بایگانی دسته: پیام‌ها و تحلیل‌ها

۰۱/ پیش درآمد

پیش درآمد:
چرا پرسش از رهبری؟!

چکیده درآمد:

پرسش از کار رهبری و ورود و عدم ورود او دوگونه است:

  • برخی بعنوان مقصر از او می پرسند
  • برخی هم بعنوان اینکه به لحاظ دینی ولایت پناه گاه است یا به لحاظ حقوقی و قانون اساسی اوست که گره گشای قوای دیگر تعریف شده است.

در این مباحث در دو سطح از رهبری می پرسیم:

  • چرا چنین و چنان نمی کند؟! مثلا چرا مأمور ویژه برای پیگرد نمی فرستد؟ چرا احکام ویژه(مصادره و…)صادر نمی کند؟!و…
  • وقتی چنین و چنان نمی کند پس برای مشکلات و بن بستها و آسیبها چه می کند؟!

با ما همراه باشید…

چرا رهبری در مسائل داخلی، مثل خارجی انقلابی برخورد نمی‌کند؟!

چرا رهبری در مسائل داخلی، مثل خارجی انقلابی برخورد نمی‌کند؟!

چرا برنامه نبود اسرائیل تا کمتر از ۲۵سال دیگر جدی است اما نبود فساد و تبعیض در کشور بعد از ۱۶سال از فرمان ایشان هنوز جدی نیست؟!…
در تحلیل هفته آتی بدین خواهیم پرداخت.
نظرات و پرسشها را از امروز از طریق ادمین ارسال کنید.
@admin_ghanbarian

همچنین می‌توانید سوالات خود را برای ما بفرستید تا انتقال به ادمین را ما انجام دهیم (جهت سهولت کار)

تعریف و تهاجم بجای دفاع منطقی!

مدیر شبکه الاهواز در دفاع از جشن کذایی تالار کیانپارس در مصاحبه با سایت خبری-تحلیلی فردا جای دفاع منطقی، مقداری تعریف از آیت الله جزایری(زیدعزه) و مقداری هم تهاجم علیه آقای صدرالساداتی و آنان که اعوان و انصارش خیال میکرد، تحویل فرهیختگان داد. خدا کند تعریف‏‏‌هایش مثل تهاجماتش نباشد و الا خداوند عالمان خدوم ما را از داشتن مدافعانی که یکی شان از صد دشمن بی‌نیاز می‌کند، حفظ نماید.
در تهاجم به جناب صدرالساداتی بنده را هم جمع بسته که: “رفقایش را به شما بگویم، آقای دهقان و قنبریان همین الان هم همراهش هستند[!] این‌ها تیم هستند کار می‌کنند هدفشان هم نه اسلام است و نه انقلاب و نه مردم اصلا کاری به انقلاب ندارند. الان می‌خواهند آیت‌الله‌جزایری را بزنند[!]…این صدر‌الساداتی مأمور است یا بهش پول می‌دهند یا نمی‌دهند… اینها یک جریان هستند و یک تیم هستند و یک هدف دارند تخریب آیت‌الله‌جزایری[!] “.
اشهد بالله که بنده هنوز نه آقای صدر‌الساداتی را دیده‌ام و نه با او حرفی زده‌ام و نه ارتباطی دارم. آقای دهقان را هم الان اسمش می‌شنوم!
چون اهل اینستاگرام نیستم حتی پیچ اینان را هم تعقیب نمی‌کنم و از مطالبشان عمدتا بی‌خبرم. در مسأله جشن تالار کیانپارس هم تا قبل از این خطوط ورودی رسانه‌ای نداشتم. خبر جشن را هم در رسانه‌ای خوزستانی دیدم و البته پیچ آقای صدر‌الساداتی و هم خبر جشن در پیچ خود آیت‌الله هم به شکل عکس ارسال شده و دیده‌ام.
حقوق بگیر جایی نیستم و شهریه هم -جز از رهبر معظم- نمی‌گیرم چه رسد به موساد و mi6 یا آنجاهایی که مامورها مأمورش می‌شوند!
از اینها نازک‌تر را هم اگر کسی به جناب ایشان گفته بود فردا دادگاهی بود که بگذریم…
از قضا بنده نیز مثل ایشان -و شاید واقعی‌تر از ایشان- آیت‌الله‌جزایری را امام جمعه‌ای توانمند و سخت‌کوش و فعال می‌شناسم و به او ارادتمندم. گناهم هم یک نقد علمی بر سخنان آن عزیز بوده که بی‌جواب ماند و جوابش به جاهای دیگر حواله شد!
کاش آیت‌الله عزیز -که عکس گریه بی‌تابانه‌اش برحسین(ع) قاب ذهن من مانده نه این عکس‌ها- از کلیشه‌های متداول با فراستشان درآید و دوست و دشمن را بازشناسد. “من احبک نهاک” را دشمن و متملقین را دوست نگیرد.

