افکار عمومی ایرانیان از ماجرای ۱۸و۱۹دی ۱۴۰۴ جراحاتی یافته است!
در مواردی به نوعی «دو پاره» شده است؛
در مواردی هم اقلیّت قابل اعتنایی «روایت رسمی» را قبول نکرده اند؛ مثلا ادراکِ حدود ۲۰٪ درباره آتش زدن مساجد و کشته ها، روایت رسمی نیست و کار خود نیروهای حاکمیت می پندارند[۱]!
این چالش دو جنبه دارد:
- در جانب نتیجه؛ که چگونه این ذهنیتِ منفی از جامعه «رفع» شود؟ و از «انباشتِ» این گونه ذهنیات در رابطه مردم-حکومت جلوگیری گردد؟!
- ) در جانب فرآیند؛ که این دو ذهنیت درون جامعه، چگونه با هم مواجهه داشته باشند؟!
در شرایط حساس سیاسی-اجتماعی و ضرورت حفظ پیوند اجتماعی و انسجام ملی در مقابل تهدید و دخالت خارجی، این جنبه مهمتر هم به نظر می رسد.
گرچه در هدایت افکار عمومی [جنبه۱] سهم زیادی به رسانه های جمعی اختصاص می یابد؛ اما فقط تکیه بر رسانه ملی و تاکتیک های «دستور کار سازی» ، «فراوانی تکرار» و… نمی تواند معجزه کند!
وقتی در قطعی کامل اینترنتِ آن ایام، فقط ۵۱٪ اخبار را از شبکه های رسانه ملی تعقیب کرده اند [۲]و فقط ۴۳/۷٪ به آن اعتماد کردند[۳]؛ چنان توقع بزرگی از برنامه های رسانه ملی واقع بینانه نیست.
اصلا سهم بالایی از چالش موجود برآیند «جنگ شناختی» و تقابل رسانه ای با دیگری هاست.
اما «عاقله تصمیم سازی» و بالتبع «راهبرد های تبلیغی» در رسانه ملی و غیر آن[۴] می تواند «کارهایی نکند»؛ تا آن فرآیند [جنبه۲]، درون انسجام ملی و پیوند اجتماعی پیش رفته و حتی المقدور نتایج بهتری [جنبه۱] بر جا نهد.
آن عاقله باید -به تعبیر حضرت امیر(ع)[۵]– «الحازم الأریب» (دوراندیش خردمند) باشد؛ «صبر بر حق»، این را می خواهد:
ممکن است «جرعه جرعه غصه بخورد تا فرصت ساخته شود». این «صناعت» و ساخت فرصت ، بین «تفریط» و کوتاهی کردن و «جُبن» و ترس از سویی و «تهوّر» و بی باکی کردنِ نابخردانه ، پیدا می شود.
عاقله ی دور اندیش ، «خود رأی ای نمی کند» ، «تجربه های قبل را حفظ می کند»، «به عاقبتْ نظر کرده از دارایان عقل و تدبیر مشورت می گیرد»، «جوَلانِ فکری» و نوپردازی دارد.
«استظهار» و پشت گرمی به حمایت های گسترده، قطعاً «سلاحِ دوراندیش» است؛ اما «احزم الناس مَن توَّهم العجزَ لفرط استظهاره» یعنی: دوراندیش ترین، کسی است که علیرغم زیادی پشتیبانش، توهّم ناتوانی دارد!
به تعبیر دیگر با وجود حمایت اکثریت و حماسه های میلیونی ۲۲دی/ بهمن، برای همان مقدار ذهنیت منفیِ درون جامعه، «نگران» است؛ زیادیِ پشتیبانْ مقابل دشمن، از «تدابیر لازم» غافلش نمی کند.
می داند: «سلطان حجّت و دلیل موجّه، بزرگتر از سلطان قدرت است».
پس در راهبرد رسانه ای و تبلیغی، اکثریتِ پشتیبان را در چشم طرفِ اقلّی، نمی کند و در برنامه های تبلیغی و رسانه ای اش، حجت های قاطع «علیه تهمت ها» اقامه می کند[۶].
این گونه به «شدت استظهار» و فراگیریِ یاوران هم می رسد.
آنچه نباید بکند، «زیاده روی در ملامت» (با انواع طعن و طنز و…)، درباره کسانی است که روایت رسمی را نپذیرفته اند!
«افراط در ملامت، آتش لجاجت برمی افروزد».
محسن قنبریان ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
[۱] پیمایش بهمن ۱۴۰۴ مرکز تحلیل اجتماعی (متا)
[۲] همان. بقیه گزینه های «گفتگو با دوستان و آشنایان»، «شبکه های ماهواره ای»، خبرگزاری های داخلی» «عدم پیگیری اخبار» را انتخاب کرده اند.
[۳] همان. «ماهواره» هم فقط ۱۸٪ مورد اعتماد است. بقیه، گزینه های «هیچکدام» و «هر دو به یک اندازه» را انتخاب کرده اند.
[۴] درباره تصحیح افکار عمومی، رویکردهای سیاسی و اجتماعی و حتی قضایی و اقتصادی هم کارهای لازمی برعهده دارند که جداگانه باید بدانها پرداخت.
[۵] برخی از روایات متن را اینجا بخوانید.
[۶] برای مثال پذیرشِ «کارخودشونه» مستظهر به نقل قولهایی از مقامات عالی رتبه سابق یا برخی اشخاص و گروه های سیاسی مرجع ( اصطلاحاً رهبران افکار عمومی) است! ابطال آن، کارویژه های خاص خود را دارد که چیزی بیشتر از «تغافل»، «تکذیب»، «استهزاء» و… است.





