بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

مراقب سوء استفاده دشمن باشیم!

همانقدر که تحریک به انصراف مورد سوء استفاده دشمن است، با ادبیات تکفیر سخن گفتن از تحریم کنندگان انتخابات هم مورد سوء استفاده اوست.

تعرض به نهاد قانونی پس از تصمیم، چشم داشت دشمن است؛ سلطانی تفسیر کردن انتخابات هم خواست ۴۰ساله اوست.

رهبر انقلاب تحریم کنندگان را مشرک و کافر نخواند؛ فرمود دلسوز مردم نیستند!

مردم و انتخابات را هم هیچوقت در ادبیات فرمانبری و فرمانروایی تفسیر نکرده اند.

اعتراض ها به شورای نگهبان را هم تحامل خواند و سه قسم کرد…

امام خمینی:

«همه ملت رهبرند و بیدار شده اند… من با کمال مباهات از رشد سیاسی و تعهد اسلامی ملت شریف ایران تشکر میکنم… من در ایام آخر عمر با امیدواری کامل و سرافرازی از نبوغ شما به سوی دار رحمت حق کوچ میکنم.»

«…من از همه شما، منت میکشم، من خادم شما هستم، من نمیتوانم شکر این نعمتی را که به ما داده است و آن غیرتمندان سرتاسر ایران است، نمیتوانم از عهده شکر برآیم.»

«اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانی تربیت نموده و ما همه مفتخریم که در چنین عصری و در پیشگاه چنین ملتی می‌باشیم.»

یوسف و سیاوش!

یوسفِ قرآن و سیاوشِ شاهنامه با همه شباهتها، یک تفاوت اساسی دارند:
یوسف پیِ تحقق رویای خود است ولی سیاوش، فراری از کابوس هاست!
رویا، کنعان زاده را شاه ؛ و کابوس، شاهزاده را تنها و منفرد، قربانی کرد!

کابوس اجتماعی یادت هست؟!
خیانت، قدرناشناسی و نامردمی، از آنها که انتظارش را نداری ؛ اگر قهرت داد و مِلک و مُلک را رها کردی، با تو همان میشود که با سیاوش شد!

اما اگر رویایت را رها نکردی و تسلیم کابوسهای موقت نشدی؛ برده هم که باشی، دربند هم که باشی؛ در مِلک و مُلک بیگانه هم احساس مسئولیت می کنی، یوسف می شوی و عزیز آن مصر!

تو دربند و پیرامونت فرعونی نیست ؛ در مِلک و مُلک خودت قهر نکن ، اثر کن ولو کوچک!

عالیجنابِ خواب گزار!

خواب گزار، همه توان و تدبیر صاحب رویا را جهت می دهد.
رویایت توازن زیبای آزادی با استقلال؛ پیشرفت با عدالت بوده!
او که: آزادی اش را با “وطن فروشی”؛
او که: استقلالش را با “همه دشمن” و سرکوب؛ تعبیر می کند؛
او که: پیشرفت را خلعت فاخر و عدالت را و “صله کردن” پارگی ها؛
او که: عدالت را “کارت شارژ” نه رشد و آبادانیِ همگانیِ متوازن؛ می بیند؛
خواب گزار خوبی برای رویایت نیست؛ اضغاث احلامش می کند!
خواب گزارِ پریشان، چه رویاها که کابوس نکرده!
خواب گزار مهم است!

به رویایت برگرد!

۳۰سال پیش امپراتور ژاپن به رئیس جمهور ایران گفت: ماتحولات انقلاب شمارا دنبال می کنیم! ولی برای برخی از سئوالات خود پاسخ روشنی نداریم!”
از ۳پرسش او یکی این بود:”ما مدتی است روی سازمانی در کشور شما بنام جهاد سازندگی مطالعه می کنیم؛ چطور این نهاد توانسته در مدت کوتاهی مناطق محروم را با خود همراه کند و بسیاری از آن مناطق را توسعه بدهد؟!”(رسم جهاد ص۱۳)
امپراتور با وجود وجدان کاری بالای ژاپنی ها دنبال چه چیزی در سازمان جهاد بود؟!

