بایگانی برچسب: s
دُش مَن/ بَه مَن!
در فرهنگ پارسی، «دشمن»، نفْس شریر و بد منش و مقابل آن، «بهمن»(: نیک منش) است.
در فرهنگ اسلامی وجه تسمیه «عدوّ» (دشمن) به «تعدّی» و تجاوز برمی گردد.
لذا وسعت معنایش، غیر از آن نفْس شریر و خبیث، شامل دوست نمایی که معایب را «ماست مالی»(مُداهنه) می کند، هم می شود[۱]!
این فرهنگ متعالی، شریر و خبیثی که دشمنی اش را آشکار می کند، «سست ترین دشمن در فریب[۲]» معرفی می کند؛ ولو هیچ وقت نباید دشمن را کوچک گرفت[۳].
اما در مقابل، بدترین دشمن ، «مخفی تر در فریب» است[۴].
برای ایران و «مردمِ بهمن» از ۵۷، دو «دُش من» مانده: آمریکا و اذنابش/ اسلام آمریکایی!
عجیب این که با «سرمایه داریِ زالو صفتِ ایرانی» _ که «امامِ بهمن»، آن را اسلام آمریکایی می خواند_ چه در چهره «بازار آزاد»، چه «خصولتی»، «الیگارشی دور زنِ تحریم» یا حتی دولتی، که ریشه نارضایتی و اعتراضِ «مردمِ بهمن» می شود، مُداهنه شده و بعضاً نتایج آن(نابرابری ها و ناکارآمدی ها) را به «انقلابِ بهمن» نسبت دهند تا مردم را دلسرد کنند!
عجیب تر وقتی است که هیچ وقت این «دشمنِ بهمن» حتی اندازه «جوانان بازی خورده اغتشاشات» جدی گرفته نشود!
محسن قنبریان ۱۴دی۱۴۰۴
[۱] .«إنَّما سُمِّی العَدُوُّ عَدُوّاً لِأنَّهُ یَعدو عَلَیکَ ، فمَن داهَنَکَ فی مَعایِبِکَ فَهُوَ العَدُوُّ العادی عَلَیک»
[۲] .«أَوْهَنُ الْأَعْدَاء کَیْداً مَنْ أَظْهَرَ عَداوَتَهُ»
[۳] .«لا تَستَصغِرَنَ عَدُوّا و إن ضَعُفَ»
[۴] .«شَرُّ الأَعْدَاء أَبْعَدُهُمْ غَوْراً وَ أَخْفَاهُمْ مَکیدَه»
پـروازِ تهــران – کــوفه!
الگوی «عدالت علوی» در عبور از بحران اجتماعی و و تنگناهای اقتصادی
سخنران: استاد قنبریان
دانلود سخنرانی «پـروازِ تهــران – کــوفه!» | “دانلود از پیوند کمکی“
نمای کلی وضعیت اقتصادی پیش از حکومت امیرالمؤمنین(ع)
×انحراف از بعثت به تقلب اموی
×بحران اقتصاد جنگپایه و رکورد به دلیل توقف فتوحات و کاهش خراج و جزیه
×میراث تورم و سقوط ارزش پول
×تجمع ثروت در دست اشراف و انحصارات
تدابیر اصلاحی حکومت علوی
×انتقال مرکز ثقل اقتصاد از نهاد قدرت و سیاست به آحاد مردم
×مبارزه با تعارض منافع و بنگاهداری دولتی، منع ورود مقامات به معاملات، ابطال انحصارات
×هدایت سرمایه به تولید و مالیات بر اشرافیت
×استقلال پولی و اصلاح نظام بازار، ضرب اولین سکه اسلامی و طراحی مدل «بیع سَمح»
×نظام حمایتی و تضمین حقوق اجتماعی، رسمیت بخشیدن به حق اعتراض(مظاهره)
مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ
۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶
آفاتِ «ستایشگری» و مسئولیتِ حاکم در برابر «افکارِ عمومی»
در فرازی از خطبهٔ ۲۱۶ نهجالبلاغه مردی برمیخیزد و به ثناگویی و ستایشِ اغراقآمیز از امیرالمؤمنین (ع) میپردازد. واکنشِ حضرت، که نشان از ناخشنودیِ ایشان از این مدح و ثنا دارد، سرآغازِ طرحِ چندمسئلهٔ بنیادین در حوزهٔ حکمرانی و اخلاقِ سیاسی است. محور اصلیِ این گفتار، فراز زیر است:
↲ از پستترین خوى زمامداران در دیدۀ مردمِ پارسا، این است که به ایشان گمان برده شود دوستدارِ ستایشاند و بنای کارهاشان بر کبر و خودخواهى گذارده شده است.
