بایگانی برچسب: s

سخنرانی/ اعتراض، چرا و چگونه؟

شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمّار | ۶ بهمن ۱۴۰۴ | تهران؛ سینما بهمن

حجت الاسلام قنبریان

این ارائه، به تبیینِ ضرورتِ «نام‌گذاری دقیق» برای پدیده‌های اجتماعی و پرهیز از تقلیل‌گرایی در تحلیل ناآرامی‌های اخیر می‌پردازد. با استناد به سیرهٔ امیرالمؤمنین (ع)، چهار مفهومِ «اعتراض»، «هائشات» (ناآرامی‌های کور)، «غارات» (تروریسم دشمن) و «بَغی» (شورش مسلّحانه) از یکدیگر تفکیک شده‌اند تا از صدور حکم واحد برای همهٔ معترضان جلوگیری شود. متن با طرح «الهیات اعتراض»، تخطئه و انتقاد را طبق دیدگاه امام خمینی (ره) و قرآن کریم، نه تهدید، بلکه «هدیه‌ای الهی» و فرصتی برای بازگشت به ارزش‌ها در نظام اسلامی می‌داند. در نهایت، راهکار عملی برای جمع میان «آرمان‌گرایی علوی» و مقابله با سوءاستفادهٔ دشمن، «مُظاهره» یا همان تشکّل‌یابی و کانال‌کشیِ اعتراضات از طریق نهادهای مدنی و اصناف معرفی می‌شود؛ راهکاری که با اجرای اصل ۲۶ قانون اساسی (حقّ تشکّل‌یابی)، بارِ امنیتی را از دوشِ اصل ۲۷ (حقّ تجمّعات) برداشته و اعتراض را به مجاری قانونی و مؤثر هدایت می‌کند.

  1. ضرورت «نام‌گذاری جامع» برای پدیده‌های اجتماعی و آسیب‌شناسیِ تقلیل‌گرایی در نام‌گذاری
  2. گونه‌شناسی ناآرامی‌ها در سیرهٔ امیرالمؤمنین (ع)
  3. تحلیل وقایع اخیر: تفکیک «سرِ جنگی» از بدنهٔ اعتراض
  4. الهیات اعتراض: تخطئه به مثابه هدیهٔ الهی
  5. مبانی قانونی و قرآنیِ حقّ اعتراض
  6. راهکار عملی: تشکّل‌یابی و «مُظاهره»

دانلود سخنرانی «اعتراض، چرا و چگونه؟» | “دانلود از پیوند کمکی”

مبانیِ الهیاتی و فقهی اصل ۲۷ | مبتنی بر نظرات امام خمینی (ره)

 

اعتراض، چرا و چگونه؟

چکیده‌ای از ارائۀ استاد محسن قنبریان در شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمّار | ۶ بهمن ۱۴۰۴

ادامه خواندن سخنرانی/ اعتراض، چرا و چگونه؟

ماراتن یا شطرنج؟ از کیش تا مات!

آزادی اجتماعی (مقابل آزادی درونی= آزادگی) سه حوزه اصلی دارد: سیاسی، اخلاقی، اقتصادی:

آزادی سیاسی از فکر و بیان و حق تعیین سرنوشت و تامین حقوق اساسی تا مردم سالاری است. منطقاً متعلق به همه (=عامه، جمهور) است؛ اگر طبقاتی نشده و از عامه سلب نشود.

آزادی اقتصادی، اصالت و تحرک سرمایه، رقابت و بازاری سازیِ همه چیز تا پیدایش انحصارِ پسا رقابت است. بدون “عدالت پیش از تولید”، این آزادی عملاً برای اهالی ثروت خواهد بود؛ نه فروشندگان کار و مصرف کنندگان صرف.

آزادی اخلاقی هم رها سازی امیال فُرودینِ انسانی است. همه کسانی که اشتهاء و جهازش را دارد نامزد مشارکت اند! لکن با طبقاتی شدن سیاست و اقتصاد این هم طبقاتی می شود. آنها در باغ ویلا و پارتنرهای …، بازندگان در حاشیه خیابان و مصرف وی اُ دی ها و “وصف العیش نصف العیش”…

وقتی می گویند: “سرمایه داری، لیبرالیسم را بلعید”؛ منظور این است که آزادی اقتصادی (عملاً برای طبقه صاحب سرمایه) ، آزادی های سیاسی (در یک نظام مردم سالار، متعلق به همه) را تصاحب کرده است؛ یعنی ثروت، قدرت تولید کرده و کانون های ثروت، مجاری قدرت را تصاحب کرده اند.

این وسط، آزادی اخلاقی، وجه المصالحه ی طبقه برنده با خیل بازندگان می شود.

چه استبداد سیاسی (که آزادی سیاسی را می گیرد) چه استئثار اقتصادی (حاصل از آزادی سرمایه و پیدایش انحصارات پسا بازار)، عامه و جمهور را در اخلاق رها می گذارند تا سوپاپ اطمینان زیست خود در جامعه و بین جمهور را فراهم کنند.

در شطرنج قدرت و ثروت، واقعا ماراتنی سیاسی یا اقتصادی برای عامه نمی ماند! یا قدرت، ثروت را هم مال خود می کند یا ثروت، قدرت می سازد و مجاریش را تصاحب می کند.

 آری هر دو به جمهور، آزادی اخلاقی (بی بند و باری) می دهند تا وارد بازیِ بزرگان نشوند و به جای شطرنج، ماراتن های خانوادگی شرکت کنند؛ خواستند روسری هم بردارند!

اسپانسر برگزاری این ماراتن ها را کانون ثروت تامین می کند و مجوزش را قدرت می دهد!

