بایگانی دسته: پیام‌ها و تحلیل‌ها

عین الاسد و انتقام سخت

حمله موشکی به عین الاسد، مورد رضایت مثل آقای تاجزاده هم واقع شد! همو که از نفی انتقام سخت و بهانه‌سازی برای جنگ می‌گفت؛ حالا اینقدر را خردمندانه می‌داند و می‌گوید: ترامپ پاسخ روشنی به جنایت تروریستی خود گرفت. او صلح را به خطر انداخت و اکنون باید از پیامدهای شهادت سردار سلیمانی درس بگیرد و با پرهیز از اشتباه محاسبه مجدد جنگی ویرانگر با نتیجه باخت-باخت به منطقه تحمیل نکند.

علیرغم خط و نشان‌های فرماندهان نظامی‌در آن ۵روز و کمپین عمودی-افقی به تبع خط و نشان سید مقاومت؛ سردار هوا فضای سپاه گفتند: دنبال کشته‌گیری نبودند و الا در گام اول ۵۰۰کشته داشتند!

حتی اینقدر سختیِ انتقام، مذاکره (بخوانید:معامله) با آمریکا توسط دیپلمات‌های ۴۰ساله ج.ا.ا را ذاتاً منتفی نمی‌کند! بخصوص که ترامپ بلافاصله از مذاکرات بدون پیش شرط گفت!

یعنی سیلی عین الاسد می‌تواند یک برگ برنده برای امتیازگیری در مذاکرات قالب‌گیری شود (مثل درصد غنی‌سازی و تعداد سانتریفیوژها در اول مذاکرات برجامی)!

به تعبیری انتقام آنقدر سخت نبود که خودبخود برای مذاکرات، “تمام کننده” باشد. از اینرو درخواست رهبری عزیز از مردم جدی و لازم است که فرمودند: “این مساله مذاکره و نشستن پشت میز و اینها، مقدمه دخالت‌ها و حضورهاست؛ این باید به پایان برسد”.(۹۸/۱۰/۱۸)

واقع بینانه:

واقعیت این است که هدف بزرگتر، مساوی با “جنگ” یا “تجاوز به همسایه” بود:

پایگاه نظامی‌اساسی‌تر (مثلا فرماندهی سنتکام) در کشوری غیر از عراق بود که بخلاف عراق دستور اخراج را تصویب نکرده و به ما اجازه نقض حریمش را نمی‌داد.

هدف چشمگیرتر از اینها -که وزن انتقام سخت داشته و برهم زننده همیشه گزینه مذاکره با شیطان اکبر باشد- زدن یکی از ناوهای آمریکائی بود؛ که همان لحظات اول از آب‌های ما دورشان کردند و زدنش هم عملا شروع جنگ بود.

️ نتیجه اینکه:

باوجود این محذورات، عین الاسد مقدورترین هدف -اقلا در گام اول- بود.

البته گام دوم اگر استینافی از سوی ما باشد، طبعا جنگ‌طلبی معنا می‌شود لذا مشروط به تقابل آمریکا بیان شد.

سپاه هم در بیانیه‌اش به همسایگان هشدار لازم را داد که در صورت تقابل آمریکا، پایگاه‌های او در این کشورها ایمن نیست. اینگونه محذور اول برچیده می‌شود و تعرض به آمریکا در خاک همسایه، نقض حریم او تلقی نخواهد شد.

️پژواک سه گانه:

پژواک همین سیلی اول، سه گونه است:

