تقریری از سه ارائه حجت الاسلام محسن قنبریان
- تبیین طول و عرض ولایت
- معنای ولایت
- تقسیم بندی ولایت
- مراتب ولایت عرضی و الزامات آن
- اختلال در ولاء اجتماعی
- در چنین شرایطی چه باید کرد؟ امام رضا(ع) چه کرد؟
تقریری از سه ارائه حجت الاسلام محسن قنبریان
به تعبیر شهید بهشتی در کتاب «نظاماقتصادی در اسلام،» انسان موجودی خودخواه و مسابقهجو است و به دنبال منافع خود حرکت میکند، البته این خودخواهی صرفا به معنی پرستش نفس نیست، که اساسا اسلام با آن مخالف است بلکه مراد این است که محرِّک انسان خواستهها و انگیزههای اوست.
شهید بهشتی معتقد است نهادهای اقتصادی اسلام مانند نهاد “انفاق” در جهت مبارزه با خودپرستی به معنای مذموم آن، که در واقع به کار انداختن تمام امکانات خود و موجودات دیگر در جهت ارضای “منِ شخصی” است، طراحی شده است. این خودخواهی به نوعی استعارهی “اصالت فرد” لیبرالیستی در برابر “اصالت جمع” مارکسیستی است.
مسئله اصالت فرد و جامعه پرسشی ست که برای تمام متفکران انقلاب مطرح شده و همه در معرض پاسخ به آن قرار گرفتهاند. از منظر شهید بهشتی اصالت با فردی است که همگام جامعه باشد، فردی که حرکت او و “منِ او” در راستای منافع جمع است یا به معنای دیگر “توسعهی من” در او ایجاد شده است و دیگر صرفا به منافع شخصی خودش فکر نمیکند. از همین جهت کارویژهی “انفاق” هم در حوزه فرد و هم در حوزهی جامعه است. سورههای مکی قرآن نقش چشمگیری در مبارزه با خودپرستی ایفا میکنند، در این سورهها، ساخت و تربیت انسانها به شکل هنری و آهنگین و نه با قانون و فرمان اتفاق میافتد، زیرا در موقف نهضت اسلامی و تربیت مسلمانان نخستین قرار گرفتهاند. این فهم از مکتب اسلام، فهم امام خمینی است که اسلام آن از “اسلام اجتماعی” و تربیتی عبور کرده و به “اسلام سیاسی” که ترکیبی از تربیت و قانون است میرسد.
روح انفاق در اسلام این است که نیاز دیگران با نیاز من تفاوتی ندارد. بنابراین در منطق اسلام جامعهای مطلوب است که به فرد در افق خانواده و به خانواده در افق امت توجه میکند و باز از امت به خانواده و فرد بازمیگردد. در واقع فرد در اسلام در افق امت است و امت در افق فرد، لذا خودسازی و تربیتِ نفس توأم با خانوادهسازی و امتسازی است.
برشی از جلسه سوم درسگفتار نظام اقتصادی در اسلام
برای پیروان غدیر، شاخص کردن ولایت غدیر و سنجش حکمرانی ها بر اساس معیارهای امامت غدیر، میتواند مضمون و محتوای سالگشت های غدیر باشد. افتخار به داشته ها و مطالبه کمبودها و احتجاج با منکران و منتقدان، بازتولید مناشده در عصر ماست.
چنین غدیری هرگز یک فستیوال و زنگ تفریح و “روز رُفع القلم” نمی شود.
محسن قنبریان
نظام اقتصادی اسلام دارای یک زیربنای حقوقی است که «جهتِ حرکت» این نظام را مشخص میکند. در ادبیات شهید مطهری و شهید صدر، جهت همان «مکتب اسلام» است.
یکی از اساسیترین مبانی این نظام حقوقی از منظر شهید بهشتی، «اصالت کار» در برایر «اصالت سرمایه» و تبعی بودن انواع تملیکها مانند هبه و ارث و… نسبت به کار است.
کار به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم یعنی حیازت و صناعت متبلور میشود، لذا طبق این مبنا منابع طبیعی که به مثابهی مواد اولیه بسیاری از امور است، تحت مالکیت هیچکس قرار نمیگیرد، مگر به وسیله حیازت و یا صناعت.
این مبنای مهم در نظام حقوقی مولد یک بنای اساسی دیگر به نام مالکیت خصوصی است. در واقع کار مستقیم و یا غیر مستقیم منشا ارزش و مالکیت میگردد. حال سؤال مهم این جاست که «آیا این مالکیت خصوصی همان مالکیت آزاد سرمایهداری است که هیچ قیدی ندارد؟»
نگاه مرحوم شهید بهشتی این است که محدودهی «مالکیت خصوصی» افراد تا آنجایی است که ضرری برای دیگر آحاد جامعه نداشته باشد و اگر تعارض بین مالکیت فرد و مصالح جامعه پیدا شد، مصلحت جامعه نسبت مالکیت فرد ارجحیت دارد.
