بایگانی برچسب: s

توحید و عدالت و آزادی/ معیارهای سه گانه اسلام

علامه طباطبائی(ره) در المیزان:

” انبیاء بشر را -چه نوعش و چه فردش- دعوت مى‌کنند به اینکه تک تک و مجموعشان بر طبق دعوت فطریشان -یعنى بر اساس کلمه توحید- سیر کنند و اعتقاد به توحید حکم مى‌کند به وجوب تطبیق اعمال فردى و اجتماعى بر معیار اسلام‌ براى خدا؛ یعنى معیارهاى زیر:

  1. تسلیم خدا شدن.
  2. بسط عدالت، یعنى گسترش تساوى در حقوق حیات.
  3. حریت در اراده صالحه و عمل صالح.

و این تحقق نمى‌یابد مگر وقتى که ریشه‌هاى اختلاف یعنى:

  1. بغى به غیر حق.
  2. استخدام و تحکم زورمندان از زیر دستان.
  3. اینکه ضعیف برده شدن براى قوى را بپذیرد، از بیخ کنده شود.

 پس هیچ اله بجز اللَّه نیست و هیچ ربى جز او نیست و هیچ حکمى جز براى خدا نیست.” (ترجمه المیزان ج۳ ص۳۹۱و۳۹۲)

نتایج:

  1. “فطرت” دعوت به توحید و “توحید” دعوت به تطبیق اعمال فردی و اجتماعی بر “معیار اسلام” می کند.
  2. “معیارهای اساسی اسلام” سه تاست:
    – تسلیم خدا شدن.
    – بسط عدالت.
    – آزادی در اراده صالحه.
  3. بسط عدالت را به “گسترش تساوی در حقوق حیات” معنا می کند.
    جای دیگر توضیح داده “حقیقت نوع انسان” بطور مساوی در افراد تقسیم شده، پس اقتضاء می کند “حق حیات” هم در بین افراد آن مساوی باشد و همه در بهره مندی از آن “در یک سطح” باشند! (ر.ک: ص۳۹۴)پس هرچه از شعب حق حیات شد، همه افراد در آن مساوی اند.
  4. هریک از این سه معیار، ضدی دارد که “ریشه اختلاف” در جامعه میشود:
    – بغی به غیر حق؛ در مقابل تسلیم خدا شدن (اختلاف دینی)
    – استخدام یکطرفه زیردستان و ناتوانان توسط زورمندان و توانگران؛ مقابل بسط عدالت و تساوی در حقوق حیات (اختلاف طبقاتی در کالا شدن حق های اساسی)
    – پذیرش بردگی اقویا؛ مقابل آزادی در اراده صالحه (اختلاف طبقاتی در رتبه بندی اراده ها)
  5. اسلام “دین توحید” و همزمان “دینِ عدالت و آزادی” است. این دو نه از احکام فرعی که معیارهای اسلامِ اصیل و فروعات مهم توحیدند.
    اسلام منهای عدالت و حریت، اسلامِ شرک و تقلبی است.

محسن قنبریان

کربلای جدید!

به نوشته روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال، یحیی السنوار در نامه‌هایش از آمادگی‌اش «برای مرگ در میدان نبرد» می‌نویسد.

در نامه جدید خود نبرد کنونی در غزه را به نبرد امام حسین(ع) در کربلای معلی در قرن هفتم میلادی و شهادت ایشان تشبیه می‌کند و می‌نویسد:

«باید در همان مسیری که شروع کرده‌ایم پیش برویم. یا بگذار کربلای جدیدی باشد».

 

پ.ن:

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ذیل خطبه۵۱ (جلد۳ص۲۴۹)، سیدالشهداء را سید اهل اباء از ضیم (ظلم همراه با ننگ) می شمارد که به مردم مرگ زیر شمشیر را در مقابل پذیرش پستی و خفت آموخت.

 

* مرتبط: حسین(ع) آنجاست که “عاشورا” آنجاست!

