مبعوث به جمهوری سوم یا ارتجاع به رضاخان ( حزب اللهی)؟!
را نخبگان با لینک هایش ملاحظه فرمایند!
ائتلاف چهار به ظاهر ضد، علیه مردمسالاری دینی!
پیشنهادی هذیان وار در این روزهای بعثت مردم!
مردمسالاری دینی و دشمنان با رسم شکل!
مبعوث به جمهوری سوم یا ارتجاع به رضاخان ( حزب اللهی)؟!
را نخبگان با لینک هایش ملاحظه فرمایند!
ائتلاف چهار به ظاهر ضد، علیه مردمسالاری دینی!
پیشنهادی هذیان وار در این روزهای بعثت مردم!
مردمسالاری دینی و دشمنان با رسم شکل!
به حسب همه پیمایش ها بیشتر از ۵۰٪ مردم، اقلا یکبار در بعثت خیابانی حضور یافته اند! (حتی ۳۴٪ از غائبین انتخابات های کم مشارکت اخیر)!
٪۴۱ از جمعیت شرکت نکرده ها نیز ذهنیت همراه داشته اند[۱]!
این ظرفیتی برای ساخت جمهوری سوم با احیای «حکمرانی مردمی تر» است یا…؟!
اخیراً برخی در مقام تجویز،«دولت مقتدر بناپارتی» را پیش کشیده به نام سپاه موجّه اش کرده اند!
پیش از این هم کسی دیگر در مقام توصیف چند سال از همین پروژه گفته بود!
متاسفانه روشنفکر ایرانی نه فقط «اقتدار مردم پایه» را نمی شناسد[۲]؛ بلکه نمی داند ایده مشکل گشایش در نظام سلطه ، پرویز مشرّف و عاصم منیر و پاکستان را سهم او می کند نه بناپارت و فرانسه استعماری!
بخشی از نیروی مذهبی هم به لحاظ ذهنی با این ایده ها مشکلی ندارند:
همانها که دهه ۷۰ ولایت فقیه را «دیکتاتور مصلح» تفسیر و دهه ۸۰ دنبال «رضا خان حزب اللهی» با انتخاباتی اقلی می گشتند!
توجه ندارند که به تعبیر رهبر شهید، «داعش» شکل افراطیِ همین نظرهای دینمدارِ غیرِ مردمسالار است[۳]!
ضلع سوم این «ائتلافِ اضداد علیه مردم»، بخشی از نظام دیوانی و خصولتی هاست:
برای تحقق «توسعه غیر بومی و فرمایشی» (مقابل «پیشرفت مردم پایه»)، «اقتدارپلیسی» ضروری است!
قبلا رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه در مجلس با مثال از سرکوب اعتراضات دانشجویی و کارگری علیه توسعه سرمایه داری در کره جنوبی آن را تئوریزه کرد[۴]!
خصولتی ها _که بزرگترین سهم اقتصاد واگذارشده را برده اند_ نیز موافق ایده اند!
مقابل تحریم ها، «راهبردْ»، خنثی سازی بود و دور زدن تحریم، «تاکتیک موقت» اعلام شد[۵].
خنثی سازی، تحقق کامل اقتصاد مقاومتی می خواست که اصول اولیه آن(۵،۴،۳،۱) «مردمی سازی اقتصاد» را نشان کرده بود.
اما همدستی بخش دیوانی و خصولتی دو دهه جای تحقق راهبرد اساسی، تاکتیک را مستمر کرد که لازمه اش، «کاسب تحریم» و «تراستی بازی» شد…!
اینها با یک «دولت نظامیِ ضد آمریکایی» منتفع ترند؛ تا «ملتی برخاسته» علیه نظم آمریکایی و اسلام آمریکایی!
اما اینها هذیان است نه نسخه درمان!
مردم چنانچه بارها این بازی را به هم زده اند، باز هم به هم می زنند…
آنها یاد گرفته اند درون «نظام انقلابی امت و امامت» چگونه مبعوث شوند!«کمال سیاسی» ای یافته اند که جای درست اعتراض را بیابند و مانع ارتجاع بشوند[۶]!
محسن قنبریان ۱۵خرداد۱۴٠۵
[۱] ر. ک پیمایش های اسفند ۴۰۴و فروردین۴۰۵ مرکز تحلیل اجتماعی ( متا)
[۲] رهبرشهید مکرر از چنین اقتداری حرف می زد. «اقتدار برخاسته از اختیار و انتخاب مردم» با «مشارکت سیاسی و انتخابات پرشورتر»،« حضور پر شورتر مردم در صحنه و اجتماعات انقلابی» با «اتحاد ملی» و…
[۳] ر. ک: سخنرانی ۱۴خرداد۴۰۰
[۴] ر. ک: اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ص۲۲۶
[۵] ر. ک: سخنرانی رهبرشهید ۹۸/۸/۲۸
[۶] ر. ک: سخنرانی رهبر شهید ۹۶/۱۱/۲۹
یک روی ولایت،«مُطاع»(مورد اطاعت) بودن اوست.
اما روی دیگری هم دارد:«ضامن تأمین اجتماعی معیشت بندگان» بودن ولیّ!
