویستی با نگاهی غیر تاریخی پدیده‌ها را مبهم‌تر می‌کنند تا آشکارتر.

شکاف میان ایدئولوژی رسمی و زندگی روزمره انسان ایرانی است. ایدئولوژی رسمی از فقه سنتی تغذیه می‌کند، سیاست‌های فرهنگی رسمی رابطه‌ای تقابلی با زندگی روزمره و قیوداتش دارند و پیشاپیش بخش بزرگی از جریان‌های معمول زندگی را ذیل نوعی ابتذال و آسیب می‌فهمند.

برهنگی به معنای جنسی‌کردن همه‌چیز مسئله اصلی منتقدان این حرکت اعتراضی بوده است، نه فعالان آن. اتفاقا اینجا مسئله دارد وارونه می‌شود. مسئله خود زندگی، بدن زنده و طبیعی و حق زندگی‌شاد است. مسئله بر سر بدن متحرک‌طبیعی است، نه بدن تحریک‌کننده. این تیپ تحلیل نوعی فرافکنی بن‌بست‌های گفتمانی جریان‌غالب سیاست‌فرهنگی در ایران است. مسئله بر سر انسان بدن‌مند ذی‌حق است.

علیرضا شجاعی‌زند:[۴]

با تحلیل‌های طبقاتی در باب جامعه ایران خیلی موافق نیستم.. منازعه «سبک زندگی» در ایران بیش از آن که ماهیت طبقاتی داشته باشد، مضمون گفتمانی دارد و بیش از آن که بنیان‌های معرفتی- اعتقادی داشته باشد، ریشه‌های نفسانی دارد؛ همان که وبلن هم از آن با عنوان «تن‌آسایی» یاد کرده است.

شکاف بنیادی و اصلی جامعه ما که شکاف‌های دیگر را نیز فعال می‌سازد، شکاف اسلام و مدرنیته است. اعتراض و آشوب‌های اخیر را نیز بر پایه این شکاف، بهتر از شکاف‌های قومی و نسلی و جنسیتی می‌توان تحلیل کرد.

مساله ما با غرب، بر سر زندگی است؛ ‌بر سر سبک زندگی است که خود برخاسته از نگاه هریک به هستی و به‌معنایی که از زندگی دارد. مساله ما با غرب بر سر فرهنگ است، بر سر سویه‌های فرهنگ. زن و بدن و حجاب و موسیقی و ورزشگاه و فضای مجازی از فروعات و تبعات آن هستند

جامعه‌شناسی اسلامی

[۱] تحلیل جامعه‌شناختی اعتراض و اغتشاش

[۲] درباره‌ی مهسا و ایران

[۳] دیدگاه آرش حیدری

[۴] منازعه «سبک زندگی» در ایران مضمون گفتمانی دارد نه طبقاتی

چه کار باید کرد؟

اگر بخشی(ولو کوچک) از جامعه دختران و زنان در مقابل حجاب، گارد گرفته و با برخی تظاهرها دارند مقاومت مدنی می کنند؛ چه می‌توان کرد؟!!

– بر همان روش پرهزینه قبل اصرار کنیم؟!

– طرح های بدیل بیاوریم و جرم را تخلف و جریمه را جای گشت بگذاریم؟!

– شکست را بپذیریم و عقب نشینی کنیم؟!

فوری ترین کار چیست؟!

حل یک اشکال مشهور!

آیا اگر صدا و سیما زنان بدحجاب را در مراسمات مذهبی و انقلابی نشان دهد دچار تناقض شده ایم؟!

اصلا تناقض نیست و باز هم باید -اگر بودند- نشان شان دهیم!

به لحاظ اصولی گاهی انجام یک واجب، اجابت یک کار خیر، رعایت یک ارزش؛ با یک حرام، ناهنجاری و ضد ارزش در هم ادغام می شوند!

مثلا در نماز، چشمت نگاه حرامی بکند!

در کار خیری مشارکت کنی اما همزمان از کسی غیبت کنی!

در این موارد نمازت قضا نمی خواهد، نگاهت هم حرام بوده است!

کار خیرت، خوب اما غیبت کردنت هم بد بوده است!