۱. سخیفترین حالتِ حاکمان: گمانِ فخر و تکبّر در نگاهِ مردم
۲. دامنهٔ «گمان»: عمومِ مردم یا صالحان؟
۳. انحصارِ «کبریا» در ساحتِ ربوبی
۴. افکارِ عمومی؛ معیارِ اثباتِ صلاحیت و سلبِ آن
۵. دو روی یک سکّه: اعتمادِ متقابلِ حاکم و مردم به یکدیگر
۶. ثمرهٔ حُسنظنّ حاکم به مردم: رفعِ رنجِ طولانیِ بیاعتمادی
۷. درمانِ «میل به ستایش»: انکسار در برابرِ عظمتِ الهی
۸. تمایز میان «اِطراء» و «گزارش کار»: آفتِ «میل به دیدهشدن»
۹. تجلّیِ عملیِ فروتنی در سیرهٔ حاکم: نامه به عثمانبنحنیف
۱۰. ثبات قدم در مسیر عدالت
دانلود سخنرانی«۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶»| “دانلود از پیوند کمکی“
مبلغِ عزیز، مسجد اینگونه احیا میشود!
بصیرتِ آفلاین و آنلاین
«بصیرت» هم آفلاین و آنلاین دارد!
دفاع از اساسِ نظام، بصیرتِ آنلاین مردم بود و یادبودِ یکی از آن بصیرتها، آفلاین است.
امروز، بصیرتِ آنلاین در مواجهه با اعتراضاتی به علّتِ مشکلات و گرانیها؛ نقطهیابیِ درستِ انتقاد است؛ اگر این نقطه درست تشخیص داده نشود، انتقاد یا اعتراض میتواند جرقۀ فتنهای شود و بهانۀ لازم برای دشمنِ متجاوزِ تازه تجربهشده جور کند.
این موقعیتیابیِ انتقاد، در ملّتِ ایران تطوّراتی داشته و بهمرور به «کمالی سیاسی» رسیده است:
نقطۀ اول: تقسیم به دو جناحِ «خادم» و «خائن»!
سیاسیکارانه، هر جناحی عیبها و آسیبها را به جناحِ دیگر نسبت میداد و حملِ بر خیانت میکرد. در ادوارِ دولتها و مجالس معلوم شد سیاستها و تدابیرِ جناحها – بهخصوص در اقتصاد و معیشت – با هم تفاوتِ اساسی ندارد و نتایج نزدیک به هم است. لذا طبقِ پیمایشها؛ دیگر دوگانۀ اصولگرا-اصلاحطلب مسئلۀ مردم نیست و تا اردیبهشت ۱۴۰۰، فقط ۴۲٪ از مردم این تعلّقات را داشتهاند.
نقطۀ دوّم: محاسن از رهبری است، عیوب از مسئولین!