مدیر محترم شبکه الاهواز جز تهاجم و اتهام به این و آن -که همه قابل پیگرد قضایی است- و چند تعریف از آیت‌الله‌جزایری -که خودمان بهترش را سراغ داریم- نتوانست از آن مراسم دفاعی کند بلکه کار را بدتر کرد!
بنده بعنوان خواننده نقدها که قانع نشدم.
“هیچ هزینه‌ای نکرده‌ایم” و “مهمان بوده‌ایم” و “چرا ساده زیستی آیت‌الله را نمی‌بینند؟” که جواب اشکال آن آقایان نیست! آنها به نامه۴۵ نهج‌البلاغه و عتاب تند حضرت امیر(ع) به عثمان‌بن‌حنیف استناد کردند. از قضا عثمان‌بن‌حنیف مثل منذر‌بن‌ابی‌جارود نیست و فرد ساده زیست و متوسطی است. در آن “مهمانی” هم دعوت یک آدم ثروتمندی بوده و از خود یا بیت‌المال هیچ هزینه‌ای نکرده، اما چنان عتاب تندی شده است. اگر مثل منذر بود که خود اشرافی بود حضرت به او، آن می‌گفت که به منذر گفت: “بند کفشت و شتر خانه‌ات از تو بهتر است!”
نکند به نظر آقای “علینژاد” نهج البلاغه‌ی خانه‌های ما هم چاپ آمدنیوز است و این فقرات در نسخه اصلی که در شبکه ایشان موجود است وجود ندارد!

“هتل نبوده و سالن غذاخوری بوده” هم که دعوای عنب و انگور است! تازه در ‌نقدها هم می‌دیدم نوشته‌اند تالار.
“افتتاحیه سالن بوده و هنوز یک دانه عروسی آنجا برگزار نشده” هم که خبط بدتری است که مرتکب می‌شوند.
اشکال کنندگان نوشته بودند این جایگاه شیشه‌ای در عکسها در عرف تالارها مخصوص رقص است!
اگر دفاع بلد بودند باید می‌فرمودند اینجور نیست مثلا این جایگاه چند منظوره است و…! نه بگویند افتتاحش بوده!
چون کار را بدتر می‌کند. چرا که از شما می‌پرسند به چه حقی چهره شاخص مذهبی استان با آن سابقه مجاهدت برای اسلام و انقلاب را برای افتتاح چنین سالنی بردید؟! در فقه نخوانده‌اید هرکاری که جایگاه عزت شخصیت‌های مذهبی را در قلوب دیگران بکاهد چه حکمی دارد؟! حتی خود آن شخصیت هم حق چنین کاری ندارد (ر.ک:ایضاح/فخرالمحققین). از آن عکس قبلی که با شیطنتی چهره آیت‌الله سر سفره‌ای اعیانی در چشم مردم تضعیف شد چرا درس نگرفتید؟! فوروارد کنندگان و پاراف‌نویسان بی‌ادب و آمدنیوز بیشتر مقصرند یا همراهانی که زمینه آن مهمانی‌ها و آن عکس‌ها را فراهم می‌کنند تا دشمن ماهی خود را بگیرد؟!

خوب است یکبار جلوی آیینه یا وجدان بایستند ببینند کیست که خوراک آمدنیوزها را فراهم می‌کند؟!
کاش آیت‌الله، آدم‌های متین‌تر و قوی‌تر و صدالبته دقیق‌تر در رعایت شئون و موازین را انتخاب کند که بحمدلله در بین شاگردان فاضلشان کم نیستند.

محسن قنبریان
۹۷/۵/۲

درباره ایده‌های جذاب‌ساز سیر مطالعاتی شهید مطهری

[با تلخیص]

ایده‌های جذاب‌سازی مطهری از بینش‌های او می‌گذرد
این مطهری را هنوز هم حوزه‌های ما دفع میکند
اگر خون او پای حرف‌هایش نبود این قسمت‌ها حتی سانسور هم می‌شد!

