بایگانی دسته: یادداشت‌ها و مصاحبه‌ها

مصاحبه‏‌ی حجت الاسلام قنبریان

متن کامل مصاحبه خبرگزاری مهر با حجت الاسلام قنبریان را با عنوان “بسط توحید، مبارزه با اشرافیت و تکریم انسان؛ سه هدف قیام عاشورا” در لینک زیر مطالعه کنید.

http://mehrnews.com/news/4714620

لطیفه!

نزد ما زمینی ها معیار شمارش، “روز” است؛ اما نزد خداوند برای کارهای الهی معیار، “شب” است.
چله موسوی را ۴۰روز نمیخواند، “اربعین لیله” می نامد. “لیله القدر” “اسری بعبده لیلا”و…
سرّش این است که برای سیر معنوی، شب “خصوصیت” دارد نه فقط چون تاریک و آرام است؛ چون”انشاء ویژه ای” دارد.
میفرماید: ان ناشئه اللیل: یک “نشئه” است شب. فقط هوا تاریک نشده، بساط معنوی ای گسترانده شده، فرشتگان خاصی، نفحات خاصی در این پاره وقت ایجاد و انشاء شده است.
لذا برای سالک “أشد وطأ و أقوم قیلا” است. یعنی مقدمات خیلی فراهم است قدمها بهتر برداشته میشود، سخن(کلام الهی یا دعا)هم خوب برپا شده، جاگیرِ قلب میشود.
پس در این چله، شبها و سحرها مغتنم ترند. هرکه غایب بوده، حاضر شود. هرکه حاضر می شده، کمّا و کیفا ارتقاء دهد.

(برش وتدوینی از سخنرانی شبهای قدر۹٨)

بدون شرح!

وقتی به فرمان ابن زیاد، سیدالشهدا(ع) در زمین بی آب و پناه کربلا سکونت داده شد؛ فرستاده ای را با نامه ای فرستاد: “ای حسین! به من خبر رسیده که به کربلا وارد شده ای؛ یزید برای من نوشته که بر بستر نرم نخوابم و آرام نگیرم و غذای سیر نخورم تا تو را به خدای خبیر ملحق سازم، یا آنکه تسلیم من و حکم یزید شوی. والسلام”.

سیدالاحرار به محض خواندن، نامه را دور انداخت!

حامل نامه گفت: پاسخ نامه را بده!

فرمود: “این نامه پاسخ ندارد”!

امام صادق(ع) فرمود: “برای خدای عزوجل بندگانی است…که بوسیله آنان ضیم و ننگ از بندگان دفع میشود…” (معانی الاخبارص۱۶).

کاریکاتورشدن نسبت کار-ثروت !

براساس گزارش وزارت کار، ۳۶٪غیر شاغلین، فقط در دهک دهم(ثروتمندترین طبقه)هستند!

یعنی ثروت آنها با شغل و کارشان به دست نمی آید!

از آنطرف حقوق کارگری هم زیر خط فقر اعلان شده است!

یعنی کار نتوانسته حتی کفافِ در شأن آنها را تأمین کند!

شهید مطهری: “خوشا به حال اجتماعی که سیستم اقتصادی اش به شکلی باشد که راه درآمد “منحصر” باشد به فعالیت[کار]، و آثار فعالیت فرد هم مخصوص خودش باشد. بدا به حال اجتماعی که کار درآن اجتماع صَرف نکند اما بورس بازی و کارهای غیر تولیدی و کارهای انحرافی در آن صرف بکند و بالاخره فعالیت مفید و سالم، راه درآمد نباشد”(مجموعه آثار ج۲۰ص۴۰۷).

تحیّر یا تیر؟!

آقاجــان!

نه این که بین من و یاران عاشورایی حسین نسبتی است!

پس قیاس‌ام، ادعا نیست.

اما:

واقعا تحمل تحیّر سخت تر است یا تیر؟!

ندانم برای غیبت هر هفته افزونت چه باید کرد؟! کلیشه های دعا و صدقه، جوابم نشود و آرامش در از یاد بردنت بشود!

خوش به حال سعید بن عبدالله حنفی که دانست برای امامش چه کند!

