سلسله محتوای نظریات شهید بهشتی در زمینه حکمرانی ـ ویدئوی سوم
بایگانی برچسب: s
بازار آزاد چگونه شورش اجتماعی و سرکوب سیاسی میآورد؟!
اقتصاد آزاد مبتنی بر آزاد سازی قیمت هاست تا عرضه و تقاضا، تعادل بیافریند!
رضایتِ اقتصادی فروشنده و خریدار در چنین بازاری، “طبیعی” توجیه می شود!
درحالیکه می دانید برخی کالاها با وجود تقاضای عمومی، عرضه کننده نامحدود ندارد؛ تبانیِ قیمت و انحصار به وجود می آید.
رضایت مشتری در این شرایط بخاطر “اضطرارش” است نه “انتخابش”!
اما بازار آزاد همین را “تجاره عن تراض” می خواند!
شهید بهشتی در اینباره لازمه بیّنی می شمارد:
“در اینجا می گوییم همان “رضایتی” که می گویید طبیعی است، این “نارضایتی” و خشم و انقلاب هم طبیعی است!
…مدتها ۹۰٪ از آن من بود، ۱۰٪ از او، حالا واکنش دیگر این است که این دفعه ۱۰۰٪ از او باشد و دست من هم به کلی از کار انباشته ام کوتاه شود. این هم واکنشی طبیعی است! قانون طبیعیِ “عمل و عکس العمل”. شما هرچه توپ را محکم تر به دیوار بزنید، توپ هم محکم تر بر می گردد!
… می گوید می خواهم با معیارهای طبیعی زندگی کنم: “عرضه” طبیعی، “تقاضا” طبیعی، “رضایتِ” به دنبال آن طبیعی؛ “خشمِ” به دنبال آن هم طبیعی، “انقلابِ” به دنبال آن هم طبیعی؛ این تندروی، تندروی در عکس العمل هم طبیعی! همه اش طبیعی است”! (بانکداری، ربا و قوانین مالی اسلام ص۸۲)
یک نسبت مستقیم دیگر:
اقتصاد آزاد با هر مکانیسم قیمتی مخالف است، اما هم زمان “سرکوب دستمزد کارگری” را توجیه می کند!
جالب اینکه اینجا هم بین اقتصاد به سیاست پل می زند:
به تشکل های کارگری و اتحادیه های صنفی حمله می کند و محدودیت می سازد تا در سرکوب دستمزد موفق باشد!
به تعبیر دیگر: سرکوب برای اکثریتها / آزادی اقتصادی برای گروههای کوچک ممتاز!
از اینجاست که نائومی کلاین بین شوک اقتصادی و شوک الکتریکی نسبت مستقیم می بیند! و معتقد است: بازار آزاد بدون پلیس به جایی نمیرسد!
محسن قنبریان ۱۴۰۳/۱۰/۵
مسئلههای امروز قشر حزب اللهی چیست؟؟
| آیا قشر حزب اللهی فقط نماینده چند معروف و منکر خاص شده؟؟
حجتالاسلام قنبریان پاسخ میدهد… |
اعتراض یک فرصته یا تهدید؟؟
مقصر عقب ماندگی در عدالت کیست؟؟ |
|
فرق دعوت به خیر،ارشاد جاهل و امر به معروف و نهی از منکر |
سرنوشتِ ایران!
سرنوشت ایران اسلامی با سرنوشت مقاومت گرهخورده است؛ اگر شما کاری به دعوای فلسطین نداشته باشید، اسرائیل کار دارد!
حجتالاسلام محسن قنبریان
تیزر/ مجموعه گفتگوی اینترنتی “سدید”
لوازم نقش آفرینی مردم در عرصههای کلان کشوری چیست؟
امر به معروف و نهی از منکر مختص به یک عده خاص است؟
باحضور جناب حجتالاسلاموالمسلمین
محسن قنبریان / استادحوزهودانشگاه
فیلم کامل مجموعه گفتگوی اینترنتی “سدید”
تیزر/ مجموعه گفتگوی اینترنتی “سدید”
سخنرانی/ ربیّون و جامعه ربّانی
مراسم عزاداری دهه دوّم محرم الحرام به همت هیات الزهرا(س) دانشگاه شریف با دعوت از حجت الاسلام قنبریان برگزار شد. این سخنرانی با موضوع «ربیّون و جامعه ربّانی» منتشر میشود.
مردمیسازی تشکیل کابینه و مراقبت هایش!
رئیس جمهور منتخب دستورالعملی برای انتخاب اعضای کابینه صادر کرده است که قسمتی از آن را می بینید.
آقای خاتمی در ۷۶ سه نفر خاص (دونفرش با سابقه اطلاعاتی) را مامور معرفی کابینه کرد!
دولتهای بعد نیز از محفل ها و لابی ها یا نظرات شخصی رئیس جمهور منتخب استفاده کردند.
این ابتکار جدید می تواند اتفاقی واقعی در مردمی سازی باشد؛ البته در مرحله ابتدایی معرفی کابینه، نه مردمی سازی کامل دولت!
مردمی سازی، شعاری تکراری و دست مالی شده است که زیاد گفته می شود و در واقعیت کمتر انجام می شود؛ در بهترین حالت “مردمی بودن دولتمرد” جای “مردمی سازی حکمرانی” نشسته است.