محسن قنبریان

نسبت آزادی و عدالت

– در عالم ثبوت، عدالت قید آزادی است

– در عالم اثبات، اگر آزادی نباشد عدالتی هم نیست

– عدم آزادی سیاسی، موجب حاکم شدن یک فهم و به تأویل رفتن عدالت می شود

– آزادی باید مدیریت شود اما به وسیله خود انسان های آزاد اندیش نه نهادهای دولتی

برای مطالعه

حجت الاسلام قنبریان در نشست بررسی کتاب «نسبت عدالت و آزادی در منظومه فکری آیت الله خامنه ای»

گزارش یک نشست؛ نسبت عدالت و آزادی

نقد ارزیابی کتاب نسبت عدالت و آزادی در منظومه فکری مقام معظم رهبری

نسبت عدالت و آزادی

ارائه حجت الاسلام قنبریان در نشست نقد و ارزیابی کتاب نسبت عدالت و آزادی در منظومه فکری رهبر انقلاب اسلامی/ مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ ۸آبان۱۴۰۲

 

عدالت در اندیشه امام و رهبری متکی به یک حقیقت است

  • عدالت اجتماعی، مظهر عدالت تکوینی الهی
  • اولین عدالتخواه، خداوند و عدالتخواهی بسط صفات حضرت حق است

آزادی در تفکر عدلیه، انعطاف اراده ها به حقیقت است

  • هر آزادی یک تمرد دارد یک انقیاد
  • اینها قید هستی آن اند نه ارزشی
  • اختلاف مکاتب در تعیین موضع تمرد و انقیاد است نه در قید داشتن یا نداشتن!

عدالت و آزادی در لیبرالیسم هردو “برساخت” است.

عدالت قید ثبوتی برای آزادی و در اثبات آزادی محقق عدالت

  • مدیریت آزادی در کلمات رهبری توسط خود آزاد اندیشان است نه دولت وسازمانها

دریافت صوت «نسبت عدالت و آزادی» | “دریافت از پیوند کمکی

سخنرانی/ سه آزادی، سه انتخاب

سخنرانی «سه آزادی، سه انتخاب» ایراد شده توسط حجت الاسلام قنبریان در ماه محرم ۱۴۰۲ش، به همت «هیأت منتظران حضرت مهدی (عج) بهبهان» منتشر می‌شود.

دریافت شب نخست «سه آزادی، سه انتخاب» | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت شب دوّم «سه آزادی، سه انتخاب» | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت شب سوّم «سه آزادی، سه انتخاب» | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت شب چهارم «سه آزادی، سه انتخاب» | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت شب پنجم «سه آزادی، سه انتخاب» | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت شب ششم «سه آزادی، سه انتخاب» | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت شب هفتم «سه آزادی، سه انتخاب» | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت شب هشتم «سه آزادی، سه انتخاب» | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت شب نهم «سه آزادی، سه انتخاب» | “دریافت از پیوند کمکی

دریافت شب دهم «سه آزادی، سه انتخاب» | “دریافت از پیوند کمکی


ادامه خواندن سخنرانی/ سه آزادی، سه انتخاب

شیعه‌تر از علی؛ کاتولیک‌تر از پاپ!

حجت‌الاسلام قنبریان

  • عده ای تحمل آزادی اش را نداشتند و عده ای تحمل عدالتش!
  • این مکتب هنوز همان جور است …

برگرفته از سخنرانی شب ولادت امام علی(ع)

 برای تفصیل و قضاوت بهتر فایل کامل صوتی را اینجا بشنوید.

چکیده بحث را اینجا بخوانید.

سخنرانی/ تناسب آزادی و عدالت در حکمرانی علوی

در شب ولادت امیرالمومنین علیه السلام مصادف با مورخه ۱۴ بهمن ماه ۱۴۰۱ ش، حجت الاسلام قنبریان میهمان دانشجویان دانشگاه شریف بوده و سخنانی تحت عنوان «تناسب آزادی و عدالت در حکمرانی علوی» ایراد فرمودند. صوت این نشست منتشر می‌شود.

  • جمع بین خیر عمومی و آزادی فرد، مکتب ساز است…
  • ایندو در مکتب امیرالمومنین(ع)…
  • برخی آزادی او را تحمل نکردند و برخی عدالت او را…

تقریری از آن را اینجا بخوانید.