اوایل برای ماراتن های آزادی اخلاقی (وجه المصالحه با جمهور)، رشوه می دادند؛ مثل انتخابات های دهه ۷۰ و۸۰ ؛ که تجمعات مختلط و رقص و پایکوبی دختران کم حجاب را بنام مردم سالاری (آزادی سیاسی) فقط در ایام انتخابات مجوّز می دادند!

بعد که تمتعات اقتصادی و جلوات آزادی اخلاقیِ مقتضیِ آن، نیم طبقه ای ساخت، از رشوه به رهن در آمدند.

 “معیشت مردم”، گرو (رهن) برداشته شد تا “بده برهِ برجام” با “کاسبان تحریم”، قمار کند!

چالش آزادی کنسرت در دهه۹۰ ، پوشش بود برای ندیدن جنگ فقر و غنای داخلی و خارجی!

عجیب بود؛ چه تحریم، چه برجام هردو فقط حال یک طبقه را خوب کرد: کسانی که از تحریم تکسّب می کردند و دهکی که اجرای موقت برجام وضعش را بهتر می کرد!

جمهور اما “کیش” شد! تحریم و برجام هر دو ضرر او بود!

اخیراً از رهن به گروگان گیری رسیده اند!

“امنیت و انسجام اجتماعی” در شرایط جنگ وجودی با اسراییل، گروگانِ فوق العاده ای است؛ تا کیش را به “مات” برسانند و راهِ جمهور را کامل سدّ کنند.

آن حرکتِ آخر، آخرین حرکتِ مجموع شطرنج بازیِ قبل است: ارزشها نباید امکان امر عمومی (= سیاسی) شدن بیابد!

این چاره اصالت فردِ لیبرالیسم در تمام دنیا بوده که: وجه مشترک آدم ها را امور دارای نفع مادی (معاش و مسائل روزمره) قرار دهد و تنظیم آن را هم به دست نامرئی بازار بسپارد، لکن امور معنوی را شخصی و باطنی کرده و اجازه امر عمومی شدن را از آن بگیرد.

از همین جا تکثرها در باور و ارزشها را رسمیت داده است: حرمها برای شما، ساحل و کیش برای آنها!

امر عمومی فقط منفعت هایی است که بازار تعیین کننده اش است والسلام!

“مات شدن جمهور” دقیقاً نقطه ای است که یک مملکت مذهبی و معتقد به ارزشها وقتی برای ارزشهای مشترکش نگران شود، امنیت و انسجامش را گروگان ببیند و نگران تکرار حوادث۱۴۰۱ شود! اگر هم سکوت کند، آخرین میخ برای شخصی شدن ارزشها کوبیده و زیر ساخت لیبرالیسم اقتصادی نهادینه میشود!

(تامل کنید)

چاره اساسی ملت رشید ایران این است:

کنار زدن پوششِ کنسرت، ماراتن، ورزشگاه زنان و… از واقعیتِ جنگ فقر و غنا

توجه به اینکه شخصی سازی ارزشها، احترام به سلیقه ها نیست، نهادینه کردن لیبرالیسم اقتصادی است.

برگرداندن سیاست و آزاد و عمومی کردن آن یعنی دخالت همه مردم در مقدرات اساسی زندگی، تنها آلترناتیو و جایگزین برای ابطال وجه المصالحه های آزادی اخلاقی است.

خلق اراده عمومی (به جای صرفاً گروه های مذهبی) برای تحقق ارزشها از اینجا می گذرد.

* قلمبه گی این متن را مطالب دیگر این کانال می گیرد بخصوص :

مباحث جنگ فقر و غنا بخصوص جلسه پنجم

جزوه طبقه مرفه جدید از مجتبی نامخواه

محسن قنبریان ۱۴۰۴/۹/۱۸

سینمای عدالتخواه؛ ارزشها، ضد ارزشها

سخنان ارائه شده توسط حجت الاسلام قنبریان در جشنواره عمار ۱۴۰۰ با موضوع «سینمای عدالتخواه؛ ارزشها، ضد ارزشها» منتشر می‌شود.

دریافت سخنرانی «سینمای عدالتخواه؛ ارزشها، ضد ارزشها» | “دریافت با پیوند کمکی

تجسم، نمایش، سینما

  • دو نمایش در قرآن

– صدق و عدل دو رکن نمایش قرآن

  • اسطوره و سحر را قرآن افک می داند

– دروغ و جور در این تولیدات

  • عدالت
  • “عدالت بر” و “عدالت در”

– مضمون در عدالت تشریعی بررسی می شود

  • عدالت، استقامت بر صراط مستقیم است

– عدالت، بسط صفت حضرت حق در عالم است

  • سینمای عدالتخواه
  • ۵اصل در سینمای عدالتخواه
  1. افک نباشد! (از دستفروش تا برخی فیلمهای فرهادی)
  2. چالش مسأله با بیّنات! (دیدن این فیلم جرم است!)
  3. رابین هود و میتی کومان، عدالت اسلامی نیست! (مقایسه هیولای پول و دادِستان)
    – دو نحوه مواجهه فیلسماز با امنیتی ها
  4. قسط خواهی! (خروج چون دعوای بورژوا و اشراف با حاکم در راستای تعدیل قدرت به وسیله ثروت نیست، پسند سینمای روشنفکر نیست)
  5. فیلمساز عدالت خواه! (سینمای زرد از ۲۰ فیلم دانشجویی یکی را به جنبش عدالتخواه اختصاص نداده!)

ادامه خواندن سینمای عدالتخواه؛ ارزشها، ضد ارزشها