درباره ایده‌های طرح مطالعاتی شهید مطهری اول باید نکاتی را رک و بدون سانسور درباره ایشان و اندیشه‌هایشان بگویم چون بسیار موثر در ایده‌هاست:

  1. آثار شهید را علیرغم گوناگونی و تنوع میتوان به دو حیث کلی تقسیم کرد:
    الف) آنچه محصول مطهری باعنوان یک عالم دینی و مدرس حوزه است
    ب) آنچه محصول مطهری بعنوان یک روشنفکر و مصلح اجتماعی است.
    منظور از “عالم دینی” شناخت و معرفی تراث اسلامی از قرآن و سنت تا حکمت و کلام است.
    منظور از روشنفکر و مصلح، کسی است که درد بشر معاصر را دارد، جامعه و نیازهایش را می‌شناسد و می‌شناساند و از آنجا سراغ دین آمده نسخه درمان می‌برد.
    بین این دو عنوان و حیثیت هم تقابل و تهافت نیست و رابطه رفت و برگشت است. اولی “دانش” افزا و دومی “بینش” ساز است. بینش‌های جدید و عمیق، سؤالات و نیازهای جدید به سرای دانش اسلامی می‌برد و همچنین دانش اصیل اسلامی، بینش صائب‌تری به او می‌دهد از این حیث مطهری بخاطر دانش عمیق‌ترش از اسلام روشنفکر و دردمندی متفاوت از شریعتی است و از حیث روشنفکر و دردمندی‌اش عالمی متفاوت از هم شاگردان خود (نام نبرم بهتر است) می‌باشد!
  2. آثار قسم اول همه دانش‌های مطهری در حوزه عقاید و اخلاق است. از شرح منظومه و کتاب‌های فلسفی‌اش تا بحث‌های اعتقادی‌اش و بحث‌های اخلاقی‌اش
    [فهرست کامل همه قابل تدارک است]
    در این دانش‌ها هم اثر بینش‌های مطهری هست. شبهات جدید و مواجهه با متفکران معاصر و حک و اصلاح و نقد و ابرامها در مواجهه با اندیشه‌ها. اما اینجا ماحصلش دادن دانشی از اسلام است البته دانشی به روز و تازه.
  3. محصولات دسته دوم مطهری حاصل بینش او تحلیل او از زمانه، تاریخ، تمدن، حکومت، جنبش‌ها، سازمان‌ها، حوزه و… است.
    اینجا هم بحث‌های دانشی موج میزند اما آنچه او را متفاوت میکند تفاوت دید او(بینش) و روش طرح و حل و احیانا نسخه درمان او نسبت به سایر عالمان است.
    هم شاگردی‌های خوب و حتی انقلابی او به حافظ و ایران و مثل اینها نپرداخته‌اند. با زن و حجاب یا اقتصاد مثل او مواجه نشده‌اند که کتمان برخی حرف‌ها را حرام بداند. جسارت پرداختن به عیوب روحانیت یا آسیب تقلید(اصل اجتهاد در اسلام-ده گفتار) را به خود نداده‌اند و شاید توجیه‌گر وضع موجود بوده‌اند چنانچه هنوز هم نوعا نمیگویند!
  4. مطهری اگر در قسمت دوم بدون سانسور و با چاشنی تاریخ و بیوگرافی او و مواجهه با او درقسمت بینشی و محصولات مصلحانه‌اش گفته شود فوق العاده برای جوانان آرمان‌خواه جذاب و پرکشش و همانقدر برای بزرگترها و صاحبان کرسی‌ها و تریبون‌ها چالش برانگیز است.
    دروغ نگوییم این مطهری را هنوز هم حوزه‌های ما دفع میکند و او را بایکوت(بله بایکوت!) میکند و فراری می‌دهد. اگر خون او پای حرف‌هایش نبود این قسمت‌ها حتی سانسور هم میشد و سرنوشتی مثل یادداشت‌های اقتصادی او می‌یافت. حوزه بیشتر بعد اول و دانشی او را دوست دارد فیلسوف و متکلمی‌که مباحث را شیرین و عالی و به روز طرح میکند و پاسخگوی شبهات است.
    کجا از گیر دادن او به تحریفات و روضه‌های دروغ، از نظارت بر مرجع تقلید در تقلید، بر عیب‌های سازمان روحانیت و مشکل عوام‌زدگی، از مفت‌خوری و مشکل آقازادگی در بیوتات(رجوع کن به جلد ۴ یادداشت‌ها) و… خوشش می‌آید؟!
  5. ایده‌های جذاب‌سازی مطهری از بینش‌های او میگذرد و در فرد انقلاب میسازد و الا کماکان اقلی، تکراری و ملال آور جلوه میکند. حداکثر اساتید عقاید در هر قسمت به کتاب‌های دانشی او در حوزه عقاید حواله می‌دهند و بحث را ظریفتر و دقیق‌تر میکنند و برخی اساتید اخلاق از بحث‌های اخلاقی او بهره ببرند و در تاریخ اسلام به بحثهای او هم ارجاع شود!
    این مطهری، مطهری سانسور شده و بی خطر و کمک آموزشی است.
    اما مطهری + بینش‌ها، یقه‌گیر و چالشی و مطالبه‌گر و احیاگر و مصلح است.
    طلبه‌ای که پای آن بنشیند با خیلی از رویه‌ها و وضع‌های موجود نمی‌سازد بسیاری از تحلیل‌ها و توجیه‌ها را آبکی و ساختگی می‌بیند منتقد و نقاد میشود و…
    راستش کاستی اصلی برخی اساتید و زعماء، غور نکردن لازم در همین بعد مطهری است. لذا بوی او را نمی‌دهند فکر میکنند مطهری آدمی + فلسفه و فقه و تفسیر و… است!!!
    پس چرا بقیه‌ای که با او اینها را خواندند مطهری نشدند؟!
    متاسفانه برخی فضلاء با گذراندن دروس متداول چون خود را بی نیاز از محصولات دانشی مطهری می‌بینند، اغراء به جهل شده و خود را بی‌نیاز از همه آثار(از جمله بینشی) می‌بینند لذا مدرس یا مبلغی معمولی می‌مانند و راه آن شهید کم راهرو میشود.