دریافت سخنرانی «تناسب آزادی و عدالت در حکمرانی علوی» | “دریافت از پیوند کمکی

سه الگو در مواجهه با کشف حجاب دانشجویی

  1. الگوی دکتر زاکانی: برجک زنی!
    در این الگو دختر دانشجو بخاطر کشف حجاب از حرف زدن منع نمیشود و تریبون می گیرد اما جایش در مضمون حرف، گیر می افتد. در پاسخ با تیکه و طعنه جبران می شود که: ولش کنید شاید بخواهد نماینده داعش باشد! فقط بدانند اگر گیر داعش می افتادند چه بلایی سرشان می آمد!
    این الگو را:
    – حزب اللهی های سیاسی تر بیشتر پذیرفتند. با بی حجابی او کنار آمده بودند اما تعرضش به رهبر انقلاب را هو کردند!
    – مذهبی ترها تریبون دهی به بی حجاب را رسمیت شماری و مشروعیت بخشی به کشف حجاب خواندند!
    – برخی هم بخاطر شرایط شریف ترجیح اش دادند!
    این الگو، تهاجمی و بیش از حفاظت از ارزشهای خود به فکر زدن ارزشهای طرف است؛ نتیجه اش روکم کنی است نه اقناع یا جذب و…!
    لذا در شرایطی که دوماه گذشته در شریف شکل گرفته بود، این الگو نزد برخی یک پاسخ تلقی شد.
  2. الگوی برادر خضریان: منع گفتگو!
    در این الگو با ادب و متانت شرط گفتگو را احترام به قانون و اسلام می خواند و از اول پرسش دانشجو بی حجاب را منوط به حجاب سر کردن می کند!
    این الگو را:
    – مذهبی ترها ترجیح دادند چون کشف حجاب را به رسمیت نشناخت؛ حتی اگر این دانشجو و مثل او سالن را ترک می کردند و دیگر هم در چنین جلساتی شرکت نکنند!
    این الگو بر حفاظت از ارزشهای خود بیش از درگیری مستقیم با طرف مصرّ است‌. می خواهد سر خطوط قرمز بایستد؛ مهر تایید بر کشف حجاب نخورد و کوتاه آمدن از حجاب برداشت نشود. اگر بتواند در گام بعد بی حجاب را به سالن هم راه نمی دهد.
    نتیجه اش جدا کردن صف از بی حجابها با فشار غیر مستقیم برآنهاست. البته بسته به تعداد طرفدار، یا به غلبه ظاهری می رسد و یا بخاطر رعایت نشدن ارزش حجاب توسط اکثر حضار، دیگر خود در آن محیط ها حاضر نمی شود؛ مثل حاضر نشدن در جشنواره های رسمی هنری یا برخی مراکز خرید و…
    شرایط افول اغتشاشات خیابانی به همراه  باقی ماندن کشف حجاب ها و عادی شدنش، این الگو را نزد برخی موجّه می کند.
  3. الگوی سوم: گفتگوی مشروط! (نمونه ندارم!)
    در این الگو مقام مسئول پاسخ خود را مشروط می کند به اینکه: من پاسخ سؤال شما را می دهم یا اگر اشکالتان وارد بود می پذیرم به شرطی که شما هم سؤال و اشکال بنده را جواب دهید!
    اگر دانشجو حاضر نشد و رفت ؛ چیزی از جنس الگوی۲ قابل صورت بندی است. اگر پذیرفت، پس از پاسخ به سؤالش یا قبول اشکالش، از کشف حجاب او سؤال و به آن اشکال می شود!
    الگوی۳ گرچه ژست الگوی۲ را ندارد لکن کشف حجاب را جای ندید گرفتن، پاسخگو می کند. به نوعی بین رسمیت نشمردن کشف حجاب و پاسخگو کردنش جمع می کند.
    – بعضی همین قدر را عقب نشینی از قانون و انفعال می دانند و الگوی۲ را ترجیح می دهند.
    – پاسخ طرفداران این الگو یک کلام است: در همه جاهایی که امر به معروف واجب است، قانونی (آن هم قانون خدا) نقض شده است! در همه باید راه اثر بخشی را باز کرد.
    مغزای اصلی این الگو بر ولایت طرفینی همه افراد جامعه و بالتبع امر و نهی های متقابل(۷۱/توبه) است؛ وقتی او حق دارد به مسئول اشکال کند، مسئول هم حق دارد به کشف حجاب او اشکال کند. منطقاً “به تو چه؟” از دو طرف رخت بر می بندد و عادتاً راه برای تاثیر و تأثر باز می شود.
    هسته سخت کشف حجاب در ماه های اخیر، آنرا یک سلیقه و سبک زندگی شخصیِ غیر قابل گفتگو گرفت و دست به کشف حجاب زد. امیدش این بوده بتواند زنان زیادی را با خود همراه کند تا برخورد را پرهزینه و سخت کند.
    الگوی ۱و۲ بیشتر روی فاصله ها می ایستد. تحقیر او یا رعایت ویترین رسمی (ولو به یک شال عقب افتاده) برایش مهمتر از تاثیر و تأثر طرفینی است.