  1. در ایران:
    چون ترسی از آمریکا در توده‌ها نیست و با خط و نشان‌های فرماندهان، توقعات انتقام هم بالا رفته، زدن عین الاسد کف توقعات مردم شد. نه تنها غیظ قلوب را زایل نکرده، که حتی غرور ملی با زدن سردار ملی مان جبران نشده است. گرچه مردم منتظرند با سایر اقدامات مقاومت و تدابیر سیاسی همراستا، خون‌بهاء (اخراج آمریکا از منطقه) مدیریت شود؛ و با دیپلماسی‌های جاری، دچار روزمرگی و فرسایش نشود.
  2. در جهان و بخصوص منطقه:
    پژواک سیلی در گوش منطقه، بلند است. هیمنه و هیبتِ مرعوبگر آمریکا در منطقه را بیش از پیش شکست. زدن یک پایگاه نظامی مهم جسارتی بود که هیچ کشور مستقلی جرٲتش را نداشت. این سیلی به ملت‌ها جسارت می‌دهد و خط پشتیبانی مقاومت و سرمایه اجتماعی آن را می‌افزاید. دست مقاومت برای ضربه‌های مدبرانه در راستای اخراج آمریکا از منطقه را بازتر می‌کند.
  3. در آمریکا:
    کاملا بستگی به حجم خسارات عین الاسد، بخصوص تلفات انسانی آن دارد:
    اگر ناچیز باشد -که آمریکایی‌ها برآن اصرار دارند- پیروزی برای ترامپ است!
    فراموش نکنیم مردم آمریکا، ایران را دشمن می‌دانند و تلقی عمومی درباره سردار دل‌ها، مثل خیابان‌های تهران و کرمان نیست! واقعیت اجتماعی آمریکا چند توییت‌نویس موافق ما نیست؛ چنانچه واقعیت ملت رشید ایران مسیح علینژاد و اپوزیسیون‌های ماهواره‌ای نیست. لذا ترامپ -در این فرض- اگر نتواند ترور سردار را با کشتن بن‌لادن و البغدادی و زرقاوی(یک تروریست) شبیه‌سازی کند؛ اقلا آنرا برداشتن دشمن شماره یک اسرائیل و آمریکا برای خود ثبت می‌کند؛ که به یک پایگاه نظامی می‌ارزد!
    اما اگر میزان خسارات و تلفات عین الاسد بالا باشد یا سلسله اقدامات نزدیک به هم مقاومت زیاد شد؛ برای او یک باخت قطعی و تمام‌کننده است. فرو رفتن آمریکا در جنگی نامتقارن و بدون یک طرف معلوم و معین، افکار عمومی آمریکا را مثل بوش علیه او می‌کند.

محسن قنبریان
۹۸/۱۰/۱۹

نظریه انتقام سخت در سیره نبوی

در فاصله توافقنامه حدیبیه با مشرکان، تا فتح مکه؛ پیامبر(ص) به کارهای دیگری در راستای رسالت توحیدی خود پرداخت. از جمله آنها دعوت شاهان و اُمرای منطقه به اسلام بود از جمله، فرستادن “حارث بن عمیر ازدی” نزد پادشاه بُصری است. بقیه ماجرا را با مأموریت سردار سلیمانی و کشتن ایشان و وعده انتقام سخت رهبر عزیز انقلاب مقایسه کنید:

 حارث بن عمیر حامل پیامی برای امیر بُصری بود. در سرزمین موته فرمانده نصرانیان عرب (شرحبیل بن عمرو غسّانی) او را گرفت و کشت[۱].

این نحوه کشتن بر رسول خدا(ص) بسیار گران آمد. سپاهی سه هزار نفری برای اعزام به موته تجهیز کرد. طرف مقابل هم همپیمانان رومی خود را یاری خواستند؛ و رومیان نیز با سپاهی عظیم به یاری‌شان آمدند؛ اما پیامبر بر مقابله راسخ ماند.

جنگ موته سرآغاز فتوحات اسلامی در جانب مسیحیان و رومیان شد.

 کسانی که ندانسته، آیات قصاص و مانند آن را جای انتقام راهبردی می‌خوانند و در مقابل انتقام سخت، از کشتن یک جان مقابل جان سردار می‌گویند؛ استدلالشان را به پیامبر خدا(ص) عرضه کنند!

 چرا پیامبر(ص) در قبال کشتن حامل پیام به امیر یک منطقه، یک جنگ را انتقام قرار می‌دهد؟!

سردار سلیمانی اگر در سنگر جنگ با داعش تیر می‌خورد، شاید انتقامش مثل سردار همدانی بود و مزدش پیروزی بر داعش(مثل شهادت حججی)؛ اما او مهمان عراق بود و به تصریح نخست‌وزیر عراق حامل پیامی برای او بود که توسط فرمانده مسیحیان صهیونیست و دستور مستقیم ترامپ کشته شد. آیا انتقامش در مقیاس موته نیست؟!

مطلب مرتبط: ادب عقوبت در قرآن (نقد یادداشت آقای سروش محلاتی)

محسن قنبریان
۹۸/۱۰/۱۷

[۱] الطبقات الکبری ج۲ ص۱۲٨

ادب عقوبت در قرآن

پاسخ به یادداشت آقای سروش محلاتی

فاضل ارجمند سروش محلاتی به استناد روایتی، شأن نزول آیه۱۲۶ نحل را ماجرای کشتن حمزه و جدا جدا کردن بدن ایشان می‌داند؛ که پیامبر را غضبناک کرد که تهدید کند: ۷۰ نفر از قریش را مثل حمزه مُثله کند!