از این اصل حقوقی مهم اصل دیگری استفاده میشود که حکومتی که نمایندهی جامعه باشد، نسبت به تمام اموال شخصی در جهت مصالح ضروری جامعه، بر شخص مالک حق تقدم دارد.
نوآوری شهید بهشتی در این اصول حقوقی ایجاد پیوند وثیق بین اقتصاد و سیاست با اجتماع و جمهوریت است. زیرا مالکیت خصوصی مقید به مصالح عمومی جامعه است و حق تقدم حکومت بر مالکیت خصوصی افراد مشروط بر این است که برآمده از جامعه باشد و در چارچوب مصالح جامعه عمل کند.
برشی از جلسه اول درسگفتار نظام اقتصادی در سلام
![]() |
![]() |
![]() |
بر اساس آخرین نظرسنجی مرکز تحلیل اجتماعی «متا» در اسفندماه ۱۴۰۱، نگرش مردم ایران نسبت به مساله تبعیض در جامعه با سه سوال میزان احقاق حق فردی از طرق قانونی، قائل شدن تفاوت میان مسئولین و مردم عادی توسط نهادهای قانونی و نگرش نسبت به اصلی ترین عوامل استخدام سنجیده شده است.
براساس این نظرسنجی از نگاه افکار عمومی برخی از سازوکارهای موجود درون نظام اجرایی، قضایی و قانون گذاری نیازمند ترمیم است. همچنین در صورت وجود خطای ادراکی نسبت به واقعیت موجود در بخشی از گروه های اجتماعی، تصحیح این ادراک باید مدنظر دستگاه های اجرایی و قضایی کشور باشد.
این پیمایش در اسفندماه ۱۴۰۱ و با حجم نمونه ۳۰۰۰ نفر و به روش تلفنی و ملی برگزار شده است.
«با توصیه پزشکان، حادثه انفجار حزب را به آقا نگفته بودیم تا اینکه وقتی کمی بهتر شدند متوجه شهادت آقای بهشتی شدند. از آن روز هر وقت شعار “ایران پر از بهشتیه” از تلویزیون پخش میشد؛ آقا از فرط ناراحتی می گفت: خاموش کنید آن را، ایران هیچ وقت فردی چون بهشتی را نخواهد دید.»
روایت محافظ رهبر انقلاب از روزهای پس از ترور ایشان
پ.ن:
شهید بهشتی متفکر صاحب مبنایی بود که غیر از تولید اندیشه از دانش های اصیل اسلامی، آنرا با برنامه و تحقق هم تعقیب می کرد. نه صرفاً کتابخانه ای بود و نه عمل زده و بی مبنا!
محسن قنبریان
چکیده ای از سخنرانی حجت الاسلام قنبریان در جمع مدیران هیاتهای مذهبی کشور/ زنجان ۱تیر۱۴۰۲
به این دو روایت از امام باقر(ع) توجه ویژه کنید:
و به راستی که خداوند برای معروف، دشمنانی از بندگانش قرار داده که معروف و انجامش را بر ایشان ناپسند و مبغوض ساخته و جویندگان معروف را از رو نمودن و توجه به آنان منع کرده و دشمنان معروف را نیز منع نموده است همان گونه که باران را از زمین خشک و بی حاصل دور ساخته تا آن زمین و اهلش را نابود کند و آنچه خداوند می بخشد بیشتر است.” (الکافی ج۴ص۲۵ )
“میامین و میاسیر” (با برکت های آسان گیر) در زندگی سازی دیگران فعال اند/ همین ها “اهل معروف اند” و “جویندگان معروف” به آنها متوجه می شوند و معروفها آسان در جامعه انجام میشود.
هردو به باران تشبیه شدند.
– در مقابل “ملاعین مناکید” (لعنت شده های شوم) که زندگی ای پیرامون آنان شکل نمی گیرد، “دشمنان معروف” هم هستند که “جویندگان معروف” برای معروف بدانها توجه نمی یابد!
– این همان دو سویه ی ولاء اجتماعی است که بارها بدان پرداخته ام: مأوا و نصرت دادن(۷۲انفال) / امر و نهی کردن و تصحیح عیوب کردن(۷۱توبه)
– جوانهای شهری، زنان و دختران فروشنده شهر را از حیث معیشت و حجاب مورد مصاحبه قرار دادند. بیش از ۳۰۰ فروشنده عمدتا زیر حداقل حقوق کارگری بودند و عده ای شل حجاب بودند. مطالعه خود را به کمک امام جمعه به شورای فرهنگ عمومی بردند و دو مصوبه گرفتند:
برای اعطای حداقل دستمزد به این زنان اقدام شود / لباس فرم فروشندگی مناسب با همفکری خودشان طراحی شود!