۳۰سال بعد پرودی(دکترای اقتصاد و توسعه و نخست وزیر اسبق ایتالیا) گفت:”۳۰سال است مسائل ایران را مطالعه می کنم؛ ایران فقط مقاومت نکرده، پیشرفت هم کرده است! اگر این فشارها بردولت ما وارد شده بود، ۶ماه نمی توانستیم دوام بیاوریم!”(امواج اراده هاص۱۸۶)

تازه در این ۳۰سال جای جهادی کردن وزارتخانه ها، جهاد را وزارتخانه کردیم!
ژاپن دنبال کشف مدیریت مردمی، منطقه ای، پایین به بالای جهاد بود اما ما سراغ الگوی ژاپن اسلامی رفتیم!

به رویایت برگرد!

عکسهای سلفیِ مشکوک یوسف!

مهر و آبان۵۷ یک فیلسوف فرانسوی(فوکو) برای مشاهده و تحلیل انقلاب ایران بعنوان خبرنگار روزنامه ایتالیایی، ایران آمد. تهران تا آبادان را گشت. در مجموعه یادداشتهای خود برای آن روزنامه، از “رویا یی که ایرانیان در سر دارند” نوشت.

اراده عمومی مردم ایران را به روح واحدی تشبیه کرد که در خیابانهای تهران آنرا دید؛ رهبر آن مردم را هم اسطوره ای که پهلو به افسانه می زند، خواند!

این سالها که خودمان در کف همان خیابانها کابوس گرانی و نامردمی می بینیم؛ یک استراتژیست واقع گرای آمریکایی(کسینجر) باز برای سران غرب از شروع تعبیر شدن آن رویای ایرانی می گوید و البته به فهم ناقص و ادبیات استکباری خود چنین تعبیرش می کند:”ایران می تواند به یک امپراطوری تبدیل شود”!

عکس سلفیِ یوسف در چاه و بازار و زندان اگر از او رویایش را می گرفت؛ یوسف، عزیز مصر نمی شد! والله غالب علی امره!

 

محسن قنبریان

امیدهای راست و دروغ!

اگر امید، آفریدنی است؛ نباید راست و دروغ داشته باشد.

آن روایت و خبر است که راست و دروغ دارد! پس چرا روایات اسلامی از رجاء صادق و کاذب می گویند؟!

امید، مبتنی بر آرزوست. آرزویی که هم مسیر با تقدیر خداوند نباشد، دروغ است! مثلا تقدیر خداوند بر اجل داشتن همه است؛ آرزوی دراز را اجل، تکذیب می کند!

اگر خداوند برای قومی، برگزیدگی و نشان داری، تقدیر کرده؛ آرزوی جمعیِ آن قوم در آن مسیر برگزیدگی را تقدیر الهی، تصدیق می کند.

آیات الهی را بخوان شاید تو همان قوم باشی!

 

محسن قنبریان

جامعه هم خواب می بیند!

مردم یک جامعه، درک و هنجارهای مشترکی می یابند؛ همانکه “افکار عمومی” می نامیم.
مثل خواب دیدن می ماند: همه اش به اختیار تو نیست اما انعکاس پیرامون در ذهن و ضمیر توست!

یک اتفاق فراگیرِ بد، مثل یک کابوس اجتماعی است؛ به جامعه، ترس و بعد یأس می دهد!
یک اتفاق فراگیر خوب، مثل یک رویای جمعی است؛ جامعه را آرزو و بعد امید می دهد.

ماجرای آبانِ بنزینی، یک کابوس از تحقیر و فریب و ضربه به مردم بود!
مُهرشدنِ صداقت و کارآمدی سردار محبوب، با شهادت، یک رویا بود از حقانیت نظام و دیدن دوباره ی مجسمه ارزشهای انقلاب۵۷!

محسن قنبریان

امید، آفریدنی است نه روایت کردنی!

امید، آفریدنی است [۱] نه روایت کردنی!

تخیل، خاطره می خواهد ولی امید، آرزو!

خاطرات تلخ و نداشته ها هم می توانند مایه آفرینش امید شوند؛ اگر آرزویی ایجاد کنند!

بعکس، خاطرات شیرین گذشته، یأس می زاید اگر آرزویی نیافریند!

شیعه از ۱۱هجری، همه ابتلاء و مصائب اندوخت؛ اما امام کاظم(ع) فرمود:۲۰۰سال است، آرزو شیعه را تربیت کرده است!(الغیبه نعمانی ص۳۰۵)

[۱] امید و ترجّی را در ادبیات هم از انشائیات می دانند نه اخباریات.