که کمتر گفته می شود!
امام صادق(ع) از پیامبر(ص) : «من نسبت به هر فرد مومن از خود او سزاوارترم و علی(ع) پس از من نسبت به وی سزاوارترین است.
از معنای این سخن رسول الله پرسیدند؛ فرمود: یعنی کسی که بدهکاری یا عائله ای را از خود بجای گذاشته و از دنیا رفته، رسیدگی به آن بر عهده من است و کسی که مالی را از خود بجا گذاشته، از آنِ ورثه اوست. پس در صورتی که کسی مالی ندارد، برخود ولایتی ندارد و آنگاه که برای عائله خویش مالی نگذاشته و نفقه ای به آنان نمی دهد بر آنان امر و نهی ای ندارد. پیامبر و امیرالمومنین و امامهای بعد از آنها را، خداوند ملزم فرموده که این وظیفه را برعهده بگیرند پس به همین جهت آنان نسبت به خود شخص سزاوارترند. چیزی جز همین گفتار پیامبر سبب اسلام آوردن عامه یهود نگردید؛ زیرا آنان برخویش و بر عائله خود اطمینان یافتند»(اینجا).
قاعده : مال بدون وارث دست ولیّ امر باشد و متقابلا کسی که هیچ راه تٲمینی ندارد هم خرجش با اوست(اینجا)
ویدئو/ امام خمینی:
«ما که امیدواریم یک جلوه ولو بسیار ناقص از ولایت علی(ع) در کشور ما شده باشد، باید توجه کنیم کافی ندانیم اینکه ما تظاهر می کنیم و شعار می دهیم اینها کافی نیست؛ دولت باید با تمام قدرت همانطور که علی(ع) برای محرومین دل می سوزاند، این هم با تمام قدرت دل بسوزاند برای محرومین…!»
محسن قنبریان/ ۱۴خرداد۱۴۰۵
حجتالاسلام والمسلمین محسن قنبریان، استاد حوزه و دانشگاه:
در نامه ۵۳ نهجالبلاغه آمده است:
«وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّهِ».
«جِماع» در لغت به معنای پناهگاه و تکیهگاه است. در این تعبیر، حضرت علی (ع) مردم (جمهور) را پناهگاه مسلمانان میخوانند.
بسیاری از استکشافها و برداشتهای این «جمهور» در تطبیقات و تعیین مصادیق، صحیح است. این مردم هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی، پناهگاه امت هستند
در این بعثتی که رخ داده است، باید توجه داشت که هر خیزشی سطوح و متعلقات مختلفی دارد. گاهی مسئله، جنگ، بمباران و دفاع است؛ در این شرایط، بدیهی است که جنگ به مسئلهی اصلی مردم تبدیل میشود. اما «بعثت برای عدالت و پیشرفت» نیازمند تنبه و آگاهیبخشی بیشتری است.
طبق اصل ۷۹قانون اساسی، در حالت جنگ و شرایط اضطراریِ نظیر آن [ شورش ها و[۱]…] فقط با تصویب مجلس می توان محدودیتهای ضروری [ تجمع و تردد نه توقیف مطبوعات و سلب آزادی های دیگر ۱] آنهم موقتاً و حداکثر تا ۳۰ روز برقرار کرد!
این حق، نه به «دولت به تنهایی» و نه به «تنها شورایِ عالیِ قانون اساسی ( شعام)»، سپرده نشده است. حتماً منوط به تصویب مجلس است و محدودیت بیش از ۳۰روز هم مجوّز مجدد مجلس را می خواهد!
حال چگونه ممکن است خودِمجلس، بدون چنین مجوزی، سه ماه پیاپی محدود شده باشد؟!
اگر شرایط خاص حفاظتی در ۳۹روز جنگ، اضطراریْ ساخته بود، آیا استمرار محدودیت مجلس، نیازمند مصوبه خود مجلس ندارد؟!
آیا چنین بررسی و مصوبه ای از انتخاب رئیس و هیأت رئیسه آن دشوارتر یا کم اهمیت تر است؟!
در قانون اساسی «استقلال» و «امنیت» در تعادل با« آزادی» و «جمهوریت» تعریف شده است و مطلقاً به هیچ شورای عالی هم اجازه به هم زدن این تعادل داده نشده است! ( اصل ۷۹،۹ و…)
همیشه کسانی هستند که به جای حل مسائل با «قانون اساسی»،«تحلیل سیاسیِ خود» را حاکم و «قضایای حقیقیه» را «شخصیه» می خوانند !
لابد این روزها مطالبه تصمیم قانونی درباره مجلس ( که با مجلس است) را به چند منتقد مذاکرات یا قالیباف تقلیل دهند!
یا مشارکت پایین را بهانه و اینبار مجلس را «عصاره جمهوریت» نگیرند!
و فرار از شرّ مجلس را برای «محفلی کردنِ اداره کشور» بخواهند!
مراقبان قانون اساسی و مردم سالاری دینی نباید ساکت بمانند!