(پاسخ به یک پرسش و درخواست برخی مدارس علمیه)

با هجوم موریانه‌ها چه می‌توان کرد؟!

زود میگویی “واحد آمار و بررسی حوزه” ، “دادگاه ویژه”!

آن جزء اول از ۱۰۰ جزء اشرافیت، آنقدر معمول شده که به چشم نمی‌آید در همین مراکز هم به وفور پیدا می‌شود!۱۰۰جزء هم وقتی کامل شد، آدمش را هم باخود پرنفوذ می‌کند که دیگر…!

بگو خیل عظیم طلاب و فضلای پاک و انقلابی می‌توانند چه کنند؟!

“یک زمانی برخی از آقایان علماء منبر نمی‌رفتند چون آنرا خلاف شأن خود می‌دانستند می‌گفتند منبر رفتن دلیل بی سوادی است!… امام گفتند یک وقت بود که این لباس شما[لباس نظامی‌برتن آیت الله خامنه ای در زمان دفاع مقدس] خلاف مروت بود[۱]!”

می‌خواهم بپرسم چگونه جو متحجر و اسلام غیرانقلابی گذشته می‌توانست منبر را خلاف شأن کند اما جو انقلابی حوزه‌های ما نتواند از فلان ماشین و فلان خانه به بالا را خلاف شأن کند؟!

چگونه با وجود درخشش‌هایی مثل سید مجاهد و علماء بسیاری که علیه استعمار لباس رزم برتن کردند، آن عده توانستند لباس رزم را خلاف مروت کنند که صاحبش صلاحیت امامت جماعت بر مردم هم نداشته باشد اما طلاب خوب و انقلابی نتوانند سفره‌ها و مهمانی‌های اشرافی و ساختمان‌های تجملاتی را خلاف مروت کنند و صاحبانش را برای هیچ شأن روحانی‌ای تأیید نکنند؟!

سید جمال اسد آبادی از نو اندیش‌ترین‌های روحانیت بود -که طلاب خوب است روزنامه عروه الوثقی او را کنار عروه الوثقی سید یزدی تورق کنند تا عالم به زمانه شدن را هم تمرین کنند- اما همو در رستوران‌های اروپا و دربار عثمانی بجای قاشق و چنگال و نزاکت‌های ساختگی با دست غذا می‌خورد و بر سادگی پا می‌فشرد. برعکس القاعده، داعش و طالبان با وجود داشتن متحجرانه‌ترین تفکر، از پیشرفته‌ترین ابزار تکنولوژی بهره می‌برند!