سپس درباره انتقام سخت چنین نقد زده که: “آیه نازل شد تا جلوی افراطی‌گری را بگیرد و مسلمانان را به اخلاق برگرداند. خداوند فرمود: انتقام باید در حد همان جنایت و به همان اندازه باشد و حق ندارید از آن تجاوز کنید و البته صبر و خویشتن‌داری بهتر است”.

۱. ایشان باید آیه ۶۰حج و روایت ذیل آن در همان منابع را هم می‌دید تا بهتر نتیجه می‌گرفت. خداوند می‌فرماید: “…و هرکس مانند عقوبتی که بر او رفته است عقوبت کند، به شرط اینکه به ناروا عقوبت شده باشد، خدا به او رخصت مقابله به مثل می‌دهد و او را بدین وسیله یاری می‌کند…”

تفسیر قمی ذیلش روایت کرده که وقتی قریش رسول الله را از مکه اخراج کرد و ایشان به غار رفت و قریش دنبال کشتنش بود، خداوند روز بدر آنها را بدان کار، عقوبت کرد و عتبه و شیبه و ولید و ابوجهل و حنظله پسر ابوسفیان و غیر اینها را کشت… [۱].

آقای سروش محلاتی! قریش پیامبر را نکشته بود و فقط برنامه قتل او را ریخته بود؛ چرا خداوند “مقابله به مثل” را جنگ بدر با قریش قرار داد و کشتن چند تن از بزرگان قریش را عقوبت آن کار محقق نشده‌ی قریش قرار داد؟! بنظرتان این افراطی‌گری نیست؟!!

۲.پیامبر(ص) در ماجرای حمزه به قسمت آخر آیه ۱۲۶نحل عمل کرد یعنی صبر کرد و در فتح مکه هم قاتلین حمزه را بخشید!

خواستی بگو خود فتح مکه، انتقام سیدالشهدای اُحد بود نه کشتن یک برده زر خرید!

سید مقاومت هم همین را انتقام عادلانه حاج قاسم خواند: اخراج آمریکا از منطقه اسلامی. نه زدن یک فرمانده آمریکایی که سر ترامپش هم، به کفش حاج قاسم نمی‌ارزد.

۳. آقای محلاتی! چه اصراری دارید حتماً همراستا با سازشکاران قلم بزنید؟!

ما هنوز انتقام ۲۹۰شهید زن و کودک و مردم بی‌دفاع هواپیمای مسافری را هم نگرفته‌ایم؛ طبق آیه مورد استناد شما(ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به)، اجازه می‌فرمایید یک هواپیمای ایرباس مسافری خطوط آمریکا با همان تعداد مسافر را مقابله به مثل کنیم؟!

افراطی‌گری و نقض حقوق بشر نیست؟!!

نه! مقاومت گفت با مردم عادی آمریکا کاری ندارد.

 از شما انتظار فقاهت بیشتر می‌رفت. حضور آمریکایی‌ها در عراق -اقلا پس از مصوبه پارلمان عراق- تجاوز و اشغال است و منهای انتقام خون سردار سلیمانی هم سزای متجاوز روشن است.

محسن قنبریان
۹۸/۱۰/۱۵

[۱] تفسیر قمی‌ج۲ص٨۶

ضریب اباء از ضیم یا ننگ ناپذیری!

برای نمونه در جوامع پیشرفته برای هر۵۰۰نفر یک پزشک و میزانی از امکانات درمانی تعریف میشود تا “ضریب سلامت” بالا رود.

در یک جامعه مرفه، سرانه ملی را۳۰۰۰۰ دلار در سال تعریف می کنند و ضریب رفاه می سازند.

برای اینکه جامعه سرافراز باشد و هیچ وقت ننگ نپذیرد چه لازم است؟چند درصد، انسان مقاوم و ننگ ناپذیر لازم است؟! ضریب ننگ ناپذیری عمومی چگونه معین می شود؟! چه رفتارهایی موجب کاهش این ضریب است؟! چه خصوصیت هایی باید در دولتمردان و رجال سیاسی افزایش یابد تا این ضریب نشکند؟!

در روانشناسی و علوم مرتبط با آن از سه تیپِ: “سلطه پذیر”، “پرخاشگر” و “جرأت مند و عزیز” بحث میشود که کمی به این موضوع نزدیک است.

توماس موریاریتی در تحقیقاتش برای تعیین “میزان مقاومت جرأت مندانه” به نتیجه وحشتناکی در جامعه آمریکا برخورد و نتیجه گرفت:”ما ملتی از قربانیان مشتاقیم”!