(اصولیون این را “اجتماعِ امر و نهی موردی” می خوانند)

بد حجابی در راهپیمایی های انقلابی هم همینطور است؛ یک کار ارزشی با کاری اشتباه ادغام شده است! راهپیمایی اش قبول است و قابل تحسین، بد حجابی اش هم حرام است!

حالا اگر مثل همان زنِ بد حجاب خواست واجب دیگری را انجام دهد:

  • یک روحانی و حتی مجتهد یا مسئول حکومتی با زیّ اشرافی را نهی از منکر کند!
  • یک محجبه را بخاطر یک تخلف قانونی یا اخلاقی نهی کند!
  • یک وزیر و حتی رئیس جمهور را بخاطر تخلف وعده ای توبیخ کند!
  • پلیس یا حتی رئیس پلیس را بخاطر تخلفی از ضوابط -که تکذیب نشده- نصیحت و نهی از منکر کند!
  • و…

آیا اینجا بدحجابی و بی حجابی اش مانع انجام این تکلیف است؟!

آیا طرفهای مقابل او حق دارند بخاطر بدحجاب بودن، مانع حضور او در محل و نهی از منکرش شوند؟!

آیا ضبط و پخش چنین صحنه ای توسط صدا و سیما، حکمی مغایر با حضور مثل او در راهپیمایی دارد؟!

 برای نهی از منکر یا پخش رسانه ای آن حتما باید روسری بپوشد؟!

آیه ۷۱ توبه برای امر به معروف و نهی از منکر، به همه زنان و مردان جامعه اسلامی، ولایت داده است!

زنان (المومنات) را زبان زده است تا بگوید این ولایت(ولایت تواصی، ولایت امر به معروف) شامل همه زنان هم می شود[۱]!

چون شرط آمر به معروف و ناهی از منکر، عدالت نیست؛ پس بی حجاب هم این ولاء را دارد!

بدون استقرار این ولاء طرفینی، جامعه به دو طبقه ی: همیشه امر کن/ همیشه امر شو  تقسیم میشود. این گسل به مرور مقاومت مدنی می زاید و…!(دقت کنید)

فوری ترین کار!

فوری ترین کار برای شکستن آن گارد و گسل اجتماعی، احیای این ولاء عمومی و طرفینی است.

برای رسمیت شمردن ولاء زن بدحجاب برای نهی از منکرِ متشرعه[۲]، میتوان این کارها را کرد:

  1. خطبای معروفی -که تاکنون جملاتی از آنها علیه بد حجاب ها تیتر شده- بیان مثل علامه طباطبایی ذیل آیه۷۱ توبه را در خطبه بخوانند و تیتر کنند!
  2. مجتهد و وزیر و وکیل و… برای بی حجاب یا بدحجابی که قصد نهی از منکرش را دارد بدون شرط، درب را باز کند! (برای مهمان شدن یا مصاحبه کردن و… اشکال ندارد روسری کامل را شرط کند).
  3. رسانه ملی از این صحنه ها مثل راهپیمایی ها تصویر بگیرد و پخش کند؛ اینجا هم واجبی با حرامی ادغام شده است.
  4. بدون کار نمایشی این رویه ادامه یابد!

هیچ اشکال ندارد طرفهای مقابل، بعد از نهی شدن توسط زن بدحجاب، او را نسبت به بدحجابی نهی از منکر کنند.

ولاء طرفینی وقتی رسمیت یافت، نهی از منکرها بهتر پذیرش می شود!

گام های بعد و میزان و نحوه الزام حجاب را اینجا بخوانید.

برشی از یک گفتگو/ حجت الاسلام محسن قنبریان

مطالب مرتبط:

[۱] در اینباره ر.ک: المیزان ج۹ص۳۸۸/ اسس النظام السیاسی عند الامامیه ص۴۳و۴۵/دراسات فی ولایه الفقیه ج۱ص۷۷، ج۲ص۱۶۹وص۲۲۵

[۲] این ولاء برای متدینین و متشرعه رسمیت یافته و حتی اگر اِعمال هم نکنند و نهی از منکری نکنند، جامعه مذهبی این حق را برای آنها می شناسد اما برای بدحجاب و… این حق فراموش شده است!