دکتر کدخدایی در ۸مرداد۹۰ باخبرگزاری فارس:”بالاخره برای مباحث انتخابات و یا مصوبات، مصالح عالیه نظام در نظر گرفته میشود[۱]“!

دکترحداد عادل در۸۴/۳/۲ در نامه به رهبر انقلاب، تجدید نظر شورای نگهبان و توسیع دایره نامزدهای واجد صلاحیت را “به مصلحت و مایه تقویت مشارکت عمومی بیشتر” خواند و از رهبری مداخله خواستند که انجام شد[۲]!

بنده در یادداشت کوتاه “شورای محترم نگهبان را کاریکاتور نکنیم!” جز همین کبرا و صغرا نگفته ام:

جلوگیری از کاهش مشارکت از مصالح عالیه نظام است.

رعایت این مصلحت عالیه در انتخابات از سوی شورای نگهبان حتی المقدور لازم است.

اگر اذن و اجازه ای میخواهد هم مثل نامه حداد عادل(رئیس مجلس وقت) را مسئولین مربوط تری هم میشود بنویسند!

در این یادداشت ها هم منظوری به کاندیدای خاصی ندارم خود مشارکت حداکثری و تضمین مردم سالاری دینی برایم مهم است. فصل الخطاب عملی هم تصمیمات آن شورای محترم است.

[۱] https://www.shora-gc.ir/fa/news/2122

[۲] https://farsi-khamenei-ir.cdn.ampproject.org/v/s/farsi.khamenei.ir/amp-content?amp_js_v=a6&amp_gsa=1&id=1283&usqp=mq331AQHKAFQArABIA%3D%3D#aoh=16215332962189&referrer=https%3A%2F%2Fwww.google.com&amp_tf=%D8%A7%D8%B2%20%251%24s

شورای محترم نگهبان را کاریکاتور نکنیم!

دکتر کدخدایی: از منظرحقوقی و قانونی مشارکت پایین، برای اِعمال و مشروعیت آزاد هیچ مشکلی برای ایجاد حق ایجاد نمی کند!

شورای نگهبان، نگهبانِ چیست؟!

مسئول مستقیم gdp و رشد اقتصادی نیست، اما آیا یکی از مسئولین رشد مشارکت هم نیست؟!

اگر کاهش مشارکت موجب میشود به تصریح امام:

“در دنیا پایه های این جمهوری را سست کند”!(صحیفه امام ج۱۵ص۲۶۱)

و به تصریح رهبر انقلاب:

“مشروعیت نظام دچار تزلزل خواهد شد”!(۸۸/۳/۲۹)

آیا شورای نگهبان نباید از مشارکت حداکثری (بخوانید: جمهوریت) هم نگهبانی کند و مساله اش فقط مشروعیت و قانونیت انتخابات (ولو با حداقل مشارکت) نباشد؟!

خیر و مصلحت مشارکتِ حداکثری از برخی مصلحت های دیگر لازم الاستیفاء تر نیست؟!

 

محسن قنبریان

امام خمینی:”برنامۀ ما این است که رجوع کنیم به آرای عمومی، به آرای‏‎ ‎‏مردم. قوای انتظامی را کنار بگذاریم؛ خود مردم را، محول کنیم‏‎ ‎‏تنظیم انتخابات را به دست خود جوانهای مردم…. قهراً مردم وقتی آزاد‏‎ ‎‏هستند یک نفر صالح را انتخاب می کنند و آرای عمومی نمی شود‏‎ ‎‏خطا بکند. یکوقت یکی می خواهد یک کاری بکند اشتباه می کند،‏‎ ‎‏یکوقت یک مملکت سی میلیونی نمی شود اشتباه بکند… و قهراً اشتباه در سی میلیون جمعیت نخواهد شد.” صحیفه امام ج۵ص۳۲۲و۳۲۳.

 

برای تفصیل این مبنای نورانی دو برش کوتاه از درسگفتار مردم سالاری دینی را بخوانید، بعد قضاوت کنید:

  1. گزیده اول: مردم، زبان خداوند میشوند!
  2. گزیده دوم: انتخابات،فناوری اجتماعی برای استدلال بر صالحین!