آیت الله بروجردی خلاف مروت را حرام می‌دانست و خود اوایلی که تاکسی آمده بود و کم بود و تجملی، درشکه سوار میشد چون تاکسی را در آن وضعیت خلاف مروت می‌دانست![۲]

طلاب و روحانیون ما باید بین خود فرهنگ کنند که عالم به زمانه بودن به موبایل چند میلیونی و کالاهای لوکس غربی نیست به اندیشیدن و بررسی آراء دیگران است…

[۱] رهبری۷۰/۹/۱۱

[۲] نقل به مضمون از درس خارج آیت الله مظاهری جلسه ۱۱شهادات

برای اهواز کدامیک بهتر است؟!

اول دو آمار:
۱٫ اهواز هفتمین کلانشهر اما ظاهرا دومین حاشیه نشین کشور است. ۳۵% جمعیت کل شهر حاشیه نشین اند و ۱۷منطقه محروم و حاشیه نشین دارد!
بحسب پیمایش های منتشره تا سال ۹۰ برای نمونه در مناطق آل صافی: ۸۹/۱%، در عین دو ۹۳% و در زوویه ۴۸/۶% خانوارها درآمدی کمتر از ۲۰۰هزار تومان دارند! برخی از همین مناطق ۷۶/۹% خانوارها بین ۱۰تا۱۰۰هزارتومان درماه داشته اند!!!
سرجمع ۹۳/۱% جامعه آماری این مناطق وضع بد اقتصادی و بیکاری مفرط دارند!(۱)
۲٫ به حسب یکی از پیمایش های منتشره جامعه شناسی: رتبه اقبال به دین در اهواز بین مراکز سایر استانها، ۲۳ است! یعنی دو مرکز استان (تهران و رشت) از آن پایین ترند!
برعکس میزان رشد سکولاریزم بیشتر و رتبه ۲بین مراکز استان را دارد و هم رتبه با تهران است.(۲)
البته خلوص دینی متدینانش بر هیچ کس پوشیده نیست بیشترین و بهترین شهیدان و مجاهدان در همین جاست. برخی ابتکارات فرهنگی و مذهبی اش الگوی کشوری شده و دهها مفاخره دیگر دارد.
حتی اگر به تورهای گردآوری علوم اجتماعی بدبین هم باشیم باز این آمار هشدار دهنده است. عجیب اینکه بین دو پیمایش نسبت مستقیم است ائمه مان فرموده بودند: لکاد الفقر أن یکون کفرا (فقر نزدیک است به کفر بیانجامد). ادامه خواندن برای اهواز کدامیک بهتر است؟!

مستدرکی بر بیان رهبر انقلاب

رهبر انقلاب در دیدار کارگزاران حج (۹۷/۴/۲۵) از حق بالسویه همه مسلمین نسبت به مکه گفتند. و به مستند آن (آیه ۲۵حج) اشاره کردند.

دو حکم اجماعی فقهاء در اینباره:

  1. .عدم جواز خرید و فروش زمین های مکه(برای نمونه ر.ک:المبسوط ج۲ص۱۶۸)
    حداکثر فقط مالک بناء میشوند نه زمین مکه.
  2. سزاور نبودن(کراهت یا حرمت به حسب اختلاف نظر فقهاء) منع حاجیان از ورود و سکنی در خانه های اهل مکه(برای نمونه ر.ک:المبسوط ج۱ص۳۸۵)

مستند این احکام:

  1. آیه ۲۵حج: سواء العاکف فیه و الباد: ساکنان و کسانی که از مناطق دیگر می آیند در بهره وری حق یکسان دارند.(در اینباره بحثهای دقیق فقهی ای مطرح است که مجال طرح نیست)
  2. روایاتی در جوامع روایی (الکافی ج۴بابی با عنوان همان آیه/الفقیه ج۲/التهذیب ج۵/وسائل ج۱۳)که مفید این احکامند. ابن ادریس که عمل به خبر واحد را جایز نمی داند روایات را در اثبات مطلوب متواتر میخواند (السرائرج۱ص۶۴۴)
  3. جماع (السرائرج۱ص۶۴۴)

