بایگانی برچسب: s

۲۶/ سلسله درس‌های نهج البلاغه

جلسه بیست و ششم «سلسله درس‌های نهج البلاغه»، مورخه ۱۳ اسفند ماه ۱۴۰۰ به همّت هیات راه فاطمه(س) قم برگزار شد. صوت این جلسه منتشر می‌شود.

جلسه بیست و ششم «سلسله درس‌های نهج البلاغه» | “دریافت از پیوند کمکی

کج ساختارها و کج رفتارهای فقر | خطبه ۲۲۵|

  • دو کج ساختار حاصل از فقر
  1. طبقاتی شدن مذموم
  2. بدکرداران اقتصادی، مهربانی نانجیبانه می ورزند!
  • دو کج رفتار در فقرا:
  1. شیوع فرهنگ تملق
  2. حس تنفر و خشونت
  • پاداش صدقه و انفاق و بالاتر مبارزه با ساختارهای فقر ساز!

ادامه خواندن ۲۶/ سلسله درس‌های نهج البلاغه

خوارج عقب ماندند نه جلو افتادند!

 

  • مارق، سبقت گرفته در فعل نیست.
  • مارق، خود را جای امام نهادن و بی نیازی از امام آغازیدن است!

دقیق تر ببینیم!

 

فایل کامل سخنرانی را در «جلسه بیست و سوّم «سلسله درس‌های نهج البلاغه» گوش دهید.

دادگاه ویژه ای برای آزاد سازی اسلام از دست اشرار دین باز!

  • نهج البلاغه “آیین نامه انقلاب اسلامی[۱]” و عهدنامه مالک اشتر -با سند معتبر- تارک این آیین نامه ی حکومتی علوی است.
  • در حوزه قضائی معمای عجیبی دارد! اول ۱۴ خصلت برای انتخاب قاضی می شمارد از جمله:
    – برترین شخص/ محکوم تنگنا نشدن/ به لجاجت نیافتادن/ اصرار بر لغزش نکردن/ وقتی حقیقت روشن شد از رأی برگشتن/ در شبهات محتاط بودن/بیش از دیگران به دلیل تکیه کردن/ بیش از همه در کشف واقعیت شکیبا بودن/ هنگام روشن شدن حکم از همه قاطع تر بودن/ و…
    – و البته می فرماید: “واولئک قلیل” چنین قضاتی کم اند!
    – سپس تاکید می کند: “در کارهای قضائی او را به دقت زیر نظر بگیر!”
    و پس از پرداختن به مسائل مالی او باز تاکید می فرماید: “در انتخاب قاضی بسیار دقیق باش”!
  • از آن ۱۴ خصوصیت و این همه تاکید بر سخت گیری در انتخاب، یک نتیجه می گیرند:
    فَاِنَّ هذا الدین قد کان اسیراً فی ایدی الاشرار…
    (در انتخاب قاضی بسیار دقیق باش که) “این دین اسیر دست اشرار بوده، از روی هوی و هوس در آن کار کرده و آنرا وسیله دنیا طلبی ساخته اند”!
    این سویه اصلی دستگاه قضائی در حکومت علوی است. در حکومت اسلامی با اشرار برهنه مواجه نیستی؛ اشرارش، ملبس به ابزار دین بازی اند! و این کار قضاوت را سخت و قاضی اش کم می شود.
    – حالا یکباره اموالی به ارزش چند ده میلیارد را ممکن است بنام وقف در تصرف آقازادگان خود قرار می دهند!
    – ممکن است در سایه خیریه، پولشویی شود!
    – بنام حوزه علمیه و مانند آن جنگل خواری شود[۲]!
    – بنام نهادهای مقدس ساحل خواری شود!
    -و…
    این اسیر شدن اسلام به دست اشراری ماهر و موجه است؛ که قاضی باید اول اسلام و ارزشها را آزاد کند نه اینکه فریب آنرا بخورد!
  • در روایت معتبر دیگری فرمود: “یجب علی الامام ان یحبس الفساق من العلماء” بر امام و حاکم اسلامی واجب است که عالمان فاسق را زندانی کند[۳].
    – سیره عملی خود حضرت امیر(ع) روشنگر این روایت است:
    – او مخالفان سیاسی خود را حبس نکرد. بر خوارج در شهرک ۱۲ هزار نفری آنان وارد و بحث آزادانه می کرد. کج فهمی و بازی مکاران زمان خوردنِ آنها را تا وقتی رسماً آدم نکشتند، جرم امنیتی نکرد!
    – ولی به مفسر قرآن و عالمی دینی از نزدیکانش که لابد به توجیهی شرعی بیت المال بصره را هنگام حمله تروریست های معاویه برداشته و فرار کرده بود نامه۴۱ را نوشت و تهدید کرد اگر دستش به او برسد با ذوالفقار گردنش را بزند!
  • امام خمینی به همین معمای عجیب نهج البلاغه توجه داشت، وقتی دستور #دادگاه_ویژه ای برای ملبسین به لباس اسلام را داد:
    ” با آنکه در اسلام برای مجازات مجرمین فرقی بین گروه ها نیست و همه در مقابل قانون برابر هستند، باید مجرمینی که با پوشیدن لباس روحانیت خود را در این صف وارد کرده اند به مجازات برسند”.(۵۸/۳/۴)
    فرق اینان با مجرمان دیگر را همان مضمون عهدنامه بیان می کند:
    “فرقش این است که شیطنت و ملعنتشان بیشتر از دیگران است. آنقدر صدمه ای که اسلام از یک آخوند فاسد می خورد از محمد رضا[ پهلوی] نمی خورد”!(۵۸/۷/۲۰)
    و باز در حکم دادستان ویژه روحانیت همین مضمون را تاکید می کند:
    “تا بر طبق موازین شرع مقدس به جرایم روحانی نمایان و دین به دنیا فروشان رسیدگی نمایید” (۶۶/۳/۲۵)
  • اینکه دانه درشت های فساد یا امور شبهه ناک در این سالها بین برخی متنفذین پیدا شده و حتی در برخی دادگاه های مفاسد اقتصادی نام برده شده، ظاهرا شکی نیست؛ اما اینکه دادگاه ویژه در اینباره چه عملکردی داشته گزارشی در دست نیست! صدای برخورد با برخی طلاب و فضلای جوان و نوعا انقلابی بخاطر مطالبه گری و با شکایتهای مسئولین، این سالها بیشتر شنیده شده است!