در ادبیات دینی ما ،”ضیم”، وخیم تر از ظلم و آن است که روح انسانها را جریحه دار و شرف آنها را تحقیر می کند. کسانی که از پذیرش ضیم اباء دارند؛ “أباه الضیم”(=أباه جمعِ”آب”،اسم فاعل از اباء کننده است)، “نفوس أبیه” نام گرفته اند.

امام صادق(ع) برای خداوند کسانی می شمارد که چشم اومی شوند[تا تجاوز و ضیم ها را ببینند] گوش خدا میشوند[تا داد مظلومان را بشنوند] و زبان او می شوند[تا خوابها را بیدار و براهل ظلم فریاد کنند] “بهم یدفع الضیم”(با اینها خداوند ننگ را از جامعه دفع می کند).

دنیایی که متجاوز و زورگو دارد، تحمیل ننگ و ضیم در آن همیشه محتمل است. آیه۳۴نمل از سیره مستمره ملوک و ابرقدرتها برای تحقیر کردن عزیزان جامعه انسانی و ذلیل کردن آنها می گوید.

خصوصیت نفوس أبیه (جانهای دور از ننگ)این است که “پیشتر” و “بیشتر” از دیگران ضیم را درک و واکنش نشان می دهند. از اینرو بودن نصابی از آنها جامعه را از ننگ پذیری بیمه می کند.

این نصاب چقدر است؟! ضریب اباء در علوم اجتماعی-سیاسی جای تحقیق ونظریه پردازی دارد. جادارد دراینباره رساله های دکتری برای تولید علوم انسانی اسلامی ارائه شود.

مثلا در قبال ۵میلیون لبنانی ۱۰۰۰۰نیروی حزب الله موجب بیمه لبنان از پذیرش ننگ است.

شهدای دفاع مقدس ۰/۳۸درصد کل جمعیت ایران و رزمندگان سرجمع حدود ۶٪جمعیت بودند یعنی به ازاء هر ۱۰۰نفر ۶مجاهدِ مقاوم کافی بود تا یک وجب از خاک خود را به دشمن ندهیم و ننگ را از خود دفع کنیم(طبعا” ضریب فتح” از”ضریب إباء”بیشتر است)

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه اش ذیل خطبه ۵۱؛ سید وسرور اهل اباء وعدم پذیرش ضیم -که به مردم غیرت و مرگ زیر سایه شمشیر درمقابل پذیرش پستی آموخت- را اباعبدلله الحسین معرفی می کند.(ج۳ص۲۴۹).

ماربین آلمانی وجوزف فرانسوی در کتاب “رولیسیون کبیر”(یا سیاست حسین)آنرا حس رولیسیونی(تن ندادن به ظلم و ضیم)خوانده می نویسند:”حس رولیسیونی در این قوم(شیعیان)به واسطه عزاداری حسین(ع)پیدا شده وتا وقتی که این عمل را ملکه خود داشته باشند پستی و زیر دستی را قبول نتوانند کرد”(ص۳۷).

٭ برای تفصیل بیشتر سلسه بحث نسل مستشهد و یادداشتهای آنرا در این کانال ببینید.

سخنرانی/ نسل مستشهد

یادداشتی برای میلاد سیدالشهدا ۹۸/۱/۱۹

بهتر از این نمی‌شد!

خداوند همیشه بن‌بست‌های این انقلاب الهی را با شهادت بهترین‌ها باز کرده است و هر شهید مشعلی است تا دوباره راه روشن شود.

اما حاج قاسم اگر دیرتر از همه رفت، بهتر از همه رفت!

نزاع انقلاب با اصلی‌ترین دشمن خود به حساس‌ترین جای خود رسیده است و باز نیاز به مشعل برای پاره‌ای از جامعه بود. مشعلی ویژه و فراگیر که همه را یک دل کند. شهادت حاج قاسم ملت ایران و عراق را با هم یکدل علیه آمریکا می‌کند.

حاج قاسم به دستور اصلی‌ترین دشمن خدا(رئیس‌جمهور آمریکا) به دوستان شهیدش رسید.

مسلم بن عقیل وقت شهادت به عبیدالله گفت: از خداوند خواسته بودم توسط پست‌ترین دشمن خدا شهید شوم!

طوبی لک سردار!

 

محسن قنبربان
۹۸/۱۰/۱۳

تب بنزینی تورم در آذرماه

تورم نسبتاً شدید کالاهای خوراکی برای دهک های کم درآمد

همان گونه که انتظار می‌رفت، رشد قیمت بنزین در کنار سهمیه بندی، تاثیر خود را بر بازار گذاشت.