به حسب روایات این احکام حتی اجراء هم میشده چنانچه امیرالمومنین به قثم بن عباس والی مکه مینویسد که به استناد همین آیه اهل مکه را فرمان دهد هیچ اجاره ای از حاجیان نگیرند(نامه۶۷نهج البلاغه). روایات اولین کسی که به اهالی مکه اجازه داد برای خانه هاشان در گذاشته حاجیان را در ایام حج از سکونت در خانه هایشان منع کنند معاویه بود که این روایات او را فرعون این امت و صاحب سلسله(اشاره به آیات ۳۲و۳۳تغابن درتوصیف عذاب)می نامند. صاحب جواهر همین را قرینه بر حرمت(نه کراهت) می گیرد(جواهر الکلام ج۲۰ص۴۸تا۵۰)

ظرفیت این حکم الهی

صراحت این آیه و حکم شرعی متخذ ازآن این ظرفیت را داشته و دارد که مکه بعنوان “منطقه ای آزاد دینی” و حتی کشوری مستقل برای همه مسلمین باشد که اداره آن مختص به والیان حجاز نباشد. مسیحیان چنین کاری را با واتیکان درون خاک ایتالیا کردند و قوانین بین المللی هم منعی از آن نداشت.

از ظرفیت فقه مقارن می شده در اینباره استفاده کرد بخصوص که فتاوای بزرگان اهل سنت هم از این احکام دور نیست.

از دستگاههای تبلیغی (بعثه، سازمان حج، سازمان ارتباطات، تقریب و…) می شد استفاده و چنین چیزی را در دهه های گذشته گفتمان علمی و مقبول در بین نخبگان جهان اسلام کرد.

سپس در لایه های سیاست مرتبه و مرحله ای از آن را طرح و به مطالبه عمومی تبدیل کرد. کشتار حجاج ایرانی در سال ۶۶ و ماجرای منا در سال ۹۴ فرصتهایی برای پیشرفت در این حکم الهی بود که حج اقلا تحت اشراف سازمان کنفرانس اسلامی اداره شود یا از آن جمع ناظری برحسن اجرای حج نظارت کند و مانند آن.

متاسفانه هیچ یک از این قدمها که مبتنی بر فقه انقلابی اسلام و در راستای نهادینه کردن حج ابراهیمی به احیاء گری امام خمینی بود برداشته نشده است و به کلیشه ای کمرنگ از برائت از مشرکین در صحرای عرفات که هرسال با چانه زنی زیاد و محصور بین چادرها با دادن چند شعار برگزار میشود بسنده شده است.

محسن قنبریان  ۹۷/۴/۲۵

ضرورت فوری متناسب‌سازی مطالبات مردمی با اقدامات جاری!

اول چند مثال:
۱٫ ده سال پیش معرفی مفسدان بزرگ اقتصادی توقع مردم و برندی برای جمع کردن رأی آنان بود. وقتی به هردلیل نشد، الان دیگر معرفی سوء استفاده‌چی‏‏‌های ارز و سکه کسی را راضی نمی‌کند بلکه چرایی‌ها و پرسش‌ها را افزون می‌کند!
۲٫ استرداد ویلای ۱۰,۰۰۰متری یک عالیرتبه و تخریب ویلای غیرمجاز یک وزیر اگر یک دهه پیش اتفاق می‌افتاد انقلاب دوم و سوم تلقی و در بدنه جامعه موج می‌آفرید اما این روزها موجی از خوشحالی و امیدواری نساخت و شاید ابهام‌ها و پرسش‌ها را افزود!
۳٫ تذکر و سؤال از رئیس‌جمهور بخاطر مشکلات اقتصادی و گره زدن همه چیز به برجام بعد از چند بار بازی سیاسی و خرید و فروش امضاء‌ها در ازاء مسائلی پیش پا افتاده در حوزه انتخابیه، دیگر نوید جدیتی از سوی نمایندگان ملت نیست.

