بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

مناظرات و عصاره فضایل جمهور

  • مناظرات ، سبُک و دارای حواشی کم ارزش است ، چون همه تریبون هایش عصاره فضایل جمهور نیست!
  • توهین و تخریب های سست و سخیف در برخی غالب است ؛ چون آن بعضی، جای آدم های پُر و قد کشیده در اجتماع و سیاست و بی نیاز از التماس دیده شدن، نشسته اند!
  • سازوکاری برای آوردن عصاره فضایل جمهور در سبد انتخاب مردم ، به تامل جدی نیازمند است. همفکری در ساخت رجل سیاسی درون نهادهای اجتماعی (علاوه بر نهادهای سیاسی) لازم است ؛ و الا نظام اداری موجود از خود می خورد و فربه میشود و کوتوله های خود را رقیبِ بازی می کند.
    شورای نگهبان قطعا سهمی از آن روند تکامل را دارد اما تمامش نیست.

اگر دیدیم در این دوره خلاف شده و به افرادی ظلم شده باید تلاشمان را بیشتر کنیم تا خلاف و ظلم را از بین ببریم نه اینکه کنار رویم و از صحنه خارج شویم. زیرا اگر از صحنه خارج شویم ظلم بیشتر می‌شود.

امام خمینی (ره)؛ ۲۰ آذر ۱۳۶۲

کاش جوانان حزب اللهی و انقلابی به خود جرات دهند و این دسته از علماء که گفته و می گویند “حاکمیت دین ربطی به مردم ندارد” را درون جمهوری اسلامی محققانه بشناسند.

فریب بریده های جراید و هوچیگرهای رسانه ای در تخریب برخی چهره های روحانی را نخورند اما همه روحانیون و حتی شاگردان امام و حتی نشسته در مجاری امور را هم همنظر با امام و رهبر انقلاب در مبانی جمهوری اسلامی و اعتقاد مبنایی به مردمسالاری دینی فرض نکنند!

از قضا آنچه کمتر یافت میشود همین فهم و اعتقاد راسخ به جمهوری اسلامی است!

جوانها اگر تفاوتها را نشناسند نمیتوانند از خط اصیل امام و رهبری در این مسائل اساسی حفاظت کنند.

جنبش‌های مبارک!

روایات ناظر به میدان سیاست و اجتماع، سه مولفه ی معنا دار دارند:

  1. عاجز الرای: سست تدبیران که امام صادق(ع) از آن پرده برداری کرد و چنین زعمایی را لابد منه معرفی فرمود.
  2. میامین: انسانها و جمع های میمون و مبارک که امام باقر(ع) از آن رونمایی کرد. همانها که جنبش های مبارک را رقم می زنند.
  3. میامین الرای: قومی با آراء مبارک که درخواست الهی امام شیعیان امیرالمومنین(ع) بوده است.

جنبش میامین، معروف و عدالت را گفتمان و بر سلسله شاهان هم اثر کرد ! تنها علاج عاجزالرای ها درون تشیع همین جنبش شدن میامین است.

امیرالمومنین از خداوند بجای کوفه معاصرش ، ملحق شدن قومی را می خواست که آراء مبارک داشته باشند. طبعا آن قوم دچار عاجز الرای هایی مثل ابوموسی ها نمی شوند…!

تفصیل را در سخنرانی جنبش های مبارک بشنوید!

قائمه مردم – نظام

امام خمینی اگر می فرمود: “بر همه ملت، حفظ این جمهوری اسلامی از اعظم فرائض است”(۶۰/۸/۴)

مقابلش به مسئولین نظام می فرمود: “اگر به مردم کار نداشته باشید، به مصالح مردم کار نداشته باشید…شما از عُمّال آمریکایید!(۵۹/۶/۲۰)

اگر می فرمود: “چه بسا که در بعض مقاطع عدم حضور[ملت] و مسامحه، گناهی باشد که در راس گناهان کبیره است”(۶۸/۳/۱۵)

به مسئولین هشدار می داد: “اگر مردم کنار بروند همه شکست می خوریم”(۶۲/۹/۲۰)

امام، نظام و مردم را به هم قائم کرده بود و دنبال پیوستگی و اتصالی در این حد بود:”امروز ملت و دولتی در کار نیست؛ همه ملتند و همه دولت”!(۶۰/۱۰/۷)

شکست این قائمه، شکست انقلاب است و در دو طرف مراقبتها و مواظبتهای مهمی قابل فهرست است…

دوماه عسل!

 

امام صادق(ع) فرمود: العدلُ اَحلی من الشُّهد…

عدالت اجتماعی از عسل شیرین تر است.(الکافی ج۲ص۱۴۷)

قاسم بن الحسن در پاسخ سیدالشهدا درباره شهادت عرض کرد: احلی من العسل: از عسل شیرین تر است.

این دو احدی الحسنَیین مومن و دو ماه عسل اوست. یا به جامعه و حکومت عدل می رسد یا در تحقق آن سعی اش به شهادت می انجامد.

یاد همه شهیدان راه عدالت گرامی باد.

رایزن سیاسی انتخابات!