با استمرارِ مشکلات در دولتهای مختلف، این خطّ تبلیغی ترویجی هم شکست خورد و رهبر انقلاب هم آن را باطل اعلام کرد:
«وجودِ دوگرایشِ تبلیغاتی غلط است: یکی اینکه عدهای هر مشکلِ موجود در کشور را به نظام نسبت دهند که الآن وجود دارد. اگر تبعیض و فقر هست و اگر مشکل خارجی پیدا میکنیم، قوارهٔ نظام اسلامی و قانون اساسی را زیر سؤال میبرند و هر مشکلِ کوچکی در هر گوشهای را به مشکل نظام برمیگردانند! این غلط است. نقطهٔ مقابل آن که ۱۸۰درجه با این تفاوت دارد این است که عدّهای نظام را – که نظام را هم در رهبری یا چیزی مثل رهبری خلاصه میکنند – از هر عیوب مبرّا نشان میدهند. هر مشکلی که هست به پای چهار پنج مسئولِ یک بخشِ نظام میریزند، این هم غلط است! ما مشکلاتی داریم که این مشکلات غالباً ناشی از عملکردِ مجموعهٔ خودِ ماست. باید ریشهٔ مشکلات را بشناسیم و به خودمان – همانطور که آقای خاتمی در صحبت اول جلسه اشاره کردند – نگاهِ نقّادانه کنیم، نقاطِ قوّت و ضعف را بیابیم و دلسوزانه به نقاطِ ضعف بپردازیم و آنها را برطرف کنیم. این ما را مؤفّق خواهد کرد.» [۱۳۸۲/۰۶/۰۵]
نقطهٔ سوم: تفکیک بین «نظام انقلابیِ امّت و امامت» و بینِ «تشکیلات دیوانسالار»
این نقطهیابی – که بعد از اعتراضاتِ آذر ۹۶ بود – را رهبر انقلاب، کمال سیاسی خواندند:
«ما کاملاً در جریانِ انتقادهای مردم، گِلههای مردم، شِکوههای مردم هستیم؛ به ما هم میگویند؛ به دیگران هم میگویند، به ما منتقل میشود؛ امّا وقتی پای انقلاب و پای نظام در میان است، مردم اینجور وارد میدان میشوند و حرکت میکنند. یک آگاهیِ انقلابی، یک #کمال_سیاسی در ملّت ایران به توفیقِ الهی به وجود آمده است که میتوانند تفکیک کنند بینِ نظام انقلابیِ «امّت و امامت» و بین تشکیلات دیوانسالاری؛ [بااینکه] در یکجا انتقاد دارند، امّا از اصل نظامی که بهوسیلهٔ انقلاب به وجود آمده است، با همهٔ وجود دفاع کنند. اینکه میگوییم انتقاد داشته باشند، نهفقط انتقاد از دولت یا قوّهٔ قضائیّه یا مجلس؛ نه، ممکن است کسی از شخص این حقیر هم انتقاد داشته باشد. این انتقاد هیچ منافاتی ندارد با ایستادگی پای نظام اسلامی، نظام انقلابی، نظام «امّت و امامت».» [۱۳۹۶/۱۱/۲۹]
پیمایشها نیز این رویکرد را تایید میکند: مثلاً درحالیکه ۴۱/۴٪ وضعیتِ معیشت را در دهسالِ آینده – در مقایسه با شرایط فعلی – «تاحدّی بدتر» یا «بسیاربدتر» میدانند و ۲۰/۷٪ هم برایشان «فرقِ چندانی نخواهد کرد»؛ اما ۵۸/۲٪ به جمهوری اسلامی، «بسیار» و « تاحدّی» اعتماد دارند و ۷۴/۱٪ «مشکلاتِ کنونیِ کشور را در ساختارِ فعلیِ حکومتِ جمهوری اسلامی قابل حلّ و اصلاح» میدانند.[۱] که این تبلورِ همان آگاهیِ انقلابی و کمالِ سیاسی در آینۀ پیمایشهاست.
ندیدنِ انتقادات و اعتراضاتِ مردم، به اندازهٔ ندیدنِ اعتماد و حمایتِشان از اساسِ نظام، بد و خطرناک است. مهم این است که با نگاهِ متوازن به این دو، سازکارِ انعقادِ انتقادات و اعتراضات در آن نقطه و موقعیت درست، طراحی و راهبری شود؛ نه اینکه فقط به انتقادات صحّه گذاشته و اذعان به «حقّ اعتراض» شود، ولی در عمل نه جوازِ «تجمّع و تشکّل» صادر شود و نه جایی غیر از خیابان مشکلات را حل کند.