بنا بر تازه ترین گزارشی که مرکز آمار ایران از شاخص قیمت مصرف کننده منتشر کرده است، در آذرماه، این شاخص نسبت به آبان امسال رشد ۳٫۲ درصدی پیدا کرد که این افزایش از اردیبهشت امسال تا قبل از آن، مشاهده نشده بود.

این گزارش رشد شاخص قیمت ها در آذرماه امسال را نسبت به آذر ۹۷، ۲۷٫۸ درصد نشان داده که نسبت به رقم مشابه در آبان ماه امسال با ۰٫۸ واحد درصد رشد مواجه شده است.

نکته قابل تامل در آمارهای تورم آذرماه، تورم نسبتاً شدید کالاهای خوراکی برای دهک های کم درآمد است.

مشاهده می شود که در آذرماه و در بین دهک اول (فقیرترین دهک)، درصد تغییر ماهانه قیمت کالاهای خوراکی به ۶٫۹ درصد و درصد تغییر قیمت ماهانه کالاهای غیر خوراکی به ۱٫۶ درصد رسیده است. با این حال، این ارقام در دهک دهم به ترتیب ۲٫۹ و ۳٫۲ درصد بوده است./ خراسان

مطلب مرتبط: نکاتی صریح درباره گرانی بنزین

روضه شب کریسمس!

  1. شیخ طوسی در تهذیب الاحکام ذیل این آیه که: “پس مریم(س) به عیسی باردار شد و با حمل خود از خانواده‌اش کناره گرفت و به “مکانی دور”- مکاناً قصیّاً- رهسپار گشت[۱]” از امام سجاد(ع) روایت کرده :”از دمشق[فلسطین کنونی]، [به طی الارض] آمد کربلاء و عیسی(ع) را در جای قبر حسین(ع) به دنیا آورد و شبش برگشت[۲].”
  2. به حسب روایات مدت حمل معجزه‌آسای مسیح ۹ساعت بوده و در روز جمعه واقع شده است. پس شب جمعه، شب تولد مسیح بوده و مسیح در کربلا و موضع قبر سیدالشهداء جان گرفته و متولد شده و در نهر فرات شسته شده است[۳].
  3. کلینی در کافی از حفص بن غیاث روایت کرده که اباعبدالله(ع) هم متقابلا به آن نخل که رسید وضو گرفت و نماز خواند و شمردم در سجده‌اش پانصد بار تسبیح گفت و فرمود: بخدا این همان نخلی است که خداوند به مریم فرمود: “ساقه درخت خرما را به طرف خود تکان بده که خرمایی تازه برتو فرو می‌ریزاند[۴]“.[۵]
    این درخت نخل، خشک بود که خدا بخاطر آن مکان و این مهمان رطب تازه برآن رویاند و عمر طولانی داد.
  4. امّا حسین(ع):”قُتِلَ و هو کَئیبٌ، حَزینٌ، شَعِثٌ، مُغ٘بِرٌ، جائِعٌ، عطشانٌ: محزون و غمگین و ژولیده و غبارآلود، گرسنه و تشنه کشته شد[۶]!.

[۱] فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکَانًا قَصِیًّا ﴿٢٢﴾  / سوره مریم

[۲] تهذیب ج۶ص۷۳

[۳] ر.ک:تفسیر برهان ج۳ص۷۰٨

[۴] وَهُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَهِ تُسَاقِطْ عَلَیْکِ رُطَبًا جَنِیًّا ﴿٢۵﴾   / سوره مریم

[۵] الکافی ج٨ص۱۴۳

[۶] کامل الزیارات ص۱۳۲

“خصوصی‌سازی عادلانه” چگونه ممکن است؟

ببینید | “خصوصی‌سازی عادلانه” چگونه ممکن است؟

گفتگو با شهریار زرشناس، نویسنده و پژوهشگر برجسته انقلاب اسلامی

متن گفتگو را بخوانید و نظر بدهید

 

روی دیگر ولایت ۲!

در یادداشت قبل بیان شد ولایت دو رو دارد: مُطاع بودن/ ضامن اجتماعی بودن.

مواردی از ضمانت اجتماعی آن در روایات و قانون اساسی ج.ا.ا بیان شد.

سؤال اساسی‌این است:

چرا باز در جامعه‌ایران‌این همه فقر و بیکاری هست؟!

بخصوص که ولی فقیه در‌اینباره مبسوط الید است و چنانچه گذشت، منابع مالی‌این مصارف، “مستقلاً” و “مستقیماً” در اختیار‌ایشان قرار گرفته است!

پاسخ اجمالی‌این است:

چون ساختار اقتصادی و سیاست‌های توسعه‌ای یا نحوه اجرای آنها، “فقر ساز” است!