مردم قبل از برچسب چپ و راست و اصولگرا و اصلاح طلب، معلم و کارگر و کاسب و دانشجو هستند؛ و همه ایرانیِ مسلمان.
اینبار -که به هر دلیل اقلا تا الان- جَنگ احزاب، انتخابات را رقابتی نکرده؛ جُنگ* اصناف، شاید بتواند تعاونی اش بکند! :

جهش تولید به همراه توزیع عدالت برای کارگران،
آموزش رایگان به همراه حفظ کرامت معلمان،
آینده روشن به همراه آزادی جنبش برای جوانان،
ودهها مثل اینها، می تواند قطعات آلبومِ منتظم رویای ایرانی اسلامی مان باشد؛ که به کمک هم آنرا بسازیم.

جوانان فعال و امیدوار باید حلقه اتصال این واحدها با کاندیدای ایده دار باشند.
برای مطالبات کارگر و معلم و… می خواستی کاری بکنی! وقتش الان است!
رایزن سیاسی بین کاندیدهای باقیمانده میدان، و واحدهای انسانیِ معطل، چند هزار جوان فعال است. در رقابت احزاب از ستادانتخاباتی به سمت معلم و کارگر و کاسب می رفتی حالا برعکس!

*جُنگ، کشکول و آلبوم ادبی-هنری است که یک یا چند نفر جمع آوری کرده باشند.

از این فحش دهندگان ظاهرا یکی حُجر بن عدی و یکی عمرو بن حمق بود[۱] که شهیدان برگزیده ای شدند اما “اَینَ عَمار” لقب نگرفتند!

در جریان انقلابی، فحّاش و بد زبان هایی داریم که تازه معلوم نیست حُجر یا ابن حمق شوند.

کوتاهی ما مبلغان دینی هم بوده که در منازعات اجتماعی-سیاسی فقط دو گانه: ابوموسی-عمار درست کردیم و نگفتیم سه گونه است:

– ابوموسی: ساکت و ساقط در فتنه!

– ابن حمق و حُجر: سبّاب و دشنام دهنده!

– عمار: تبیین کننده و روشنگر مودب!

 

به فحّاش ها لایک ندهید! بدزبانی را فوروارد نکنید! و اگر دستتان میرسد نهی از منکر کنید!

[۱] ر.ک: ترجمه وقعه صفین. نصربن مزاحم. ص۱۴۴

برای ایران، تو هم پارلمانت را بخواه!

(ادامه از ۸): ۴دهه جناح ها و احزاب را تجربه کردی اینبار -که…- هم صنف ات را تجربه کن!

انگار پیام زودتر به تاجرها رسیده بود! وقت ثبت نام، بسته پیشنهادی پارلمان بخش خصوصی برای رئیس جمهور آتی آماده شده و روز اول تبلیغات هم با شانس دارترها دیدار کردند!

بسته پیشنهادی پارلمان معلمان و پارلمان دانشجویان کجاست؟!
_: در اصل معطل ۲۶ قانون اساسی!
بسته پیشنهادی پارلمان کارگری کشور؟!
_: در اصل معطل ۱۰۴!(فقط ۳٪کارگاه های متوسط و بزرگ شورای کارگری دارند!)
تاجرها محاسبه گرند، لابد بسته سیاستی و جلسه قرار گذاری را برای اقتصاد خصوصی و حقوقشان موثر دانسته اند که سبقت گرفته اند!

پارلمان بیش از ۱۱میلیون کارگر، ۱میلیون معلم و ۳/۵میلیون دانشجو هم می شد بسته سیاستی برای رویای ایرانی-اسلامی خود در عرصه اقتصاد و فرهنگ و آموزش داشته و در ضمن آن، مطالبه حقوق مادی و معنوی جامانده خود را آنطرف میز با کاندیدها قرار بگذارند!

اینبار فقط آزادسازی اصل ۲۶و۱۰۴ را بخواه!

سیاستمدار باش اما نه منافق!

*قرن ها یهودیت مخفی، منافقانه خود را در اروپا، کاتولیک و در جهان اسلام، مسلمان جا میزد و در مناصب کلیدی قرار می گرفت و برای قوم خود کار می کرد.
*اصلاح طلبان در۹۲ -به هر دلیل- کاندید اجاره ای را بر نماینده خود(آقای عارف) ترجیح دادند و حتی رحم اجاره ای نامیدند!
فرقش را که می دانی؟!!

فرض می کنم مخاطبم یکی از قاطبه مردم گله مند و قهر کرده با صندوق است که هیچ یک از کاندیدای باقیمانده را نماینده خود و توانا برای درخواستهای طبقه خود نمی بیند!
بلکه اصلاً مشکل خود را با رئیس جمهور قابل حل نمی داند؟!!

می گویم:
*چرا به کمک مثل خودت، یکی را اجاره نکنی؟!
* دور از شأن، آن یهودی هم شاه کشور نمی شد؛ گاه دبیر ساده و حداکثر یک وزیر بود، اما قوم یهود از خیرش نمی گذشت!

مشکل این طرف قرار است!
طبقه بزرگ مردم(کارمند و کارگر و دانشجو و معلم و…) نه سازمانِ قوم یهود را دارند و نه شبکه حزبیِ اصلاحات و سرانی که بتوانند با کاندید نیابتی یا اجاره ای قرار بگذارند؛ و الا شاید در میدان، نماینده نسبی ای هم پیدا شود!
(ادامه در ۹ !)