این نمونه ای از توأمان کردن زندگی سازی با آسان کردن تحقق معروف هاست. جنبش میامینی که جویندگان فطری معروف را به آنها متوجه می کند.
“دشمن معروف ها” (للمعروف اعدائاً) حسابش جداست. مرحوم آیت الله بافقی در قهوه خانه ای با لهو چند جوان، فقط کناره گیری کرد؛ اما نوروز۱۳۰۶ وقتی همسر و زنان دربار رضاخان بدون حجاب وارد حرم حضرت معصومه شدند به جدیت وارد شد! اینجا دشمن حجاب دنبال پروژه استعماری رواج کشف حجاب بود. رضاخان خودش با گارد به جنگ آمد او را با لگد در حرم روی زمین کشید و به زندان برد و بعد به شهرری تبعید کرد.
– همان امام مکرر حتی ائمه جور را نهی از منکر کرد. نصایحش درباره عمربن عبدالعزیز کارگر شد و او را بهترین خلیفه اموی کرد. مبارزه با تبعیض و اشرافیت و کاهش مالیاتها و جزیه ها و گمرکی ها از جمله اقدامات او شد…
* تفصیل را در فایل صوتی بشنوید
چکیده سخنرانی حجت الاسلام قنبریان/ شب شهادت/ هیات اصحاب الحسین(ع) دانشگاه تهران/ ۲۸خرداد۱۴۰۲
گاهی میگویی فلانی در دنیای دیگری است! یا مثلا دنیای دهه هشتادی ها…!
این دنیای دیگر، کجاست؟! دنیای فیزیکال ما و آنها که مشترک است!
آن دنیای دیگر، “جهان اجتماعی” متفاوت آنهاست. مجموعه افکار و امیال مشترک که بالتبع کنش مشترکی می آورد.
کسی جسمش پیش ماست اما ذهنیت و امیالش پاریسی یا کابلی است!
از همین جا یک “حضور و غیاب برتر” لازم میشود که امام جواد(ع) شناساند!
توطئه مامونی!
سیاست هارونی نشان داد ائمه اطهار(ع) وقتی از جهان فیزیکال هم حذف شوند از جهان اجتماعی حذف نمی شوند! بیش از یک دهه تبعید و زندان امام کاظم(ع) در سیاهچالها و مطوره ها، پیروی از او را در اقصی نقاط جهان اسلام بیشتر کرد!
مامون -که حدیث لوح او را “عفریت مستکبر” می خواند- بدین فکر افتاد که جای حذف فیزیکی، آنها را از دنیای اذهان و امیال پاک کند!
بجای حذف “امام”، “امامت” را منحل کند. امامت، جوهره ای اصلی داشت: علم و عصمت!
بنظرش با کاخ نشین کردن و شریک سلطنت جور شدن، عصمت امام، منحل و با حمله علوم عالَم بر او، علم امام منحل میشود!
ولایتعهدیِ تحمیلی امام رضا(ع) بدین خاطر بود. بیت الحکمه ها و آوردن عالمان همه ادیان و علوم و مناظرات مرو(کلامی) و نیشابور(پزشکی) بدین خاطر بود.
لکن نتیجه بعکس شد! امام رضا(ع)، عالم آل محمد لقب گرفت سرآمدی اش در همه علوم عالمگیر شد و با شرط عدم مداخله در مسائل حکمرانی، با سلطنت قاطی نشد و تداعی کرد اینبار در کاخ اسیر است!
طرح شکست خورده مامون، با امام کم سن و سال بعد، امید احیاء داشت!
چند چیز او را امیدوار می کرد:
– سن کم امام جواد(ع) (اولین امامی که کودک بود)! بخصوص که خود شیعیان و عالمانشان هم در مقام “امتحان و اختبار” او بودند. حتی در اقتدا کردن به او در جماعت، برخی شبهه داشتند (که به بلوغ نرسیده)!
برخی (علی بن حسان واسطی) برایش اسباب بازی برده بودند! و…
– ماجرای “افک” عجیبی که “طیب مولد” امام را نشانه گرفته بود و او را پسر امام رضا(ع) نمی دانستند! آنقدر که امامزادگان هم باور یا به شک افتادند و امام رضا(ع) را وادار کردند قیافه شناس بیاورد!
قرآن برای “خَلق افک” (ساخت تهمت و افترا) یک اتاق فکر و عملیات می شمارد (الذی تولّی کِبرَه) که علی القاعده دستگاه طاغوت و ائمه جور است!