آنچه امروز گروه‌های جهادی مردمی‌یا وابسته به ستاد اجرائی امام و کمیته امداد و بهزیستی و… با آن دست به گریبانند، عمدتا فقر مانده از رژیم سابق نیست! آن فقر(اقلا در سطح واکنش سریع یادداشت قبل) با کارهای جهادی نهادهای انقلابی و دولت‌های اول انقلاب تا حدودی برطرف شد؛ اما ساختار معیوب و سیاست‌های اقتصادی نادرست دولت‌های ج.ا.ا فقر زائی کرده است!

صرفا برای تقریب به ذهن: یک سیاست ارزی در سال ۹۷(ماجرای دلار) ظرف ۹ماه: ۷۴۷هزار نفر را بیکار و ۶۲۰هزار نفر را تحت پوشش برده است!

باتوجه به‌این واقعیت است که اگر ولایت بخواهد همان شأن ضمانت اجتماعی را خوب تأمین کند و دائم با دره‌سازی جدید فقر مواجه نباشد؛ باید از شأن دیگر(ولی مطلق و مطاع بودن) بهره ببرد. راهبری کلان نظام را در مسیر عدالت و تأمین طبقات محروم برعهده گیرد.

از همین‌روست که قانون اساسی ج.ا.ا رهبری را ما فوق قوای سه‌گانه و هماهنگ کننده آن‌ها معرفی و “ابلاغ سیاست‌های کلان” را برعهده‌ایشان(به کمک مجمع تشخیص) نهاده است[۱].

یک نمونه مهم:

-اصل۴۴ قانون اساسی کلیه صنایع بزرگ و مادر، بازرگانی خارجی، معادن بزرگ، بانکداری و بیمه و… را “مالکیت عمومی” اما “در اختیار دولت” معرفی می‌کند.

-وقتی دسته‌ای از نخبگان و کارشناسان پس از جنگ، برای تنظیم سند چشم‌انداز ۲۰ساله، صد معضل موجود اداره کشور را رصد کردند، از جمله به راهبرد کاهش تصدی‌گری دولت در بخش اقتصاد -به تبع موج جهانی آن پس از فروپاشی شوروی- اصرار ورزیدند.

-این راهبرد بازنگری در اصل۴۴ را لازم می‌کرد. بجای رفراندم یا تفسیری متناسب با شرایط جدید جهانی از آن اصل، پیشنهاد استفاده از اختیارات ولایت مطلقه طرح و قبول شد؛ تا با اجازه ایشان بخشی از آن صنایع از تملک و تصدی دولت درآید؛ که به “سیاست‌های کلی اصل۴۴” معروف شد. طرح، بررسی، قبول و ابلاغ آن سرجمع ٨سال(از۷۷تا٨۱) طول کشید.

-این سیاست‌های کلی ۵بند اصلی داشت[۲].

چون اصل۴۴ قانون اساسی، نظام اقتصادی را بر پایه سه بخش “دولتی”، “تعاونی” و “خصوصی” استوار کرده؛ بند(ب) سیاست‌های کلی اصل۴۴ هم مربوط به بخش تعاون شد.

-در سیاست‌های ابلاغی این بخش برای مثال:

“افزایش سهم بخش تعاونی در اقتصاد کشور به ۲۵درصد تا آخر برنامه پنجم”!

“اقدام موثر دولت در ایجاد تعاونی‌ها برای بیکاران در جهت اشتغال مولد”!

“تاسیس تعاونی‌های فراگیر ملی برای تحت پوشش قرار دادن سه دهک اول جامعه به منظور فقر زدائی”! دیده می‌شود. یعنی از شأن ولی مطلق و مطاع هم برای واگذاری عادلانه منابع و تولید اشتغال طبقه محروم استفاده شد.

-توجه کنید سیاست‌های کلی خود را در برنامه‌های ۵ساله توسعه که با پیشنهاد دولت‌ها به مجلس می‌ایند نشان می‌دهد و با رأی نمایندگان و موافقت شورای نگهبان قانون می‌شود.

-ما الان در برنامه ششم توسعه‌ایم:

آیا ۲۵درصد از اقتصاد کشور به تعاونی‌های مردمی‌در جهت اشتغال بیکاران قرار گرفته یا کارگران شاغل بنگاه‌ها هم با خصوصی شدن بیکار شده‌اند؟!

آیا چیزی از تعاونی‌های فراگیر ملی برای سه دهک فقیر جامعه برای فقر زدائی(بیشتر از طرح ناقص سهام عدالت) سراغ دارید؟!

همه اینها در برنامه‌های چندگانه توسعه، دیده شده و فقط دولت‌ها از انجام آن طفره رفته‌اند؟! یا اصلا در برنامه‌های توسعه هم رشد مناسبی نداشته است؟!

در صورت اخیر شورای نگهبان چرا با آن موافقت کرده است؟! گروه‌های سیاسی تا حالا، جز برای رد صلاحیت و نظارت استصوابی با شورای نگهبان چالش داشته‌اند؟!

آیا اهمیت تأیید برنامه‌های توسعه که ظرف ۳۰سال چنین فاصله فقیر و غنی‌ای موجب شده از رد صلاحیت فلان چهره اصلاح‌طلب یا فتنه‌گر کم اهمیت‌تر است؟!

شاید یکی از دلایل بیشتر اجرا شدن (و البته فاسد و رانتی اجرا شدن) بند(ج) سیاست‌های کلی -که مربوط به واگذاری بنگاه‌های دولتی به بخش خصوصی و حاکمیتیِ غیر دولتی است-‌این است که این بخش‌ها دارای لابی‌های قوی در مجلس و دولت‌اند اما بخش مردمی(۲۵درصد تعاونی) بی‌کس و کار مانده‌اند. مجلس‌های با رأی آنها می‌ایند اما در خدمت آن دو بخش دیگر در می‌ایند!

محسن قنبریان
۹۸/۱۰/۳

مطالب مرتبط:

[۱] درفقاهت شیعی نیز شأن مطاع بودن، “مقدم” بر مطاع‌های دیگر(پدر و شوهر و…) است اما شأن ضامن بودن، “مؤخر” از ضامن‌های دیگر(عاقله، ولاء عتق،ولاء ضمان جریره) است یعنی اگر‌ اینها-یا بیمه امروز- تأمین نکرد نوبت به ولیّ می‌رسد(ر.ک:تحریر الاحکام ج۵ص۳٨/ساده‌تر مجموعه آثار مطهری ج۲۰ص۳٨۱الی ص۳٨۴.)

[۲] بند الف: سیاست‌های کلی بخش‌های غیر دولتی و جلوگیری از بزرگ شدن بخش دولتی/بند ب: سیاست‌های کلی بخش تعاون/بند ج:سیاست‌های کلی توسعه بخش‌های غیر دولتی از طریق خصوصی‌سازی فعالیت‌ها و بنگاه‌های دولتی/بند د: سیاست‌های کلی واگذاری بخش‌های غیر دولتی به بخش خصوصی/ بند ﻫ : سیاست‌های کلی اعمال حاکمیت و پرهیز از انحصار

روی دیگر ولایت ۱

درست فهمیده‌ایم که یک روی ولایت، “مُطاع”(مورد اطاعت) بودن او از سوی امت است. امام صادق(ع) فقیه(جامع الشرائط) را حاکم مشروع قرار داد و رد کردن حکم او را رد کردن ائمه اطهار خواند[۱].

اما ولایت(چه معصوم یا فقیه عادل) روی دیگری هم دارد: ضامن اجتماعی!

در شریعت:

روایات عدیده‌ای از این روی ولایت که “تأمین اجتماعی معیشت بندگان” است سخن گفته‌اند که کمتر برایمان خوانده شده است! از باب نمونه:

امام صادق(ع) : پیامبر(ص) فرمود: “من نسبت به هر فرد مومن از خود او سزاوارترم (أنا أو٘لی بکلّ مومن من نفسه) و علی(ع) پس از من نسبت به وی سزاوارترین است”.

کسی از معنای این سخن رسول الله پرسید؛ حضرت فرمود: “یعنی کسی که بدهکاری یا عائله‌ای را از خود بجای گذاشته و از دنیا رفته، رسیدگی به آن بر عهده من است و کسی که مالی را از خود بجا گذاشته، از آنِ ورثه اوست. پس در صورتی که کسی مالی ندارد، بر نفس خود ولایتی ندارد و آنگاه که برای عائله خویش مالی نگذاشته و نفقه‌ای به آنان نمی‌دهد بر آنان امر و نهی‌ای ندارد. پیامبر و امیرالمومنین و امام‌های بعد از آنها را، خداوند ملزم فرموده که این وظیفه را بر عهده بگیرند پس به همین جهت آنان نسبت به خود شخص سزاوارترند. چیزی جز همین گفتار پیامبر سبب اسلام آوردن عامه یهود نگردید؛ زیرا آنان برخویش و بر عائله خود اطمینان یافتند[۲].

بدین مضمون روایات بیش از حد استفاضه و نزدیک به تواتر است.

تناسب عادلانه‌ای است که: مال بدون وارث دست ولیّ امر باشد و متقابلا کسی که هیچ راه تأمینی ندارد هم خرجش با اوست:(هو وارث من لا وارث له؛یعول من لا حیله له[۳]).

اگر گرفتن زکات از اموال توانگران بر امام واجب است(و ممکن شد)؛ متقابلا پرداخت قرض ناتوان‌ها نیز بر او واجب می‌شود:

امام رضا(ع) فرمود: “کسی که به دنبال روزی حلال رود تا با دست پر به سوی خانواده برگردد، همانند کسی است که در راه خدا جهاد نموده است؛ ولی اگر سختی روزگار بر وی غلبه کرد به حساب خدا و رسول خدا به اندازه قوت عیال خود قرض کند. پس اگر مُرد و بدهی خود را نپرداخته، بر امام است که بدهی او را بپردازد و اگر نپردازد، گناه آن برعهده اوست! همانا خداوند می‌فرماید: انما الصدقات للفقرا والمساکین…تا آنجا که میفرماید:” والغارمین”(بدهکاران ناتوان)؛ و این شخص، فقیر، مسکین و بدهکار است[۴].

از اینرو امیرالمومنین جوان مجردی که به گناه افتاده بود را از بیت‌المال ازدواج داد[۵].

امیر(ع) پیرمرد از کار افتاده مسیحی که به گدایی افتاده بود را از بیت‌المال برایش نفقه معین کرد[۶].

در قانون ما:

همین قانون عادلانه شریعت در قوانین جمهوری اسلامی انعکاس یافت:

اصل۴۹ قانون اساسی اموال مجهول المالک، ارث بدون وارث و… را در اختیار مستقیم ولی فقیه قرار داده است.

امام خمینی هم متقابلا برای مدیریت این اموال، سال۶٨ ستاد اجرائی فرمان امام را تأسیس کرد تا درآمدهای آن اموال، در بنیاد مسکن و کمیته امداد و بهزیستی و… مصرف شود.

سال٨۶ بنیاد برکت هم برآنها افزوده و مأمور به کار در دهستان‌ها و مناطق دور افتاده و محروم در زمینه اشتغال‌زایی و عمرانی شد.

این بنیاد ابتکاراتی مثل تله مدیسین در حوزه خدمات پزشکی از راه دور را خبر داد…

تازه‌تر، بدستور ولی فقیه بنیادی بنام احسان برکت وابسته به ستاد اجرائی با تکیه بر نیروهای مردمی و جهادی، تأسیس شد که فعالیت‌های واکنش سریع را بر عهده گیرد. یعنی چیزهای ضروری محرومان مثل تغذیه و جهیزیه و…!

این‌ها غیر از لزوم خدمات عمومی بیت المال به همه مردم است که در زمان ما با بودجه‌های سالانه بین دولت  و مجلس بسته می‌شود و اگر نقطه‌ای محروم ماند یا دچار بحران شد با اجازه ولی فقیه از صندوق توسعه برای حل آن بحران هزینه می‌کنند. آخرینش اختصاص ۴هزار میلیارد برای ساماندهی فاضلاب اهواز بوده است که زندگی مردمانی نجیب را سخت و طاقت فرسا کرده است.

نمی دانم…

نمی دانم چرا از این روی ولایت در روایات و قوانین موجود، کمتر می‌گویند!

حتی گزارش مصرف درآمدهای ستاد اجرائی امام که ظاهرا بسیار هم پر و پیمان است کمتر خوانده می‌شود!

شاید بسیاری از ولایت‌مداران ازاین روی ولایت، نظراً و عملاً بی‌اطلاع‌اند ؛ لذا فقط به “جعلته علیکم حاکما” چسبیده‌اند و صرفا از اطاعت‌پذیری می‌گویند.

بعضی هم شاید بترسند طرح این روی ولایت، پرسشگری و مطالبه از ولایت را بیشتر کند! یا گزارش کارکردهای محرومیت‌زدای ستاد اجرائی، گزارش از بنگاه‌های اقتصادی آن را هم لازم کند! لذا به قیمت مظلوم ماندن ولیّ فقیه در قاطبه و کف جامعه بدان تن ندهند!!

 

محسن قنبریان
۹۸/۱۰/۲


[۱] الکافی ج۱ص۶۷/ص۴۰۶

[۲] همان

[۳] وسائل ج۹ص۵۲۴/ج۲۰ص۳۵۲/ج۱۵ص۶۶

[۴] همان

[۵] همان

[۶] همان