مطالب مرتبط:

محسن قنبریان ۱۴۰۰/۱۱/۲۲

[۱] رهبر انقلاب ۵۹/۲/۱۳

[۲] برای نمونه ر.ک : رهبر انقلاب ۹۳/۱۲/۱۷

[۳] الفقیه ج۳ص۳۱

سائق نه قائد!

حضرت امیر(ع) رهبری پیامبر(ص) را چنین توصیف می کند:

فَساقَ الناسَ حتّی بَوَّاَهُم مَحَلَّتَهُم وَ بَلَّغَهُم مَنجاتَهُم

مردم را به منزلت شایسته شان سوق داد و به محل نجاتشان رساند.(خطبه ۳۳)

فرق یک اسبِ درشکه با راننده یک ماشین این است: اولی از جلو می کشاند و دومی سوق می دهد.

سائق، راهبری با جهت دادن است، سمت و سو دادن مجموع استعدادهاست، لحاظ مردم و اراده شان در حرکت به سوی نجات و کرامت است؛ نه صرفاً کشاندن از جلو و لحاظ استعداد و خواست نکردن(قائد)، نه هم رنگ جماعت شدن و اصلا به جایگاه شایسته و نجات راهبری نکردن(تابع)!

رهبری پیامبرانه بُعد دیگر اسلام ناب بود که در انقلاب۵۷ امام خمینی زنده اش کرد. نه مثل مراجع تابع بود و نه مثل رهبران استالینی!

محسن قنبریان

۲۴/ سلسله درس‌های نهج البلاغه

جلسه بیست و چهارم «سلسله درس‌های نهج البلاغه»، مورخه ۱۵ بهمن ماه ۱۴۰۰ به همّت هیات راه فاطمه(س) قم برگزار شد. صوت این جلسه منتشر می‌شود.

گفت و شنود این جلسه حول موضوع «تلاقی عرفان و سیاست»، با محوریت خطبه ۲۲۲ نهج البلاغه سپری شد.

جلسه بیست و چهارم «سلسله درس‌های نهج البلاغه» | “دریافت از پیوند کمکی


چهار کارکرد ذکر

  • عباد نجیّ در دوره فقدان پیامبر و امام:

–  خداوند در فکرشان راز و در ذات عقلشان تکلم می کنند اما با آیه و روایت و فقه و حکمت با مردم حرف می زنند

– یادآوری ایام الله، تقویم خوانی نیست، ۲۱بهمن بریزید به خیابان است!

– ترساندن از مقام الهی، فقط یاد معاد نیست حذر دادن از شاه پرستی و غرب پرستی است!

  • اهل ذکر در نهج البلاغه:

– امر به قسط می کنند!

– نهی از منکر می کنند!

– در عین حال انگار شاهد آخرت و احوال اهل برزخ اند

  • برخی کنشگران سیاسی بی اخلاق و برخی اهل سلوک بی خیال جامعه اند، این الگوی نهج البلاغه نیست!

 

* تفصیل را در صوت بشنوید

زمانه نهج البلاغه!