اینها ابزار مناسبی برای مامون و عباسیان بود که امامت را از اذهان و امیال هم پاک کنند.
با عین حال مامون احتیاط کرد و دیگر مناظرات بین المللی و بین الادیانی و عمومی برای امام جواد(ع) نگذاشت. اما بعدا قاضی القضات معتصم افشا کرد دنبال پرونده سازی بودند که امام را آلوده دامن و دهن در جامعه جار بزنند!
مراسم عروسی امام با دختر مامون در تالار شاهانه و صد کنیز زیبا و مطرب در مراسم قسمی از این برنامه بود!
راه حل امام در چنین تنگنایی -که تصویر اجتماعی ایشان را هم مامون مدیریت می کند- چیست؟ او حتی ظرفیت حضورهای مناظرات مرو و نیشابور را هم ندارد! اخبار اورا (در این موقعیت) کاخ منعکس می کند و در احاطه رسانه های عباسی است!
ابتکار مجاوره-محاوره های امام جواد(ع)
حتی موقعی که امام مدینه بود، موالیان (دفتر و بیت ایشان) او را از درب کوچک رفت و آمد می دادند تا ارتباط عمومی اش کم شود و فقط به ملاقاتهای تعیین شده برسد!
امام رضا(ع) از خراسان به فرزندش در اینباره نامه نوشت و از این کار موالیان گله کرد و فرمود:
“به حقی که گردنت دارم از تو می خواهم رفت و آمدت را فقط از درب بزرگ قرار دهی و با خودت درهم و دینار داشته باشی تا هیچ مسئلت کننده ای نباشد الا اینکه از تو عطاء بگیرد…”(الکافی ج۴ص۴۳)
همین نامه الهام بخش برای امام شد هم “جواد” (زیاد عطا کننده) اش کرد و هم در آن توطئه مامونی به ابتکار مجاوره-محاوره رساند!
مجاوره یعنی همسایگی، بستر سازی برای مراودات کوچک؛ بدون این ظرفها و بستره ها نمی توان به گفتگو و محاوره رسید. این تنها چاره در مدیریت شدن رسانه ای توسط دستگاه عباسی بود!
از این منظر یکبار مناقب جواد الائمه را بخوانید ببینید چه پر تعداد این ابتکار وجود دارد. برای نمونه:
– ملاقات با مامون در کوچه و کنار بچه ها (بجای آن مناظرات بزرگ پدر) و احتجاج عالی با خود مامون…
– مناظره درون خاندان عباسی سر سفره عقد با ام الفضل با قاضی یحیی بن اکثم و به رخ کشیدن علم لدنی و عجیب خود…
– ماجرای زندانی ای که به اتهام ادعای نبوت دستگیر بود ولی در واقع امام جواد(ع) او را طی الارض داده و تمام عتبات را زیارت کرده بود! حالا در این بمب خبری ادعای نبوت دوباره او را از زندان در بسته نجات داد تا مقام امامت را ثابت کند!
– و…
مطلب مرتبط: ۲۵سال افک؛ ۲۵سال تقی!
قرآن با صراحت مى گوید، مردم باایمـان، مـردان و زنــان باایمــان، پشــت و پنــاه اجتمــاعى یکدیگرنــد.
«والمؤمنون والمؤمنات بعضـهم اولیـاء بعـض» (توبه/۷۱)
بـراى اینکه خصلت انسان این است که در جامعه نمى توانـد تنهـا زنـدگى کنـد. همکـارى و تعـاون در راه تـأمین نیازهاى گوناگون اجتماعى، از نیازهاى جارى متعارف گرفته تا ایجاد جامعه اى که سیاست و اقتصـاد و نظـام ادارى سالم داشته باشد، همه داخـل در دایـره بعضـهم اولیاء بعض است؛ نه تنها براى مردان، بلکه حتى بـراى خانمها؛ نه تنهـا بـراى آقایـان و خانمهـا، بلکـه بـراى بچه ها. باید براى پسران و دختران برنامه هایى تهیه کرد تا حس نکنند به حکم ایمان و به حکم پایبندى به دین از مواهب زندگی کلا محروم می مانند[۱].
پ.ن: روی دیگر این پشت و پناه اجتماعی، امر به معروف و نهی از منکر متقابل همگانی است.
محسن قنبریان
[۱] شهید بهشتی/ موسیقی و تفریح در اسلام ص۳۲
براساس تأکید رهبر انقلاب بر موضوع «مهار تورم» رسانه KHAMENEI.IR در یادداشتی به قلم آقای علی ظاهری بیرگانی، پژوهشگر اقتصاد راهبردی به بررسی یکی از راهکارهای مهار تورم میپردازد.