تغییر لحن رئیس جمهور را در یک سخنرانی، به تغییر رویکرد دولت تعبیر کردن توسط چند روزنامه‌نگار اصولگرا و ژست رعایت مصالح ملی گرفتن، متأسفانه دیگر احتمال زد و بندی پشت پرده را منتفی نمی‌کند!
اگر اینبار رأی به عدم کفایت سیاسی رئیس دولت خواست عامه باشد، در کشمکش‌های جناح بازی‌های سیاسی محقق نمی‌شود اینبار اصلاح‌طلبان خواهان و اصولگرایان مخالفند! و هردو بیش از حل مشکل سفره مردم، نظرشان معطوف به انتخابات ۱۴۰۰ است. اصلاح‌طلبان می‌خواهند با مخالفت با روحانی سبد رأی را نگهدارند و اصولگراها می‌خواهند با فهماندن خطا به همه رأی دهندگان شانس خود را بیفزایند!
مثل این نمونه ها خبر از یک واقعیت دارد:
سطح و میزان مطالبه‌ی مردم انقلابی از سطح اقدامات جاری بسیار جلوتر است و تغییرات و اقدامات جاری دیوان سالارانه، کندتر از حرکت مردم است. برای مثال ده سال پیش مردم معرفی مفسدان را برای این می‌خواستند که تا ده سال بعد آن فسادها ریشه کن شود، بعد ده سال دیگر توقع ندارند تازه در بخشی محدود معرفی شوند! ادامه خواندن ضرورت فوری متناسب‌سازی مطالبات مردمی با اقدامات جاری!

مناسک شکرگزاری سلامتی مقام‌معظم‌رهبری بعد از ۳۷سال؟!!

چرا رهبری ازمراسم شکرگزاری سلامتی ایشان بمناسبت ۶تیر منع کردند؟!
بهتر است این پرسش را از آن طرف بخوانیم:

  • چرا برخی از ما دوست داریم از هرچیزی مناسکی بسازیم؟مراسم شکرگزاری! جشن تولد رهبر! سالروز آغاز ولایت!و..
  • “مواقف رهبری” و ایست و حرکت ایشان در جریانات اجتماعی را رها می‌کنیم اما “توقف‌گاه” ایشان را در کوهنوردی و دیدار مردمی، جایگاه و “قدمگاه” می‌کنیم!
  • از قرآنی که قاری‌هایش را لعن می‌کند(حدیث)نپرس، از قاری‌هایی که ملعون قرآن می‌شوند بپرس چطور خوانده‌اند که قرآن لعنشان کرده است؟! لابد فقط “اقامه حروف” شده ولی”حدودش ضایع شده” است(بحار/ج۸۵ص۴۳)
  • از مسجدی که قیامت از هم جوارش شکایت می‌کند(حدیث)نپرس، از همسایه بپرس چرا مشارکت در علم و کتل چند صد میلیونی، و منبر بلند مرصع و آیینه و کاشی‌کاری گران، عمارت مسجد برایشان ثبت نکرده ونذری‌های خورده شده شفاعتشان نکرده است و باز متهم‌اند؟! لابد چون در آن عبادت نکرده و رنگ خدا نگرفته‌اند!
  • از عالم و حکیمی که قیامت از قومش شکایت دارد نپرس، از قوم بپرس با حکیم خود چه کرده‌اند؟! چرا تفاخر به او-نوعا پس از مرگ-نامیدن محله و خیابان بنام او و ساخت بارگاه برای او جای آموختن حکمت او و به کار بستن آن را نگرفته و با این همه خرج هنوز او شاکی است؟!

قریب ۲۰دوره کتاب ارزشمند “طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن” مقام معظم رهبری و برخی مبانی دیگر فکری ایشان را در محیط‌های دانشگاهی و مذهبی برای حزب اللهی‌های شهرهای متعدد تدریس کرده‌ام اما در بین این جمعیت آماری بالا-تقریبا از اغلب نقاط کشور-یک غربت خیلی اذیت کننده است: قریب به اتفاق دوستداران مقام معظم رهبری از آراء نظری و فکری ایشان خبر ندارند! ادامه خواندن مناسک شکرگزاری سلامتی مقام‌معظم‌رهبری بعد از ۳۷سال؟!!

پرسش و پاسخ

سؤال:

علیرغم بیان شما این مسأله برایم حل نشد که حفظ جمهوری اسلامی‌آز جان امام زمان هم مهمتر باشد! او آخرین ذخیره خداست و فدا شدنش مساوی با نماندن اسلام است، چگونه انقلابی که در بهترین حالت زمینه ساز ظهور اوست اهمیتش از خود او بیشتر باشد؟!

جواب:

اصل ادعا را اول خوب دریافت کنید:

امام معصوم فدائی اسلام است نه اسلام فدای او.

