بایگانی ماهیانه: بهمن 1404

خدای ایران، خدای شن های طبس!

روز بزرگداشت زینب کبری(س)، فقط روز گریه و عزا نیست؛ «روز تصغیر و توبیخ مستکبران» است.

روز بلندکردن این شعارش هست که علیرغم مصائب بزرگش، به مستکبر زمانش فرمود:

«انی لاستصغر قدرک، و استعظم تقریعک و استکثر توبیخک»

«من قدر و منزلت تو را کوچک، سرزنش و سرکوفتت را بزرگ و توبیخت را زیاد می کنم»!

 

سالی که «مستکبرِ دوران» به پایتخت همسایه اش تجاوز می کند و رئیس جمهور قانونی اش را با تحقیر می دزدد و در نیویورک می چرخاند و هم زمان برای ایرانِ حسین خط و نشان می کشد؛ روز بزرگداشت بزرگْ معلم عاشورا باید روز تصغیر و توبیخ یزید زمان باشد!

 

پ.ن:

ویدئو: ماجرای تحویل جنازه های سوخته کماندوهای آمریکایی که آمده بودند جاسوس هایشان را آزاد کنند، اما شن های طبس، «مأمور خدای ایران» شدند، همه در طوفان سوختند؛ مثل بسته ای شکلات تلخ به رئیس جمهورشان تحویل داده شدند!

 

محسن قنبریان

«ایستادگی» ، «ایستایی» نیست!

«تحجّر» (از «حَجَر»:سنگ) یعنی سنگ شدن!
جستجوی عقل و فطرت را بستن و پاس نداشتن سنّت تکامل اجتماعی و «ایستا ماندن» است.

«جَبَل» هم یعنی کوه، اما کوه شدن، نه ایستا ماندن بلکه «ایستادگی کردن» بر سر یافته ها و تکامل هاست.
«انَّ الْمُؤْمِنَ اَعَزُّ مِنَ الْجَبَل…: مؤمن، از کوه محکم تر است؛ زیرا از کوه با ضربات تیشه کم مى شود اما با هیچ وسیله اى از دین مؤمن نمى توان کاست».

جان آدمی یک تصلّب (سفتی و سختی) و یک تذلّل(پذیرش و نرمی) با هم می خواهد تا «نماد ایستادگی» شود نه «نمود ایستایی»:
«نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ وَ هُوَ أَذَلُّ مِنَ الْعَبْدِ»
سفت تر از سنگ خارا (مقابل باطل، طمعِ استکبار و…) و ذلیل تر از برده (مقابل حق، حقوق مردم و…)!

به حسب اخبار دکتر صفورا نعمتی زاده از جونقان، چند روز پیش مقابل چند شعار دهنده که «جاوید شاه» می گفتند(!) فقط شعار داد: «الله اکبر، خامنه ای رهبر».
رتبه برتر دکتری فیزیک او از دانشگاه بهشتی نشان می داد «متحجّر» نیست، بلکه کارش «ایستادگی» مقابل «ارتجاع» و واپس گرایی است!

با درگیر نشدن و فقط متین سر منطق خویش ماندن، خود را مقابل «جنبش سلیطه گی» و «الگوی منحط زنِ غربی» نشان داد.

معلوم شد خصلت دیگر «مومنِ نامتحجر» اما «أصْلَب من الصَّلْد» را هم دارد:
سَهْلُ الْخَلِیقَهِ، لَیِّنُ الْعَرِیکَهِ: طبیعت آرام و برخورد نرم!

این «ایستادگی نجیبانه»، بستره بهتری برای عیان کردن، «داعش صفتی» و تحجر و ارتجاع آشوب گران است؛ اما مثل همیشه مظلوم و مدفون در جنگ روایتهاست!

محسن قنبریان

دُش مَن/ بَه مَن!

در فرهنگ پارسی، «دشمن»، نفْس شریر و بد منش و مقابل آن، «بهمن»(: نیک منش) است.

در فرهنگ اسلامی وجه تسمیه «عدوّ» (دشمن) به «تعدّی» و تجاوز برمی گردد.

 لذا وسعت معنایش، غیر از آن نفْس شریر و خبیث، شامل دوست نمایی که معایب را «ماست مالی»(مُداهنه) می کند، هم می شود[۱]!

این فرهنگ متعالی، شریر و خبیثی که دشمنی اش را آشکار می کند، «سست ترین دشمن در فریب[۲]» معرفی می کند؛ ولو هیچ وقت نباید دشمن را کوچک گرفت[۳].

اما در مقابل، بدترین دشمن ، «مخفی تر در فریب» است[۴].

برای ایران و «مردمِ بهمن» از ۵۷، دو «دُش من» مانده: آمریکا و اذنابش/ اسلام آمریکایی!

عجیب این که با «سرمایه داریِ زالو صفتِ ایرانی» _ که «امامِ بهمن»، آن را اسلام آمریکایی می خواند_ چه در چهره «بازار آزاد»، چه «خصولتی»، «الیگارشی دور زنِ تحریم» یا حتی دولتی، که ریشه نارضایتی و اعتراضِ «مردمِ بهمن» می شود، مُداهنه شده و بعضاً نتایج آن(نابرابری ها و ناکارآمدی ها) را به «انقلابِ بهمن» نسبت دهند تا مردم را دلسرد کنند!

عجیب تر وقتی است که هیچ وقت این «دشمنِ بهمن» حتی اندازه «جوانان بازی خورده اغتشاشات» جدی گرفته نشود!

محسن قنبریان ۱۴دی۱۴۰۴

[۱] .«إنَّما سُمِّی العَدُوُّ عَدُوّاً لِأنَّهُ یَعدو عَلَیکَ ، فمَن داهَنَکَ فی مَعایِبِکَ فَهُوَ العَدُوُّ العادی عَلَیک»

[۲] .«أَوْهَنُ الْأَعْدَاء کَیْداً مَنْ أَظْهَرَ عَداوَتَهُ»

[۳] .«لا تَستَصغِرَنَ عَدُوّا و إن ضَعُفَ»

[۴] .«شَرُّ الأَعْدَاء أَبْعَدُهُمْ غَوْراً وَ أَخْفَاهُمْ مَکیدَه»

پـروازِ تهــران – کــوفه!

الگوی «عدالت علوی» در عبور از بحران اجتماعی و و تنگناهای اقتصادی

سخنران: استاد قنبریان

دانلود سخنرانی «پـروازِ تهــران – کــوفه!» | “دانلود از پیوند کمکی

نمای کلی وضعیت اقتصادی پیش از حکومت امیرالمؤمنین(ع)

×انحراف از بعثت به تقلب اموی

×بحران اقتصاد جنگ‌پایه و رکورد به دلیل توقف فتوحات و کاهش خراج و جزیه

×میراث تورم و سقوط ارزش پول

×تجمع ثروت در دست اشراف و انحصارات

 

تدابیر اصلاحی حکومت علوی

×انتقال مرکز ثقل اقتصاد از نهاد قدرت و سیاست به آحاد مردم

×مبارزه با تعارض منافع و بنگاه‌داری دولتی، منع ورود مقامات به معاملات، ابطال انحصارات

×هدایت سرمایه به تولید و مالیات بر اشرافیت

×استقلال پولی و اصلاح نظام بازار، ضرب اولین سکه اسلامی و‌ طراحی مدل «بیع سَمح»

×نظام حمایتی و تضمین حقوق اجتماعی، رسمیت بخشیدن به حق اعتراض(مظاهره)

 

مدرســـه تـ؋ــــکر و نــوآوری نگــــــاهـ

۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶

آفاتِ «ستایش‌گری» و مسئولیتِ حاکم در برابر «افکارِ عمومی»

در فرازی از خطبهٔ ۲۱۶ نهج‌البلاغه مردی برمی‌خیزد و به ثناگویی و ستایشِ اغراق‌آمیز از امیرالمؤمنین (ع) می‌پردازد. واکنشِ حضرت، که نشان از ناخشنودیِ ایشان از این مدح و ثنا دارد، سرآغازِ طرحِ چندمسئلهٔ بنیادین در حوزهٔ حکمرانی و اخلاقِ سیاسی است. محور اصلیِ این گفتار، فراز زیر است:

> «إِنَّ مِنْ أَسْخَفِ حَالَاتِ الْوُلَاهِ عِنْدَ صَالِحِ النَّاسِ، أَنْ یُظَنَّ بِهِمْ حُبُّ الْفَخْرِ وَ یُوضَعَ أَمْرُهُمْ عَلَى الْکِبْرِ»

↲ از پست‌ترین خوى زمام‌داران در دیدۀ مردمِ پارسا، این است که به ایشان گمان برده شود دوستدارِ ستایش‌اند و بنای کارهاشان بر کبر و خودخواهى گذارده شده است.

۱. سخیف‌ترین حالتِ حاکمان: گمانِ فخر و تکبّر در نگاهِ مردم

۲. دامنهٔ «گمان»: عمومِ مردم یا صالحان؟

۳. انحصارِ «کبریا» در ساحتِ ربوبی

۴. افکارِ عمومی؛ معیارِ اثباتِ صلاحیت و سلبِ آن

۵. دو روی یک سکّه: اعتمادِ متقابلِ حاکم و مردم به یکدیگر

۶. ثمرهٔ حُسن‌ظنّ حاکم به مردم: رفعِ رنجِ طولانیِ بی‌اعتمادی

۷. درمانِ «میل به ستایش»: انکسار در برابرِ عظمتِ الهی

۸. تمایز میان «اِطراء» و «گزارش کار»: آفتِ «میل به دیده‌شدن»

۹. تجلّیِ عملیِ فروتنی در سیرهٔ حاکم: نامه به عثمان‌بن‌حنیف

۱۰. ثبات قدم در مسیر عدالت

دانلود سخنرانی«۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶»| “دانلود از پیوند کمکی

ادامه خواندن ۱۷ / شرح خطبه ۲۱۶

امسال جشن میلاد جواد الائمه(ع) تاکید بیشتری دارد.

هدیه این کانال در تولد این مولود مبارک:

  1. ۲۵سال افک؛ ۲۵سال تقی!
    نمایی از مظلومیت امام جواد(ع) در سرتاسر عمر شریفشان
  2. مجاوره_محاوره های جوادالائمه(ع)
    ابتکارات امام در مقابل مدیریت تصویر اجتماعی اش توسط دستگاه مامونی و محاصره تبلیغاتی
    چکیده ؛ فایل صوتی
  3. عدالت حاکم، جود شهروند!
    کمونیست ها ضد خیریه و کاپیتالیست ها خیریه را جای عدالت می گیرند؛ تعالیم اهلبیت(ع) چه می گوید؟!
  4. سازمان وکالت و برخی تولیت های هزینه بر!
    تحلیل برخی تولیت موقوفات که خود را بر اموال آل محمد(ص) انداخته اند و موضع امام در قبال آن!

ناکوک!

روایتِ فمنیسم ایرانی از «زن» – دست‌کم در مستندِ «ترانه» – مقابلِ «جامعه» است نه مقابلِ «مرد»!

«زن» در حکمتِ شرقی و سنّتِ اسلامی، حافظِ «نوعِ انسان» است نه «شخص» (خود)؛ برخلافِ مرد!

ریشهٔ «ارجِ مادری»، «نظمِ خانواده» و «نُضجِ جامعه» نیز هم همین است؛ لذا زن، آزادیِ خود را برای آزادیِ جامعه اِعمال می‌کرد و برای زندگیِ جامعه، حجاب را هم معقول می‌دید.

اگر هم در اسفند۵۷ علیه حجاب اجباری(!) تجمّع می‌کرد، شعارش «آزادیِ زن، آزادیِ جامعه» بود!

اما در غرب،  «فرد»  اصالت یافت!

 برای تبدیل «کنش مادی فرد» به خیر عمومی،  مکانیزم بازار، ابداع شد.

از عقل و فطرت، اعتبار زدایی شد. برای عمومی کردن ارزشها، به جز «خشونت» نماند، که خوب نبود؛ پس ارزشها، شخصی اعلام شد!

 انسانی زاییده شد که صرفاً نفع خویش را می‌جُست و طبیعتاً زن در تقابل با مرد قرار گرفت: به‌نامِ آزادی، استقلالش ترجیح یافت و به‌نامِ تبعیض، تفاوتهایش با مرد انکار شد!

اما در فرهنگ ما؛  عقل و فطرت هم‌چنان ابزارِ انتقالِ ارزش‌ها ماند و کنشِ جمعیِ غیرمادّی را برای جامعه‌ای که صرفاً «اعتبار» نیست ، سامان داد.

تفاوتِ جنگِ روسری در اسفند ۵۷ با پاییز ۱۴۰۱ اینجاست.

شعارِ «زن، زندگی، آزادی» نه برای «رفعِ استبدادِ دینی از جامعه» (به‌گمانِ معترضانِ ۵۷ به حجاب)، بلکه برای «آزادیِ خود» در «اصالتِ سبکِ شخصی» سروده می‌شود:

«زندگی برای شخصِ خود» و «آزادی برای این زندگی»!

مستندِ «ترانه»،

تا وقتی که جامعه، «هست»

و ارزش‌هایش با «تبیین» (نه باتوم) مشترک بشود؛

ترانه‌ای ناکوک است.

محسن قنبریان ۷دی۱۴۰۴