محسن قنبریان
[۱] مشروح مذاکرات ص۲_۸۸۱
حجت الاسلام والمسلمین قنبریان
شب اول روضه آخر صفــــــــــــر۱۴۰۴/ مشهد هیأت لبیک
درباره این تفاوت و قواعد مواجهه با هر یک بیشتر بخوانید و بشنوید:
خلاصه جلسه اول بحث «اختلاف آری، تفرقه نه»!
خلاصه جلسه دوم بحث «اختلاف آری، تفرقه نه»!
محسن قنبریان
اتهام اصلی ای که علیه امیرالمومنین(ع) ساخته و پرداخته شد، جنگ با مسلمان و مسلمان کُشی بود!
تا پیش از این، جنگهای خلفا در فتوحات یا علیه مرتدین صورت بندی می شد.
آن اتهام می توانست معجزه علی(ع) در اتحاد اسلامی را آسیب بزند.
به تعبیر ابن ابی الحدید، امام (ع) توانسته بود اتحادی بین موافقین و مخالفین قتل خلیفه سوم (عمیق ترین اختلاف آن روزها) ایجاد و هر دو را در لشکر خود بسیج کند[۱].
حفظ این اتحاد بلکه گسترش آن به مردم شهرها و استان های دیگر و غیر لشکریان برای حضرت امیر(ع)، یک اولویت مهم بود.
لذا هم با طرف های جنگ (معاویه/طلحه و زبیر /و…) نامه ها و احتجاج ها دارد[۲]؛ هم برای مردم عادی شهرهای مختلف که در سپاه او حاضر نیستند و حتی بعضاً ساکن در مناطق خروجِ آن باغیان هستند، نامه می نویسد [۳]و توضیح می دهد.
نامه ۵۸ نهج البلاغه یکی از آنهاست:
کَتَبَهُ إلى أَهْلِ الاْمْصارِ یَقُصُّ فیهِ ما جَرى بَیْنَهُ وَبَیْنَ أَهْلِ صِفینَ.
از نامه هاى امام(ع) به اهالى (تمام) شهرهاست که آنچه را میان آن حضرت و اهل صفین واقع شده در آن، بیان کرده است.(نامه را اینجا بخوانید)
این اقدامات را می توان دیپلماسی عمومی علی(ع) خواند که غیر از والیان و حاکمان مناطق، مردم را هم مورد تخاطب و توضیح خود قرار می دهد تا اتحاد اسلامی علیه دشمن واحد را بسازد یا نگهدارد.
شرایط کنونیِ ما:
این شرایط، اتهام را جدی تر کرد، برخی چهره های مشهور عربی، جامعه الازهر و… را هم به واکنش علیه ایران واداشت.
اینجا تأسی به امیرالمومنین (ع) در ساخت دیپلماسی عمومی برای حفظ و نگهداری اتحاد اسلامی علیه آمریکا و اسرائیل و حتی اسلام آمریکایی و دست نشاندگانش جدی تر می شود.
پاسخ های فضلا و مراکز حوزوی به الازهر که غیر از برخی اشکالات مضمونی، فقط در فضای ایران می چرخد، کارِ نامه ۵۸ نهج البلاغه را نکرده است!
هر چقدر میم ها و کلیپ های هوش مصنوعی علیه ترامپ، دست برترِ جنگ رسانه ای را به ایران داده، کار تمییز و مؤثر برای جهان اسلام در رفع اتهامات ایران کمیاب است؛ بلکه بعضاً با سُخره گرفتن برخی نمادهای عربی، گوشه ای از پازل «ایران هراسی» می شوند.
مداحان که در این جنگ بلندگوی اصلی را دست گرفته و رجزهای آنها پرتکرارترین شد هم در خوانش های محدود عربی، کمتر چنین مقصدی را دنبال کردند. پیام اتحاد اسلامی با مردم منطقه علیرغم دفاع از خود مقابل آمریکا و اسلام آمریکایی، کمتر مضمون مداحی ها شد.
برنامه های برون مرزی رسانه ملی نیز هیچکدام اندازه یک استاد دانشگاه تهران در الجزیره( دکتر حسن احمدیان) نتوانست در فضای عربی_اسلامی پژواکی بسازد!
شروع دهه امامت (عید قربان تا غدیر) می تواند فضایی برای جبران این نقیصه باشد، چنانچه با ندانم کاری می تواند اتهام «شیعه هراسی» و «امپریالیزم شیعی» را در اذهان مسلمانان منطقه تثبیت کند!
محسن قنبریان/ عید قربان/۱۴٠۵/۳/۶
مطلب مرتبط: غدیریه امسال؛ فرصتها، تهدیدها!
[۱] ر. ک: شرح ابن ابی الحدید ج۷ص۷۲و۷۳
[۲] فقط نامه های نهج البلاغه را مرور کنید می بینید بیشترین نامه ها به معاویه و احتجاج با اوست.
[۳] نامه به بصریان و مصریان و… را می توانید در نامه های نهج البلاغه ببینید.
[۴] اضافه کنید تا قبل از طوفان الاقصی در منطقه اسلامی با فاصله اندکی از اسرائیل بزرگترین تهدید برای کشورهای اسلامی تلقی می شده ایم!(اینجا)