محسن قنبریان | ۸ دی ۱۴۰۴
قیمتهای لجامگسیخته و مردمِ لجامزده؟!
[۱] پیمایشِ «مرکز تحلیل اجتماعی» (متا) – شهریور ۱۴۰۴: ٪۳۱/۸ هم وضعیت معیشت در دهسالِ آینده را «بسیاربهتر» و «تاحدّی بهتر» میدانند. نیاز به «یک ساختار دیگر» (غیر از جمهوری اسلامی) فقط ۱۵/۸٪ بود. (مابقی: بستگی دارد، نمیدانم و بدونِ جواب)
سخنرانی/ “هادی” به چه؟!
همه ائمه، هادی اند(ائمه هدی) ؛ چرا لقب مشهور امام دهم نزد شیعیان، “هادی” شد؟!
چکیده سخنرانی حجت الاسلام قنبریان
شب شهادت امام هادی(ع)/۲دی۱۴۰۴
دانلود سخنرانی «”هادی” به چه؟!» | “دانلود از پیوند کمکی”
توحید اصل بود و شرک، عارض!
اول توحید بود، شرک بعدا عارض شد؛ حالا یا با شبهه یا اشتباه گرفتن برخی معارف(مثل مدبّرات امر و مقامات اولیاء).
اما دستگاه جور و طاغوت در آن دمید. شرک تئوری جامعه طبقاتی شد! تا حکومت شاهانِ نیمه خدا و نژاد الوهی(!) ، بر بندگان مشروع باشد[۱]!
اولیاء الهی، تنها مسیر توحید!
اولیاء الهی نه فقط از حیث پیام آوری خدا و ابلاغ احکام بلکه از حیث “وصف توحیدی از خداوند”، تنها مجرای توحیدند.
قرآن می فرماید: سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ
یعنی خداوند منزه و مبرا از همه توصیفات است، الا وصفِ عباد مخلَص (خالص شده).
کسانی که خداوند خالصشان کرده و به کلی از غیر خداوند خالی اند. فقط خدا را می بینند و هرچیزی را با خدا می بینند. فقط توصیف اینان از خداوند درست است[۲].
آخرین مرحله وصف الهی، توصیف زبانی است. اینان اول با وجود خویش ، صفات و افعال الهی را وصف می کنند.
چون از خود و غیر خالی اند، مثل تصویر در آینه برای خدا می شوند؛ مظهر علم و قدرت، رحمت و حکمت و… او می شوند.
سایه اند، اما سایه بی نهایت. لذا عین فقر و بندگی در محضر الهی اند.
وقتی عیسی(ع) با دستش از گِل پرنده خلق و در آن می دمد و به اذن الله پرنده واقعی می شود؛ صفتِ خالق، در عینیت تجلی می کند و خالق، وصف می شود[۳].
نقشه دستگاه جور و گفتمان شرک!
مقابل این “اولیاءِ خدانما”، دستگاه طاغوت که تئوری خود(شرک) را در خطر می بیند دو کار می کند:
۱. مبارزه سیاسی و اجتماعی با این اولیاء برای ابقای جور و تبعیض.
۲. تحریف فکری و فرهنگی آنان برای ابقای شرک!
از جمله برنامه های آنان در قسم دوم، تاسیس یا ترویج غلو برای اولیای الهی است!
غلو، خدا خوانیِ اولیاء به جای خدانمایی آنهاست.
این گونه هم شرک می ماند، هم زمینه اتهام به اولیاء در مبارزه سیاسی با آنها فراهم می شود! (دقت کنید)
لذا می بینید اتهام زندانی شدن امام رضا(ع) در سرخس این میشود که او مردم را بندگان خود می داند!(روایت اباصلت)
یا در روایت ابن اورمه ، زندان بان امام هادی(ع) -بنام سعید حاجب- به او می گوید: می خواهی خدایت را نشانت دهم؟!
ابن اورمه: سبحان الله خدا که با چشم قابل دیدن نیست؟!
سعید حاجب: همو که امامش می خوانید!
یعنی دستگاه طاغوتی، امام را به خدا ترجمه کرده بود تا بتواند امام هادی(ع) را در حجره ای کنار یک قبر کَنده شده حبس کند!
این ترجمه با سوار شدن بر کار غُلات انجام می شود همانها که گاه از سر محبت، مبالغه کرده و گاه بازی می خورند یا دنیا طلبی بدان سو سوقشان می دهد.
دوره اوج غُلات!
دوره امام هادی(ع) یکی از ادوار اوج غُلات است.
ابن حسکه قمی، شاگردش ابن بابای قمی، فارس بن حاتم(که دوره ای وکیل حضرت هم بوده)، قاسم بن یقطینی،نُصیری و…
از غلات این دوره اند. همه امام هادی(ع) را خدا و خود را نبیّ او می خوانند!
در شرایط عدم دسترسی به امام با حصر خانگی ، اینان اول خود را “بابِ” امام معرفی می کنند و بعد غلو بالا می گیرد ؛ امام ، خدا و اینان نبیّ می شوند!
کار بدان جا می کشد که از زنان هم ادعای عجیب شنیده شود. “زینب کذّابه” خود را زینب کبری(س) خواند! متوکل برایش معرکه گرفت تا امام هادی(ع) فتنه را خواباند. فرمود اگر راست می گویی در قفس حیوانات درنده برو! چون فرزند فاطمه(س) را نمی خورند.
خود رفت و شیران گرسنه سر بر آستانش ساییدند تا زینب، اعتراف به دروغ کرد.
شاهکار امام هادی(ع)
امام هادی(ع) مقابل آن نقشه دستگاه جور و بازتولید تئوری شرک و بستن راه توحید با غلو چه کرد؟!
۱) موضع گیری قاطع علیه همه غُلات:
دستور صریح به بیزاری جستن شیعیان از غلات و لعن علنی آنها. حتی دستور قتل آنها که برخی مثل فارس را یکی از شیعیان کشت!
۲) هدایت به اولیاء خدانما نه خدایگان:
زیارت جامعه کبیره، انشاء ایشان است. هم در جامع بودنِ زیارت، برای همه ائمه بی نظیر است؛ هم در اوج معانی. این زیارت با شهادت به توحید و نبوت خاتم، خدایی و نبوت را از ائمه دور اما مظهریت الهی و خدانمایی آنها را بانگ می زند؛ تا تنها راه توحید (که بیان شد) را تجدید کند. (تامل کنید)
۳. گستره عینی این نگاه توحیدی به امامت:
امام هادی(ع) نه فقط با بستن راه شرک غالیان و تاسیس زیارت جامعه، تنها راه توحید را نشان داد، بلکه خود بعنوان امامِ حاضر، نمود آن شد.
کرامات بسیار او موجب شد عمل نذر نه مختص ما شیعیان که حتی به درون دربار و در جامعه مسیحیان معاصر امام راه یابد!
مادر متوکل برای شفای متوکل ۱۰۰۰۰ دینار نذر امام هادی(ع) کرد !
یک نصرانی احضار شده توسط دربار نیز ۱۰۰دینار نذر ایشان کرد و با کرامت ایشان راه خانه و پرداخت آن را یافت !
پس نذر و توسل را عملا گسترش داد و حتی دامنه اش را فراتر از شیعیان کشاند.
این مناسک توحیدی در کنار آن مبارزه با شرک غُلات و زیارت جامعه کبیره، هادی امت می شد به تنها مسیر توحید.
[۱] ر.ک: طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن . آیت الله خامنه ای
[۲] ر.ک: المیزان علامه طباطبایی ذیل این آیات
[۳] ر.ک: علی(ع) مظهر اسماء حسنای الهی
آیا هشدار نسبت به «شکاف طبقاتی»، ضدیت با نظام است؟
یادداشت مخاطبان
اخیراً در نقدی صوتی ادعا شد که یادداشتِ «قیمتهای لجامگسیخته و مردم لجامزده؟!»، خطرناک و دارای محتوایی ضدّ نظام است. همچنین گفته شد که این یادداشت، زیر پای سیستم را میزند و با طرح این گزاره که مقاومت سودی ندارد، مردم را دلسرد میکند. اما بازخوانی دقیقِ عبارات نشان میدهد که این یادداشت، نهتنها علیه ساختار نیست، بلکه تلاشی دلسوزانه برای تبیینِ چراییِ صبرِ مردم و هشداری برای حفظ سرمایه اجتماعی است.
۱. در نقد صوتی گفته شد که عبارت «در شطرنجی قرارشان دادهاید که مقاومت… فضیحت بیشتر برایشان بار کند» باعث تنفر مردم از اصل مقاومت میشود و القا میکند که سود ایستادگی فقط به جیب میلیاردرها میرود.
نویسنده در متن اصلی، این گزاره را در کنار یک آمار تکاندهنده قرار داده است: در شرایطی که «رشد قیمتها ۲۲ برابر شده»، ثروت میلیاردرهای ایرانی در اوج تحریمها «۲۱.۶٪» رشد کرده که ۳ برابر متوسط جهانی است. اعتراض یادداشت، به اصلِ مقاومت نیست؛ بلکه به «نحوه توزیع هزینهها» است. سوال ایناستکه چرا باید بارِ تحریم تنها بر دوش مستضعفین باشد، اما قشر خاصی (چه در تحریم و چه با انتفاعِ برجام) ثروتمندتر شوند؟. این هشدار برای آناستکه عدالت برقرار شود تا مردم احساس نکنند فداکاری آنها نردبان ثروتاندوزی عدهای خاص شده است.
۲. منتقد با اشاره به این جمله که «شما مردم را در موقعیتی قرار دادهاید که اگر راست بگویند خود را مفتضح میکنند»، ادعا کرد که نویسنده، نظام را متهم کرده که برای مردم، دام پهن کرده است.
اگر به جملات قبل و بعدِ این عبارت دقت شود، نویسنده تصریح میکند که تفاوت امروز با دوران طاغوت این است که مسئولان فعلی «حاصل رأی خود مردماند». مفهوم «مفتضح شدن» در اینجا برگرفته از روایت «مؤمن مُلجَم» (لجام زده) است. یعنی مردم چون نظام را «از خود» و «انتخاب خود» میدانند، حاضر نیستند با اعتراضات ساختارشکنانه، «نظامِ خود» را رسوا کنند و باعث شادی دشمن شوند. این تفسیر، اوجِ غیرت دینی و تعلق خاطر مردم به نظام را نشان میدهد، نه اینکه نظام آنها را در تله انداخته باشد.
۳. در فایل صوتی ادعا شد که برآیندِ این یادداشت آن است که راهی جز براندازی باقی نمانده و متن بهسمت عبور از سیستم سوق میدهد.
این ادعا با صریحترین بخش یادداشت در تضاد است. در متن با استناد به پیمایشهای اجتماعی ذکر شده است: «هنوز بیش از ۷۰٪ آنها [مردم] حل و فصل مشکلات کشور را درون ساختار فعلی حکومت جمهوری اسلامی ممکن میدانند و چاره را براندازی آن نمیدانند». نویسنده این آمار را سندی بر «نجابت» مردم دانسته و مسئولان را دعوت کرده تا به پشتوانه این صبر، به «مبارزه اساسی با فساد و تبعیض» بپردازند. بنابراین، راهکارِ ارائهشده، اصلاحاتِ انقلابی در درون ساختار است، نه نفیِ آن.