هریک از سه الگو به “لحاظ ذاتی” و به “لحاظ موقعیت و شرایط” قابل ارزش گذاری است.

هریک مبتنی بر درکی از ارزشها و روش تحقق آن و هم مبتنی بر محاسبه ای از وضعیت حجاب و کشف حجاب در جامعه است.

با همین دو می توان سه الگو را ارزش گذاری یا در موقعیت های متفاوت تجویز یا منع اش کرد.

محسن قنبریان ۱۴۰۱/۹/۲۲

از این منطق جدید رفع نقص کنیم!

 رهبر انقلاب اسلامی: “ما جمع کردیم بین جمهوری و بین اسلامی؛ جمع کردیم بین حضور مردم و آراء مردم و معارف الهی؛ جمع بین این دو کارِ آسانی نیست، [ولی] ما این کار را به توفیق الهی انجام دادیم. البتّه نقصهایی داریم. من هیچ وقت ادّعا نمیکنم در این زمینه‌ها نقص نداریم؛ نه، نقصهایی داریم امّا حرف، منطق، یک منطق جدیدی است در دنیا.”(۱۱آبان۱۴۰۱)

پ.ن:

وظیفه نیروهای انقلابی در وهله اول فهم و برجسته کردن این منطق جدید و بعد تلاش برای رفع نقایص آن است.

هنوز به نظر افراد حزب اللهی زیادی این منطق جدید یعنی جمع بین معارف و ارزشهای الهی با حضور و رای مردم -که حرف نوی جمهوری اسلامی است[۱]–  خوب فهم نشده است.

لوازم این منطق جدید در همه سطوح و رویه های حکمرانی خوب پیگیری و اجرا نشده است!

قبول کنیم سطحی از مشکلات حکمرانی با مردم دقیقا از این نقایص است!

محسن قنبریان

[۱] “جمهوری اسلامی حرف نویی دارد ارزشهای الهی و مردم؛ این دوتا باید باهم توأم بشوند”.(۹۰/۱۰/۷)

رهبر انقلاب اسلامی: “ما جمع کردیم بین جمهوری و بین اسلامی؛ جمع کردیم بین حضور مردم و آراء مردم و معارف الهی؛ جمع بین این دو کارِ آسانی نیست، [ولی] ما این کار را به توفیق الهی انجام دادیم. البتّه نقصهایی داریم. من هیچ وقت ادّعا نمیکنم در این زمینه‌ها نقص نداریم؛ نه، نقصهایی داریم امّا حرف، منطق، یک منطق جدیدی است در دنیا.”(۱۱آبان۱۴۰۱)

پ.ن:

وظیفه نیروهای انقلابی در وهله اول فهم و برجسته کردن این منطق جدید و بعد تلاش برای رفع نقایص آن است.

هنوز به نظر افراد حزب اللهی زیادی این منطق جدید یعنی جمع بین معارف و ارزشهای الهی با حضور و رای مردم -که حرف نوی جمهوری اسلامی است[۱]–  خوب فهم نشده است.

لوازم این منطق جدید در همه سطوح و رویه های حکمرانی خوب پیگیری و اجرا نشده است!

قبول کنیم سطحی از مشکلات حکمرانی با مردم دقیقا از این نقایص است!

محسن قنبریان

[۱] “جمهوری اسلامی حرف نویی دارد ارزشهای الهی و مردم؛ این دوتا باید باهم توأم بشوند”.(۹۰/۱۰/۷)