خدا را چه دیدی شاید پزشکیان در تحقق مردمی سازی از مدعیان و مصرف کنندگانش پیشی گرفت!
اما باید در عمل دید چقدر این آیین نامه مردمی متولد می شود؟
باتوجه به بی رونقیِ مثل اصل۲۶ قانون اساسی و فقدان تشکل های فعال و فراگیر دانشگاهی و صنفی و… احتمال دارد باز بنام مردم همان لابی های خاص قدرت و آدم های تکراری، نماینده بفرستند و همان شود که بود!
مثلا a و f همان b شود؛ یعنی نخبه و عضو ستاد فقط از همان گرایش اصلاحات گردد!
حتی c در عمل برخی چهره های b در تشکل های نیمه جان موجود شود!
نباید برای چند هزار تاجر، d قرار داده و اتاق بازرگانی رسما در انتخاب کابینه هم اثر کند؛ اما برای ۱۵میلیون کارگر نماینده واقعی گرفته نشود!
” نسبت کار و سرمایه” نه فقط در وزارت کار که در وزارتهای صمت و حتی بازرگانی (که اتاق بازرگانی دوست دارد وزارتش کند) موثر است.
محسن قنبریان
مردم آرمانهای انقلاب ۵۷ را میخواهند، اما همه را با هم.
اما جریانهای سیاسی هر کدام به سمت بعضی از آنها میروند.
سه طریق برای افزایش مشارکت.
حجت الاسلام والمسلمین قنبریان
دوران کارآمدی مقاومت
چرا گفتگو پیرامون مقاومت، جامعه پذیری بالایی دارد؟
حجت الاسلام محسن قنبریان
لینک دانلود «دوران کارآمدی مقاومت»
وحدت یا خلوص؟!
(برای آنها که میخواهند مساله مشکل حل کنند؛ نه ساده انگاران!)
«یک سؤال دیگر این است که بعضیها میگویند وحدت، بعضیها میگویند خلوص؛ شما چه میگوئید؟ من میگویم هر دو.
خلوص که شما مطرح میکنید -که ما بایست از فرصت استفاده کنیم و حالا که غربال شد، یک عدهای را که ناخالصی دارند، از دائره خارج کنیم- چیزی نیست که با دعوا و کشمکش و گریبان این و آن را گرفتن و با حرکت تند و فشارآلود به وجود بیاید؛ خلوص در یک مجموعه که اینجوری حاصل نمیشود؛ ما به این، مأمور هم نیستیم.
در صدر اسلام، خوب، با پیغمبر اکرم یک عده بودند؛ سلمان بود، اباذر بود، ابىّبنکعب بود، عمار بود، کی بود، کی بود؛ اینها درجهی اول و خالصترینها بودند؛ عدهای دیگر از اینها یک مقداری متوسطتر بودند؛ یک عدهای بودند که گاهی اوقات پیغمبر حتّی به اینها تشر هم میزد. اگر فرض کنید پیغمبر در همان جامعهی چند هزار نفری -که کار خالص سازی خیلی آسانتر بود از یک جامعهی هفتاد میلیونی کشور ما- میخواست خالصسازی کند، چه کار میکرد؟ چی برایش میماند؟ آن که یک گناهی کرده، باید میرفت؛ آن که یک تشری شنفته، باید میرفت؛ آن که در یک وقتی که نباید از پیغمبر اجازهی مرخصی بگیرد، اجازهی مرخصی گرفته، باید میرفت؛ آن که زکاتش را یک خرده دیر داده، باید میرفت؛ خوب، کسی نمیماند.
امروز هم همین جور است. اینجوری نیست که شما بیائید افراد ضعافالایمان را از دائره خارج کنید، به بهانهی اینکه میخواهیم خالص کنیم؛ نه، شما هرچه میتوانید، دائرهی خلّصین را توسعه بدهید؛ کاری کنید که افراد خالصی که میتوانند جامعهی شما را خالص کنند، در جامعه بیشتر شوند؛ این خوب است.
از خودتان شروع کنید؛ دور و بر خودتان، خانوادهی خودتان، دوستان خودتان، تشکل خودتان، بیرون از تشکل خودتان. هرچه میتوانید، در حوزهی نفوذ تشکل خود، برای بالا آوردن میزان خلوصهای فردی و جمعی تلاش کنید؛ که نتیجهی آن، خلوص روزافزون جامعهی شما خواهد شد. راه خالص کردن این است.
وحدت هم که ما گفتیم – که بعد سؤالات دیگری هم در این زمینه شده – منظور من اتحاد بر مبنای اصول است.
بنابراین وحدت با کیست؟
با آن کسی که این اصول را قبول دارد. به همان اندازهای که اصول را قبول دارند، به همان اندازه ما با هم مرتبط و متصلیم؛ این میشود ولایت بین مؤمنین.
آن کسی که اصول را قبول ندارد، نشان میدهد که اصول را قبول ندارد یا تصریح میکند که اصول را قبول ندارد، او قهراً از این دائره خارج است.
بنابراین با این تفصیل و توضیحی که عرض شد، هم طرفدار وحدتیم، هم طرفدار خلوصیم».
(۸۹/۵/۳۱رهبر انقلاب اسلامی)
* برای بیشتر تعمق کردن: سخنرانی/ ولاء ها و ولایتها در قرآن