والسلام علی من اتبع الهدی
حسنی کاتب (با دستیاری پژوهشیِ هوش مصنوعی☺️)
ادمین:
از انتشار پیامها یا دفاعیه های دیگر معذوریم😓
قضاوت درباره نقدهای دیگر را هم به هوش طبیعی و مصنوعی مخاطبان فهیم وامیگذاریم😊
۱۶/ درسهای نهجالبلاغه
درسهای نهجالبلاغه | شرح خطبه ۲۱۶
جلسهٔ شانزدهم (۸۵) | ۲۱ آذر ۱۴۰۴
محسن قنبریان | هیئت راه فاطمه | قم
دانلود سخنرانی «۱۶/ درسهای نهجالبلاغه» | “دانلود از پیوند کمکی”
درمانِ توحیدی در اصلاحِ حکمرانی
فرازهای پایانیِ خطبه ۲۱۶ نشان میدهد که امیرالمؤمنین (ع) «مدح و ثنا» نسبت به ولات (حاکمان) را براساسِ یک قاعدهٔ توحیدی ردّ میکند؛ قاعدهای که «رابطهٔ معکوس» میانِ «عظمت خدا» و «کوچکیِ ماسوا» است که هرگونه ستایشِ حاکم را بیجا، و کبریا (بزرگانگاری) را منحصر به خدا میداند. درنتیجه، رابطهٔ حاکم و مردم باید برمبنای مطالبهٔ «حقوق» و انجام تکالیف باشد، نه تملّقگویی به حاکم مانند جبّاران، چراکه «پروژهٔ عدالت» هنوز ناتمام است.
- قاعدهٔ زیربنایی: نسبتی معکوس میانِ عظمتِ خالق و مخلوق
- قابل میان «حقوق» و «مدح»
- آفتِ ولات و انحصار کبریا در خدا
- عرفان و حکمرانی: خدا و مردم
- عدالت؛ «پروژهام تموم نشده»
- دستورِ نهایی: با من مثل جبّاران حرف نزنید
مردم نجیب ایران
![]() |
![]() |
رهبر انقلاب اسلامی: “خوشبختانه ما با همه ی سختی ها و تنگدستی ها و مشکلاتی که وجود دارد، نقاط مثبت فراوانی در کشور داریم و انسان آمادگی های زیادی را در کشور مشاهده می کند، برای حرکت در جهت انقلاب، حرکت در جهت اسلام”.
امام صادق(ع): “غَلاءُ السِّعرِ یُسِیءُ الخُلُقَ، و یُذهِبُ الأمانَهَ، و یُضجِرُ المَرءَ المُسلمَ : گرانى نرخ، اخلاق را بد مى کند، امانتدارى را از بین مى برد و انسان مسلمان را دلتنگ و بى قرار مى سازد”.
یعنی بین گرانی و تنگدستی با نقاط مثبت جامعه مسلمان (اخلاق، امانت، انگیزه های ایمانیِ حرکت و…) نزاع و رابطه معکوس است!
- درود بر ملت ایران که در این سالهای طولانی مشکلات و سختی ها با وجود رشد۲۲ برابریِ گرانی در ۱۴سال اخیر *، هنوز نقاط مثبت فراوان و آمادگی های زیاد برای حرکت در جهت اسلام و انقلاب دارند!
واقعا از مردم مدینه رسول الله(ص) و کوفه امیرالمومنین(ع) بهترند. - دو راه اصلی نگهداری آمادگی ها (مقابلِ: یُضجِرُ[۱] المَرءَ المُسلم) :
الف) تقویت آنها با همین زنده نگهداریِ یاد شهداء و انگیزه های الهی آنان (که مقام بیانش همین ۱۲دقیقه بود)
ب) مبارزه واقعی با فقر، مقابله عملی با گرانی و تدبیر عینی برای مشکلات و سختی های زندگی مردم.
(مقام بیانش با هیات دولت بود که ۳ماه پیش، آنرا “مهمترین مساله” خواندند)
محسن قنبریان
[۱] “ضجر” در لغت حاوی معنای ملالت و بی انگیزگی است که آدم را به ستوه می آورد.