این حرف ریشه تشیع ماست. شاهان جور اسلام را فدای خود میکردند و به قیمت ماندن خود اساس اسلام هم لازم بود میکندند. اما امام معصوم برای حفظ اساس اسلام یا ارزشهای اساسی آن خود را فدا میکند. گاه از حقش میگذرد تا آن بماند مثل امیرالمومنین بعد سقیفه. گاه به قتلگاه میرود و گاه زندان و…

این حرف نفیس را امام خمینی در مقدمه وصیت نامه و شرح ثقلین به طرز عالی انجام داده حتما بخوانید.

حال اگر حرکتی انقلابی برای احیاء اسلام راستین شروع شد آیا امام خود را وقف آن نمیکند؟ و آیا می نشیند تا پیروز شوند بعد می‌آید؟ مثلا کوفه توسط مسلم فتح شود و امویان در عراق سقوط کنند تا بیاید؟!

واضح است نه! در مقدمات قیام تا نتیجه حاضر به فداکاری است.

این منعی ندارد که اگر شهری شرایط بهتری داشت از آنجا شروع کند. اما آنجا هم مقدمه ای دارد و نتیجه ای. مقدمه خیزش علیه ظالمین است و نتیجه: برپایی حکومت عدل اسلامی.

باز امام در مقدمه هم همراه مردمش هست. حال مقدمه ساز مسلم نامش باشد یا کسی دیگر.

اصلا سیدالشهدا در همین مقدمه(نهضت و خیزش علیه ظالمین) شهید شد نه در نتیجه(پس از تشکیل حکومت).

از این حیثی فرقی بین ائمه نیست و همه فدائی اسلامند. و امام زمان(ع) استثناء نیست.

نکته‌ای که هست پذیرش آن حرف از امام خمینی است که:

الف) انقلاب ایران نقطه آغاز انقلاب جهانی اسلام به پرچم داری حضرت حجت(ع) است.

یعنی اینجا هم خیزش نقطه شروع و مقدمه هست برای آن نتیجه(پرشدن زمین از عدل و داد)

ب) اگر انقلاب اسلامی‌شکست خورد اسلام سیلی ای میخورد که به این زودی کمر راست نمیکند.

اگر این حرف هم قبول شد مقدمه بودن انقلاب ما برای ظهور تاکید و یاری آن ضرورت می یابد.

حال همان حرفهای قبل درباره سیدالشهدا و قیام کوفه را بیاور.

اما ذخیره خدا بودن و آخرین ذخیره بودن او:

این ویژگی امام زمان او را استثناء از قاعده یاد شده نمیکند و باز این سخن درست است که:

حفظ اسلام اصیل -که در نظر امام خمینی در این زمان همین انقلاب اسلامی‌آست- از جان ولی عصر هم مهمتر است.

لکن نکته حائز اهمیت اینجاست که خداوند وعده کرده جان این آخرین ذخیره تا رسیدن به مقصد نهایی حفظ بماند.

بین این که خدا جان این ذخیره را تا رسیدن به نتیجه حفظ کند،

 و بین اینکه این ذخیره از قاعده استثناء باشد فرق است(دقت کنید)

خداوند چنین وعده ای درباره ائمه قبل نداشت که مثلا امام حسین را تا نتیجه حفظ کند لذا در فداکاری امام برای اسلام، شهادت یا اسارت و زندان آنها هم اتفاق می‌آفتاد اما در خصوص امام زمان، فداکاری اش را وعده داده با حفظ جان او باشد تا نهایت کار.

علی التشبیه وقتی قیام حضرت شروع شد و ظهور اتفاق افتاد آیا یک شبه دنیا پر از عدل میشود؟! واضح است نه!

حضرت از لحظه فتح مکه تا گرفتن کوفه، در همه مراحل مقدماتی تشکیل حکومتشان آیا خود نمی جنگند و جلوی تیر و دشمن نمی روند؟! واضح است در همه مراحل فداکاری دارند مثل سیدالشهدا و…

اما فرق در این است که خداوند جان او را حفظ میکند و در مقدمات فدا نمیشوند.

خلاصه: اینکه در مقدمات ایشان فدا نمیشود و به خواست الهی زنده می ماند. با اینکه باید در مقدمات فداکاری کند و نهضت(از مقدمه تا نتیجه) اهمیتش از جان او بیشتر است فرق دارد.(تامل کنید)

اما معنای نظام جمهوری اسلامی‌آن است که در سخنرانی بیان شد نه رجال سیاسی یا نظام اداری(گوش دهید)

یپوند سخنرانی «مواجهه امام خمینی(ره) با مصلحت‌یابی، مصلحت‌بافی، مصلحت‌سازی»