  • الان در زمانه حکومت اسلامی و عمل به نهج البلاغه ایم یا زمانه امام سجاد(ع)؟!
  • مطالبه عمل به نهج البلاغه خارجی گری و انقلابی گری مذموم است یا چیدن میوه قیام یک ملت و شهدای دفاع مقدس و کانال کمیل ها؟!
  • هزار سال زمان وسائل الشیعه بود و وقت نهج البلاغه نبود، چرخید تا زمان نهج البلاغه شد! استبراء و استنجاء در شاه جور و حکومت عدل فرقی نمی کند، اما در انقلاب اسلامی عمل به خط کش نهج البلاغه لازم است!
  • نامه های نهج البلاغه، نامه خصوصی نبوده، سید رضی از صندوقچه مثل منذر بن ابی جارود نگرفته، معلوم است در جامعه این عتاب ها شنیده شده است!

لینک کامل سخنرانی جلسه بیست و سوّم «سلسله درس‌های نهج البلاغه»

حالات یک عدالتخواه

یکی از درسهای نهج البلاغه به حالات مختلف درونی یک کنشگر اجتماعی یا عدالتخواه و… پرداخته شد تا از تعادل درون، عدالت رفتاری بیرون نتیجه گرفته شود. کانال یکی از فضلای ارجمند آن را در قطعاتی شنیدنی تر تقطیع کرده است:

قسمت اول قسمت دوّم
قسمت سوّم قسمت چهارم
قسمت پنجم قسمت ششم

صوت کامل جلسه بیستم «سلسله بحث درس های نهج البلاغه»

۲۳/ درسهایی از نهج البلاغه

جلسه بیست و سوّم «سلسله درس‌های نهج البلاغه»، مورخه ۱ بهمن ماه ۱۴۰۰ به همّت هیات راه فاطمه(س) قم برگزار شد. صوت این جلسه منتشر می‌شود.

جلسه بیست و سوّم «سلسله درس‌های نهج البلاغه» | “دریافت از پیوند کمکی

فرق مارق و سابق!
  • مارق، خوارج و خارج شده از دین ، کسی که خود را مقدم بر امام کند، نه در فعل بر امام سبقت بگیرد!
  • خوارج در فعل از امام عقب ماندند؛ نه اینکه جلو افتادند! امام قائم بود ولی آنها قعود کردند!
  • درباره عبدالله بن ابی سرح پیامبر(ص) مسلمین را سرزنش کرد که چرا در سکوتش او را نکشتند! بعدا مردم مصر بر او اعتراض و ۲۰۰۰نفر به مدینه آمدند؛ حضرت امیر(ع) در حال قیام نبود اما بعدا این قیام را در نامه۳۸ ستود!
  • فاطمه(س) در قیام و امام در قعود بود، او “السابقین الی ارادته” بود اما “المتقدم لهم” نبود!

*گوش دادن این فایل را به کنشگران سیاسی-اجتماعی توصیه می‌کنیم

حجت الاسلام قنبریان

ادامه خواندن ۲۳/ درسهایی از نهج البلاغه

۲۲/ سلسله بحث درس های نهج البلاغه

دریافت جلسه بیست و دوم «سلسله بحث درس های نهج البلاغه» | “دریافت از پیوند کمکی


اختلال های فن آوری زبان

  • زبان/ بیان/ کلام
  • نظم طبیعی این سه
  • دو اختلال اول(زبان و بیان) بشری است: خطبه۲۳۳
  • اختلال سوم(کلام) اخلاقی است: حکمت ۲و۴۰و۴۱و۶۰
  • وضعیت اعلای نظم طبیعی: خطبه۲۳۳
  • ۵ درمان برای اختلال سوم

ادامه خواندن ۲۲/ سلسله بحث درس های نهج البلاغه

تنظیم دید در دعوای کوچک‌بینی و بزرگ‌بینی!

به زباله گرد یا اتوبوس خواب یا…، اگر توجه دهی؛ از برخی می شنوی که:

“توجه به راهبرد کلان پیشرفت و تمدن اسلامی، چاره است نه دمیدن به این امور خُرد!”

“راهبرد اخراج آمریکا از منطقه را فدای این سیاه نمایی های کوچک نکنید!”

به گمانم احیاناً امیرالمومنین(ع) هم  راهبرد می فهمید! درباره اضمحلال اسلام اموی هم راهبرد داشت؛ اما بهترین فرماندهان و استاندارانش -مثل مالک- را در بزرگ بینی و کوچک بینی تنظیم دید می داد:

«خدا را خدا را در حق طبقه فرو دست در نظر بگیر! آنان که بی چاره اند ؛ از مساکین، نیازمندان، بینوایان و زمین گیران…، از تو خواسته شده حق همه ایشان را رعایت کنی! نشاط و سرخوشی، تو را از توجه به آنان باز ندارد. زیرا:

فَانَّکَ لا تُعذَرُ بِتَضییعِکَ التافِهَ الاَحکامِکَ الکثیرِ المُهِم: پرداختن به کارهای بزرگ و مهم تو را از ضایع کردن امور کوچک اینان معذور نمی سازد!

هرگز به امور آنان بی اهتمام نباش!» (عهدنامه مالک اشتر نامه۵۳ نهج البلاغه)

محسن قنبریان