بد به حال منی که نمی دانم برایت چه باید کرد!

 

از راه می رسند بهاران و عیدها

مانده ولی به راه تو چشم امیدها

مولتی میلیاردرهای سفیه!

اخبار سرو بستنی با روکش طلا و اخیرا پیتزا با روکش طلا را شنیده اید. قیمت هنگفت آنها که حدود نیم یا یک سوم مزد یک کارگر است را هم میدانید!

برخی به اشتباه این موارد را “اسراف” می خوانند و از این حیث حرام!

در حالیکه اینها از مصادیق “تبذیر” است که قرآن آنرا “اخوت با شیطان” می خواند(۲۷/إسراء) و غیر کبیره بودن گناه آن اثر فقهی متفاوتی با اسراف دارد.

اسراف، مصرف کردن مال در جای مناسب خود است اما بیش از حد نیاز. اما تبذیر، هزینه کردن مال است در غیر جای مناسب خود حتی اگر خیلی زیاد نباشد!(مستمسک العروه/حکیم ج۷ص۳۳۹) مثلا شیر برای خوردن است اگر پهلوی صفتی، وان حمام را از آن پر و درش آب تنی کرد میشود تبذیر.

ثمره فقهی این است که اگر این موارد صدق تبذیر کرد، غیر از حکم تکلیفی (حرمت و گناه کبیره)، حکم وضعی حَجر هم برای صاحبش ثابت است! او شرعا “سفیه”است. و به حکم حاکم از تصرف در همه اموالش ممنوع می گردد(جواهر الکلام ج۲۶ص۵۲)!

اینکه چنین غذاهایی از مصداق تبذیر و موجب سفه و حجر است بسیاری از فقهاء فتوا دارند و برخی ادعای عدم اختلاف فقهاء در آن(ر.ک:مفتاح الکرامه ج۵ص۲۵۴)

بدین طریق مولتی میلیاردرهای هنجارشکن را شرعا میشود در همه اموالشان ممنوع التصرف کرد!

مرگ بر آمریکا و اسلام آمریکائی!

واشنتگن پست گزارشی از مانور تجمل آقازاده های مسرف و دارای رانت در ایران که موجب خشم عمومی مردم شده اند نوشت. از خودروهای لوکس و اقامتگاه های مجللشان گزارش داد و افزود: “اما تعداد کمی در ایران می‌توانند با توجه به افزایش هزینه‌ها و کاهش توان مالی از چنین آسایشی برخوردار باشند”!

چندی پیش پمپئو نیز در سخنانی تحریک آمیز مثل همین سخنان را گفته بود!

جالب اینکه ریچارد نفیو(طراح تحریم هوشمند ایران) در کتابش صراحتا هوشمندی تحریم را به این مثال میزند که مانع واردات کالاهای لوکس به ایران نشدیم تا تجمل طبقه بهره مند موجب شکستن استقامت عمومی مردم شود!

یعنی با دستی مانور تجمل آقازادگی را مهندسی کن و با دست دیگر از نداری مردم و تبعیض و مشکل آقازادگی و فرهنگ “تبار گماری”(Nepotism) برای مردم حرف و گزارش تهیه کن!

برای انتقاد از اشرافیت مذهبی در دادگاه، دادیار محترم می گفت: حاج آقا، ترامپ که میخواهد ریشه روحانیت و نظام را بکند شما چرا کمک کنید؟!!

اینبار شاید هر مومن انقلابی مطالبه گری از آسیب های درونی نظام انتقاد و علیه آقازادگان مسرف یا برخی پدران بدتر از خودشان گفت و نوشت، متن واشنگتن پست و حرفهای پمپئو هم ضمیمه پرونده شود که حرفها و اقدامات شما قطعه ای از پازل آمریکاست!!!

مغز متفکر اصلاحات هم همین روزها از شکاف پایین شهر-بالای شهر و ظرفیت شورش اجتماعی اش نوشت !

به این می گوید: دابل برد!

مطالبه به حق انقلابی، شورش آمریکایی شود، برد آنهاست! کرم آقازادگی فاسد و رانت هم در تنه انقلاب بماند، برد!

حال مردم انقلابیِ آمریکاستیز چگونه در ۴۰سالگی انقلاب خود را از فاسدان و مسرفان بیمه و همزمان آمریکایی ها را پشیمان کنند؟ هنر لشکر مومن مطالبه گر است.

انتظار در تراز ندبه ۲

منتظر واقعی از “حیرتی” رهیده و به “حیرتی” رسیده است!
*وقتی عملت پشت سر درکها و کشفهایت ندود دچار حیرت میشوی. حیرتی مذموم از بی تحرکی و بی عملی. امام صادق(ع) فرمود: “طول التسویف حیره: فردا فردا کردنت طولانی شد، دچار حیرت میشوی”. وقتی”دانسته” را “به کار نبستی”، بار بعد مرددتری که انجام دهی یا ندهی؟!
تیزهوش ترها و بفهم تر ها بیشتر در معرض این اختلالند(پژوهش دانشگاه میشیگان بر اعضای انجمن بین المللی تیزهوشان)!
*اگر دانسته ها را بکار بستی و عازم شدی و پشت هر علم-عملی دنبال آرمانت بودی و دیدی انگار نمیرسی، “حیرتی دیگر” می آید. حیرت است اما جنسش متفاوت از قبلی. مادری که بچه اش را در شلوغی گم کرده، پرتحرک است اینسو و آنسو می دود نه “اطمینان” که “هر گمان” را پی میگیرد در پشت هر دودیدن و سرکشیدن امید، پیدا کردن بچه اش را دارد وقتی نمیرسد، “حیرت” می کند میداند در امتداد یکی از همین راههاست که رفته اما کدام است؟!
این “حیرت” منتظر است! و دوباره شروع می کند از اول…
وقتی به این حیرت رسیدی که امام ات پشت همین اعمال فردی و اجتماعی لازم و مکارم و فضایل ضروری است اما انجام همه، تو را به او و روزش نمی رساند، “حیرت” می کنی اما از جنس آن مادر… و دوباره از سر میگیری…
“الی متی احار فیک یا مولای…؟!”
تا کی در حیرت و سرگردانت باشم آقای من؟!

انتظار در تراز ندبه ۱

برای سؤالها و نیازها، دلتنگی ها و ناکامی ها، آرزوها و آرمانهایت وقتی از سوی هیچکس جواب داده نمی شوی، چه حالی داری؟!

-احساس می کنی راه نفست بسته است و پا روی گلویت گذاشته اند!

 

حال وقتی برای همانها، آدم های معمولی، بزرگترهای فقط مسن تر، جامعه غیر آرمانی به تو توجه کنند و در حد و قواره خودشان جوابت دهند و سرگرم و آرامت کنند، چه؟!

آیا اینجا هم احساس می کنی راه نفست بسته است…؟!

 

آدمهایی که جوابها و قضاء حوائج را ناقص و ناخالص دیده و کامها و آمال جدید را سرگرمی دیدند و باز راه نفسشان بند آمد و چشمشان به افق برتر دوخته شد، آنها دارند در تراز دعای ندبه، منتظر می شوند:

عزیز علی أن اجاب دونک و أناغی

“برمن سنگین شده غیر تو جوابم می دهد و مثل حرف زدن با نوزادان سرگرمم می کنند!”

سخن‌نگاشت| معضل آقازادگی

می شد بعد از ۴۰ سال نهضتی راه بیفتد برای حق آقازاده ها! بگویند گناه مصطفی های رجال سیاسی کشور چیست که پدرشان “آقا” است و به خاطر آن باید حتی از اشتهار درس و بحث و منبر هم محروم باشند. اما متاسفانه فقط چند مصطفی چنین ماندند و حالا جنبش فرزندت کجاست جایش شکل گرفته است!

تجربه از تاریخ می گوید برای جلوگیری از معضل آقازادگی در جامعه، باید غیر از فضای اخلاقی و روحیه انقلابی خانواده، ضمانت بیرونی هم درست کرد. چنانچه در سیره معصومین شاهد هستیم.

مطلب مرتبط: